gototopgototop
ورود به سایت



خانه احادیث احادیث از چهارده معصوم«علیهم السلام» امام علی «علیه السلام» احاديث از امام علی «عليه السلام» - بخش 2

احاديث از امام علی «عليه السلام» - بخش 2

میانگین امتیار کاربران: / 332
ضعیفعالی 

امام علي (ع) : 1.دين شخصيت و بزرگي بخشد 2.دانش عظمت بخشد 3.خودخواهي ، سرافکندگي آورد 4.بخشش رفتار پسنديده است 5.سستي ( در همه امور ) تباهي فرصت است. 6.فروتني عظمت آورد. 7.دنيا گذرا است و آخرت پاينده است. 8.عدالت دلپذير است. 9.عقل نگهبان ( انسان ) است.  غررالحکم صفحه 15 
 
امام علي (ع) : 1.پاکدامني ، نعمت است.2.انسان فرومايه ، فريب خورده است.3.انديشه و فکر کردن انسان را هدايت ميکند.4.راستگويي رستگاري آورد و دروغگويي زشتي آورد.5.انسان بخشنده گشاده رو است.6.دروغگويي خيانت است.7.دنيا پرستي ، گمراهي آورد.8.هوس راني هلاکت آورد.9.يقين ( به خداوند ) عبادت است.10.قناعت و ميانه روي ، ثروت آورد.11.حسادت ، انسان را رنجور و بيمار کند.  غررالحکم صفحه 16 
 
امام علي (ع ): 1.تفکر کردن ، عبادت است.2.نااميدي ( از مردم ) ، آزادگي است.3.خودنمايي ( ريا ) شرک ( به خدا ) است.4.خودپسندي ، تباهي است.5.طمع ، زيان آور است.6.پيروزي با دور انديشي است.7.خواهشهاي نفساني آفت اند.8.پاکدامني ، پارسايي است.  غررالحکم صفحه 17
 
امام علي (ع) : 1.صبر و شکيبايي ، بنياد کارهاست.2.بخشندگي ، شايسته ترين رفتار است.3.راستگويي ، ارزشمندي است و دروغگويي ، فرومايگي است.4.ترس از خدا رستگاري است.5.موفقيت ، خواست خداوند است.6.خودپسندي ، کم خردي است.7.دانش ، گنج است.8.ايمان ، رستگاري است.9.نيکوکاري ، شرافت است. غررالحکم صفحه 18
 
مولا علي (ع) : غضب آتشي است مشتعل ، کسي که خشم خود را فرو نشاند ( خشم خود را نگه دارد ) ، آن آتش مشتعل را خاموش کرده است و آن کس که غضب را به حال خودش آزاد گذارد ، ( خشم خود را نگه ندارد ) خود اولين کسي است که در شعله ها ي آن خواهد سوخت .     الحديث جلد 1 صفحه 1
 
امام علي (ع) : دنيا منزل گذران و آخرت مقر جاودان است ، فرصت را غنيمت شماريد و از گذر گاه خويش براي قرار گاه خود ، چيزي ( کار نيکي ) بگيريد و ذخيره اي بيندوزيد.   الحديث جلد 1 صفحه 4
 
مولا علي (ع) : به چيزي که شايسته آن نيستي طمع و تمني نداشته باش .        الحديث جلد 1 صفحه 9
 
مولا علي ( ع) : در ضمن نصايح خود به امام حسن (ع) فرمود : فرزند عزيز بپرهيز از اينکه بر آرزوهاي نفساني خويش اعتماد نمائي زيرا تکيه به آرزوها متاع مردم احمق و کم خرد است .   الحديث جلد 1 صفحه 11
 
مولا علي (ع) : آزاد کسي است که بتواند شهوات ناروا را ترک کند .        الحديث جلد 1 صفحه 14
 
مولا علي (ع) : بنده شهوت اسيري است که هرگز آزادي نخواهد داشت .    الحديث جلد 1 صفحه 17
 
مولا علي (ع) : آدمي به گفتارش سنجيده مي شود و به رفتارش ارزيابي مي گردد ، چيزي بگو که کفه سخنت سنگين شود و کاري کن که قيمت رفتارت بالا رود.         الحديث جلد 1 صفحه 19
 
مولا علي (ع) : اگر از آثار معنوي اين آيه شريف (آية الکرسي) آگاه مي بوديد در هيچ حال ، آنرا ترک نمي کرديد ، پيغمبر اکرم (ص) فرمود : آية الکرسي از گنجينه اي در زير عرش به من عطا شده است و قبل از من به هيچ پيغمبري چنين عطائي نشده است .      الحديث جلد 1 صفحه 22
 
امام علي (ع) : هيچ عملي از انسان در پيشگاه خداوند مورد قبول واقع نمي شود ، مگر اينکه آن عمل را با خلوص انجام داده باشي .       الحديث جلد 1 صفحه 29
 
مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به حضرت حسين (ع) فرموده : خوشبخت و رستگار کسي است که علم و عملش ، دوستي و دشمنيش ؛ گرفتن و رها کردنش ، سخن گفتن و سکوتش ، رفتار وگفتارش تنها بر اساس رضاي الهي استوار باشد و بر خلاف امر پروردگار قدمي بر ندارد .          الحديث جلد 1 صفحه 30
 
مولا علي (ع) : نفس متجاوز و سرکش خويش را با ترک عادات ناپسند خوار نمائيد و با انجام  اوامر الهي وادارش  سازيد و بار غرامتهاي تخلفش را بر وي تحميل نمائيد ، با ارتکاب مکارم اخلاق زينتش کنيد و از پليديهاي گناه مصونش داريد .        الحديث جلد 1 صفحه 34
 
مولا علي (ع) : ناتوان ترين مردم کسي است که به اصلاح نقائص معنوي و سيئات اخلاقي خود قادر باشد و اقدام نکند .    الحديث جلد 1 صفحه 36
 
مولا علي (ع) : اگر فرضا نه به بهشت اميدوار باشيم و نه از آتش جهنم ترسان ، ثواب و عقابي را عقيده نداشته باشيم ، باز شايسته است از پي سجاياي اخلاقي برويم زيرا اخلاق پسنديده و ملکات فاضله است که ما را در زندگي به راه رستگاري هدايت مي کند .       الحديث جلد 1 صفحه 37
 
امام علي (ع) : پندپذيري انسان عاقل به وسيله ادب و تربيت است ، چهارپايان و حيواناتند که تنها با ضرب و زدن تربيت مي شوند .      الحديث جلد 1 صفحه 48
 
 مولاعلي (ع) در ضمن نامه خود به فرزندش امام حسن (ع) نوشت : فرزند عزيز در راه ادب آموزي تو از فرصت استفاده کردم و قبل از آن که دل کودکانه ات سخت شود و عقلت با انديشه هاي ديگري مشغول گردد به تربيتت مبادرت نمودم و وظيفه ي پدري خود را انجام دادم.  الحديث جلد1 ص51
 
 امام علي (ع) : در کسب علم و ادب بکوشيد ، چه آنکه عالم ،عزيز وگرانقدراست ، اگرچه به خاندان بزرگي منتسب نباشد ، اگر چه فقير بي بضاعت باشد ، واگر چه جوان باشد. الحديث جلد1 ص 51
 
 مولا علي (ع) : به کميل توصيه فرمود : در هر حالي که هستي به حق سخن بگوييد ، پرهيزگاران را دوست بداريد ، گناهکاران را ترک گوييد ، با منافقان مياميزيد و با خيانتکاران رفاقت مکن. الحديث جلد 1 ص 62
 
مولا علي (ع) : تکبر کردن با افراد متکبر، خود عين تواضع است. الحديث جلد 1 ص 66
 
علي (ع) : آنکس که شرم و حياءاش کم باشد ، اجتنابش از گناه کم خواهد بود. الحديث جلد 1 ص 72
 
مولا علي (ع) : شرم و حياء آدمي را از کارهاي ناپسنديده باز مي دارد. الحديث جلد 1 ص 72
 
 مولا علي (ع) : هيچکس حيا نکند از اينکه اگر چيزي را نمي داند ياد بگيرد. مردان با ايمان چيزي را که نمي دانند با کمال صراحت مي گويند نمي دانيم ، و از اينکه به ناداني خود اعتراف نمايند حياء نمي کنند.  الحديث جلد1 ص 76
 
مولا علي (ع) : هيچکس حيا نکند وقتي از او بپرسند چيزي را که نمي داند صريحا بگويد نمي دانم . اولياء اسلام در موارد بسياري مردم را از حياء احمقانه و وخجالت کشيدنهاي بي مورد بر حذر داشته اند. الحديث جلد 1 ص 76
 
مولا علي (ع) : هرکس به در آمدي که به کفاف زندگيش رسا باشد ( زندگيش بگذرد ) اکتفا کند از پريشان فکري رهيده و به دين وسيله آسايش خاطر خود را مرتب ساخته است. الحديث جلد 1 صفحه 91
 
مولا علي (ع) : بهترين عبادت چشم پوشي از گناه است .الحديث جلد 1 صفحه 95
 
مولا علي (ع) : آزادمرد کسي است که تمايلات غير مشروع خود را ترک گويد. الحديث جلد 1 صفحه 96
 
مولا علي (ع) : با مخاطب خويش پسنديده و مودب سخن بگوييد تا او نيز به شما با احترام جواب گويد. الحديث جلد 3 صفحه 64
 
مولا علي (ع) به مالک اشتر توصيه فرمود : از عهد شکني بر حذر باش ، خلف وعده و نقض پيمان باعث خشم خداوند و مردم است. الحديث جلد 3 صفحه 69
 
مولا علي (ع) : در خردسالي علم بياموزيد تا در بزرگسالي به برتري و سيادت نائل آييد.  الحديث جلد 3 صفحه 91
 
مولا علي (ع) : هيچ پدري به فرزندش تفضل و بخشش ننموده است که عاليتر و شريفتر از تربيت خوب باشد. الحديث جلد 3 صفحه 93
 
مولا علي (ع) : با تحمل رنجهاي سخت و زحمتهاي سنگين ، آدمي به پايه هاي بلند زندگي و آسايش دائمي نائل مي شود. الحديث جلد 3 صفحه 96
 
مولا علي (ع) : مردم اجتماع دو گروهند : 1 گروه اول کساني هستند که در تحصيل دانش مدارجي را پيمودند و عالمند ، گروه دوم کساني هستند که مشغول تحصيل علم هستند و اگر جزو اين دو گروه نباشيد وحشيان حيوان صفتيد .       الحديث جلد 3 صفحه 3
 
  مولا علي (ع) : بهترين مطالبي که شايسته است جوانان ياد گيرند چيزهايي است که در بزرگسالي مورد نيازشان باشد و بتوانند در زندگي اجتماعي از آموخته هاي دوران جواني خود استفاده نمايند .        الحديث جلد 3 صفحه 4
 
مولا علي (ع) : درباره ارزش علم و تفاوت افراد عالم و غيرعالم فرموده است: كاش مي‌دانستم كسي كه از علم بي‌نصيب مانده چه چيز به دست آورده است، و آن كس كه از علم بهره‌مند شده چه چيز به دست نياورده است.  الحديث  جلد 2 صفحه 1
 
مولا علي (ع) : هر علمي كه مورد تأييد و امضاي عقل نباشد ، گمراهي و ضلالت است.  الحديث جلد 2  صفحه 5
 
مولا علي (ع) : چه بسا مردم عالمي كه علمشان باعث قتل و نابودي آنان شد.  الحديث  جلد 2  صفحه 6
 
مولا علي (ع) : تجربه‌هاي زندگي ، دانش مفيد و ثمربخشي است.  الحديث جلد 2  صفحه 7
 
مولا علي (ع) : كسي كه در آموخته‌هاي خود بسيار بينديشد ، دانش خود را استوار ساخته و به فهم مطالبي كه نمي‌فهمد ، نائل مي‌گردد. الحديث جلد 2  صفحه 9
 
مولا علي‌(ع) : بهترين مطالبي كه شايسته است جوانان ياد بگيرند ، چيزهايي است كه در بزرگسالي مورد نيازشان باشد و بتوانند در زندگي اجتماعي از آموخته‌هاي دوران جواني خود استفاده نمايند. الحديث جلد 2  صفحه 15
 
مولا علي (ع) : مرد با ايماني را مخاطب ساخت و فرمود: علم و ادب ارزش وجود تو است. در تحصيل علم كوشش نما، چه به هر مقداري كه بر دانش و ادبت افزوده شود قدر و قيمتت افزايش مي‌يابد. الحديث جلد 2  صفحه 18
 
مولا علي (ع) : عادت بد ، دشمني است كه با قدرت بر صاحبش حكومت مي‌كند. الحديث جلد 2  صفحه 19
 
مولا علي (ع) : دشمن‌ترين دشمنان آدمي غضب و شهوت او است. آن كس كه بتواند اين دو غريزه سركش را مهار كند و آنها را به فرمان خود درآورد ، مقام عظيمي دارد و مي‌تواند به اوج انسانيت برسد. الحديث جلد 2  صفحه 19
 
مولا علي (ع) : هزار دوست و همنشين بسيار نيست ، ولي يك دشمن براي آدمي البته زياد است. الحديث جلد 2  صفحه 22
 
مولا علي (ع) : حسد جسم را فرتوت و فاني مي‌كند و كينه‌توزي آدمي را افسرده مي‌كند و سرانجام همه چيزش را بر باد مي‌دهد. الحديث جلد 2  صفحه 23
 
مردي به نام «جميل» ساليان دراز منشي دربار ساسانيان بود. او عصر علي (ع) را درك كرد و در ايام حكومت آن حضرت سخت فرسوده و پير شده بود. موقعي كه اميرالمومنين علي (ع) به نهروان آمد و از حال جميل پرسش فرمود: گفتند در قيد حيات است. دستور داد احضارش كنند. وقتي شرفياب شد، حضرت در اولين برخورد ديد كه هوش و حواس و ذهن پيرمرد سالم است و تنها چشم خود را از دست داده است. از او سؤال كرد: اي جميل؛ شايسته است انسان چگونه باشد؟ جواب داد: بايد دوستانش كم باشد و دشمنانش بسيار. فرمود: اي جميل؛ سخن تازه و بي‌سابقه‌اي مي‌گويي. همه مردم در اين نظريه متفقند كه داشتن دوست زياد بهتر است. عرض كرد: مطلب آن طور نيست كه گمان كرده‌اند و سپس توضيح داد كه: دوستان زياد وقتي به انجام حاجت (كار) آدمي دست مي‌زنند آن طور كه بايد و شايد به انجام وظيفه قيام نمي‌كنند و نتيجه معكوس عايد مي‌گردد. مثل آن كه زيادي كشتي‌بان باعث غرق كشتي مي‌شود. حضرت فرمود: اين كه مي‌گويي صحيح است، چه آن كه من آن را آزمايش كرده‌ام. پس از آن، حضرت فرمود: بسياري دشمن چه فايده دارد؟ جواب داد: وقتي دشمنان انسان زياد باشند، آدمي همواره مراقب كارهاي خويشتن است، مي‌كوشد تا سخني نگويد كه از وي خرده بگيرند، يا لغزشي از او بروز نكند تا مورد مؤاخذه واقع شود و بر اثر مراقبت‌ها و دقت‌هاي پي‌گير براي هميشه از خطا و لغزش مصون خواهد ماند. علي (ع) گفته پيرمرد را پسنديد و نيكو شمرد و مورد تأييدش قرار داد. الحديث جلد 2  صفحه 24
 
مولا علي (ع) : جسم آدمي شش حالت دارد : سلامت و مرض، مرگ و حيات، خواب و بيداري، جان آدمي نيز داراي اين شش حالت است: حيات جان علم است و مرگش جهل، مرض جان شك و ترديد است و سلامتش يقين، خواب جان غفلت و بي‌خبري است و بيداريش حفظ و مراقبت است. الحديث جلد 2  صفحه 30
 
مولا علي (ع) : چه نزديك است دنيا را، گذران و رفتن و چه نزديك است جواني را، پيري و درهم‌شكستن. الحديث جلد 2  صفحه 33
 
مولا علي (ع) : به حضرت حسين (ع) در ضمن وصاياي خود فرموده است : كسي كه نسبت به مردم تكبر نمايد ذليل و خوار خواهد شد. الحديث جلد 2  صفحه 57
 
مولا علي (ع) : گدايي طوق ذلتي است كه عزت را از عزيزان و شرافت خانوادگي را از شريفان سلب مي‌كند. الحديث جلد 2  صفحه 63
 
مولا علي (ع) : مرگ، بر زندگي آميخته به پستي و خواري ترجيح دارد. الحديث جلد 2  صفحه 66
 
مولا علي (ع) : مردم از ترس خواري به سوي ذلت و خواري مي‌شتابند و با اينكار، پستي و حقارت خويش را افزايش مي‌دهند. الحديث جلد 2  صفحه 71
 
مولا علي (ع) : ننگ رسوايي، شيريني لذت را تيره و تار مي‌سازد. الحديث جلد 2  صفحه 83
 
مولا علي (ع) : كسي كه اندرز و نصيحت را بپذيرد از رسوايي مصون خواهد ماند. الحديث جلد 2  صفحه 83
 
مولا علي (ع) : كسي كه رفيق احمق دارد همواره در رنج و ناراحتي است. الحديث جلد 2  صفحه 90
 
مولا علي (ع) : پيوند دوستي را با برادران ديني خود محكم سازيد كه آنان ذخائر دنيا و آخرت هستند. مگر نشنيده‌ايد كه خداوند در قرآن  شريف به تأثر گمراهان در قيامت اشاره مي‌كند كه مي‌گويند در اين روز سخت نه شفيعي داريم، نه دوستي كه در كارمان همت گمارد. الحديث جلد 2  صفحه 91
 
مولا علي (ع) : مانعي ندارد كه با فرد عاقل و خردمندي كه داراي طبع بلند و كرامت اخلاق نيست رفاقت نمايي، ولي مراقب باش كه در برخوردهاي دوستانه تنها از فكر روشنش استفاده كني و به دنائت و پستي اخلاقش متخلق نگردي. الحديث جلد 2  صفحه 92
 
مولا علي (ع) : داناترين مردم به مقتضيات زمان كسي است كه از تحولات آن دچار شگفتي نشود و خويشتن را نبازد. الحديث جلد 2  صفحه  106
 
مولا علي (ع) : مكتب روزگار به آدمي درس سودمند تجربه مي‌آموزد. الحديث جلد 2  صفحه 109
 
مولا علي (ع) : امتياز مرد به عقل او و جمال و زيباييش به مردانگي و فضايل اخلاقي اوست. الحديث جلد 2  صفحه 121
 
مولا علي (ع) : زيور دانش براي انسان ، جمالي است كه پوشانده نمي‌شود و نسبي است كه مورد جفا قرار نمي‌گيرد. الحديث جلد 2  صفحه 121
 
مولا علي (ع) : سخن حكما و دانشمندان اگر درست و مطابق با واقع باشد داروي شفابخش است و اگر خطا و غيرواقعي باشد بيماري است. الحديث جلد 2  صفحه 130
مولا علي (ع) : نصيحت گفتن به فردي در حضور مردم، كوبيدن شخصيت آن فرد است. الحديث جلد 2  صفحه 130
 
مولا علي (ع) : به فرزندش امام حسن (ع) فرمود: ناخوشي دروغگويي از تمام ناخوشيها قبيح‌تر و ناپسندتر است. الحديث جلد 2  صفحه 168
 
مولا علي (ع) : فال بد يك امر واقعي و حقيقي نيست. الحديث جلد 2  صفحه 176 حوادث ناگواري كه در بعضي از مواقع پيش مي‌آيد در نظام خلقت علل منظمي دارد و مربوط به فال بد نيست، رفتار زشت و اخلاق ناپسند مردم است كه باعث پديدارآمدن پاره‌اي از حوادث نامطلوب مي‌شود، ولي جهال (نادانان) آنها را به حساب شومي‌ها و فال‌هاي بد مي‌گذارند. الحديث جلد 2  صفحه 176
 
مولا علي (ع) : ضمن خطبه‌اي به چند مورد از علم الهي اشاره مي‌كند، خداوند به آواز و ناله حيوانات وحشي در بيابان‌ها و به گناهان پنهاني بندگان خود در خلوت‌ها آگاه است. خداوند به آمد و شد ماهي‌ها در درياهاي بزرگ و به تلاطم امواج آب‌ها كه بر اثر وزش بادهاي سخت پديد مي‌آيد عالم و خبير است. الحديث جلد2  صفحه 188
 
 مولا علي (ع): كسي كه نفس خويش را در عرصه لذاتش آزاد بگذارد و به صلاح و فسادش توجه ننمايد، بدبخت و دورافتاده از فيض الهي خواهد شد. الحديث جلد 2  صفحه 207
 
مولا علي (ع) : در كشاكش انگيزه‌هاي شهوت و غضب، عقل بشر تيره و تار مي‌شود و فروغ خود را از دست مي‌دهد. الحديث جلد 2  صفحه 208
 
مولا علي (ع): آن كس كه بنده شهوت است از برده زرخريد، خوارتر است. الحديث، جلد 2  صفحه 211
 
مولا علي (ع) : لذت‌هايي كه باعث ندامت و پشيماني مي‌شوند و شهوت‌هايي كه درد و رنج به بار مي‌آورند، فاقد خير و خوبي هستند. الحديث جلد 2  صفحه 212
 
مولا علي (ع) : كسي كه شهوات خويش را محدود نمايد، ارزش انساني و شخصيت معنوي خود را محافظت كرده است. الحديث جلد 2  صفحه 215
 
مولا علي (ع) : آن كس كه بر تمايل جنسي خود غلبه كند و عنان شهوت را در اختيار بگيرد، قدر و شرف خود را حفظ كرده است. الحديث جلد 2  صفحه 217
 
مولا علي (ع) : از تمايلات نارواي خود اعراض كنيد و شهوات نفساني را ترك گوييد كه شما را به وادي گناهكاران مي‌كشاند و به طور غافلگير در آغوش ناپاكي و سيئاتتان مي‌افكند. الحديث جلد 2  صفحه 217
 
محمد بن مسلم زهري از مردان فهميده و تحصيل‌كرده‌اي بود كه تمايل مال و مقام، از مسير پاكي و فضيلت منحرفش ساخت و در كبر (زيادي) سن دچار تيره روزي و بدبختي شد. حضرت علي‌بن الحسين (ع) به منظور راهنمايي و نصيحت، نامه‌اي به وي نوشته و در ضمن يك جمله كوتاه، نارسايي فكر جوانان و خطرات بيشتري را كه بر سر راه آنان وجود دارد خاطرنشان فرموده است. و اين است متن نامه: وقتي دنياپرستي مي‌تواند مانند تو كسي را تا اين حد درجه به انحطاط و پستي برساند با آنكه عمر بسياري كرده‌اي و از تحصيلات عميق علمي بهره‌مند شده‌اي و با مرگ فاصله زيادي نداري، پس يك نفر جوان در برابر تمايلات نفساني خود چگونه سالم مي‌ماند، جواني كه نوخاسته و از دانش بي‌بهره است، جواني كه رأيش ضعيف و عقلش نارسا و منحرف است. الحديث جلد 2  صفحه 36
 
 مولا علي (ع) : بپرهيز از رفاقت با کسي که اغفالت مي کند  و فريبت ميدهد که سرانجام ، مايه خواري و هلاکتت مي شود .       الحديث جلد 3 صفحه 234
 
 مولا علي (ع) : بردباري و تاني ( آرامش ) مانند دو کودک يک شکمند و زائيده همت عالي هستند ، يعني در اثر همت بلند ، دو خوي پسنديده در آدمي آشکار مي شود  : 1- بردباري 2- خود داري از شتاب زدگي .      الحديث جلد 3 صفحه 232 
 
 مولا علي (ع) : قبل از تصميم گرفتن براي انجام کاري , مشورت کن و پيش از انجام کاري فکر کن ( به عاقبت آن ) .    الحديث جلد 3 صفحه 224
 
 مولا علي (ع) : مرد با ايمان خود را در زحمت و رنج قرار ميدهد و مردم در پرتو وي در آسايش و راحتي به سر مي برند .    الحديث جلد 3 صفحه 220
 
 مولا علي (ع) : کسي که تو را به مطالب باطل خشنود سازد و  به  بازي  و سخنان غير واقعي گول بزند او حقايق  را از تو پنهان داشته و درباره ات خيانت کرده است. الحديث جلد 3 صفحه 212
 
 مولا علي (ع) : کسي که مرگ را با چشم يقين نگاه مي کند ، آنرا نزديک مي بيند و کسي که با چشم آرزو مي نگرد آنرا دور مي پندارد . الحديث جلد 3 صفحه 202
 
  مولا علي (ع) : از گفتارهاي غير ضروري پرهيز کن زيرا آن سخنان عيوب باطني تو را آشکار مي کند و دشمنان آرام را بر ضد تو تهييج مي نمايد . الحديث جلد 2 صفحه 234
 
  مولا علي (ع) : کمتر خوردن مانع بسياري از بيماريهاي جسم مي شود . الحديث جلد 2 صفحه 240
 
 مولا علي (ع) : کسي که در خوردن غذا پاکيزگي و( بهداشت ) را مراعات مي کند ، غذا را به خوبي مي جود ، با داشتن اشتها از غذا دست مي کشد ، و تخليه روده را موقعي که آماده مي شود به تعويق نمي اندازد (دستشويي رفتن را تاخير نمي اندازد ) ، شايسته است هميشه سالم باشد و جز به (مرض ) مرگ دچار بيماري ديگري نشود . الحديث جلد 2 صفحه 240
 
  مولا علي (ع) : با مردان آزموده و صاحب تجربه همنشين باش ، چه اينان متاع پر ارج تجربه هاي خود را به گرانترين بها يعني فدا کردن عمر خود تهيه کرده اند و تو آن متاع گرانقدر را با ارزانترين قيمت يعني با صرف چند دقيقه وقت به دست مي آوري . الحديث جلد 2 صفحه 241
 
 مولا علي (ع) : پيروزي نيافته آنکس که با گناه و تجاوز پيروز شده است و کسي که با شر و بدکاري قدرت به دست مي آورد و غلبه مي کند در حقيقت مغلوب است . الحديث جلد 2 صفحه 234
 
  مولا علي (ع) : بالاتر از هر عبادتي به کار انداختن نيروي تفکر و تعقل است . الحديث جلد 2 صفحه 250
 
مولا علي (ع) : هرکس از وقايع گذشتگان عبرت بگيرد بينا مي شود ، کسي که بصيرت و بينايي پيدا کرد مي فهمد ، و آنکس که فهميد عالم مي شود .الحديث جلد 2 صفحه 264
 
  مولا علي (ع) : تحقيقا گشايش و آزادگي در عدل است و کسي که محيط عدل و داد در نظرش تنگ آيد عرصه جور و ستم بر وي تنگتر خواهد بود . الحديث جلد 2 صفحه 265
 
 مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به حضرت حسن (ع) فرموده است : فرزند عزيز در شئون زندگي و امور عبادي ميانه رو باش و از افراط بپرهيز. روشي را انتخاب کن که در حدود توان و طاقت تو باشد و بتواني هميشه آنرا انجام دهي . الحديث جلد 2 صفحه 266
 
  مولا علي (ع) : گدايي طوق ذلتي است که عزت را از عزيزان و شرافت خانوادگي را از شريفان سلب مي کند . الحديث جلد 2 صفحه 273
 
  مولا علي (ع) : آتش اندوه و غم ، بدن آدمي را مي گدازد و مانند فلز مذابي آب مي کند .  الحديث جلد 2 صفحه 280
 
  مولا علي (ع) : کسي که از خود راضي است خشم کنندگان به او زياد خواهند بود .  الحديث جلد 2 صفحه 284
 
  مولا علي (ع) : خاموش کردن آتش خشم براي کسي ميسر است که از روي حقيقت دشمنهاي دروني را در دل بميراند و ضمير خود را از کينه و بد خواهي ديگران پاک کند .  الحديث جلد 2 صفحه 289
 
  مولا علي (ع) : افکار عاقلانه ات تو را به راه صواب و هدايت واقعي راهنمايي مي کند . الحديث جلد 2 ص 305
 
  مولا علي (ع) : عقل شمشير براني است از آن استفاده کنيد و با هواي نفس خود بجنگيد . الحديث جلد 2 صفحه 307
 
  مولا علي (ع) : به کار بستن عقل ، مايه هدايت ، و نجات انسانهاست ، و سرکوب کردن عقل ، باعث گمراهي و سقوط آدميان است . الحديث جلد 2 صفحه 307
 
  مولا علي (ع) : عقل را بر هواي نفس برتري و فضيلت ده ، چه آنکه عقل ، تو را مالک و فرمانرواي زمان مي سازد و هواي نفس تو را بنده و برده روزگار مي کند .الحديث جلد 2 صفحه 309
 
  مولا علي (ع) : تجارب آدمي پايان ندارد و معلومات انسان عاقل به وسيله تجربه همواره در افزايش و فزوني است . الحديث جلد 2 صفحه 312
 
 مولا علي (ع) : سزاوار نيست انسان عاقل در خوف و نگراني به سر برد اگر راهي به ايمني و آرامش داشته باشد . الحديث جلد 2 صفحه 314
 
 مولا علي (ع) : وقتي افراد عاقل ، پير مي شوند نيروي عقل در نهادشان جوان مي گردد و موقعي که اشخاص جاهل به پيري مي رسند جهل و ناداني در وجودشان جوان مي گردد .  الحديث جلد 2 صفحه 317
 
  مولا علي (ع) : بدبخت و زيانکار کسي است که از سرمايه هاي عقل و تجربه سودي نبرد و از ذخايري که به وي عطا شده است بهره اي بر نگيرد . الحديث جلد 2 صفحه 318
 
مولا علي (ع) : شايسته انسان است که در پنهان ، خدا ترس باشد ، ( در خلوت گناه نکند و از خدا شرم کند ) خويشتن را از عيوب و نقائص محافظت نمايد ، و در ايام پيري بر اعمال خير و خوب خود بيفزايد . الحديث جلد2 صفحه 329
 
 مولا علي (ع) : عيادت مريض يکي از بهترين (کارهاي خير) و حسنات است .الحديث جلد 2 صفحه 338
 
 مولا علي (ع) : کساني که مست غفلت و غرور هستند ، خيلي ديرتر از مست شدگان از شراب ، به هوش مي آيند . خود پسندي افراد مغرور و خويشتن پرست ، دليل بر نقص معنوي و غرور اخلاقي آنها است . کساني که به اين بيماري مبتلا هستند و از مردم توقع احترام بيش از حد شايستگي دارند ، بدون ترديد با محروميت و شکست روبرو خواهند شد و بر اثر آن دچار عقده حقارت مي شوند. الحديث جلد 2 صفحه 343
 
 مولا علي (ع) : آنکس که به حساب نفس خود رسيدگي کند سود مي برد و آنکه در اين کار غفلت نمايد زيان مي کند . الحديث جلد 2 صفحه 344
 
 مولا علي (ع) : کسي که تجربه بسيار دارد کمتر دچار غفلت مي شود . الحديث جلد 2 صفحه 345
 
 مولا علي (ع) : فرزندان بد ، آبرو و شرف خانواده را از بين مي برند و مايه ننگ و رسوايي پيشينيان خود مي شوند . الحديث جلد 2 صفحه 349
 
 مولا علي (ع) : بهترين ارثي که پدران مي توانند به فرزندان خويش بدهند ادب و تربيت صحيح است . الحديث جلد 2 صفحه 350
 
 مولا علي (ع) : مواقع تفريح و شادماني فرصت است ، (افراد عاقل فرصتها را مغتنم مي شمارند و از آنها به نفع خوشبختي و سعادت خويش استفاده مي کنند) . الحديث جلد 2 صفحه 367
 
 مولا علي (ع) : در ايام سلامت بدن ، سرمايه اي مهيا نکردند و در اولين فرصتهاي زندگي و نيرومندي درس عبرتي نگرفتند و درخشنده ترين ايام عمر را به رايگان از کف دادند ، آيا کسي که در جواني اهل تن پروري بوده مي تواند در پيري جز شکستگي و ذلت انتظار داشته باشد ؟ الحديث جلد 2 صفحه 371
 
 مولا علي (ع) : کارهاي بزرگ را به مردم پست و فرومايه سپردن باعث زوال دولتها است .  الحديث جلد 2 صفحه 374
 
 مولا علي (ع) ضمن نامه خود به امام حسن مجتبي (ع) فرموده است : دل جوان نو خاسته ، مانند زمين خالي از گياه و درخت است هر بذري که در آن کاشته شود مي پذيرد و در خود مي پروراند . سپس فرمود : فرزند عزيز ، من در آغاز جوانيت به ادب و تربيت تو مبادرت نمودم پيش از آنکه عمرت به درازا کشد و دلت سخت گردد. الحديث جلد 2 صفحه 398
 
 مولا علي (ع) : کسي که به اصلاح نفس خويش نپردازد و هر چه زودتر خود را درمان ننمايد بيماريش تشديد مي شود و علاجش سخت مي گردد و فاقد طبيب معالج خواهد شد .  الحديث جلد 2 صفحه 400
 
 مولا علي (ع) : به بازار بصره آمد و مردم راديد آنچنان سرگرم خريد و فروشند که گويي خود را از ياد برده و از هدف انساني به کلي غافل شده اند . با مشاهده اين منظره طوري متاثر گرديد که به شدت گريست . و سپس فرمود : اي بندگان دنيا و اي کار گذاران اهل دنيا : شما که روزها سر گرم معامله و سوگند خوردنيد و شبها با بي خبري در بستر خواب آرميده ايد و بين شب و روز، از آخرت و حساب و کتاب آن غافليد پس چه وقت ، خود را براي سفري که در پيش داريد مجهز مي کنيد و براي آن توشه بر مي داريد و در چه زمان به روز قيامت مي انديشيد و به فکر معاد مي افتيد .  الحديث جلد 2 صفحه 412
 
امام علي (ع) : کـوشـش شـمـا در دنـيـا ايـن بـاشد که از اين چند روزه کوتاه براي روزهاي بلند آخرت توشه برگيريد.  نهج السعاده جلد 3 صفحه 150
 
امام علي (ع) : هر کس دوري سفر (قيامت) را ياد کند آماده راه گردد.  نهج البلاغه حکمت 272
 
امام علي (ع) : بـدانيد که شما در روزهايي به سر مي بريد که فرصت جمع آوري توشه است و از پس آن، مرگ است.  نهج البلاغه خطبه 28
 
امام علي (ع) : اي مردم، بيشتر از همه، از دو چيز بر شما مي ترسم، پيروي از هوس، و آرزوي دراز.  نهج البلاغه خطبه 42
 
 امام علي (ع) : هـر گـاه ديـدي خـداوند با وجود گناهان، پيوسته به تو نعمت مي دهد، به هوش باش که آنها براي تو نوعي غافلگيري و مرگ ناگهاني است.  شرح غررالحکم جلد 3 صفحه 132
 
امام علي (ع) : اعتماد کردن به هر کس پيش از آزمودن و ارزيابي [وي]، نشان ناتواني است.  نهج البلاغه حکمت 376
 
امام علي (ع) : هـر قـدر امـتحان و آزمايش بزرگ تر و مشکل تر باشد، ثواب و پاداش، گرانقدرتر و بيشتر خواهد بود.  نهج البلاغه خطبه 234
 
امام علي (ع) : اما خداوند بندگانش را به انواع شدايد مي آزمايد و با انواع مشکلات دعوت به عبادت مي کند و به اقسام گرفتاريها مبتلا مي نمايد تا تکبر را از قلبهايشان خارج سازد و خضوع و آرامش را در آنها جايگزين نمايد. نهج البلاغه خطبه 234
 
امام علي (ع) : پيروزي با دورانديشي و آينده نگري به دست مي آيد.  نهج البلاغه حکمت 45
 
امام علي (ع) :عاقل ترين مردم کسي است که بيشتر در عاقبت کارهايش بينديشد.  شرح غررالحکم جلد 2 صفحه 484
 
امام علي (ع) : آن که در عاقبت کارها دقيق شود از گرفتاري ها مصون مي ماند.  شرح غررالحکم جلد 5 صفحه 346
 
امام علي (ع) : زودگـذر بـودن لذّتـهـا [ي نـامـشـروع] و مـانـدگار بودن بازتاب آن را همواره به ياد داشته باشيد.  نهج البلاغه حکمت 433
 
امام علي (ع) : هر کس در عاقبت کار بينديشد سالم مي ماند.  شرح غررالحکم جلد 5 صفحه 188
 
امام علي (ع) : از پـيـمـودن راهـي که بيم گمراهي در آن مي رود خودداري کن. به يقين، خودداري [ از تصميم و عمل ] هنگام حيرت گمراهي ، بهتر از اقدام ترس آميز است.  نهج البلاغه نامه 31
 
 امام علي (ع) : [به ديگران] نيکي کن ، چنان که دوست مي داري به تو نيکي شود.   نهج البلاغه نامه 31
 
امام علي (ع) : منت گذاري، [وزن] احسان و نيکي را سبک مي کند.  شرح غررالحکم جلد 1 صفحه 178
 
امام علي (ع) : نيکوکار کسي است که کردار او گفتارش را تصديق کند.  شرح غررالحکم جلد 1 صفحه 297
 
 امام علي (ع) : نيکوکار باشيد و نيکوکاري را کوچک مشمريد ، چرا که خُردِ آن بزرگ و اندکش بسيار است.  نهج البلاغه حکمت 414
 
امام علي (ع) : کار خير هرگز فاني نمي شود.  شرح غررالحکم جلد 1 صفحه 229
 
 امام علي (ع) در نصايح خود به امام حسين (ع) فرمود : پسر جانم تو را سفارش ميكنم به تقوى از خدا در توانگرى و بينوائى و گفتار حق ، در حال خشنودى و خشم و ميانه روى در حال توانگرى و بينوائى و به عدالت نسبت به دوست و دشمن و به كردار ( خوب ) در حال نشاط و كسالت و به رضاى از خدا در سختى و خوشى.
پسر جانم هر بدحالى كه دنبالش بهشت باشد بد حالى نيست و هيچ خوشى كه دنبالش دوزخ باشد خوشى نيست ، هر نعمتى در برابر بهشت كوچك است و هر بلا در برابر دوزخ عافيت است. و بدان پسر جانم كه هر كه عيب خود ديد از عيب ديگران دل بريد و هر كه جامه ي تقوى نپوشيد جامه ‏اى او را
نپوشد و هر كه به قسمت خدا خشنود است غم نخورد بر آنچه از دستش رفته ، و هر كه شمشير ستم كشد ، بدان كشته شود و هركس چاهى براى برادرش كند ، در آن افتد ، و هر كه پرده ديگرى بدرد ، عيبهاى خانه ‏اش عيان گردد ، و هر كه خطاى خود را فراموش كند ، خطاى ديگرى را بزرگ شمارد ، و هر كه در همه كار به سختى اندر شود نابود گردد، و هر كه در گردابها پرت شود غرقه گردد ، و هر كه برأى خود  خودبينى كند گمراه گردد و هر كه به عقل خود بي ‏نيازى كند بلغزد ، و هر كه بمردم گردن فرازى كند زبون شود ، و هر كه با دانشمندان بياميزد ( رفت و آمد کند ) با وقار گردد و هر كه با اوباش بياميزد ( رفت و آمد کند ) زبون ( خوار ) شود ، و هر كه با مردم نابخردى كند دشنام شنود ، و هر كه به جاهاى بد رود متهم گردد ، و هر كه شوخى كند سبك شود ، و هر كه بسيار چيزى را برگيرد بدان شناخته شود و هر كه پر گويد ( زياد حرف بزند ) پر خطا كند ، و هر كه پر خطا كند كم ‏شرم شود و هر كه كم ‏شرم باشد كم ورع است و هر كه كم ورع باشد دلش بميرد و هر كه دل مرده شد به دوزخ رود.  پسر جانم هر كه بعيب مردم نگرد و آن را براى خود پسندد خود همان احمق است، و هر كه انديشد عبرت گيرد و هر كه عبرت گيرد به گوشه ‏اى نشيند و هر كه گوشه نشيند سالم بماند ، و هر كه ترك شهوت كند آزاد باشد ، و هر كه حسد را وانهد محبوب مردم باشد.
پسر جانم عزت مؤمن بي ‏نيازى او است از مردم ، قناعت مالى است كه تمام نشود ، هر كه زياد  ياد مرگ كند به اندكى از دنيا خشنود گردد ، و هر كه بداند سخنش از كردار او است ، كم سخن گويد مگر در آنچه سودش بخشد.
پسر جانم شگفتا از كسى كه از كيفر بترسد و دست باز ندارد و اميد ثواب دارد و توبه نكند و كار نكند.

پسر جانم انديشه روشنى آورد و غفلت تاريكى و جدال گمراهى آورد  (شايد تصحيف «الجهالة ضلالة» باشد «مصحح»)، سعيد آن كس است كه از ديگرى پند گيرد، ادب بهترين ميراث است، و حسن خلق بهترين همنشين است، با قطع رحم فائده و افزونى ميسر نيست و با هرزگى توانگرى ميسر نيست. پسر جانم عافيت ده جزء است و نه جزء آنها در خاموشى است جز به ذكر خدا ( به ياد خدا بودن و گناه نکردن ) ، و يكى هم در ترك همنشينى نابخردانست.
پسر جانم هر كه به نافرمانيهاى خدا در انجمنها جست گيرد خدايش زبون سازد و هر كه دانش جويد دانا شود.
پسر جانم سر دانش نرمش است و آفتش كج خلقى، و صبر بر مصيبتها از گنجينه‏ هاى ايمان است و پارسائى زيور فقر است و شكر زيور توانگرى، بسيار ديدن كردن ملالت آرد ، و آرامش و اعتماد پيش از آزمايش بي ‏احتياطى است، و خودبينى مرد دليل سستى عقل او است.
پسر جانم چه بسيار نگاهى كه افسوس آورد و چه بسيار سخنى كه نعمت را ببرد.
پسر جانم شرافتى برتر از اسلام نيست و كرمى عزيزتر از تقوى و دژى محكمتر از ورع و نه شفيعى مؤثرتر از توبه و نه جامه ‏اى زيباتر از عافيت و نه مالى نيازبرتر از رضاى بقوت، هر كه به همان گذران روزانه خشنود است زود به آسايش رسيده و به آرامش اندر شده.
پسر جانم آز كليد رنج است و مركب سختى و باعث پرت شدن در گناهان، و شكم ‏پرستى يا شيفتگى به دنيا هر عيب بدى را در بر دارد ، براى ادب يافتن خود تو همان بس آنچه را كه از ديگرى بد دارى، برادرت همان حق برتو دارد كه تو بر او دارى  ، هركه بي‏ عاقبت‏ انديشى خود را وارد كارها كند در معرض گرفتاريها است، تدبير پيش از عمل تو را از پشيمانى آسوده كند، هر كه دليل آراء را در نظر آورد مواقع خطاء را بفهمد، صبر سپريست از نيازمندى، بخل روپوش زبونيست، حرص نشانه نياز است، خويش مهربان ندار بهتر است از ثروتمند جفاكار، هر چيزى را قوتى است و آدميزاده قوت مرگ است. پسر جانم هيچ گنه كارى را نا اميد مكن چه بسيار دلداده گناه كه عاقبت به خير شده و چه بسيار خوش كردارى كه در پايان عمر تباه شده و به دوزخ رفته نعوذ باللَّه.
پسر جانم بسيار نافرمانى كه نجات يافته و بسيار با كردارى كه سقوط كرده، هر كه دنبال راستى باشد سبك بار است، مخالفت با نفس رشد او است ، هر ساعتى كه بگذرد عمر را كم كند، واى بر حال ستمكاران از احكم الحاكمين و داناى درون نهان‏ كننده ‏ها.
پسر جانم چه بد نوشته ‏ايست براى معاد تجاوز بر عباد، در هر نوشيدنى گلوگيرى امكان دارد و در هر لقمه به گلو ماندن، هرگز به نعمتى نرسى جز با جدائى از نعمت ديگر، چه اندازه آسايش به رنج نزديك است و تنگدستى به نعمت و مرگ به زندگى و بيمارى به تندرستى، خوشا بر كسى كه خاص خدا كند كردار و دانش و دوستى و دشمنى و گرفتن و نگرفتن و نهادن و گفتن و خموشى و كردار و گفتار خود را و به ‏به از دانائى كه عمل كند و بكوشد و از شبيخون مرگ بهراسد و آماده باشد و مهيا گردد، اگرش پرسند اندرز دهد و اگرش وانهند خموش باشد، سخنش درست باشد و خموشيش از درماندگى در پاسخ نباشد، واى بر آنكه گرفتار حرمان و خذلان و نافرمانيست و از خود نيكو شمارد آنچه را از ديگرى بد دارد و به مردم عيب گيرد آنچه را خود بعمل آرد.
بدان اى پسر جانم كه هر كه شيرين‏ سخن شد دوست داشتنى است خدا تو را براى هدايتش موفق دارد و از اهل طاعتش مقرر سازد بقدرت خود زيرا كه او جواد و كريم است.    تحف العقول  صفحه 83
 
سخن حضرت علي (ع) با كميل بن زياد :  راستى كه اين دلها ظرفهايند و بهترشان آنكه نگهدارنده ‏تر باشد هر چه بتو ميگويم خوب حفظ كن.
مردم سه دسته ‏اند : دانشمند ربانى، و دانشجوى راه نجات، و اوباش پيروان هر بانك كه به هر بادى بروند در پرتو نور دانش نيستند تا راه بجائى برند و تكيه به ركن محكمى ندارند تا نجات يابند.اى كميل علم از مال بهتر است، علم پاسبان تو است و تو پاسبان مالى، مال را خرج كنى نابود مي ‏شود و علم را هر چه خرج كنى فزون ميگردد، علم حاكم است و مال مورد حكم است. اى كميل بن زياد محبت عالم كيش مردم است كه بدان در زندگى طاعت بدست آيد و پس از مرگش ياد بخير، سود مال بزوالش از ميان ميرود، مال اندوزان در زندگى هم مرده ‏اند و دانشمندان تا روزگار بپايد پاينده، اعيانشان ناپديد است و نمونه‏ هاشان در دلها موجود است، ها، راستى كه در اينجا دانش انبوهى است- اشاره بسينه خود كرد- كه دريافت‏ كننده‏ اى براى آن بدست نياورم، آرى فراگيرنده ‏اى غير امين باشد كه ابزار دين را در طلب دنيا بكار برد، حجتهاى خدا را بر ضرر دوستان خدا كمك خود گيرد، و از نعمت خدا كمك گيرد بر نافرمانى او، يا كسى كه دلداده امام بر حق است ولى هوش سرشارى ندارد و باول شبهه ‏هاى كه به او رخ دهد در شك و ترديد افتد، بار خدايا نه اين و نه آن، يا شاگردى كه تشنه لذت و اسير شهوتست يا كسى كه آزمند و فريفته جمع مال و پس‏انداز است اين هر دو دين نگهدار نيستند و بينائى و يقين ندارند و مانندتر بدانها همان چهار پايان بيابان‏ چرند همچنين دانش با مرگ دانشمندش بميرد.
بار خدايا، آرى زمين از وجود امامى كه حجت خدا است تهى نماند كه يا ظاهر و آشكار باشد و يا ترسان و ناپيدا تا حجت‏ها و بينات خدا و راويان قرآنش از ميان نروند و كجايند آنان؟ آنها شماره كمترى دارند و مقام بزرگترى، بوسيله آنها خداوند حجتهاى خود را نگهدارد تا به همگنان آنها سپارد و در دل همانندانشان بكارد، علم آنها را تا سر حد حقائق ايمان پرتاب كرده و با روح يقين در آميخته ‏اند آنچه را نعمت‏خواره ‏گان دشوار شمارند بر خود آسان و هموار گيرند و به آنچه نادانان در هراسند مأنوس و آرامند در دنيا باشند با پيكره‏ هائى كه جانهاشان بعالم اعلا آويزانند.
اى كميل آنان امينهاى خدايند در ميان خلقش و جانشينان اويند در زمينش، و چراغهاى اويند در بلادش، و داعيان بدين اويند، چه مشتاق ديدارشان هستم. از خدا براى خودم و تو آمرزش خواهم.  تحف العقول صفحه 163
 
نامه اي که مولا علي (ع) به محمد بن ابي بکر و اهالي مصر نوشت :  از طرف بنده خدا على امير المؤمنين به محمد بن ابى بكر و اهل مصر، سلام عليكم.
اما بعد نامه‏ ات بمن رسيد و آنچه خواستار شدى فهميدم و خوشم آمد كه بدان چه از آن چاره ندارى و مسلمانان را جز آن اصلاح نكند متوجه شدى و پندارم كه آنچه تو را بر اين واداشت خوش قلبى و رأى پاك است.
اما بعد بر تو باد ملازمت تقوى از خدا در ايستادن و نشستن و نهان و آشكارت و چون ميان مردم قضاوت كنى فروتن باش و خوشرفتار و با چهره باز و همه را به يك چشم نگاه كن تا بزرگان طمع بطرفدارى تو از آنان نورزند و ناتوانان از عدالت تو نوميد نشوند بايد از مدعى بينه خواهى و از منكر قسم و هر كه با برادر خود صلح كند صلح او را امضاء كن مگر اينكه قرار صلح موجب حرام شدن حلال يا حلال شدن حرام باشد، فقهاء و راستگويان و اهل وفاء و حياء و ورع را بر اهل فجور و دروغ و خيانت برگزين و بايد صالحان نيكوكار برادرانت باشند و نابكاران حيله‏ گر دشمنانت، زيرا محبوبترين برادرانم نزد من كسانيند كه بيشتر ياد خدا باشند و سخت تر از او بترسند و من اميدوارم تو از آنها باشى ان شاء اللّه.
من بشما سفارش ميكنم بتقواى خدا در آنچه شما از آن مسئوليد و از آنچه بسوى آن گرائيد زيرا خدا در قرآن خود فرموده است (43- المدثر) هر نفسى گرو كار خويش است و فرموده (28- آل عمران) خدا شما را از خود بر حذر ميدارد و سرانجام بسوى خدا است و فرموده (92- الحجر) سوگند بپروردگارت هر آينه از آنها همه بازرسى كنم از هر آنچه كردند، بر شما باد بتقوى از خدا كه آن فراهم آورد از خوبى آنچه را جز آن فراهم نسازد و خيرى از آن بدست آيد كه از جز آن بدست نيايد هم خير دنيا و هم خير آخرت خدا فرموده است (30- النحل) و گفته شد بدانها كه تقوى دارند چه فرو فرستاده پروردگارتان؟
گفتند خير براى كسانى كه در اين دنيا كار خوب كردند و هر آينه خانه آخرت بهتر است و چه خوبست خانه پرهيزكاران.  بدانيد اى بندگان خدا كه پرهيزكاران خير دنيا و آخرت را بردند، با دنياداران در دنياشان شريكند و دنياداران در آخرت آنان شريك نيند خدا عز و جل فرموده است (32- الاعراف) بگو: چه كسى حرام كرده زيور خدا را كه براى بنده ‏هايش برآورد و روزى خوب را الآية (بگو آن براى مؤمنانست در دنيا و خاص آنها است روز قيامت چنين شرح دهيم آيا ترا براى مردمى كه گرويدند). در دنيا بهترين وضع و در بهترين منزل نشيمن كردند و بهترين خوراك را خوردند.
بدانيد اى بنده‏ هاى خدا كه چون تقوى داشتيد و حق پيغمبر خود را در باره خاندانش حفظ كرديد او را به بهترين وجهى عبادت كرديد و او را به وجه احسن ياد كرديد و به برترين وجه شكر نموديد و شما به بهترين وجه صبر و شكر عمل كرديد و بالاترين كوشش را نموديد و اگر چه مخالفان شما نماز طولاني ‏تر بخوانند و روزه بيشترى بگيرند و صدقه بيشترى بدهند زيرا شما به خدا وفادارتريد و براى اولياء خدا بخصوص ولى امر از خاندان رسول خدا (ص) خيرخواه ‏تريد.
اى بنده‏ هاى خدا از مرگ و نزديكى و گرفتاريش و سكراتش بر حذر باشيد و براى آن آماده شويد زيرا كه مرگ وضع مهمى پيش آورد، خيرى كه با آن شرى نيست و يا شريكه با آن هرگز خيرى نيست چه كس ببهشت نزديكتر است از كارگر بهشتى و بدوزخ نزديكتر است از اهل آن، بسيار ياد مرگ كنيد هنگامى كه نفس با شما بستيزد، زيرا من شنيدم رسول خدا ميفرمود: ويران كن لذتها را بسيار ياد كنيد و بدانيد كه دنباله مرگ براى كسى كه خدايش نيامرزد و ترحم نكند از مرگ سخت‏تر است.  اى محمد بدان كه من تو را سرپرست مهمترين قشون خودم در نظر خود كه اهل مصرند نمودم و تو سزاوارى كه بر خود بترسى و براى دينت در حذر باشى اگر براى يك ساعت روز هم باشد كه توانى پروردگارت را بخاطر رضاى يكى از خلقش از خود خشمناك نسازى همان كن زيرا خدا بجاى ديگرانست و كسى و چيزى بجاى خدا نتواند بود، بر ستمكار سخت‏گير و دست او را ببند و خيرمندان را مورد لطف كن و بخود نزديك ساز و محرمان و برادران خود مقرر دار.
سپس ببين نمازت چونست زيرا تو پيشنمازى و پيشنمازى نباشد كه براى مردمى نماز بخواند و در نمازشان تقصيرى باشد جز اينكه گناه همه آنها بر او است و از ثواب آنها كم نشود و وضوء را متوجه باش كه تماميت نماز است و نماز ندارد كسى كه وضوء ندارد و بدان كه هر كارت دنبال نمازت هست و بدان كه هر كه نماز را ضايع كند شرايع ديگر اسلام را ضايع‏تر كند.
اى اهل مصر اگر توانيد گفتار و كردار و نهان و عيانتان يكى باشد و زبانتان با كارتان جدا نباشد همان كنيد، رسول خدا (ص) فرمود: من بر امتم چه مؤمن باشند و چه مشرك نگران نيم چه مؤمن را خدا بايمانش حفظ كند و مشرك را بهمان شركش از بن بركند و رسوا كند، ولى بر شما نگرانم از هر منافق شيرين زبان كه ميگويد آنچه را شما قبول داريد و ميكند آنچه را زشت ميشماريد و نهانى در آن نيست و رسول خدا (ص) فرمود هر كه را كردارهاى خوبش خوشايند باشد و كردارهاى بدش ناپسند او بحق مؤمن است و هميشه ميفرمود دو خصلت در منافق جمع نشوند روش خوب و فهم سنت اسلامى.  اى محمد بن ابى بكر بدان كه بهترين بينائى ورع در دين خدا است و عمل بطاعت خدا، خدا ما را و شما را بشكر و ذكر خود يارى كند و به اداء حق او عمل بطاعتش، زيرا كه او شنوا و نزديك است.
بدان كه دنيا خانه بلاء و فناء است و آخرت خانه بقاء و سزا و اگر بتوانى كه بيارائى آنچه را باقى است بوسيله فانى همان كن، خداوند بما روزى كند بصيرت از هر چه بينيم و فهم هر چه درك كنيم تا تقصير در آنچه بما فرمودند نكنيم و بدان چه قدغن شديم دست نيندازيم زيرا كه ناچارى بهره ‏اى از دنيا بدست آرى و باز هم به بهره آخرتت نيازمندترى اگر دو چيزت پيشامد يكى براى آخرت و ديگرى براى دنيا بكار آخرت آغاز كن و اگر توانى به كار خير راغبتر و خوش نيت باشى همان كن زيرا خداوند به هر بنده به اندازه نيتش عطا كند هر گاه دوست‏دار خير و خيرمندان باشد و اگر هم كار خير نكند ان شاء اللَّه چو كسى باشد كه آن را بكند.
سپس من تو را سفارش كنم بتقوى از خدا سپس به هفت خصلت كه جوامع اسلامند از خدا بترس و از مردم در باره خدا مترس زيرا بهترين گفته آنست كه عمل مصدقش باشد، در يك موضوع دو حكم صادر مكن تا كارت پريشان گردد و از حق بلغزى و براى همه رعيت خود بخواه آنچه براى خود و خاندانت ميخواهى و براى آنها مخواه آنچه براى خود و خاندانت نخواهى، و به حجت در نزد خدا بچسب و رعيتت را اصلاح كن، و در گردابها بسوى حق فرو شو، و در باره خدا از سرزنش هيچ كس مهراس و خود را استوار دار و اگر مرد مسلمانى با تو مشورت كرد او را نصيحت كن و براى خويش و بيگانه از مسلمانان نمونه باش امر بمعروف كن و نهى از منكر نما و بدان چه تو را رسد صبر كن كه اين از كارهاى محكم است، و السلام عليك و رحمة اللَّه و بركاته. تحف العقول صفحه 172
 
خطبه  حضرت ( علي (ع) )  هنگامى كه مردمى تقسيم ، برابر بيت المال را بر او خرده گرفتند :  اما بعد اى مردم راستى كه ما سپاسگزاريم پروردگار خودمان را و معبود خود را و ولى نعمت خود را از درون و برون بي ‏توان و نيروى از خود جز به منت و تفضلى كه خدا بما كرده تا ما را بيازمايد كه سپاس‏گزاريم يا ناسپاسيم پس هر كه سپاسگزارى كرد فزودش و هر كه ناسپاسى كرد عذابش نمود و گواهم كه نيست شايسته پرستش جز خدا، تنها است، شريك ندارد يگانه است و بي ‏نياز و گواهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده او است او را رحمت بر عباد و بلاد و بهائم و انعام فرستاده است. نعمتى است كه بخشيده و منت و تفضلى است كه بر ما نهاده و صلى اللَّه عليه و آله و سلم.
آيا مردم بهتر مردم در مقام پيش خدا و با ارزش‏ترين آنان نزد خدا فرمانبرترين آنها است براى فرمان خدا و كاركن ‏ترينشان به طاعت خدا و پيروترينشان براى روش رسول خدا (ص) و آنان كه قرآن خدا را زنده ‏تر دارند، براى هيچ كدام خلق خدا نزد ما فضلى نيست جز به طاعت خدا و طاعت رسول خدا و پيروى از قرآن خدا و سنت رسولش (ص) اين كتاب خدا است در ميان ما همه و فرمان پيغمبر خدا و روش او است در ميان ما و جز جاهل و مخالف و معاند آن را ناديده نگيرد كه از خداى عز و جل است و ميفرمايد (14- الحجرات).
أيا مردم ما شما را از نر و ماده آفريديم و شما را تيره تيره و قبيله قبيله قرار داديم تا همديگر را بشناسيد راستى گراميترين شماها نزد خدا باتقوى‏ترين شماها است- هر كه تقوى دارد شريف محترم است و دوست‏ داشتنى و همچنين است اهل طاعت خدا و طاعت رسول خدا (ص) خدا در كتاب خود ميفرمايد : (31- آل عمران) اگر شما هستيد كه خدا را دوست داريد مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست دارد و گناهان شما را بيامرزد و خدا آمرزنده و مهربانست و فرموده (32- آل عمران قريب بدين مضمونست) خدا را اطاعت كنيد و رسول خدا را اطاعت كنيد و اگر رو گردانيد راستى كه خدا كافران را دوست ندارد. (1) سپس به آواز بلند فرياد زد اى گروه مهاجرين و انصار، اى گروه مسلمانان آيا بر خدا و رسولش منت داريد كه مسلمانيد، خدا و رسولش بر شماها منت دارند اگر راست بگوئيد.
سپس فرمود: هلا راستش اينست كه هر كه رو بقبله ما دارد و ذبيحه ما را ميخورد و معتقد است كه نيست شايسته پرستشى جز خدا و به اينكه محمد بنده و فرستاده او است ما احكام قرآن و بهره‏ هاى اسلام در حق او اجراء ميكنيم، كسى را بر ديگرى برترى نيست جز بتقوى از خدا و طاعت او، خدا ما را و شما را از پرهيزكاران سازد و از دوستان و اولياء خودش كه ترسى بر آنها نيست و نه غمنده ميشوند.
سپس فرمود: هلا راستى اين دنيا كه شماها آرزوى آن را داريد و بدان شيفته ‏ايد و آن هم به شما پند ميدهد و شما را پرت ميكند خانه شما نيست و منزلى كه براى آن آفريده شديد و بدان دعوت شديد نيست، هلا اين دنيا براى شما نماند و شماها براى آن نمانيد، مبادا نقد بودن آن شما را بفريبد محققا از آن بر حذر شديد و براى شما معرفى شده و آن را آزموديد و خود شما هم سرانجام آن را نمي ‏پسنديد، خدايتان رحمت كند، سبقت جوئيد بدان منازل خود كه فرمان داريد آبادشان كنيد و همانها آبادانى هستند كه هرگز ويران نشوند و بمانند و نابود نگردند خدا شما را بدانها تشويق كرده و دعوت كرده و ثواب شما را در آنها مقرر داشته.اى گروه‏ هاى مهاجر و انصار و أهل دين خدا تأمل كنيد در آنچه قرآن خدا براى شما شرح داده و مقامى كه نزد رسول خدا (ص) داشتيد و بر سر آن مبارزه و جهاد كرديد، در چه بر يك ديگر برترى يافتيد آيا بخاندان و نژاد؟ يا بعمل و طاعت؟ نعمت خدا را بر خود بكمال رسانيد، خدايتان رحمت كند، بوسيله صبر و محافظت بر كسانى كه خدا براى حفظ قرآن خود براى شما گماشته است، هلا پائين آمدن سطح دنياى شما بر شما زيانى ندارد پس از اينكه سفارش خدا و تقوى را نگهداريد و هر آنچه از دنياى خود حفظ كنيد به شما سودى ندهد پس از اينكه آنچه از تقوى را كه دستور داريد ضايع گذاريد، اى بنده‏ هاى خدا بر شما باد كه تسليم فرمان خدا باشيد و قرين رضا بقضاى او و صبر بر بلاى او أما اين دارائى بيت المال براى همه است و كسى را بر كسى در آن تخصصى نيست خداى عز و جل قسمت آن را مقرر داشته آن مال خدا است و شماها همه بنده‏ هاى مسلمان خدائيد اين هم قرآن خدا كه بدان اعتراف داريم و بر آن گواهيم و بدان تسليم شديم و اين عهد پيغمبر ما است كه در برابر ما است (خدايتان رحمت كند)، همه آن را بپذيريد و هر كه آن را نپسندد هر طور خواهد روى برگرداند زيرا آنكه بطاعت خدا عمل كند و بحكم خدا حكومت كند هراسى ندارد آنانند كه بر آنها نگرانى نيست و نه غمزده ميشوند، آنانند كه رستگارند و از خدا پروردگارمان و معبودمان خواستاريم كه ما را و شما را از أهل طاعت خود سازد و رغبت ما و شما را بدان چه نزد او است متوجه كند، ميگويم آنچه را شنيديد و براى خود و شما آمرزش ميخواهم.  تحف العقول صفحه 179
 
سخن آن حضرت ( علي (ع) ) در بجا مصرف كردن مال و بودجه‏ ( بيت المال ) : چون جمعى أصحاب آن حضرت در صفين ديدند معاويه به طرفداران خود أموال فراوان ميدهد  و مردم هم دنيا طلبند گفتند يا أمير المؤمنين از اين مال عمومى عطا بده و باشراف و كسانى كه بيم ميرود بمخالفت برخيزند بيشتر بده تا چون كار تو آماده و خوب شد به بهترين روشى كه داشتى از عدالت ميان رعيت و تقسيم برابر باز گردد.  فرمود (ع): شما بمن ميگوئيد بوسيله جور بر مسلمين يارى و پيروزى جويم بخدا سوگند پيرامون آن نگردم تا در روزگار داستانسرائى است و تا اخترى در آسمان بدنبال اختر ديگريست و اگر مال مسلمانان از خودم هم بود بآنها برابر تقسيم ميكردم با اينكه مال از آن خود آنها است سپس لحظه اي دم بست و خموشى گرفت- و باز فرمود: هر كه مالى دارد مبادا تباه كند زيرا دادن تو مال را در مصرف بيوجه تبذير است و اسراف، و آن نام صاحب مال را پيش مردم بلند ميكند و پيش خدا پست ميسازد هيچ كس مال خود را بناحق و ناأهل مصرف نكند جز اينكه از قدردانى آنان محروم گردد و خيرش براى ديگرى است و اگر كسى از آنها براى او بماند كه دوستى و قدردانى آنان محروم گردد و خيرش براى ديگرى است و اگر كسى از آنها براى او بماند كه دوستى و قدردانى بچشمش كشد همانا كه چاپلوسى و دروغ است و همانا مقصودش از رفيقش اينست كه بار ديگر عطائى از او ستاند و اگر رفيقش را لغزشى رسد و نيازمند كمك و پاداش او گردد او بدترين دوست و دردناكترين قرين باشد، سر زبان يك مشت نادانست تا بر آنها نعمت بارد و نسبت بخداى خود دريغ ورزد، چه بهره ‏اى نابودتر و پست‏تر از اين بهره است؟ و كدام احسان ضايع‏تر و كم ‏بهره ‏تر از اين احسانست؟ هر كه را مالى بدست افتاد بايد صله رحم كند و بخوشى مهمانى كند، و بينوا و أسير را بدان آزاد سازد، و بوام داران و ماندگان در راه و فقراء و مهاجران كمك دهد، و خود را بثواب و حقوق انسانى وادارد زيرا باين خصال شرافت دنيا را بدست آرد و بفضائل‏ آخرت برسد.  تحف العقول صفحه 181
 
سخن مولا علي (ع) درباره راويان حديث :  سليم بن قيس به او گفت: راستى من از سلمان و أبا ذر و مقداد أحاديثى در تفسير قرآن و احاديث و روايات از رسول خدا (ص) ميشنوم و سپس از شما تصديق آن را ميشنوم و در دست مردم مطالب بسيارى از تفسير قرآن و أحاديث و روايات از رسول خدا (ص) هست كه با آنها مخالف است آيا مردم عمدا به رسول خدا (ص) دروغ بندند و قرآن را بنظر خود تفسير كنند؟ أمير المؤمنين (ع) فرمود: پرسش كردى پاسخ را بفهم راستى در دست مردم حق هست و باطل و راست هست و دروغ و ناسخ هست و منسوخ و عام هست و خاص و محكم هست و متشابه و آنچه درست حفظ كردند و آنچه غلط درك كردند و در زمان خود رسول خدا (ص) هم بر آن حضرت بسيار دروغ بستند تا به سخنرانى برخاست و فرمود : آيا مردم دروغ زنان بر من فراوان شدند هر كه عمدا به من دروغ بندد نشيمنش ( جايگاهش ) در آتش باشد. و نيز دروغ بستند بر او بعد از رحلتش همانا آنان كه حديث براى تو گويند چهار صنفند و پنجمى ندارند:
1- مردى منافق كه اظهار ايمان كند و اسلامش ظاهرسازيست نه گناه ميداند و نه باكى دارد كه عمدا دروغ برسول خدا (ص) بندد، اگر مردم ميدانستند كه او منافق و دروغگو است از او نمي ‏پذيرفتند و باورش نميكردند ولى مردم ميگويند او صحابه رسول خدا است آن حضرت را ديده و از او شنيده و از او اخذ حديث كردند و باطلش را ندانستند و خداوند عز و جل از منافقان آنچه را بايست گزارش داده و بشايسته ‏ترين وضعى آنها را وصف كرده و فرموده: و چون آنها را بينى ظاهرشان ترا بشگفت افكند و اگر لب بگفتار بگشايند سخنشان را بشنوى. سپس بعد از پيغمبر پراكنده شدند و زنده ماندند و با پيشوايان گمراهى و داعيان دوزخ رفت و آمد كردند و بدانها تقرب جستند بناحق و دروغ، پس آنان را بكار گماشتند و قاضى كردند و بگردن مردم سوار كردند و به كمك آنها دنيا را خوردند و تو ميدانى مردم با پادشاهانند و پيرو دنيايند و اين دنيا هدف آنها است جز كسى كه خدايش نگهدارد؛ اين يكى از چهار تا.  2- مردى كه از رسول خدا (ص) چيزى شنيده و غلط ياد گرفته و درست درك نكرده و به عمد دروغ نگفته و آن شنيده غلط بدست او است آن را بكار ميبندد و ميگويد كه از رسول خدا (ص) شنيده‏ ام و اگر مردم ميدانستند كه غلط ياد گرفته از او نمي پذيرفتند و اگر خودش هم ميدانست غلط است آن را ترك ميكرد و بكار نمي ‏بست ، اين هم دومى.
3- كسى كه شنيده رسول خدا (ص) فرمانى داده سپس از آن نهى كرده و او نهى را ندانسته يا اينكه پيغمبر از چيزى نهى كرده سپس بآن امر كرده و او امر را ندانسته، منسوخ را ياد گرفته و ناسخ را ياد نگرفته اگر مردم ميدانستند كه آن منسوخ است تركش ميكردند و خود او هم تركش ميكرد اين هم مرد سوم.
4- كسى كه بر خدا و رسولش دروغ نبندد و از ترس خدا دروغ را دشمن دارد و هم براى احترام پيغمبر (ص) و غلط هم ياد نگرفته و فراموش هم نكرده بلكه هر چه شنيده حفظ كرده و همان طور كه بوده نقل كرده نه در آن افزوده و نه از آن كاسته ناسخ را حفظ كرده و بدان عمل كرده و منسوخ را دانسته و ترك كرده‏ زيرا امر رسول (ص) هم بمانند قرآن ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه دارد، رسول خدا (ص) امرى ميفرمود كه دو وجه داشت عام و خاص و كلام خصوصى داشت مانند قرآن و به تحقيق خدا عزوجل فرموده (7- الحشر) هر چه را رسول خدا (ص) بشما داد بگيريد و هر چه را بر شما غدقن كرد باز ايستيد. و كسى بود كه گفته او را ميشنيد و نميفهميد و نميدانست مقصود خدا و رسولش از آن چيست، و حفظ ميكرد و نميفهميد و هر كدام أصحاب رسول خدا (ص) اين چنين نبودند كه از آن حضرت بپرسند و مقصود او را بفهمند برخى از آن حضرت پرسش ميكردند و نميفهميدند تا آنكه دلشان ميخواست يك عرب بيابانى يا تازه رسيده يا ذمى بيايد و بپرسد تا جواب را بشنوند و بفهمند.  ولى من هر روز يك بار شرف حضور داشتم و با من خلوت ميكرد و هر چه ميخواستم با او ميگفتم أصحاب او همه ميدانستند كه با من چنين ميكند و با هيچ كس ديگر چنين نميكند، و بسا ميشد كه خودش بخانه من مي ‏آمد و چون بمنازل او ميرفتم با من خلوت ميكرد و زنان خود را از جا بلند ميكرد و جز من كسى با او نبود، هر وقت پرسش ميكردم بمن پاسخ ميداد و هر گاه خاموش ميشدم و مسائلم تمام ميشد آغاز سخن ميكرد، و آيه‏ اى بر او نازل نشد در شب و نه در روز و نه در باره آسمان و نه زمين و نه دنيا و آخرت و نه بهشت و دوزخ و نه دشت و كوه و نه روشنى و تاريكى جز اينكه همى بر من بر خواند و بمن ديكته كرد تا آنها را بدست خود نوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ محكم و متشابه و خاص و عامش را بمن آموخت، و يادم داد كه در كجا نازل شده و در باره چه نازل شده تا روز قيامت.  تحف العقول صفحه 189
 
سخن حضرت علي (ع) در قواعد اسلام و حقيقت توبه و استغفار :  كميل بن زياد گويد: از أمير المؤمنين (ع) پرسيدم قواعد اسلام چيستند؟ فرمود: قواعد اسلام هفت شمارند :
1- خردمندى كه بنياد شكيبائى است 2- آبرومندى و راستگوئى 3- قرآن خواندن بجا و توجه ( به معني اش ) 4- دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا 5- حق خاندان محمد (ص) و معرفت ولايت آنان 6- حق برادران و حمايت از آنان 7- خوش همسايگى با مردم.
كميل- يا امير المؤمنين بنده ‏اى دچار گناه مي ‏شود و از آن آمرزش ميخواهد، اندازه آمرزش خواستن چيست؟
على (ع)فرمود : يا ابن زياد توبه است، گفتم همين؟ فرمود: نه گفتم پس چگونه است؟ فرمود:
هر گاه بنده گناه كرد بگويد: استغفر اللَّه، و بجنباند، گفتم جنبانيدن چيست؟ فرمود دو لب و زبان را بقصد اينكه حقيقت دنبالش باشد، گفتم حقيقت چيست؟ فرمود از روى دل باشد و در نهاد گيرد كه بگناهى كه‏ از آن استغفار كرده باز نگردد.
كميل- چون چنين كردم از مستغفرين هستم؟ فرمود: نه.
كميل- پس اين چگونه است؟ فرمود براى اينكه تو هنوز باصل و ريشه نرسيدى.
كميل- پس بن استغفار چيست؟
على (ع)- برگشت بتوبه از گناهى كه از آن استغفار كردى و آن اول درجه عابدانست و ترك گناه.
استغفار يك نام است براى شش معنى 1- پشيمانى از گذشته 2- تصميم بر بازنگشتن بدان گناه تا هرگز 3- پرداخت حق هر مخلوقى كه باو بدهكارى 4- اداى حق خدا در هر واجبى 5- آب كنى هر گوشتى كه از ناروا و حرام بر تنت روئيده تا پوستت باستخوان بچسبد و سپس گوشت تازه ميان آنها برويد 6- بتنت بچشانى درد طاعت را چنانچه باو چشاندى لذت گناه را.  تحف العقول صفحه 192
 
سفارش حضرت علي (ع) بپسرش حسن (ع) در هنگام وفاتش‏ :  بمؤمنان سفارش كرده كه نيست شايسته‏ پرستشى جز خدا، تنها است، شريك ندارد، و باينكه محمد (ص) بنده و فرستاده او است او را به رهبرى و دين حق فرستاده تا بر همه دينهايش چيره سازد و گر چه مشركان را بد آيد و صلى اللَّه على محمد و سلم سپس راستى نمازم، عبادتم، زندگيم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانيانست، شريك ندارد، بدين فرماندارم و من نخست مسلمانم. سپس اى حسن من تو را سفارش ميكنم، با همه فرزندان و خاندان خود و هر كه نامه ‏ام بدو رسد از مؤمنان بتقوى از خدا پروردگارتان، و از دنيا نرويد جز اينكه مسلمان باشيد، همه برشته خدا بچسبيد و از هم جدا نشويد، زيرا من شنيدم رسول خدا (ص) ميفرمود: صلح و سازش ميانه مردم بهتر است از همه نماز و روزه، و راستى كه هلاكت بار و دين برانداز همانا اختلاف است و لا قوة الا باللَّه. بخويشاوندان خود متوجه باشيد و با آنها بپيونديد تا خدا حساب را بر شما آسان كند.
خدا را، خدا را در باره يتيمان در حضور و اطلاع شما از ميان نروند و بي ‏سرپرست نمانند زيرا من شنيدم رسول خدا (ص) ميفرمايد: هر كه يتيمى را كفالت كند و نان بدهد تا بي ‏نياز گردد خدا باين عمل بهشت را بر او واجب كند چنانچه براى خورنده مال يتيم دوزخ را واجب كرده.
خدا را، خدا را در باره قرآن مبادا ديگران در فهم آن بر شما پيشى گيرند.
خدا را، خدا را در باره همسايگانتان زيرا رسول خدا (ص) در باره ‏شان سفارش كرده و پيوسته سفارش ميكرد تا گمان كرديم كه آنها را وارث ميكند.
خدا را، خدا را در باره خانه پروردگارتان كه تا زنده ‏ايد آن را بي ‏حاج نگذاريد زيرا اگر بكلى متروك گردد مهلت نيابيد و كمتر بهره كسى كه قصد او كند اينست كه گناهان گذشته او آمرزيده شود خدا را، خدا را در باره نماز كه بهترين عمل است، و ستون دين شما است.  خدا را، خدا را در باره زكاة كه آتش خشم پروردگارتان را خاموش كند.
خدا را، خدا را در باره روزه ماه رمضان كه روزه آن سپر است از دوزخ.
خدا را، خدا را، در باره بينوايان، آنها را در زندگى خود شريك كنيد.
خدا را، خدا را، در باره جهاد با دارائى و جانتان و زبانتان، همانا دو مرد جهاد كنند امام بر حق و يا مطيع و پيرو او.
خدا را، خدا را، در ذريه پيغمبرتان مبادا ميان شما ستم بكشند در حالى كه بتوانيد از آنان دفاع كنيد.
خدا را، خدا را، در اصحاب پيغمبر خود كه بدعتى نگزاردند و بدعتگرى را پناه ندادند زيرا رسول خدا (ص) سفارش آنها را كرده و هر كدام را بدعت گذارند از ايشان لعنت كرده و بدعت‏گزار غير ايشان را هم لعنت كرده و هر كه بدعت‏گذاران را پناه دهد نيز لعنت نمود.
خدا را، خدا را، در باره زنان و كسانى كه زير دست و مملوك شمايند كه آخرين سخن نبى شما اين بود كه فرمود: شما را بدو ناتوان سفارش كنم زنان و مملوكان.
نماز، نماز، نماز در زمينه خدا از سرزنش هيچ سرزنش‏كننده مهراسيد تا هر كه قصد بد بشما دارد و يا بشما ستم روا دارد از شما باز دارد، و با مردم خوشزبان باشيد چنانچه خدا بشما فرموده ،امر بمعروف و نهى از منكر را وانگذاريد تا بدان شما سرپرست يا زمامدار شما شوند و سپس دعا كنيد و اجابت نشود.
اى فرزندانم بر شما لازم است با هم پيوست كنيد و بهم بخشش كنيد و بسوى هم بشتابيد، مبادا از هم ببريد و بهم پشت كنيد و پراكنده شويد، و بنيكى و تقوى همدست باشيد و به گناه و تجاوز همدست نباشيد و از خدا بپرهيزيد كه خدا سخت كيفر است، خدا شما خانواده را حفظ كند و حرمت پيغمبرتان را در باره شما نگهدارد، شما را بخدا ميسپارم و بشما درود ميفرستم و رحمت و بركت خدا را، سپس پيوسته مي‏گفت لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ تا در گذشت.  تحف العقول صفحه 193
 
برتري دادن دانش از سخن مولا علي (ع) :  آيا مردم بدانيد كه كمال دين در طلب علم است و بكار بستن آن، و راستى كه دانش جستن بر شما از طلب مال لازم‏تر است زيرا مال دنيا ميان شما تقسيم است و براى شما ضمانت شده، دادگرى او را ميان شما قسمت كرده و بزودى وفا كند براى شما بدان. و دانش براى شما نزد أهلش ذخيره است و مأموريد بطلب علم از آنها، بدنبالش برويد و بدانيد كه مال بسيار دين را فاسد كند، دلها را سخت گرداند و علم بسيار توأم با عمل دين را اصلاح كند، و وسيله رفتن ببهشت باشد، و خرج كردن مال را بكاهد، و علم با خرج كردنش ( به ديگران گفتن ) بيفزايد و خرج كردن علم اينست كه آن را در ميان حافظان و راويانش منتشر كنى، و بدانيد كه همراهى با دانش و پيروى از آن دينى است كه براى خدا با آن ديندارى شود، و طاعت آن موجب كسب كردارهاى نيك گردد، و بدكرداريها را از ميان ببرد و ذخيره مؤمنانست، و مايه سربلندى آنان در زندگى، و ياد بخير پس از مردن آنها، راستى علم صاحب فضائل بسياريست ، سرش تواضع است، و چشمش بر كنارى از حسد، و گوشش فهم، و زبانش راستى، و حفظش بررسى، و دلش خوش بينى، و عقلش معرفت اسباب امور، و دستش رحمت، و همتش سلامت، و پايش ديدار دانشمندان، و حكمتش ورع، و قرارگاهش نجات، و جلودارش عافيت، و مركبش وفا، و سلاحش سخن نرم و دلنشين، و شمشيرش خشنودى و رضا، و كمانش مدارا، و قشونش گفتگو با دانشمندان، و مالش ادب و ذخيره‏ اش اجتناب از گناهان، و توشه‏ اش احسان كردن، و جايگاهش سازش و صلح، و رهنمايش هدايت و رفيقش صحبت با نيكان. تحف العقول صفحه 196
 
400 پند از مولا علي (ع)

1. خون گرفتن بدن را سالم و عقل را محکم ميکند.

2.عطر به شارب( محاسن ) زدن از اخلاق پيامبر است و احترامي براي نويسندگان اعمال است.

3.مسواک موجب خشنودي خداست سنت پيغمبر (ص) است و دهان را خوشبو ميکند.

4.روغن زدن پوست را نرم و قواي دماغي را زياد ميکند مجاري عرق را باز ميکند خشکي را برطرف مينمايد و رنگ را روشن ميکند.

5. شستن سر چرک را ميبرد و گردو خاک را پاک ميکند.

6. آب در دهان گرداندن و شستن بيني سنت است و دهان و بيني را پاک ميکند.

 7.انفيه سر را سالم و بدن را نظيف مينمايد تنقيه بدن است همه دردهاي سر را رفع ميکند.

8. نوره  نشاط آور و تميز کننده تن است.

9.کفش نيکو نگهدار بدن است و کمک وضو و نماز است.

10. ناخن گرفتن درد بزرگ را جلو ميگيرد و روزي را زياد ميکند.

11. برطرف کردن موي زير بغل بوي بد را رفع ميکند و پاک کننده است و سنتي است که پيغمبرپاک (ص) دستور داده.

12.شستن دستها پيش از غذا و بعد از آن روزي را فراوان کند مانع چربي لباس است و ديده را روشني بخشد.

13.شب زنده داري ( يعني اواخر شب را ) موجب سلامتي بدن و خشنودي خدا است در معرض رحمت خدا در آمدن و عمل به سنت و اخلاق پيغمبران است.    

 14. سيب معده را شستشو دهد و نظيف کند.

15.کندر جويدن دندانها را محکم و بلغم را رفع کند و بوي دهان را برطرف کند.

 16. نشستن در مسجد پس از طلوع فجر تا طلوع آفتاب از مسافرت در زمين در طلب روزي موثر تر است.

17.به قلب ضعيف را تقويت ميکند معده را پاکيزه و قوت قلب را زياد ميکند ترسو را پر دل و فرزند را زيبا نمايد. 

18.خوردن بيست و يک دانه مويز سرخ هر روز ناشتا هر مرضي را غير از مرگ جلوگيري کند.

19. مستحب است مسلمان شب اول ماه رمضان با عيال خود همبستر شود چون خدا فرموده :رفث با زنها در شب روزه براي شما حلال شد . و رفث کنايه از جماع است.

20. انگشتر غير نقره بدست نکنيد که پيغمبر (ص) فرمود دستي که انگشتر آهن دارد پاک نمي شود.

21. انگشتري که نام خداي عزوجل بر آن نقش است هنگام تطهير از دست چپ در آوريد.

22.چون کسي در آيينه نگاه کند بگويد: الحمد الله الذي خلقني فاحسن خلقي و صورني و زان مني ماشان من غيري و اکرمني بالاسلام يعني شکر خدايي را که مرا آفريده و خلقتم را نيکو کرد صورت بندي کرد و صورتم را زيبا قرار داد قيافه مرا از عيوب و زشتيهاي قيافه ديگرا سالم داشت و مرا به آيين اسلام کرامت داد.

23. براي ملاقات برادر مسلمان خود را بياراييد چنانکه براي ملاقات بيگانگاني ميارائيد که ميخواهيد شما را به بهترين قيافه ببينند.

 24. روزه سه روز از هر ماه پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر و چهار شنبه وسط و روزه ماه شعبان وسواس سينه و اضطراب قلب را از بين ميبرد.    

 25. طهارت گرفتن با آب سرد بواسير را قطع ميکند.

26. شستن لباس غم و قصه را زايل کند و شرط نماز است.

27. موي سفيد را سياه نکنيد که نور مسلمان است.

28. هرکه مويش در اسلام سفيد شود روز قيامت نوراني است.

29. مسلمان نبايد جنب بخوابد.

30. بايد وقت خواب طاهر باشيد اگر آب پيدا نکرد بزمين تيمم کند که روح وي بجانب پروردگار پرواز ميکند خدا آنرا ميپذيرد و برکت ميدهد اگر مرگش رسيده باشد او را در گنجهاي رحمت خود قرار دهد و اگر عمرش باقي باشد با فرشتگان امين آنرا به بدن برگرداند.

31. مومن رو به قبله آب دهان نيندازد اگر سهوا انداخت استغفار کند.

32. محل سجده را نبايد فوت کرد.

33. در خوراک و آب نبايد دميد.

34.در بازوبند نبايد فوت کرد.

35. تکيه به عصا نخوابيد.

36. از پشت بام در هوا بول نکنيد.

 37. در آب جاري بول نکنيد اگر کرديد و آسيبي ديديد ديگري را ملامت نکنيد چه آب و چه هوا ساکن دارد.

38.کسي به رو نخوابد اگر ديديد کسي چنين خوابيده بيدارش کنيد نگذاريد به اين حال بماند.

39. با کسالت و چرت به نماز نياستيد.

40. در نماز بفکر خود نباشيد که بنده در آنحال برابر خداي عزوجل ايستاده و سهم او از نماز مقداري است که حضور قلب دارد.

41. ريزه هاي غذا که از سفره مي ريزد بخوريد که هرکس به قصد شفا بخورد باذن خدا از هر دردي شفا مييابد.

42. پس از غذا انگشتان خود را بليسيد که خداوند به شما برکت دهد.

43. لباس پنبه بپوشيد که لباس پيغمبر (ص) است رسول الله جامه مويين يا پشمين نمي پوشيد مگر در حال ضرورت و ميفرمود : خدا جميل است زيبايي و جمال را مي پسندد دوست دارد آثار نعمتش در بندگان ديده شود.

44. با خويشاوندان پيوند کنيد ولو با يک سلام خدا ميفرمايد: از آنخدايي که بنام وي از يکديگر تقاضا ميکنيد و از (بريدن) از خويشاوندان بترسيد که خدا مراقب شماست.

45. روز را با نقل سرگذشت و شرح جريانهاي گذشته نگذارانيد که ما و شما نگهباناني داريم. (که اعمال را ضبط ميکنند)

46. همه جا خدا را ياد کنيد که هميشه با شماست.

47. بر محمد و آلش صلوات بفرستيد که هرگاه پيامبر و آلش را ياد کنيد و در حق آنها دعا نماييد و حقوق آنجناب را رعايت کنيد خدا دعايتان را مستجاب فرمايد.

 48. غذا را بگذاريد سرد شود هر وقت غذاي گرم نزد پيغمبر مي آوردند ميفرمود : بگذاريد سرد و قابل خوردن شود خدا نخواسته ما حرارت آتش را بچشيم برکت در غذاي سرد است.

49. بطرف بالا و رو به باد بول نکنيد.

50.معارف ديني سودمند به کودکان بياموزيد مبادا طائفه ((مرجئه )) در تفسير عقيده آنها خلاف است بعضي ميگويند : قائل بجبراند. عقيده خود را بر آنها تحميل کنند.

51. زبان خود را نگه داريد.

52. به يکديگر سلام کنيد تا غنيمت يابيد.

53. امانت را به صاحبش بسپاريد ولو از کشنده اولاد پيامبران باشد

54. هنگام ورود به بازار و موقع سرگرمي مردم (به کسب و کار) زياد خدا را ياد کنيد که موجب کفاره گناهان و زيادي حسنات است و نامتان در غافلان ثبت نميشود.

55. سزاوار نيست کسي درماه مبارک رمضان سفر کند چون خدا ميفرمايد هرکه در ماه رمضان در وطن بود بايد روزه بگيرد.

56. شراب خوردن و مسح کشيدن روي کفش تقيه بردار نيست.

57. مبادا در حق ما غلو (گزافگوئي ) کنيد ما رابنده خدا بدانيد و هرچه خواهيد در فضيلتمان بگوييد.

58. هرکه ما را دوست دارد مثل ما عمل کند و از پرهيزگاري استمداد جويد که بهترين مددکار در امر دنيا و آخرت تقوي است.

59.با کساني که عيب ما کنند ننشينيد در حضور دشمنان ستايش ما را نکنيد و محبت خود را ظاهر نسازيد تا درنظر پادشاهانتان خوار نشويد.

 60. از راستي دست نکشيد که مايه نجات است

61. در آنچه نزد خدا است رغبت کنيد.

62. به دنبال طاعت رويد.

63.و رنج آنرا تحمل کنيد

64. چه زشت است مومن رسوا وارد بهشت شود.

65. روز قيامت ما را بتکلف و رنج گناهانتان دچار نکيند يعني گناه چندان نباشد که شفاعتش ميسر نشود عبارت احتمال معناي ديگر هم دارد ) روز قيامت خود را در برابر دشمنان رسوا نکنيد شما که دعوي داريد ما نزد خدا رتبه و مقام داريم با آلودگي به اين دنياي بي مقدار خود را دروغگو معرفي نکنيد.

66. دستورهاي خدا را رها نکنيد که بين شما و خوشي (دائم) و ديدار محبوب فاصله اي نيست جز اينکه پيغمبر(ص) حاضر شود و شما را از وضع آينده آگاه کند و بشارت از جانب بيايد و ديده ها روشن گردد و عاشق ديدار حق شويد(يعني فاصله غير از مرگ نيست)و البته آنچه نزد خدا است بهتر و پايدار تراست.

67. دستورهاي خدا را رها نکنيد که بين شما و خوشي دائم و ديدار محبوب فاصله اي نيست جز اينکه پيغمبر حاضر شود و شما را از وضع آينده آگاه کند و بشارت از جانب خدا بيايد و ديده ها روشن گرددو عاشق ديدار حق شويد ( يعني فاصله غير از مرگ نيست) و البته آنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است.

68. ضعيفان را تحقير نکنيد هر که مومني را حقير شمارد خدا او را با آن مومن در بهشت جمع نکند (يعني او را به بهشت نبرد) مگر اينکه توبه کند.

69. اگر مومني حاجت برادرش را فهميد او را وادار به اظهار نکند ( پيش از اظهار حاجتش را روا کند) به يکديگر کمک و مهرباني و بخشش کنيد. به سان منافقان نباشيد که ميگويند ولي عمل نمي کنند.

70.ازدواج کنيد که سنت پيغمبر (ص) است آنجناب مکرر ميفرمود هرکه خواهد از سنت من متابعت کند ازدواج نمايد که از جمله سنتهاي من است.

71. و در طلب فرزند باشيد که من فردا به کثرت جمعيت شما بر ساير امتها افتخار کنم شير زناکار و ديوانه به فرزندانتان ندهيد که شير موجب سرايت است.

72. از گوشت پرندگان که سنگدان و خارپشت پا و چينه دان ندارند اجتناب کنيد.  

73. از خوردن گوشت درندگان نيشدار و پرندگان چنگال دار پرهيز کنيد. 

74.سپرز( دمبلان گوسفند ) نخوريد که خون را فاسد ميکند.

75. سياه نپوشيد که لباس فرعون است. 

76. از غده هاي گوشت اجتناب کنيد که رگ خوره را تحريک ميکند. 

77. در دين قياس نکنيد که بسياري از احکام ديني قياسي نيست جمعيت هايي بيايند که قياس را به کار برند اينان دشمن دين اند اول کسي که قياس کرد شيطان بود.

78. کفشهاي هموار نپوشيد که کفش فرعون است او اول کسي بود که اينگونه کفش پوشيد

79. با ميخواران مخالفت کنيد.

80. خرما بخوريد که شفاي هر دردي است

81. از گفتار پيغمبر (ص)پيروي کنيد که فرمود : هرکه يک در سوال بر روي خود بگشايد خدا يک دراز فقر برويش باز کند

82. زياد استغفار کنيد که موجب وسعت رزق است

83. هر چه بتوانيد عمل خير جلو فرستيد که فردا مي يابيد  

84. از مجادله بپرهيزيد که توليد شک ميکند.

85. هرکه به خدا حاجتي دارد در سه وقت بخواهد : يکي در روز جمعه و هنگام ظهر يکي موقع وزيدن باد و باز شدن درهاي آسمان و فرود آمدن رحمت و آواز دادن پرندگان سوم آخر شب نزديک طلوع فجر که دو فرشته صدا ميزنند آيا توبه کننده اي هست که توبه اش را قبول کنند ؟ آيا سائلي هست که خواسته اش را بدهند ؟ آيا آمرزش خواهي هست که او را بيامرزند ؟ آيا حاجتمندي هست که حاجتش را روا کنند ؟ منادي خدا را جواب دهيد.

86. بين سپيده دم و طلوع خورشيد به دنبال روزي رويد که از گذشتن روي زمين در تحصيل معاش موثرتر است اين ساعتي است که خدا رزق بندگان را قسمت ميکند.

87 . هميشه منتظر فرج و گشايش باشيد هيچگاه از رحمت خدا نا اميد نشويد که هيچ عملي را خدا مانند انتظار فرج دوست ندارد.  

88. بعد از نماز صبح بر خدا توکل کنيد که اين وقت بر آمدن حاجتها است.

 89. با شمشير به جانب حرم (مکه) نرويد.

90. در نماز شمشير پيش رو نگذاريد که قبله امن است.

91. هنگام مسافرت مکه به زيارت پيغمبر (ص) رويد که دستور خدا است و ترکش جفا و ناسپاسي است.  

92 . به زيارت قبر هايي که خدا رعايت حقش را لازم کرده برويد و آنجا طلب روزي کنيد.

93. گناه کم را کوچک نشماريد که کم کم زياد ميشود.

94. سجده را طول دهيد که هيچ عملي براي شيطان از اين سخت تر نيست که ببيند پسر آدم در سجده است چه او مامور به سجده شد و نافرماني کرد و اين دستور را اطاعت ميکند و رستگار ميشود.

95. مرگ و موقع خروج از قبر و ايستادن برابر خدا را بسيار ياد کنيد تا مصيبتها بر شما آسان شود.

96. اگر به درد چشم مبتلا شديد آيه الکرسي بخوانيد و به خود تلقين کنيد که خوب شدم انشاء الله بهبودي پيدا مي کنيد.

97. از گناه اجتناب کنيد که هر گرفتاري و تنگي رزق در اثر گناه است حتي خراش بدن و زمين خوردن و مصيبت   خدا فرموده : ((هر مصيبتي به شما رسد نتيجه کردار خود شما است و بسياري را هم خدا مي بخشد)). 

98. بر سر سفره غذا نام خدا ببريد و طغيان نکنيد که نعمت و روزي خدا است ميخوريد.

99. با نعمت خوش رفتاري کنيد که نعمت از دست مي رود و هر عملي به آن کرده باشيد شهادت ميدهد.

100. هر که به رزق کم قانع شود خدا هم به عمل اندک او راضي ميشود.

101. از تقصير بپرهيزيد که روزي حسرت ميخوريد که حسرت فايده ندارد.

102 . در ميدان جنگ رو به دشمن کمتر سخن گوئيد و بسيار ياد خدا کنيد و پشت به دشمن نکنيد که موجب غضب خدا هست.

103. اگر در ميدان ديديد يکي از برادرانتان مجروح شده يا عقب نشيني کرده يا دشمن در او طمع بسته با جان خود در حفظ او بکوشيد.

104. هرچه بتوانيد کار خير کنيد که از مرگ بد جلوگيري ميکند .

105. هرکه ميخواهد بداند مقامش نزد خدا چگونه است به بيند مقام خدا هنگام گناه در نظر او چگونه است؟ اگر خدا در نظرش عظمت دارد و گناه را به احترام فرمان او ترک ميکند او هم نزد خدا مقامي دارد.   

 106. هيچکس چيزي با برکت تر از گوسفند براي عائله اش در منزل تهيه نکرده هرکه يک گوسفند در خانه داشته باشد روزي يک مرتبه ملائکه برايش تقديس و تسبيح ميکنند و هرکه دو تا داشته باشد دو مرتبه و هرکه سه تا داشته باشد سه مرتبه ميگويند مبارک باشد.  

   107 . هرگاه مسلماني ضعيف شد گوشت و شير بخورد که خدا در آنها قوت نهاده .

108. براي سفر حج لوازم سفر را قبلا تهيه کنيد خداوند ميفرمايد : اگر خيال حرکت داشتند وسائلي تهيه کرده بودند . ( اين دستور براي اين است که گاهي آماده نبودن موجب ترک حج ميشود).

109. در آفتاب پشت به خورشيد بنشينيد که خورشيد هر درد خفته اي را بيدار ميکند.

110. در سفر حج به خانه خدا زياد بنگريد که خدا آنجا صدو بيست رحمت دارد شصت تا براي طواف کنندگان چهل تا براي نماز گزاران بيست تا براي نگاه کنندگان.

111. ميان در خانه و حجر الاسود به گناهاني که در نظر داريد اقرار کنيد هر کس آنجا گناهانش را بشمارد و اقرار کند و از خدا آمرزش خواهد بر خدا حق است که او را بيامرزد.

112. پيش از آمدن بلا دعا کنيد.

113. پنج وقت درهاي آسمان باز است : وقت آمدن باران هنگام جنگ موقع اذان در حال قرائت قرآن ظهر و سپيده دم .   

114. کسي که ميت را غسل ميدهد بايد بعد از کفن کردن او غسل کند.

115 . کفن را با عود معطر نکنيد جز کافور عطري به مردگان نزنيد که ميت مثل حاجي در احرام است.

116 . به بستگانتان سفارش کنيد با لاي سر مرده سخنان مناسب گويند . زنان بني هاشم پس از مرگ پيغمبر ص به همدردي حضرت زهرا س آمدند ( و به شمردن فضائل پيغمبر ص و گريه زاري پرداختند ) حضرت فرمود : شماره را رها کنيد و به دعا پردازيد.  

117 . به زيارت مردگان برويد که به ديدار شما خرسند ميشوند و سر قبر پدر و مادر اول در حق آنها دعا کنيد و بعد حاجت خود را (از خدا ) بخواهيد.       

118.  مسلمان آينه مسلمان است اگر لغزشي از مسلماني ديديد بضد او قيام نکنيد به نفعش کار کنيد با رفاقت و مدارا ارشاد و نصيحتش کنيد از اختلاف بپرهيزيد که موجب پراکندگي است راست گوييد تا مقرب شويد و اجر ببريد.  

119. هرکه با حيوان سواري سفر کند در وقت پياده شدن اول با آب و علف حيوان بپردازيد.

 120. در صورت حيوان نزنيد چه به شکر خدا تسبيح ميگويد .

121. هرکس در مسافرت گم شد يا جانش در مخاطره افتاد فرياد زند يا صالح اغثني : اي صالح بفريادم برس. در برادران جني شما شخصي به نام صالح است که براي رضاي خدا به منظور نجات شما روي زمين گردش ميکند چون صدا را بشنود اجابت کند گمشده را راهنمايي کند و حيوانش را نکه دارد.   

122. هرکه از شير بترسد جانش يا گوسفندش در خطر افتد دايره اي دور خود رسم کند و بگويد : اي خداي دانيال و چاه و خداي هر شير درنده مرا و گوسفندم را حفظ کن. 

123. هرکه از عقرب بترسد اين آيه ها را بخواند : سلام علي نوح في العالمين انا کذلک نجزي المحسنين انه من عبادنا المومنين.     

124. هرکه از غرق شدن بترسد بگويد : بسم الله مجريها و مرساها ان ربي لغفور رحيم بسم الله الملک القوي و ما قدروا الله حق قدر ه و الارض جميعا قبضته يوم القيمته و السماوات مطويات بيمينه سبحانه و تعالي عما يشرکون.

125. روز هفتم براي نوزادان قرباني کنيد و هم وزن موي سرشان نقره صدقه دهيد پيغمبر ص در ميلاد حسن و حسين (ع) و ساير فرزندانش چنين کرد.   

126. وقتي چيزي به سائل دادي بگوييد براي شما دعا کند دعاي او در حق شما مستجاب است اما در حق خودش اثري ندارد چون غالبا دروغ ميگويد.

127. بعد از احسان به فقير دست خود را ببوسيد که صدقه را پيش از آنکه بدست سائل برسد خدا ميگيرد چنانکه در قرآن است مگر نميدانيد آن خدا است که توبه بندگان را ميپذيرد و صدقات را ميگيرد.     

128. شب صدقه دهيد صدقه شبانه غضب خدا را خاموش ميکند.

129. گفتارتان را جزء اعمالتان حساب کنيد تا در غير کارهاي خير کمتر سخن گوييد.

130. از آنچه خدا روزي شما کرده انفاق کنيد که انفاق کننده مثل مجاهد در راه خداست هرکه بداند خدا عوض ميدهد سخاوت مندانه ميبخشد.

131. هرکه اول يقين داشت بعد شک کرد به يقين سابق عمل کند شک يقين را نميشکند.      

132.شهادت ناحق ندهيد.  

133.بر سر سفره اي که در آن شراب ميخورند ننشينيد کسي نميداند کي خدا او را ميگيرد ( شايد در همان مجلس عذاب يا مرگ فرا رسد )

134. بر سر سفره مثل  غلامان بنشينيد چهار زانو نزنيد که خدا اينگونه نشستن و اين نشيننده را خوش ندارد.

135. پيغمبران پس از نماز عشاء شام ميخوردند.

136. بدون شام نخوابيد که بدن ويران ميشود.

137.تب پيش در آمد مرگ و زندان خدا در زمين است خدا هر بنده اي را بخواهد باين زندان مي افکند اما تب گناه را ميريزد چنانکه کرک از گرده شتر ميريزد.

138. هر دردي از داخل بدن است بجز زخم و تب که ( از خارج ) به بدن ميرسد .

139. سوزش تب را با بنفشه و آب خنک فرو نشانيد که حرارت تب گوئيا از نفس جهنم است.     

140. تا مرض بر صحت غلبه نکند نبايد مسلمان درمان کند.

141. دعا قضا و قدرمحکم را برگرداند آنرا سپرخود قرار دهيد.         

142. وضو بعد از طهارت ده حسنه دارد خود را طاهر کنيد.

143. از تنبلي بر حذر باشيد که تنبل حق خدا را ادا نميکند.

144. بوي ناراحت کننده بدن را با آب برطرف کنيد.    

145. هميشه خود را وارثي کنيد ( کثيف نباشيد)خدا بنده کثيفي را که موجب آزار همنشين است دشمن دارد.  

146. در نماز با ريش خود بازي نکنيد و به کاري که شما را مشغول کند نپردازيد. 

147. پيش از آنکه به کار ديگرسر گرم شويد به عمل خير بپردازيد.

148. مومن جانش از وي در عذاب است و مردم از او در آسايش.   

149. گفتارتان ذکر خدا باشد. 

150. از گناه بترسيد که مانع روزي ميشود.    

151. بيماران را با صدقه درمان کنيد.

152. اموال را با زکات بيمه کنيد.

153.نماز مايه تقرب پرهيزگاران است.  

154.حج جهاد مردم ناتوان است.

155. جهاد زن خوب شوهرداري کردن است.

156. فقر بزرگترين مرگ است.

157. کمي عائله خود ثروتي است.       

158. اندازه گيري نصف زندگي است.

159.غصه نصف پيري است.

 160. هرکه ميانه روي کند تهي دست نشود. 

    161. هرکه مشورت کند هلاک نشود.

162.احسان جز با مردم شرافتمند يا ديندار شايسته نيست.

163.هرچيز ميوه اي دارد ميوه احسان تعجيل در آن است.

164.هر که بداند خدا عوض ميدهد سخاوتمندانه بخشش کند.

165. هر که در مصيبت دست بر رانش زند اجرش پامال شود.

166.بهترين اعمال انتظار فرج از خداست. 

167.هرکه پدر و مادر را اندوهگين کند بر آنها ستم کرده.

168.با صدقه روزي را فرود آريد.

169.امواج بلا را پيش از رسيدن با دعا از خود بگردانيد به آن خدايي که دانه را شکافته و بندگان را آفريده هجوم بلا به جانب مومن از سرازير شدن سيل از بالاي تپه و دويدن اشتر سريعتر است.

170.از خدا عافيت از سختي بلا را بخواهيد که شدت بلا دين را بر باد ميدهد.

171.خوشبخت آن است که از ديگران پند گيرد     

172.با رياضت اخلاق نيک را در خود پرورش دهيد که انسان با خوي خوش به درجه روزه دار شب بيدار ميرسد.

173.هرکه بداند شراب حرام است و بخورد خدا او را از چرک و خون دوزخيان بخوراند هر چند آمرزيده شود.

174.نذر گناه صحيح نيست.

175.قسم براي قطع رحم صحيح نيست.  

176.دعا کننده بي عمل مثل تير انداز بي زه است.   

177.زن مسلمان بايد خود را براي شوهر خوشبو کند.  

178.آن که در راه دفاع از مالش کشته شود شهيد است. 

179.مغبون نه ستوده است نه اجري دارد.

180.قسم فرزند بدون اجازه پدر و قسم زن بي اجازه شوهر صحيح نيست.

181.يک روز تا شب ترک سخن روا نيست مگر به ذکر خدا مشغول باشد.  

182.پس از مهاجرت به شهر اسلامي بازگشت به وطن کفر جايز نيست و بعد از فتح ( مکه ) هجرت واجب نيست.

183.به تجارت پردازيد که از مال مردم بي نياز شويد خدا کاسب امين را دوست دارد.

184.هيچ کاري نزد خدا محبوب تر از نماز نيست هيچ کار دنيا شما را از نماز به وقت باز ندارد که خدا گروهي را مذمت کرده که از نماز سهو ميکنند يعني غافل ميشوند و وقت نماز را سبک مي گيرند.

185.بدانيد که دشمنان شما در کارهاي نيک تظاهر و ريا ميکنند و خداوند توفيق عمل خالص به آنان نمي دهد جز عمل خالص را هم نمي پذيرد.

186.نيکي کهنه نشود و گناه فراموش نگردد خداوند جليل با کساني است که پرهيزگار و نيکو کارند.

187.مومن به برادرش تقلب و خيانت نکند او را وانگذارد متهمش نکند به وي نگويد من از تو بيزارم.   

188.براي کارهاي بدنماي برادرت عذري بجوي اگر عذري نيافتي پرده پوشي کن.

189.از جا کندن کوهها از برانداختن سلطنتي که عمرش سر نيامده آسانتر است از خدا کمک خواهيد و صبر کنيد که زمين مال خداست به هر يک از بندگان بخواهد واگذار مي کند و سرانجام ( نيک ) از پرهيزگاران است.

190.پيش از وقت به کاري دست نزنيد که موجب پشيماني است مبادا طول مدت و مرور زمان دلهاي شما را سخت کند.

191.بر ناتوانان ترحم کنيد و بدين وسيله رحمت خدا را جلب کنيد.

192.از غيبت مسلمان بپرهيزيد خدا فرموده : از يکديگر غيبت نکنيد هيچ يک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟با اين آيه مسلماني حاضر به غيبت نميشود.

193.مسلمان نبايد در نماز دستها را مثل مجوسيان روي هم بگذارد.

194.مانند بندگان سر سفره بنشينيد و روي زمين غذا بخوريد.

195.ايستاده آب نخوريد.

196.اگر در نماز گزنده اي يافتيد يا دفنش کنيد و بر آن آب دهن افکنيد يا در لباستان به پيچيد تا فارغ شويد.

197.رو گرداندن زياد از قبله نماز را باطل ميکند اگر کسي چنين کرد اذان گويد و نماز را از سر گيرد.

198.هرکه صبح گاه يازده مرتبه قل هوالله و انا انزلناو آيته الکرسي بخواند مالش را از گزند حفظ کرده هر که پيش از آفتاب قل هوالله و انا انزلنا بخواند آنروز دچار گناه نشود هر چند شيطان بکوشد.

199.از انحراف دين و غلبه مردان ( به دين ) به خدا پناه ببريد هرکه از ما تخلف کند هلاک شود.

200.بالا زدن لباس پاک نگهداشتن آن است خداوند فرموده : ( لباسهايت را پاک کن ) يعني بالا بزن.

201.با انگشت ( يا زبان) عسل خوردن درمان هر دردي است خداوند فرموده : ( از شکم زنبورها نوشابه اي رنگارنگ بيرون آيد که در آن براي مردم شفا است ) عسل خوردن و قرآن خواندن و کندر جويدن بلغم  را آب کند.

202.پيش از غذا نمک بخوريد اگر مردم از خواص نمک خبر داشتند آنرا بر باز هر مجرب ترجيح ميدادند. هرکه قبل از غذا نمک بخورد هفتاد بلا و آفتهايي که جز خدا نمي داند از جانش دور شود.

203.در تابستان بر بدن تب دار آب سرد بريزيد که حرارت را خاموش ميکند.

204.ماهي سه روز روزه بگيريد که ثواب روزه يک عمر را دارد ما پنجشنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط را روزه ميگيريم زيرا جهنم چهارشنبه خلق شده.

205.کسي که حاجتي دارد صبح زود پنجشنبه به دنبالش رود پيغمبر (ص) دعا کرد : خدايا صبح پنجشنبه را براي امت من مبارک کن.

206.و چون از خانه درآييد آيات سوره آل عمران و انا انزلنا و سوره حمد و آيته الکرسي را بخواند که موجب بر آمدن حاجتهاي دنيا و آخرت است.

207.لباس ضخيم بپوشيد هرکس جامه اش نازک است دينش هم نازک است در برابر خدا با لباس بدن نما نه ايستيد   

208.توبه کنيد به خدا بر گرديد و در محبت او وارد شويد که خداي عزوجل توبه کنندگان و پاکيزگان را دوست دارد مومن زياد توبه ميکند.

209.هرگاه مومني به برادرش بگويد اف بر تو ميان آنها جدايي افتد(و رشته برادري آنان بگسلد) اگر بگويد تو کافري حتما يکي از آن دو کافر است(اگر است بگويد شنونده و اگر دروغ بگويد گوينده)

210.اگر بوي تهمت زند اسلام در دلش مثل نمک آب شود.

211.در توبه به روي هرکه بخواهد باز است به سوي خدا باز گرديد توبه نصوح کنيد ( که ديگر به گناه نگرديد )اميد است خدا از کردارهاي بدتان عفو کند.

212.به پيمانها وفا کنيد هيچگاه نعمت و خرمي زندگي از دست نرود مگر در اثر گناه خدا در حق بندگان ستمکار نيست اگر پيش از بلا دعا و توبه کنند نازل نمي شود و اگر پس از گرفتاري و زوال نعمت هم با نيت صادق به خدا پناهنده شوند و سستي و اسراف نکنند خدا همه مفاسدشان را اصلاح ميکنند و هر نعمتي که گرفته باز گرداند.

   213.چون کار بر مسلماني سخت شد به پروردگارش شکايت کند که کليد کارها و تدبير امور بدست اوست.

214.هيچکس از يکي از سه خصلت خالي نيست: کبر فال بد و آرزوهاي بيجا اگر فال بد زديد اعتنا نکنيد نام خدا را ببريد و کار را انجام دهيد براي علاج کبر با غلامتان غذا بخوريد و بدست خود گوسفندتان را بدوشيد براي جلوگيري از آرزو بيجا دعا کنيد بدرگاه خدا تضرع و زاري نماييد مبا دا نفس اماره شما را بگناه کشد.

215.با مردم مطالبي را در ميان نهيد که قبول دارند از اظهار آنچه منکرند خود داري کنيد مردم را بر گردن ما و خودتان سوار نکنيد امر ما ( قضيه ولايت ائمه (ع) و معارف آنها ) سخت و دشوار است تاب و تحملش را ندارد مگر فرشته مقرب يا پيغمبر مرسل يا بنده اي که خدا قلبش را براي ايمان آزموده باشد.

216.هرگاه شيطان در دل شما وسوسه کرد به خدا پناه بريد و بگوييد به خدا و پيمبرش از روي اخلاص ايمان دارم.

217.چون خداوند به کسي لباس نو عطا کند وضو بگيرد و دو رکعت نماز با حمد و آيته الکرسي و قل هوالله و انا انزلنا بخواند و شکر خدا کند که عورتش را پوشانده و در ميان مردم زينتش داده و بسيار بگويد: لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم. تا در آن لباس دچار گناه نشود و به عدد هر نخي فرشته اي براي او تقديس و استغفار و طلب رحمت کند.

218.بد گماني را دور اندازيد که خدا نهي کرده.

219.من با پيغمبر (ص) و خاندان و فرزندانم کنار حوض کوثرم هر که ما را خواهد گفتار ما را بکار بندد و مثل ما عمل کند هر خانداني فرد گزيده اي دارند ما حق شفاعت داريم دوستان ما حق شفاعت دارند براي ديدار ما کنار حوض کوثر سبقت گيريد که ما دشمنان را ميرانيم و دوستان را آب ميدهيم هر که جرعه اي از آن بنوشد هرگز تشنه نشود حوض ما دو مجري از بهشت دارد يکي از (چشمه) تسنيم و ديگري از (معين) دو طرفش زعفران و دانه هاي لو لو و ياقوت است اين همان حوض کوثر است.   

220.کارها به دست خدا است نه بندگان اگر به دست آنان بود کسي را بر ما ترجيج نمي دادند ولي خدا هر که را خواهد به رحمت مخصوص خود کند خدا را بر نخستين نعمتي که به شما داده يعني حلال زادگي شکر کنيد.

221.هر چشمي در قيامت گريان و بي خواب است مگر چشمي که به کرامت خداوندي ممتاز شده باشد و براي مصائب حسين و آل محمد(ص) گريسته باشد.

222. بخدا شيعيان ما چون زنبور عسل اند اگر مردم بدانند چه در دل دارند همه را ميخورند.

223. کسي را که بر سر غذا نشسته شتابزده نکنيد تا فارغ شود و همچنين کسي را که مشغول قضاي حاجت است.

224. چون از خواب بيدار شويد بگوييد : لا اله الا الله الحليم الکريم الحي القيوم و هو علي کل شي قدير سبحان رب النبيين و اله المرسلين و رب السماوات السبع و ما فيهن و رب الارضين السبع و ما فيهن و رب العرش العظيم و الحمدلله رب العالمين و چون پس از خواب بنشينيد پيش از برخاستن بگوييد : حسبي الرب من العباد حسبي الله الذي هو حسبي منذ کنت. حسبي الله و نعم الوکيل.

225. چون شب از خواب برخيزيد به اطراف آسمان نگاه کنيد و آيات آخر سوره آل عمران را از (( ان في خلق السماوات و الاعرض - تا - انک لا تخلف الميعاد )) بخوانيد.

226. سر کشيدن در چاه زمزم دردها را ميبرد. از آب آن که در سمت حجر الاسود است بنوشيد.

227. در رکاب پادشاهي که اطميناني به حکم او نيست و دستور خدا را در غنيمت جنگ اجرا نميکند به جنگ نرويد اگر کسي رفت و در اين راه مرد دشمنان ما را در غصب حقوق و پامال کردن خون ما کمک کرده و به شيوه جاهليت مرده است.

228. ياد ما خانواده براي دردها و وسواس سينه ها شفاست و دوستي ما رضايت پروردگار است.

229.کسي که به ولايت ما معتقد باشد فردا در (( حظير القدس )) (بهشت) با ما است هرکه منتظر فرج ما باشد مثل کسي است که در راه خدا در خون خود بغلطد.

230.هر که در ميدان جنگ ما حاضر باشد يا صداي دادخواهي ما را بشنود و ما را ياري نکند خدا او را در آتش افکند.

231.ما در وقتي که مردم ستم بينند و راه چاره بر آنها بسته شود دري هستيم از ياري و فرياد رسي ( که بر روي آنها گشوده شود ) ما (( باب حطه ايم )) ( باب حطه : دري بوده که بني اسرائيل مامور بودند از آن وارد بيت المقدس شوند و تقريبا راه نجات آنها بوده و در احاديث بسيار ائمه (ع) به آن در تشبيه شده اند ) اين در مسلمانان است هرکه وارد شود نجات يابد و هرکه خود داري کند هلاک شود.

232.خدا به وسيله ما آغاز کند و بوسيله ما محو و اثبات فرمايد و زمانه سخت را برطرف کند و باران ببارد مبادا فريبندگان شما را مغرور کنند.

233.از روزي که خدا درهاي آسمان را بسته قطره اي باران نباريده اگر قائم ما قيام کند آسمان بارانش را ببارد زمين گياهش را برويد کينه از دلها برخيزد درندگان و حيوانات صلح کنند چنان امن و آرامش برقرارگردد که زني از عراق به شام رود و زيور بر سرش باشد کسي به او کاري نداشته باشد.    

234.اگر بدانيد صبر و مقاومت در برابر دشمن و تحمل سخنان ناهنجار آنها چه اجري دارد ديدگانتان روشن شود.

235.پس از مرگ من از دست منکران حق و دشمنان و ثروت اندوزاني که حق خدا را سبک شمردند کارهاي ناشايسته و ناپسندي ببينيد که تمناي مرگ کنيد چنان نا امني ايجاد شود که جانها در خطر افتد در ان دوران به ريسمان الهي چنگ (قرآن) چنگ بزنيد متفرق نشويد و صبر و نماز و تقيه را از دست ندهيد.

236.بدانيد که خداي متعال مردم متلون و بوقلمون صفت را دوست ندارد.

237.از حق جدا نشويد از ولايت اهل حق دست نکشيد هر که بجاي ما امام ديگري انتخاب کند هلاک شود و دنيا را هم از دست دهد و بميرد.

238.هنگام ورود به خانه به اهل آن سلام کنيد بگوئيد : السلام عليکم اگر اهلي نداشت بگوئيد : السلام علينا من ربنا.     

239.وقت ورود به خانه قل هوالله بخوانيد که فقر را برطرف ميکند.

240.کودکان را در هشت سالگي به نماز واداريد و آداب نماز را به آنان بياموزيد.

241.از سگ فاصله بگيريد اگر تصادفا با آن تماس پيدا کرديد اگر با رطوبت بود جامه را بشوييد و اگر خشک بوده آب بر آن بپاشيد. 

242.اگر حديثي از قول ما شنيديد که تفسيرش را نفهميديد به ما برگردانيد و منکر نشويد توقف کنيد و تسليم باشيد تا وقتي که مطلب روشن شود.

243.سر فاش کن و شتابزده نباشيد.     

244.غلو کنندگان(گزافگويان) بايد به ما برگردند و مقصراني هم که در حق ما کوتاه آمده اند بايد به ما ملحق شوند.

245.هرکه راه ما را بپيمايد بما برسد و هرکس به راه ديگر رود غرق شود.

246.دوستان ما فوجهايي از رحمت خدا دارند و دشمنانمان افواجي از غضب

247.طريقه ما ميانه روي و عدالت است و مسلک ما هدايت.

248.چهار نماز شک بر نميدارد : نماز وتر(يک رکعتي آخر نماز شب) نماز جمعه دو رکعت اول هر نماز نماز صبح و مغرب.

249.بي وضو قرآن نخوانيد.

250.حق هر سوره اي را ادا کنيد رکوع و سجود آنرا بجا آوريد.

251.در نماز دامن لباس را از زير بقل بطرف شانه برنگردانيد که اين عمل قوم لوط است.

252.مرد ميتواند در يک جامه نماز بخواند دو طرفش را بگردن به بندد و يا در يک پيراهن ضخيمي که دکمه هايش را به بندد. 

253.روي فروشي که عکس دارد نماز نخوانيد اما اگر عکس زير پا باشد ممکن است چيزي روي آن انداخت و نماز خواند.

254.کسي در حال نماز سکه هاي عکس دار را در لباس گره نزند اما اگر خائف باشد ميتواند سکه ها را در کيسه يا دستمالي بگذارد و به پشت ببندد.

255.روي تل گندم و جو و ساير خوراکيها و نان به نماز نايستيد.

256.بدون بسم الله وضو نگيريد پيش از وضو بگوييد : بسم الله و بالله اللهم اجعلني من التوابين و اجعلني من المتطهرين.

257.بعد از وضو بگوييد : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهدان محمدا عبده و رسوله.چون اين دعا بخواند مستحق آمرزش شود.

258.هرکه نماز گزارد و حق آن را بشناسد خدا وي را بيامرزد.

259.بدون عذر در وقت نماز واجب نماز مستحب نخوانيد ممکن است نافله را بعد قضا کنيد خدا فرموده : (( آنان که بر نماز مداومت دارند )) يعني قضاي نماز شب را روز ميگذارند و قضاي روز را شب.    

260.قضاي نافله را در وقت نماز واجب نخوانيد اول واجب را ادا کنيد سپس هرچه خواهيد نماز بخوانيد.

261.يک نماز در حرم مکه و مدينه معادل هزار نماز است و يک درهم در راه حج برابر هزار درهم است.

262.شخص بايد در نماز قلبش خاشع (نرم)باشد اگر قلب خاشع شد اعضاي ديگر هم خاشع شود و در نماز به بازي نپردازد.

263.قنوت نماز جمعه پيش از رکوع است در رکعت اول هم بعد از حمد سوره جمعه خوانده شود و در رکعت دوم منافقون.

264.در هر رکعت پس از سجده بنشينيد تا بدنتان آرام بگيرد آنگاه برخيزيد شيوه ما چنين است.

265.چون از نماز برخيزيد دست برابر سينه گيريد و چون در نماز برابر خدا ايستيد سينه را پيش داريد کمر را راست گيريد و خم نشويد بعد از نماز دست به جانب آسمان برداريد و در دعا بکوشيد عبدالله سبا گفت يا اميرالمومنين مگر خدا همه جا نيست؟فرمود چرا گفت پس چرا بايد دست به آسمان بلند کرد ؟فرمودند : مگر قرآن نخوانده اي که ميفرمايد (روزي شما و آنچه به شما وعده ميدهند در آسمان است خدا دستور نداده روزي را از غير محلش طلب کنند محل روزي و وعده هاي خدا آسمان است.

266.هيچکس از نماز رو نگرداند تا از خدا بخواهد بهشت را نصيبش کند و از جهنم پناهش دهد و حورالعين قسمتش کند.

267.چون به نماز ايستيد مثل کسي نماز گزاريد که با نماز وداع ميکند.

268.لبخند نماز را قطع نميکند و قهقهه نماز را قطع ميکند.

269.وقتي که خواب بر دل مستولي شد وضو باطل است.

270.اگر در نماز خواب بر چشم غالب شد نماز را قطع کن و بخواب چه در آن حال نميداني بنفع خود دعا ميکني يا به ضرر خود.

271.هرکه با دل ما را دوست دارد و با زبان ياري کند و با دست در نبرد دشمنان بجنگد در بهشت با ما در يک درجه است.   

272.و هرکه به دل ما را دوست دارد و به زبان ياري کند و در جنگ با دشمنان ما مبارزه نکند يک درجه پايين تر است.

273.و هرکه در دل دوست ما باشد و با دست و زبان پشتيباني نکند دو درجه پايين تر است.

274.و هرکه در دل دشمن ما باشد و با دست و زبان ياري ما نکند اهل جهنم است.

275.هرکس در دل ما را دشمن دارد و با دست و زبان دشمنان ما را ياري کند در دوزخ با دشمنان ما باشد.

276.بهشتيان به منازل ما و شيعيانمان مينگرند چنانکه اهل زمين به ستارگان آسمان نگاه ميکنند.

277.چون از سوره هايي که اول آن(سبح) يا (يسبح) است فارغ شويد بگوئيد سبحان الله الاعلي.

278.چون آيه (( ان الله و ملائکته يصلون علي النبي )) را بخوانيد صلوات بفرستيد چه در نماز باشد چه خارج نماز.

279.هيچ عضوي در بدن شکر گزاريش از چشم کمتر نيست خواسته هاي آن را انجام ندهيد که از ياد خدا بازمانيد.

280.چون سوره (( والتين)) را خوانديد در آخرش بگوئيد و نحن علي ذلک من الشاهدين : ما بر مضمون اين سوره گواهيم.

281.چون ( در سوره بقره آيه 136 و در عنکبوت آيه 46 ) اين جمله را بخوانيد : (( قولوا آمنا بالله ....))( يعني بگوييد بخدا ايمان آورده ايم دستور خدا را انجام دهيد ) بگوئيد : آمنا بالله .... و نحن له مسلمون.

282.اگر در تشهد آخر بگوئيد : اشهد ان لا اله الاالله وحده لا شريک له واشهد ان محمد اعبده و رسوله و ان الساعه آتيه لاريب فيها و ان الله يبعث من في القبور.سپس وضويتان باطل شود نماز تمام است(اين حديث مورد عمل نيست وحدث قبل از سلام را علما مبطل ميدانند)

283.عبادتي سخت تر از پياده رفتن به خانه خدا نيست.

284.خير را از سم و گردن شتران بجوئيد آنگاه که به آبشخور ميروند وبر ميگردند.

285.چاه زمزم را به اين جهت قرآن (( سقايه ))(يعني آب دادن حجاج ناميده که پيغمبر (ص) دستور داد براي رفع تلخي آب زمزم مقداري خرما که از طائف براي او آورده بودند در حوض آن بريزند و اگر خرما در آن ماند کهنه شد نخوريد ( که مسکر ميشود )

286.چون کسي برهنه شود شيطان به او نظر اندازد و در وي طمع کند خود را بپوشانيد.   

287.کسي حق ندارد لباسش را از رانش عقب کند و در مجلس بنشيند.

288.هرکه چيزي بخورد که بوي آزار دهنده دارد نزديک مسجد نرود.

289.مرد درسجده نماز واجب پشتش را بلند کند.    

290.قبل از غسل دستها را تا مرفق بشوئيد.

291.چنان نماز بخوانيد که قرائت و تکبير و تسبيح خود را بشنويد.

292.چون از نماز فارق شوي به سمت راست توجه کن.

293.از دنيا توشه گيريد بهترين توشه دنيا تقوي است.

294.دو دسته از اسرائيليان گم شدند ( بعد از مسخ )يکي در خشکي و ديگر در دريا پس از گوشت حيواني که نميدانيد حلال است نخوريد.

295.کسي که سه روز بيماري را به کسي اظهار نکند و تنها به خدا درد و دل کند بر خدا حق است که او را شفا بخشد.

296.دورترين حالات بنده به خدا وقتي است که همه همتش در فرج و شکم صرف شود.

297.سفري که دين و نماز در آن به خطر باشد نبايد رفت.

298.چهار موجود گوش شنوا دارند : پيغمبر (ص) , بهشت , جهنم حورالعين  چون بنده اي از نماز فارغ شود صلوات فرستد از خدا بهشت را مسالت کند و از آتش به او پناه برد و تقاضا کند حورالعين نصيبش فرمايد زيرا هرکه صلوات فرستد پيغمبر (ص) گفتار او را بشنود و دعايش مستجاب شود هرکه بهشت را درخواست کند بهشت گويد خدايا خواسته اين بنده را بده هرکه از دوزخ پناه برد جهنم گويد : خدايا بنده ات را پناه ده هرکه تقاضاي حورالعين کند حوريان گويند خداوندا خواهش بنده ات را بپذير.

299.سرود نوحه سرائي شيطان از فراق بهشت است.

300.هنگام خواب دست راست زير گونه راست نهيد و بگوئيد : بسم الله وضعت جنبي لله علي مله ابراهيم و دين محمد (ص) و ولايه من افترض الله طاعته ماشاء الله کان و مالم يشالم يکن.هرکه وقت خواب اين دعا را بخواند از دزد غارتگر و زير آوار رفتن محفوظ ماند و ملائکه براي او طلب آمرزش کنند.

301.هر که هنگام خواب قل هوالله خواند خداي عزوجل پنجاه هزار فرشته به نگهباني او بگمارد.

302.چون خواستيد بخوابيد پيش از اينکه پهلو بر زمين نهيد بگوئيد : ( اعيذ نفسي و ديني و اهلي و مالي و ولدي و خواتيم عملي و ما رزقني ربي و خولني بعزه الله و عظمه الله و جبروت الله و سلطان الله و رحمه الله و رافه الله و غفران الله و قوه الله و قدره الله و بجلال الله و بضع الله و ارکان الله و برسول الله و بجمع الله و بقدره الله علي ما يشاءمن شر السامه و الهامه و من شر الجن و الانس و من شرما يدب في الارض و ما يخرج منها و من شر کل دابه انت آخذ بناصيتها ان ربي علي صراط مستقيم و هو علي کل شي قدير و لاحول و لا قوه الا بالله العلي العظيم.    پيغمبر (ص) اين دعا را براي حفظ حسن و حسين ميخواند و به ما هم دستور داد بخوانيم.

303.مائيم خزانه داران دين خدا مائيم کليدهاي علم و دانش هرگاه چراغي از ما خاموش شود چراغ ديگري بيفروزيد هرکه پيروي ما کند گمراه نشود هرکه منکر ما شود راه نيابد هر که با دشمنان به ظلم ما برخيزد روي رستگاري نه بيند هرکه ما را واگذارد مدد کاري نيابد پس به طمع دنيا و کالاي بي ثبات آن از ما کناره نگيريد چه هرکس آخرت بدنيا فروشد و عالم فاني را بر ما ترجيح دهد فردا حسرتش بسيار باشد چنانکه خدا فرمايد : ( از بهترين چيزي که بر شما نازل شده پيروي کنيد پيش از آنکه ...) کسي بگويد اي دريغ از آن تقصيرها که درباره خدا کردم و از مسخره کنان بودم.   

304.بوي زننده گوشت را از کودکان بشوئيد که شيطان آنرا مي بويد و کودک در خواب مي ترسد علاوه که دو فرشته نويسنده اعمال از آن اذيت ميشوند.

305.نخستين نگاه به زن نامحرم ( که چشم بيفتد ) مانعي ندارد از فتنه بپرهيزيد و دوباره نگاه نکنيد.

306.شرابخوار مانند بت پرست از دنيا رود.حجر بن عدي پرسيد شرابخوار کيست : فرمود : آنکه هر وقت پيدا کرد بخورد.

307.هرکه نوشابه مست کننده بنوشد چهل روز نمازش قبول نيست.

308.هرکس به منظور عيبجوئي و آبروريزي سخني به مسلماني بگويد خدا او را در چرکي که از بدن زنان زناکار آيد حبس کند تا از عهده جواب بر آيد.

309.دو مرد زير يک لحاف نخوابند اگر خوابيدند بايد تاديب شوند.

310.کدو بخوريد که قواي دماغي را زياد ميکند پيغمبر (ص) به کدو علاقه داشت.

311.قبل و بعد غذا ترنج بخوريد آل محمد چنين ميکنند.

312.گلابي قلب را جلا ميبخشد و دردهاي داخلي را تسکين مي دهد.

313.چون کسي به نماز ايستد ابليس از روي حسد به او بنگرد چون مي بيند نعمت خدا ( سراپاي ) او را فرا گرفته.

314.بدترين کارها بدعتهاي تازه است و بهترين کارها آن است که خدا از آن راضي باشد.

315.هرکه دنيا پرستد و آنرا بر آخرت مقدم دارد عاقبتش وخيم است.  

316.آب را به جاي بوي خوش بکار بريد.

317.هرکه به داده خدا رضا دهد و راضي باشد تنش آسايش يابد.

318.آنکه زندگي را در کارهائي که موجب دوري از خداست بگذراند زيان کرده.

319.اگر نماز گزار بداند چه جلالي از جانب خدا او را فرا گرفته دوست ندارد هرگز سر از سجده بردارد.

320.مبادا کار خير را تاخير اندازيد تا بتوانيد در انجامش پيشدستي کنيد.

321.آن رزقي که مقدر است با ضعف و ناتواني هم ميرسد و آن بلائي که تقدير شده چاره ندارد.

322.امر به معروف و نهي از منکر کنيد و در مصيبت صابر باشيد.

323.چراغ مومن معرفت ما است بدترين کور کسي است که فضائل ما را نبيند و بي جرم و گناه با ما دشمني ورزد صرفا براي اينکه ما او را به حق دعوت ميکنيم و ديگران به فتنه و دنيا بيچاره دنيا و فتنه را ميگزيند و نسبت به ما بيزاري ميجويد و دشمني ميکند.

324.پرچم حق به دست ما است هرکه به آن پناه برد سايه بر سرش افکند هرکه به جانب آن شتابد رستگار شود هرکه تخلف جويد هلاک گردد هرکه از آن جدا شود سقوط کند و هرکس بدان چنگ زند نجات يابد.

325.من سالار مومنانم و مال سالار ستمگران.

326.به خدا جز مومن مرا دوست ندارد و جز منافق با من دشمني نورزد.

327.هنگام ملاقات برادران مصافحه کنيد و با خوشروئي و خرمي با هم مواجه شويد تا چون جدا شويد گناهانتان بريزد.

328.چون يکي عطسه کند بگوئيد : ير حمکم الله او هم جواب دهد  : يغفرالله لکم و يرحمکم خدا فرموده : چون به شما درود گويند بهتر از آن جواب دهيد يا همان را باز گوئيد.

329.با دشمن دست بده و مصاحفه کن ولو او مايل نباشد اين دستور خداست در قرآن فرموده : بدي را به بهترين وجه از خود بگردان آنگاه کسي که بينتان دشمني بوده چون دوستي مهربان خواهد شد اما اين رويه را جز مردان صابر و صاحبان بهره فراوان به کار نبندند.

330.کيفري بالاتر از اين براي دشمن نيست که درباره او فرمان خدا را اطاعت کني (و مرتکب گناهي نشوي) اين بس که بيني دشمن بمعصيت خدا مشغول است.

331.دنيا دست به دست ميگردد تو به نيکوترين وجه به دنبال بهره خويش باش تا نوبتت برسد.

332.مومن بيدار و مترصد و بيمناک است هميشه منتظر يکي از دو خير است ( يا وصول به رحمت الهي در آخرت يا بهره مندي از لطف او در دنيا ) از بلائي که مجازات گناه او است ميترسد و به رحمت خدا اميد وار است.

333.مومن از بيم و اميد خالي نيست از کرده هاي خود بيمناک است از وعده هاي خدا غافل نيست و از تهديدهاي او ايمني ندارد.

334.شما آباد کنندگان زمين ايد خدا شما را جانشين امتهاي گذشته کرده تا معلوم دارد چه ميکنيد؟ در کارهائي که خدا مي بيند مراقب او باشيد.

335.از شاهراه خارج نشويد مبادا ديگران بجاي شما آنرا بپيمايند.

336.هرکه عقلش کامل باشد نيک رفتار و دين نگهدار است.

337.براي رسيدن به آمرزش پروردگار و بهشتي که به پهناي آسمانها و زمين است سبقت گيريد که جز بوسيله تقوي به آن نميرسيد.

338.هرکس شيفته گناه شود از ياد خدا بي خبر ماند.

339.هرکه از پيشواي بر حق دريافت وظيفه نکند خدا شيطاني بر او بگمارد که دست از او بر ندارد.

 340.چرا مخالفان شما در گمراهي خود بصيرترند و در بذل ما سخاوتمندتر؟!اين نيست جز براي اينکه شما به زندگي پست دنيا ساخته ايد بظلم و ستم تن داده ايد و بي ارزش دنيا بخل مي ورزيد در آنچه مايه عزت و سعادت و غلبه بر دشمن است کوتاهي و قصور داريد.نه از خدا شرم ميکنيد و نه به فکر خويشتن ايد.

341.هر روز ستمي تازه ميکشيد و از خواب گران سربر نميداريد و سستي شما تمام نميشود.

342.نمي بينيد! دين و ديار شما روز به روز فرسوده تر ميشود و بغفلت ميگذرانيد؟ خدا به شما فرموده : ستمکاران را به پشتيباني نگيريد که آتش شما را فرا گيرد و جز خدا ياوري نداريد و کسي به ياري شما بر نخيرد.

343. بچه ها را در شکم مادر نامگذاري کنيد اگر نميدانيد پسر است يا دختر دو نام بر او بگذاريد چه اگر سقط شود و نامي نداشته باشد در قيامت از پدر مواخذه کند پيغمبر (ص) جنين زهرا ص را پيش از تولد محسن ناميد.

344.ايستاده آب نخوريد که باعث درد بي درمان است مگر اينکه خدا علاج کند.

345.چون سوار چهارپا شويد نام خدا بريد : بگوئيد سبحان الذي سخر لنا هذا و ما کناله مقرنين و انا الي ربنا لمنقلبون.

346.هنگام حرکت براي سفر بگوئيد : اللهم انت الصاحب في السفر و الحامل علي الظهر و الخليفه في الاهل و المال و الولد.

347.چون در منزلي فرود آئيد بگوييد : اللهم انزلنا منز لامبارکاوانت خير المنزلين.

348.چون براي خريد جنس به بازار رويد بگوئيد : اشهد ان لااله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم اني اعوذ بک من صفقه خاسره و يمين فاجره و اعوذبک من بوار الايم.

349.کسي که پس از نمازي به انتظار وقت نماز ديگر در مسجد بنشيند زوار خدا محسوب ميشود و بر خدا لازم است که زوارش را احترام کند و حاجتش را بر آورد.

350.آنکه به سفر حج يا عمره ميرود مهمان خدا است و بر خدا لازم است که مهمانش را گرامي دارد و مشمول عفو خود قرار دهد.

351.هرکه به کودک بي خبري شراب دهد که مستش کند خدا او را در چرک بدن زنان زناکار حبس کند تا از عهده جواب اين جنايت برآيد.

352.صدقه براي مومن سپر بزرگي است در برابر آتش و براي کافر مانع اتلاف مال است در دنيا عوض ميگيرد مانع بلا است و در آخرت نصيبي ندارد.

353.دوزخيان را زبان در آتش افکنده.

354.نوريان را زبان نوراني کرده زبان را نگه داريد و به ذکر خدا مشغولش کنيد.

355.پليدترين کارها آنست که گمراهي آورد و بهترين دست رنج کار خير است.

356.از صورتگري بپرهيزيد که روز قيامت بازخواست کنند.

357.اگر کسي خار و خاشاکي از تو دور کرد بگو خدا آچه را نميپسندي از تو دور کند.

358.اگر موقع بيرون آمدن از حمام برادرت گفت گوارا باد آب گرم ( عافيت باشد ) بگو : آسوده خاطر باشي.

359.اگر گفت درود خدا بر تو بگو درود خدا بر تو جايت بهشت باشد.

360.در راه قضاي حاجت نکن.

361.تقاضا بعد از مدح و ثنا است اول مدح خدا گوئيد بعد حاجت خواهيد.

362.اي دعا کننده مطلب حرام و نشدني درخواست مکن.

363.اگر خواستيد ميلاد پسري را به پدر تبريک گوييد بگوئيد خدا اين موهبت را مبارک کند او را نيرومند کند و احسان وي را قسمت تو نمايد.

364.چون کسي از مکه بازگردد ميان چشمانش را ببوس که به خانه خدا افتاده دهانش را بوسه ده که با آن حجرالاسود را بوسيده که پيغمبر (ص) هم بر آن بوسه زده پيشاني و صورتش را ببوس براي عرض تبريک بگو خدا حجت را قبول کند بر کوششت ترحم فرمايد آنچه خرج کردي عوض دهد اين سفر را آخرين زيارتت قرار ندهد.

365.از فرومايگان بترسيد اينها مردمي هستند که از خدا نميترسند کشندگان پيمبران و دشمنان ما در اين طبقه اند.

366.خداوند متعال توجهي به زمين کرد و ما را انتخاب فرمود و براي ما هم شيعياني گزيد که ما را ياري کنند در شادي ما شاد باشند و در اندوه ما غمگين و مال و جانشان را در راه ما دريغ ندارند اينها از ما هستند و ما از اينهائيم.

367.هر يک از شيعيان ما که عملي بر خلاف دستور ما انجام دهد پيش از مرگ بلائي به جان يا مال يا اولادش برسد که از گناه پاک و هنگام لقاي پروردگار گناهي نداشته باشد اگر باز چيزي مانده باشد در دم مرگ بر او سخت گيرند تا آمرزيده شود.

368.شيعيان ما چون بميرند صديق و شهيد در شمار آيند چه ولايت ما را تصديق کرده اند و در راه ما براي خدا و رسول دوستي و دشمني کرده اند خدا فرموده : ( آنها که به خدا و پيغمبر ايمان آرند آنان نزد خدا صديقان ( راستي پيشه گان ) و شهيدان اند و اجر و نور خويش دارند )

369.بني اسرائيل هفتادو دو فرقه شدند اين امت هفتادو سه فرقه شوند و تنها يک فرقه بهشتي اند.

370.هرکه سر ما را فاش کند خدا ( حرارت ) آهن را به او بچشاند.

371.نوزاد را روز هفتم ختنه کنيد از سرما و گرما هم نترسيد چه آنکه ختنه پاک کننده بدن است.

372.و زمين از بول ختنه نشده به خدا مي نالد.

373.مستي چهارگونه است مستي شراب مستي ثروت مستي خواب و مستي سلطنت

374.هنگام خواب دست راست زير گونه راست نهيد کسي نميداند از خواب برميخيزد يا نه.

375.من دوست دارم مومن پانزده روز يک بار نوره بکشد.

376.ماهي کم بخوريد که بدن را آب ميکند بلغم را زياد و خون را غليظ مينمايد.

377.سر کشيدن شير ، خوردن شير درمان هر دردي است بجز مرگ.

378.انار را با پيه آن بخوريد که معده را دباغي ميکند.

379.هر دانه انار که در معده قرار گيرد تا چهل شب دل را زنده کند و جان را از امراض امان بخشد و وسوسه شيطان را براند.

380.سرکه نان خورش خوبي است صفرا بر و حيات بخش قلب است.

381.کاسني بخوريد که در هر صبحگاه قطره اي شبنم بهشتي بر برگ آن مينشيند.

382.آب باران بخوريد که بدن را پاک کند و مرض را براند خدا فرموده : ( از آسمان باران فرود آورد تا شما را پاک کند و آلودگي شيطان را از جانتان دور کند و دلها را محکم و قدمها را استوار نمايد)

383.سياه دانه دواي هر دردي است مگر زهر آگين باشد.

384.گوشت گاو درد است.

385.و شيرش دوا

386.و روغنش شفا

387.براي زن آبستن دوا و غذايي بهتر از خرماي تازه نيست خداي متعال به مريم فرمود : ( درخت خرما را به جانب خود تکان ده خرماي تازه برايت فرو ريزد بخور و بنوش و چشم روشن دار )

388.با خرما کام نوزادان را برداريد پيغمبر (ص) با حسن و حسين (ع) چنين کرد.

389.چون کسي اراده کند با زن خود بياميزد شتاب نکند زنان هم کارهائي دارند.

390.اگر کسي زن بيگانه اي ديد که از او خوشش آمد بازن خويش همبستر شود که او هم خواسته او را دارد مبادا شيطان را بدل راه دهد چشم از نامحرم بگراند.

391.اگر زن ندارد دو رکعت نماز بگزارد و بسيار شکر خدا کند و صلوات بر پيغمبرص فرستد سپس از فضل خدا طلب کند البته از رافت و مهرباني خود بي نيازش کند.

392.هنگام مباشرت با زن سخن کوتاه کنيد که موجب گنگي ( فرزند ) است.

393.کسي بداخل فرج همسرش نگاه نکند ممکن است چيز ناپسندي به بيند علاوه باعث کوري ( فرزند ) است.

394.هنگام جماع بگوييد : اللهم اني استحلک فرجها بامرک و قبلتها بامانتک فان قضيت لي منها ولدافا جعله ذکر اسويا و لا تجعل للشيطان فيه نصيبا و لا شريکا.

395.اماله يکي از چهار درمان است پيغمبر (ص) فرمود : بهترين دارو اماله است شکم را بزرگ کند درد درون را برطرف نمايد و بدن را نيرو دهد.

396.با بنفشه انفيه بسازيد.

397.حجامت را از دست ندهيد.

398.اول و نيمه ماه جماع نکنيد که شيطان در فرزند شرکت ميکند.

399.از نوره کشيدن و حجامت چهارشنبه اجتناب کنيد که چهارشنه روز نحس دائمي است و جهنم آنروز خلق شده.

400.در روز جمعه ساعتي است که هرکه حجامت کند بميرد.

( کتاب نصايح باب چهارصد از صفحه 373 تا 404 )
 
از سفارشات مولا علي (ع) به کميل

اي کميل : برکت در مال کسي است که زکات بپردازد و به مومنان ياري و مواسات کند و به خويشان و بستگان صله و احسان نمايد.

اي کميل : هيچ درخواست کننده اي را بي بهره برمگردان هرچند به نصف حبه انگور يا نصف دانه خرمايي باشد که صدقه نزد خداي متعال مي بالد و رشد مي کند.

اي کميل : نيکوترين زيور مومن فروتني است و زيبائي او در پاکدامني و عفت ورزيدن و شرف او فهم و دانائي ( يا فقاهت و بصيرت در دين ) و سربلندي او ترک حرفهاي بيهوده و ياوه است.

اي کميل : تنگدستي خود را به مردم ابراز مکن و با عزت و آبرومندي جهت نيل به ثواب الهي بر فقر و درويشي خود صبر کن.

اي کميل : در همه حال حق بگو و با پرهيزکاران دوستي و از فاسقان دوري کن و از منافقان کناره بگير و با خائنان معاشرت مکن.

اي کميل : مومن آيينه مومن است زيرا در او مي نگرد و دقت مي کند و کمبودش را برطرف و وضعش را نيکو ميسازد.

اي کميل : مهم نيست که نماز ميخواني و روزه مي گيري و صدقه مي دهي . مهم آن است که نماز با دلي پاک و کرداري پسنديده نزد خدا و با خشوع و فروتني درست باشد و بنگر در چه و بر چه نماز ميخواني اگر ( آنها ) از راه صحيح و حلال نباشد ( نماز) پذيرفته نيست. ( نصايح صفحه 391 الي 397)
 
مولا علي (ع) : در هر روزي که نافرماني خدا نکني (گناه نکني) آن روز عيد تو است. نهج البلاغه حکمت 428
 
مولا علي (ع) : اگر ميخواهي سلامت باشي از حسادت ورزيدن دوري کن و حسادت نکن.  نهج البلاغه حکمت 256
 
مولا علي (ع) : ( مردي را در مرگ يکي از خويشاونداشان چنين تسليت گفت ) مردن از شما آغاز نشده و به شما نيز پايان نخواهد يافت.اين دوست شما (منظور کسي که فوت شده است)به سفر مي رفت اکنون پنداريد که به يکي از سفرها رفته اگر او باز نگردد شما به سوي او خواهيد رفت. نهج البلاغه حکمت 357
 
مولا علي (ع) : هيچ کس شوخي بي جا نکند جز آنکه مقداري از عقل خويش را از دست بدهد. نهج البلاغه حکمت 450
 
مولا علي (ع) : عبرت ها چقدر فراوانند و عبرت پذيران چه اندک !؟ نهج البلاغه حکمت 297
 
مولا علي (ع) : حسادت بر دوست از آفات دوستي است. نهج البلاغه حکمت 218
 
مولا علي (ع) : بزرگترين و سخت ترين گناهان گناهي است که گناهکار آن را کم و سبک شمارد.  نهج البلاغه حکمت 477
 
از امير المومنين علي (ع) روايت شده که رسولخدا (ص) فرموده : خدا حرام کرده است بهشت را بر هر فحاش بي آبرو و کم شرمي که باک ندارد از آنچه درباره کسي بگويد يا درباره اش بگويند ندارد زيرا اگر بازرسي از حالش بکني يا از راه زنا است يا از راه شرکت شيطان اصحاب عرض کردند : اي رسولخدا (ص) آيا در ميان مردم شرکت شيطان هم است( از راه اولاد ) ؟ فرمودند : بله آيا گفتار خداي عزوجل را نخوانده اي که ( به شيطان فرمود : )  ( و شرکت کن با ايشان در مالها و فرزندان )  سوره اسراء آيه 64 . اصول کافي جلد 4 صفحه 14      شرح : کساني که بي باک پشت سر مردم حرف ميزنند (غيبت ميکنند ) يا فحاشي ميکنند يا از راه زنا هستند يا از راه شرکت شيطان اصحاب پرسيدند يا رسول الله از راه شرکت شيطان ؟ فرمودند بله از راه شرکت شيطان مگر نخوانده اي سوره اسراء آيه 64 که خدا ميفرمايد : اي شيطان شرکت کن در مال و اولادشان.
 
مولا علي (ع) : موسيقي و آوازه خواني باعث فقر است و کسي که زياد به صداي موسيقي گوش مي دهد عاقبت به فقر و نداري مبتلا ميشود. عين الحيوة صفحه 230
 
مولا علي (ع) : هرکسي که از قبرستاني بگذرد مردگان به او مي گويند : اي غافل اگر ميدانستي ( از احوال قبر و قيامت و ) آنچه را که ما ميدانيم هر لحظه گوشتهاي بدنت از ترس و وحشت فرو مي ريخت.  ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 229
 
نوف بکالي گويد در مسجد کوفه خدمت اميرالمومنين (ع) رسيدم و سلام کردم و ايشان جواب سلام را دادند گفتم يا اميرالمومنين (ع) پندي به من بدهيد فرمود اي نوف خوبي کن تا با تو خوبي شود.گفتم يا اميرالمومنين (ع) باز هم بفرماييد : امام (ع) فرمود : رحم کن تا با تو رحم کنند ( به مردم رحم کن تا آنها هم به تو رحم کنند ) . خوب بگو تا به خوبي يادت کنند.  (سخن خوب و درست بگو تا تو را مردم به خوبي ياد کنند) از غيبت اجتناب کن و غيبت مکن که غيبت کننده خورشت سگهاي دوزخ است . سپس فرمود : اي نوف دروغ گفته کسي که فکر مي کند حلال زاده است و به غيبت کردن گوشت مردم را ميجود . دروغ گفته کسي که گمان دارد حلال زاده است و دشمن من و امامان از اولاد من است . دروغ گفته کسي که گمان دارد حلال زاده است و زنا را دوست دارد يا بر نافرماني خدا در شب و روز دلير است . ( در شب و روز بي باک گناه ميکند) اي نوف صله رحم کن تا خدا عمرت را زياد کند (  صله رحم با افراد مومن و دين دار)  اي نوف خوش اخلاق باش تا حسابت را سبک گيرند . اي نوف اگر مي خواهي روز قيامت با من باشي به ستمکاران کمک مکن . اي نوف هرکه ما را دوست دارد روز قيامت با ما است و اگر مردي سنگي را دوست بدارد در قيامت با او محشور گردد ( يعني در اين دنيا هر کسي را دوست داشته باشي و با کارهايش موافق باشي در قيامت با او محشور ميشوي )اي نوف مبادا خود را در ميان مردم خوب جلوه دهي و در پنهان و خلوت خدا را نافرماني کني(مبادا در ميان مردم خود را انسان خوب و مومن نشان دهي ولي در خلوت و تنهايي گناه کني ) تا آنکه خدا در روزيکه ملاقاتش مي کني رسوايت کند. اي نوف آنچه راکه به تو گفتم نگهدار و عمل کن تا به خير دنيا و آخرت برسي .  امالي شيخ صدوق مجلس 37 صفحه 209 الي 210
 
مولا علي (ع) : تاريخ گذشتگان و آيندگان و برنامه زندگي شما در قرآن است.  بحارالانوار جلد 92 صفحه 32
 
مولا علي (ع) : روزي جابر ( بن عبدا... انصاري ) به حضرت علي (ع) عرض کرد : چگونه صبح کرده ايد ؟ حضرت فرمودند : در حالي که به اين همه گناه نعمتهاي زيادي از پروردگارمان داريم و نمي دانيم کدام يک را شکر بگذاريم ( شکر کنيم ) خوبيهائي که برملا ( پديدار ) مي کند و زشتيهائي را که از ما مي پوشاند.   تحف العقول صفحه 210
 
مولا علي (ع) : مردي از امام علي (ع) سوال کرد : محبوبترين اعمال پيش خدا کدام است ؟ امام (ع) فرمود : انتظار فرج.    بحارالانوار جلد 52 صفحه 122
 
مولا علي (ع) همواره مي فرمود : اهل بهشت به جايگاه شيعيان ما به گونه اي که انسان به ستارگان نگاه مي کنند نظر مي کنند.  بحارالانوار جلد 8 صفحه 147 حديث 77
 
مولا علي (ع) : از غيبت بپرهيز که غيبت کردن تو را با خدا و مردم دشمن مي کند و اجر و پاداش کارهاي تو را از بين مي برد.    غررالحکم حديث 2632
 
مولا علي (ع) فرمودند : خداي تبارک و تعالي به موسي (ع) گفت  :  سفارش مرا در چهار امر گوش کن : 1.تا وقتي که گناهان خود را آمرزيده نداني به عيوب ديگران نپرداز. ( تا وقتي که مطمئن نشدي گناهانت را بخشيده ام از ديگران عيب يابي نکن  ) 2.تا وقتي که مي داني گنج هاي من تمام نشده ، غم روزي مخور. 3.تا سلطنت من بر جا است  به ديگري اميدوار مباش. ( در تمام امور اميدت به من باشد و به کس ديگر اميد نداشته باش ) 4.تا شيطان نمرده از مکرش ( وسوسه ) آسوده مباش. ( تا وقتي که شيطان زنده است از وسوسه اش آسوده و راحت مباش ) خصال الصدوق جلد 1 صفحه 206
 
مولا علي (ع) : برنامه ريزي درست ( اقتصادي ) مال اندک را افزايش مي دهد ، و برنامه ريزي نادرست مال فراوان را نابود ميکند.  غررالحکم
 
مولا علي (ع) : هر روز را که نافرماني خدا نکني ( گناه نکني ) آن روز عيد تو است. نهج البلاغه حکمت 428
 
امام علي (ع) : هيچ کس شوخي بي جا نکند ، جز آن که مقداري از عقل خويش را از دست بدهيد.   نهج البلاغه حکمت 450
 
مولا علي (ع) : هيچ مالي سودمندتر از عقل نيست و هيچ عقلي چون تدبير( تدبير يعني : ترتيب ، نظم ، سنجيده کاري ، کارداني ، همه جوانب امري را با دقت سنجيدن و برنامه ريختن ، سپس آغاز کردن )  نيست. نهج البلاغه
 
مولا علي (ع) : بيچاره فرزند آدم ! اجلش پنهان ، بيماريهايش پوشيده ! اعمالش همه نوشته ! پشه اي او را آزار مي دهد ! جرعه اي گلوگيرش شده و او را از پاي در مي آورد ، و عرق کردني او را بدبو سازد !!! نهج البلاغه حکمت 419
 
مردي خدمت اميرالمومنين (ع) آمد و عرض و کرد : سنت و بدعت و جماعت و فرقت را برايم توضيح دهيد : فرمود : سنت روشي است که پيغمبر ( ص) آنرا گذاشته و بدعت چيزي است که بعد از آنحضرت به وجود آمده و جماعت اهل حق هستند اگرچه کم باشند و فرقت اهل باطلند اگرچه بسيار باشند.  اصول کافي جلد 2 صفحه 261
 
مولا علي (ع) : تقوا در راس همه ارزش هاي اخلاقي است.  نهج البلاغه حکمت 410
 
مردي از امام (ع) راجع به قول خداي تعالي : (( هرکس از هدايت من پيروي کند گمراه نشود و بدبخت نگردد )) ( 123 سوره 20 ) پرسيد : حضرت فرمودند : يعني هرکس به ائمه (ع) معتقد باشد و از فرمانشان پيروي کند و از اطاعتشان بيرون نرود.  اصول کافي جلد 2 صفحه 279
 
مولا علي (ع) : هيچ بنده مزه ي ايمان را نمي چشد تا دروغ را ترک کند چه شوخي باشد و چه جدي.  اصول کافي جلد 4 صفحه 37
 
مولا علي (ع) : نيکو ترين سياستها اجراي عدالت است.  الحياة جلد 6 صفحه 606
 
مولا علي (ع) : شهرها با هيچ چيز بهتر از عدالت آباد نميشود.  الحياة جلد 6 صفحه 611
 
مولا علي (ع) : پست ترين علم آن است که بر زبان بآيستد ( عمل نشود ) ، وبالاترين علم آن است که در اندامها آشکار گردد ( عمل شود )  نهج البلاغه
 
مولا علي (ع) : بشنويد و بفهميد و باور کنيد و بعد به کار ببنديد.  اصول کافي جلد 4 صفحه 194
 
مولا علي (ع) : آن کس که علم خود را به کار نبندد ، چيزي نمي داند. غررالحکم حديث 308
 
مولا علي (ع) : هرکس دامنه آرزوهايش گسترده باشد ، عملش کوتاه و ناچيز گردد. ارشاد شيخ مفيد صفحه 144
 
مولا علي (ع) : هرکس خود راي شد ( با کسي مشورت نکرد ) به هلاکت رسيد ، و هرکس با ديگران مشورت کرد ، در عقلهاي آنان شريک شد.  نهج البلاغه حکمت 161
 
مولا علي (ع) : انسان شکيبا ( صابر ) ، پيروزي را از دست نمي دهد ، هرچند زمان آن طولاني شود.   نهج البلاغه حکمت 153
 
مولا علي (ع) : تقوا در راس همه ارزش هاي اخلاقي است.  نهج البلاغه حکمت 410
 
مولا علي (ع) : بزرگي پروردگار نزد تو ، پديده ها را در چشمت کوچک مي نمايد. نهج البلاغه حکمت 129 ( کسي که خدا را شناخت ، ديگر بزرگي در نظرش وجود ندارد )
 
مولا علي (ع) : از خودراضي ابله است ، و خود محور زيانکار.  غررالحکم حديث 48
 
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : درهم و دينار ( و دوستى آنها ) آنان را كه پيش ‍ از شما بودند هلاك كردند، و همان دو هلاك كننده شمايند. اصول كافى جلد 4 صفحه 4
 
امير المؤ منين عليه السلام فرمود: جز اين نيست كه من بر شما از دو چيز مى ترسم : پيروى هواى نفس ، و درازى آرزو، اما پيروى هواي نفس پس همانا كه از حق باز مى دارد و اما درازى آرزو آخرت را فراموش سازد. اصول كافى جلد 4 صفحه 31
 
ابى مفراى خصاف در حديث مرفوعى از اميرالمؤ منين عليه السلام حديث كند كه فرمود: هر كس خداى عزوجل را در نهان ياد كند (از جمله كسانى است كه ) ذكر خدا را بسيار كرده ، زيرا منافقان را شيوه اين بود كه آشكارا (پيش ‍ مسلمانان ) ذكر خدا مى كردند ولى در نهان ذكر خدا نمى كردند، پس خداى عزوجل فرمود: ((خود نمائى كنند به مردم و ياد نكنند خدا را جز اندكى )) (سوره نساء آيه 142). اصول كافى جلد 4 صفحه  262
 
بكير گويد: شنيده از اميرالمؤ منين عليه السلام كه مى فرمود: رسول خدا (ص ) به من فرمود: اى على آيا به تو بياموزم كلماتى ؟ هر گاه در ورطه (امرى كه خلاصى از آن دشوار باشد) يا بلائى افتادى پس بگو: ((بسم اللّه الرحمن الرحيم و لا حول و لاقوة الا باللّه لعظيم )) زيرا خداى عزوجل به بركت اين دعا آنچه خواهد از اقسام بلا از تو دور كند. اصول كافى جلد 4 صفحه  363
 
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: خانه اى كه در آن قرآن خوانده شود و ذكر خداى عزوجل (و ياد او) در آن بشود، بركتش بسيار گردد، و فرشتگان در آن بيايند و شياطين از آن دور شوند، و براى اهل آسمان مى درخشد چنانچه ستارگان براى اهل زمين مى درخشد، و خانه اى كه در آن قرآن خوانده نشود و ذكر خداى عزوجل در آن نشود بركتش كم شود، و فرشتگان از آن دور شوند و شياطين در آن حاضر گردند. اصول كافى جلد 4 صفحه  413
 
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: بنگريد: كه با چه كسى هم صحبت هستيد؟ زيرا هيچكس ‍ نيست كه مرگش فرا رسد جز آنكه يارانش در پيش خدا برابرش مجسم شوند، اگر از نيكان باشد نيكانند (و بدانها شاد شود) و اگر از بدان باشد بد هستند (و بداند كه بسرنوشت آنان دچار شود) و هيچكس نيست كه بميرد و هنگام مرگش ‍ برابر او مجسم نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه  451
 
اميرالمؤ منين عليه السلام در حديث مرفوعى فرمود: هركس چون عطسه كند دنبال آن بگويد: ((الحمد لله رب العالمين على كل حال )) درد گوش و دندان نبيند. اصول كافى جلد 4 صفحه  475
 
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: چون عدى بن حاتم (كه هم خود از بزرگان قبيله طى بوده و هم پدرش حاتم طائى معروف است ) به پيغمبر (ص ) وارد شد آنحضرت (ص ) او را بخانه خود برد، و در خانه جز تيكه حصيرى و بالشى از پوست چيزى نبود، رسولخدا (ص ) آنها را براى عدى بن حاتم پهن كرد (و خود روى زمين نشست ) اصول كافى جلد 4 صفحه  479
 
 مولا علي (ع) : لغزش و گناه انسان عاقل را با کنايه تذکر دادن براي او موثر تر و درد ناک تر است از سرزنش و توبيخ علني .      الحديث جلد 3 صفحه 133
 
 مولا علي (ع) : پناه به خدا مي برم از اين که شرائطي پيش آيد که عقل به خواب فرو رود و از راهنمايي و هدايت باز ماند و در نتيجه آدمي به زشت ترين گناهان و لغزش ها دچار گردد . الحديث جلد 3 صفحه 136
 
مولا علي (ع) : مصيبت دنيا عقل را فاسد مي کند و گوش دل را از شنيدن مطالب حکيمانه ناشنوا ميسازد . اگر علاقه به مال دنيا از حد مصلحت تجاوز نمايد و به صورت تمايل عصبي درآيد و مانند عشق سوزاني در نهاد آدمي مستقر شود و شخص را دلباخته و مجذوب خود سازد در نظر اولياء گرامي اسلام ناپسند و مذموم است . چنين علاقه اي مي تواند عقل را تيره کند ديده دل را نابينا و گوش دل را ناشنوا سازد و آدمي را به پرتگاه سقوط و تباهي بکشاند .          الحديث جلد 3 صفحه 149
 
مولا علي (ع) : کسي که مرگ را با چشم يقين نگاه مي کند آنرا نزديک مي بيند و کسي که با چشم آرزو مي نگرد آنرا دور مي بيند .   الحديث جلد 3 صفحه 202
 
مولا علي (ع) : کسي که تو را به مطالب باطل خشنود سازد و به  بازي و سخنان غير واقعي گول بزند او حقايق را از تو پنهان داشته و درباره ات خيانت کرده است .  الحديث جلد 3 صفحه 212
 
مولا علي (ع) : مرد با ايمان خود را در زحمت و رنج قرار ميدهد و مردم در پرتوي وي در آسايش و راحتي به سر مي برند .         الحديث جلد 3 صفحه 220
 
 مولا علي (ع) : قبل از تصميم گرفتن براي انجام کاري , مشورت کن و پيش از انجام کاري فکر کن ( به عاقبت آن ) .            الحديث جلد 3 صفحه 224
 
مولا علي (ع) : بردباري و تاني (آرامش ) مانند دو کودک يک شکمند و زائده همت عالي هستند يعني در اثر همت بلند دو خوي پسنديده در آدمي آشکار مي شود  : بردباري 2- خود داري از شتاب زدگي .                                    الحديث جلد 3 صفحه 232 
 
مولا علي (ع) : بپرهيز از رفاقت با کسي که اغفالت مي کند  و فريبت ميدهد که سر انجام مايه خواري و هلاکتت مي شود .             الحديث جلد 3 صفحه 234
 
 مولا علي (ع) :  در ضمن وصاياي خود به حضرت امام حسن (ع) فرمود : فرزند عزيز در کارهاي زندگي و امور عبادي ميانه روباش و از افراط بپرهيز روشي را انتخاب کن که در حد و توان و طاقت تو باشد و بتواني هميشه آنرا انجام دهي .                           الحديث جلد 3 صفحه 263
 
 مولا علي (ع) : دو رويي و نفاق آدمي ناشي از حقارت و ذلتي است که در درون خود احساس مس کند .              الحديث جلد 3 صفحه 258
 
مولا علي (ع): تحقيقا  گشايش و آزادگي در عدل است و کسي که محيط عدل و داد در نظرش تنگ آيد عرصه جور و ستم بر وي تنگ تر خواهد بود .  الحديث جلد 3 صفحه 256
 
 مولا علي (ع) : خشونت و تندخويي نوعي ديوانگي است، زيرا تندخو و انسان خشمگين پس از آرام‌ شدن و تسكين خاطر و به خود ‌آمدن پشيمان مي‌شود، اگر كسي پس از تندي و برانگيختگي و عصبانيت پشيمان نشد ديوانگيش ثابت شده است. الحديث جلد 3 صفحه 270
 
مولا علي (ع) : علم مايه زندگي و حيات است و ايمان باعث رستگاري و نجات. علم و دين به منزله دو بال نيرومندند كه بشر را به اوج سعادت و كمال لايقش مي ‌رسانند. علم ، آدمي را در راه ترقي و تعالي به پيش مي راند و دين او را به صفات انساني متصف مي‌سازد. علم، آدمي را بر جهان طبيعت مسلط مي‌كند و ايمان، وي را بر جهان دروني و هواي نفس مسلط مي‌نمايد. الحديث جلد 3 صفحة 265
 
مولا علي (ع) : از نعمت‌هايي كه در اختيار داريد خوب استفاده نماييد پيش از آنكه شما را ترك گويند، چه آنكه نعمت‌هاي زودگذر از دست مي‌روند و شهادت مي‌دهند كه صاحبانشان با آنان چگونه رفتار نموده‌اند. الحديث جلد 3 صفحه 272
 
 مولا علي (ع) : دو چيز است كه قدر و قيمتش را نمي‌شناسند مگر كسي كه آن دو را از دست داده باشد، ا- جواني و 2- تندرستي و عافيت. الحديث جلد 3 صفحه 275
 
 مولا علي (ع) : آن كس كه تمايلات و هواهاي نفساني‌اش بر عقلش مسلط شود، رسوائي هايش آشكار خواهد شد.  الحديث جلد 3 صفحه 285
 
مولا علي (ع) : كسي كه به اصلاح نفس خويش نپردازد و هر چه زودتر خود را درمان ننمايد بيماريش تشديد مي‌شود و علاجش سخت‌تر مي‌گردد و فاقد طبيب معالج خواهد شد.  الحديث جلد 3 صفحه 285
 
 مولا علي (ع) : شرف و فضيلت آدمي به همتهاي بلند و اراده‌هاي نيرومند است نه به استخوانهاي پوسيده و اجساد متلاشي‌شده درگذشتگان. در ايام جاهليت در روزگار قبل از اسلام، مردم بي‌خرد به آباء و اجداد خود افتخار مي‌نمودند و به جاي آنكه به علم و دانش و به سعي و كوشش خويش تكيه كنند، به پدران مرده و اجداد درگذشته خود تكيه مي‌كردند و آنها را پايه‌هاي اساسي افتخارات خود قرار مي‌دادند، پيشواي گرامي اسلام در تعاليم عاليه خود با اين روش غلط كه عامل بزرگ بدبختي جامعه بود به شدت مبارزه كرد و با كوششهاي پي‌گير خود مردم را از مسير نادرست اتكا به غير برگرداند و به راه سعادت‌بخش اعتماد به نفس سوق داد. اسلام صريحاً به همه مردم خاطر نشان نمود كه افتخار هر انساني وابسته به اراده شخصي و همت عالي خود اوست.  الحديث جلد 3 صفحه 298
 
مولا علي (ع) : براي آدمي دو فضيلت و برتري است. 1- عقل 2- منطق، با عقل خود استفاده علمي مي‌كند و به درك حقايق نائل مي‌گردد و با منطق معلومات خويش را براي ديگران بازگو مي‌كند و آنان را بهره‌ مند مي‌سازد. خداوند، زبان و قلم را در دسترس بشر قرار داده تا دانشمندان از راه گفتن و نوشتن، علم خود را به ديگران منتقل كنند و نسلهاي بعد، از نتايج معلومات و تحقيقات گذشتگان بهره‌ مند گردند. و در واقع زبان و قلم به منزله‌ي دو پل ارتباط است كه مغزهاي نسل سابق را به نسل لاحق پيوند مي‌دهد و دانش انسانها را كه محصول عمر دانشمندان است از خطر نابودي محافظت مي‌نمايد.  الحديث جلد 3 صفحه 292
 
مولا علي (ع) : قلبهاي خود را از كينه‌هاي نهاني پاك كنيد، چه آنكه يك بيماري مهلكي همانند وباست.  الحديث جلد 3 صفحه 300
 
مولا علي (ع) : پيروي شهوت از تمام گناهان نيرومندتر است . به اطاعتش تن در ندهيد که فکر شما را از خدا باز ميدارد . الحديث جلد 3 صفحه 325
 
مولاعلي (ع) : خداوند دوست دارد که مردم درباره هم خوب فکر کنند و خير خواه يکديگر باشند . الحديث جلد 3 صفحه 336
 
مولا علي (ع) : در نظر انسان شريف و کريم النفس , نيکو کاري و حسن عمل ديني است ذم او است و خويشتن را به اداء آن موظف مي داند . الحديث جلد 3 صفحه 332
 
 مولا علي (ع) : هواي نفس تو دشمن ‌ترين دشمنان تو است، كوشش كن كه بر آن غالب و پيروز گردي و گرنه تو را هلاك خواهد كرد. الحديث، جلد 3 ، صفحه 384
 
مولا علي (ع) : بپرهيز از رفاقت با كسي كه اغفالت مي‌كند و فريبت مي‌دهد كه سرانجام مايه خواري و هلاكت تو خواهد شد. الحديث جلد 3  صفحه 383
 
 مولا علي (ع) ‌: لازم است از اختلافات و تفاوتهاي طبيعي بشر استفاده شود و هركس را مطابق استعداد دروني و ساختمان فطريش پرورش دهند، تا جامعه از تمام ذخائر خداداد كه در نهاد آدميان به وديعه گذارده شده، استفاده نمايد. الحديث، جلد 3 ، صفحه 385
 
 مولا علي (ع) : پيروي از هواي نفس و اطاعت از تمنيات ناسنجيده در مورد زنان، از خلق و خوي مردان احمق است. الحديث، جلد 3 ، صفحه 393
 
 مولا علي (ع) : طفل يتيم را مانند فرزند خودت تربيت كن و هر دو را به طور يكسان از وسايل پرورش و برنامه‌هاي تأديب بهره ‌مند نما. الحديث، جلد 3 ، صفحه 400
 
حبيب‌بن ابي ثابت مي‌گويد: مقداري عسل به بيت‌المال آوردند. حضرت علي (ع) ‌دستور داد يتيمان را حاضر كردند. در موقعي كه عسل را بين مستحقين تقسيم مي‌فرمود خود شخصاً به دهان يتيمان عسل مي‌گذارد. عرض كردند اين عمل براي چيست؟ حضرت علي (ع) فرمود : امام پدر يتيمان است، عسل به دهان يتيمان مي‌گذارم و به جاي پدران از دست‌ رفته آنها عطوفت پدري مي‌كنم. الحديث، جلد 3 ، صفحه 398
 
مولا علي (ع) : با ترک گناهان بر نفس سرکش خود غلبه کنيد تا عنانش را در دست گيريد و به آساني در راه اطاعتش بکشانيد. الحديث جلد 3 صفحه 304
 
 مولا علي (ع) : عقل شمشير براني است ، از آن استفاده کنيد و با هواي نفس خود بجنگيد. الحديث جلد 3 صفحه 308
 
مولا علي (ع) : آنکس که به حساب نفس خود رسيدگي کند بر عيوب و نواقص خويش آگاه مي شود و از گناهان خود مطلع مي گردد ، در آن موقع است که مي تواند خويشتن را درمان کند ، گناهان را ترک گويد ، و عيوب خود را اصلاح نمايد . الحديث جلد 3 صفحه 309
 
مولا علي (ع) : بهترين و بزرگترين جنگ و مبارزه اين است که آدمي با نفس سرکش خود پيکار نمايد. الحديث جلد 3 صفحه 308
 
 علي (ع) : ارزش شخصيت هر فردي وابسته به روشي است که اتخاذ مي کند ، اگر نفس خود را از پستي و دنائت بر کنار نگاهداشت به مقام رفيع انساني نائل مي شود و اگر عزت و حيثيت معنوي خويش را ترک گفت به پستي و ذلت مي گرايد . الحديث جلد 3 صفحه 318
 
مولا علي (ع) : کساني که شخصيت و شرف معنوي دارند شهوات و تمايلات نفساني در نظر آنها پست و کوچک است . الحديث جلد 3 صفحه 317
 
مولاعلي (ع) : خداوند دوست دارد که مردم درباره  هم خوب فکر کنند و خير خواه يکديگر باشند .          الحديث جلد 3 صفحه 336
 
 مولا علي (ع) مي فرمايند : کسي که جان خود را از زشتيهاي اخلاقي پاک نسازد عادات ناپسندش اورا رسوا خواهد ساخت.                 الحديث جلد 3 صفحه 174
 
مولا علي مي فرمايند: اگر طالب نجات ورستگاري هستيد بي خبري وغلفت را ترک گوييد وپيوسته ملازم کوشش وجهاد باشيد.              الحديث جلد 3 صفحه 173
 
مولا علي (ع) به فرزندش امام حسين (ع) مي فرمايند : نفس خويش را بين خود ومردم ميزان قرار بده، آنرا براي مردم دوست بدار که براي خود دوست مي داري ، درباره ديگران به چيزي بي ميل باش که نسبت به خود بي ميلي (آنچيزي را که براي خود نمي خواهي براي ديگران هم نخواه) به مردم ستم نکن همانطور که نمي خواهي به تو ستم شود ، به مردم نيکي کن همانطور که مايلي درباره ات نيکي کنند ، از خودت قبيح بشناس چيزي را که از ديگران قبيح مي شناسي .         الحديث جلد 3 صفحه 193
 
مولاعلي (ع) مي فرمايند: مردم در روشهاي اخلاقي وصفات اجتماعي،به حکومت هاي خود بيشتر شباهت دارند تا به پدران خويش.   الحديث جلد 3 صفحه 189
 
 مولا علي (ع) : به خدا اگر شب را تا صبح  مرا روي خارهاي تيز و برنده مقيلان در حالي که دست و پاي مرا غل و زنجير بسته اند به اين سو و آن سو بکشند ، نزد من بهتر است از اينکه در قيامت ، خدا و رسولش را ملاقات نمايم با وضعي که پاره يي از بندگان خدا ستم نموده و چيزي از اموال اين و آن را غصب کرده باشم.                            الحديث جلد 3 صفحه 152
 
 به حضرت علي (ع) عرض شد : معني آمادگي براي مرگ چيست؟ امام مي فرمايند : انجام واجبات، ترک محرمات، وفراگيري مکارم اخلاق، انسان واجد اين مزايا ترس ندارد از اينکه او در آغوش مرگ رود يا مرگ اورا در بر گيرد.                          الحديث جلد 3 صفحه 199
 
مولا علي (ع) مي فرمايند : شجاع ترين مردم کسي است که برتمايلات (نفساني) خود مسلط باشد .                 الحديث جلد 3 صفحه 195
 
 مولا علي (ع) مي فرمايند : شايسته است انسان عاقل ، خويشتن را از مستي ثروت و قدرت از مستي علم و دانش از مستي تمجيد و تملق و از مستي جواني مصون نگه دارد.زيرا هريک از اين مستي ها بادهاي مسموم و پليدي دارد که عقل را زائل مي کند وآدمي را خفيف و بي شخصيت مي نمايد.      الحديث جلد 3 صفحه 159
 
مولا علي (ع) مي فرمايند : در ضمن حديث مفصلي دربيان علائم مومن فرموده اند: مومن در مقام داوري ستم نمي کند، و در آنچه مي داند ظلم نمي نمايد، ايمان به خدا ارده اش را آنچنان نيرومند نموده که گوئي روانش از سنگ سخت محکمتر است، حجب و حيا ايماني شهوتش را مهار نموده و راه سرکشي و تجاوز را بر او بسته است، مودت و محبت روحاني بر حسدش غلبه کرده و به کسي رشک نمي برد خصلت عفو و اغماض اخلاقي حسن و کينه توزي وانتقام جويي را در مرامش خاموش نموده است.      الحديث جلد 3 صفحه 163
 
 مولا علي (ع) مي فرمايد: سرلوحه کتاب سعادت بشر ملکات پاک و سجاياي اخلاقي اوست .      الحديث جلد 3 صفحه 163
 
 مولا علي (ع): اي فرزند آدم تو در اموال خود وصي نفس خويشتن باش و آنچه  را که دوست داري ديگران بعد از تو در مالت انجام دهند تو خود در ايام زندگيت انجام ده  .الحديث جلد 3 صفحه 367
 
مولا علي (ع) : کسي که ريشه خانوادگيش شريف است در حضور و غياب و در هر حال داراي فضيلت و صفات پسنديده است .          الحديث جلد 3 صفحه 366
 
  از وصاياي علي (ع) : به فرزندش  امام حسن (ع) اين بود که مي فرمود : ناخوشي دروغگويي از تمام ناخوشيها قبيح تر و ناپسند تر است .       الحديث جلد 3 صفحه 373
 
علي (ع) : در ضمن نامه خود به امام حسن (ع) فرمود : عقل حفظ تجربيت زندگي است .          الحديث جلد 3 صفحه 373
 
 مولا علي (ع) : به کار بستن عقل مايه هدايت و نجات انسانها است و سرکوب کردن عقل باعث گمراهي و سقوط آدميان است .       الحديث جلد 3 صفحه 378 
 
 مولا علي (ع) : ننگ رسوائي , شيريني لذت را تيره و تار ميسازد .         الحديث جلد 3 صفحه 128
 
  مولا علي (ع) : اگر کار کردن مايه زحمت و خستگي است ، بيکاري دائم نيز باعث نادرستي و فساد است .                   الحيث جلد 3 صفحه 28
 
 مولا علي (ع) : لذتهايي که باعث ندامت و پشيماني مي شوند و شهوتهايي که درد و رنج به بار مي آورند فاقد خير و خوبي هستند .       الحديث جلد 3 صفحه 129
 
 مولا علي (ع) : عجب دارم از آنکسي که عواقب بد لذت هاي مضر را ميداند و چگونه از آنها دست نمي کشد.           الحديث جلد 3 صفحه 128
 
   مولا علي (ع) : خويشتن را از آلودگي لذات پليد و عوارض بد شهوات منزه و پاک نگه داريد .            احديث جلد 3 صفحه 127
 
 مولا علي (ع) : از توبيخ و سرزنش مکرر گناه کار پرهيز کن چرا که تکرار سرزنش ، گناهکار را در اعمال نا پسندش جري و جسور ميکند ، به علاوه ملامت را پست و بي اثر مي سازد . الحديث جلد 3 صفحه 126
 
 امام علي (ع) : موقعي که جواني را به سبب گناهاني که مرتکب شده است نکوهش و سرزنش مي کني مراقب باش که قسمتي از لغزشهاي او را ناديده گيري و از تمام جهات مورد اعتراض و توبيخش قرار ندهي تا جوان به عکس العمل وارد نشود  و نخواهد از راه عناد  و لجاجت بر شما پيروز گردد .    الحديث جلد 3 صفحه 125
 
مولا علي (ع) : بهره ي تو ازعقلت همين بس که راههاي ضلالت را از هدايتت روشن مي سازد .             الحديث جلد 3 صفحه 122
 
 مولا علي (ع) : هر آن علمي که مورد تاييد و امضاء عقل نباشد گمراهي و ضلالت است .                       الحديث جلد 3 صفحه 121
 
 مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به امام حسن مجتبي (ع) فرموده است : از مراکز بد نام بپرهيز , از مجالسي که مورد سوء ظن است دوري کن و بدانکه رفيق بد دوست خود را فريب مي دهد و ميل او را به کارهاي ناپسند تحريک مي کند و سرانجام آلوده اش مي سازد .                      الحديث جلد 3 صغحه 116
 
 مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به حضرت حسين (ع)  فرمود : خوشبخت و رستگار کسي است که علم و عملش , دوستي ودشمنيش ؛ گرفتن و رها کردنش , سخن گفتن و سکوتش ،  رفتار و گفتارش , تنها بر اساس رضاي الهي استوار باشد و بر خلاف امر پروردگار قدمي بر ندارد .           الحديث جلد 3 صفحه 115
 
 مولا علي (ع) : سخن حق را از گمراهان و اهل باطل فرا گيرد و سخن باطل را از اهل حق نياموزيد و مانند صرافهاي پول شناس نقاد باشيد و سکه تقلبي را از سکه حقيقي تشخيص دهيد .  الحديث جلد 3 صفحه 115

 مولا علي (ع) : گفتار حکيمانه را از هرکس ياد بگيريد ،  ولو که گوينده ي آن از نظر مذهبي گمراه باشد .                الحديث جلد 3 صفحه 114

مولا علي (ع) : گفتار صحيح را از هرکه که است قبول کنيد.               الحديث جلد 3 صقحه 114

تاييد قرآني اين حديث آيه 18 سوره زمر : آنانکه ميشنوند گفتار را و پيروي ميکنند نيکوترين آنها را و عمل مي کنند به گفتاري که راهنماي به حق است آن گروهند که راه نمود ايشان را خدا و آنگروهند صاحبان حق.
 
 مولا علي (ع) : چه عجيب و حيرت آور است کار بشر ؛ اگر در موردي اميدوار باشد طمع خوارش خواهد کرد ؛ اگر طمع او را به جنبش آورد , حرص هلاکش مي کند اگر دچار نا اميدي شود غصه وغم او را ميکشد ؛ اگر به خوشبختي و سعادت رسد نگاهداري آنرا فراموش مي کند ، اگر دچار خوف و هراس شود از ترس حيرت زده مي گردد ؛ اگر در گشايش امنيت قرار گيرد غافل مي شود ؛ اگر نعمت بر او تجديد شود دچار گردن کشي و بلند پروازي مي گردد ؛ اگر دچار مصيبتي شود تاثر و حزن او را رسوا مي کند ، اگر ثروتي به دست آورد دچار طغيان مالي مي گردد ؛ اگر فقر گريبان گيرش شد غرق اندوه مي شود , اگر دچار تعب و گرسنگي شد از ناتواني زمين گير مي گردد ؛ واگر در خوردن زياده روي کند از فشار شکم ناراحت مي شود , پس کندرويها  در زندگي بشر مضر است و تندرويها نيز مايه ويراني و فساد , هر خيري را شري و هر نوشي را نيشي است .                                        الحديث جلد 3 صفحه 111
 
 مولا علي (ع) : آداب و رسوم زمان خودتان را با زور و فشار به فرزندانتان تحميل نکنيد زيرا آنان براي زماني غير از زمان شما آفريده شده اند .    الحديث جلد 3 صفحه 110
 
  حضرت علي (ع) : عدل سپري است که کشور را از حوادث نامطلوب و ويراني و سقوط مصون مي دارد . عدل بهشتي است که همواره ثابت و پايدار است .     الحديث جلد 3 صفحه 20
 
  مولا علي (ع) : در عهدنامه مالک اشتر فرموده است : حاکم بر هواي نفساني و تمايلات خود باش ، و در انجام خواهشهاي غير مشروع نفس خويش بخل کن ، زيرا با بخل به تمايلات نفساني خويشتن ،  به عدل موفق مي شوي و به آنچه مايلي يا بي ميلي ، ميتواني منصفانه عمل کني . دل خود را به وظيفه رحمت و محبت نسبت به مردم آگاه کن و درباره آنان مهربان باش . مبادا روش معاشرتت با مردم مانند جانور درنده اي باشد که خوردن آنها را غنيمت بشمري .             الحديث جلد 3 صفحه 14
 
حضرت علي (ع) : زاهدان در دنيا گروهي ميباشند که پند داده ميشوند و پند ميگيرند و ترسانده ميشوند و ميترسند ، دانشمند ميشوند و عمل به دانش خويش ميکنند ، اگر در آسايش و راحتي قرار گيرند سپاسگذاري کنند و اگر در تنگناي سختي قرار گيرند صبر و شکيبايي کنند.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 35
 
به مولا علي (ع) عرض کردند : اي جانشين رسول خدا (ص) ما امر به معروف نمي کنيم تا خودمان عمل به آن کنيم و نهي از منکر نمي کنيم تا تمام آنرا ترک نکنيم ، حضرت فرمود : نه ، بلکه شما امر به معروف کنيد اگرچه به تمام گفته هاي خود عمل نمي کنيد و نهي از منکر کنيد اگرچه تمام آنچه را که نهي مي کنيد عمل نمي کنيد . ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 35
 
مولا علي (ع) : بياموزيد هرچه ميخواهيد ، همانا شما بهره اي نمي بريد ( از علم تان ) مگر اينکه عمل به علمتان کنيد ، بواسطه اينکه همت علماء عمل است و همت سفيهان ياد گرفتن.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 35
 
مولا علي (ع) : همانا مردم طلب علم و دانش را ترک کردند ، به واسطه آنچه که از عالم بي عمل ديدند.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 37
 
مولا علي (ع) : دنيا آخرين ديدگاه و هدف کوردل است ، کوردل جز دنيا چيزي نمي بيند ، ولي روشن دل بينا ديده اش را باز ميکند و ميداند که در پس اين دنيا سراي آخرت است ، بينا از دنيا دوري ميکند ، اما کوردل به سوي دنيا ميشتابد ، انسان بينا و دانا از دنيا توشه نيک براي آخرت جمع ميکند ، و کوردل براي دنيايش توشه جمع ميکند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 46
 
مولا علي (ع) : زهد در دنيا کوتاهي ايده ها و آرزوها و سپاسگذاري بر نعمتها و دوري از محرمات است ، اگر اين خصلت از شما دور شد زينهار که حرام بر صبر شما پيروز شود و مبادا آنکه سپاسگذاري را در وقت نعمت فراموش کنيد ، زيرا که خداي تعالي به واسطه پيامبران و امامان که حجتهاي آشکارايند ( که پابرجا هستند ) و نيز به وسيله کتابهاي آسماني روشن و ظاهر ، عذري برايتان باقي نگذاشته است.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 47
 
مولا علي (ع) : اي گروه مردمان همانا دنيا جايگاه گذر و عبور است اما آخرت خانه ثابت و پابرجاست ، پس از اين دنيا به نفع آخرت خويش کار نيک انجام دهيد پيش از آنکه شما را از اين دنيا بيرون برند ، قلبهاي خويش را از اين دنيا خارج کنيد زيرا که شما براي سراي آخرت آفريده شده ايد ولي در دنيا زنداني شده ايد همانا مرد هنگامي که بميرد فرشتگان گويد چه چيز پيش از خود فرستاد ( چه کار يا اعمالي براي آخرت خود انجام داد ) ولي مردم گويند از او چقدر ثروت و مال باقي مانده است، پس به سوي خداست برگشت شما ، چيزي پيش از مرگ براي آخرت خود بفرستيد که به نفع شما باشد ، نه آن که چيزي بفرستيد که بر ضرر و زيان شما باشد ، همانا دنيا مانند زهر است که نادان آنرا ميخورد.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 47
 
مولا علي (ع) : چه مي کند با مال و فرزند کسي که از دنيا بيرون ميرود ( مي ميرد) و بر آنها حسابش را مي کشند ، برهنه وارد دنيا شديد و برهنه از آن بيرون مي شويد ، همانا دنيا پلي است از آن بگذريد ، آن را پشت سر اندازيد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 47
 
مولا علي (ع) : بدبخت ترين مردم کسي است که بر او گرد آيد تهيدستي دنيا و عذاب و مجازات آخرت.  ارشاد القلوب جلد1 صفحه 48
 
مولا علي (ع) : پارسايان در دنيا پادشاهان آخرت و دنيايند ، آن کس که در دنيا پارسا نباشد و ميل به دنيا کند فقير دنيا و آخرت است ، هرکس در دنيا پارسايي کند مالک دنيا گردد و هرکس ميل به دنيا کند ، دنيا او را مالک شود. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 48
 
مولا علي (ع) فرمود : به خدا سوگند آن قدر اين لباسم را وصله و پينه زدم ، که از آنکه آنرا وصله ميکرد خجالت کشيدم و کسي به من گفت يا علي اين لباس را دور نمي اندازي .  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 48
 
حضرت علي (ع) : طالب دنيا مانند کسي است که با مشت آب را برداشته و از ميانه انگشتانش مي ريزد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 57
 
مولا علي (ع) در تفسير گفته خداي تعالي ( ولا تنس نصيبک من الدنيا ) ( و فراموش مکن بهره خويش را از دنيا ) ( سوره قصص آيه 77 ) فرموده است : فراموش مکن تندرستي ، نيرو ، جواني ، بي نيازي ، آمادگي خود را فراموش مکن که به فکر آخرت باشي و آن سراي را طلب کني.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 62
 
مولا علي (ع) : خداي تعالي همانا گرفتار ميکند بندگانش را وقتي که گناهشان طولاني شد به کمي ميوه ها و حبس برکتها و بستن درهاي گنجينه هاي خوب را تا توبه کنند و برگردد و خودداري از گناه کند و معصيت را ريشه کن نمايد و به ياد خدا بيفتد ياد کننده و خويشتن را مانع از گناه شود ؛ همانا خدا استغفار و طلب آمرزش را سبب از براي آمرزش و فزوني رزق و رحمت از براي آفريدگان قرار داده. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 80
 
حضرت امام علي (ع) در طي خطبه اي بعد از ستايش خدا فرمود : همانا دنيا پشت کرده به اهلش و به جدايي آنها اعلان کرده و همانا آخرت رو آورده است و نزديک شده آگاه باشيد که امروز روز آماده شدن و فردا روز پيشي گرفتن ، پيشي گرفتن به سوي بهشت و پايانش آتش است پس آيا توبه کننده اي از گناه پيش از مرگ نيست و آيا نيست کسي که پيش از رسيدن سختي و بدبختي براي نجات خويشتن چاره اي کند ، آگاه باشيد شما در روزگار و اميد باشيد که پشت سر اين روز مرگ است و بس ، پس هرکس در روزگار اميدواريش پيش از رسيدن مرگش کاري کرد ، کردارش او را بهره بخشد مرگش زياني به او نرساند و هرکس در روزگار پيش از مرگ کوتاهي کند ، کردارش زيان آورد و هلاکش کند و مرگ زيان آورد.آهاي هنگام راحتي عمل و ( کار خير ) کنيد ، همانطور که هنگام ترس و بيم عمل ميکنيد ، آگاه باشيد که همانا من طالبي را مانند بهشت خوابيده ( در حال غفلت ) نديدم و عذابي را مانند دوزخ نديدم که گريزان از آن در خواب غفلت باشد ، هرکس که حق به او فايده نرساند مسلم باطل به وي زيان خواهد رساند و هرکس به واسطه حق به راه راست نيامد گمراهي او را به سوي پستي و هلاکت برگرداند.  آگاه باشيد که همانا شما مامور به کوچ کردن و حرکت و راهنمايي به توشه برداشتن شده ايد و همانا دو چيز مهم است که بر شما ترسان و بيمناک هستم : يکي پيروي هواي نفس و ديگري آرزوي دراز ، پس از دنيا ( توشه نيک ) برگيريد ، در همين دنيا چيزي را که در قيامت شما را نجات دهد برگيريد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 85
 
مولا علي (ع) : به دنيا مانند نگاه پارساياني که دوري از آن کرده اند نگاه کنيد ، زيرا که به خدا سوگند دنيا به زودي ساکنانش را نابود ميکند و صاحبان نعمت را غمگين و افسرده خاطر ميسازد آنچه که از دست انسان گرفته شده بر نمي گردد و از آينده دنيا خبر ندارد ، بايد انتظار داشت که شادماني دنيا آميخته به غمهاست ، نيرو و قدرت مردان دنيا به سستي و ناتواني ميرسد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 86
 
مولا علي (ع) : کسي که بداند برگشت او به مرگ است ، جايگاه ورودش قبر است ، در حضور پروردگار مي ايستد و اعضاي بدنش بر کردارش گواهي مي دهند ، اندوهش طولاني و گريه اش فراوان و انديشه و فکرش هميشگي ميگردد.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 120
 
حضرت مولا علي (ع) : شنيد که مردي مي گويد ( استغفرالله ) ، سپس فرمود : ساکت شو مادرت به عزايت بنشيند ، تو حد و اندازه استغفار را ميداني ؟ استغفار درجه و جايگاه عليين و بلند پايگانست و شش شرط دارد : 1.پشيماني بر افعال و کردار گذشته .2.تصميم اينکه ديگر برگشت به آن کردار ناپسند نکني.3.حقوق مردم را بدهي تا خدا را پاک و پاکيزه ملاقات کني.4.هر واجبي که انجام نداده اي قضايش را به جاي آوري .5.گوشتي که از حرام و معصيت روييده بر بدنت ، قصد کني که به ناراحتي عبادت آبش کني.6.بچشاني بدنرا الم و زحمت اطاعت را همانطوريکه شيريني گناه و معصيت را چشانده اي.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 116
 
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: پادشاهى نيست كه خدا به او قدرت و سلطنت و نعمت عطا كند و سوء استفاده‏ از قدرت نمايد و بر بندگان ستم كند مگر اينكه خدا سلطنت را از او زوال بياورد مگر نمي ‏بينى گفته ‏ى خداى تعالى را كه ميفرمايد :  «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» « سوره رعد آيه 11 » همانا خدا نعمت مردمى را عوض نميكند تا زمانى كه مردم خود را عوض كنند و نافرمانى خدا كنند.   ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 167
 
 حضرت امير المؤمنين علي (ع) فرمود : از شيعيان و پيروان من نيست كسى كه مال مؤمن را بعنوان حرام بخورد.   ارشاد القلوب  جلد 1  صفحه 163
 
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به ابى ذر فرمود: هميشه دلت را وادار بفكر كردن و زبانت را مأمور ذكر گفتن خدا و تنت را وادار بعبادت و چشمت را مأمور گريه كردن از خوف خدا كن و روزى فردا را اهميت مده و هميشه در مسجدها باش كه همانا آبادكنندگان مساجد اهل خدايند، و بويژه آنان كه در مسجدها قرآن مي ‏خوانند و عمل به آن ميكنند.     حضرت علي (ع) فرمود : جوانمردى در شش چيز است سه تاى آن در سفر و سه‏ى ديگر در حضر است آن سه كه در حضر است: خواندن قرآن، آباد كردن مسجد و مردم را برادر گرفتن در راه خدا، و اما آن سه كه در سفر است بخشيدن زاد و توشه به همراهان، اخلاق نيكو، خوش رفتارى با همراهان.      خداى تعالى فرموده است مسلم اعلان جنگ با من كرده است‏ كسى كه اذيت كند يا بترساند مؤمنى را.            و چنين بود عيسى بن مريم كه ميفرمود: اى گروه همراهان من خويشتن را دوست خدا كنيد بوسيله دشمن داشتن اهل معصيت و بخدا نزديك شويد با دورى از ( اهل معصيت ) و رضاى خدا را بدست آوريد در خشمگين شدن با آنها ( اهل معصيت ) و هر گاه مي ‏نشينيد با كسى هم‏نشينى كنيد كه در مجالست آنان كردار نيك شما از سخنان او زيادتر شود و ديدنش شما را بياد خدا اندازد و مايل بآخرت كند شما را عمل آن كس‏ .   ارشاد القلوب ج‏لد 1  صفحه 189
 
مولا علي (ع) فرمود :   خداى سبحان فرموده است هر گاه كسى كه معرفت به من دارد  و نافرمانى مرا بكند من هم بر او چيره گردانم كسى را كه مرا نشناسد.   ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204
 
مولا علي (ع) :  دنيا خواب و خيالست و آخرت بيداريست و ما در بين دنيا و آخرت خواب و بيدار هستيم‏. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204
 
از مولا علي (ع)  از معنى پارسائى  پرسيده شد فرمود: زاهد كسى است كه بيش از قوت روزانه ‏اش نخواهد و آماده ‏ى براى مرگ باشد.  ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204
 
مولا علي (ع) فرمودند :   كه همانا دشمن من حاجتش را از من ميخواهد و من هم حاجت او را بزودى بر آورم از ترس اينكه مبادا ديگرى حاجت او را بر آورد يا اينكه او بي ‏نياز شود و ثوابش از من فوت شود.  ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204
 
مولا علي (ع) : مؤمن سخنش ذكر است ، سكوتش فكر است و نگاهش عبرت است‏.  ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204
 
از مولا علي (ع)  از معنى پارسائى  پرسيده شد فرمود: زاهد كسى است كه بيش از قوت روزانه ‏اش نخواهد و آماده ‏ى براى مرگ باشد.  ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204
 
حضرت امير المؤمنين فرموده است همانا خدا را بندگانى است كه دلهايشان از خوف خدا شكسته بطورى كه هيچ سخن نميگويند با اينكه آنان سخنسرايان فصيح ميباشند، نجيب مردانند كه بسوى اعمال شايسته پيشى مي ‏گيرند با اينكه مردان شايسته ‏اند خود نمائى بشايستگى نميكنند كردار نيك زياد دارند ولى اندك مي ‏شمارند و خويشتن را ازبََدان مي ‏شمارند با اينكه از خوبانند.   ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 232
 
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده: هيچ مؤمنى روز و شب را سپرى نميكند مگر اينكه نفسش در پيش او متهم است به گمانهاى بد و او را بشك و ترديد مي ‏اندازد.  ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 239
 
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به كميل بن زياد نخعى فرمود گوشه‏ گيرى اختيار كن خويش را مشهور مگردان و شخصيت خود را از مردم پنهان بدار نام خود را بر سر زبانها مينداز بياموز و عمل كن، خاموش باش كه سلامت بمانى  ، خوبان را شاد و شادمان كن گرچه فاجران خشمگين شوند و با كى بر تو نيست هر گاه احكام دين خويش را آموختى مردم ترا نشناسند يا تو آنان را نشناسى.
و هر كس هميشه دلش در فكر و انديشه و زبانش بذكر خدا مشغول باشد خدا دلش را از ايمان و رحمت و حكمت و نور پر كند و همانا انديشه كردن و عبرت گرفتن از ديگران از دل مؤمن سخنان حكمت آميز بيرون آورد كه دانشمندان ميشنوند خوشنود ميشوند و خردمندان فروتن ميگردند و حكيمان در شگفت آيند. ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 242
 
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به كميل بن زياد نخعى فرمود گوشه‏ گيرى اختيار كن خويش را مشهور مگردان و شخصيت خود را از مردم پنهان بدار نام خود را بر سر زبانها مينداز بياموز و عمل كن، خاموش باش كه سلامت بمانى  ، خوبان را شاد و شادمان كن گرچه فاجران خشمگين شوند و با كى بر تو نيست هر گاه احكام دين خويش را آموختى مردم ترا نشناسند يا تو آنان را نشناسى.
و هر كس هميشه دلش در فكر و انديشه و زبانش بذكر خدا مشغول باشد خدا دلش را از ايمان و رحمت و حكمت و نور پر كند و همانا انديشه كردن و عبرت گرفتن از ديگران از دل مؤمن سخنان حكمت آميز بيرون آورد كه دانشمندان ميشنوند خوشنود ميشوند و خردمندان فروتن ميگردند و حكيمان در شگفت آيند. ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 242
 
 حضرت على عليه السّلام به قنبر ميفرمود: مژده باد تو را و تو هم بديگران مژده ده بآنها بگو بديگران مژده دهند كه بخدا سوگند رسول خدا از دنيا رفت و او بر تمام امتش خشمگين بود غير از گروه شيعيان آگاه باشيد كه براى هر چيزى پيشوائيست و پيشواى زمينها زمينيست كه شيعيان در آن جاى گزينند و براى هر چيزى آبروئيست آبروى دين شيعيانند بخدا سوگند اگر شما نبوديد زمين اهلش را فرو مي ‏كشيد.و كسى كه با آنها كه مخالف ما هستند اگر چه كوشش در عبادت هم داشته باشند مشمول اين آيه خواهند بود: «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ عامِلَةٌ ناصِبَةٌ تَصْلى‏ ناراً حامِيَةً» « سوره غاشيه آيه 4 » صورتهائى كه درين روز بيمناكند عمل‏كننده و رنج كشيده‏ اند وارد مي ‏شوند در آتش بسيار گرم >>  بخدا سوگند هر دعاى خيرى كه مخالف ما بكند در باره‏ ى شما مستجاب ميشود ،  و نيست دعاى خيرى از شما مگر اينكه خدا براى او صد برابر آن دعا عنايت فرمايد و سؤال نمي ‏كند از شما مسأله ‏اى مگر اينكه چند برابرش براى او حاصل مي ‏شود بخدا سوگند روزه ‏دار شما در بوستان بهشت ميچرد.
بخدا سوگند حاجى و انجام دهنده ‏ى عمره‏ اى از شما از مقربين و خواص پيشگاه خدايند و شما تمامتان دعاكنندگانى هستيد كه دعايتان مستجاب است ترس و بيم بر شما نيست غمگين و افسرده خاطر مباشيد تمام شما در بهشتيد پس جاى بگيريد در درجات بهشت بخدا كسى از شيعيان ما نزديكتر بعرش پروردگار نيست خوشا بحال شيعيان ما چقدر صنع خدا در باره‏ ى آنان نيكوست.
بخدا سوگند حضرت امير المؤمنين فرموده كه شيعيان ما از قبرها بيرون آيند در حالى كه رويشان ميدرخشد ديدگانشان روشن است كه امان بآنان داده شده مردم همه در آن روز بيمناكند آنان را ترس و بيمى نيست بخدا سوگند هيچ يك از شما براى نماز كوشش نمي ‏كند مگر اينكه فرشتگان او را در برگيرند خدا را بخوبى در باره‏ ى او ميخوانند تا وقتى كه از نماز فارغ شوند.
آگاه باشيد كه براى هر چيزى جوهريست و جوهر فرزندان آدم حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و اله و ما و شما باشيم و خداوند بسوى موسى وحى فرستاد، كه بهيچ وسيله ‏اى كسى بسوى من نزديك نمي ‏شود مگر بورع و دورى كردن از محرمات.  ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 246
 
 حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود : كه هميشه مرد مسلمان سالم است تا زمانى كه خاموش ( ساکت ) است پس هر گاه سخن گفت در نامه‏ ى عملش يا ثواب و يا گناه نوشته مي شود.  ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 248
 
حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود در وصيتى كه به فرزندش محمّد حنفيه كرد بدان كه زبان سگى است درنده اگر او را رها كنى اذيت مي ‏كند تو را و چه بسا سخنى گويد كه نعمتى را از تو سلب كند و بلائى را بسوى تو بكشاند زبانت را نگهدارى كن آنچنان كه طلا و نقره‏ ى‏
خود را نگهدارى مي ‏كنى و هر كس در سخن گفتن شتاب كرد زبانش او را بسوى بديها كشاند.   ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 248
 
 حضرت امير المؤمنين عليه السّلام چنين بود هر گاه ميفرمود:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» «سوره انعام آيه 79 » صورتش تغيير ميكرد و رنگ مباركش زرد ميشد بطورى كه همه مي ‏دانستند از خوف خدا اين حالت به وى دست داده و حضرت يك هزار بنده از دسترنج خود در راه خدا آزاد كرد ، كارش اين بود كه نهال درخت ميكاشت بعد ميفروخت و از پول آن بنده ميخريد و در راه خدا آزاد ميكرد و با همين حالت آنان را چيزى از مال خود مي ‏بخشيد كه نيازى به مردم‏ نداشته باشند.  ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 252 
 
بعضى از غلامان به  حضرت اميرالمومنين علي (ع) خبر دادند كه چشمه‏ اى در يكى از باغ‏ها آبش چنان ميجوشد مانند گردن شتر از آن چشمه آب بيرون مي آيد ‏ حضرت چند گواه طلب كرد و آنان را گواه گرفت كه اين چشمه را در راه خدا وقف كردم تا پايان دنيا و فرمود : اين كار را كردم تا آتش را از چهره‏ ى من دور كند.  ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 253
 
 حضرت امير المؤمنين به يارانش فرمود: اگر مي ‏توانيد سخت از خدا بترسيد و گمان خود را به او نيكو نمائيد بين اين دو صفت جمع كنيد زيرا كه گمان خوب بنده به پروردگارش باندازه‏ ى ترس از خداست و همانا خوش‏ گمانترين مردم بپروردگار همانهايند كه سخت بيمناكند پس آرزوها را واگذاريد فعاليت و كوشش كنيد تا بتوانيد حق خالق و مخلوق را ادا كنيد و هر كس كه حق خدا را ادا كند برايش دورى از آتش باشد و نيست براى كسى بر خدا حجتى و نه بين خدا و كسى خويشاونديست.
خدا داستان گناه آدم را مثل نزده مگر براى بيدارى شما.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 260
 
 روايت شده كه حضرت على عليه السّلام به قصابى گذشت كه گوشتهاى چاق و فربه اي در دكان داشت مرد قصاب عرضكرد: اى امير المؤمنين از اين گوشتهاى چاق خريدارى كنيد حضرت فرمود: پول همراه من نيست. قصّاب گفت: نسيه ميدهم فرمود من به نخوردن گوشت صبر مي‏كنم و نسيه نمي ‏برم. ارشاد القلوب جلد 1  صفحه  284
 
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:  صبر و شكيبائى نسبت به ايمان به منزله سر است در بدن انسان و كسى كه صبر ندارد ايمان ندارد.   ارشاد القلوب جلد 1  صفحه  305
 
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه حسد نورزيد زيرا كه حسد ايمان را ميخورد همچنان كه آتش هيزم را ميخورد پس هر گاه كه پيغمبر و حضرت امير المؤمنين گواهى دهند به اينكه حسد ايمان و كردار نيك را ميخورند چه چيز بعد از رفتن ايمان و كردار نيك براى بنده بجا و باقى مي ‏ماند پس دورى كنيد از حسد تا دلها و چشمهاى شما در آسايش باشد از رنج و گناه.    ارشاد القلوب جلد 1  صفحه  313
 
مولا علي (ع) فرمود : كسى كه يقين دارد خدا عوض انفاقش ( کمک کردن به ديگران ) را به او ميدهد از انفاق كردن ( از کمک کردن به ديگران ) خوددارى نمي كند. ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 333
 
  حضرت علي (ع)  فرمود :  كه توجه كنيد به كارهاى خوب و بشتابيد بسوى آنچه كه براى شما منفعت دارد.بدانيد كه نيازمندي ‏هاى مردم بسوى شما از نعمت‏هاى خداى تعالى است بر شما ( به علت اينکه نيازمندي خلق الله را برطرف کني و خداوند هم نيازمندي تو را برطرف ميکند ) و كريمترين مردم كسى است كه عطا كند به كسى كه به او اميدى ندارد و هر كس يك گرفتارى از مؤمنى برطرف كند خدا از او هفتاد و دو گرفتارى از گرفتاريهاى دنيائيش برطرف كند و هفتاد و دو گرفتارى از گرفتاريهاى آخرتش را و هر كس به كسى نيكى نمايد خدا به او نيكى كند و خدا نيكوكاران را دوست دارد.  ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 333
 
روايت شده كه همانا حضرت امير المؤمنين به كميل بن زياد فرمود : اى كميل اهل و عيالت را فرمانده كه به طرف خوبيها بروند و شبها پى حاجت خوابيدگان بروند  ، سوگند به آن خدائى كه تمام صداها را مي ‏شنود هر كس دلى را شاد كند خداوند به جاى آن شادى مهربانى بيافريند كه هر گاه مصيبت و بلائى بر او رو آورد آن مهربانى مانند سيل بسوى او سرازير شود پس آن مصيبت را از او دور كند مانند شتر غريبى را كه از گله شتران دور كنند.  ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 333
 
 و روايت شده كه اميرالمؤمنين حضرت علي (ع) هر گاه حاجتمندى خدمتش مي رسيد به او ميفرمود كه حاجت خود را بر زمين بنويس زيرا كه من خوش ندارم كه ذلت و پستى سؤال را در صورت سائل ببينم.    ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 329
 
مولا علي (ع) فرمودند : نخستين مرحله حکمت و دانايي ترک لذتها و سرانجام آن دشمن داشتن امور ناپايدار است.  غررالحکم جلد 2 حديث 3052
 
مولا علي (ع) فرمودند : اولين وظيفه واجب بر شما در مقابل خداوند سپاسگذاري از نعمتهاي او و جستجوي خشنودي اوست.  غررالحکم جلد 2 حديث3329
 
مولا علي (ع) فرمودند : نخستين گام در جوانمردي فرمانبرداري از خدا و پايان آن دوري جستن از پستيهاست.  غررالحکم جلد 2 حديث 3195
 
مولا علي (ع) فرمودند : سرآغاز اخلاص ، نا اميدي از چيزي است که در دست مردم است.  غررالحکم جلد 2 صفحه 3290
 
مولا علي (ع) فرمودند : سرآغاز بيهودگي ، بازي است و آخرش درگيري.  غررالحکم جلد 2 صفحه 825 حديث 3132
 
 اميرالمومنين (ع) فرمود : ما خاندان پيامبر ، هيچ کس با ما مقايسه نميشود.قرآن در شان ما نازل شده ، و معدن رسالت درميان ما است.  عيون الاخبار الرضا (ع) ، مسند امام رضا (ع) جلد 1 صفحه 133 حديث 147
 
اميرالمومنين (ع) فرمود : نهمين از فرزندانت - اي حسين (ع) - همان قائم بالحق است که پيروزي دهنده دين و گستراننده عدل است . . . اما بعد از غيبت و سرگرداني ،  که در اين غيبت ، هيچ کس ثابت بر دين نمي ماند ، مگر مخلصاني که با روح يقين مباشرت دارند.  کمال الدين و تمام النعمة ، مسند امام رضا (ع) جلد 1 صفحه 221 حديث 386
 
حضرت موسي بن جعفر (ع) از پدرانش از حضرت امام حسين (ع) روايت ميکند که يکي از روزها اميرالمومنين (ع) با گروهي از ياران خود نشسته و آنها را براي جنگ آماده ميکرد ، در اين هنگام پيرمردي که گرد و غبار سفر در چهره اش بود وارد شد. مرد مسافر پرسيد : اميرالمومنين کجاست ؟ حضرت را به آن مرد نشان داد ، و او سلام کرد و بعد گفت : يا اميرالمومنين من از طرف شام مي آيم و پيرمرد هستم ، شنيده ام در وجودت فضائل بسياري هست ، و من گمان ميکنم که به زودي کشته خواهي شد و اينک آنچه را خداوند به تو تعليم داده به من تعليم فرما.حضرت علي (ع) فرمود : آري اي پيرمرد هرکه دو روزش مساوي باشد در زندگي خود زيان ديده است ، و هرکس کوشش خود را براي رسيدن به دنيا متمرکز کند از از ادبار دنيا حسرت خواهد خورد ، و هر آنکس که دو روز از ايام زندگيش در شر و فساد بگذرد از مواهب الهي محروم ميگردد. هرکس به امور آخرت بي اعتنا باشد و از دنيايي که به او رو آورده استفاده کند و توجه نداشته باشد که از کجا به دست ميآورد اين چنين آدمي از تبه کاران به شمار ميآيد ، کسي که به نواقص اخلاقي و اجتماعي خود متوجه نباشد ، هواي نفس بر او غلبه خواهد کرد.اي پير مرد براي مردم بپسند آنچه را براي خود مي پسندي ، و با مردم آنطور رفتار کن که ميل داري با تو آن گونه رفتار کنند ، پس از اين اميرالمومنين (ع) صورت خود را متوجه يارانش کرد و فرمود : اي مردم مگر مشاهده نمي کنيد که اهل دنيا با حالات مختلف صبح را به شب و شب را به روز ميآورند ، يکي زمين ميخورد و از درد بر خود مي پيچد و ديگري از وي عيادت ميکند و از ديدن رنج بيمار ناراحت ميگردد ، يکي از فرط ناراحتي و شدت مرض با جان خود تلاش ميکند و ديگري اميد به زندگي ندارد ، و يکي در بستر مرض افتاده و نزديک است جان دهد ، يکي طالب دنيا است در صورتيکه مرگ او را دنبال ميکند ، و ديگري غافل از همه چيز همواره در تلاش است در صورتيکه از ديد حقيقت هرگز دور نبوده است.  کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 55 الي 58
 
سوالات زيد بن صوحان از شاه ولايت اميرالمومنين مولا علي بن ابيطالب (ع)

زيد بن صوحان عبدي عرض کرد : يا اميرالمومنين کدام سلطان قوت و قدرتش بيشتر است ؟ حضرت فرمود : مرگ.

عرض کرد : کدام چيز ذلتش بيشتر است ؟ فرمود : حرض بر جمع مال دنيا.

عرض کرد : کدام فقر از همه سخت تر است ؟ فرمود : کفر بعد از ايمان.

عرض کرد : کدام دعوت از همه گمراه تر است ؟ فرمود : کسي که مردم را به طرف موهومات ( يا به طرف خلاف ) دعوت ميکند.

عرض کرد : کدام عمل افضل است ؟ فرمود : پرهيزکاري.

عرض کرد : کدام عمل رستگاريش بيشتر است ؟ فرمود : طلب کردن از آنچه در نزد خداوند است.

عرض کرد : کدام مصاحب ( هم صحبت ) از همه بدتر است ؟ فرمود : آن کسي که معصيت ها را در نظر انسان جلوه دهد و آدمي را به نافرماني خداوند وادارد.

عرض کرد : کدام يک از مردم شقاوتش بيشتر است ؟ فرمود : کسي که دين خود را به دنياي ديگري بفروشد.

عرض کرد : کدام يک از مخلوقات از همگان نيرومندتر است ؟ فرمود : آن کس که بردباريش از همه بيشتر است.

عرض کرد : کدام يک از مردم بخلش بيشتر است ؟ فرمود : آن کسي که از راه حرام مالي بدست آورد.

عرض کرد : کدام يک از مردم زرنگيش بيشتر است ؟ فرمود : کسي که به حالات خود بنگرد و رستگاري خود را از گمراهي درک کند و بنگرد راه سعادت در چيست و بطرف آن گرايش پيدا کند.

عرض کرد : با حلم ترين مردم کيست ؟ فرمود : آن کسي که به خشم نيايد.

عرض کرد : کدام يک از مردم ثبات راي بيشتري دارند ؟ فرمود کسي که فريب مردم را نخورد و دنيا نيز با زرق و برق خود او را از راه بيرون نکند.

عرض کرد : کدام يک از مردم از همه نادان ترند ؟ فرمود : کسي که گول دنيا را بخورد ، در صورتيکه مشاهده ميکند دنيا با ديگران چگونه بازي کرد.

عرض کرد : کدام يک از مردم حسرت و پشيماني بيشتري دارند ؟ فرمود : کسي که از دنيا و آخرت محروم شده باشد و اين خود زيان آشکاري است.

عرض کرد : کدام يک از مردم کور هستند ؟ فرمود : آنکس که براي خداوند عملي انجام نداده و از خداوند انتظار ثواب دارد.

عرض کرد : کدام قناعت از همگان افضل است ؟ فرمود : آنکس که به آنچه خداوند به وي عطا کرده قناعت کند ، و حرص و آز نداشته باشد.

عرض کرد : کدام مصيبت از همه دردناکتر است ؟ فرمود : مصائب در امور دين از همه ناراحت کننده و آزار دهنده تر است.

عرض کرد : کدام يک از اعمال عبادي نزد خداوند بيشتر مورد علاقه است ؟ فرمود : انتظار فرج.

عرض کرد : کدام يک از مردمان نزد خداوند ارج و اعتبار دارند ؟ فرمود : آنکه بيشتر از همه از خداوند ميترسد ، و تقواي بيشتر و زهد زيادتري دارد.

عرض کرد : کدام سخن در نزد خداوند بهتر است ؟ فرمود : زياد در ياد خدا بودن و عجز و لابه و دعا نمودن.

عرض کرد : کدام گفته از همه راست تر است ؟ فرمود : گواهي دادن به وحدانيت خداوند متعال.

عرض کرد : کدام يک از کارها در نزد خداوند بزرگتر است ؟ فرمود : تسليم در برابر خداوند و ترس از معاصي و پرهيزکاري از گناه.

 در اين هنگام اميرالمومنين (ع) متوجه پيرمرد شامي شد و فرمود : خداوند متعال بندگاني را آفريد و دنيا را بر آنها تنگ گرفت ، و با نظر مخصوصيکه به آنان نگريست آنها نسبت به دنيا بي ميل شدند و به طرف آخرت متمايل گرديدند ، و به سختي معيشت صبر کردند و در شدائد و گرفتاريها شکيبائي به خرج دادند. اين جماعت همواره مشتاق بودند که زود از جهان رخت بندند و به سراي جاوداني بشتابند تا به کرامت و الطاف خداوندي برسند ، اين گروه مردم همواره دنبال رضاي خداوند بودند و در نتيجه پايان زندگي آنها به شهادت انجام گرفت و خداوند را در حاليکه از آنها راضي بود ملاقات کردند. بدانيد که مرگ راه گذشتگان است و همه بايد اين راه را بگذرانند ، اين مردم بايد براي آخرت خود زاد و توشه بردارند و اين زاد و توشه طلا و نقره نيست ، اين جماعت لباسهاي درشت پوشيدند و در طول زندگي خود در شدائد صبر کردند و به فضيلت خدمت نمودند. اين مردم در محبت و دوستي و يا بغض و دشمني فقط خداوند را در نظر گرفتند ، اينان چراغهاي هدايت کننده اند و در آخرت از نعمتهاي پروردگار برخوردار ميگردند.پيرمرد گفت : من اکنون کجا روم و بهشت را واگذارم در صورتيکه با چشم خود بهشت را مي نگرم ، و مشاهده ميکنم که اهل بهشت با تو هستند ، يا اميرالمومنين اينک به من اسلحه جنگي مرحمت کن تا با دشمنانت جنگ کنم ، اميرالمومنين (ع) اسلحه جنگ به آن مرد شامي مرحمت کردند و او را بر اسب سوار کرده و به طرف ميدان جنگ روانه ساختند ، مرد شامي مقابل حضرت به جنگ پرداخت و آن حضرت از مجاهدت آن شامي ( در ميدان جنگ ) به شگفت آمده بود.هنگامي که جنگ شدت گرفت با اسب خود را به لشگر زد و سرانجام کشته شد ، يکي از ياران اميرالمومنين (ع) او را روي زمين مشاهده کرد در حاليکه به شهادت رسيده بود ، و اسبش هم در کنارش کشته شده بود ، پس از اينکه گرد و غبار جنگ فرو نشست ، اميرالمومنين (ع) در حاليکه سوار بر اسب بود و سلاح جنگي در تن داشت نزد او آمد و بر بدنش نماز گذارد و فرمود : به خداي سوگند اين مرد خوشبخت بود و براي برادر خود طلب آمرزش ( از خداي تعالي ) کنيد.  کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 58 الي 64
 
 اميرالمومنين (ع) فرمودند : حکيمان و دانشمندان پيشين چون به يکديگر نامه مي نوشتند سه جمله مي نوشتند که چهارمي نداشت : 1- آنکه همتش را به کار آخرت گماشت خداوند کار دنياي او را کفايت ميکند 2- آنکه باطن خود را اصلاح کند خداوند ظاهرش را اصلاح فرمايد 3- آنکه کارهاي ميان خود و خدا را اصلاح کند خداوند کارهاي ميان او و مردم را اصلاح فرمايد.  خصال شيخ صدوق جلد 1 صفحه 147
 
اميرالمومنين (ع) فرمود خداي تبارک و تعالي به حضرت موسي (ع) فرمود : اي موسي سفارش مرا درباره چهار چيز نگهدارا ، اولش آنکه تا گناهان خود را آمرزيده نديده اي به عيب ديگران نپرداز ، دوم تا پايان يافتن خزينه هاي مرا نديده اي غم روزي خود مخور ، سوم تا زوال سلطنت مرا نديده اي به کسي جز من اميدوار مباش چهارم تا شيطان را مرده نديده اي از مَکرش آسوده خاطر مباش.  خصال شيخ صدوق جلد 1 صفحه 240
 
اميرالمومنين (ع) فرمود : تمام نيکيها در سه چيز جمع شده است : نگريستن ، سکوت ، و سخن ، هر نگريستن که در آن پند و عبرت نباشد در آن فائده نيست ، هر سخني که در آن ياد خدا نباشد لهو است ، و هر سکوتي که در آن انديشه نباشد غفلت است ، پس خوشا به حال آنهاييکه نظرشان از روي عبرت و سکوتشان موجب فکر و انديشه و سخنانشان ذکر خدا باشد و به گناهانيکه از وي سر زده گريه کند و مردم از وي در امان باشند.    کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق  100
 
اميرالمومنين (ع) فرمود : جبرئيل بر حضرت آدم (ع) فرود آمد و گفت : اي آدم خداوند تو را مخير کرده که يکي از سه چيز را اختيار کني و اينک يکي از آنها را برگزين و بقيه را رها کن ، آدم گفت آن سه چيز که خداوند فرموده چيست ؟ جبرئيل گفت : عقل ، حياء ، و دين آدم گفت : من عقل را پذيرفتم ، جبرئيل به حياء و دين گفت : شما برويد ، آن دو گفتند : اي جبرئيل ما ماموريت داريم هرجا عقل باشد با آن باشيم جبرئيل گفت : پس باشيد و بعد به آسمان بالا رفت.  کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 125
 
اميرالمومنين سلام الله عليه فرمود : هرکس به اندازه کفايت زندگي از دنيا قناعت کند اندکي از دنيا هم او را کفايت ميکند ، و هرکسي در دنيا قناعت نداشته باشد هيچ چيز او را کفايت نميکند.    کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق  127
 
اميرالمومنين (ع) فرمود : حضرت رسول (ص) ميفرمود : خداوندا خلفاي مرا بيامرز ؛ گفته شد : يا رسول الله خلفاي شما چه افرادي هستند ؟ فرمود : کسانيکه بعد از من بيايند و روش مرا با گفتارم براي مردم بازگو کنند.   کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق  128
 
اصبغ بن نباته از اميرالمومنين (ع) روايت کرده که آن حضرت در يکي از خطبه هايش فرمود : اي مردم گفتار مرا بشنويد و خوب از من دريافت کنيد ، جدائي بين ما و شما نزديک است ، من امام مردم و وصي بهترين آفريده خدا ، و همسر سيده زنان ، و پدر خاندان طهارت و پيشوايان هدايت ، و برادر رسول خدا ، و وزير ، و مصاحب ، و دوست و برگزيده او هستم. منم اميرمومنان و پيشواي سپيد چهره گان ؛ و سيد اوصياء ، جنگيدن با من جنگ با خداوند است ، و صلح با من صلح با خداوند است ، و اطاعت از من اطاعت از خداوند است ، و دوستي با من دوستي با خداوند است ، و شيعيان من دوستان خداوند هستند ، و ياوران من ياوران خداوند هستند ، سوگند به خدائي که مرا آفريد و چيزي نبودم ، نگهدارندگان اسرار از آل محمد (ع) ميدانند که ناکثين و قاسطين ، و مارقين مورد لعنت حضرت رسول اکرم (ص) قرار گرفته اند ، و زيان کار است آنکسي که دروغ به رسول خدا (ص) ببندد.   کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق  133

اميرالمومنين (ع) در ضمن وصايايي به فرزندش محمد حنفيه فرمود : اي فرزند من از آمال و آرزوها دوري کن ، آرزوهاي دور و دراز از حماقت سرچشمه گرفته و موجب ميشود که آدمي امور آخرت را به تعويق اندازد ، يکي از بهترين لحظه هاي انسان در زندگي هم نشيني با مردمان شايسته است. با اهل خير مجالست کن تا در زمره آنان محسوب گردي ، و از اهل شر و فساد دوري کن و با کساني که تو را از ياد خدا و مرگ غافل ميکنند ارتباط برقرار مکن و از آنان دوري گزين. سوء ظن و بدگماني بر تو غلبه نکند ، و اگر چنانچه سوء ظن بر تو غلبه کرد ، با هيچ دوستي نمي تواني زندگي کني و باب ارتباط با خلق خدا را روي خود خواهي بست.قلب خود را با ادب پاکيزه نگه دار ، همان طور که هيزم به وسيله آتش پاکيزه ميگردد ، بهترين ياور آدمي ادب است ، تجربه هاي نيک را بايد از اشخاص عاقل آموخت ، نظريات مردم را با يکديگر بسنج و سپس نيکوتر آنها را که به حق نزديک است برگزين ، و آنچه را که موجب شک و ترديد است دور بيفکن. اي فرزند من شرفي بالاتر از اسلام نيست ، عزتي بالاتر از تقوي و پرهيزکاري و پناهگاهي بهتر از ورع و شفيعي رستگارتر از توبه ، و لباسي زيباتر از عافيت ، و سلاحي نگهدارنده تر از سلامتي ، و گنجي بهتر از قناعت نيست و ثروتي که فقر را ببرد و انسان را با قناعت راضي نگه دارد. هرکس با اندکي از زندگي کفايت کند در آسايش منظمي خواهد بود ( يعني در زندگي به اندک هم راضي باشد و کفايتش کند ) ، و در زندگي آرام و لذت بخشي فرو خواهد رفت ، حرص و آز آدميان را در گرداب گناه گرفتار خواهد کرد ، غم و اندوه را با صبر و متانت و بردباري از خود دورساز ، اگرچه زندگي دنيا تو را گرفتار سازد و اندوه شما را فرا گيرد.رستگار شدند آن کسانيکه اعمال شايسته به جا آوردند و در پيشگاه خداوند با کارهاي نيک حاضر شدند ، در همه امور زندگي خود به پروردگار قادر قهار پيوستگي پيدا کن و به آن ساحت مقدس پناه ببر. زيرا خداوند بهترين پايگاه و محل اعتماد انساني است ، هرچه خواهي از خداوند بخواه که کليد خير و شر و بخشش و عطاء و منع ( بازداشتن از دادن و باز داشتن کسي را از کاري) و نا اميدي در دست خداوند است. اي فرزند من روزي بر دو قسم است ، يک روزي تو را طلب ميکند و يک روزي تو در دنبال آن هستي ، و آن روزي که تو را دنبال ميکند به تو خواهد رسيد اگرچه در طلب آن نباشي کوشش نداشته باش که روزي يکسال را در يک روز فراهم آوري ، و خداوند روزي هر روز از ايام زندگانيت را به تو خواهد رسانيد ، و اگر چنانچه مقدر باشد که تو يکسال عمر کني خداوند روزي هر روز را به تو ميرساند ، اگر عمرت يکسال مقدر نباشد پس کوشش زياد فايده ندارد. بدان هيچ کس به روزي تو دسترسي پيدا نخواهد کرد و تو را مغلوب نخواهد ساخت ، و آنچه براي تو تقدير شده است از تو پوشيده نميگردد ، چه اشخاصيکه شب و روز در تلاش معاش هستند و خود را گرفتار مشقت ميکنند ولي هم چنان در فشار زندگي گرفتارند و چه افرادي ميانه رويي هستند زندگي آنان با خوشي و لذت ميگذرد. امروز متعلق به توست و فردا نميداني چه خواهد شد ، چه اشخاصيکه به اميد فردا کوشش کردند وليکن فردا را درک نکردند ، و چه اشخاصيکه زندگي آنان در اول شب مورد غبطه ديگران بود وليکن در پايان شب مرگ گريبان او را گرفت و گريه و ضجه از منزلش برآمد پس از فراخ زندگي وسعه رزق نبايد فريب خورد ، و از تاخير عذاب خداوند نبايد خوشحال شد ، زيرا خداوند همواره مردم را در نظر دارد و تعجيل نميکند و در روز باز پسين او را مکافات ميکند. اي فرزند از حکيمان پند بياموز ، و از گفته ها نصيحت و پند بگير و دقت کن ، و از آنچه مورد استفاده است به خوبي فراگير و از آنچه تو را باز ميدارد اجتناب کن و نفس خود را از مشتهيات باز دار.امر به معروف را پيشه ساز تا از اهل معروف قرار گيري و با نيکان محشور گردي ، زيرا تکميل همه امور در نزد خداوند امربه معروف و نهي از منکر است ، مسائل و احکام دين را به خوبي فراگير که علما وراث انبياء هستند ، پيامبران درهم و دينار به ارث نمي گذارند ، و ميراث آنها علم و فضيلت است ، هرکس از علم بهره گيرد ، بهره زيادي برده است. بدان که براي طالب علم کسانيکه در آسمانها و زمين هستند استغفار ميکنند ، پرندگان آسمان ها و ماهيان دريا نيز براي آنها دعا مي نمايند ، فرشتگان بالهاي خود را براي طُلاب علوم پهن ميکنند و از اين عمل خود اظهار رضايت و خوشنودي دارند. در طلب علم و فضيلت شرافت دنيا و آخرت و رستگاري در دين و رسيدن به فيوضات خداوندي هست ، زيرا فقهاء و دانايان علوم دين مردم را به طرف خداوند و بهشت دعوت ميکنند ، به همه مردم نيکي کن همانطور که انتظار داري مردم با تو نيکي کنند. براي مردم به پسند آنچه براي خود مي پسندي ، و زشت بشمار آنچه را از مردم زشت ميشماري ، با همه مردم با خُلق نيکو آميزش کن که هرگاه دور شدي باز آنها ميل و رغبت به تو داشته باشند ، و هرگاه در گذشتي براي تو گريه کنند و کلمه استرجاع  (( انا لله و انا اليه راجعون )) بر زبان جاري سازند ، و از کساني نباش که هرگاه مُرد بگويند : الحمدلله رب العالمين. بدان که کمال عقل و خرد بعد از ايمان به خداوند متعال محبت و احسان به مردم است آنکسي که با مردم به نيکي معاشرت نکند در او خير و انسانيت نيست ، خداوند متعال چيزي را بهتر از سخن گفتن نيافريده است ، و از آن زشت تر نيز چيزي خلق نکرده است ، به وسيله سخن صورت ها سپيد و سياه ميگردند. بدان که زبان و سخن در اختيار تو هست تا آنگاه که سخن نگفته باشي در سلامت هستي ، و هرگاه حرف زدي و زبان گشودي در گرو سخنان خود هستي و بايد از عهده آن برآيي ، زبان را نگهدار همان طور که طلا و نقره و درهم و دينارت را حفظ ميکني. زبان مانند سگ درنده است و اگر جلو آنرا آزاد بگذاري به هرکس نيش ميزند ، چه بسا سخني که از زبان آدمي بيرون شود و نعمتي را از انسان سلب کند ، هرآن کسي که زبان خود را بدون اختيار رها کرد و آن چه خواست گفت ، و اباء و امتناعي نداشت به پريشانحالي و رسوائي خواهد افتاد و سقوط خواهد کرد و سرانجام گرفتار عذاب خداوند و مورد ملامت و سرزنش مردم قرار خواهد گرفت. کسي که مستبد به راي خود باشد و به ديگران اعتناء نکند در مخاطره خواهد افتاد و هرآن کس که در امور جاريه و حوادث واقعه با ديگران مشورت کند موارد لغزش را خواهد شناخت ، کسي که بدون دقت در عواقب کارها وارد آن شود و بدون صلاح انديشي کاري انجام دهد در مشکلات و سختيها گرفتار خواهد شد ، و راه نجات پيدا نخواهد کرد. قبل از شروع هرکاري در موضوع آن دقت و بررسي کن تا موجبات پشيماني فراهم نگردد ، و ضرر و زيان متوجه تو نشود ، خردمند آن کسي است که از تجارب پند گيرد ، و تجربه علمي است که انسان از آن نتيجه خوب ميتواند بگيرد ، در گردش روزگار و گذشت حوادث حقيقت مردان آشکار ميگردد ، و راست گو از دروغ گو تميز داده ميشود ؛ روزگار و گردش شب و روز اسرار نهاني را آشکار ميسازد ، و حقائق را جلوه گر ميکند ، اينک وصيت مرا نيکو درياب و از آن زود نگذر ، و بهترين عقل ها آن عقلي است که سود دهد و به صاحبش نفع رساند. بدان اي فرزند که تو همواره در جستجو و طلب روزي هستي ، با اين بدن ضعيف و لاغري که داري به هيچ وقت بيش از اندازه باري را بر دوش نکش که در نتيجه سنگين باري پشتت خم گردد و در روز قيامت نتواني از زير بار گران خلاص گردي ، و بدترين توشه در روز قيامت دشمني با بندگان خداوند است. بدان و متوجه باش که در مقابل تو جاده هاي مخوف و خطرناک و پرتگاه هاي زيادي هست که در آن گردنه ها و فراز و نشيب فراواني است که بايد از آن بگذري ، و راه بهشت و دوزخ از آن گردنه ها عبور ميکند ، و مواظب باش با احتياط قدم برداري. قبل از اينکه در آن راه هاي خطرناک قدم بگذاري براي خود وسائل و اسباب فراهم کن ، و اگر مردمان محتاجي را ديدي که زاد و توشه تو را برميدارند و در روز قيامت به تو بر ميگردانند از اين موقعيت استفاده کن و زاد و توشه خود را در دنيا به مردمان نيازمند بده ، و اگر به اين دستور عمل نکردي روز قيامت پشيمان ميگردي.مواظب باش زاد و توشه خود را به دست کسي بسپاري که تقوي و پرهيزکاري داشته باشد ، و اگر در اين مورد دقت نکردي مانند تشنه اي خواهي بود که فريب سراب را ميخورد و از فعاليت خود نتيجه نمي گيريد ، و کاري نکن که در روز قيامت دستت از همه جا کوتاه گردد. و در ضمن همين وصيت فرمود : اي فرزند من ستم کردن و تعدي نمودن آدمي را گرفتار هلاکت ميسازد ، هرکسي قدر و مقام خود را درک کرد و از حدود خود تجاوز ننمود در سلامتي خواهد ماند ، هرکس خود را نگهداشت مقام خود را حفظ خواهد کرد ، ارزش هر انسان بستگي به اخلاق و صفاتي دارد که از او ظهور و بروز ميکند و او را نيکنام ميگرداند ، ارزش و اعتبار آدمي موجب رستگاري او خواهد بود. بهترين ثروت براي انسان ترک آمال و آرزوهاست ، حرص و آزمندي فقري است که انسان در هر حال گرفتار آن است ، دوستي و محبت مانند خويشاونداني است که آدمي از آن استفاده ميکند ، دوست تو مانند برادر ابويني است ، و هر برادر ابويني دوست تو نخواهد بود. دشمن دوستت را دوست نگير ، که موجب دشمني دوستت با تو خواهد شد ، چه افراد دوري که با تو از افراد نزديک ، نزديک ترند ، توانگر بخشنده که فقير شده باشد بهتر است از نيکوکاري که همتش جمع مال باشد ، پند و اندرز پناهگاهي است براي کسي که از سخنان پند گيرد و آنرا به کار بندد ، اشخاص بد اخلاق هميشه معذب هستند ، و مردم همواره او را مبغوض ميدارند. از عدالت نيست که انسان به مجرد سوء ظن اعتماد خود را از کسي سلب کند ، چه اندازه زشت است که آدمي در هنگام گناه و معصيت و نافرماني خداوند نشاط داشته باشد ، و در هنگام بروز حادثه ناگوار از خود ناراحتي و اندوه زياد نشان دهد ، و براي رسيدن به جاه و مقام قساوت قلب و ظلم و ستم نشان دهد ، و با دوستان خود مخالفت ورزد. بسيار زشت است که مردمان آبرومند و با شخصيت سوگند بخورند و بعد سوگند خود را بشکنند ، و يا با حکومت عادلي که با آنها به خوبي رفتار ميکند غدر و مکر ( حيله ) داشته باشند کفران نعمت از ناداني است ، و هم نشيني با احمق شوم است ، هرکس به تو کلمه حقي را عرضه کرد از وي بپذير اگرچه آنکس از افراد گمنام جامعه باشد. هرکس اقتصاد و ميانه روي را ترک کرد ، از راه حق منحرف خواهد شد ، هرکس حق را زير پا گذاشت راه زندگي به روي تنگ خواهد شد ، چه اشخاص مريضي که بهبودي يافتند و مردان تندرستي که جان خود را از دست دادند ، گاهي نوميدي سبب نجات و موفقيت انسان ميگردد ، و طمع موجب هلاک و خسران ميشود ، از کسي که انتظار داري تو را در برابر اعمالت مورد عتاب قرار دهد قبلا از خشم و غضب او بترس و موجبات خشم او را فراهم نياور ، کسي که مردم را امر به مکر و حيله کند پاداش نيکي نخواهد داشت. فريب و نيرنگ بدترين لباس مسلمان است ، کسي که مکر و حيله انجام داد شايسته است که در حق او نيکي نشود ، فساد و تباهي موجب هلاکت مردم و زندگي ميگردد ، هرکس جود و بخشش داشته باشد به رياست مي رسد ، هرآن کسي که دنبال فهميدن و يادگرفتن برود به علم و دانش او افزوده ميگردد. برادران ديني خود را پند و اندرز بده و آنها را در هر حال مساعدت و دستگيري کن تا آنگاه که تو را به نافرماني خداوند متعال وادار نکنند ، و همواره با او باش و هرجا رفت او را ترک مکن ، با سوء ظن و بدگماني برادر ديني خود را ترک مکن و با او قطع ارتباط منما پيش از آنکه در موضوع مورد نظر تحقيق کني و عذر دوستت را گوش نمايي. عذر کسي را که از تو معذرت ميخواهد بپذير تا شفاعت شفيعان تو را دريابد ، کسانيکه تو را در برابر دشمن مدد ميکنند و به تو کمک و مساعدت مي نمايند گرامي بدار ، و تا جان در بدن داري و سالم هستي به آنها احترام کن و در تعظيم و تکريم آنان بکوش ، پاداش کسي که مقام تو را حفظ کرده اين نيست که حق او ضايع گرداني و يا در برابر پرده پوشيهاي او با او بدرفتاري کني. با هم نشينت تا آنجا که توانايي داري به نيکي معاشرت کن که در هنگام احتياج از او استفاده خواهي کرد ، هرکس لباس حيا و شرم در تن کرد ، عيبش از چشمهاي مردم پنهان ميشود ، هرکس در زندگي ميانه روي را پيشه خود سازد ، امور زندگي به روي سبک خواهد شد ، هرآن کس که شهوات خود را مهار کرد در زندگي خوشبخت خواهد شد.هر سختي و مصيبت به آسايش و راحتي تبديل ميگردد ، هر غذايي که از گلوي انسان پايين ميرود با غم و اندوه توام است ، انساني به هيچ نعمتي نميرسد مگر اينکه مدتي رنج و اذيت بکشد ، با کساني که تو را به خشم نگريستند با ملايمت رفتار کن تا به موفقيت برسي. هنگاميکه اندوه و غم انسان را فرا مي گيرد از کفارات ( کفاره گناه ) محسوب ميشود ، هرساعتي که بر انسان ميگذرد و لحظه اي از عمرش سپري ميشود ، لذت و عيش و نوشي که در دنبال خود آتش جهنم داشته باشد در آن خيري نيست ، و هيچ خيري که دنباله اش آتش جهنم باشد خير محسوب نميگردد ، شري که دنباله اش بهشت باشد و انسان را سعادتمند سازد شر محسوب نميشود ، هر نعمتي جز نعمتهاي  بهشتي حقير و ناچيز است ، و هر بلايي غير از بلاء دوزخ و عذاب آن موجب آسايش است ، حقوق برادران ديني را ضايع مکن خصوصا آن حقوقي را که با صداقت و اعتماد به همديگر پيدا کرده ايد ، و اگر حق کسي را ضايع کردي برادر او به حساب نمي آيي. اگر يکي از برادرانت کوشش کرد که با تو قطع رابطه کند ، تو در عوض کوشش داشته باش که با او ارتباط برقرار کني ، و اگر تصميم گرفت که با تو دشمني کند تو کوشش داشته باش که با وي نيکي کني. اي فرزند من هرگاه قوي شدي و نيرومند گرديدي از قوت و نيروي خود در اطاعت خداوند استفاده کن ، و هرگاه ناتوان شدي از معصيت و نافرماني خداوند ناتوان باش ، و اگر توانايي داشته باشي که زن را جز در امور زندگي خود در کارهاي ديگر اختيار ندهي بهتر است جلو او را بگيري ، زيرا اين محدوديت براي حفظ زيبايي و آرامش خاطر در زندگي او مناسبتر است. زنان مانند گُل هستند و آنها را بايد حفظ کرد و مانند مردان قهرمان نيستند که هرجا خواهند بروند ، و در هر صورت با زنان مدارا کنيد  و با آنها به نيکي رفتار نماييد ، تا زندگي و کانون خانوادگي شما صفا و رونق بگيرد ، قضاء پروردگار را با رضايت و خشنودي بپذير و جزع و فزع نکن.اگر ميل داري خير دنيا و آخرت را جمع کني طمع خود را از آنچه در دست مردم است قطع کن. (( پايان وصيت اميرالمومنين (ع) به فرزندش محمد حنفيه )) کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 65 الي صفحه 80

امام علي (ع) : از روزي که ولايت ما آل محمد (ص) غصب گشته خدا درهاي آسمان را بسته و قطره اي باران به معناي واقعي نباريده اگر قائم ما قيام کند آسمان بارانش را ببارد زمين گياهانش را بروياند کينه از دلها بر خيزد درندگان و حيوانات صلح کنند و چنان امن و آرامش در جهان برقرار گردد که اگر زني تنها از عراق به شام رود و بر روي سرش طبقي از جواهرات باشد هيچ کسي به او آسيب نرساند.   نصايح صفحه 391
 
حکمتهاي نهج البلاغه

حکمت 10 ( روش زندگي با مردم ) : امام علي (ع) : با مردم آن گونه معاشرت کنيد ، که اگر مُرديد بر شما اشک ريزند ، و اگر زنده مانديد ، با اشتياق سوي شما آيند. 

حکمت 30 ( پرهيز از غفلت زدگي ) : امام علي (ع) : هشدار ! هشدار ! به خدا سوگند ! خداوند چنان پرده پوشي کرده که مي پنداري تو را بخشيده است !

حکمت 34 ( راه بي نيازي ) : امام علي (ع) :  بهترين بي نيازي ، ترک آرزوهاست.

حکمت 36 ( آرزوهاي طولاني و بزهکاري ) : کسي که آرزوهايش طولاني است ، کردارش نيز ناپسند است.

حکمت 46 (ارزش پشيماني و زشتي غرورزدگي) : امام علي (ع) : گناهي که تو را پشيمان کند ، بهتر از کار نيکي است که تو را به خودپسندي وا دارد.

حکمت 60 ( ضرورت کنترل زبان ) : امام علي (ع) : زبان تربيت نشده ، درنده اي است که اگر رهايش کني مي گزد !

حکمت 66 ( روش خواستن ) : امام علي (ع) : از دست دادن حاجت ، بهتر از درخواست کردن از نااهل است.

حکمت 71 ( نشانه کمال عقل ) : امام علي (ع) : چون عقل کامل گردد ، سخن اندک شود.

حکمت 72 ( رابطه دنيا و انسان ) : امام علي (ع) : دنيا بدن ها را فرسوده ، و آرزوها را تازه ميکند ، مرگ را نزديک و خواسته ها را دور و دراز ميسازد ، کسي که به آن دست يافت خسته ميشود ، و آن که به دنيا نرسيد رنج ميبرد.

حکمت 74 ( ضرورت ياد مرگ ) : امام علي (ع) : انسان با نَفَسي که مي کشد ، قدمي به سوي مرگ ميرود.

حکمت 79 ( ارزش حکمت و بي لياقتي منافق ) : امام علي (ع) : حکمت را هر کجا که باشد ، فراگير ، گاهي حکمت در سينه منافق است و بي تابي کند تا بيرون آمده و با همدمانش در سينه مومن آرام گيرد.

حکمت 80 ( مومن و ارزش حکمت ) امام علي (ع) : حکمت گمشده مومن است ، حکمت را فراگير ، هرچند از منافقان باشد.

حکمت 81 ( ميزان ارزش انسانها     { ارزش تخصص و تجربه } ) امام علي (ع) : ارزش هرکس به مقدار دانايي و تخصص اوست. { اين از کلماتي است که قيمتي براي آن تصور نميشود ، و هيچ حکمتي هم سنگ آن نبوده و هيچ سخني ، والايي آن را ندارد }

حکمت 83 ( روش برخورد با چاپلوسان ) امام علي (ع) : ( به شخصي که در ستايش امام افراط کرد ، و آنچه در دل داشت نگفت ) ، فرمود : من کمتر از آنم که بر زبان آوردي ، و برتر از آنم که در دل داري.

حکمت 85 ( پرهيز از ادعاهاي علمي ) امام علي (ع) : کسي که از گفتن (( نمي دانم )) روي گردان است ، به هلاکت و نابودي مي رسد.

حکمت 86 ( برتري تجربه پيران از قدرتمندي جوانان ) امام علي (ع) : انديشه پير در نزد من از تلاش جوان خوشايندتر است ( و نقل شده که تجربه پيران از آمادگي رزمي جوانان برتر است )

حکمت 87
ارزش استغفار (طلب بخشش از خدا)
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود: در شگفتم از کسى که مي‏تواند استغفار کند و نااميد است.

حکمت 89
راه اصلاح دنيا و آخرت
(اخلاقى، تربيتى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع)  فرمود: کسى که ميان خود و خدا اصلاح کند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد کرد، و کسى که امور آخرت را اصلاح کند، خدا امور دنياى او را اصلاح خواهد کرد، و کسى که از درون جان واعظى دارد، خدا را بر او حافظى است.

حکمت 90
شناخت عالم آگاه
(علمى، اعتقادى) و درود خدا بر او،امام علي (ع) فرمود: فقيه کامل کسى است که مردم را از آمرزش خدا مأيوس، و از مهربانى او نوميد نکند، و از عذاب ناگهانى خدا ايمن نسازد.

حکمت 91
راه درمان روان (روانکاوى، روانشناسى بالينى)
(علمى، اخلاقى) و درود خدا بر او،امام علي (ع) فرمود: همانا اين دل‏ها همانند بدن‏ها افسرده مي‏شوند، پس براى شادابى دلها، سخنان زيباى حکمت آميز را بجوييد.

حکمت 92
والاترين دانش
(علمى، تربيتى) و درود خدا بر او،امام علي (ع) فرمود: بي ‏ارزش‏ترين دانش، دانشى است که بر سر زبان است، و برترين علم، علمى است که در اعضا و جوارح آشکار است.

حکمت 94
شناخت نيکي‏ها و خوبيها
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (از امام پرسيدند «خير» چيست فرمود) خوبى آن نيست که مال و فرزندت بسيار شود، بلکه خير آن است که دانش تو فراوان، و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد، و در پرستش پروردگار در ميان مردم سر فراز باشى، پس اگر کار نيکى انجام دهى شکر خدا به جا آورى، و اگر بد کردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو کس خير نيست. يکى گناه کارى که با تو به جبران کند، و ديگر نيکوکارى که در کارهاى نيکو شتاب ورزد.


حکمت 95
تقوى و ارزش أعمال
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هيچ کارى با تقوا اندک نيست، و چگونه اندک است آنچه که پذيرفته شود


حکمت 96
ارزش علم و بندگى
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نزديک‏ترين مردم به پيامبران، داناترين آنان است، به آنچه که آورده ‏اند. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «همانا نزديک‏ترين مردم به ابراهيم آنانند که پيرو او گرديدند، و مؤمنانى که به اين پيامبر خاتم پيوستند» (سپس فرمود) دوست محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم کسى است که خدا را اطاعت کند هر چند پيوند خويشاوندى او دور باشد، و دشمن محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم کسى است که خدا را نافرمانى کند، هر چند خويشاوند نزديک او باشد.


حکمت 98
ضرورت عمل کردن به روايات
(علمى، اجتماعى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: چون روايتى را شنيديد، آن را بفهميد عمل کنيد، نه بشنويد و نقل کنيد، زيرا راويان علم فراوان، و عمل کنندگان آن اندکند.

حکمت 99
تفسير الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا(علمى، تفسيرى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (شنيد که شخصى گفت الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا) اين سخن ما که مي‏گوييم «ما همه از آن خداييم» اقرارى است به بندگى، و اينکه مي‏گوييم «بازگشت ما به سوى او است» اعترافى است به نابودى خويش.

حکمت 98
ضرورت عمل کردن به روايات
(علمى، اجتماعى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: چون روايتى را شنيديد، آن را بفهميد عمل کنيد، نه بشنويد و نقل کنيد، زيرا راويان علم فراوان، و عمل کنندگان آن اندکند.

حکمت 101
روش بر طرف کردن نيازهاى مردم
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بر آوردن نيازهاى مردم پايدار نيست مگر به سه چيز، کوچک شمردن آن تا خود بزرگ نمايد، پنهان داشتن آن تا خود آشکار شود، و شتاب در بر آوردن آن، تا گوارا باشد.

حکمت 102
آينده و مسخ ارزش‏ها
(سياسى، علمى، تاريخى) و درود خدا بر او امام علي (ع) فرمود: روزگارى بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز سخن چين را، و خوششان نيايد جز از بدکار هرزه، و ناتوان نگردد جز عادل. در آن روزگار کمک به نيازمندان خسارت، و پيوند با خويشاوندان منّت گذارى، و عبادت نوعى برترى طلبى بر مردم است، در آن زمان حکومت با مشورت زنان، و فرماندهى خردسالان، و برترى خواجگان اداره مي‏گردد.

حکمت 103
روش برخورد با دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (پيراهن و صله دارى بر اندام امام بود شخصى پرسيد چرا پيراهن وصله دار مي‏پوشى) دل با آن فروتن، و نفس رام مي‏شود، و مؤمنان از آن سر مشق مي‏گيرند. دنياى (حرام) و آخرت، دو دشمن متفاوت، و دو راه جداى از يکديگرند، پس کسى که دنيا پرست باشد و به آن عشق ورزد، به آخرت کينه ورزد و با آن دشمنى خواهد کرد. و آن دو همانند شرق و غرب از هم دورند، و رونده به سوى آن دو، هر گاه به يکى نزديک شود از ديگرى دور مي‏گردد، و آن دو همواره به يکديگر زيان رسانند.

حکمت 104
1- وصف زاهدان
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع)  فرمود: (از نوف بکّالى«» نقل شده، که در يکى از شب‏ها، امام على عليه السّلام را ديدم براى عبادت از بستر برخاست، نگاهى به ستارگان افکند، و به من فرمود: خوابى يا بيدار گفتم: بيدارم. فرمود: اى نوف خوشا به حال آنان که از دنياى حرام چشم پوشيدند، و دل به آخرت بستند، آنان مردمى هستند که زمين را تخت، خاک را بستر، آب را عطر،«» و قرآن را پوشش زيرين،«» و دعا را لباس روئين خود قرار دادند، و با روش عيساى مسيح با دنيا بر خورد کردند.
2- ارزش سحرخيزى
اى نوف همانا داوود پيامبر (که درود خدا بر او باد) در چنين ساعتى از شب بر مي ‏خاست، و مي ‏گفت: «اين ساعتى است که دعاى هر بنده‏اى به اجابت مي‏رسد، جز با باج گيران، جاسوسان، شبگردان و نيروهاى انتظامى حکومت ستمگر، يا نوازنده طنبور و طبل»


حکمت 106
ره آورد شوم دين گريزى
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع)  فرمود: مردم براى اصلاح دنيا چيزى از دين را ترک نمي ‏گويند، جز آن که خدا آنان را به چيزى زيانبارتر دچار خواهد ساخت.

حکمت 107
علل سقوط عالمان بى عمل
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع)  فرمود: چه بسا دانشمندى که جهلش او را از پاى در آورد و دانش او همراهش باشد امّا سودى به حال او نداشته باشد.

حکمت 108
شگفتي‏هاى روح آدمى
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع)  فرمود: به رگ‏هاى درونى انسان پاره گوشتى آويخته که شگرف‏ترين اعضاى درونى اوست، و آن قلب است، که چيزهايى از حکمت، و چيزهايى متفاوت با آن، در او وجود دارد. پس اگر در دل اميدى پديد آيد، طمع آن را خوار گرداند، و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد، و اگر نوميدى بر آن چيره شود، تأسّف خوردن آن را از پاى در آورد، اگر خشمناک شود کينه ‏توزى آن فزونى يابد و آرام نگيرد، اگر به خشنودى دست يابد، خويشتن دارى را از ياد برد، و اگر ترس آن را فراگيرد پرهيز کردن آن را مشغول سازد. و اگر به گشايشى برسد، دچار غفلت زدگى شود، و اگر مالى به دست آورد، بي ‏نيازى آن را به سرکشى کشاند، و اگر مصيبت ناگوارى به آن رسد، بي ‏صبرى رسوايش کند، و اگر به تهيدستى مبتلا گردد، بلاها او را مشغول سازد، و اگر گرسنگى بي ‏تابش کند، ناتوانى آن را از پاى درآورد، و اگر زيادى سير شود، سيرى آن را زيان رساند، پس هر گونه کند روى براى آن زيانبار، و هر گونه تندروى براى آن فساد آفرين است.


حکمت 113
ارزش‏هاى والاى اخلاقى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع)  فرمود: سرمايه ‏اى از عقل سودمندتر نيست، و تنهايى ترسناک‏تر از خودبينى، و عقلى چون دورانديشى، و بزرگوارى چون تقوى، و همنشينى چون اخلاق خوش، و ميراثى چون ادب، و رهبرى چون توفيق الهى، و تجارتى چون عمل صالح، و سودى چون پاداش الهى، و پارسائى چون پرهيز از شبهات، و زهدى چون بي ‏اعتنايى به دنياى حرام، و دانشى چون انديشيدن، و عبادتى چون انجام واجبات، و ايمانى چون حياء و صبر، و خويشاوندى چون فروتنى، و شرافتى چون دانش، و عزّتى چون بردبارى، و پشتيبانى مطمئن‏تر از مشورت کردن نيست.


حکمت 115
توجّه به پايان پذيرى دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (شخصى از امام پرسيد حال شما چگونه است فرمود:) چگونه خواهد بود حال کسى که در بقاياى خود ناپايدار، و در سلامتى بيمار است، و در آنجا که آسايش دارد مرگ او فرا مي‏رسد .

حکمت 118
استفاده از فرصت‏ها
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از دست دادن فرصت، اندوهبار است.

حکمت 119
ضرورت شناخت دنيا
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دنياى حرام چون مار سمّى است، پوست آن نرم ولى سمّ کشنده در درون دارد، نادان فريب خورده به آن مي‏گرايد، و هوشمند عاقل از آن دورى گزيند.

حکمت 117
پرهيز از افراط و تفريط در دوستى با امام علي عليه السّلام (اعتقادى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دو تن به خاطر من به هلاکت رسيدند: دوست افراط کننده، و دشمن دشنام دهنده.


حکمت 121
ارزيابى عمل‏ها (اخلاقى) و درود خدا بر او،امام علي (ع) فرمود: چقدر فاصله بين دو عمل دور است: عملى که لذّتش مي ‏رود و کيفر آن مي ‏ماند، و عملى که رنج آن مي ‏گذرد و پاداش آن ماندگار است .

حکمت 122
عبرت از مرگ ياران
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (در پى جنازه‏اى مي ‏رفت و شنيد که مردى مي ‏خندد.) گويى مرگ بر غير ما نوشته شده، و حق جز بر ما واجب گرديد، و گويا اين مردگان مسافرانى هستند که به زودى باز مي ‏گردند، در حالى که بدن‏هايشان را به گورها مي ‏سپاريم، و ميراثشان را مي ‏خوريم. گويا ما پس از مرگ آنان جاودانه ‏ايم آيا چنين است، که اندرز هر پند دهنده ‏اى از زن و مرد را فراموش مي ‏کنيم و خود را نشانه تيرهاى بلا و آفات قرار داديم .

حکمت 123
الگوهاى کامل انسانيّت
(اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: خوشا به حال آن کس که خود را کوچک مي ‏شمارد، و کسب و کار او پاکيزه است، و جانش پاک، و اخلاقش نيکوست، که ما زاد بر مصرف زندگى را در راه خدا بخشش مي ‏کند، و زبان را از زياده گويى باز مي ‏دارد و آزار او به مردم نمي ‏رسد، و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را کفايت کرده، بدعتى در دين خدا نمي ‏گذارد.

حکمت 125
امام و شناساندن اسلام
(معنوى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: اسلام را چنان مي ‏شناسانم که پيش از من کسى آنگونه معرّفى نکرده باشد. اسلام همان تسليم در برابر خدا و تسليم همان يقين داشتن، و يقين اعتقاد راستين، و باور راستين همان اقرار درست، و اقرار درست انجام مسئوليّت‏ها، و انجام مسئوليّت‏ها همان عمل کردن به احکام دين است.

حکمت 126
شگفتى ضدّ ارزش‏ها
(اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: در شگفتم از بخيل: به سوى فقرى مي ‏شتابد که از آن مي ‏گريزد، و سرمايه ‏اى را از دست مي ‏دهد که براى آن تلاش مي ‏کند. در دنيا چون تهيدستان زندگى مي ‏کند، امّا در آخرت چون سرمايه‏ داران محاکمه مي ‏شود. و در شگفتم از متکبّرى که ديروز نطفه‏ اى بي ‏ارزش، و فردا مردارى گنديده خواهد بود و در شگفتم از آن کس که آفرينش پديده ‏ها را مي ‏نگرد و در وجود خدا ترديد دارد و در شگفتم از آن کس که مردگان را مي ‏بيند و مرگ را از ياد برده است، و در شگفتم از آن کس که پيدايش دوباره را انکار مي ‏کند در حالى که پيدايش آغازين را مي ‏نگرد، و در شگفتم از آن کس که خانه نابود شدنى، را آباد مي ‏کند امّا جايگاه هميشگى را از ياد برده است.

حکمت 128
تأثير عوامل زيست محيطى در سلامت
(عملى، بهداشتى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: در آغاز سرما خود را بپوشانيد، و در پايانش آن را دريابيد، زيرا با بدن‏ها همان مي ‏کند که با برگ درختان خواهد کرد: آغازش مي ‏سوزاند، و پايانش مي ‏روياند.

حکمت 130
توجّه به فنا پذيرى دنيا
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (امام عليه السّلام، وقتى از جنگ صفّين برگشت و به قبرستان پشت دروازه کوفه رسيد رو به مردگان کرد.) اى ساکنان خانه‏ هاى وحشت زا، و محلّه‏ هاى خالى و گروهاى تاريک، اى خفتگان در خاک، اى غريبان، اى تنها شدگان، اى وحشت زدگان، شما پيش از ما رفتيد و ما در پى شما روانيم، و به شما خواهيم رسيد. امّا خانه‏ هايتان ديگران در آن سکونت گزيدند و امّا زنانتان با ديگران ازدواج کردند، و امّا اموال شما در ميان ديگران تقسيم شد اين خبرى است که ما داريم، حال شما چه خبر داريد (سپس به اصحاب خود رو کرد و فرمود) بدانيد که اگر اجازه سخن گفتن داشتند، شما را خبر مي ‏دادند که: بهترين توشه، تقوا است.

حکمت 131
و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (شنيد مردى دنيا را نکوهش مي ‏کند.) (اخلاقى، اجتماعى)
1- توبيخ نکوهش کننده دنيا:
اى نکوهش کننده دنيا، که خود به غرور دنيا مغرورى و با باطل‏ هاى آن فريب خوردى خود فريفته دنيايى و آن را نکوهش مي ‏کنى آيا تو در دنيا جرمى مرتکب شده ‏اى يا دنيا به تو جرم کرده است کى دنيا تو را سرگردان کرد و در چه زمانى تو را فريب داد آيا با گورهاى پدرانت که پوسيده ‏اند (تو را فريب داد) يا آرامگاه مادرانت که در زير خاک آرميده ‏اند آيا با دو دست خويش بيماران را درمان کرده ‏اى و آنان را پرستارى کرده و در بسترشان خوابانده ‏اى‏ درخواست شفاى آنان را کرده، و از طبيبان داروى آنها را تقاضا کرده ‏اى در آن صبحگاهان که داروى تو به حال آنان سودى نداشت، و گريه تو فايده ‏اى نکرد، و ترس تو آنان را سودى نرساند، و آنچه مي ‏خواستى به دست نياوردى، و با نيروى خود نتوانستى مرگ را از آنان دور کنى. دنيا براى تو حال آنان را مثال زد، و با گورهايشان، گور، خودت را به رخ تو کشيد.
2- خوبيها و زيباييهاى دنيا:
همانا دنيا سراى راستى براى راست گويان، و خانه تندرستى براى دنيا شناسان، و خانه بي ‏نيازى براى توشه‏ گيران، و خانه پند، براى پندآموزان است. دنيا سجده‏ گاه دوستان خدا، نمازگاه فرشتگان الهى، فرودگاه وحى خدا، و جايگاه تجارت دوستان خداست، که در آن رحمت خدا را به دست آوردند، و بهشت را سود بردند. چه کسى دنيا را نکوهش مي ‏کند و جدا شدنش را اعلام داشته، و فرياد زد که ماندگار نيست، و از نابودى خود و اهلش خبر داده است و حال آن که (دنيا) با بلاى خود بلاها را نمونه آورد، و با شادمانى خود آنان را به شادمانى رساند. در آغاز شب به سلامت گذشت، امّا در صبحگاهان با مصيبتى جانکاه بازگشت، تا مشتاق کند، و تهديد نمايد، و بترساند، و هشدار دهد، پس مردمى در بامداد با پشيمانى، دنيا را نکوهش کنند، و مردمى ديگر در روز قيامت آن را مي ‏ستايند، دنيا حقائق را به يادشان آورد، ياد آور آن شدند، از رويدادها برايشان حکايت کرد، او را تصديق کردند، و اندرزشان داد، پند پذيرفتند.

حکمت 133
اقسام مردم و دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: دنيا گذرگاه عبور است، نه جاى ماندن، و مردم در آن دو دسته ‏اند: يکى آن که خود را فروخت و به تباهى کشاند، و ديگرى آن که خود را خريد و آزاد کرد.

حکمت 134
حقوق دوستان
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: دوست، دوست نيست مگر آن که حقوق برادرش را در سه جايگاه نگهبان باشد: در روزگار گرفتارى، آن هنگام که حضور ندارد، و پس از مرگ.

حکمت 136
فلسفه احکام الهى
(اخلاقى، معنوى)
و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: نماز، موجب نزديکى هر پارسايى به خداست، و حج جهاد هر ناتوان است. هر چيزى زکاتى دارد، و زکات تن، روزه، و جهاد زن، نيکو شوهر دارى است.

حکمت 137
صدقه راه نزول روزى
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: روزى را با صدقه دادن فرود آوريد.

حکمت 138
نقش يا دانش الهى در انفاق
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: آن که پاداش الهى را باور دارد، در بخشش سخاوتمند است.

حکمت 140
قناعت و بي‏نيازى
(اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: آن که ميانه روى کند تهيدست نخواهد شد.

حکمت 141
راه آسايش
(اجتماعى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: اندک بودن تعداد زن و فرزند يکى از دو آسايش است.

حکمت 142
دوستي ‏ها و خردمندى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: دوستى کردن نيمى از خردمندى است.


حکمت 143
غمها و پيرى زودرس
(اخلاقى، بهداشت روانى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: اندوه خوردن، نيمى از پيرى است.

حکمت 144
تناسب بردبارى با مصيبت‏ها
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: صبر به اندازه مصيبت فرود آيد، و آن که در مصيبت بي ‏تاب بر رانش زند، اجرش نابود مي ‏گردد.

حکمت 146
ارزش دعا، صدقه و زکات دادن
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: ايمان خود را با صدقه دادن، و اموالتان را با زکات دادن نگاه‏داريد، و امواج بلا را با دعا از خود برانيد.

حکمت 147
(علمى، اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (کميل بن زياد مي ‏گويد: امام دست مرا گرفت، و به سوى قبرستان کوفه برد، آنگاه آه پردردى کشيد و فرمود) اى کميل بن زياد اين قلب‏ها بسان ظرفهايى هستند، که بهترين آنها، فراگيرترين آنهاست، پس آنچه را مي ‏گويم نگاه‏دار:
1- اقسام مردم (مردم شناسى
 مردم سه دسته اند، دانشمند الهى، و آموزنده ‏اى بر راه رستگارى، و پشّه‏ هاى دست خوش باد و طوفان و هميشه سرگردان، که به دنبال هر سر و صدايى مي ‏روند، و با وزش هر بادى حرکت مي ‏کنند، نه از روشنايى دانش نور گرفتند، و نه به پناهگاه استوارى پناه گرفتند.
2- ارزش‏هاى والاى دانش
اى کميل: دانش بهتر از مال است، زيرا علم، نگهبان تو است، و مال را تو بايد نگهبان باشى ، مال با بخشش کاستى پذيرد امّا علم با بخشش فزونى گيرد، و مقام و شخصيّتى که با مال به دست آمده با نابودى مال، نابود مي ‏گردد. اى کميل بن زياد شناخت علم راستين (علم الهى) آيينى است که با آن پاداش داده مي ‏شود، و انسان در دوران زندگى با آن خدا را اطاعت مي ‏کند، و پس از مرگ، نام نيکو به يادگار گذارد. دانش فرمانروا، و مال فرمانبر است.
3- ارزش دانشمندان
اى کميل ثروت اندوزان بى تقوا مرده گرچه به ظاهر زنده ‏اند، امّا دانشمندان، تا دنيا برقرار است زنده ‏اند، بدن‏هايشان گرچه در زمين پنهان امّا ياد آنان در دل‏ها هميشه زنده است.
4- اقسام دانش پژوهان
بدان که در اينجا (اشاره به سينه مبارک کرد) دانش فراوانى انباشته است، اى کاش کسانى را مي ‏يافتم که مي ‏توانستند آن را بياموزند آرى تيز هوشانى مي ‏يابم امّا مورد اعتماد نمي ‏باشند، دين را وسيله دنيا قرار داده، و با نعمت‏هاى خدا بر بندگان، و با برهان‏هاى الهى بر دوستان خدا فخر مي ‏فروشند. يا گروهى که تسليم حاملان حق مي ‏باشند امّا ژرف انديشى لازم را در شناخت حقيقت ندارند، که با اوّلين شبه ه‏اى، شک و ترديد در دلشان ريشه مي ‏زند پس نه آنها، و نه اينها، سزاوار آموختن دانش‏هاى فراوان من نمي ‏باشند. يا فرد ديگرى که سخت در پى لذّت بوده، و اختيار خود را به شهوت داده است، يا آن که در ثروت اندوزى حرص مي ‏ورزد، هيچ کدام از آنان نمي ‏توانند از دين پاسدارى کنند، و بيشتر به چهارپايان چرنده شباهت دارند، و چنين است که دانش با مرگ دارندگان دانش مي ‏ميرد.
5- ويژگي ‏هاى رهبران الهى
آرى خداوند زمين هيچ گاه از حجّت الهى خالى نيست، که براى خدا با برهان روشن قيام کند، يا آشکار و شناخته شده، يا بيمناک و پنهان، تا حجّت خدا باطل نشود، و نشانه‏ هايشان از ميان نرود. تعدادشان چقدر و در کجا هستند به خدا سوگند که تعدادشان اندک ولى نزد خدا بزرگ مقدارند، که خدا به وسيله آنان حجّت‏ها و نشانه هاى خود را نگاه مي ‏دارد، تا به کسانى که همانندشان هستند بسپارد، و در دل‏هاى آنان بکارد، آنان که دانش، نور حقيقت بينى را بر قلبشان تابيده، و روح يقين را دريافته ‏اند، که آنچه را خوشگذاران‏ها دشوار مي ‏شمارند، آسان گرفتند، و با آنچه که ناآگاهان از آن هراس داشتند أنس گرفتند. در دنيا با بدن‏هايى زندگى مي ‏کنند، که ارواحشان به جهان بالا پيوند خورده است، آنان جانشينان خدا در زمين، و دعوت کنندگان مردم به دين خدايند. آه، آه، چه سخت اشتياق ديدارشان را دارم کميل هر گاه خواستى باز گرد.

حکمت 148
نقش سخن در شناخت انسان (رفتار شناسى)
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: انسان زير زبان خود پنهان است.

حکمت 149
ضرورت خودشناسى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نابود شد کسى که ارزش خود را ندانست.


حکمت 150
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها
(اخلاقى، اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (مردى از امام در خواست اندرز کرد.) از کسانى مباش که بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است، و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخير مي ‏اندازد، در دنيا چونان زاهدان، سخن مي ‏گويد، اما در رفتار همانند دنيا پرستان است، اگر نعمت‏ها به او برسد سير نمي ‏شود، و در محروميّت قناعت ندارد، از آنچه به او رسيد شکر گزار نيست، و از آنچه مانده زياده طلب است. ديگران را پرهيز مي ‏دهد اما خود پروا ندارد به فرمانبردارى امر مي ‏کند اما خود فرمان نمي ‏برد، نيکوکاران را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد گناهکاران را دشمن دارد اما خود يکى از گناهکاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمي ‏دارد، اما در آنچه که مرگ را ناخوشايند ساخت پافشارى دارد، اگر بيمار شود پشيمان مي ‏شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذراني ‏هاست در سلامت مغرور و در گرفتارى نا اميد است اگر مصيبتى به او رسد به زارى خدا را مي ‏خواند. اگر به گشايش دست يافت مغرورانه از خدا روى بر مي ‏گرداند، نفس به نيروى گمان ناروا، بر او چيرگى دارد، و او با قدرت يقين بر نفس چيره نمي ‏گردد. براى ديگران که گناهى کمتر از او دارند نگران، و بيش از آنچه که عمل کرده اميدوار است. اگر بى نياز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهيدست گردد، مأيوس و سست شود. چون کار کند در آن کوتاهى ورزد، و چون چيزى خواهد زياده روى نمايد، چون در برابر شهوت قرار گيرد گناه را بر گزيده، توبه را به تأخير انداز، و چون رنجى به او رسد از راه ملت اسلام دورى گزيند، عبرت آموزى را طرح مي ‏کند امّا خود عبرت نمي ‏گيرد در پند دادن مبالغه مي ‏کند امّا خود پند پذير نمي ‏باشد. سخن بسيار مي ‏گويد، امّا کردار خوب او اندک است براى دنياى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاويدان آسان مي ‏گذرد سود را زيان، و زيان را سود مي ‏پندار از مرگ هراسناک است امّا فرصت را از دست مي ‏دهد گناه ديگرى را بزرگ مي ‏شمارد، امّا گناهان بزرگ خود را کوچک مي ‏پندارد، طاعت ديگران را کوچک و طاعت خود را بزرگ مي ‏داند مردم را سرزنش مي کند، امّا خود را نکوهش نکرده با خود رياکارانه بر خورد مى‏کند خوشگذرانى با سرمايه‏داران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زيان ديگران حکم مى‏کند امّا هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حکم نخواهد کرد، ديگران را هدايت امّا خود را گمراه مي ‏کند، ديگران از او اطاعت مي ‏کنند، و او مخالفت مي ‏ورزد، حق خود را به تمام مي ‏گيرد امّا حق ديگران را به کمال نمي ‏دهد، از غير خدا مي ‏ترسد، امّا از پروردگار خود نمي ‏ترسد
مي ‏گويم: (اگر در نهج البلاغه جز اين حکمت وجود نداشت، همين يک حکمت براى اندرز دادن کافى بود اين سخن، حکمتى رسا، و عامل بينايى انسان آگاه، و عبرت آموز صاحب انديشه است )

حکمت 151
ضرورت آينده نگرى
(اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: هر کس را پايانى است، تلخ يا شيرين.

حکمت 152
توجه به فنا پذيرى
(اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: آنچه روى مي ‏آورد، باز مي ‏گردد، و چيزى که باز گردد گويى هرگز نبوده است

حکمت 153
صبر و پيروزى
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: انسان شکيبا، پيروزى را از دست نمي ‏دهد، هر چند زمان آن طولانى شود.

حکمت 154
اهميّت نيّت‏ها
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: آن کس که از کار مردمى خشنود باشد، چونان کسى است که همراه آنان بوده و هر کس که به باطلى روى آورد، دو گناه بر عهده او باشد، گناه کردار باطل، و گناه خشنودى به کار باطل.

حکمت 158
روش برخورد با دوستان بد
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: برادرت را با احسانى که در حق او مي ‏کنى سرزنش کن، و شر او را با بخشش باز گردان.

حکمت 159
پرهيز از مواضع اتّهام
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع)فرمود: کسى که خود را در جايگاه تهمت قرار داد، نبايد جز خود را نکوهش کند

حکمت 161
ارزش مشورت و پرهيز از خودمحورى
(اخلاقى، سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او،   امام علي (ع) فرمود: هر کس خود رأى شد به هلاکت رسيد، و هر کس با ديگران مشورت کرد، در عقل‏هاى آنان شريک شد.

حکمت 162
ضرورت راز دارى
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: آن کس که راز خود را پنهان دارد، اختيار آن در دست اوست.

حکمت 163
فقر و نابودى
(اقتصادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: فقر مرگ بزرگ است

حکمت 165
پرهيز از نا فرمانى خدا
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: هيچ اطاعتى از مخلوق، در نافرمانى پروردگار روا نيست.

حکمت 167
خود پسندى و محروميّت‏ها
(اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: خود پسندى مانع فزونى است.

حکمت 168
توجّه به فنا پذيرى دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: آخرت نزديک، و زمان ماندن در دنيا اندک است.

حکمت 170
ضرورت ترک گناه
(اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: ترک گناه آسان‏تر از در خواست توبه است.

حکمت 173
ارزش مشورت‏ها
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: آن کس که از افکار و آراء گوناگون استقبال کند، صحيح را از خطا خوب شناسد.

حکمت 175
راه درمان ترس
(اخلاقى، علمى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هنگامى که از چيزى مي ‏ترسى، خود را در آن بيفکن، زيرا گاهى ترسيدن از چيزى، از خود آن سخت‏تر است.

حکمت 178
روش نابود کردن بدي‏ها
(اخلاقى، سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بدى را از سينه ديگران، با کندن آن از سينه خود، ريشه کن نما


حکمت 179
لجاجت و سستى اراده
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: لجاجت تدبير را سست مي ‏کند.


حکمت 181
ارزش دورانديشى و پرهيز از کوتاهى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع)فرمود: حاصل کوتاهى، پشيمانى، و حاصل دورانديشى، سلامت است.

حکمت 182
شناخت جايگاه سخن و سکوت
(اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: آنجا که بايد سخن درست گفت، در خاموشى خيرى نيست، چنانکه در سخن نا آگاهانه نيز خيرى نخواهد بود.

حکمت 188
ضرورت حق گرايى
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس که با حق در آويزد نابود مي ‏گردد.

حکمت 189
ارزش صبر و خطر بي ‏تابى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  کسى را که شکيبايى نجات ندهد، بي ‏تابى او را هلاک گرداند.


حکمت 191
مشکلات دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  همانا انسان در دنيا تخته نشان تيرهاى مرگ، و ثروتى است دستخوش تاراج مصيبت‏ها: با هر جرعه نوشيدنى، گلو رفتنى، و در هر لقمه‏ اى، گلوگير شدنى است، و بنده نعمتى به دست نياورد جز آن که نعمتى از دست بدهد، و روزى به عمرش افزوده نمي ‏گردد جز با کم شدن روزى ديگر پس ما ياران مرگيم، و جان‏هاى ما هدف نابودي‏ها، پس چگونه به ماندن جاودانه اميدوار باشيم. در حالى که گذشت شب و روز بنايى را بالا نبرده جز آن که آن را ويران کرده، و به اطراف پراکند

حکمت 196
عبرت آموزى از إتلاف اموال
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  مالى که نابودى آن تو را پند مي ‏دهد، از دست نرفته است.

حکمت 197
روش درمان روح (روانشناسى بالينى)
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  اين دل‏ها همانند تن‏ها خسته مي ‏شوند، براى نشاط آن به سخنان تازه حکيمانه روى بياوريد.

حکمت 201
امدادهاى الهى و حفظ انسان
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  با هر انسانى دو فرشته است که او را حفظ مي ‏کنند، و چون تقدير الهى فرا رسد، تنهايش مي‏گذارند، که همانا زمان عمر انسان، سپرى نگهدارنده است.

حکمت 203
ياد مرگ و پرهيزکارى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  اى مردم از خدايى بترسيد که اگر سخنى گوييد مي ‏شنود، و اگر پنهان داريد مي ‏داند، و براى مرگى آماده باشيد، که اگر از آن فرار کنيد شما را مي ‏يابد، و اگر بر جاى خود بمانيد شما را مي ‏گيرد، و اگر فراموشش کنيد شما را از ياد نبرد.

حکمت 205
گنجايش نامحدود ظرف علم
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  هر ظرفى با ريختن چيزى در آن پر مي ‏شود جز ظرف دانش که هر چه در آن جاى دهى، وسعتش بيشتر مي‏شود.

حکمت 206
ره آورد حلم و بردبارى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  نخستين پاداش بردبار از بردباري ‏اش آن که مردم در برابر نادان، پشتيبان او خواهند بود.

حکمت 208
مراحل خودسازى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او،امام علي (ع) فرمود:  کسى که از خود حساب کشد، سود مي ‏برد، و آن که از خود غفلت کند زيان مي ‏بيند، و کسى که از خدا بترسد ايمن باشد، و کسى که عبرت آموزد آگاهى يابد، و آن که آگاهى يابد مي ‏فهمد، و آن که بفهمد دانش آموخته است

حکمت 209
خبر از ظهور حضرت مهدى عليه السّلام
(اعتقادى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دنيا پس از سرکشى، به ما روى مي ‏کند، چونان شتر مادّه بد خو که به بچه خود مهربان گردد. (سپس اين آيه را خواند) «و اراده کرديم که بر مستضعفين زمين، منّت گذارده آنان را امامان و وارثان حکومت‏ها گردانيم»

حکمت 215
اختلاف آفت انديشه
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  اختلاف نابود کننده انديشه است.

حکمت 217
دگرگونى روزگار و شناخت انسان‏ها
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  در دگرگونى روزگار، گوهر شخصيّت مردان شناخته مي ‏شود.

حکمت 218
حسادت آفت دوستى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  حسادت بر دوست، از آفات دوستى است.

حکمت 221
آينده دردناک ستمکاران
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  بدترين توشه براى قيامت، ستم بر بندگان است.


حکمت 223
حياء و عيب پوشى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که لباس حياء بپوشد، کسى عيب او را نبيند.


حکمت 224
برخى از ارزش‏هاى اخلاقى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  با سکوت بسيار، وقار انسان بيشتر شود، و با انصاف بودن، دوستان را فراوان کند، و با بخشش، قدر و منزلت انسان بالا رود، و با فروتنى، نعمت کامل شود، و با پرداخت هزينه‏ ها، بزرگى و سرورى ثابت گردد، و روش عادلانه، مخالفان را درهم شکند، و با شکيبايى در برابر بي ‏خرد، ياران انسان زياد گردند.

حکمت 225
حسادت و بيمارى
(اخلاقى، بهداشتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  شگفتا که حسودان از سلامتى خود غافل مانده ‏اند .

حکمت 226
طمع‏ورزى و خوارى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  طمعکارى همواره زبون و خوار است.


حکمت 227
ارکان ايمان
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  (از ايمان پرسيدند). ايمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضاء و جوارح استوار است.


حکمت 228
ارزش‏ها و ضدّ ارزش‏ها
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى که از دنيا اندوهناک مي ‏باشد، از قضاء الهى خشمناک است، و آن کس که از مصيبت وارد شده شکوه کند از خدا شکايت کرده، و کسى که نزد توانگرى رفته و به خاطر سرمايه ‏اش برابر او فروتنى کند، دو سوّم دين خود را از دست داده است و آن کس که قرآن بخواند و وارد آتش جهنّم شود حتما از کسانى است که آيات الهى را بازيچه قرار داده است، و آن کس که قلب او با دنيا پرستى پيوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشکل است، اندوهى رها نشدنى، حرصى جدا نشدنى، و آرزويى نايافتنى.

حکمت 231
تعريف عدل و إحسان
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:  در تفسير آيه 90 سوره نحل «خدا به عدل و احسان فرمان مي ‏دهد» فرمود) عدل، همان انصاف، و احسان، همان بخشش است.

حکمت 232
ره آورد إنفاق
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که با دست کوتاه ببخشد، از دستى بلند پاداش گيرد.
مي ‏گويم: (معنى سخن اين است که آنچه انسان از اموال خود در راه خير و نيکى انفاق مي ‏کند، هر چند کم باشد، خداوند پاداش او را بسيار مي ‏دهد، و منظور از «دو دست» در اينجا دو نعمت است، که امام عليه السّلام بين نعمت پروردگار، و نعمت از ناحيه انسان، را با کوتاهى و بلندى فرق گذاشته است که نعمت و بخشش از ناحيه بنده را کوتاه، و از ناحيه خداوند را بلند قرار داده است، بدان جهت که نعمت خدا هميشگى و چند برابر نعمت مخلوق است، چرا که نعمت خداوند اصل و اساس تمام نعمتها است، بنا بر اين تمام نعمتها به نعمتهاى خدا باز مي ‏گردد، و از آن سرچشمه مي ‏گيرد).
 

حکمت 233
پرهيز از آغازگرى در مبارزه
(اخلاق اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (به فرزندش امام مجتبى عليه السّلام فرمود) کسى را به پيکار دعوت نکن، اما اگر تو را به نبرد خواندند بپذير، زيرا آغازگر پيکار تجاوزکار، و تجاوزکار شکست خورده است.
 

حکمت 234
تفاوت اخلاقى مردان و زنان
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: برخى از نيکوترين خلق و خوى زنان، زشت‏ترين اخلاق مردان است، مانند، تکبّر، ترس، بخل، هر گاه زنى متکبّر باشد، بيگانه را به حريم خود راه نمي ‏دهد، و اگر بخيل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مي ‏کند، و چون ترسان باشد از هر چيزى که به آبروى او زيان رساند فاصله مي ‏گيرد.«»
 

حکمت 235
نشانه خردمندى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان، پاسخ داد:) خردمند آن است که هر چيزى را در جاى خود مي ‏نهد. (گفتند پس جاهل را تعريف کن فرمود) با معرّفى خردمند، جاهل را نيز شناساندم.
(يعنى جاهل کسى که هر چيزى را در جاى خود نمي ‏گذارد، بنا بر اين با ترک معرّفى مجدّد، جاهل را شناساند)
 

حکمت 236
زشتى دنياى حرام
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: به خدا سوگند اين دنياى شما که به انواع حرام آلوده است، در ديده من از استخوان خوکى که در دست بيمارى جذامى باشد، پست‏تر است
 

حکمت 237
اقسام عبادت
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: گروهى خدا را به اميد بخشش پرستش کردند، که اين پرستش بازرگانان است، و گروهى او را از روى ترس عبادت کردند که اين عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى پرستيدند و اين پرستش آزادگان است.
 

حکمت 238
مشکلات تشکيل خانواده
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:زن و زندگى، همه ‏اش زحمت و دردسر است و زحمت بارتر اينکه چاره ‏اى جز بودن با او نيست«».


حکمت 239
زشتى سستى و سخن چينى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس تن به سستى دهد، حقوق را پايمال کند، و هر کس سخن چين را پيروى کند دوستى را به نابودى کشاند.
 

حکمت 240
غصب و ويرانى
(اقتصادى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: سنگ غصبى در بناى خانه، مايه ويران شدن آن است.
(اين سخن از رسول خدا نقل شده است، و اينکه سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام شبيه يکديگرند جاى شگفتى نيست براى اينکه هر دو از يک جا سر چشمه گرفته و در دو ظرف ريخته شده است).
 

حکمت 241
آينده دردناک ستمکاران
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: روزى که ستمديده از ستمکار انتقام کشد، سخت‏تر از روزى است که ستمکار بر او ستم روا مي ‏داشت.
 

حکمت 242
ارزش ترس از خداوند
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : از خدا بترس هر چند اندک، و ميان خود و خدا پرده ‏اى قرار ده هر چند نازک
 

حکمت 243
روش صحيح پاسخگويى
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هرگاه پاسخ‏ها همانند و زياد شد، پاسخ درست پنهان گردد.
 

حکمت 244
مسؤوليّت نعمت‏هاى الهى
(اعتقادى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خدا را در هر نعمتى حقّى است، هر کس آن را بپردازد، فزونى يابد، و آن کس که نپردازد و کوتاهى کند، در خطر نابودى قرار گيرد.
 

حکمت 245
کاستى قدرت و کنترل شهوت
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هنگامى که توانايى فزونى يابد، شهوت کاستى گيرد.
 

حکمت 246
هشدار از پشت کردن نعمت‏ها
(معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از فرار نعمت‏ها بپرهيزيد، زيرا هر گريخته ‏اى باز نمي ‏گردد.
 

حکمت 247
ره‏آورد سخاوت
اقتصادى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بخشش بيش از خويشاوندى محبّت آورد.
 

حکمت 248
تقويت خوشبيني ‏ها
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: چون کسى به تو گمان نيک برد، خوشبينى او را تصديق کن.
 

حکمت 249
بهترين عمل‏ها
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بهترين کارها آن است که با ناخشنودى در انجام آن بکوشى.
 

حکمت 250
خداشناسى در حوادث روزگار
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : خدا را از سست شدن اراده‏ هاى قوى، گشوده شدن گره ‏هاى دشوار، و درهم شکسته شدن تصميم‏ها، شناختم

حکمت 251
تلخي ‏هاى و شيريني ‏هاى دنيا و آخرت
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: تلخکامى دنيا، شيرينى آخرت، و شيرينى دنياى حرام، تلخى آخرت است.
 

حکمت 252
فلسفه احکام الهى
(اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى)
و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خدا «ايمان» را براى پاکسازى دل از شرک، و «نماز» را براى پاک بودن از کبر و خودپسندى، و «زکات» را عامل فزونى روزى، و «روزه» را براى آزمودن اخلاص بندگان، و «حج» را براى نزديکى و همبستگى مسلمانان، و «جهاد» را براى عزّت اسلام، و «امر به معروف» را براى اصلاح توده ‏هاى ناآگاه، و «نهى از منکر» را براى بازداشتن بي ‏خردان از زشتي ‏ها، «صله رحم» را براى فراوانى خويشاوندان، و «قصاص» را براى پاسدارى از خون‏ها، و اجراى «حدود» را براى بزرگداشت محرّمات الهى، و ترک «مي ‏گسارى» را براى سلامت عقل، و دورى از «دزدى» را براى تحقّق عفّت، و ترک «زنا» را براى سلامت نسل آدمى، و ترک «لواط» را براى فزونى فرزندان، و «گواهى دادن» را براى به دست آوردن حقوق انکار شده، و ترک «دروغ» را براى حرمت نگهداشتن راستى، و «سلام» کردن را براى امنيّت از ترس‏ها، و «امامت» را براى سازمان يافتن امور امّت، و «فرمانبردارى از امام» را براى بزرگداشت مقام رهبرى، واجب کرد.
 

حکمت 253
روش سوگند دادن ستمکار
(سياسى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آنگاه که خواستيد ستمکارى را سوگند دهيد از او بخواهيد که بگويد (از جنبش و نيروى الهى بيزار است» زيرا اگر به دروغ سوگند خورد، پس از بيزارى، در کيفر او شتاب شود، امّا اگر در سوگند خود بگويد «به خدايى که جز او خدايى نيست» در کيفرش شتاب نگردد، چه او خدا را به يگانگى ياد کرد.
 

حکمت 254
تلاش در انفاقهاى اقتصادى
(اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى فرزند آدم خودت وصىّ مال خويش باش، امروز به گونه ‏اى عمل کن که دوست دارى پس از مرگت عمل کنند.
 

حکمت 255
تندخويى و جنون
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: تندخويى بي ‏مورد نوعى ديوانگى است، زيرا که تندخو پشيمان مي ‏شود، و اگر پشيمان نشد پس ديوانگى او پايدار است.
 

حکمت 256
حسادت و بيمارى
(اخلاقى، بهداشتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: سلامت تن در دورى از حسادت است.
 

حکمت 257
راه شاد کردن ديگران (اخلاق خانواده)
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى کميل خانواده ‏ات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگوارى، و شب‏ها در رفع نياز خفتگان بکوشند. سوگند به خدايى که تمام صداها را مي ‏شنود، هر کس دلى را شاد کند، خداوند از آن شادى لطفى براى او قرار دهد که به هنگام مصيبت چون آب زلالى بر او باريدن گرفته و تلخى مصيبت را بزدايد چنان که شتر غريبه را از چراگاه دور سازند.
 

حکمت 258
صدقه و توانگرى
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر گاه تهيدست شديد با صدقه دادن، با خدا تجارت کنيد.
 

حکمت 259
شناخت جايگاه وفادارى
(اخلاقى اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: وفادارى با خيانتکاران نزد خدا نوعى خيانت، و خيانت به خيانتکاران نزد خدا وفادارى است.


حکمت 260
پرهيز از مهلت دادن‏ هاى خدا
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بسا احسان پياپى خدا، گناهکار را گرفتار کند و پرده ‏پوشى خدا او را مغرور سازد، و با ستايش مردم فريب خورد، و خدا هيچ کس را همانند مهلت دادن، مورد آزمايش قرار نداد.
مي ‏گويم: (اين سخن امام عليه السّلام در کلمات گذشته آمده بود، امّا چون در اينجا عبارات زيبا و مفيدى اضافه بر گذشته وجود داشت آن را نقل کردم).


بخش حکمت‏هاى شگفتي ‏آور از سخنان امير المؤمنين عليه السّلام
(در اين فصل برخى از سخنان برگزيده شگفتي ‏آور امام را مي ‏آوريم که احتياج به تفسير و تحليل دارد).
1- روايتى از امام  اشاره به ظهور امام زمان عليه السّلام
چون آنگونه شود، پيشواى دين قيام کند، پس مسلمانان پيرامون او چونان ابر پاييزى گرد آيند.
(«يعسوب» يعنى بزرگ مسلمانان، و «قزع» يعنى ابرهاى پاييزى)
2- روايتى ديگر از امام سخنورى اين سخنران، زبردست ماهرى است.
(«شحشح» يعنى مهارت دارد، به کسى که خوب حرف مي ‏زند يا خوب راه مي ‏رود گويند، ولى در موارد ديگر «شحشح» يعنى فردى بخيل)
3- روايتى ديگر از امام پرهيز از دشمنى کردن دشمنى، رنج‏ها و سختي ‏هايى هلاک کننده دارد.
(«قحم» يعنى مهلکه ‏ها، زيرا دشمنى آنان را به هلاکت مي ‏رساند، و به معنى سختي ‏ها نيز آمده که مي ‏گويند «قحمة الاعراب»، يعنى روزگار سختى و گرسنگى عرب‏ها به گونه‏اى که اموالشان تمام مي ‏شود، و معنى «تقحّم» همين است که مي ‏گويند خشکسالى روستاييان را به سرزمين‏هاى سبز و آباد کشانده است).
4- روايتى ديگر از امام سرپرستى زنان چون زنان بالغ شوند، خويشاوندان پدرى براى سرپرستى آنان سزاوارترند.
منظور از «نصّ» آخرين درجه هر چيز است، مانند «نصّ» در سير، که به معنى آخرين مرحله توانايى مرکب است، هنگامى که مي ‏گوييم، «نصصت الرّجل عن الآمر» آنقدر سؤال از کسى بشود که آنچه مي ‏داند بيان کند، بنا بر اين «نصّ الحقاق» بمعنى رسيدن به مرحله بلوغ است که پايان دوره کودکى است، اين جمله از فصيح‏ترين کنايات و شگفت آورترين آنها است، منظور امام اين است، هنگامى که زنان باين مرحله برسند «عصبه»: مردان خويشاوند پدرى که محرم آنان هستند، مانند برادر، و عمو، به حمايت آنها سزاوارتر از مادرند، و هم چنين در انتخاب همسر براى آنها، و منظور از حقاق مخالفت و درگيرى مادر، با عصبه، در مورد اين زن است، به طورى که هر کدام به ديگرى مي ‏گويد: من از تو احقّ هستم، گفته مي ‏شود:«حاققته حقاقا» بمعنى رشد عقلى است، يعنى به مرحله‏ اى برسد که حقوق و احکام در باره او اجرا شود، اما آن کس که نصّ الحقائق نقل کرده منظورش از حقايق، جمع «حقيقت» است. اين بود معنايى که «ابو عبيد قاسم بن سلام»«» براى اين جمله کرده است، اما نظر من اين است که منظور از «نصّ الحقاق» اين است که زن به مرحله ‏اى برسد که جائز باشد تزويج کند، و اختياردار حقوق خود شود، اين در حقيقت تشبيه به «حقاق» در شتر است چرا که «حقاق» جمع حقّه و «حق» است به معنى شترى که سه سالش تمام و آماده بهره ‏بردارى است. «حقائق» نيز جمع حقّه است، بنا بر اين هر دو تعبير به يک معنى باز مي ‏گردد، هر چند معنى دوم به روش عرب شبيه ‏تر است.
5- روايتى ديگر از امام تأثير ايمان در روح ايمان نقطه ‏اى نورانى در قلب پديد آورد که هر چه ايمان رشد کند آن نيز فزونى يابد.
(لمظة نقطه سياه يا سفيد است، مي ‏گويند فرس المظ، يعنى اسبى که در لب او نقطه سپيدى باشد)
6- روايتى ديگر از امام ضرورت پرداخت زکات هر گاه انسان طلبى دارد که نمي ‏داند وصول مي ‏شود يا نه، پس از دريافت آن واجب است زکات آن را براى سالى که گذشته، بپردازد.
مي ‏گويم: (بنا بر اين «دين ظنون» آن است که طلب کار نمي ‏داند آيا مي ‏تواند از بدهکار وصول کند يا نه گويا طلب کار در حال ظنّ و گمان است، گاهى اميد دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهى اميد دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهى نه، اين از فصيح‏ترين سخنان است، همچنين هر کارى که طالب آن هستى و نمي ‏دانى در چه موضعى نسبت به آن خواهى بود، آن را «ظنون» گويند. و گفته اعشى شاعر عرب از همين باب است، آنجا که مي ‏گويد: «چاهى که معلوم نيست آب دارد يا نه، و از محلى که باران گير باشد دور است، نمي ‏شود آن را همچون فرات، که پر از آب است، و کشتى و شناگر ماهر را از پا در مي ‏آورد، قرار داد» «جدّ» چاه قديمى بيابانى را گويند، و ظنون آن است که معلوم نيست آب دارد يا نه).
7- روايتى ديگر از امام (وقتى لشکرى را در راه جنگ مشايعت مي ‏کرد فرمود) اخلاق نظامى تا مي ‏توانيد از زنان دورى کنيد
مى گويم: (معنى اين سخن آن که از ياد زنان و توجّه دل به آنها در هنگام جنگ، اعراض کنيد، و از نزديکى با آنان امتناع ورزيد، چه اينکه اين کار بازوان حميّت را سست، و در تصميم شما خلل ايجاد مي ‏نمايد، و از حرکت سريع، و کوشش در جنگ باز مي ‏دارد، هر کس که از چيزى امتناع ورزد گفته مي ‏شود «عذب عنه» و «عازب» و «عذوب» به معنى کسى است که از خوردن و آشاميدن امتناع مي ‏ورزد).
8- روايتى ديگر از امام اميد به پيروزى مسلمان چونان تيراندازى ماهرى است که انتظار دارد، در همان نخستين تيراندازى پيروز گردد. مي ‏گويم: (ياسرون، کسانى هستند که با تيرها بر سر شترى مسابقه مي ‏دهند، و فالج، يعنى چيره دست پيروز، مي ‏گويند. قد فلج عليهم و فلجهم. يعنى بر آنان پيروز شدند، و آنان را مغلوب کردند، و راجز«» مي ‏گويد: چيره دستى را ديدم که پيروز شد.)
9- روايتى ديگر از امام جهاد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر گاه آتش جنگ شعله مي کشيد، ما به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پناه مي ‏برديم، که در آن لحظه کسى از ما همانند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به دشمن نزديک‏تر نبود.
(وقتى ترس از دشمن بزرگ مي ‏نمود، و جنگ به گونه ‏اى مي ‏شد که گويا جنگجويان را مي ‏خواهد در کام خود فرو برد، مسلمانان به پيامبر پناهنده مي ‏شدند، تا رسول خدا شخصا به نبرد پردازد، و خداوند به وسيله او نصرت و پيروزى را بر آنان نازل فرمايد، و در سايه آن حضرت ايمن گردند، اما جمله
«اذا احمرّ البأس» کنايه از شدّت کارزار است. در اين باره سخنان متعدّدى گفته شده که بهترين آنها اينکه امام داغى جنگ را به شعله‏ هاى سوزان آتش تشبيه کرده است، و از چيزهايى که اين نظر را تقويت مي ‏کند، سخن پيامبر در جنگ حنين است، هنگامى که نبرد سخت شد و شمشير زدن مردم را در جنگ «هوازن» مشاهده کرد فرمود: «الآن حمى الوطيس» اکنون تنور جنگ داغ شد، «وطيس» تنور آتش است، بنا بر اين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داغى و گرمى جنگ را به افروختگى و شدّت شعله ‏ورى آتش تشبيه فرموده است).


ادامه حکمت‏ها
حکمت 261
مظلوميّت امام على عليه السّلام
(سياسى، تاريخى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (آن هنگام که تهاجم ياران معاويه به شهر انبار، و غارت کردن آن را شنيد، تنها و پياده به طرف پادگان نظامى کوفه «نخيله»«» حرکت کرد، مردم خود را به او رسانده، گفتند اى امير مؤمنان ما آنان را کفايت مي ‏کنيم، فرمود) شما از انجام کار خود درمانده ‏ايد چگونه کار ديگرى را برايم کفايت مي ‏کنيد اگر رعاياى پيش از من از ستم حاکمان مي ‏ناليدند، امروز من از رعيّت خود مي ‏نالم، گويى من پيرو، و آنان حکمرانند، يا من محکوم و آنان فرمانروايانند. وقتى سخن امام در يک سخنرانى طولانى که برخى از آن را در ضمن خطبه ‏هاى گذشته آورديم، به اينجا رسيد. (دو نفر از ياران جلو آمدند و يکى گفت: من جز خود و برادرم را در اختيار ندارم، اى امير المؤمنان فرمان ده تا هر چه خواهى انجام دهم، امام فرمود) شما کجا و آنچه من مي ‏خواهم کجا
 

حکومت 262
مشکل حقّ ناشناسى
(اعتقادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (حارث بن حوت نزد امام آمد و گفت: آيا چنين پندارى که من اصحاب جمل را گمراه مي ‏دانم چنين نيست، امام فرمود) اى حارث تو زير پاى خود را ديدى، امّا به پيرامونت نگاه نکردى، پس سرگردان شدى، تو حق را نشناختى تا بدانى که اهل حق چه کسانى مي ‏باشند و باطل را نيز نشناختى تا باطل گرايان را بدانى. (حارث گفت: من و سعد بن مالک، و عبد اللّه بن عمر، از جنگ کنار مي ‏رويم، امام فرمود) همانا سعد و عبد اللّه بن عمر، نه حق را يارى کردند، و نه باطل را خوار ساختند.
 

حکمت 263
مشکل هم نشينى با قدرتمندان
(سياسى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: همنشين پادشاه، شير سوارى را ماند که ديگران حسرت منزلت او را دارند، ولى خود مي ‏داند که در جاى خطرناکى قرار گرفته است.
 

حکمت 264
نيکى به بازماندگان ديگران
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: به بازماندگان ديگران نيکى کنيد، تا حرمت بازماندگان شما را نگاه‏ دارند.
 

حکمت 265
گفتار حکيمان و درمان
(علمى، درمانى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : گفتار حکيمان اگر درست باشد درمان ، و اگر نادرست، درد جان است.
 

حکمت 266
روش صحيح پاسخ دادن
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (شخصى از امام پرسيد که ايمان را تعريف کن) فردا نزد من بيا تا در جمع مردم پاسخ گويم، که اگر تو گفتارم را فراموش کنى ديگرى آن را در خاطرش سپارد، زيرا گفتار چونان شکار رمنده است، يکى آن را به دست آورد، و ديگرى آن را از دست مي ‏دهد.
(پاسخ امام در حکمت 31 آمد که آن را نقل کرديم که ايمان را بر چهار شعبه تقسيم کرد)
 

حکمت 267
پرهيز از حرص ورزى در کسب روزى
(اعتقادى، معنوى)و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: اى فرزند آدم اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده، از عمر تو باشد خدا روزى تو را خواهد رساند.

حکمت 268
اعتدال در دوستي ‏ها و دشمني ‏ها
(اخلاق اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود:در دوستى با دوست مدارا کن، شايد روزى دشمن تو گردد، و در دشمنى با دشمن نيز مدارا کن، زيرا شايد روزى دوست تو گردد.
 

حکمت 269
روش برخورد با دنيا
(اعتقادى، اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود : مردم در دنيا دو دسته ‏اند، يکى آن کس که در دنيا براى دنيا کار کرد، و دنيا او را از آخرتش بازداشت، بر بازماندگان خويش از تهيدستى هراسان، و از تهيدستى خويش در امان است، پس زندگانى خود را در راه سود ديگران از دست مي ‏دهد. و ديگرى آن که در دنيا براى آخرت کار مي ‏کند، و نعمت‏هاى دنيا نيز بدون تلاش به او روى مي ‏آورد، پس بهره هر دو جهان را چشيده، و مالک هر دو جهان مي ‏گردد، و با آبرومندى در پيشگاه خدا صبح مي ‏کند، و حاجتى را از خدا درخواست نمي ‏کند جز آن که روا مي ‏گردد.
 

حکمت 270
ضرورت حفظ اموال کعبه
(تاريخى، فقهى، اقتصادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود : (در زمان حکومت عمر، نسبت به فراوانى زيور و زينت‏هاى کعبه صحبت شد، گروهى گفتند آنها را براى لشکر اسلام مصرف کن، کعبه زر و زينت نمي ‏خواهد، وقتى از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيدند، فرمود) همانا قرآن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هنگامى نازل گرديد که اموال چهار قسم بود، اموال مسلمانان، که آن را بر أساس سهم هر يک از وارثان، تقسيم کرد، و غنيمت جنگى که آن را به نيازمندانش رساند، و خمس، که خدا جايگاه مصرف آن را تعيين فرمود، و صدقات، که خداوند راه‏هاى بخشش آن را مشخّص فرمود. و زيور آلات و زينت کعبه از اموالى بودند که خدا آن را به حال خود گذاشت، نه از روى فراموشى آن را ترک کرد، و نه از چشم خدا پنهان بود، تو نيز آن را به حال خود واگذار چنانکه خدا و پيامبرش آن را به حال خود واگذاشتند. (عمر گفت: اگر تو نبودى رسوا مي ‏شديم، و متعرّض زيور آلات کعبه نشد)
 

حکمت 271
روش صحيح قضاوت
(قضايى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (دو نفر دزد را خدمت امام آوردند که از بيت المال دزدى کرده بودند، يکى برده مردم، و ديگرى برده ‏اى جزو بيت المال بود، امام فرمود) برده ‏اى که از بيت المال است حدّى بر او نيست، زيرا مال خدا مقدارى از مال خدا را خورده است، امّا ديگرى بايد حدّ دزدى با شدّت بر او اجرا گردد (سپس دست او را بريد).

حکمت 272
ضرورت استقامت در برداشتن کجي ‏ها
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اگر از اين فتنه ‏ها و لغزشگاه با قدرت بگذرم، دگرگوني ‏هاى بسيار پديد مي ‏آورم.
 

حکمت 273 ضرورت توکّل به خداوند
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : به يقين بدانيد خداوند براى بنده خود هر چند با سياست و سخت کوش و در طرح و نقشه نيرومند باشد، بيش از آنچه که در علم الهى«» وعده فرمود، قرار نخواهد داد، و ميان بنده، هر چند ناتوان و کم سياست باشد، و آنچه در قرآن براى او رقم زده حايلى نخواهد گذاشت، هر کس اين حقيقت را بشناسد و به کار گيرد، از همه مردم آسوده ‏تر است و سود بيشترى خواهد برد. و آن که آن را واگذارد و در آن شک کند، از همه مردم گرفتارتر و زيانکارتر است، چه بسا نعمت داده شده ‏اى که گرفتار عذاب شود، و بسا گرفتارى که در گرفتارى ساخته شده و آزمايش گردد، پس اى کسى که از اين گفتار بهرمند مي ‏شوى، بر شکر گزارى بيفزاى، و از شتاب بى جا دست بردار، و به روزى رسيده قناعت کن.
 

حکمت 274
ضرورت عمل گرايى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: علم خود را نادانى، و يقين خود را شک و ترديد مپنداريد، پس هر گاه دانستيد عمل کنيد، و چون به يقين رسيديد اقدام کنيد.
 

حکمت 275
ضدّ ارزش‏هاى اخلاقى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: طمع به هلاکت مي ‏کشاند و نجات نمي ‏دهد، و به آنچه ضمانت کند، وفادار نيست، و بسا نوشنده آبى که پيش از سيراب شدن گلو گيرش شد، و ارزش آنچه که بر سر آن رقابت مي ‏کنند، هر چه بيشتر باشد، مصيبت از دست دادنش اندوه بارتر خواهد بود، و آرزوها چشم بصيرت را کور مي ‏کند، و آنچه روزى هر کسى است بى جستجو خواهد رسيد.
 

حکمت 276
پرهيز از دورويي ‏ها
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خدايا به تو پناه مي ‏برم که ظاهر من در برابر ديده ‏ها نيکو، و درونم در آنچه که از تو پنهان مي ‏دارم، زشت باشد، و بخواهم با اعمال و رفتارى که تو از آن آگاهى، توجّه مردم را به خود جلب نمايم، و چهره ظاهرم را زيبا نشان داده با اعمال نادرستى که درونم را زشت کرده به سوى تو آيم، تا به بندگانت نزديک، و از خشنودى تو دور گردم.
 

حکمت 277
سوگند امام عليه السّلام
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نه، سوگند به خدايى که با قدرت او شب تاريک را به سر برديم که روز سپيدى در پى داشت، چنين و چنان نبود.
 

حکمت 278
ارزش تداوم عمل
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کار اندکى که ادامه يابد، از کار بسيارى که از آن به ستوه آيى اميدوار کننده ‏تر است.

حکمت 279
شناخت جايگاه واجبات و مستحبّات
(عبادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترک کنيد.
 

حکمت 280
ياد قيامت و آمادگى
(اعتقادى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى که به ياد سفر طولانى آخرت باشد خود را آماده مي ‏سازد.
 

حکمت 281
برترى عقل از مشاهده چشم
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: انديشيدن همانند ديدن نيست، زيرا گاهى چشم‏ها دروغ مي ‏نماياند، امّا آن کس که از عقل نصيحت خواهد به او خيانت نمي ‏کند.
 

حکمت 282
غرور، آفت پندپذيرى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: ميان شما و پندپذيرى، پرده ‏اى از غرور و خودخواهى وجود دارد.
 

حکمت 283
علل سقوط جامعه
(اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: جاهلان شما پر تلاش، و آگاهان شما تن پرور و کوتاهى ورزند
 

حکمت 284
دانش نابود کننده عذرها
(علمى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دانش، راه عذر تراشى را بهانه جويان بسته است.
 

حکمت 285
ضرورت استفاده از فرصت‏ها
(اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: آنان که وقتشان پايان يافته خواستار مهلتند، و آنان که مهلت دارند کوتاهى مي ‏ورزند.
 

حکمت 286
سرانجام خوشي ‏ها
(سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: مردم چيزى را نگفتند خوش باد، جز آن که روزگار، روز بدى را براى او تدارک ديد.
 

حکمت 287
مشکل درک قضا و قدر
(اعتقادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (از قدر پرسيدند، پاسخ داد:) راهى است تاريک، آن را مي ‏پماييد، و دريايى است ژرف، وارد آن نوشيد، و رازى است خدايى، خود را به زحمت نيندازيد.
 

حکمت 288
جهل و خوارى
(علمى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: هر گاه خدا بخواهد بنده ‏اى را خوار کند، دانش را از او دور سازد.
 

حکمت 289
الگوى کامل انسانيّت
(اخلاقى، اجتماعى، تربيتى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود : در گذشته برادرى دينى داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بود چون دنياى حرام در چشم او بي ‏ارزش مي ‏نمود، و از شکم بارگى دور بود، پس آنچه را نمي ‏يافت آرزو نمي ‏کرد، و آنچه را مي ‏يافت زياده روى نداشت. در بيشتر عمرش ساکت بود، امّا گاهى که لب به سخن مي ‏گشود بر ديگر سخنوران برترى داشت، و تشنگى پرسش کنندگان را فرو مي ‏نشاند. به ظاهر ناتوان و مستضعف مي ‏نمود، امّا در برخورد جدّى چونان شير پيشه مي ‏خروشيد، يا چون مار بيابانى به حرکت در مي ‏آمد. تا پيش قاضى نمي ‏رفت دليلى مطرح نمي ‏کرد، و کسى را که عذرى داشت سرزنش نمي ‏کرد، تا آن که عذر او را مي ‏شنيد، از درد شکوه نمي ‏کرد، مگر پس از تندرستى و بهبودى، آنچه عمل مي ‏کرد مي ‏گفت، و بدانچه عمل نمي ‏کرد چيزى نمي ‏گفت، اگر در سخن گفتن بر او پيشى مي ‏گرفتند در سکوت مغلوب نمي ‏گرديد.و بر شنيدن بيشتر از سخن گفتن حريص بود. اگر بر سر دو راهى دو کار قرار مي ‏گرفت، مي ‏انديشيد که کدام يک با خواسته نفس نزديک‏تر است با آن مخالفت مي کرد، پس بر شما باد روى آوردن به اينگونه از ارزش‏هاى اخلاقى، و با يکديگر در کسب آنها رقابت کنيد، و اگر نتوانستيد، بدانيد که به دست آوردن برخى از آن ارزش‏هاى اخلاقى بهتر از رها کردن همه است.
 

حکمت 290
مسؤوليّت نعمت‏ها
(اعتقادى، اخلاقى) و درود خدا بر او ،  امام علي (ع) فرمود : اگر خدا بر گناهان وعده عذاب هم نمي ‏داد، لازم بود به خاطر سپاسگزارى از نعمت‏هايش نافرمانى نشود.
 

حکمت 291
روش تسليت گفتن
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (جهت تسليت گفتن به اشعث بن قيس در مرگ فرزندش) اى اشعث اگر براى پسرت اندوهناکى، به خاطر پيوند خويشاوندى سزاوارى، امّا اگر شکيبا باشى هر مصيبتى را نزد خدا پاداشى است. اى اشعث اگر شکيبا باشى تقدير الهى بر تو جارى مي ‏شود و تو پاداش داده خواهى شد و اگر بى تابى کنى نيز تقدير الهى بر تو جارى مي ‏شود و تو گناه کارى اى اشعث پسرت تو را شاد مي ‏ساخت و براى تو گرفتارى و آزمايش بود، و مرگ او تو را اندوهگين کرد در حالى که براى تو پاداش و رحمت است.
 

حکمت 292
عزاى پيامبر عليه السّلام و بي ‏تابي ‏ها
(اعتقادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (به هنگام دفن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) همانا شکيبايى نيکوست جز در غم از دست دادنت، و بي ‏تابى ناپسند است جز در اندوه مرگ تو، مصيبت تو بزرگ، و مصيبت ‏هاى پيش از تو و پس از تو ناچيزند.
 

حکمت 293
دوستى با احمق هرگز
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: همنشين بي ‏خرد مباش، که کار زشت خود را زيبا جلوه داده، دوست دارد تو همانند او باشى.
 

حکمت 294
فاصله ميان شرق و غرب
(علمى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (از فاصله ميان مشرق و مغرب پرسيدند، فرمود:) به اندازه يک روز رفتن خورشيد.
 

حکمت 295
شناخت دوستان و دشمنان
(اخلاقى اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود:دوستان تو سه گروهند، و دشمنان تو نيز سه دسته ‏اند، امّا دوستانت: دوست تو و دوست دوست تو، و دشمن دشمن تو است، و امّا دشمنانت، پس دشمن تو، و دشمن دوست تو، و دوست دشمن تو است.
 

حکمت 296
پرهيز از دشمني ‏ها
(اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (شخصى را ديد که چنان بر ضد دشمنش مي ‏کوشيد که به خود زيان مي ‏رسانيد، فرمود:) تو مانند کسى هستى که نيزه در بدن خود فرو برد تا ديگرى را که در کنار اوست بکشد

حکمت 297
ضرورت عبرت گرفتن
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: عبرت‏ها چقدر فراوانند و عبرت پذيران چه اندک
 

حکمت 298
اعتدال در دشمني ‏ها
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى که در دشمنى زياده روى کند گناهکار، و آن کس که در دشمنى کوتاهى‏
کند ستمکار است، و هر کس که بي ‏دليل دشمنى کند نمي ‏تواند با تقوا باشد
 

حکمت 299
نماز در نگرانى‏ها
(اعتقادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: آنچه که بين من و خدا نارواست اگر انجام دهم و مهلت دو رکعت نماز داشته باشم که از خدا عافيت طلبم، مرا اندوهگين نخواهد ساخت.
 

حکمت 300
شگفتى روزى بندگان
(اعتقادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود : (از امام پرسيدند چگونه خدا با فراوانى انسان‏ها به حسابشان رسيدگى مي ‏کند پاسخ داد:) آن چنانکه با فراوانى آنان روزيشان مي ‏دهد (و باز پرسيدند چگونه به حساب انسان‏ها رسيدگى مي ‏کند که او را نمي ‏بينند فرمود) همان گونه که آنان را روزى مي ‏دهد و او را نمي ‏بينند

حکمت 301
احتياط در فرستادن پيک‏ها و نامه ‏ها
(اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: فرستاده تو بيانگر ميزان عقل تو، و نامه تو گوياترين سخنگوى تو است
 

حکمت 302
نياز انسان به دعا
(معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:آن کس که به شدّت گرفتار دردى است نيازش به دعا بيشتر از تندرستى است که از بلا در امان است نمي ‏باشد.
 

حکمت 303
ارزش دنيا دوستى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: مردم فرزندان دنيا هستند و هيچ کس را بر دوستى مادرش نمي توان سرزنش کرد.
 

حکمت 304
ضرورت پاسخ دادن به درخواستها
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نيازمندى که به تو روى آورده فرستاده خداست، کسى که از يارى او دريغ کند، از خدا دريغ کرده، و آن کس که به او بخشش کند، به خدا بخشيده است.
 

حکمت 305
غيرتمندى و ترک زنا
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: غيرتمند هرگز زنا نمي ‏کند.
 

حکمت 306
نگهدارندگى أجل
(اعتقادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: اجل، نگهبان خوبى است.
مي ‏گويم: معناى سخن امام اين است که انسان بر کشته شدن فرزندان بردبارى مي ‏کند امّا در غارت و ربوده شدن اموال بردبار نيست.)
 

حکمت 307
مشکل مال غارت شده
(اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آدم داغدار مي ‏خوابد، امّا مال غارت شده، نمي ‏خوابد.
مي ‏گويم: (معناى سخن امام عليه السّلام اين است که انسان بر کشته شدن فرزندان بردبارى مي ‏کند امّا در غارت و ربوده شدن اموال بردبار نيست).
 

حکمت 308
ره آورد دوستى پدران
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:دوستى ميان پدران، سبب خويشاوندى فرزندان است، و خويشاوندى به دوستى نيازمندتر است از دوستى به خويشاوندى.
 

حکمت 309
ارزش گمان مؤمن
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از گمان مؤمنان بپرهيزيد که خدا حق را بر زبان آنان قرار داده است.
 

حکمت 310
ضرورت اطمينان به وعده‏هاى الهى
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: ايمان بنده ‏اى درست نباشد جز آن که اعتماد او به آنچه در دست خداست بيشتر از آن باشد که در دست اوست.
 

حکمت 311
نفرين امام عليه السّلام
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(چون به شهر بصره رسيد خواست انس بن مالک را به سوى طلحه و زبير بفرستد تا آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در باره آنان شنيده يادشان آورد، أنس، سر باز زد و گفت من آن سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را فراموش کردم، فرمود) اگر دروغ مي ‏گويى خداوند تو را به بيمارى برص (سفيدى روشن) دچار کند که عمّامه آن را نپوشاند.
(پس از نفرين امام (ع)، انس به بيمارى برص در سر و صورت دچار شد، که همواره نقاب مي ‏زد)
 

حکمت 312
روانشناسى عبادات
(علمى، عبادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود : دل‏ها را روى آوردن و نشاط، و پشت کردن و فرارى است، پس آنگاه که نشاط دارند آن را بر انجام مستحبّات واداريد، و آنگاه که پشت کرده بي ‏نشاط است، به انجام واجبات قناعت کنيد.
 

حکمت 313
جامعيّت قرآن
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:در قرآن اخبار گذشتگان، و آيندگان، و احکام مورد نياز زندگي ‏تان وجود دارد.
 

حکمت 314
روش برخورد با متجاوز
(سياسى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: سنگ را از همان جايى که دشمن پرت کرده، باز گردانيد، که شر را جز شر پاسخى نيست.
 

حکمت 315
روش نويسندگى
(علمى، هنرى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(به نويسنده خود عبيد اللّه بن ابى رافع دستور داد) در دوات، ليقه بينداز، نوک قلم را بلند گير، ميان سطرها فاصله بگذار، و حروف را نزديک به يکديگر بنويس، که اين شيوه براى زيبايى خط بهتر است.
 

حکمت 316
پيشوايى مؤمنان و تبهکاران
(اعتقادى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:من پيشواى مؤمنان، و مال، پيشواى تبهکاران است.
مي ‏گويم: (معناى سخن امام اين است که مؤمنان از من پيروى مي ‏کنند و بدکاران پيرو مال مي ‏باشند آنگونه که زنبوران عسل از رئيس خود اطاعت دارند)
 

حکمت 317
اختلاف مسلمين و انحراف يهوديان
(اعتقادى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (شخصى يهودى به امام گفت: هنوز پيامبرتان را دفن نکرده، در باره‏ اش اختلاف کرديد، امام فرمود:) ما در باره آنچه که از او رسيده اختلاف کرديم، نه در خود او، امّا شما يهوديان، هنوز پاى شما پس از نجات از درياى نيل خشک نشده بود که به پيامبرتان گفتيد: «براى ما خدايى بساز، چنانکه بت پرستان خدايى دارند» و پيامبر شما گفت: «شما مردمى نادانيد»
 

حکمت 318
قاطعيّت در مبارزات
(سياسى، نظامى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(از امام پرسيدند، با کدام نيرو بر حريفان خود پيروز شدى فرمود) کسى را نديدم جز آن که مرا در شکست خود يارى مي ‏داد  مي ‏گويم: (امام به اين نکته اشاره کرد که هيبت و ترس او در دل‏ها جاى مي ‏گرفت)
 

حکمت 319
ره‏آورد شوم تهيدستى
(اقتصادى)و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (به پسرش محمد حنفيّه سفارش کرد) اى فرزند من از تهيدستى بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر، که همانا فقر، دين انسان را ناقص، و عقل را سرگردان، و عامل دشمنى«» است.
 

حکمت 320
روش صحيح پرسيدن
(علمى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود:(شخصى مسئله پيچيده ‏اى سؤال کرد، فرمود) براى فهميدن بپرس، نه براى آزار دادن، که نادان آموزش گيرنده، همانند داناست، و همانا داناى بي ‏انصاف چون نادان بهانه جو است.
 

حکمت 321
قاطعيّت رهبرى در مشورت
(سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (عبد اللّه بن عباس در مسئله ‏اى نظر داد که امام آن را قبول نداشت و فرمود) بر تو است که رأى خود را به من بگويى، و من بايد پيرامون آن بينديشم، آنگاه اگر خلاف نظر تو فرمان دادم بايد اطاعت کنى.«»
 

حکمت 322
ضرورت تقويت روحيّه مردم پس از جنگ
(سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (وقتى امام از جنگ صفّين باز مي ‏گشت به محلّه شباميان رسيد، آواز گريه زنان بر کشتگان جنگ را شنيد، ناگاه حرب بن شرحبيل شبامى بزرگ قبيله شباميان خدمت امام رسيد به او فرمود) آيا آن گونه که مي ‏شنوم، زنان شما بر شما چيره شده ‏اند چرا آنان را از گريه و زارى باز نمي ‏داريد (حرب پياده و امام سوار بر اسب مي ‏رفتند، به او فرمود) باز گرد، که پياده رفتن رييس قبيله ‏اى چون تو پشت سر من، موجب انحراف زمامدار و زبونى مؤمن است.
 

حکمت 323
علل انحراف خوارج
(سياسى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (در جنگ نهروان هنگامى که از کنار کشتگان خوارج مي ‏گذشت فرمود) بدا به حال شما آن که شما را فريب داد به شما زيان رساند. (پرسيدند چه کسى آنان را فريفت، اى امير المؤمنين عليه السّلام فرمود) شيطان گمراه کننده، و نفسى که به بدى فرمان مي ‏دهد، آنان را با آرزوها مغرور ساخت، و راه گناه را بر ايشان آماده کرد، و به آنان وعده پيروزى داد، و سرانجام به آتش جهنّم گرفتارشان کرد.
 

حکمت 324
خداترس در خلوتگاهها
(اعتقادى، اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از نافرمانى خدا در خلوت‏ها بپرهيزيد، زيرا همان که گواه است، داورى کند.
 

حکمت 325
اندوه عزاى محمد بن ابى بکر
(سياسى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود:(آنگاه که خبر کشته شدن محمد بن ابى بکر را به او دادند فرمود) همانا اندوه ما بر شهادت او، به اندازه شادى شاميان است، جز آن که از آنان يک دشمن، و از ما يک دوست کم شد.
 

حکمت 326
مهلت پذيرش توبه
(معنوى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود:عمرى که خدا از فرزند آدم پوزش را مي ‏پذيرد شصت سال است.
 

حکمت 327
پيروزيهاى دروغين
(سياسى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: پيروز نشد آن کس که گناه بر او چيرگى يافت، و آن کس که با بدى پيروز شد شکست خورده است.

حکمت 328
وظيفه سرمايه‏داران
(اقتصادى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: همانا خداى سبحان روزى فقراء را در اموال سرمايه ‏داران قرار داده است، پس فقيرى گرسنه نمي ‏ماند جز به کاميابى توانگران، و خداوند از آنان در باره گرسنگى گرسنگان خواهد پرسيد.
 

حکمت 329
بى‏نيازى از عذر خواهى
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:بي ‏نيازى از عذر خواهى، گرامي ‏تر از عذر راستين است.
 

حکمت 330
مسؤوليت نعمت‏ها
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کمترين حق خدا بر عهده شما اينکه از نعمت‏هاى الهى در گناهان يارى نگيريد.
 

حکمت 331
ارزش اطاعت و بندگى
(عبادى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:خداى سبحان طاعت را غنيمت زيرکان قرار داد آنگاه که مردم ناتوان، کوتاهى کنند.
 

حکمت 332
مسؤوليّت رهبرى
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:حاکم اسلامى، پاسبان خدا در زمين اوست.
 

حکمت 333
روانشناسى مؤمن
(علمى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (در توصيف مؤمن فرمود) شادى مؤمن در چهره او، و اندوه وى در دلش پنهان است، سينه ‏اش از هر چيزى فراخ‏تر، و نفس او از هر چيزى خوارتر است. برترى جويى را زشت، و رياکارى را دشمن مي ‏شمارد، اندوه او طولانى، و همّت او بلند است، سکوتش فراوان، و وقت او با کار گرفته است، شکرگزار و شکيبا و ژرف انديش است. از کسى درخواست ندارد و نرم‏خو و فروتن است، نفس او از سنگ خارا سخت‏تر امّا در ديندارى از بنده خوارتر است.
 

حکمت 334
ياد مرگ و آرزوها
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:اگر بنده خدا أجل و پايان کارش را مي ‏ديد، با آرزو و فريب آن دشمنى مي ‏ورزيد.
 

حکمت 335
آفات اموال
(اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:براى هر کسى در مال او دو شريک است: وارث، و حوادث.
 

حکمت 336
مسؤوليّت وعده دادن
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى که چيزى از او خواسته ‏اند تا وعده نداده آزاد است.
 

حکمت 337
ضرورت عمل گرايى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دعوت کننده بي ‏عمل، چون تير انداز بدون کمان است.
 

حکمت 338
اقسام علم
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : علم دو گونه است: علم فطرى و علم اکتسابى، علم اکتسابى اگر هماهنگ با علم فطرى«» نباشد سودمند نخواهد بود.
 

حکمت 339
قدرت و حاکميّت انديشه
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:استوارى رأى با کسى است که قدرت و دارايى دارد، با روى آوردن قدرت، روى آورد، و با پشت کردن آن روى بر تابد.
 

حکمت 340
ارزش پاکدامنى و شکرگزارى
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: پاکدامنى زيور تهيدستى، و شکرگزارى زيور بي ‏نيازى (ثروتمندى) است.
 

حکمت 341
روز دردناک ظالم
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: روز انتقام گرفتن از ظالم سخت‏تر از ستمکارى بر مظلوم است.
 

حکمت 342
راه بي ‏نيازى
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : برترين بي ‏نيازى و دارايى، نوميدى است از آنچه در دست مردم است.
 

حکمت 343
شناخت مردم و ضدّ ارزشها
(سياسى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: گفتارها نگهدارى مي ‏شود، و نهان‏ها آشکار، و هر کسى در گرو اعمال خويش است، و مردم گرفتار کمبودها و آفت‏هايند جز آن را که خدا نگهدارد، در خواست کنندگانشان مردم آزار، و پاسخگويان به زحمت و رنج دچارند، و آن کس که در انديشه از همه برتر است با اندک خشنودى يا خشمى از رأى خود باز مي ‏گردد. و آن کس که از همه استوارتر است از نيم نگاهى ناراحت شود يا کلمه ‏اى او را دگرگون سازد.
 

حکمت 344
ضرورت توجّه به فنا پذيرى دنيا
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : اى مردم از خدا بترسيد، چه بسا آرزومندى که به آرزوى خود نرسيد، و سازنده ساختمانى که در آن مسکن نکرد، و گرد آورنده ‏اى که زود آنچه را گرد آورده رها خواهد کرد، شايد که از راه باطل گرد آورده، و يا حق ديگران را باز داشته، و با حرام به هم آميخته، که گناهش بر گردن اوست، و با سنگينى بار گناه در مي ‏گذرد، و با پشيمانى و حسرت به نزد خدا مي ‏رود که: «در دنيا و آخرت زيان کرده و اين است زيانکارى آشکار»
 

حکمت 345
يکى از راههاى پاک ماندن
(معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : دست نيافتن به گناه نوعى عصمت است.
 

حکمت 346
مشکلات درخواست کردن
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : آبروى تو چون يخى جامد است که درخواست آن را قطره قطره آب مي ‏کند، پس بنگر که آن را نزد چه کسى فرو مي ‏ريزى.
 

حکمت 347
جايگاه ستايش
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : ستودن بيش از آنچه که سزاوار است نوعى چاپلوسى، و کمتر از آن، درماندگى يا حسادت است.
 

حکمت 348
سخت‏ترين گناه
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : سخت‏ ترين گناه، آن که گناهکار آن را کوچک بشمارد.

حکمت 349
الگوى انسان کامل
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : آن کس که در عيب خود بنگرد از عيب جويى ديگران باز ماند، و کسى که به روزى خدا خشنود باشد بر آنچه از دست رود اندوهگين نباشد، و کسى که شمشير ستم بر کشد با آن کشته شود، و آن کس که در کارها خود را به رنج اندازد خود را هلاک سازد، و هر کس خود را در گردابهاى بلا افکند غرق گردد، و هر کس به جاهاى بد نام قدم گذاشت متّهم گرديد. و کسى که زياد سخن مي ‏گويد زياد هم اشتباه دارد، و هر کس که بسيار اشتباه کرد، شرم و حياء او اندک است ، و آن که شرم او اندک، پرهيزکارى او نيز اندک خواهد بود، و کسى که پرهيزکارى او اندک است دلش مرده، و آن که دلش مرده باشد. در آتش جهنّم سقوط خواهد کرد. و آن کس که زشتي ‏هاى مردم را بنگرد، و آن را زشت بشمارد سپس همان زشتي ‏ها را مرتکب شود، پس او احمق واقعى است. قناعت، مالى است که پايان نيابد، و آن کس که فراوان به ياد مرگ باشد در دنيا به اندک چيزى خشنود است، و هر کس بداند که گفتار او نيز از اعمال او به حساب مي ‏آيد جز به ضرورت سخن نگويد.
 

حکمت 350
روانشناسى مردان ستمکار
(سياسى، اجتماعى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:مردم ستمکار را سه نشان است: با سرکشى به ما فوق خود ستم روا دارد، و به زيردستان خود با زور و چيرگى ستم مي ‏کند، و ستمکاران را يارى مي ‏دهد.

حکمت 351
اميدوارى در سختي ‏ها
(معنوى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : چون سختي ‏ها به نهايت رسد، گشايش پديد آيد، و آن هنگام که حلقه‏ هاى بلا تنگ گردد آسايش فرا رسد.
 

حکمت 352
اعتدال در پرداخت به امور خانواده
(اخلاق اجتماعى، خانوادگى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : (به برخى از ياران خود فرمود) بيشترين اوقات زندگى را به زن و فرزندت اختصاص مده، زيرا اگر زن و فرزندت از دوستان خدا باشند خدا آنها را تباه نخواهد کرد، و اگر دشمنان خدايند، چرا غم دشمنان خدا را مي ‏خورى .
 

حکمت 353
بزرگترين عيب
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بزرگ‏ترين عيب آن که چيزى را که در خود دارى، بر ديگران عيب بشمارى .
 

حکمت 354
روش تبريک گفتن در تولّد فرزند
(اجتماعى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(در حضور امام، شخصى با اين عبارت، تولّد نوزادى را تبريک گفت «قدم دلاورى يکّه سوار مبارک باد»«» چنين مگو بلکه بگو: خداى بخشنده را شکرگزار، و نوزاد بخشيده بر تو مبارک، اميد که بزرگ شود و از نيکوکاري ‏اش بهرمند گردى.
 

حکمت 355
پرهيز از تجمّل گرايى
(اقتصادى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(وقتى يکى از کارگزاران امام خانه با شکوهى ساخت به او فرمود) سکّه ‏هاى طلا و نقره سر بر آورده خود را آشکار ساختند، همانا ساختمان مجلّل بي ‏نيازى و ثروتمندى تو را مي ‏رساند.
 

حکمت 356
قدرت خداوند در روزى رسانى
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (از امام پرسيدند اگر در خانه مردى را به رويش بندند، روزى او از کجا خواهد آمد فرمود)
از آن جايى که مرگ او مي ‏آيد .
 

حکمت 357
روش تسليت گفتن
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : (مردمى را در مرگ يکى از خويشاوندانشان چنين تسليت گفت) مردن از شما آغاز نشده، و به شما نيز پايان نخواهد يافت. اين دوست شما به سفر مي ‏رفت، اکنون پنداريد که به يکى از سفرها، رفته، اگر او باز نگردد، شما به سوى او خواهيد رفت.
 

حکمت 358
مسؤوليّت نعمت‏ها
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى مردم، بايد خدا شما را به هنگام نعمت همانند هنگامه کيفر، ترسان بنگرد. زيرا کسى که رفاه و گشايش را زمينه گرفتار شدن خويش نداند، پس خود را از حوادث ترسناک ايمن مي ‏پندارد، و آن کس که تنگدستى را آزمايش الهى نداند پاداشى را که اميدى به آن بود از دست خواهد داد.
 

حکمت 359
راه خودسازى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى اسيران آرزوها، بس کنيد زيرا صاحبان مقامات دنيا را تنها دندان حوادث روزگار به هراس افکند، اى مردم کار تربيت خود را خود بر عهده گيريد، و نفس را از عادت‏هايى که به آن حرص دارد باز گردانيد.
 

حکمت 360
ضرورت پرهيز از بدگمانى
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: شايسته نيست به سخنى که از دهان کسى خارج شد، گمان بد ببرى، چرا که براى آن برداشت نيکويى مي ‏توان داشت.
 

حکمت 361
روش خواستن از خدا
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود: هر گاه از خداى سبحان درخواستى دارى، ابتدا بر پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درود بفرست، سپس حاجت خود را بخواه، زيرا خدا بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، يکى را برآورد و ديگرى را باز دارد.
 

حکمت 362
ضرورت پرهيز از جدال و درگيرى
(اجتماعى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس که از آبروى خود بيمناک است از جدال بپرهيزد.
 

حکمت 363
نشانه بي ‏خردى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : شتاب پيش از توانايى بر کار، و سستى پس از به دست آوردن فرصت از بي ‏خردى است.
 

حکمت 364
جايگاه پرسيدن
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از آنچه پديد نيامده نپرس، که آنچه پديد آمده براى سرگرمى تو کافى است.
 

حکمت 365
ارزش‏هاى اخلاقى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : انديشه، آيينه ‏اى شفّاف و عبرت از حوادث، بيم دهنده ‏اى خير انديش است، و تو را در ادب کردن نفس همان بس که از آنچه انجام دادنش را براى ديگران نمي ‏پسندى بپرهيزى.
 

حکمت 366
هماهنگى علم و عمل
(عملى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:علم و عمل پيوندى نزديک دارند.و کسى که دانست بايد به آن عمل کند، چرا که علم، عمل را فراخواند، اگر پاسخش داد مي ‏ماند و گر نه کوچ مي ‏کند.
 

حکمت 367
روش برخورد با دنيا
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: اى مردم، کالاى دنياى حرام چون برگ‏ه اى خشکيده وبا خيز است، پس از چراگاه آن دورى کنيد، که دل کندن از آن لذّت بخش ‏تر از اطمينان داشتن به آن است، و به قدر ضرورت از دنيا برداشتن بهتر از جمع آورى سرمايه فراوان است. آن کس که از دنيا زياد برداشت به فقر محکوم است، و آن کس که خود را از آن بي ‏نياز انگاشت در آسايش است، و آن کس که زيور دنيا ديدگانش را خيره سازد دچار کور دلى گردد، و آن کس که به دنياى حرام عشق ورزيد، درونش پر از اندوه شد، و غم و اندوه‏ها در خانه دلش رقصان گشت، که از سويى سرگرمش سازند، و از سويى ديگر رهايش نمايند، تا آنجا که گلويش را گرفته در گوشه ‏اى بميرد، رگ‏هاى حيات او قطع شده، و نابود ساختن او بر خدا آسان، و به گور انداختن او به دست دوستان است. امّا مؤمن با چشم عبرت به دنيا مي ‏نگرد، و از دنيا به اندازه ضرورت برمي ‏دارد، و سخن دنيا را از روى دشمنى مي ‏شنود، چرا که تا گويند سرمايه دار شد، گويند تهيدست گرديد، و تا در زندگى شاد مي ‏شوند، با فرا رسيدن مرگ غمگين مي ‏گردند، و اين اندوه چيزى نيست که روز پريشانى و نوميدى هنوز نيامده است.
 

حکمت 368
فلسفه کيفر و پاداش
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: همانا خداوند پاداش را بر اطاعت، و کيفر را بر نافرمانى قرار داد، تا بندگان را از عذابش برهاند، و به سوى بهشت کشاند.
 

حکمت 369
خبر از مسخ ارزش‏ها
(اجتماعى، تاريخى سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانى، و از اسلام جز نامى، باقى نخواهد ماند. مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، امّا از هدايت ويران است. مسجد نشينان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترين مردم زمين مي ‏باشند، که کانون هر فتنه، و جايگاه هر گونه خطاکاري ‏اند، هر کس از فتنه بر کنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنه ‏ها کشانند، که خداى بزرگ فرمايد: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه ‏اى بگمارم که انسان شکيبا در آن سرگردان ماند» و چنين کرده است، و ما از خدا مي ‏خواهيم که از لغزش غفلت‏ها در گذرد.
 

حکمت 370
هدفدارى انسان و ضرورت تقوا (اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (نقل کردند که امام عليه السّلام کمتر بر منبرى مي ‏نشست که پيش از سخن اين عبارت را نگويد:) اى مردم از خدا بترسيد، هيچ کس بيهوده آفريده نشد تا به بازى پردازد، و او را به حال خود وانگذاشته ‏اند تا خود را سرگرم کارهاى بي ‏ارزش نمايد، و دنيايى که در ديده ‏ها زيباست، جايگزين آخرتى نشود که آن را زشت مي ‏انگارند، و مغرورى که در دنيا به بالاترين مقام رسيده،چون کسى نيست که در آخرت به کمترين نصيبى رسيده است.
 

حکمت 371
ارزش‏هاى والاى اخلاقى
(اخلاقى، معنوى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هيچ شرافتى برتر از اسلام، و هيچ عزّتى گرامي ‏تر از تقوا، و هيچ سنگرى نيکوتر از پارسايى، و هيچ شفاعت کننده ‏اى کار سازتر از توبه، و هيچ گنجى بي ‏نياز کننده ‏تر از قناعت، و هيچ مالى در فقر زدايى، از بين برنده ‏تر از رضايت دادن به روزى نيست. و کسى که به اندازه کفايت زندگى از دنيا بردارد به آسايش دست يابد، و آسوده خاطر گردد، در حالى که دنيا پرستى کليد دشوارى، و مرکب رنج و گرفتارى است، و حرص ورزى و خود بزرگ بينى و حسادت، عامل بي ‏پروايى در گناهان است، و بدى، جامع تمام عيب‏ها است.
 

حکمت 372
عوامل استحکام دين و دنيا
(علمى، اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: (به جابر بن عبد اللَّه انصارى فرمود) اى جابر استوارى دين و دنيا به چهار چيز است: عالمى که به علم خود عمل کند، و جاهلى که از آموختن سرباز نزند، و بخشنده ‏اى که در بخشش بخل نورزد، و فقيرى که آخرت خود را به دنيا نفروشد. پس هر گاه عالم علم خود را تباه کند، نادان به آموختن روى نياورد، هر گاه بي ‏نياز در بخشش بخل ورزد، تهيدست آخرت خويش را به دنيا فروشد. اى جابر کسى که نعمت‏هاى فراوان خدا به او روى کرد، نيازهاى فراوان مردم نيز به او روى آورد، پس اگر صاحب نعمتى حقوق واجب الهى را بپردازد، خداوند نعمت‏ها را بر او جاودانه سازد، و آن کس که حقوق واجب الهى در نعمت‏ها را نپردازد، خداوند، آن را به زوال و نابودى کشاند.
 

حکمت 373
مراحل امر به معروف و نهى از منکر
(اخلاقى، اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (ابن جرير طبرى در تاريخ خود از عبد الرحمن بن ابى ليلى فقيه نقل کرد، که براى مبارزه با حجّاج به کمک ابن اشعث برخاست، براى تشويق مردم گفت من از على عليه السّلام «که خداوند درجاتش را در ميان صالحان بالا برد، و ثواب شهيدان و صدّيقان به او عطا فرمايد» در حالى که با شاميان رو برو شديم شنيدم که فرمود) اى مؤمنان» هر کس تجاوزى را بنگرد، و شاهد دعوت به منکرى باشد، و در دل آن را انکار کند خود را از آلودگى سالم داشته است، و هر کس با زبان آن را انکار کند پاداش آن داده خواهد شد، و از اوّلى برتر است، و آن کس که با شمشير به انکار بر خيزد تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد، او را رستگارى را يافته و نور يقين در دلش تابيده.
 

حکمت 374
مراحل امر به معروف و نهى از منکر
(اخلاقى، اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (و همانند حکمت گذشته، سخن ديگرى از امام نقل شد) گروهى، منکر را با دست و زبان و قلب انکار مي ‏کنند، آنان تمامى خصلت‏هاى نيکو را در خود گرد آورده ‏اند. گروهى ديگر، منکر را با زبان و قلب انکار کرده، امّا دست به کارى نمي ‏برند، پس چنين کسى دو خصلت از خصلت‏هاى نيکو را گرفته و ديگرى را تباه کرده است. و بعضى منکر را تنها با قلب انکار کرده، و با دست و زبان خويش اقدامى ندارند، پس دو خصلت را که شريف‏تر است تباه ساخته ‏اند و يک خصلت را به دست آورده ‏اند. و بعضى ديگر منکر را با زبان و قل و دست رها ساخته ‏اند که چنين کسى از آنان، مرده ‏اى ميان زندگان است. و تمام کارهاى نيکو، و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهى از منکر، چونان قطره ‏اى بر درياى موّاج و پهناور است، و همانا امر به معروف و نهى از منکر، نه اجلى را نزديک مي ‏کنند، و نه از مقدار روزى مي ‏کاهند، و از همه اينها برتر، سخن حق در پيش روى حاکمى ستمکار است.
 

حکمت 375
مراحل شکست در مبارزه
(سياسى، نظامى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (از ابى جحيفه نقل شد، گفت از امير مؤمنان شنيدم که فرمود عليهم السّلام) اوّلين مرحله از جهاد که در آن باز مي ‏مانيد، جهاد با دستانتان، سپس جهاد با زبان، و آنگاه جهاد با قلب‏هايتان مي ‏باشد، پس کسى که با قلب، معروفى را ستايش نکند، و منکرى را انکار نکند، قلبش واژگون گشته، بالاى آن پايين، و پايين قلب او بالا قرار خواهد گرفت.
 

حکمت 376
سر انجام حق و باطل
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: حق سنگين امّا گواراست، و باطل، سبک امّا کشنده.
 

حکمت 377
ضرورت ترسيدن از عذاب الهى
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بر بهترين افراد اين امّت از عذاب الهى ايمن مباشيد زيرا که خداى بزرگ فرمود. «از کيفر خدا ايمن نيستند جز زيانکاران» و بر بدترين افراد اين امّت از رحمت خدا نوميد مباشيد زيرا که خداى بزرگ فرمود. «همانا از رحمت خدا نوميد نباشند جز کافران»
 

حکمت 378
آثار شوم بخل ورزى
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: بخل ورزيدن کانون تمام عيب‏ها، و مهارى است که انسان را به سوى هر بدى مي ‏کشاند.
 

حکمت 379
اقسام روزى و پرهيز از حرص زدن
(اقتصادى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى فرزند آدم روزى دو گونه است، روزيى که تو آن را جويى، و روزيى که تو را مي ‏جويد، که اگر به سراغش نروى به سوى تو آيد. پس اندوه سال خود را بر اندوه امروزت منه، که بر طرف کردن اندوه هر روز از عمر تو را کافى است. اگر سال آينده در شمار عمر تو باشد همانا خداى بزرگ در هر روز سهم تو را خواهد داد،و اگر از شمار عمرت نباشد تو را با اندوه آنچه کار است که هرگز جوينده ‏اى در گرفتن سهم روزى تو بر تو پيشى نگيرد، و چيره شونده ‏اى بر تو چيره نگردد، و آنچه براى تو مقدّر گشته بي ‏کم و کاست به تو خواهد رسيد.
مي ‏گويم: (اين سخن امام عليه السّلام در حکمت 267 آمده، امّا چون در اينجا همان مفاهيم آشکارتر و روشن‏تر بيان گرديد آن را بر أساس روشى که در آغاز کتاب تذکّر داديم آورديم».
 

حکمت 380
ضرورت ياد مرگ
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: چه بسيار کسانى که در آغاز روز بودند و به شامگاه نرسيدند، و چه بسيار کسانى که در آغاز شب بر او حسد مي ‏بردند و در پايان شب عزاداران به سوگشان نشستند.
 

حکمت 381
ضرورت راز دارى و کنترل زبان
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:سخن در بند توست، تا آن را نگفته باشى، و چون گفتى، تو در بند آنى، پس زبانت را نگهدار چنانکه طلا و نقره خود را نگه مي ‏دارى، زيرا چه بسا سخنى که نعمتى را طرد يا نعمتى را جلب کرد.
 

حکمت 382
ارزش سکوت
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : آنچه نمي ‏دانى مگو، بلکه همه آنچه را که مي ‏دانى نيز مگو، زيرا خداوند بزرگ بر اعضاء بدنت چيزهايى را واجب کرده که از آنها در روز قيامت بر تو حجّت آورد.
 

حکمت 383
تلاش در اطاعت و بندگى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:بترس که خداوند تو را به هنگام گناهان بنگرد، و در طاعت خويش نيابد، آن گاه از زيانکارى، هر گاه نيرومند شدى توانت را در طاعت پروردگار به کار گير، و هر گاه ناتوان گشتى، ناتوانى را در نافرمانى خدا قرار ده.
 

حکمت 384
راه چگونه زيستن
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : به دنيا آرامش يافتن در حالى که ناپايدارى آن مشاهده مي ‏گردد، از نادانى است، و کوتاهى در اعمال نيکو با وجود يقين به پاداش آن، زيانکارى است، و قبل از آزمودن اشخاص، اطمينان پيدا کردن از عجز و ناتوانى است.
 

حکمت 385
دنيا شناسى
(علمى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از خوارى دنيا نزد خدا همان بس که جز در دنيا، نافرمانى خدا نکنند، و جز با رها کردن دنيا به پاداش الهى نتوان رسيد.
 

حکمت 386
ضرورت استقامت
(علمى، اخلاقى) و درود خدا بر او،  امام علي (ع) فرمود: جوينده چيزى يا به آن يا به برخى از آن، خواهد رسيد.
 

حکمت 387
شناخت خوبي ‏ها و بدي ‏ها
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خيرى که در پى آن آتش باشد، خير نخواهد بود، و شرّى که در پى آن بهشت است شرّ نخواهد بود، و هر نعمتى بي ‏بهشت ناچيز است، و هر بلايى بي ‏جهنّم، عافيّت است.
 

حکمت 388
فقر زدايى و سلامت
(اقتصادى، بهداشتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آگاه باشيد که فقر نوعى بلا است. و سخت ‏تر از تنگدستى بيمارى تن و سخت تر از بيمارى تن، بيمارى قلب است، آگاه باشيد که همانا عامل تندرستى تن، تقواى دل است.

 

حکمت 389
ضرورت عمل گرايى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : آن کس که کردارش او را به جايى نرساند، بزرگى خاندانش، او را به پيش نخواهد راند. [در نقل ديگرى آمده که‏] آن کس که ارزش خويش را دست بدهد، بزرگى خاندانش او را سودى نخواهد رساند.
 

حکمت 390
برنامه ريزى صحيح در زندگى
(اخلاقى، اجتماعى، اخلاق خانواده) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: مؤمن بايد شبانه روز خود را به سه قسم تقسيم کند، زمانى براى نيايش و عبادت پروردگار، و زمانى براى تأمين هزينه زندگى، و زمانى براى واداشتن نفس به لذّت‏هايى که حلال و مايه زيبايى است. خردمند را نشايد جز آن که در پى سه چيز حرکت کند: کسب حلال براى تأمين زندگى، يا گام نهادن در راه آخرت، يا به دست آوردن لذّت‏هاى حلال.
 

حکمت 391
ضرورت ترک حرام و غفلت زدگى
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از حرام دنيا چشم پوش، تا خدا زشتي ‏هاى آن را به تو نماياند، و غافل مباش که لحظه ‏اى از تو غفلت نشود.
 

حکمت 392
راه شناخت انسان‏ها (سخن گفتن)
(علمى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا که انسان در زير زبان خود پنهان است.
 

حکمت 393
روش برخورد با دنيا
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : از دنيا آن مقدار که به تو مي ‏رسد، بردار، و از آنچه پشت کند، روى گردان، و اگر نتوانى، در جستجوى دنيا نيکو تلاش کن. (و از خداوند اندازه آن در نگذر).
 

حکمت 394
ارزش سخن
(علمى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بسا سخن که از حمله مسلّحانه کارگرتر است.
 

حکمت 395
ارزش قناعت
(اقتصادى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر مقدار که قناعت کنى کافى است.
 

حکمت 396
راه خوب زيستن
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: مرگ بهتر از تن به ذلّت دادن و به اندک ساختن بهتر از دست نياز به سوى مردم داشتن است. اگر به انسان نشسته در جاى خويش چيزى ندهند. با حرکت و تلاش نيز نخواهند داد، روزگار دو روز است، روزى به سود تو، و روزى به زيان تو است، پس آنگاه که به سود تو است به خوشگذرانى و سرکشى روى نياور، و آنگاه که به زيان تو است شکيبا باش،
 

حکمت 397
عطر خوب
(تجمّل و زيبايى، بهداشتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:چه خوب است عطر مشک، تحمّل آن سبک و آسان، و بوى آن خوش و عطر آگين است.
 

حکمت 398
ترک غرور و ياد مرگ
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: فخر فروشى را کنار بگذار، تکبّر و خود بزرگ بينى را رها کن، به ياد مرگ باش.
 

حکمت 399
حقوق متقابل پدر و فرزند
(اخلاقى، حقوقى، تربيتى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : همانا فرزند را به پدر، و پدر را به فرزند حقّى است. حق پدر بر فرزند اين است که فرزند در همه چيز جز نافرمانى خدا، از پدر اطاعت کند، و حق فرزند بر پدر آن که نام نيکو بر فرزند نهد، خوب تربيتش کند، و او را قرآن بياموزد.


حکمت 400
شناخت واقعيّت‏ها و خرافات
(علمى، اعتقادى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : چشم زخم حقيقت دارد، استفاده از نيروهاى مرموز طبيعت حقيقت دارد، سحر و جادو وجود دارد، و فال نيک راست است، و رويداد بد را بد شگون دانستن، درست نيست، بوى خوش درمان و نشاط آور، عسل درمان کننده و نشاط آور، سوارى بهبودى آور، و نگاه به سبزه زار درمان کننده و نشاط آور است.
 

Developed by JoomVision.com

حضرت آیت الله سید روح الله الموسوی الخمینی (ره)

پایگاه اینترنتی احادیث

حضرت آیت الله سید روح الله الموسوی الخمینی (ره) حضرت آیت الله سید روح الله الموسوی الخمینی (ره)

عارف ربانی استاد شیخ علی اکبر تهرانی

پایگاه اینترنتی احادیث

عارف ربانی استاد شیخ علی اکبر تهرانی عارف ربانی استاد شیخ علی اکبر تهرانی

حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (مدظلّه العالی)

پایگاه اینترنتی احادیث

حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (مدظلّه العالی) حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (مدظلّه العالی)

حضرت آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب (ره)

پایگاه اینترنتی احادیث

حضرت آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب (ره) حضرت آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب (ره)

شهید حاج شیخ احمد کافی (ره)

پایگاه اینترنتی احادیث

شهید حاج شیخ احمد کافی (ره) شهید حاج شیخ احمد کافی (ره)

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

قابل توجه کاربران گرامی ، اگر شبهه و یا پرسشی درباره حدیثی به ذهن شما خطور کرد یا برای فهم حدیثی احتیاج به توضیح داشتید، با شماره تلفن های زیر که مربوط به دانشگاه علوم حدیث / بخش پرسشهای حدیثی است ، از ساعت 7:30 صبح تا 14:30 تماس حاصل فرمایند :

 55952727 -021  

7783030 -0251

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 189 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام )
شنبه, 13 مهر 1392
طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) این قصه را مرحوم... ادامه مطلب...
امام جواد (علیه السلام ) با بركت ‌ترين مولود در اسلام
یکشنبه, 07 مهر 1392
امام جواد (علیه السلام ) با بركت ‌ترين مولود در اسلام شب دهم ماه رجب شب... ادامه مطلب...
شرمندگی و سرافکندگی معاویه در مقابل امام حسن مجتبی (ع)
شنبه, 21 اردیبهشت 1392
داستانی از معاویه ( علیه اللعنة و الهاویة ) نقل شده که وقتی در زمان حکومت خودش... ادامه مطلب...
حدیث عنوان بصری { خودسازی در کلام امام صادق (ع) }
یکشنبه, 06 فروردین 1391
روایت عنوان بصری یکی از دستور العمل های بسیار مهمّ وجود مقدس امام صادق (ع) است... ادامه مطلب...
فضائل و مناقب امام حسن عسکری (ع)
سه شنبه, 11 بهمن 1390
  قطب راوندی می گوید : حسن بن علی عسکری (علیه السلام) اخلاقش مانند اخلاق... ادامه مطلب...
احادیث امام حسین (علیه السلام)
چهارشنبه, 02 آذر 1390
امام حسین (ع) : ای پسر آدم همانا تو مانند روزگاری ، هر روزی که بر تو بگذرد قسمتی... ادامه مطلب...
سخنانى كوتاه از امام كاظم عليه السّلام كه در همين زمينه ‏ها (پند و حكمت و غيره) روايت شده است
یکشنبه, 28 بهمن -2
   1- آن كس كه در باره خدا انديشه می ‏كند سزاست كه خداوند را در روزى، كند كار... ادامه مطلب...
سفارش امام كاظم عليه السّلام به هشام و توصيف او از خرد
یکشنبه, 28 بهمن -2
همانا خداوند تبارك و تعالى خردمندان و فهميدگان را در كتابش بشارت داده و... ادامه مطلب...
احادیث امام کاظم (ع)
جمعه, 20 آبان 1390
حضرت موسی بن جعفر (ع) به یکی از شیعیان خود فرمود : فلانی ، پرهیزکاری خدا را... ادامه مطلب...
گفتاری از حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی در مورد حضرت امام کاظم (ع)
دوشنبه, 30 آبان 1390
  توطئه ي هارون براي شهادت امام كاظم (ع) فردا، 25 رجب، روز شهادت حضرت امام كاظم... ادامه مطلب...
رضایت به گناه همچون شرکت در ارتکاب گناه
جمعه, 09 اسفند 1392
رضایت به گناه همچون شرکت در ارتکاب گناه حضرت صالح (علیه السلام ) از نظر... ادامه مطلب...
این زخم یادگار جنگ صفین است !!!!!
چهارشنبه, 09 بهمن 1392
مرحوم علامه مجلسی (ره) در کتاب بحارالانوار جلد 13 صفحه 82 از کتاب کشف الغمه نقل... ادامه مطلب...
آیات قرآن در خصوص عدم رضایت به کار بد دیگران
جمعه, 25 بهمن 1392
قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ ( الشعراء  آیه  ۱۶۸) (حضرت لوط... ادامه مطلب...
امر به معروف و نهی از منکر در کلام عالم ربانی ملا مهدی نراقی صاحب کتاب جامع السعادات
یکشنبه, 28 بهمن -2
سستى و مسامحه در امر به معروف و نهى از منكر سبب اين خوى يا ضعف و كوچكى نفس است... ادامه مطلب...
شرح فراز وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ زیارت جامعه کبیره
جمعه, 15 شهریور 1392
وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ [ما اقرار و... ادامه مطلب...
فضیلت اصلاح ذات البین
پنجشنبه, 09 خرداد 1392
فضیلت اصلاح ذات البین           وَ أَصْلِحُواْ ذَاتَ... ادامه مطلب...
تصویر
شرح حال حجر بن عدي سلام الله عليه
سه شنبه, 17 اردیبهشت 1392
هتك حرمت مرقد مطهر صحابي جليل القدر حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و ياور... ادامه مطلب...
حکایاتی از صابران
جمعه, 30 فروردین 1392
صبر پیرزن متخلق به اخلاق قرآنی بر از دست دادن فرزندش این داستان از... ادامه مطلب...
روایات درباره فضیلت ماه شعبان
سه شنبه, 30 خرداد 1391
امام صادق (ع) فرمود : روزه ماه رمضان ذخیره بنده برای روز قیامت است ، هیچ بنده... ادامه مطلب...
مبحث اسراف از کتاب گناهان کبیره
شنبه, 07 مرداد 1391
معنی اسراف و انواع آن اسراف به معنی تجاوز از حد و زیاده روی کردن است و آن یا از... ادامه مطلب...
شهوتی که غصه های زیادی در پی دارد .....
جمعه, 05 خرداد 1391
مولا علی (ع)  فرموده اند  : چه بسا لذت کوتاه و شهوت زود گذری که غصه های... ادامه مطلب...
راه ها و دستورهاى پيشگيرى و درمان عمل شنیع استمناء
دوشنبه, 25 اردیبهشت 1391
راه ها و دستورهاى پيشگيرى و درمان عمل شنیع استمناء گام نخست 1- نخستين... ادامه مطلب...
سخنان شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) از کتاب گناهان کبیره درباره حرمت استمناء
دوشنبه, 25 اردیبهشت 1391
در این قسمت سخنان شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) از کتاب گناهان... ادامه مطلب...
ارزش‏ها و ويژگی ‏هاى قرآن‏ از زبان مولی الموحدین آقا امیرالمومنین علی (ع)
چهارشنبه, 13 اردیبهشت 1391
امام علی (ع) : قرآن نورى است كه خاموشى ندارد ، چراغى است كه درخشندگى آن زوال... ادامه مطلب...
تصویر
معرفی تالیفات شهید آیت الله دستغیب (ره)
جمعه, 18 آذر 1390
  صلوة الخاشعین - داستانهای شگفت - گناهان کبیره - قلب سلیم - قیام حسینی (ع) -... ادامه مطلب...