gototopgototop

حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)

میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

ويژگىِ عاقل

نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل در رسد ، غم را با دورانديشى مى رانَد و درگاه عقل را براى چاره جويى مى كوبد ..نزهة الناظر : ص ۸۴ ح ۱۳ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 19

آنچه موجب كمال عقل است

نزهة الناظر :نزد معاويه ، سخن از عقل به ميان آمد . امامِ شهيد حسين بن على عليه السلام فرمود : «عقل ، جز با پيروى از حق ، كامل نمى شود» .
معاويه به او لبخندى زد و گفت : در سينه هاى شما ، جز يك چيز نيست . نزهة الناظر : ص ۸۳ ح ۱۲ ، أعلام الدين : ص ۲۹۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۲۷ ح ۱۱ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 21 

عقل اولياى الهى

مهج الدعواتـ از امام حسين عليه السلام ، در توصيف اولياى الهى (دوستان خداوند) ـ: عقل هايشان را مركز امر و نهى هايت قرار دادى و هر گاه چيزى بخواهى ، از درون آنها ، انگيزه هايى را كه در آنان نهفته اى ، به حركت در مى آورى و اراده خودت را به آنها فهمانده ، بر زبان هايشان مى رانى . با عقل هايى كه تو را مى خوانند و با حقيقت هايى كه تو به آنان بخشيده اى ، به سوى تو دعوت مى كنند . مهج الدعوات : ص ۶۸ ، بحار الأنوار : ج ۸۵ ص ۲۱۴ ح ۱ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 21 

نشانه دانشمند

تحف العقول از امام حسين عليه السلام ـ: از نشانه هاى دانشمند ، نقد كردن گفته خود و آگاهى به حقايق فنّ مناظره است .تحف العقول : ص ۲۴۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۸ ص ۱۱۹ ح ۱۴ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 25

محاضرات الاُدباءـ از امام حسين عليه السلام ـ: اگر همه گفته هاى عالِم ، نيكو و درست بود ، ممكن بود كه بر اثر خودبينى ديوانه شود ؛ بلكه همانا عالِم ، كسى است كه گفته هاى درستش فراوان باشد . محاضرات الاُدباء : ج ۱ ص ۵۰ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 25

نقش دانش در شناخت

أعلام الدين از امام حسين عليه السلام ـ: دانش، بارور كننده معرفت (شناخت) است . أعلام الدين : ص۲۹۸ ، نزهة الناظر : ص۸۸ ح۲۸ وفيه «ذرأ اللّه العلم ...» ، بحار الأنوار : ج۷۸ ص۱۲۸ ح ۱۱ ،  دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 27

حجاب شناخت

مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ـ به نقل از عبد اللّه بن حسن ـ: هنگامى كه عمر بن سعد ، يارانش را براى جنگ با امام حسين عليه السلام آماده كرد و آنها را در جايگاه خود ، مرتّب كرد و پرچم ها را در جاهاى خود نهاد ، امام حسين عليه السلام نيز يارانش را در جناح راست و چپ ، مرتّب كرد و آنان ، امام حسين عليه السلام را از هر سو ، مانند حلقه اى در ميان گرفتند . در اين هنگام، امام حسين عليه السلام از جمع يارانش بيرون آمد و نزديك سپاه عمر سعد آمد و از آنان خواست كه ساكت شوند ؛ امّا آنان نپذيرفتند .
امام عليه السلام به آنها فرمود : «واى بر شما ! چه زيانى مى كنيد اگر ساكت شويد و به سخن من ، گوش بسپاريد ، در حالى كه من ، فقط شما را به راه هدايت ، فرا مى خوانم ؟ هر كس مرا فرمان بَرَد ، از ره يافتگان است و هر كس نافرمانى كند ، از هلاك شدگان ، و همه شما از فرمان من ، سرپيچى مى كنيد و به گفته ام گوش نمى دهيد ؛ زيرا عطاياى شما را از حرام پرداخته اند { منظور، آن است كه پاداش ها و هديه هاى پرداخت شده به آنان از بيت المال، به ناحق و حرام بوده است} و درونتان ، از حرام ، پُر شده است و از اين رو ، خداوند ، بر دل هايتان مُهر زده است» . مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي : ج ۲ ص ۶ ؛ بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۸  ،  دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 27

 

ارزش آموزگار و راه نما

الاحتجاج   به سندش ، از امام حسين عليه السلام ـ: هر كس عهده دار يتيمى از ما شود كه محنتِ غيبت ما ، او را از ما جدا كرده است و از دانش هاى ما كه به دستش رسيده ، به او سهمى دهد تا ارشاد و هدايتش كند ، خداوند عز و جل به او مى فرمايد : «اى بنده بزرگوار شريك كننده برادرش ! من در كَرَم كردن ، از تو سزاوارترم . فرشتگان من ! براى او در بهشت ، به عدد هر حرفى كه ياد داده است ، هزار هزار ، كاخ قرار دهيد و از ديگر نعمت ها ، آنچه را كه لايق اوست ، به آنها ضميمه كنيد» . الاحتجاج : ج ۱ ص ۱۱ ح ۵ عن محمّد بن زياد وعليّ بن محمّد بن سيّار عن الإمام العسكري عن آبائه: ، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري۷ : ص ۳۴۱ ح ۲۱۸ ، الصراط المستقيم : ج ۳ ص ۵۵ ، وفيهما عن الإمام العسكريّ عنه۸ ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۴ ح ۵ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 29 

 التفسير المنسوب إلى الإمام العسكرى عليه السلام :حسين بن على عليه السلام به مردى فرمود : «كدام يك را دوست تر مى دارى : مردى اراده كشتن بينوايى ضعيف را دارد و تو، او را از دستش مى رَهانى ، يا مردى ناصبى كه اراده گم راه كردن مؤمنى بينوا و ضعيف از پيروان ما را دارد ، امّا تو دريچه اى [از علم] را بر او مى گشايى كه آن بينوا ، خود را بِدان ، نگاه مى دارد و با حجّت هاى خداى متعال ، خصم خويش را ساكت مى سازد و او را مى شكند ؟» .
[سپس] فرمود : «حتما رهاندن اين مؤمن بينوا از دست آن ناصبى . بى گمان ، خداى متعال مى فرمايد : «و هر كه او را زنده كند ، گويى همه مردم را زنده كرده است ؛ سوره مائده آیه 32 » ؛ يعنى هر كه او را زنده كند و از كفر به ايمان ، هدايت كند ، گويى همه مردم را زنده كرده است ، پيش از آن كه آنان را با شمشيرهاى تيز بكُشد» . التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري۷ : ص ۳۴۸ ح ۲۳۱ ، بحار الأنوار : ج ۲ ص ۹ ح ۱۷ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 31 

مسند زيد :حسين بن على عليه السلام فرمود : «هر كس انسانى را از گم راهى به معرفت حق ، فرا بخواند و او اجابت كند ، اجرى مانند آزاد كردن بنده دارد». مسند زيد : ص ۳۹۰ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 31 

علّت آفرينش

علل الشرائع به نقل از سلمة بن عطا ، از امام صادق عليه السلام ـ: حسين بن على عليه السلام بر يارانش در آمد و فرمود : «اى مردم ! خداوند بزرگِ بِشْكوه ، بندگانش را نيافريده ، جز براى آن كه او را بشناسند و چون او را شناختند ، عبادتش كنند و چون عبادتش كردند ، با عبادت او ، از عبادت جز او ، بى نياز شوند» .
پس مردى گفت : اى فرزند پيامبر خدا ! پدر و مادرم فداى تو ! معرفت خدا، يعنى چه ؟
فرمود : «شناخت مردم هر عصر نسبت به امامى كه اطاعتش بر آنان، واجب است» .{يعنى لازمه معرفت وايمان حقيقى به خداوند متعال ، شناخت امام هر عصر است}علل الشرائع : ص ۹ ح ۱ ، كنز الفوائد : ج ۱ ص ۳۲۸ عن مسلمة بن عطا ، بحار الأنوار : ج ۵ ص ۳۱۲ ح ۱ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 63

ويژگى عارف

جامع الأخبار :حسين بن على عليه السلام ، هر گاه وضو مى گرفت ، رنگش دگرگون مى شد و اندامش به لرزه مى افتاد . راز آن را جويا شدند . فرمود : «كسى كه در پيشگاه خداوندِ فرمان رواىِ جبّار مى ايستد ، سزاوار است كه رُخش زرد شود و بندْبندش بلرزد» .جامع الأخبار : ص ۱۶۶ ح ۳۹۷ ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۱۴ وفيه «إنّ الحسن بن عليّ ...» ،  دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 85

الأمالى ، طوسی ـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مناسك حَجّة الوداع را تمام كرد ، بر مَركبش سوار شد و با اين گفته آغاز كرد : «جز مسلمان ، به بهشت در نمى آيد» .
ابو ذر غِفارى برخاست و گفت : اى پيامبر خدا! اسلام چيست؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اسلام ، [مانند انسانِ] برهنه اى است كه پوشش آن ، پرهيزگارى ، و زيورش حيا ، و تكيه گاهش پارسايى ، و زيبايى اش ، طاعت ، و دستاوردش، كار شايسته (عمل صالح) است . هر چيزى ، اساسى دارد و اساس اسلام ، محبّت ما اهل بيت است» . دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه91  ، الأمالي للطوسي : ص ۸۴ ح ۱۲۶ ، بشارة المصطفى : ص ۹۲ كلاهما عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عن أبيه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۳۷۹ ح ۲۷ ؛ كنز العمّال : ج ۱۱ ص ۵۳۹ ح ۳۲۵۲۳ نقلاً عن ابن النجّار وفيه «الإسلام عريان ، فلباسه الحياء وزينته الوفاء ومروءته العمل الصالح وعماده الورع ولكل . . .» وراجع : تحف العقول : ص ۳۰۷ 

اسباب سعادت

الإقبال از امام حسين عليه السلام ، در دعاى عرفه ـ: خدايا! مرا چنان بيمناك قرار ده كه گويى تو را مى بينم و با پرواى از خودت، سعادتمندم كن و با معصيتت ، مرا بدبخت مكن و در قضايت ، خير را برايم برگزين و تقديرت را برايم مبارك كن تا آن جا كه تأخيرِ آنچه را جلو انداخته اى و تعجيلِ آنچه را عقب انداخته اى ، دوست نداشته باشم . الإقبال : ج ۲ ص ۷۸ ، البلد الأمين : ص ۲۵۳ ، بحار الأنوار : ج ۹۸ ص ۲۱۸ ح ۳ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 107

مهج الدعوات از امام حسين عليه السلام ، از آنچه در قنوتش مى گفت ـ: خدايا! من با همه اينها به تو پناهنده مى شوم و به چاره جويى و نيروى تو پناه مى برم ، و به حكم تو ـ كه با علم خود ، آن را به سوى من رانده اى ـ خشنودم و به هر جا روانه ام كنى ، مى روم . هر چه تو قصد كرده اى ، قصد مى كنم و در آنچه تو را از من راضى مى كند ، از جانم دريغ نمى كنم ؛ چرا كه تو مرا بدان، راضى داشته اى .  مهج الدعوات : ص ۶۸ ، بحار الأنوار : ج ۸۵ ص ۲۱۴ ح ۱ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 119

الفتوح  از امام حسين عليه السلام در آنچه به خواهرش زينب عليهاالسلام هنگام فرود آمدن به كربلا فرمود ـ: اى خواهر ! به تسليت الهى، تسلّى بگير و به قضاى الهى، راضى باش، كه ساكنان آسمان ها فنا مى شوند و زمينيان مى ميرند و هيچ آفريده اى باقى نمى ماند و هر چيزى هلاك مى شود ، جز ذات خدا . حكم ، از آنِ اوست و به سوى او باز مى گرديد و محمّد صلى الله عليه و آله ، الگوى من و تو و هر مرد و زن مسلمان است . الفتوح : ج ۵ ص ۸۴ ، مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي : ج ۱ ص ۲۳۷ ؛ الملهوف : ص ۱۴۱ ، مثير الأحزان : ص ۴۹ كلّها نحوه ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 119 

ياد آخرت

إرشاد القلوب :امام حسين عليه السلام فرمود : «اى آدمى زاده ! بينديش و بگو : كجايند پادشاهان دنيا و صاحبان آن ، كه آبادش كردند و در آن، جوى ها كَندند و درخت ها نشاندند و شهرها ساختند ؟! از آن ، دلگيرانه جدا شدند و به قومى ديگرش وا نهادند و ما نيز به زودى به آنها ملحق مى شويم .
اى آدمى زاده ! بر خاك افتادنِ (مُردنِ) خود را به ياد داشته باش و نيز خوابيدنت در قبر و ايستادنت را در پيشگاه خدا . اعضاى بدنت ، در روزى كه گام ها در آن مى لغزند ، عليه تو گواهى مى دهند و جان ها به گلو مى رسند و چهره هايى سفيد مى شوند و چهره هايى سياه ، و درون ها آشكار مى شوند و ترازوى عدالت ، به ميان آورده مى شود .
اى آدمى زاده ! بر خاك افتادن پدران و پسرانت را به ياد داشته باش كه چگونه بودند و به كجا در آمدند ، كه تو هم به زودى در همان جا جاى مى گيرى و عبرتى براى عبرت گيرنده مى شوى» .
سپس، اين شعر را خواند :

«كجايند پادشاهانى كه دنيا از حفظ كردنشان خوددارى كرد ؛ تا اين كه ساقى دنيا، جرعه مرگ به آنان نوشانيد؟
آن شهرهاى بى سكنه در كرانه ها  ، دوباره ويران شدند و سازنده هايشان ، طعم مرگ را چشيدند .
مال هايمان را براى وارثان ، گِرد مى آوريم  ،  و خانه هايمان را براى خراب شدن به دست روزگار، مى سازيم» .إرشاد القلوب : ص ۲۹ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 125

فناى دنيا و بقاى آخرت

كامل الزيارات  به نقل از مُيَسِّر بن عبد العزيز ، از امام باقر عليه السلام ـ: حسين بن على عليه السلام از كربلا به محمّد بن على (ابن حنفيّه) چنين نوشت : «به نام خداوند بخشنده مهربان . از حسين بن على به محمّد بن على و ديگر افراد بنى هاشم كه نزد اويند . امّا بعد ، گويى كه دنيا نبوده و گويى كه آخرت ، همواره بوده و هست . والسّلام !» . كامل الزيارات : ص ۱۵۸ ح ۱۹۶ ، بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۸۷ ح ۲۳ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 127 

مرگ مؤمن

معانى الأخبارـ از امام زين العابدين عليه السلام ، از امام حسين عليه السلام ـ: مرگ ، جز پلى نيست كه شما را از ترس و سختى به سوى بهشت گسترده و نعمت جاويد ، عبور مى دهد . پس كدام يك از شما ناخوش دارد كه از زندان به كاخ منتقل شود؟! و آن براى دشمنان ، جز مانند اين نيست كه از كاخ به زندان و عذاب ، منتقل مى شود.
پدرم [على عليه السلام ] از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم نقل كرد كه : «دنيا ، زندانِ مؤمن و بهشتِ كافر است و مرگ ، پل اينها به بهشتشان و پل آنان به دوزخشان است» . نه دروغ گفتم و نه به من ، دروغ گفته شده است . معاني الأخبار : ص ۲۸۹ ح ۳ ، الاعتقادات : ص ۵۲ ، بحار الأنوار : ج ۴۴ ص ۲۹۷ ح ۲ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه131

 

 

خانه عمل

 

بستان الواعظين ، ابو الفرج ابن جوزى :گفته شده است كه حسين عليه السلام چون قبرها را مى ديد ، مى فرمود : «چه ظاهرِ زيبايى و چه مصيبت هايى در درون آنهاست! خدا را ، خدا را ، بندگان خدا ! سرگرِم دنيا نشويد كه قبر ، خانه عمل است . عمل كنيد و غفلت نورزيد و بخوانيد :

اى كه به دنيا، سرگرم گشته است ؛ و درازى آرزو ، او را فريفته است!
مرگ ، ناگهان در مى آيد ؛ و قبر ، صندوق عمل است» .بستان الواعظين لأبي الفرج ابن الجوزي : ص ۱۹۴ ؛ إحقاق الحقّ : ج ۱۱ ص ۶۲۸ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 133

گوناگونی پیشوایان

الفتوح :حسين عليه السلام رفت تا به ذات عِرق{ ذات عِرق ، در حدّ فاصل بيابان نَجد در شمال عربستان و سرزمين تهامه،واقع شده و ميقات عراقيان است . نيز گفته شده كه نام كوهى در راه مكّه است }رسيد . در آن جا مردى از بنى اسد به نام بِشْر بن غالب را ديد و از او پرسيد : «از كدام قبيله اى ؟» .
گفت : از بنى اسد .
فرمود : «اى مَرد بنى اسدى! از كجا مى آيى ؟» .
گفت : از عراق .
فرمود : «وقتى عراقيان را ترك كردى ، چگونه بودند ؟» .
گفت : اى فرزند دختر پيامبر خدا ! آنها را در حالى پشتِ سر نهادم كه دل هايشان با تو و شمشيرهايشان با بنى اميّه بود .
حسين عليه السلام به او فرمود : «اى برادر عرب ! راست گفتى . خداى ـ تبارك و تعالى ـ هر چه بخواهد ، مى كند و بر هر چه اراده كند ، حكم مى رانَد» .
مرد اسدى به ايشان گفت : اى فرزند دختر پيامبر خدا! از اين سخن خداى متعال به من خبر ده : «روزى كه هر دسته از مردم را با پيشوايشان، فرا مى خوانيم (الاسراء 71 )» . حسين عليه السلام فرمود : «آرى ، اى مَرد بنى اسدى ! آنها دو گونه پيشوا هستند : پيشواىِ هدايت كه به هدايتْ فرا مى خواند، و پيشواى گم راهى كه به بيراهه فرا مى خوانَد . هر كس ، دعوت پيشواى هدايت را پاسخ دهد ، به بهشتْ ره نمون مى شود و هر كس به پيشواى گم راهى پاسخ گويد ، به دوزخ در مى آيد» .الفتوح : ج ۵ ص ۶۹ ، مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي : ج ۱ ص ۲۲۰ وفيه «فهذا ومن أجابه إلى الهدى في الجنّة وهذا ومن أجابه إلى الضلالة في النار» بدل «فهدى من أجابه . . . . إلخ»  ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 145 

نقش پيشوايى در جامعه

الأمالى ، طوسى ـ به سندش ـ امام حسين عليه السلام ، از امام على عليه السلام از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، از جبرئيل عليه السلام ، از خداى متعال، نقل كرد كه فرمود:«به عزّت و جلالم سوگند ، هر شهروند مسلمانى را كه به ولايت حاكم ستمكارى ـ يعنى حاكمى كه توسّط خداوند، نصب نشده ـ گردن نهد ، عذاب مى كنم ، هر چند در اعمال خود ، نيكوكار و باپروا باشد، و از هر شهروند مسلمانى كه به ولايت حاكم عادلِ منصوب از سوى خداى متعالْ گردن نهد ، در مى گذرم ، هر چند در اعمال خود، ناصالح و گُنهكار باشد» .
عبد اللّه بن ابى يعفور مى گويد : از امام صادق عليه السلام پرسيدم : چه علّتى دارد كه بر اينان كه دين ندارند، هيچ سرزنشى نيست ؟
امام عليه السلام فرمود : «چون زشتكارى هاى حاكم ستمكار ، نيكى هاى پذيرندگان ولايت او را مى پوشانَد و نيكى هاى حاكم عادل ، زشتكارى هاى پذيرندگان ولايتش را مى پوشانَد» .الأمالي للطوسي : ص ۶۳۴ ح ۱۳۰۸ عن حبيب السجستاني عن الإمام الباقر عن أبيه عليهماالسلام ، بحار الأنوار : ج ۲۷ ص ۲۰۱ ح ۶۹ و ۷۰ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 151

فضائل اهل بيت عليهم السلام

الفتوح  از امام حسين عليه السلام ـ: ما اهل بيت طهارتيم كه خداى عز و جل [در باره ما] بر پيامبرش محمّد صلى الله عليه و آله چنين نازل كرد : «خداوند، اراده كرده كه آلودگى را از شما اهل بيت، دور دارد و شما را در كمال پاكيزگى بدارد (سوره احزاب آیه 33 )» . الفتوح : ج ۵ ص ۱۷ ، مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي : ج ۱ ص ۱۸۵ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 169 

المناقب ، ابن شهرآشوب از امام حسين عليه السلام ، در باره سخن خداى متعال : «آنان كه اگر در زمين قدرتشان بدهيم ، نماز برپا مى دارند (حج 41 )» ـ: اين [آيه] ، در باره ما اهل بيت است .المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۴۷ ، تأويل الآيات الظاهرة : ج ۱ ص ۳۴۲ ح ۲۳ ، بحار الأنوار : ج ۲۴ ص ۱۶۶ ح ۱۱، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 170

الفتوح  از امام حسين عليه السلام ـ: ما خاندان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هستيم. حق ، در ميان ماست و زبان ما به حق، گوياست.الفتوح : ج ۵ ص ۱۷ ، مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي : ج ۱ ص ۱۸۵ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 171

دوستی اهلبیت علیهم السلام

شرح الأخبارـ از امام حسين عليه السلام ـ: هر كس ما اهل بيت را به دل دوست بدارد و با زبان و دستش همراه ما بجنگد ، با ما در بهشت، در رَفيقِ اَعلا{منظور از «رَفيق اَعلا» ، برترين جايگاه بهشت (اَعلى علّيين) است كه گروه پيامبران در آن، جا دارند } خواهد بود .
و هر كس ما را به دل دوست بدارد و با زبانش همراه ما بجنگد ، ولى از جنگيدن با سلاح به همراه ما ناتوان باشد ، با ما در بهشت است ، امّا در درجه اى فروتر .
و هر كس به دل ما را دوست بدارد و از اين كه با دست و زبان بجنگد ، ناتوان باشد، با ما در بهشت است ، امّا از درجه قبلى هم فروتر .
و هر كس به دل ما را دشمن بدارد و با دست و زبان ، عليه ما بكوشد ، در ژرف ترين دَرَكات آتش [دوزخ ]است .
و هر كس به دل و زبان با ما دشمنى كند ، امّا اقدام عملى انجام ندهد، در آتش است ، امّا بالاتر از درجه قبلى.
و هر كس به دل ما را دشمن بدارد و دست و زبان خويش را از ما نگاه دارد ، در آتش است ، امّا بالاتر از درجه قبلى .شرح الأخبار : ج ۱ ص ۱۶۵ ح ۱۲۰ ، الخصال : ص ۶۲۹ ح ۱۰ عن محمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ: نحوه وراجع : تحف العقول : ص ۱۱۸،  دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 189

شرح الأخبارـ از امام حسين عليه السلام ـ: هر كس ما (اهل بيت) را با دلش دوست بدارد و با زبان و دستش از ما دفاع كند ، با ما در رَفيقِ اعلا خواهد بود .
و هر كس ما را به دل دوست بدارد و با زبانش از ما دفاع كند، ولى نتواند با دستش از ما دفاع كند ، با ما در بهشت است ، امّا در درجه اى پايين تر .
و هر كس ما را به دل دوست بدارد، ولى از اين كه با زبان و دستش از ما دفاع كند ، ناتوان باشد، با ما در بهشت است ، امّا از درجه قبلى هم پايين تر .
و هر كس با دلش ما را دشمن بدارد و با زبان و دستش عليه ما يارى دهد ، در ژرف ترين جايگاه آتش [دوزخ] است .
و هر كس ما را به دل ، دشمن بدارد و با زبانش عليه ما يارى دهد ، ولى با دستش عليه ما كارى نكند ، در آتش است ، امّا اندكى بالاتر از درجه قبلى .
و هر كس ما را به دل دشمن بدارد ، امّا با زبان و دستش عليه ما كارى نكند ، در آتش است ، امّا بالاتر از درجه قبلى .شرح الأخبار : ج ۳ ص ۱۲۱ ،  دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 189

كشف الغُمّةـ از امام حسين عليه السلام ـ: هر كس نزد ما بيايد ، يكى از اين چهار ويژگى را از دست نمى دهد : آيتى استوار ، حُكمى عادلانه ، برادرى كارآمد، و همنشينى با عالمان . كشف الغمّة : ج ۲ ص ۲۴۴ ، بحار الأنوار : ج ۴۴ ص ۱۹۵ ح ۹ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 191

المناقب ، ابن مَغازِلى ـ به نقل از ابوسعيد دينار ، از امام حسين عليه السلام ـ :هر كس ما را دوست بدارد ، خداوند ، سودى از آن [دوستى] به او مى رساند ، هر چند در ديلم، اسير باشد . بى گمان ، محبّت ما، گناهان را مى ريزد ، همان گونه كه باد ، برگ را فرو مى ريزد .المناقب لابن المغازلي : ص ۴۰۰ ح ۴۵۴ ؛ شرح الأخبار : ج ۲ ص ۵۱۳ ح ۹۰۶ عن عليّ بن حمزة نحوه ،   دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 191

وجوب فرمانبَرى از اهل بيت عليهم السلام

الاحتجاج  به نقل از موسى بن عُقبه ، از امام حسين عليه السلام ـ: ما حزب چيره خداييم و خاندان و نزديكان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و اهل بيت پاك او و يكى از دو چيز گران بهايى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، در كنار كتاب خداى متعال و پس از آن قرار داد ؛ كتابى كه بيان هر چيز در آن هست و باطل ، از پس و پيش ، به آن راه ندارد و در تفسير آن ، بر ما اعتماد مى شود و در تأويلش در نمى مانيم ؛ بلكه حقايقش را دنبال مى كنيم .
از ما اطاعت كنيد كه اطاعت از ما واجب است ؛ زيرا با اطاعت خدا و پيامبرش همراه است . خداوند عز و جل فرموده است : «از خدا و پيامبر و اختيارداران خود ، اطاعت كنيد و اگر در چيزى اختلاف كرديد ، آن را به خدا و پيامبر باز گردانيد ، النساء 59» و فرمود : «و اگر به پيامبر و اختيارداران خود باز مى گرداندند ، بى ترديد ، به حقيقت آن پى مى بردند و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود ، همه شما ، جز اندكى ، از شيطان پيروى مى كرديد ، النساء 83 » . الاحتجاج : ج ۲ ص ۹۵ ح ۱۶۵ ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۶۷ ، بحار الأنوار : ج ۴۴ ص ۲۰۵ ح ۱ ، وفي الأمالي للمفيد : ص ۳۴۹ ح ۴ والأمالي للطوسي : ص ۱۲۱ ح ۱۸۸ و ص ۶۹۱ ح ۱۴۶۹ والعُدد القويّة : ص ۳۴ ح ۲۶ عن الإمام الحسن عليه السلام ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 225

التفسير المنسوب إلى الإمام العسكرى عليه السلام :حسين بن على عليه السلام فرمود : «هر كس حقّ دو پدر برترش محمّد صلى الله عليه و آله و على عليه السلام را بشناسد و از آنان به تمام و كمالْ اطاعت كند ، به او گفته مى شود : هر جاى بهشت را كه مى خواهى ، انتخاب كن و در آن، قرار بگير» .التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري۷ : ص ۳۳۰ ح ۱۹۳ ، بحار الأنوار : ج ۳۶ ص ۹ ح ۱۱ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 227 

ارزش شكيبايان در روزگار غيبت

كمال الدين  به نقل از عبد الرحمان بن سَليط ، از امام حسين عليه السلام ـ: دوازده هدايت يافته، از ما هستند. نخستينِ آنان ، امير مؤمنان ، على بن ابى طالب است و آخرينشان ، نُهمين فرزند از نسل من است كه حق را بر پا مى دارد . خدا ، زمين را پس از مرگ ، به وسيله او زنده مى كند و دين حق را به وسيله او بر همه دين ها غلبه مى دهد ، هر چند مشركان را ناخوش آيد . او را غيبتى است كه در آن ، گروه هايى مرتد مى شوند و برخى ديگر ، در دين ، ثابت قدم مى مانند و آزار مى بينند و به آنان گفته مى شود : «اين وعده ، كِى محقّق مى شود ، اگر راست مى گوييد؟ یس 48 ، سبأ 29» . بدانيد كه شكيبا در برابر آزار و انكار ديگران در غيبت او ، به منزله جهاد كننده با شمشير در پيشاپيشِ پيامبر خداست . كمال الدين : ص ۳۱۷ ح ۳ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۱ ص ۶۸ ح ۳۶ ، إعلام الورى : ج ۲ ص ۱۹۴ ، العُدد القويّة : ص ۷۱ ح ۱۱۴ وفيه صدره إلى «بالحقّ» ، كفاية الأثر : ص ۲۳۲ عن عبد الرحمن بن سابط ، بحار الأنوار : ج ۵۱ ص ۱۳۳ ح ۴ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 259 

از نشانه هاى ظهور مهدى عليه السلام

الغيبة ، نعمانی ـ به نقل از عُمَيره دختر نُفَيل ـ: شنيدم كه حسين بن على عليه السلام مى فرمايد : «امرى كه انتظار آن را مى كشيد ، واقع نمى شود تا زمانى كه برخى از شما از برخى ديگر ، بيزارى بجويند و به صورت يكديگر ، آبِ دهان بيندازند و همديگر را كافر بشمارند و يكديگر را لعنت كنند» .
به ايشان گفتم : پس در آن روزگار ، خيرى نيست .
فرمود : «همه خير ، در آن روزگار است . قائمِ ما قيام مى كند و همه اين نابه سامانى ها را سامان مى دهد» .الغيبة للنعماني : ص ۲۰۵ ح ۹ ، بحار الأنوار : ج ۵۲ ص ۲۱۱ ح ۵۸ ، وفي الغيبة للطوسي : ص ۴۳۸ ح ۴۲۹ والخرائج والجرائح : ج ۳ ص ۱۱۵۳ ح ۵۹ عن الإمام الحسن عليه السلام ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 261

فضايل پيروان اهل بيت عليهم السلام

المحاسن  به نقل از زيد بن اَرقَم ـ: حسين بن على عليه السلام فرمود : «هيچ يك از پيروان ما نيست كه صدّيق (مؤمن راستين) و شهيد نباشد» .
گفتم : فدايت شوم ! چگونه چنين مى شود ، در حالى كه توده آنها در بسترهايشان مى ميرند ؟
      فرمود : «آيا در كتاب خدا، در سوره حديد نخوانده اى : «و كسانى كه به خدا و فرستادگانش ايمان آوردند ، آنان ، نزد پروردگارشان، صدّيقان و شهيدان هستند ؛ حدید 19 » ؟
گفتم : گويى تا كنون اين آيه از كتاب خدا را هرگز نخوانده ام !
فرمود : «اگر شهيدان ، فقط كسانى بودند كه تو مى گويى (كسانى كه در جنگ شهيد مى شوند) ، تعداد شهيدان ، اندك بود» .المحاسن : ج ۱ ص ۲۶۵ ح ۵۱۲ ، مشكاة الأنوار : ص ۱۶۸ ح ۴۳۵ ، الدعوات : ص ۲۴۲ ح ۶۸۱ ، شرح الأخبار : ج ۳ ص ۴۳۹ ح ۱۲۹۸ كلّها نحوه ، بحار الأنوار : ج ۸۲ ص ۱۷۳ ح ۶ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 269 

 

مصائب پيروان اهل بيت عليهم السلام

المؤمن  به نقل از سعد بن طَريف ـ : نزد امام باقر عليه السلام بودم كه جَميل اَزرَق ، بر ايشان وارد شد و از بلاها و مصيبت هاى شيعه ياد كردند . امام باقر عليه السلام فرمود : «عدّه اى نزد على بن الحسين (امام زين العابدين) عليه السلام و عبد اللّه بن عبّاس آمدند و چيزهايى مانند سخنان شما گفتند . آن دو (امام زين العابدين عليه السلام و ابن عبّاس) نزد حسين بن على عليه السلام آمدند و آن سخنان را نقل كردند . ايشان فرمود : به خدا سوگند ، [روى آوردن] بلا و فقر و كشتار ، به سوى دوستداران ما ، از دويدن اسبان تيزرو و سيل به سوى صِمْر ، سريع تر است » .
گفتم : صِمْر، يعنى چه ؟
فرمود : «قرارگاه سيل . اگر اين گونه [در بلا ]نبوديد ، شما را از خود نمى دانستيم» . المؤمن : ص ۱۵ ح ۴ ، مشكاة الأنوار : ص ۵۰۶ ح ۱۶۹۷ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۲۴۶ ح ۸۵ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 273

علل الشرائع به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «من و هر يك از پيامبران و مؤمنان پيش از من ، هماره مبتلا به كسى بوده ايم كه ما را آزار مى داده است و اگر مؤمن بر قلّه كوهى هم باشد ، خداوند عز و جل كسى را معيّن مى كند كه او را آزار برساند تا بر آن ، پاداشش دهد» .علل الشرائع : ص ۴۵ ح ۳ عن عبد اللّه بن الحسن عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۶۷ ص ۲۲۸ ح ۳۸ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 275

المحاسن به نقل از اسحاق بن جرير جريرى ، از مردى از خاندانش ، از امام صادق عليه السلام ـ: هنگامى كه امير مؤمنان و حسن و حسين و عقيل بن ابى طالب و عبد اللّه بن جعفر و عمّار بن ياسر ـ كه درود خدا بر آنان باد ـ ، ابوذر را بدرقه كردند ، امير مؤمنان عليه السلام به آنان فرمود : «با برادرتان خداحافظى كنيد كه مسافر ، بايد برود و بدرقه كننده ، بايد باز گردد» .
هر يك از آنان، از جانب خود ، چيزى گفت . حسين بن على عليه السلام فرمود : «اى ابو ذر ! خدايت رحمت كند ! اين جماعت ، تو را با گرفتارى، خوار داشتند ؛ زيرا تو ايشان را از تعرّض به دينت، باز داشتى و آنان هم تو را از دنيايشان، باز داشتند و فردا روز ، چه پُرنيازى به آنچه از ايشان، باز داشتى و چه بى نيازى از آنچه تو را از آن، باز داشتند!» .
ابو ذر گفت : اى اهل بيت ! خدايتان رحمت كند كه من در دنيا ، انديشناك چيزى جز شما نيستم ! هنگامى كه از شما ياد مى كنم ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را به ياد مى آورم .المحاسن : ج ۲ ص ۹۴ ح ۱۲۴۷ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۲ ص ۲۷۵ ح ۲۴۲۸ ، مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۵۳۰ ح ۱۸۴۳ كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت: ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۲۸۰ ح ۳ ،  دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 275 

شرح نهج البلاغةـ به نقل از ابن عبّاس  : چون ابوذر به رَبَذه (رَبَذه ، از روستاهاى مدينه به فاصله سه روز راه از آن و مدفن ابو ذر غفارى است ) تبعيد شد ، عثمان فرمان داد كه در ميان مردم ندا دهند : هيچ كس با ابو ذر سخن نگويد و به بدرقه اش نرود .
همچنين فرمان داد كه مروان بن حكم با او برود . مروان با او خارج شد و مردم هم از او دورى گزيدند ، جز على بن ابى طالب عليه السلام و برادرش عقيل و حسن عليه السلام و حسين عليه السلام و عمّار، كه آنان با او بيرون آمدند و بدرقه اش كردند .
حسن عليه السلام با ابو ذر به گفتگو پرداخت كه مروان به او گفت : اى حسن ! باز ايست . آيا نمى دانى كه فرمان رواى مؤمنان (عثمان)، از گفتگو با اين مرد ، نهى كرده است ؟ اگر نمى دانستى ، بدان .
على عليه السلام به مروان هجوم بُرد و با تازيانه به ميان گوش هاى مَركبش زد و فرمود : «دور شو ، خدايت به آتش ببرد !» .
مروان ، خشمناك به نزد عثمان باز گشت و ماجرا را گفت ، و عثمان بر على عليه السلام خشم گرفت ... .
سپس حسين عليه السلام به سخن آمد و فرمود : «اى عمو ! خداى متعال بر تغيير دادن آنچه كه مى بينى ، تواناست ، و خداوند ، هر روز در كارى است و اين گروه ، تو را از دنيايشان، باز داشتند و تو ، آنان را از دينت . تو چه بى نيازى از آنچه بازت داشتند! و چه پُر نيازند به آنچه از آن، بازشان داشتى ! از خداوند ، شكيبايى و يارى بخواه و از حرص و بى تابى به او پناه ببر ، كه شكيبايى ، جزو دين و كَرَم است و حرص ، رزقى را جلو نمى كشد و بى تابى ، اجلى را به عقب نمى اندازد» . شرح نهج البلاغة : ج ۸ ص ۲۵۲ ؛ الكافي : ج ۸ ص ۲۰۷ ح ۲۵۱ عن أبي جعفر الخثعمي نحوه ، بحار الأنوار : ج ۲۲ ص ۴۱۲ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 275 

تكذيب كسى كه ادّعاى تشيّع داشت

تنبيه الخواطر : مردى نزد حسين عليه السلام آمد و گفت : اى فرزند پيامبر خدا ! من از شيعيان شما هستم .
فرمود : «از خدا پروا كن و چيزى را ادّعا مكن كه خداى متعال به تو بگويد : دروغ گفتى و در ادّعايت، از حد خارج شدى ! بى ترديد ، شيعيان ما، كسانى اند كه دل هايشان از هر فريب و دغلى پاك است ؛ بلكه بگو : من از طرفداران و دوستداران شما هستم» . تنبيه الخواطر : ج۲ ص۱۰۶، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري۷ : ص ۳۰۹ ح ۱۵۴ ، بحار الأنوار : ج ۶۸ ص ۱۵۶ ح ۱۱ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 277

دشمنى براى خدا

الخصال به نقل از نضر بن مالك ـ: به حسين بن على عليه السلام گفتم : اى ابا عبد اللّه ! از گفته خداى عز و جل بگو كه فرمود : «اين دو دشمن، براى پروردگارشان با هم دشمنى كردند ، سوره حج آیه 19 » .
فرمود : «[مانند] ما و بنى اميّه كه براى خداى عزوجل با آنها دشمنى كرديم . ما گفتيم : خداوند ، راست مى گويد و آنان گفتند : دروغ مى گويد . پس ما و آنان ، روز قيامت ، دو دشمنيم» .الخصال : ص ۴۳ ح ۳۵ ، بحار الأنوار : ج ۳۱ ص ۵۱۷ ح ۱۶ ،  دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 299

بحار الأنوارـ به نقل از بكر بن اَيمَن ، از امام حسين عليه السلام ـ : ما با بنى اميّه براى خدا دشمنى كرديم . ما و ايشان ، در روز قيامت نيز چنين هستيم . پس جبرئيل عليه السلام پرچم حق را مى آورد و بر پشتِ ما مى نهد و ابليس هم ، پرچم باطل را مى آورد و بر پشتِ آنها مى نشاند .بحار الأنوار : ج ۳۱ ص ۳۰۸ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 299

امر به معروف و نهى از منكر

الفتوحـ از امام حسين عليه السلام ، در وداع با قبر جدّش پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خدايا! اين قبر پيامبرت محمّد صلى الله عليه و آله است و من ، پسر دختر محمّد ؛ و مى دانى كه چه به من رسيده است . خدايا! من ، معروف را دوست و منكَر را ناپسند مى دارم...(ر. ك: ج ۳ ص ۴۱۷ (بخش هفتم / فصل دوم / ديدن پيامبر صلى الله عليه و آله در خواب به هنگام وداع با قبر ايشان).  الفتوح : ج ۵ ص ۱۹ ؛ بحار الأنوار : ج ۴۴ ص ۳۲۸ وراجع: هذه الموسوعة : ج ۳ ص ۴۱۶ (القسم السابع / الفصل الثاني / رؤيا النبيّ صلى الله عليه و آله في المنام عند وداع قبره) ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 307

الفتوح در باره وصيّت امام حسين عليه السلام به برادرش محمّد بن حنفيّه ـ : حسين عليه السلام فرمود : «تو ـ اى برادرم ـ منعى نيست كه در مدينه بمانى و از سوى من ، مراقب اوضاع باشى و چيزى از اخبار آنان را از من، مخفى مدارى».
آن گاه حسين عليه السلام ، كاغذ و قلمى خواست و نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان . اين است آنچه حسين بن على بن ابى طالب ، به برادرش محمّد بن حنفيّه، فرزند على بن ابى طالب ، وصيّت مى كند :
به راستى كه حسين بن على ، شهادت مى دهد كه جز خداى يگانه ، خدايى نيست و همتايى ندارد ، و به راستى كه محمّد ، بنده و فرستاده اوست و پيام حق را از جانب او (خدا) آورْد، و به راستى كه بهشت ، حق است و دوزخ ، حق است و قيامت ، بى شك ، خواهد آمد و خداوند ، بدن ها[ى خفته] را از قبرها بر خواهد انگيخت.
به درستى كه من، از روى ناسپاسى و زياده خواهى و براى فساد و ستمگرى ، قيام نكردم ؛ بلكه براى تحقّق رستگارى و نيكْ روزى امّت جدّم پيامبر صلى الله عليه و آله ، قيام نمودم . مى خواهم امر به معروف و نهى از منكر نمايم و به سيره جدّم محمّد و پدرم على بن ابى طالب ، رفتار كنم... .
آن كه از روى حقجويى، مرا [به داشتنِ حق] بپذيرد  ، خداوند ، سزاوارتر به داشتنِ حق است [و پاداش او را خواهد داد]، و اگر كسى در اين دعوت، دستِ رد بر [سينه ]من زند ، شكيبايى مى ورزم تا خداوند ، ميان من و اين گروه ، بر پايه حقيقت ، داورى كند و به حق، حكم دهد، كه او بهترينِ داوران است.
برادرم ! اين است وصيّت من به تو. جز از خداوند ، توفيق ، طلب نمى كنم، بر او توكّل مى كنم و به سوى او باز مى گردم . درود بر تو و هر آن كه از راه درست ، پيروى كند ! و نيرو و توانى، جز از [جانب] خداوندِ برتر و بزرگ نيست». الفتوح : ج ۵ ص ۲۱ ، مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي : ج ۱ ص ۱۸۸ ؛ المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۸۹ نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۴ ص ۳۲۹ ، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 307   

تاريخ الطبرىـ به نقل از عُقبة بن ابى عَيزار ـ : حسين عليه السلام براى ياران خود و ياران حُر ، سخن راند . . . و سپس فرمود : «اى مردم ! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر كس فرمان روايى ستمكار را ببيند كه حرام هاى خداوند را حلال مى شمارد را زير پا مى گذارد و پيمان خدا را مى شكند و با سنّت پيامبر خدا مخالفت مى كند و در ميان مردمان به گناه و تجاوز، اقدام مى نمايد و با كردار و گفتار بر او نياشوبد ، حقّ خداست كه او را در همان جايى وارد كند كه آن فرمان روا را وارد مى كند » . ر. ك: ج ۵ ص ۲۵۱ (بخش هفتم /فصل هفتم / سخنرانى امام عليه السلام براى ياران خود و ياران حُر، در منزلگاه بيضه) ، تاريخ الطبري : ج ۵ ص ۴۰۳ وراجع: هذه الموسوعة : ج ۵ ص ۲۵۰ (القسم السابع / الفصل السابع / خطاب الإمام۷ لأصحابه وأصحاب الحرّ في بيضة) .،  دانشنامه امام حسین (علیه السلام) جلد13 صفحه 309