gototopgototop

سخنان حضرت علی عليه السّلام هنگام به خاك سپردن سيّده زنها فاطمه عليها السّلام

میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

نهج البلاغه خطبه 193 : از سخنان حضرت علی عليه السّلام است، از آن بزرگوار روايت شده هنگام به خاك سپردن سيّده زنها فاطمه عليها السّلام اين سخن را فرموده‏
مانند اينكه با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله جلو آرامگاه آن حضرت راز می ‏گويد :
1 درود بر تو اى رسول خدا از من و از دخترت كه در جوار تو فرود آمده (در قبرستان بقيع يا در خانه ‏اش يا در روضه پيغمبر اكرم دفن گرديد) و بزودى بتو پيوست (بنا بر مشهور هفتاد و پنج روز بعد از پدر بزرگوارش در دنيا زندگانى نمود) 2 اى رسول خدا شكيبائى من از (مفارقت و جدائى) برگزيده تو كم گرديد، و طاقت و توانائى من از (رفتن) او از دست رفت، ولى براى من پس از ديدار مفارقت و جدائى تو و سختى مصيبت و اندوه تو شكيبائى جا دارد (هر چند مصيبت مفارقت فاطمه عليها السّلام جانگداز است ولى از مصيبت مفارقت تو سخت تر نيست، و چون بر آن مصيبت شكيبائى نمودم در اين مصيبت هم شكيبا خواهم بود) در حالي كه من سرت را بر لحد آرامگاهت‏ نهادم، و بين گردن و سينه ‏ام جان از تنت خارج شد (با اين همه مهر و علاقه معلوم است كه چه كشيده ‏ام ولى باز جاى صبر و شكيبائى است، زيرا) ما مملوك خدا هستيم و بسوى او باز می ‏گرديم (جان ما در اختيار او است و اين جهان جاى ماندن نمی ‏باشد، پس همه بسوى تو آمده بار عمل آنجا بگشائيم) 3 همانا امانت (فاطمه عليها السّلام) پس گرفته و گروگان دريافت شد، ولى (در اين مصيبت) همواره بعد از اين در اندوه بوده شبم به بيدارى خواهد گذشت تا اينكه خداوند براى من سرائى كه تو در آن اقامت گزيده ‏اى اختيار نمايد (مرا بتو ملحق فرمايد) 4 و به همين زودى دخترت بتو خبر خواهد داد اجتماع امّت تو را برستم به آن مظلومه (حقّش را نشناخته، پهلويش را شكسته و جنينش را سقط و فدكش را غصب كردند) پس همه سرگذشت را از او سؤال كن و چگونگى رفتارشان را با ما بپرس، اين همه ستمگرى از ايشان بر ما وارد شده در حالي كه از رفتن تو مدّتى نگذشته و ياد تو از بين نرفته بود، 5 و بر هر دو شما درود باد درود وداع كننده (با محبّت و دوستى) نه درود خشمگين و رنجيده و دلتنگ، پس اگر بروم نه از بى علاقه ‏گى است و اگر بمانم نه از بد گمانى است به آنچه خداوند به شكيبايان وعده داده (از نزد شما می ‏روم در حالي كه همه جا به ياد شما هستم).ترجمه و شرح نهج البلاغة (فيض الإسلام)، ج‏4، ص: 652

 

امام على عليه السلام ـ هنگام خاكسپارى فاطمه عليها السلام ـ فرمود : سلام بر تو ـ اى رسول خدا ـ از من و دخترت ، كه در كنارت آرميده و زودتر[از ديگران] به تو رسيده . اى رسول خدا ! از جدايى دردانه دخترت صبرم لبريز گشته و تاب توان از كفم رفته است . اما ، يادآورى فراق جانگداز تو و مصيبت بزرگ از دست رفتن تو در اين هنگام ، مايه تسلاّى من است ؛ زيرا هرگز از ياد نمى برم آن لحظاتى را كه سرت به سينه من بود و در آغوش من جان دادى و من با دست خود سر تو را بر سنگ آرامگاهت نهادم . همه ما از آن خداييم و همگى به سوى او باز مى گرديم . اينك امانتى [كه به من سپرده بودى ]بازگردانيده شد و گروگان دريافت شد . امّا از اين پس ، اندوه من [از غم فراق شما ]هميشگى خواهد بود و شبهايم به بيدارى خواهد گذشت ، تا آن گاه كه خداوند سرايى را كه تو در آنى ، برايم برگزيند . بزودى دخترت تو را از ستمها و حق كشيهايى كه امّتت ، همداستان ، در حقّ او روا داشتند ، آگاه خواهد ساخت . همه وقايع را از او بپرس و اخبار اوضاع و احوال را از وى جويا شو . اين ستمها در حالى شد كه هنوز از رفتن تو مدتى نگذشته ، و يادت از ميان نرفته بود . بدرودتان باد ، بدرودى وداع گونه ، نه از سر نفرت و بيزارى. پس اگر از نزد شما بروم ، به سبب ملال و بى علاقگى نيست و چنانچه بمانم نه از آن روست كه به آنچه خداوند به شكيبايان وعده داده است ، بد گمانم .  میزان الحکمة جلد 1 صفحه 310