gototopgototop
ورود به سایت



خانه احادیث احادیث موضوعی مجموعه مطالب در خصوص حضرت مهدی (علیه السلام) نمایندگان خاص حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف )

نمایندگان خاص حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف )

میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

نمایندگان خاص حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف )

نمايندگى و سفارت آن حضرت، از پستها و مسئوليّتهاى بسيار خطير و پراهميّت شناخته شده است و اين مقام والا، تنها برازندۀ كسى است كه كران ‌تا كران وجودش از ويژگي ها و ارزش ها، آراسته باشد، از ويژگي هايى: چون ايمان خلل ‌ناپذير، امانت دارى به مفهوم واقعى آن، تقواپيشگى و پرهيزكارى، رازدارى و پوشيده داشتن امورى كه بايد نهان بماند، دخالت ندادن رأى و نظر شخصى خويش در امور خاصّ به آن حضرت، اجراى دستورات و تعليمات رسيده از جانب مقام والاى امامت و ولايت راستين و ديگر ارزش ها و ويژگي ها و شرايط. . . .

روشن است كه نيابت خاصّ آن حضرت از نيابت عامّ كه مجتهد جامع الشرايط از آن برخوردار است، مسئوليّتى بس برتر و خطير است، گرچه در دوّمى نيز اجتهاد به مفهوم حقيقى كلمه، همراه ويژگي هايى چون: عدالت در ميدان عمل، مخالفت واقعى با هواى نفس، التزام و تمسّك خالصانه به معيارها و موازين شرعى در ابعاد گوناگون حيات، پرواپيشگى و درست‌انديشى و ژرف ‌نگرى و شناخت عميق و ديگر شرايط، در درجۀ بسيار والا و گسترده ‌اى، ضرورى است.

ما در اينجا در نظر نداريم وارد اين بحث شويم و هدف در اينجا تنها سخن از چهار سفير ويژۀ دوازدهمين امام نور عليه السّلام و بيوگرافى فشرده ‌اى از آن شايستگان و فرزانگان است.


نخستين سفير [عثمان بن سعيد]

نام بلندآوازه نخستين سفير امام مهدى عليه السّلام «عثمان بن سعيد» بود و كنيه‌اش «ابو عمرو» و لقب هاى پرافتخارش عبارتند از: «عمرى» «اسدى» «عسكرى» «سمّان» «زيات» .

دليل سه لقب، از پنج لقب، روشن است كه انتساب به بنى اسد و منطقه نظامى سامرّا و خانوادگى است، امّا دو لقب ديگر بدان جهت به او داده شد كه در آن جوّ وحشت و ترور حاكميت استبداد عبّاسى، به منظور تقيّه و پوشش دادن به سفارت خويش از جانب امام عصر عليه السّلام تجارت روغن مى ‌نمود و آن مسئوليت خطير را در اين پوشش به انجام مى ‌رسانيد. شيعيان به سوى او مى‌ رفتند و اموال، حقوق، نامه ‌ها و پرسش هاى خويش از دوازدهمين امام نور عليه السّلام را، به او تحويل مى ‌دادند و آن مرد با درايت و پرشهامت و اخلاص، آنها را به گونه‌اى خاصّ، گاه با قرار دادن در ظرف ها و پوست هاى مخصوص حمل آب و روغن، به سوى حضرت مهدى عليه السّلام مى ‌فرستاد تا دشمن و جاسوسان پى نبرند.

او افتخار خدمت به امام هادى عليه السّلام را نيز در پروندۀ زندگى شايسته خويش داشت و از يازده سالگى به اين افتخار نائل آمد و اين نشانگر اوج هوشمندى، خردمندى، رشد فكرى اين نوجوان و ديگر ويژگي هاى او همچون: عدالت، امانتدارى، درستى و شايستگى او است و راستى كه: «خداوند هركس را خواست به لطف خويش مفتخر مى‌ سازد.»

«احمد بن اسحاق» كه از فرزانگان است آورده است كه: از حضرت هادى عليه السّلام پرسيدم: «سالارم! با چه كسى رابطه برقرار كنم و از چه كسى تعاليم و پيام هاى شما را بگيرم و گفتار چه كسى را بپذيرم؟»

امام هادى عليه السّلام فرمود:

«العمرى ثقتى، فما أدّى إليك عنَّى فعَنى يؤدّى و ما قال لك عنّى فعنّى يقول، فاسمع له و أطع، فإنّه الثقة المأمون.» اصول كافى، ج 1، ص 330 و غيبت طوسى، ص 219

يعنى: «عمرى» مورد اعتماد من است، هرآنچه از من بسوى شما آورد از ما آورده است و آنچه از من گفت براستى از من مى ‌گويد. پس، بشنو و اطاعت كن! چرا كه امين و مورد اعتماد است.

«عمرى» اين فرزانۀ روزگار، پس از شهادت حضرت هادى عليه السّلام به افتخار ديگرى مفتخر گرديد و نمايندگى و وكالت خاصّ حضرت عسكرى عليه السّلام را، خداوند روزى او ساخت.

از امام عسكرى عليه السّلام آورده ‌اند كه به جناب «احمد بن اسحاق» فرمود:

«العمرى و ابنه، ثقتان، فما أدّيا إليك عنّى فعنّى يؤدّيان و ما قالا لك فعنّى يقولان، فاسمع لهما و أطعهما، فإنّهما الثقتان المأمونان.» اصول كافى، ج 1، ص 330 و غيبت طوسى، ص 219

يعنى : عمرى و پسرش هردو ثقه و مورد اعتمادند، هرآنچه از سوى من براى تو آوردند ترديد مكن كه از سوى ماست و هرچه مى‌ گويند از جانب ماست. بنابراين سخنان آن دو را بشنو و پيروى آنان نما و بدان كه هردو امين و مورد اعتمادند.

حضرت عسكرى عليه السّلام نامه ‌اى طولانى به «اسحاق بن اسماعيل نيشابورى» مرقوم داشته‌ اند، فرازى از آن نامه در مورد جناب «عثمان بن سعيد عمرى» است كه مى ‌فرمايد:

«. . . فلا تخرجنّ من البلدة حتّى تلقى العمرى (رضى اللّه عنه برضاى عنه) و تسلّم عليه و تعرفه و يعرفك، فإنّه الطاهر الأمين، العفيف، القريب منّا و إلينا. . . .» رجال كشّى، ج 6، ص 580

يعنى: شما از شهر حركت نكن تا با «عمرى» ملاقات كنى و بر او سلام نمايى، هم تو او را بشناسى و هم او شما را، چرا كه او شخصيّتى پاك و امين و عفيف و به ما خاندان وحى و رسالت، بسيار نزديك است.


و نيز از «محمّد بن اسماعيل» و «على بن عبد اللّه سجستانى» آورده ‌اند كه: ما دو نفر در سامرّا به محضر حضرت عسكرى عليه السّلام شرفياب شديم و در همان هنگام گروهى از دوستداران و شيعيان آن حضرت در خدمتش بودند كه «بدر» يكى از كارگزاران بيت رفيع امامت وارد اطاق شد و گفت: «سالار من! گروهى درب خانه هستند كه گردوغبار سفر بر سر و چهره دارند.»

حضرت عسكرى عليه السّلام به حاضران فرمود: «اينان دسته‌اى از شيعيان ما از «يمن» هستند. . . .» تا به «بدر» فرمود: «برو عثمان بن سعيد عمرى را بياور!»

طولى نكشيد كه «عمرى» آمد و حضرت عسكرى عليه السّلام به او فرمود:

«إمض يا عثمان! فإنّك الوكيل و الثقة المأمون على مال اللّه و اقبض من هؤلاء النفر اليمنيّين ما حملوه من المال. . . .»

يعنى: عثمان بن سعيد! شما وكيل من هستى و مردى امين و مورد اعتماد بر اموال خدا، برو از اين گروه كه از «يمن» آمده ‌اند و اموالى آورده ‌اند تحويل بگير. . .

آنگاه ما گفتيم: «سالار ما! بخدا سوگند كه عثمان بن سعيد از بهترين شيعيان شماست، تقاضا مى‌ كنيم ديدگاه خود را در مورد موقعيّت او بيان فرماييد. آيا او وكيل و نماينده و مورد اعتماد شما در دريافت اموال هست يا نه؟»

حضرت عسكرى عليه السّلام فرمود:

«نعم! . . . و اشهدوا على أنّ عثمان بن سعيد العمرى وكيلى و أنَّ إبنه محمداً وكيل إبنى مهديكم.» غيبت طوسى، ص 216 و بحار الانوار، ج 51، ص 345 

يعنى: آرى! شاهد باشيد كه عثمان بن سعيد عمرى، وكيل من است و پسرش محمّد بن عثمان، وكيل پسرم مهدى شما (امّت پيامبر) است.

و نيز از گروهى از شيعيان روايت شده است كه: ما بطور گروهى به محضر حضرت عسكرى عليه السّلام شرفياب شديم تا از حجّت خدا پس از آن جناب بپرسيم، در حالى كه 40 نفر در مجلس حضور داشت، «عثمان بن سعيد عمرى» بپاخاست و گفت: «پسر پيامبر! از موضوعى بزرگ مى‌ خواهم بپرسم كه شما از من بدان آگاه ‌ترى.»

امام عسكرى برخاست و فرمود: «بگويم براى چه اينجا گرد آمده‌ ايد؟»

گفتيم : «آرى! اى پسر پيامبر!»

فرمود : «آمده ‌ايد از امام راستين پس از من سؤال كنيد.»

پاسخ داديم: «آرى!»

در اين هنگام به دستور امام عسكرى عليه السّلام پسرى همانند پارۀ ماه وارد شد كه شبيه‌ ترين مردم به امام عسكرى عليه السّلام بود و امام عليه السّلام خطاب به گروه فرمود:

«هذا امامكم من بعدى و خليفتى عليكم اطيعوه و لا تتفرّقوا من بعدي فتهلكوا فى أديانكم.

ألا! و انّكم لا ترونه بعد يومكم هذا حتّى يتمّ له عمر، فاقبلوا من عثمان ما يقوله و انتهوا الى أمره و اقبلوا قوله. . . .» غيبت طوسى، ص 217

يعنى: اين امام شما مردم پس از من و جانشين من، در ميان شماست. از او اطاعت كنيد و پس از من پراكنده مشويد كه در دينتان به هلاكت خواهيد رسيد.

بهوش باشيد كه از امروز به بعد، ديگر تا پايان دوران (غمبار) غيبتش، او را نخواهيد ديد، ازاين‌رو آنچه عثمان بن سعيد از او براى شما خبر آورد، بپذيريد و از هشدار او باز ايستيد و گفتارش را قبول كنيد.

و نيز در بحث ولادت حضرت مهدى عليه السّلام آورديم كه امام عسكرى عليه السّلام پس از ولادت فرزندش، به عثمان بن سعيد عمرى دستور داد كه هزاران رطل گوشت و نان بخرد و در ميان تهيدستان تقسيم نمايد و تعدادى گوسفند به سلامتى حضرت مهدى عليه السّلام عقيقه نمايد.

جناب عثمان بن سعيد در بغداد مى‌ زيست و به شهر تاريخى سامرّا به منظور ديدار دو امام گرانمايه حضرت هادى و عسكرى عليهما السّلام بسيار سفر مى‌كرد. از برخى روايات دريافت مى ‌گردد كه جناب «عمرى» در مراسم غسل و كفن و دفن حضرت عسكرى عليه السّلام حضور داشت، امّا مباشر غسل، حضرت مهدى عليه السّلام بود چرا كه امام معصوم را جز امام و معصوم ديگر، غسل نمى‌ دهد. اين عقيدۀ استوار ماست، گرچه تاريخ در مورد غسل دادن حضرت مهدى عليه السّلام بر پيكر پاك پدرش، از بيان حقيقت كوتاهى كرده است.

پس از رحلت امام يازدهم، حضرت مهدى عليه السّلام جناب عمرى را در وكالت ابقا و به سفارت خويش برگزيد. بر اين اساس است كه او نخستين سفير و نايب محبوب دلها، رابط ميان او و شيعيان و دوستانش در رسانيدن نامه‌ ها و مسايل و حلّ مشكلات آنهاست و شمارۀ ديدارها و افتخار تشرّف او به پيشگاه حضرت مهدى عليه السّلام و چگونگى ديدارها و اندازۀ ملاقات هاى او را كه روزانه، هفتگى، ماهانه و يا براساس شرايط و نياز، صورت مى ‌گرفته است، اينها را فقط خدا مى‌ داند. تنها او مى ‌داند كه جناب عمرى در روزگارى كه ميليون ها شيعه از افتخار ديدار يار و توفيق زيارت آن گرامى محروم بودند، چقدر به زيارت او مفتخر گشته است.

آرى! امانتدارى و مصلحت، او را ملتزم مى ‌ساخت كه اين راز را براى مردم آشكار نسازد تا با صاحبش بماند و دفن گردد، يا خبر برخى از ديدارها، پس از رحلت او آشكار گردد.


براى نمونه:

در روايت است كه عبد اللّه بن جعفر با جناب عمرى، پس از رحلت حضرت عسكرى عليه السّلام ملاقات كرد و ضمن سوگند دادن به او گفت: «تو را به حرمت حق و به حرمت دو امام گرانمايه، حضرت هادى و عسكرى كه تو را مورد اعتماد خويش مى ‌شناختند، سوگندت مى‌ دهم كه بگويى، آيا فرزند حضرت عسكرى، صاحب الزّمان را ديده‌اى؟»

جناب «عمرى» سخت گريست و در برابر اصرار بسيار او، از او پيمان گرفت كه تا او در قيد حيات است به كسى نگويد. آنگاه فرمود: «آرى! آن محبوب دلها را بسيار ديده‌ام. . . .» غيبت طوسى، ص 215

كوتاه سخن اين كه: «عمرى» از نوابغ روزگار بود، هم در ميدان تعقّل و تفكّر و هم در ديگر ميدان ها، بايد امتيازات خاصّ او همچون تقواپيشگى، پرهيزكارى، امانت و ديگر ارزشها و ويژگي هايى را كه او را به مقام والاى نيابت عامّه و خاصّه اوج بخشيد، اينها را نيز بر نبوغ فكرى و عقلى او افزود و گفت: «گوارا باد بر صاحبان نعمت، نعمتهايشان!»

آرى! او از جوانى و پيش از آن، به افتخار سعادت و شرافت خدمت امامان نور عليهم السّلام نايل آمد و تا آخرين لحظات زندگى غرق در اين نيكبختى و افتخار بود.

ترديدى نيست كه سه امام گرانقدر، او را پس از آزمايش به اين مسئوليت خطير و جايگاه رفيع برگزيدند، چرا كه ويژگي هاى لازم را در او يافتند و حضرت مهدى عليه السّلام به او دستور داد فرزندش «محمّد بن عثمان» را پس از خود بجاى خويش نصب كند تا كارها را سروسامان دهد و نقش حساس پدر را ايفا نمايد.


دوّمين سفير خاصّ [محمد بن عثمان]

دوّمين نايب خاصّ حضرت مهدى عليه السّلام در عصر غيبت كوتاه مدّتش، «محمّد بن عثمان» بود. او كنيه‌ اش ابو جعفر و به لقب «عمرى» ، «عسكرى» و «زيّات» خوانده مى ‌شد.

از بهره‌ ها و نعمت هاى بزرگ جناب «عثمان بن سعيد» در زندگى پرافتخارش از جمله اين بود كه خداوند فرزند شايسته ‌اى به او روزى ساخت كه در ويژگي ها و امتيازات و فضايل اخلاقى، بسان پدر بود.

و در صفحات گذشته ترسيم گرديد كه حضرت عسكرى عليه السّلام تصريح فرمود كه: «عمرى و فرزندش، هر دو مورد اعتماد ما هستند.»

و نيز فرمود: «پسرش محمّد، وكيل پسرم، مهدى شما، خواهد بود.»

گزينش سفير دوّم، ازاين ‌رو بود كه حضرت مهدى عليه السّلام «محمّد» را به جاى پدر برگزيد تا همان نقش حسّاس و اساسى را كه پدرش در دوران پرافتخارش به عهده داشت ايفا كند و طىّ نامه ‌هاى متعدّدى به بزرگان شيعه، به همه اطّلاع داد كه «محمّد» را به عنوان نايب دوّم، برگزيده است.

از جملۀ اين نامه‌ ها، نامه مباركى است كه آن گرامى به «محمّد بن ابراهيم مهزيار» مرقوم داشته است كه از جمله مرقوم مى ‌فرمايد :

«. . . و الِإبنُ (وقاه اللّه) لم يزل ثقتنا فى حياة الأب (رضى اللّه عنه و أرضاه و نضّر وجهه) يجرى عندنا مجراه و يسدّ مسدّه و عن أمرنا يأمر الِإبن و به يعمل، تولاّه اللّه، فَانتَهِ الى قوله. . . .» غيبت طوسى، ص 220

يعنى: پسرِ جناب «عثمان بن سعيد» ، «محمّد» ، كه خداى نگاهدار او باد! همچنان به انجام مسئوليت خطير او همّت مى ‌گمارد و جاى خالى او را در خدمت به حق و عدالت، پر مى ‌كند. او نيز چون پدرش كه خداى از او راضى باد! . . .

دستورات ما را بيان مى ‌كند و بدان عمل مى ‌نمايد، خداى او را دوست بدارد. از اين رو سخن او را بشنو و اوامر او را امتثال نما! . . . .

جناب «محمّد بن عثمان» با دريافت نامه ‌اى كه حضرت مهدى عليه السّلام در آن، رحلت پدرش را به او تسليت فرموده بود، برگ زرّين ديگرى بر دفتر افتخارات خويش افزون ساخت كه در آن نامۀ مبارك از جمله آمده است:

«انّا للّه و انّا اليه راجعون، تسليماً لأمره و رضاءاً بقضائه، عاشَ أبوك سعيداً و مات حميداً، فرحمه اللّه و ألحقه بأوليائه و مواليه عليهم السّلام فلم يزل مجتهداً فى أمرهم، ساعياً فيما يقرّبه الى اللّه (عزّ و جلّ) و إليهم، نضّر اللّه وجهه و أقاله عثرته. . . .

أجزل اللّه لك الثواب و أحسن لك العزاء، رُزِئُت و رُزِئنا و أوحشك فراقه و أوحشنا، فسرّه اللّه فى منقلبه.

كان من كمال سعادته أن رزقه اللّه تعالى ولداً مثلك، يخلفه مِن بعده و يقوم مقامه بأمره و يترحّم عليه.

و أقول: الحمد للّه، فإنّ الأنفس طيّبة بمكانك و ما جعله اللّه تعالى فيك و عندك، أعانك اللّه و قواك و عضدك و وفقك و كان لك وليّاً و حافظاً و راعياً و كافياً و معيناً.» اكمال الدّين، ج 2، ص 510 و غيبت طوسى، ص 220

يعنى: همۀ ما از آن خدا هستيم و همگى بى ‌ترديد بسوى او بازمى‌ گرديم. ما تسليم فرمان او و راضى به داورى و فرمان و تقدير او هستيم.

پدرت، سعادت مندانه زيست و ستوده و شايسته از جهان رخت بربست. رحمت و بخشايش خدا بر او باد و خداوند او را به اولياى خويش ملحق سازد!

او همواره در انجام دستورات پيشوايان و سروران خويش، كوشا بود و در كارهايى كه او را به خدا و اولياى او نزديك سازد، كوشش خستگى ‌ناپذيرى داشت، خداوند روح او را شاد و چهره ‌اش را درخشان سازد و او را بيامرزد.

خداوند پاداش و ثواب تو را افزون گرداند و در اين مصيبت به تو شكيبايى نيكو ارزانى دارد.

محمّد! تو اينك در رحلت پدر داغدار و مصيبت ‌زده‌اى و ما هم اندوهگين. فراق پدرت براى تو وحشتناك بود و براى ما اندوهبار. خداوند او را در بازگشتگاه خود شادش گرداند.

از كمال نيكبختى او اين است كه خداوند فرزندى چون تو به وى روزى ساخت كه پس از مرگ او بماند و جانشين او گردد و براى پدر طلب آمرزش نمايد.

بر اين نعمت، خداى را سپاس، چرا كه دلهاى شيعيان ما به وجود تو و به آنچه خدا در شخصيّت تو و نزد تو قرار داده است، شادمانند. خدا ياريت كند و به تو نيرو و اقتدار بخشد و پشتيبانيت كند و در كارها، به تو توفيق ارزانى دارد و نگهبان، حافظ، كفايت ‌كننده امور و يار و ياورت باشد!


شگفتا؟ !

شما خوانندۀ گرامى! به نامۀ گرانقدر حضرت مهدى عليه السّلام به محمّد بن عثمان يك بار ديگر بنگريد، براستى كه قلم ناتوان تر از آن است كه نشانه‌هاى مباهات و افتخارى را كه امام عصر عليه السّلام در اين مرقوم مبارك، به اين پدر و پسر پرافتخار، عنايت فرموده است برشمارد و آنگونه كه مى ‌بايد ترسيم كند.

هر واژه ‌اى از انبوه واژه ‌هاى اين نامه، ستايش عطرآگين و نشانى رفيع و بلند و پرافتخار است كه اگر مردى در زندگى خويش به يكى از آنها كامياب گردد و نايل آيد براستى زيبنده است كه سرفرازانه سر برافرازد و مباهات كند و بر خود ببالد و بگويد:

«هان اى جهانيان! آيا چو منى هست؟ نظير من كيست؟»

شگفتا! آخر چگونه اين همه افتخارات و ارزشهايى كه گرانبهاتر و پرارزشتر از هر چيز نفيس و ارزشمندى است، كه در وجود جناب عثمان بن سعيد و فرزند خلف او، محمّد گرد آمد؟ گوارا باد بر آن دو اين افتخار و نيكبختى دنيا و آخرت!

جناب محمّد بن عثمان، بسان پدرش سفير و رابط ميان حضرت مهدى عليه السّلام با تمامى شيعيان آن حضرت بود، چه شيعيانى كه در عراق مى ‌زيستند و چه دوستداران و ارادتمندانى كه از قم و ديگر شهرهاى اسلامى در پى محبوب و امام خويش بودند و از سفير و نايب خاصّ او، سراغ او را مى ‌گرفتند.

و همان گونه كه گذشت، محل خدمت و سفارت او نيز در بغداد بود.

روشن است كه آن جناب وظايف و مسئوليت هايى را كه بر دوش داشت در جوّى از كتمان و تقيّه و رازدارى انجام مى ‌داد. او اموال و حقوق شرعى را از شيعيان دريافت مى ‌داشت و به صورت نهانى همه را به حضرت مهدى عليه السّلام تقديم مى ‌داشت و يا به گونه‌اى كه او مقرّر مى ‌فرمود به مصرف مى‌ رسانيد.

امّا اينكه چگونه و به چه صورتى اموال را به آن گرامى تقديم مى‌ كرد موضوع روشنى نيست و از هرجهت با ابهام پيچيده است.

آن جناب بارها به شايستگان خبر داد كه پس از رحلتش «حسين بن روح نوبختى» بجاى او منصوب شده و انجام وظيفه خواهد كرد.




سوّمين سفير آن حضرت [حسين بن روح]

او بنام «حسين بن روح» بود و كنيه‌اش «ابو القاسم» و در لقب به «نوبختى» شهرت داشت.

در جامعۀ تشيّع آن روزگار، شخصيّت پرآوازه، انديشمند و معروف بود و پيش از افتخار تصدّى نيابت خاصّ، وكيل دوّمين سفير حضرت مهدى عليه السّلام جناب محمّد بن عثمان بود، هم به املاك او نظارت داشت و هم رابط ميان او و بزرگان شيعه در نقاط مختلف كشور پهناور اسلامى بود و از اين راه دستورات و تعليمات اهل بيت عليهم السّلام و اخبار نهانى را به آنان مى ‌رساند.

به همين جهت، هنگامى كه شيعيان ديدند دوّمين نايب امام عصر عليه السّلام او را امين مى ‌شناسد و به او اعتماد مى‌ كند و به فضيلت و ديندارى او گواهى مى ‌نمايد و او را شايستۀ وكالت خويش مى‌ نگرد، به تدريج اعتماد همگى به او فزونى يافت و مورد توجّه همگان قرار گرفت.

او شخصيت والايى بود كه به خردمندى و فرزانگى و رشد فكرى و دينى شهرت بسزايى داشت و موافق و مخالف بر اين واقعيت گواهى مى ‌دهند، تا جايى كه اهل سنّت نيز او را تكريم و احترام مى ‌نمودند.

اين امتيازات و شرايط و ويژگي ها براى «جناب حسين بن روح» پايگاه پرشكوه مردمى و موقعيّت بلندى بخشيده بود كه همۀ مردم، با وجود راه و روش مختلف و هدف و مذهب متفاوت و در سطوح گوناگون به او بهاى بسيار مى ‌دادند و به ديدۀ احترام مى‌ نگريستند.

پيش از رحلت دوّمين نايب خاصّ، فرمانى از جانب امام عصر عليه السّلام صادر گرديد كه به موجب آن، جناب «محمّد بن عثمان» دستور يافت تا «حسين بن روح» را بجاى خويش معرّفى كند و چنين كرد.

او آنگونه كه مى ‌بايد اعلان كرد كه جانشينش پس از رحلت، حسين بن روح خواهد بود و بدين منظور، بزرگان شيعه را گرد آورد و ضمن بياناتى از جمله فرمود:

«اگر من از دنيا رفتم حسين بن روح جانشين من است چرا كه دستور يافته ‌ام او را بجاى خويش برگزينم، ازاين ‌رو در زندگى خود به او مراجعه كنيد و در كارها به او اعتماد ورزيد.» غيبت طوسى، ص 227 

و نيز هنگامى كه ساعتهاى واپسين عمر او فرارسيد، انبوهى از سرشناسان و بزرگان شيعه كنار بسترش گرد آمدند و آن جناب خطاب به آنان گفت: «اين ابو القاسم، حسين بن روح نوبختى جانشين من است و ميان شما و حضرت صاحب الأمر عليه السّلام سفير و وكيل و مورد اطمينان و امين است.

ازاين ‌رو در كارهايتان به او مراجعه كنيد و در كارهاى مهمّ خود به او اعتماد نماييد. من اين فرمان را دريافت داشته بودم و آن را به شما دوستداران اهل بيت رسانيدم.» مدرك ياد شده.

روايت است كه دوّمين نايب خاصّ امام عصر عليه السّلام دوست گرم و پرمهرى بنام «جعفر بن احمد» داشت و با او بسيار نشست و برخاست مى ‌نمود.

اين دوستى به جايى رسيده بود كه آن جناب، در اواخر زندگى اش جز غذايى كه در خانۀ اين دوست فراهم مى‌ شد چيزى ميل نمى‌ كرد و بسيارى از شيعيان با آگاهى بر اين دوستى در اين انديشه بودند كه جعفر بن احمد، سوّمين نايب خاصّ امام عصر عليه السّلام و جانشين دوست خود خواهد بود، امّا حضرت مهدى عليه السّلام حسين بن روح نوبختى را به سفارت برگزيد.

جالب است كه «جعفر بن احمد» با وجود ارتقاء مقام حسين بن روح، هرگز رفتار و عملكرد دوستانه و صميمانه خويش را با او تغيير نداد بلكه همان گونه، كه در خدمت دوّمين نايب امام عصر عليه السّلام تا آخر كار، در كمال مهر و وفا ايستاد، به خدمت سوّمين نايب نيز كمر همّت بست. همواره در مجلس او حضور مى‌ يافت و او را مخلصانه در راه انجام وظايف و به دوش كشيدن بار گران مسئوليّت هايش يارى مى‌ كرد و تا آخرين لحظات زندگى «جناب نوبختى» در خدمت او ايستاد، تا سرانجام سوّمين نايب خاصّ نيز پس از 21 سال خدمت به حق و عدالت، در سال 326 هجرى جهان را بدرود گفت.


چهارمين نايب خاصّ [علىّ بن محمّد]

نام چهارمين نايب خاصّ محبوب دلها، «علىّ بن محمّد» بود، كنيه ‌اش ابو الحسن و در لقب به «سمرى» شهرت داشت.

حضرت او را براى سفارت خويش برگزيد و به جناب حسين بن روح نيز دستور داد كه او را به جانشينى خويش معرّفى كند و آن جناب نيز دستور مبارك امام خويش را اجرا كرد.

شخصيّت والاى آن جناب بسان خورشيدى بود كه نيازى به معرّفى درخشندگى نور او نيست و امانتدارى، تقوا، شكوه و عظمت او فراتر از گفتار و نوشتار است.

از كرامت هاى آن فرزانۀ روزگار از جمله اين بود كه در بغداد، خبر از رحلت «ابن بابويه قمّى» ، پدر گرامى صدوق، كه در رى مى ‌زيست داد و گفت: «در اين ساعت، او چشم از جهان فرو بست.» و گروهى از شيعيان كه در حضورش بودند ماه و روز و ساعتى را كه او فرموده بود يادداشت كردند، آنگاه پس از 17 روز كه خبر رحلت او به بغداد رسيد ديدند كاملا با نوشتۀ آن روز كه جناب «سمرى» فرموده بود، تطبيق دارد.

با پايان يافتن زندگى پرافتخار چهارمين نايب خاصّ امام عصر، غيبت «صغرى» يا كوتاه‌ مدت آن گرامى و نيز نيابت و سفارت خاصّ نيز به پايان رسيد و از آن روز غيبت طولانى آن خورشيد جهان‌افروز، آغاز گرديده است كه تاكنون نيز ادامه دارد.


اميد كه با ظهور مباركش اين فراق و انتظار و اين دوران غمبار غيبت پايان پذيرد، ان شاء اللّه.


رحلت جناب سمرى

درست پيش از شش روز از رحلت چهارمين نايب خاصّ بود كه پيام كتبى مباركى از سوى حضرت مهدى عليه السّلام به آن جناب صادر گرديد، كه اين گونه بود:

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

«يا على بن محمّد السّمرى! أعظم اللّه أجر إخوانك فيك، فإنّك ميّت ما بينك و بين ستّة أيّام، فاجمع أمرك و لا توص الى أحدٍ فيقوم مقامك بعد وفاتك، فقد وقعت الغيبة التامّة فلا ظهور إلاّ بعد إذن اللّه-تعالى ذكره-و ذلك بعد طول الأمد و قسوة القلوب و إمتلاء الأرض جوراً» اكمال الدّين، ج 2، ص 516 و غيبت طوسى، ص 242 و 243.

بنام خداوند بخشاينده بخشايشگر

هان اى على بن محمّد سمرى! خداوند پاداش برادران دينى‌ ات را در رحلت تو، پرشكوه و بزرگ گرداند. تو تا شش روز ديگر به سراى باقى خواهى شتافت، از اين‌ رو به كارهايت رسيدگى كن و در مورد هيچ‌ كس به عنوان جانشين خود، وصيّت منما، چرا كه عصر غيبت كامل، فرارسيده است و ديگر جز پس از دريافت فرمان از جانب خدا، ظهور نخواهد بود و دريافت فرمان از جانب خدا نيز پس از گذشت روزگاران و سخت شدن قلبهاى مردم و لبريز شدن زمين از ظلم‌ و جور، خواهد بود.

جناب سمرى، اين توقيع مبارك را در خانه‌اش براى مردم خواند و آنان از روى آن توقيع شريف، نسخه برداشتند و از خانه آن جناب رفتند، امّا هنگامى كه روز ششم بسوى خانۀ او آمدند، ديدند در واپسين لحظات است.

پرسيدند: «جانشين شما كيست؟»

پاسخ داد: «خداى را امرى است كه خود به انجام رسانندۀ آن است.»

و اين آخرين سخنى بود كه از او شنيده شد و آنگاه جهان را بدرود گفت و اين در سال 329 هجرى اتّفاق افتاد. منتخب الأثر، ص 399 


نمايندگان حضرت مهدى عليه السّلام

در دوران زندگى چهار سفير خاصّ امام عصر عليه السّلام شيعيان و دوستداران، مسايل فقهى، حقوقى، مالى و گاه مسايل شخصى خود را نيز از طريق آنان از امام گرانقدر خويش مى ‌پرسيدند و پس از مدتى كوتاه، پاسخ شايسته و بايستۀ آن را دريافت مى ‌كردند.

اين سفيران خاصّ نيز در شهرهاى مختلف جهان اسلام، هركدام نمايندگانى داشتند كه در فراهم ساختن امكانات انجام شايستۀ مسئوليّت هاى خطير سفارت حضرت مهدى عليه السّلام براى آنان، نقش شايسته ‌اى را ايفا مى‌ كردند.

اين نمايندگان، در زندگى و راه‌ و رسم خويش، بسيار شايسته‌ كردار و در عقيده و ايمان خود، بسيار مستقيم و درست‌انديش بودند و همگى به پارسايى، تقواپيشگى و شايستگى شهرت داشتند و تا آخرين لحظۀ زندگى نيز به همان سبك زيسته، نه انحرافى از آنان ديده شد و نه لغزش و ارتجاعى. اين بزرگواران، براى دريافت پاسخ مسايل و موضوعات خويش كه مردم از آنان پاسخ آنها را مى ‌خواستند، گاه به سوى سفيران خاصّ امام عصر عليه السّلام مراجعه مى ‌كردند و گاه بطور بى ‌واسطه به سوى خود آن گرامى مرد عصرها و نسل ها كه ما در اينجا، به منظور پرهيز از گستردگى بحث، تنها نام بلندآوازه و نيك آنان را مى ‌آوريم و بيوگرافيشان را وامى‌ گذاريم.

نام برخى از آنان عبارت است از:

1-حاجز بن يزيد كه لقبش و شّاء بود.

2-ابراهيم بن مهزيار

3-محمّد بن ابراهيم

4-احمد بن اسحاق قمّى

5-محمّد بن جعفر اسدى

6-قاسم بن علاء

7-حسن بن قاسم

8-محمّد بن شاذان

و نيز شخصيّت هاى ديگرى نام و نشانشان آمده است كه وكالت آنان ثابت نشده يا در ميان محدّثان شهرت نيافته ‌اند، كه از آنها مى ‌گذريم.

 

ترجمه کتاب امام مهدی (علیه السلام) از ولادت تا ظهور (مولف مرحوم آیت الله سید محمد کاظم قزوینی رحمت الله علیه ) ، ناشر : انتشارات الهادی ؛ صفحه 267 الی 282

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

 عضویت در کانال ارسال حدیث در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/ahadithshia

@ahadithshia

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 259 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
علت دفن شبانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
  علل الشرائع عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَسَدِيِّ... ادامه مطلب...
نامگذاری حضرت محسن (علیه السلام) توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي الْعِدَّةُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ... ادامه مطلب...
فرمایشات امیرالمومنین (علیه السلام) بعد از خاکسپاری حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ... ادامه مطلب...
دو رکن از دست رفته مولا امیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 23 دی 1399
 أمالي الصدوق ابْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ... ادامه مطلب...
حضرت زهرا (سلام الله علیها)اولین کسی که در میان اهل بیت(علیهم السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)ملحق شد
سه شنبه, 23 دی 1399
  الأمالي للشيخ الطوسي الْمُفِيدُ عَنِ الصَّدُوقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ... ادامه مطلب...
اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) موجب {نظم شریعت و ملّت} و {امامت اهل بیت (علیهم السلام} جلوگیر از تفرقه
چهارشنبه, 16 بهمن 1398
  وَإطَاعَتَنَا (در نسخه ی دیگر : وطَاعَتَنَا ) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ... ادامه مطلب...
اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد
یکشنبه, 27 اسفند 1396
  اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد 1-خديجه رضى اللّه... ادامه مطلب...
باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ بن موسى الرّضا- عليهما السّلام-
شنبه, 28 بهمن -2
    باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ... ادامه مطلب...
نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام) شیخ صدوق... ادامه مطلب...
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام)
دوشنبه, 14 اسفند 1396
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام) حضرت فاطمه علیها السلام خدمتگذاری... ادامه مطلب...
شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ العسکری (علیهِما السلام)
چهارشنبه, 17 آذر 1395
    شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ... ادامه مطلب...
مناقبت و شهادتنامه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  ماجراي تنبّه اسحق ‌بن‌ يعقوب كندي اسحق‌بن‌يعقوب‌كندي،... ادامه مطلب...
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 06 آذر 1395
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)   ... ادامه مطلب...
حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)
جمعه, 09 مهر 1395
ويژگىِ عاقل نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل... ادامه مطلب...
تأكيد رسول اكرم(صلی الله علیه وآله) …بر حكومت حضرت مهدي (علیه السلام) در خطبه‌ي غديريّه
چهارشنبه, 11 فروردین 1400
  تأكيد رسول اكرم(صلی الله علیه وآله) …بر حكومت حضرت مهدي (علیه السلام) در... ادامه مطلب...
سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام)
جمعه, 24 بهمن 1399
  سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام) خلیل بن احمد از... ادامه مطلب...
ردّالشمس یکی از فضائل مولاامیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 28 خرداد 1398
پانزدهم شوال سالروز به وقوع پیوستن رد الشمس برای مولا امیرالمومنین (علیه... ادامه مطلب...
برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك حضرت مهدی (علیه السلام)
پنجشنبه, 27 اردیبهشت 1397
  [تعظيم شنيدن اسم مبارك] 6 نجمة ايضا ششمين تكليف عباد،برخاستن براى تعظيم... ادامه مطلب...
زيارت امام حسین عليه السلام در روز اربعين ، به روايت صفوان جمّال
دوشنبه, 08 آبان 1396
  زِيارَةُ الأَربَعينَ بِرِوايَةِ صَفوانَ الجَمّالِ 3273.تهذيب الأحكام عن... ادامه مطلب...
زيارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز بیستم ماه صفر (اربعین) توسط جابر بن عبد اللّه انصارى {بانضمام متن زیارت}
جمعه, 05 آبان 1396
  زِيارَةُ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِيِّ 3275.مصباح الزائر عن عطا :... ادامه مطلب...
متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم
شنبه, 28 بهمن -2
  متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم بسم الله... ادامه مطلب...
در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را... ادامه مطلب...
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
سه شنبه, 23 خرداد 1396
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی... ادامه مطلب...
حَبْلِ اللَّهِ کیانند ؟؟!!
دوشنبه, 12 آبان 1399
  آیه 103 سوره آل عمران وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا... ادامه مطلب...
نشانه‌ های مؤمن راستین
شنبه, 28 بهمن -2
نشانه‌ های مؤمن راستین نمازهای شبانه‌ روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.... ادامه مطلب...
زیارت اربعین از نشانه های مومن است
شنبه, 28 بهمن -2
در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : وَ رُوِیَ... ادامه مطلب...
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام)
چهارشنبه, 16 مهر 1399
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) وَ... ادامه مطلب...
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات
شنبه, 25 اردیبهشت 1395
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات  ... ادامه مطلب...