gototopgototop

اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) موجب {نظم شریعت و ملّت} و {امامت اهل بیت (علیهم السلام} جلوگیر از تفرقه

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

 

وَإطَاعَتَنَا (در نسخه ی دیگر : وطَاعَتَنَا ) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً مِنَ الْفُرْقَة.   بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏29، ص: 223

حضرت زهرا (سلام الله علیها) در فرازی از خطبه فدکیه فرموده اند : و (خداوند) اطاعت ما را آیین و نظامِ ملّت و امامت و پیشوایی ما را برای در امان ماندن از پراکندگی قرار داد.

هر امّتی که بخواهد زندگی کند ، ناچار باید یک نظام حاکم برای خود انتخاب کند.نظام کلمه ای است گسترده که مصادیق و معانی فراوانی در بر دارد. در حقیقت تشکیل حکومت ، تشکیل وزارت خانه ها ، تنظیم ادارات ، قانون گذاری و صدور فرمان ها در فرصت های مناسب را نظام می گویند که طبعاً باید آن را پیاده کرد و در برابر آن تسلیم بود.

پس اگر نظام صالح باشد ، صلاح در شهرها و زندگانی بندگان انتشار خواهد یافت و اگر فاسد باشد ، فساد در خشکی و دریا ظاهر خواهد گردید.

امّت اسلامی - که خود را پیشاپیش و پیش تاز امّت های پیش رفته ی حاضر می داند- باید نظامی داشته باشد. خداوند برای ملّت اسلام اطاعت اهل بیت را نظام قرار داده است. معنی این سخن آن است که پروردگار متعال ره بری عامّ مطلق و عالی و تسلّط کامل را فقط برای ائمّه ی دوازده گانه علیهم السلام - که عترت رسول خدایند - قرار داده است و چنین نیست که هرکس زمام حکومت را در دست گرفت یا بر منصب ره بری تکیه زد ، اطاعتش واجب و حکمش نافذ باشد.

خدای - تعالی - فرمان بردن از ائمّه ی اهل بیت (علیهم السلام) را وسیله انتظام مسلمانان قرار داد و نظام اسلامی را به اطاعت از آنان امر فرمود ؛ زیرا که حضرت حق عزّوجل به آنان توشه هایی فراوانی از مواهب عنایت فرموده و اهلیّت این کار و منصب خطیر را به آنان مرحمت داشته است. آنان نیز به آنچه که باعث نفع و سود اجتماع اسلامی خواهد گردید و یا به اجتماع زیان و ضرر خواهد رسانید و به آن چه مایه ی صلاح یا فساد آنان است ، احاطه ی علمی قطعی دارند. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) نیز آنان را هم تای قرآن قرار داده اند ، آن جا که می فرمایند :

 إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ : كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ وَ إنَّکُم لَن تَضِلُّوا مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما. {برای نمونه ، رک .وسائل الشّیعه ، جلد 18 ، ص19 - بحارالانوار ، جلد 2 ص 226 و 285 }     

(( من در میان شما دو شیء گران قدر و سنگین می نهم : کتاب خدا و عترتم را که اهل بیت من اند. آن دو از یک دیگر جدا نمی شوند تا آن که (در قیامت) در حوض کوثر بر من وارد شوند. شما نیز - تا گاهی که به این دو چنگ زنید - گم راه نخواهید شد.))

قبلاً گفتیم که صدّیقه طاهره (علیها السلام) از قرآن - به عنوان یادگاری که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مانده است - و نیز اموری که مربوط به عظمت قرآن است ، سخن به میان آورد. آن گاه به سوی فلسلفه ی احکام توجّه فرمود و سرانجام به ثَقَل ثانی - که عترت ، یعنی اهل بیت پیامبرند - متوجّه گردید ؛ همان کسان که به اولوالأمر معروف اند و قرآن کریم اطاعت آنان را واجب فرموده است :

أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنكم - نساء آیه 59-

( از خدا و پیامبر و صاحبان فرمان اطاعت نمایید. )

به خدا سوگند ، اگر مسلمانان از روز نخست به اهل بیت مجال داده بودند و از آنان اطاعت می کردند ، دنیا روح و ریحان و جنّت و نعیم می شد و در طول قرون ، سعادت شامل حال همه ی طبقات بشر می گردید. این همه فساد و کشتار روی زمین اتّفاق نمی افتاد و این همه اموال از دست صاحبانش گرفته نمی شد و این همه آبرو هتک نمی گردید و این همه انسان در معرض ظلم قرارنمی گرفتند و این همه نادانی و بی سوادی و از هم پاشیدگی اخلاقی و عقب ماندگی در میان امّت اسلامی به وجود نمی آمد و در روی زمین از فقر و محرومیّت اثری باقی نمی ماند و از گرسنگی و فشار بر روی دین داران نشانی هویدا نبود.

ما در شرح کلمات حضرت فاطمه ی زهرا (علیها السلام) هستیم و سخن در این مقوله به درازا کشید ؛ در حالی که این مطلب به تفصیل فراوان تری هم نیازمند است و ما نیز می دانیم که در این کتاب نمی توانیم حقّ مطلب را ادا کنیم. بحث از رهبری در اسلام یا امامت به صورت صحیح آن ، بحثی است مشروح و وسیع که به وسعت فراوانِ وقت و صفحات فراوان و تحلیل و تحقیق کامل و شامل نیاز دارد.

 وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً ( در نسخه ی دیگر : لًّما ) مِنَ الْفُرْقَة

امام (بر وزن کتاب) یعنی مقُتدا. توجّه کنید که چگونه مأمومین در اعمال نماز ، از قیام تا رکوع و سجود و غیر آن ، به امام جماعت اقتدا می کنند. امام جماعت در افعال معدود و محدودی رهبر و پیشواست و به همین علّت گفته می شود : امام نماز جماعت یا امام جماعت در نماز.

ولی امامت کُبری - که عبارت است از خلافت عُظمی - منصبی است آسمانی و منزلتی است که از سوی خدای متعال معیّن می گردد ؛ زیرا که این مقام از نظر اهمّیّت و عظمت تالیِ مقام نبوّت است. ببینید که چگونه اولیاء الله از خدای - تعالی - می خواهند که آنان را به این منزلت رفیع و مرتبه ی بلند برساند.

این ابراهیم خلیل (علیه السلام) است که از سوی خدای - تعالی - به وی چنین خطاب می گردد : ( إِنىّ‏ِ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا- بقره آیه124 ) یعنی امام و پیشوایی که مردم در افعال و اقوال به او اقتدا نمایند و کسی که به تدبیر امور امّت و سیاست و راه بری آن ، مجازات جنایت کاران ، تعیین حاکمان ، اقامه ی حدود بر افراد مختلف و نبرد و پیکار با کسانی که با امّت به کید و مکر برخاسته اند و دشمنی می نمایند ، قیام می کند. مسلّماً مراد از امامت در این جا نبوّت نیست ؛ زیرا در آن هنگام و موقع نزول این فرمان الاهی ، حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) نبی بود و خدای - تعالی - در این جا مقام امامت را به منصب نبوّت اضافه فرموده است.

خواننده عزیز ، هنگامی که به این فرموده ی خدا : (إِنىّ‏ِ جَاعِلُكَ..... ) دقیق بنگرید ، برایتان روشن خواهد شد که تعیین امام شأن حضرت حقّ است و مردم را نرسد که خود برای خویشتن - آن هم بر اساس آرای شخصی و خواسته های فردی - امام برگزینند.

اگر در بقیّه ی آیه تدبّر کنید ، حقایق دیگری برایتان روشن خواهد شد. ( وَ مِن ذُرِّيَّتىِ ؟ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِين‏) ؛ یعنی هنگامی که خدای - تعالی - منصوب شدن به منصب امامت را به وی اعلام کرد ، ابراهیم (علیه السلام) عرض کرد : ( در فرزندانم نیز ؟) ؛ یعنی خدایا ؛ در فرزندان من نیز این منصب را جاری فرموده این افتخار را نصیبشان فرما. خدای تعالی فرمود : ( عهد من به ستم کاران نمی رسد ) مجاهد {مجاهد بن جَبر (21-104ق) از تابعین و مفسّران اهل مکّه} گوید : عهد یعنی امامت.

از دو امام بزرگوار ، حضرت باقر و حضرت صادق (علیهما السلام) ، نقل است که ظالم نمی تواند امام وپیشوای مردم باشد. این مطلب بر عصمت ائمه (علیهم السلام) دلالت دارد ؛ زیرا که خدای سبحان این مطلب را که عهد او - که در این جا مقصود امامت است - به ظالم برسد ، نفی فرموده است. آن کس که معصوم نیست ، ظالم خواهد بود ؛ یا به خود یا به دیگران.

اگر در این آیات روشن تأمّل کنید ، برایتان واضح خواهد گردید که منصب های الاهی و آسمانی باید که از سوی خدای متعال تعیین شود. برای نمونه ، به آیات زیر دقّت فرمایید :

يَادَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فىِ الْأَرْض‏- سوره ص آیه 26-

( داوود ! ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم )

وَ جَعَلْنَا فىِ ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتَاب‏ - سوره حدید آیه 27 -

( در اولاد آن دو (نوح و ابراهیم علیهما السلام) نبوّت و کتاب را قرار دادیم )

وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسىَ الْكِتَابَ وَ جَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَرُونَ وَزِيرًا - سوره فرقان آیه 36

( ما به موسی (علیه السلام) کتاب دادیم و هم راه با وی ، برادرش هارون (علیه السلام) را وزیر قرار دادیم.)

وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا - سوره انبیاء آیه 73 -

(ما آنان (ابراهیم و اسحاق و یعقوب و لوط علیهم السلام) را پیشوایانی قرار دادیم که (مردم را) به امر ما هدایت می کنند)

 إِنىّ‏ِ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا - سوره بقره آیه 125 -

((ای ابراهیم ،) همانا من تو را برای مردم امام قرار می دهم)

 وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا - سوره فرقان آیه 74 -

(و ما را برای پرهیزکاران پیشوا قرار بده)

وَ اجْعَل لىّ‏ِ وَزِيرًا مِّنْ أَهْلىِ*هَارُونَ أَخِى* - سوره طه آیات 29 و 30 -

( (خدایا،) برای من ، دست یاری از خانواده ام قرار ده ؛ هارون ، برادرم را.)

در آیات دیگری هم کلمات جَعَلنا ، وَاجعَلنا ، جَعَلناهُم  و مانند آن ها وجود دارد که در آن ها بحث (جعل تشریعی) آمده است.

در این جا حضرت فاطمه زهرا (علیهما السلام) می فرماید : وَ إِمَامَتَنَا و منظور ایشان از این کلمه ، امامت ائمّه ی اثنا عشر و شخص همسر گران قدرش ، ابوالائمه ، حضرت علیّ بن ابی طالب (علیه السلام) ، است.

ترجمه کتاب (فاطِمَة الزَهراء مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَّحد) تألیف مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی (رضوان الله تعالی علیه) صفحه 450 الی 455