gototopgototop
ورود به سایت



خانه احادیث احادیث موضوعی مجموعه مطالب در خصوص حضرت مهدی (علیه السلام) مسأله ی طول عمر حضرت اباصالح المهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) و پاسخ به شبهات در این خصوص (سخنان مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی)

مسأله ی طول عمر حضرت اباصالح المهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) و پاسخ به شبهات در این خصوص (سخنان مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی)

میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

پيش از هرچيز، نگارنده بر اين عقيده است كه بحث و گفتگو در مورد طول عمر امام عصر عليه السّلام بحث سازنده و هدفدارى نيست و كسانى كه براى خدشه‌دار ساختن اصل عقيده به وجود گرانمايۀ آن حضرت، به اين بهانه‌جويي ها دست مى ‌يازند، از نظر ما به نوعى حق‌ ستيزى پرداخته و در مورد حقيقت ثابت و استوارى، خود را به نا آگاهى مى‌ زنند.

اگر به راستى مسألۀ طول عمر، براى چنين كسانى مطرح است چرا در مورد طول عمر حضرت خضر عليه السّلام كه از آب حيات و بقا نوشيد و از زمان حضرت موسى عليه السّلام تاكنون زنده است، چون ‌و چرا نمى ‌كنند ؟

( در روايتى از امام رضا عليه السّلام آورده ‌اند كه : «خضر عليه السّلام از آب حيات نوشيد و اينك زنده است و تا روز رستاخيز و دميده شدن صور، زنده خواهد بود. او هرسال در مراسم حجّ حاضر مى ‌گردد و در عرفه مى ‌ايستد و به دعاى مردم باايمان آمين مى‌ گويد و خداوند بوسيلۀ او و همراهى او تنهايى قائم ما را در دوران غيبتش، برطرف مى ‌كند و او به قائم ما مى ‌پيوندد.» اكمال الدّين، ج ٢، ص ٣٩٠ و از حضرت صادق عليه السّلام آورده‌اند كه: «. . . امّا آن بندۀ صالح خدا «خضر» خداوند، عمر او را نه بخاطر رسالتش طولانى گردانيد و نه بخاطر كتابى كه بدو نازل كند و نه بخاطر اينكه بوسيله او و شريعت او، شريعت پيامبران پيش از او را نسخ كند و نه بخاطر امامتى كه بندگانش بدو اقتدا نمايند و نه بخاطر طاعتى كه خدا بر او واجب ساخته بود، بلكه، خداى جهان‌آفرين، بدان دليل كه اراده فرموده بود عمر گرامى قائم عليه السّلام در دوران غيبت او بسيار طولانى سازد و مى ‌دانست كه بندگانش بر طول عمر او، ايراد و اشكال خواهند نمود، به همين جهت عمر اين بنده صالح خويش «خضر» را طولانى ساخت كه بدان استدلال شود و عمر قائم عليه السّلام بدان تشبيه گردد و بدينوسيله اشكال و ايراد دشمنان و بد انديشان باطل گردد. . . .» اكمال الدّين، ج ٣، ص 357 و بحار الانوار، ج 51، ص ٢٢٢  )

و تنها همۀ چون ‌و چرا و اشكال تراشي ها در مورد طول عمر حضرت مهدى عليه السّلام است؟

اين بهانه ‌جويى و تاخت ‌و تاز و خود را به ناآگاهى زدن و يك اصل مسلّم قرآنى و روايى را مورد استهزا قرار دادن، چرا؟

آيا اين عمل ناپسند به انگيزۀ كينه‌ جويى و دشمنى با خاندان پيامبر عليهم السّلام است؟

يا ترديد در قدرت بى ‌كران خداى جهان‌آفرين؟ كداميك؟

چنين ترديد افكنى كه از نا آگاهى و عناد برمى ‌خيزد در برابر يك حقيقت قطعى چه ارزشى مى ‌تواند داشته باشد؟

 

يك واقعيّت قطعى

به ياد مى آورم هنگامى كه فضانوردان در كرۀ ماه پياده شدند و گزارش فرود انسان در ماه، به سراسر جهان مخابره شد و تمامى دستگاه هاى فرستنده و روزنامه ‌ها از آن سخن گفتند و عكس فضانوردان به هنگامۀ فرود در سطح كرۀ ماه بر صفحۀ تلويزيون ها پديدار شد و ماهواره‌ هاى مصنوعى آن منظره را، به سراسر جهان انتقال دادند با همه اينها بسيارى كه آنان را مى ‌شناسم، اين رخداد بزرگ را به باد مسخره گرفتند و آن را رسواترين دروغ و افسانۀ تاريخى به حساب آوردند.

فراموش نمى ‌كنم كه يكى از آنان خطاب به من گفت: «از شما بسيار در شگفتم كه چگونه اين دروغ را باور مى‌ كنى؟ آخر چگونه ممكن است مسيحيان و كافران در كرۀ ماه فرود آيند؟»

اينك! آيا انكار آنان و دور از حقيقت پنداشتن يك حقيقت بوسيله آنان، از واقعيّت رسيدن انسان به كرۀ ماه، جلوگيرى مى‌ كند؟

طبيعى است كه: هرگز!

طول عمر امام عصر عليه السّلام نيز يك حقيقت قطعى و ثابتى است كه نه راهى براى انكار دارد و نه فرصتى براى ترديدافكنى و همۀ بهانه‌ تراشي ها پيرامون آن بى ‌ارزش است، چرا كه ترديد در حرارت آتش و نور خورشيد در چاشتگاه و ترديد در حقايق مسلّم و قطعى، از اينگونه است.

با اين مقدّمۀ كوتاه، اينك موضوع طول عمر حضرت مهدى عليه السّلام را از سه ديدگاه بصورت فشرده طرح مى ‌نماييم :

١-در پرتو قرآن

2-از ديدگاه عقيدتى

٣-در پرتو دانش جديد

 

در پرتو قرآن

هنگامى كه مسألۀ طول عمر را به پيشگاه قرآن شريف مى ‌بريم نمونه‌ هايى از انسان ها را مى ‌يابيم كه خداى جهان‌آفرين در مورد آنان چنين مقرّر فرموده است كه قرن هاى طولانى زندگى كنند و اينجاست كه نه تنها طول عمر حضرت مهدى عليه السّلام يك پديدۀ طبيعى جلوه مى ‌كند، بلكه طول عمر انسان هاى معمولى و عادى نيز يك پديدۀ طبيعى جلوه مى‌ نمايد، اينك نمونه ‌هايى از قرآن شريف :

١- «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلىٰ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاّٰ خَمْسِينَ عٰاماً فَأَخَذَهُمُ اَلطُّوفٰانُ وَ هُمْ ظٰالِمُونَ.» سوره عنكبوت، آيۀ 14

يعنى: ما نوح را به سوى قومش فرستاديم، پس او در ميان جامعۀ خويش، 950 سال درنگ كرد و آنان را به سوى حق و عدالت فراخواند. . . و آنگاه آن جامعه را در حالى ‌كه ستمكار و بيداد پيشه بودند، طوفان فرا گرفت.

اين آيۀ ی شريفه بيانگر اين حقيقت است كه تنها، دورانى را كه نوح عليه السّلام در جامعۀ خويش درنگ كرد و مردم را به سوى خدا دعوت نمود،950 سال بود، حال، عمر او به هنگامۀ بعثت چقدر بوده؟ و پس از طوفان چقدر زيسته است؟ اين ها دو دوره نامشخّص ديگرى است كه بايد به 950 سال افزوده شود تا عمر آن پيامبر بزرگ معلوم گردد.

در روايتى از امام صادق عليه السّلام آمده است كه : نوح پيامبر 2300 سال زندگى كرده است. اين ٢٣٠٠ سال بدين گونه بود كه: 850 سال پيش از بعثت خويش زيست و 950 سال به پيام ‌رسانى گذرانيد و 500 سال هم پس از طوفان و نابودى ستمكاران بود كه از كشتى معروف خويش فرود آمد. آب فروكش كرد و بناى شهرها و زندگى نوين را نهاد و فرزندان خويش را در شهرها سكونت داد. تفسير برهان، ذيل آيه شريفه و اكمال الدّين، ج ٢، ص 523

و در روايت ديگرى آمده است كه: «نوح عليه السّلام 2500 سال زيست.»

به ‌هرحال روشن است كه نوح عليه السّلام اين قرن هاى طولانى را به خواست خدا و در پرتو ارادۀ او و قدرت بى‌ كرانش زندگى نموده است.

و از حضرت سجّاد عليه السّلام آورده ‌اند كه فرمود :

«فى القائم سنّة مِن نوح و هى طول العمر.» اكمال الدّين، ج ١، ص ٣٢٢ و 524 و معجم احاديث الامام المهدى عليه السّلام، ج ٣، ص ١٩٢ 

يعنى : در قائم ما خاندان وحى و رسالت، نشان و شيوه ‌اى از نوح عليه السّلام است و آن طول عمر مى ‌باشد.

٢-و نيز قدرت بى ‌كران خدا در تحقّق خواست حكيمانه ‌اش و به فرمان درآوردن طبيعت، در داستان حضرت يونس عليه السّلام تجلّى مى‌ كند كه مى ‌فرمايد:

«فَالْتَقَمَهُ اَلْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ، فَلَوْ لاٰ أَنَّهُ كٰانَ مِنَ اَلْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ.»سوره صافات، آيه 144-142

يعنى: و ماهى دريا او را به كام خود فروبرد در حالي كه مردم ملامتش مى ‌كردند و اگر نه اين بود كه از ستايشگران خدا بود، بى‌ ترديد تا قيامت مى ‌بايست در شكم ماهى بماند.

از ظاهر اين آيۀ شريفه دريافت مى‌ گردد كه اگر حضرت يونس عليه السّلام از ستايشگران خدا نبود و در شكم ماهى خدا را ستايش نمى ‌كرد، در همانجا زنده و پاينده تا روز رستاخيز به ارادۀ خدا مى ‌ماند.

و اينكه برخى از مفسّران گفته ‌اند كه: شكم ماهى آرامگاه او بود و جسدش در آنجا تا قيامت مى ‌ماند، سخنى است برخلاف ظاهر آيه.

در تفسير كشّاف آورده است كه : ظاهر آيۀ شريفه كه مى ‌فرمايد: «للبث فى بطنه» ماندن به صورت زنده است و زندگى در آنجا تا روز رستاخيز مى ‌باشد. تفسير كشاف، ج ٣، ص ٣١١. چاپ دار المعرفة-بيروت.

و نظير اين مطلب را تفسير بيضاوى نيز دارد .تفسير بيضاوى ج ٣، ص 471 چاپ مؤسسۀ اعلمى-بيروت.

به ‌هرحال شايد معناى آيۀ شريفه اين باشد كه آن پيامبر بزرگ تا روز رستاخيز در شكم ماهى و با زنده ماندن ماهى زندانى مى ‌گشت.

و بدين‌ سان از اين آيۀ شريفه، استفاده مى‌ شود كه خداوند مى ‌تواند در جايى كه نه هوايى جريان دارد و نه غذا و نه چيزى از ضروريّات زندگى و ادامۀ حيات موجود است، انسانى را از مرگ حفظ كند و نه تنها او را زنده بدارد كه از هضم شدن در شكم ماهى و تجزيه شدن و جزو پيكر آن موجود بزرگ دريايى و آبزى شدن نيز، طىّ ميليونها سال، حراست و حفاظت كند.

اينك! اين خداى توانا، آيا قادر نيست كه «ولىّ» خويش را از مرگ محافظت و صدها سال عمر پرافتخار- به منظور اهدافى والا به او- ببخشايد؟

 

از ديدگاه عقيدتى

از ديدگاه عقيدتى، هنگامى كه به پديدۀ عمر و طول عمر بنگريم، آن را يك امر عادى مى‌ بينيم، چرا كه هر انسان با ايمانى بر اين عقيده است كه سرآمد عمر انسان به دست خداست. معناى اين سخن اين خواهد بود كه: اين آفريدگار تواناى هستى است كه عمر هر انسان و موجود زنده‌اى را، اندازه‌ گيرى مى‌ كند. و هموست كه هم بر طولانى ساختن عمرها تواناست و هم به كوتاه ساختن آنها و بر مرگ زودرس.

بنابراين، هنگامى كه خداوند براى يكى از بندگان خويش، عمرى طولانى مقرر فرمود، روشن است كه اسباب و امكانات عادى و طبيعى آن را نيز براى طولانى شدن آن فراهم مى‌آورد. و ممكن است كه براى عمر طولانى بخشيدن به يك انسان هردو بخش از امور و اسباب طبيعى و ماوراى طبيعى را، باهم فراهم آورد و اين نه شكستن قوانين طبيعت است و نه تضادّ و ناسازگارى با روش عادى خلقت.

بنابراين، همان گونه كه در جهان طبيعت، وسايل و عوامل بسيارى براى مرگ زودرس و كوتاه شدن عمر وجود دارد، همين ‌گونه وسايل و عواملى نيز وجود دارد كه موجب طولانى شدن عمر و به تأخير افتادن اجل نامشخّص و يا مرگ ديررس است و فراهم آوردن هردو بخش از اين اسباب و عوامل طبيعى و ماوراى طبيعى طولانى شدن عمر يا كوتاه گشتن آن، براى خداى توانا، يكسان است.

توضيح اينكه : روشن است كه جسم انسان پس از مرگ-بطور طبيعى- دچار فساد و پوسيدگى مى ‌گردد و از هم مى ‌پاشد و به صورت اجزاى پراكنده درآمده و به خاك و حشرات تبديل مى ‌گردد، اين يك واقعيّت طبيعى است كه بسيار ديده شده است، امّا در همين حال، ما در شهر قاهره با دهها جسد موميايى شده روبرو مى‌ شويم كه از روزگار فرعونها تاكنون، هزاران سال بر آنها گذشته است با اين وصف همچنان اعضا و اندام هاى آنان به هم پيوسته و از هم نپاشيده ‌اند، اين شكستن جريان طبيعى و روند عمومى آفرينش نيست، بلكه اثرگذارى طبيعت بر طبيعت است، يعنى موميايى كردن جسد با عفونت ‌پذيرى و متلاشى شدن آن سازش نمى‌ پذيرد و مانع فساد پذيرى جسد و از هم گسيختن و پوسيدن آن مى ‌گردد.

و اگر از اين مرحله بگذريم حقايقى را در برابر ديدگان خود مى ‌بينيم كه ما را شگفت‌ زده مى سازد. براى نمونه قبور برخى از بندگان صالح خدا ويران گشته و جسد آنان را بصورت تر و تازه‌اى يافته ‌اند كه هيچ تغييرى در آنها پديد نيامده است. براى نمونه : پيكر پاك مرحوم «صدوق» را در يكى از مناطق تهران يافتند، با اينكه حدود ٩٠٠ سال از مرگ او مى‌گذشت، بدن او همچنان تروتازه بود.

مرحوم صدوق، در سال ٣٨١ از دنيا رفت و ساختمان موجود بر آرامگاه او در سال ١٢٣٨ تجديد و تعمير گشت و در همين تاريخ جسد او را تروتازه يافتند. براى توضيح بيشتر به «روضات الجنّات» خوانسارى، «قصص العلماء» تنكابنى و «تنقيح المقال» مامقانى مراجعه شود.

در زمان خودمان خواستند مرقد صحابى گرانقدر «حذيفه بن يمان» را از ساحل نهر دجله به بغداد و به جوار صحابى بزرگوار «سلمان فارسى» در مدائن انتقال دهند، امّا هنگامى كه قبر شكافته شد، پيكر او ظاهر گشت با اينكه در سال 36 هجرى از دنيا رفته ولى جسدش، تروتازه و سالم بود، به گونه ‌اى كه گويى همين امروز از دنيا رفته است و اين در حالى است كه ما مى ‌دانيم كه اين بدن به شكل معمول و متعارف موميايى نشده و تنها به خواست خدا و ارادۀ آفريدگار هستى اينگونه تروتازه مانده است.

در ميان مردم باايمان معروف است كه هركس بر انجام غسل جمعه مداومت داشته باشد، پس از مرگ جسدش متلاشى نمى ‌گردد.

بنابراين، طبيعت چيزى است و خواست خدا، واقعيّتى است فراتر از طبيعت و قوانين حاكم بر آن. مادّه چيزى است و مشيّت خدا اصلى است كه حاكم بر مادّه و مادّيّات است، چرا كه خدا، آفريدگار طبيعت و مادّه است، در آن هرگونه كه بخواهد دگرگونى ايجاد مى ‌كند و به‌هر صورتى كه اراده كند تصرّف مى ‌نمايد چرا كه او خواصّ و ويژگي ها و طبيعت پديده‌ها را، بدانها ارزانى داشته است.

بنابراين، ممكن است گفته شود كه حضرت مهدى عليه السّلام در زندگى خويش، مسايل بهداشتى و امور و نكات مربوط به سلامتى جسم و جان را، بصورت كاملى رعايت مى ‌كند و براساس آن، از آنچه كه براى سلامت مفيد است بهره مى ‌برد و از آنچه زيان بار است دورى مى‌ جويد و در نتيجه، از همۀ بيماريها، صحيح و سالمزندگى مى ‌كند و اعضا و دستگاه هاى جسمى آن حضرت، پرطراوت، شاداب، پرتلاش و نشاط، وظايف خويش را به بهترين صورت ممكن انجام مى‌ دهند. به همين جهت است كه پيرى و كهنسالى و ضعف و ناتوانى به سازمان وجود او راه ندارد و همواره از طراوت، نشاط و شادابى برخوردار است، درست بسان جوانى كامل، توانمند و در اوج صحّت و سلامت. و همۀ اينها بخاطر توانايي ها و قابليّت ها و استعدادهايى است كه آفريدگار تواناى هستى در كران تا كران اعضا، اندامها، دستگاه ها و سازمان وجود آن حضرت، به وديعت نهاده است.

كوتاه سخن اينكه : خداست كه حافظ و نگاهدارندۀ وجود گرانمايۀ حضرت مهدى عليه السّلام است و اوست كه آن حضرت را از حوادث روزگار صيانت مى ‌كند و آنچه بخواهد بر عمرش مى‌ افزايد و سلامت سازمان وجود او را از هر آفت و بيمارى مصون و محفوظ مى ‌دارد.

 

در پرتو دانش جديد

پيش از آغاز اين بحث، بجاست نكته ‌اى را يادآورى كنم و آن اين است كه : از تأسّف‌ بارترين آفت هاى عصر ما اين است كه برخى از جوانان در جوامع اسلامى، سخنان غربي ها را به گونه‌ اى شتابزده و با سرعت مى ‌پذيرند و بدانها تكيه مى‌ كنند كه اگر آنان سخنى فراتر از انديشه و فهم اينان نيز بگويند، بى ‌درنگ و بدون تجزيه و تحليل و دريافت، آن را نيز مى ‌پذيرند. امّا همين جوانان در پذيرش واقعيّت هاى ماوراى طبيعت و حقايق غيبى كه از مرزهاى مادّه و طبيعت مى ‌گذرد، چون ‌و چرا مى ‌كنند و در مورد آن حقايق، ترديد روامى ‌دارند.

اين دوگانگى برخورد آنان، نشانگر خود باختگى و استعمار فكرى و فرهنگى شومى است كه كشورهاى اسلامى را فراگرفته است. ايمان و يقين به خدا و تعاليم او را، از قلب بسيارى از جوانان غفلت‌زده زدوده و شكافى بزرگ و فاصله‌اى گسترده، اين قربانيان استعمار و استبداد و حقايق معنوى و الهى و آسمانى، پديد آورده است.

استعمار پليد، نسل جوان را به سوى مادّه و ايمان به مادّيّات صرف و پشت پا زدن به معنويّات و ارزشها و حقايق غيبى و ماوراى مادّه، سوق داده است، ازاين ‌رو هنگامى كه به اين قماش از جوانان گفته شود كه: مستر فلان يا موسيو يا دكتر، پروفسور، فيلسوف يا مكتشف آلمانى يا فرانسوى يا آمريكايى چنين گفت يا استاد دانشگاه ناكجاآباد يا نويسنده يهودى يا دانشمند مسيحى يا فلان رهبر بت ‌پرست. . . چنين گفت يا نوشت، گفتار و نوشتار و ديدگاه ها و آراى اينان، نزد چنين جوانانى، وحى آسمانى است. آن را با همۀ توان و امكان و سينۀ گشاده و باز، مى ‌پذيرند، امّا اگر به همين بندگان خدا، بگوييم خدا يا پيامبر يا امير مؤمنان چنين فرمود يا روايتى را بخوانيم يا معجزۀ قطعى از يكى از امامان راستين تشيّع بياوريم، پذيرش و گواهى و تصديق اينها، براى اينان، گران است و قبول آن سخت و مشكل.

چرا؟ براى چه؟ اى مسلمانان! منصفان! آزادگان! چرا؟

آيا پيامبر گرامى اسلام، دانشمند، حكيم، فيلسوف، آگاه، مكتشف، مرتبط با وحى الهى و داراى پيوند با دستگاه آفرينش و آفريدگار هستى نبود؟ !

چرا گفتار انسان ساز و شخصيّت ‌پرداز و افتخارآفرين او، نبايد پذيرفته شود و روايات و اخبار او، نبايد مورد تصديق شما قرار گيرد؟ آخر چرا؟

آرى! هنگامى كه بگوييم : «عمر گرانمايۀ حضرت مهدى عليه السّلام اينك از ١٢٠٠ سال فراتر است و او به خواست خدا زنده و بانشاط است.» بى‌ درنگ مى ‌گويند: «چگونه چنين چيزى ممكن است؟» و در آن ترديد مى‌ كنند. امّا اگر گفته شود فلان مستر فرمود كه: انسان مى‌تواند هزاران سال زندگى كند و چنين استعدادى را دارد، بى‌درنگ او را تصديق مى ‌كنند و از او مى ‌پذيرند، چرا؟ براى چه؟

كوتاه ‌فكرى و ناآگاهى چقدر؟

ساده ‌انديشى و غفلت‌زدگى تا كجا؟

بر ماست كه به اين شخصيّت هاى پرشكوه اسلام افتخار كنيم، به پيام‌آور بزرگ، به امير مؤمنان عليه السّلام به خاندان بزرگ وحى و رسالت. بر ماست كه اين عناصر نفوذى و چهره ‌هاى بزك كرده را كه استعمار به جامعه و افكار و مغزها و اذهان ما رسوخ و نفوذ داده است، همه را پس بزنيم و ردّ كنيم.

بر ما لازم است فراموش نكنيم كه مسلمانان، مردان دانش جديد و قهرمانان فرهنگ و علم نوين بودند و آنان بودند كه با انديشۀ دقيق و افكار بلند خويش، سرچشمه‌هاى دانش را گشودند و آنها را نوشته و منتشر ساختند و به جهانى كه ما در آن زندگى مى‌كنيم تقديم داشتند.

چرا ما بايد به آفت خود فراموشى و خودباختگى گرفتار آييم و اصالت و شكوه خويش را به بوتۀ فراموشى سپاريم؟

گفتار و ديدگاههاى غربيها چه نقشى و ارزش واقعى دارد كه ما بدون تفكّر و انديشه، همه را بپذيريم؟ و چشم و گوش بسته مطيع آنان باشيم؟

آرى! متأسّفانه هنگامى كه از عناصرى همچون: داروين، فرويد، اينشتاين يهودى و سارتر ماديگرا و حق ‌ستيز و عناصرى از اين قماش كه آفريدگار هستى را انكار و پديدآورندۀ جهان را نفى و همۀ اديان آسمانى را با ديدگاه هاى شكست‌ خورده و مخالف اسلام-خود كنار مى ‌گذارند-گفتارى نقل شود، اين گروه از جوانان بافته‌ هاى آنان را مى ‌پذيرند و از حقايقى بشمار مى‌ آورند كه هيچ ترديد و چون ‌و چرا پذير نيست. به همين دليل است كه بسيارى از نويسندگان در بحثهاى خويش براى قانع ساختن اين گروه، بناگزير از سخنان غربيها كمك مى‌ گيرند و موضوعات و مطالب خويش را با مهر تأييد آنان عرضه مى‌ كنند.

راستى چرا بايد اينگونه باشد؟

هان اى فرزندان اسلام! چرا؟

اى جوانان و اى نسل سرفراز قرآن! براى چه؟ به اسلام افتخارآفرين خويش بازگرديد و بدان بر همۀ جهانيان افتخار كنيد.

انديشه ‌هاى منحطّ و چهره‌هاى بى ‌محتواى غرب را، رها كنيد كه اين بافته‌ها و اين چهره‌ها كه به نمونه‌ هايى اشاره رفت، ارمغانى جز نگونسارى ندارند و جز بر انحراف و انحطاط و گرفتاريها نمى ‌افزايند.

 

مرزهاى ناشناختۀ عمر انسان

مسألۀ طول عمر از مسايلى است كه مرز مشخّصى براى آن ثابت نشده است.

هنگامى كه مى ‌گويند فلان شخصيّت صدها سال و يا هزاران سال زيست، معناى اين سخن نه اين است كه او تا آخرين درجه از عمر را كه براى انسانها ممكن است، زيسته است، هرگز! چرا كه عمر ممكن، براى انسان مرزهايش ناشناخته است، همان گونه كه آخرين كشفيّات علمى نيز همين واقعيّت را بيان مى ‌كند.

امّا عمرهاى كوتاه، در جهان معاصر و گذشته نيز ملاك و معيارى نيست كه بتوان با آن معيار، عمر انسانها را سنجيد، چرا كه زندگى انسانها بيشتر با حوادث و فجايع و دردهايى همراه و همزاد است كه باعث كوتاهى عمر مى‌ گردد. عواملى چون:

تغذيۀ نامناسب، هواى آلوده، عدم رعايت درست موازين بهداشتى، بيماري هاى مرگبار، فشار و انباشته شدن غم ‌و اندوه و ديگر عواملى كه همه‌ وهمه اثر مرگبارى در انهدام زندگى دارند و عقده‌ هاى روانى ويرانگرى را، پديد مى‌آورند كه آنها باعث بيماري هاى خطرناكى مى‌ گردند و زندگى و سلامت انسان را به سوى نابودى سوق مى ‌دهند در غير اين صورت دستگاهها و سازمان وجود انسان، كشش و استعداد زندگى بسيار فراتر از اين زندگي هاى كوتاه و ناقص را دارد.

در اين مورد، مجلّۀ مصرى «المقتطف» مى‌ نويسد: «. . . دانشمندان بزرگى كه به دانش و آگاهى آنان مى‌توان اعتماد كرد، مى‌ گويند: همۀ بافتهاى مهمّ و اصلى سازمان وجود انسان، قابليّت يك زندگى بسيار طولانى و بى ‌نهايت را دارند و انسان اگر بتواند خود را در تيررس عوارضى كه رشتۀ حيات او را مى ‌برد، قرار ندهند، كاملا برايش ممكن است كه هزاران سال زندگى كند و عمرى بسيار طولانى داشته باشد.»(مجلّه مصرى المقتطف، در شماره سوّم سال ١٣٧٩ هجرى قمرى در مقاله‌اى تحت عنوان: «آيا انسان مى ‌تواند در دنيا جاودانه شود؟» )

و نيز در صفحه 240 مى‌ نويسد: «نهايت چيزى كه اينك از تجربه‌ هاى ياد شده بدست مى ‌آيد اين است كه: انسان به دليل رسيدن به مرز هشتاد يا صد سالگى از عمر خويش نمى ‌ميرد، بلكه بدان دليل در اين سن ّ‌و سال زندگى را مى ‌بازد كه برخى از عوارض و آفتها، دامنگير برخى اعضا و اندامها مى ‌گردد و در نتيجه آنها را تلف مى‌ سازد و آنگاه بخاطر ارتباط برخى از اعضا با برخى ديگر، حيات انسان با خطر جدّى روبرو مى‌ گردد و مى‌ ميرد. ازاين‌ رو اگر دانش جديد موفّق شود كه اين عوارض را از ميان بردارد يا مانع پيدايش آنها شود، ديگر مانعى در راه ادامۀ حيات انسان نمى ‌ماند و مى‌تواند صدها سال، شاداب و پرطراوت زندگى كند.»

خود ما نيز در هيچ كتاب علمى و تحقيقى يا مجلّه تخصّصى نخوانده و از هيچ پزشك، فيلسوف، حكيم و دانشمندى، نشنيده‌ايم كه مرزهاى عمر بشر، مشخّص شده است و او نمى ‌تواند فراتر از آن، زنده بماند يا آنكه محال و ناممكن است كه انسانى هزار سال زندگى نمايد. بلكه به عكس مى ‌بينيم كه طبّ جديد، اميدوار است كه دارويى براى طول عمر بدست آورد و از پيرى و كهنسالى جلوگيرى كند.

آرى! عمر طولانى در زمان ما، بدان دليل كه زندگى انسانها و عمر آنان كوتاه است، ناآشنا بنظر مى‌ رسد، امّا اگر چيزى ناآشنا بود نبايد آن را محال و ناممكن به حساب آورد. (امام صادق عليه السّلام فرمود: «در زمان نوح، مردم ٣٠٠ سال عمر مى ‌كردند.» اكمال الدّين، ج ٢، ص 523)

مردم در گذشته، مسافت هزار كيلومترى را در مدّت يك ماه طى مى‌ كردند، امّا اينك همين مسافت را بوسيلۀ هواپيما، به مدّت كوتاهى چون يك ساعت طى مى ‌كنند. اگر انسانى صد سال پيش به مردم خبر مى ‌داد كه پيمودن هزار كيلومتر در يك ساعت ممكن است، حرف او را نمى ‌پذيرفتند و آن را كارى ناممكن مى ‌پنداشتند چرا كه براى آنان ناآشنا و ناشناخته بود در حاليكه اين خبرى صحيح و درست بوده است.

جامعه‌ هاى بشرى امروز، پديده‌ها را براساس عادتهاى جارى مى ‌شناسند نه براساس دانش و بينش صحيح. آنان هم كه از دانش و بينش بهره‌اى دارند، هرگز مدّعى اين نيستند كه به همۀ اسباب و مسبّبات دست يافته‌ اند و همۀ علل و عوامل را مى ‌شناسند، بلكه خود اعتراف دارند كه در آغاز راهند و اقرار مى ‌كنند كه رموز و اصول علمى ناشناخته و حقايقى كه براى دانش و دانشمندان پوشيده است، به مراتب از شناخته‌ها فراتر است.

بيشتر مقياس هاى علمى-در جهان هستى-ناشناخته است و انسان تاكنون نتوانسته است بدانها احاطه علمى پيدا كند، تنها توانسته است پديده‌هاى ظاهرى را بدون آنكه اسباب و علل آنها را بشناسد درك كند، دريابد كه هر پديده‌اى سببى دارد و اين سبب نيز خود سبب ديگرى.

و همين گونه اسباب و مسبّبات را بطور تسلسل درمى ‌يابد، امّا نمى ‌تواند سبب اصلى و علّت العلل را بشناسد جز اينكه بگويد: «آن، سرچشمه و منشا و علّت اصلى قدرت بى ‌كران خدا و ارادۀ اوست نه چيز ديگر.»

 

كسانى كه عمر طولانى داشته ‌اند

 (جهت اطّلاع بيشتر و دقيق تر رجوع شود به: كتاب گرانسنگ «خورشيد مغرب» ، ص 240، تأليف دانشمند و نويسندۀ فرزانه و معاصر، محمّد رضا حكيمى و كتاب «او خواهد آمد» ، ص ٨٩، هم چنين كتاب «امام مهدى عليه السّلام حماسه‌اى از نور» از شهيد صدر، «نويد امن ‌و امان» و «امامت و مهدويّت» از آيت اللّه صافى، «ديرزيستى حضرت مهدى عليه السّلام» از مهدى كامران، «منتظر جهان و راز طول عمر» از سيّد احمد علم الهدى، «چند مقاله» از علامه طباطبايى، «مهدى عليه السّلام رهبر بزرگترين انقلاب جهان» از حسن شجاعان و «طول عمر امام زمان عليه السّلام» از على اكبر مهدى ‌پور)

 

در تاريخ انسان، به نامهاى بسيارى برخورد مى ‌كنيم كه در اين جهان، قرن هاى طولانى زيسته ‌اند كه مورّخين نام آنان را برشمرده و سرگذشت برخى را نيز نوشته‌اند، همان گونه كه برخى از علماء در كتابهاى خويش، بخش خاصّى را تنها بدانها اختصاص داده و تحت عنوان «سرگذشت كسانى كه عمر طولانى داشته‌اند» به ترسيم سرگذشت زندگى آنان پرداخته و برخى از امور مربوط بدانان را آورده‌ اند و اين واقعيّت را يادآور شده‌اند كه عمر طولانى براى انسان يك پديده عجيب و غريبى نيست، بلكه در برخى روزگاران يك پديدۀ طبيعى و عادى بوده است.

ما در اينجا نام برخى از آنان را بطور فشرده مى ‌آوريم:

١-حضرت آدم كه ٩٣٠ سال در اين جهان زيست.

٢-حضرت سليمان نيز ٩٣٠ سال زندگى كرد.

٣-لقمان حكيم،4000 سال و برخى نيز 400 سال نوشته‌اند.

4-ربيع بن ضبع،380 سال.

۵-شدّاد بن عامر،٩٠٠ سال.

۶-عمر بن عامر،٨٠٠ سال.

7-قس بن ساعده،600 سال.

٨-عزيز مصر،٧٠٠ سال.

9 -ريّان پدر عزيز مصر،١٧٠٠ سال.

١٠-لقمان عادى 560 سال.

 براى توضيح بيشتر به: اكمال الدّين، ج ٢، ص 523 به بعد و كتاب بحار الانوار، ج 51، ص 225 به بعد مراجعه شود.

و بسيار ديگرى كه تاريخ نام آنان را نگاشته و هركدام صدها سال در اين جهان زيسته‌اند كه ما نيازى به ترسيم نام آنان نمى ‌نگريم و به همان بيان قرآن شريف و داستان نوح عليه السّلام بسنده مى ‌كنيم كه براى هر حقيقت ‌جوى با ايمانى، بسنده است.

 

 

ترجمه کتاب امام مهدی (علیه السلام) از ولادت تا ظهور (مولف مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی رحمت الله علیه ) ، ناشر : انتشارات الهادی ؛ صفحه 445 الی 458

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

 عضویت در کانال ارسال حدیث در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/ahadithshia

@ahadithshia

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 149 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
علت دفن شبانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
  علل الشرائع عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَسَدِيِّ... ادامه مطلب...
نامگذاری حضرت محسن (علیه السلام) توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي الْعِدَّةُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ... ادامه مطلب...
فرمایشات امیرالمومنین (علیه السلام) بعد از خاکسپاری حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ... ادامه مطلب...
دو رکن از دست رفته مولا امیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 23 دی 1399
 أمالي الصدوق ابْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ... ادامه مطلب...
حضرت زهرا (سلام الله علیها)اولین کسی که در میان اهل بیت(علیهم السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)ملحق شد
سه شنبه, 23 دی 1399
  الأمالي للشيخ الطوسي الْمُفِيدُ عَنِ الصَّدُوقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ... ادامه مطلب...
اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) موجب {نظم شریعت و ملّت} و {امامت اهل بیت (علیهم السلام} جلوگیر از تفرقه
چهارشنبه, 16 بهمن 1398
  وَإطَاعَتَنَا (در نسخه ی دیگر : وطَاعَتَنَا ) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ... ادامه مطلب...
اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد
یکشنبه, 27 اسفند 1396
  اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد 1-خديجه رضى اللّه... ادامه مطلب...
باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ بن موسى الرّضا- عليهما السّلام-
شنبه, 28 بهمن -2
    باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ... ادامه مطلب...
نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام) شیخ صدوق... ادامه مطلب...
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام)
دوشنبه, 14 اسفند 1396
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام) حضرت فاطمه علیها السلام خدمتگذاری... ادامه مطلب...
شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ العسکری (علیهِما السلام)
چهارشنبه, 17 آذر 1395
    شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ... ادامه مطلب...
مناقبت و شهادتنامه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  ماجراي تنبّه اسحق ‌بن‌ يعقوب كندي اسحق‌بن‌يعقوب‌كندي،... ادامه مطلب...
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 06 آذر 1395
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)   ... ادامه مطلب...
حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)
جمعه, 09 مهر 1395
ويژگىِ عاقل نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل... ادامه مطلب...
تأكيد رسول اكرم(صلی الله علیه وآله) …بر حكومت حضرت مهدي (علیه السلام) در خطبه‌ي غديريّه
چهارشنبه, 11 فروردین 1400
  تأكيد رسول اكرم(صلی الله علیه وآله) …بر حكومت حضرت مهدي (علیه السلام) در... ادامه مطلب...
سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام)
جمعه, 24 بهمن 1399
  سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام) خلیل بن احمد از... ادامه مطلب...
ردّالشمس یکی از فضائل مولاامیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 28 خرداد 1398
پانزدهم شوال سالروز به وقوع پیوستن رد الشمس برای مولا امیرالمومنین (علیه... ادامه مطلب...
برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك حضرت مهدی (علیه السلام)
پنجشنبه, 27 اردیبهشت 1397
  [تعظيم شنيدن اسم مبارك] 6 نجمة ايضا ششمين تكليف عباد،برخاستن براى تعظيم... ادامه مطلب...
زيارت امام حسین عليه السلام در روز اربعين ، به روايت صفوان جمّال
دوشنبه, 08 آبان 1396
  زِيارَةُ الأَربَعينَ بِرِوايَةِ صَفوانَ الجَمّالِ 3273.تهذيب الأحكام عن... ادامه مطلب...
زيارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز بیستم ماه صفر (اربعین) توسط جابر بن عبد اللّه انصارى {بانضمام متن زیارت}
جمعه, 05 آبان 1396
  زِيارَةُ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِيِّ 3275.مصباح الزائر عن عطا :... ادامه مطلب...
متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم
شنبه, 28 بهمن -2
  متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم بسم الله... ادامه مطلب...
در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را... ادامه مطلب...
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
سه شنبه, 23 خرداد 1396
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی... ادامه مطلب...
حَبْلِ اللَّهِ کیانند ؟؟!!
دوشنبه, 12 آبان 1399
  آیه 103 سوره آل عمران وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا... ادامه مطلب...
نشانه‌ های مؤمن راستین
شنبه, 28 بهمن -2
نشانه‌ های مؤمن راستین نمازهای شبانه‌ روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.... ادامه مطلب...
زیارت اربعین از نشانه های مومن است
شنبه, 28 بهمن -2
در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : وَ رُوِیَ... ادامه مطلب...
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام)
چهارشنبه, 16 مهر 1399
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) وَ... ادامه مطلب...
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات
شنبه, 25 اردیبهشت 1395
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات  ... ادامه مطلب...