gototopgototop
ورود به سایت



خانه احادیث احادیث موضوعی مجموعه مطالب در خصوص حضرت مهدی (علیه السلام) پيرامون طول عمر حضرت ولىّ عصر (عجل اللّه تعالى فرجه)گفتار مرجع گرانقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی حفظ الله تعالی

پيرامون طول عمر حضرت ولىّ عصر (عجل اللّه تعالى فرجه)گفتار مرجع گرانقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی حفظ الله تعالی

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

بخش سوّم پيرامون طول عمر حضرت ولىّ عصر (عجل اللّه تعالى فرجه)

عمر بسيار طولانى‏

يكى از مطالبى كه همواره بشر در جستجو و تحصيل آن بوده، طول عمر و زندگى است؛ طول عمر توأم با سلامتى و توفيق از نعمتهائى است كه ارزش آن را نمی ‏توان معين كرد، غريزه حب به ذات، حب بقاء و غرائز ديگر انسانها را عاشق و دل‏باخته طول عمر ساخته و آنها را وادار می ‏سازد كه در اين راه منتهاى سعى و تلاش را انجام دهند تا بلكه مدّتى اگرچه كوتاه باشد اين ريسمان عمر را بلندتر سازند.

آنچه فحص و مطالعه در اطراف اين موضوع نشان می ‏دهد اين است كه امكان عمر بسيار دراز همواره مورد قبول بوده و تاكنون كسى عدم امكان و امتناع آن را عنوان نكرده است.

ما نخست امكان طول عمر را از نظر علوم و دانش هاى عصرى مانند علم پزشكى و علم زيست ‏شناسى، و اطلاعاتى كه از احوال ساير مخلوقات داريم با مقايسه انسان به آنها مورد توجه قرار می ‏دهيم و سپس مراجعه به اديان آسمانى نموده در امكان و صحت آن از نظر عقايد دينى سخن می ‏گوئيم.

طول عمر از نظر دانش و علم‏

از نظر علوم امروز بايد دانست كه علم، امكان طول عمر را كاملا تأييد كرده و كوشش بشر را در اين راه كوشش نتيجه ‏بخش و موفقيّت آميز و لازم می ‏شناسد و براى طول عمر حدّ و اندازه‏اى معلوم نمی ‏كند.

علم می ‏گويد: تقليل متوفيّات و مرگ ‏وميرها، و طولانى ساختن عمر وارد يك مرحله عملى شده و با كمال سرعت رو به تكامل است و حدّ متوسط عمر در كمى بيشتر از يك قرن از 47 به 74 رسيده است.

دكتر «الكسيس كارل» در سال 1912 ميلادى موفق به نگهدارى يك مرغ به مدّت سى سال شد، در حالی ‏كه زندگى مرغ حداكثر از ده سال تجاوز نمی ‏كند[1]

هشتصد سال زندگى‏

دكتر «هنرى الحيس» می ‏گويد: بايد حدّ متوسط مرگ ‏ومير عمومى را به حدّ مرگ ‏ومير اطفال كمتر از ده سال رسانيد و اگر اين مسأله عملى شود، انسان آينده، هشتصد سال زندگى خواهد كرد[2]

دانشمندان هنوز در تعيين مرز قاطع (زندگى طبيعى) بشر به موفقيّتى نرسيده ‏اند.

مرز منطقى زندگى به نظر دانشمندان تفاوت دارد «پاولوف» مرز طبيعى حيات انسان را 100 سال می ‏دانست «مچنيكوف» آن را 150 تا 160 قلمداد می ‏كرد.

پزشك و دانشمند مشهور آلمانى موسوم به «گوفلاند» معتقد بود كه مدّت عادى زندگى بشر 200 سال است.

فيزيولوژيست مشهور قرن نوزدهم «فلوگر» آن را تا 600 سال و «روجربيكن» انگليسى تا 1000 سال قلمداد كرده ‏اند[3]. ولى هيچ يك دليلى بر اينكه اين مرزها مرز قاطع باشد كه از آن تجاوز نكند ارائه نمی ‏دهند.

به عقيده دانشمند روسى «ايليا مچنيكوف» پزشك و فيزيولوژيست، ياخته‏ ها و سلول هاى بدن انسان كه تقريبا شصت تريليون می ‏باشد از سموم ترشح شده توسط باكتري هاى سمى روده مخصوصا روده بزرگ (كه در آن روزانه 130 تريليون ميكروب زاده می ‏شود) مسموم می ‏شوند.

بسيارى از اين باكتريهاى زيانى به بدن نمی ‏رسانند ولى بعضى از آنها سمّى هستند.

اينها بدن را از داخل توسط سمهائى كه توليد می ‏كنند (مانند گازهاى فنل و اندل) مسموم می ‏سازند؛ احتمالا ياخته ‏ها و بافت هاى سازنده بدن در اثر اين مسمويّت به پيرى زودرس دچار می ‏شوند، وقتى ياخته پيرشد، به سختى می ‏تواند نيازهاى حياتى را رفع نمايد و در تكثير آن اختلال پديد آمده و سپس می ‏ميرد[4]

پروفسور «اسميس» استاد دانشگاه كلمبيا می ‏گويد: حدّ و حصر سن، مثل ديوار صوتى است، همانطور كه ديوار صوتى امروزه شكسته شده، اين ديوار سن نيز روزى خواهد شكست‏[5]

هفتاد هزار سال عمر

آزمايشاتى كه بر روى بعضى از حيوانات ريز آبى انجام شده علما را به امكان تغيير دوران حيات اميدوار نموده و همچنين دانشمندان در روى مگس هاى ميوه‏ ها آزمايش هائى نمودند كه در نتيجه عمر آنها نهصد برابر عمر طبيعى گرديد[6]بنابراين اگر اين امتحان بر روى انسان با موفقيّت عملى شود و عمر طبيعى انسان را هشتاد سال فرض كنيم، امكان طولانى كردن عمر تا هفتاد و دو هزار سال ثابت می ‏شود.

همچنين در روى نسوج بعضى حيوانات، مطالعاتى جريان دارد كه كاملا بشر را در اين زمينه به آينده خوش‏بين نموده و انتظار می ‏رود كه در آينده طول عمر و بازگشت نيروى جوانى در دسترس همگان قرار بگيرد.

بسيارى از علما به مسأله اعاده نيروى جوانى بيشتر توجه دارند تا به مسأله طول عمر؛ زيرا از مسأله طولانى ساختن و ادامه حيات در شرايط مخصوصى به هر مقدار خود را فارغ می ‏دانند و در حقيقت آن را حلّ شده و عملى می ‏شمارند فقط می ‏گويند: بايد فكرى براى پيرى كرد و سِرُمى تهيه نمود كه از پيرى جلوگيرى كند؛ زيرا عمر هرچه طولانى شود اگر با زحمت پيرى توأم شود لذّت‏بخش نيست.

بلكه بعضى پزشكان قدم را فراتر گذارده و مبالغه كرده می ‏گويند:

اصلا مرگ از قواعد حتمى اين عالم نيست‏[7]و مرگ نه مولود طول عمر و نه نتيجه پيرى است؛ بلكه مرگ نتيجه بيمارى و رعايت نكردن قواعد حفظ الصحه و بهداشت بدن و سلامت مزاج است كه اگر انسان بتواند بر عواملى كه مزاج را تحت تأثير قرار می ‏دهند مسلّط شود، می ‏تواند مرگ را مهار نمايد.

اين عوامل عبارت است از صحت مزاج پدر و مادر، و پدر و مادر آنها و اطلاع آنان به قواعد صحى و بهداشتى توليد مثل، آداب نكاح، اعتدال مزاج مادر در ايام حمل، رعايت دستورات بهداشتى در دوره باردارى و هنگام رضاع و شير دادن، حسن تربيت فرزند، مساعدت محيط و هوا، رعايت اعتدال در خواب و استراحت، كار و معاشرت و انتخاب جامه و پای ‏افزار، مصاحبت با مردمان صحيح الاخلاق و مستقيم، ايمان به خدا و امنيّت، صفاى باطن و تنزّه آن از عقائد خرافى و باطل، استفاده از غذاهاى سالم و خوددارى از صرف مسكرات و نوشابه ‏هاى الكلى و شرايط ديگر از اين قبيل كه چون بيشتر اين عوامل تحت كنترل انسان نيست ناچار مغلوب شده و تسليم مرگ می ‏شود.

احصائيه ‏ها و آمارهائى كه راجع به تعداد متوفّيات و تفاوت آنها به حسب شغل و حرفه و محيط و مسكن از طرف شركت هاى بيمه منتشر می ‏شود ثابت می ‏كند كه اختلاف اعمار بشر مربوط به يك سلسله عوامل خارجى است كه هرچه اين عوامل كمتر شود، عمر طولانی ‏تر می شود. چنانچه مكرّر ديده شده اشخاصى متجاوز از صد و پنجاه، صد و شصت، صد و هفتاد و دويست و بيشتر زندگى كرده ‏اند، و در همين عصر، ما اشخاصى را می ‏شناسيم كه سن آنها از صد و پنجاه متجاوز است، و اين نيست مگر در اثر آنكه عوامل كشنده كمتر به سراغ آنها رفته است.

خلاصه سخن اين است كه: امكان عادّى طول عمر در جهان علم صددرصد مورد قبول و غير قابل انكار است.

براى اينكه معلوم شود تعجبى كه ما از عمر بسيار طولانى می ‏نمائيم.معلول انس و عادت به عمرهاى كوتاه است، در سخن يك پزشك انگليسى دقت فرمائيد، اين پزشك می ‏گويد: اگر منطقه كانال پاناما كه مشهور به بيماري هاى فراوان است از ساير نقاط جهان جدا شود و ما در آنجا زندگى كنيم و از سرگذشت مرگ و زندگى در ساير نقاط بی ‏اطلاع باشيم خواهيم گفت: كثرت وفيات در اين منطقه و كوتاهى عمر از امور معين به حكم طبيعت است و تغيير آن از دسترس علم خارج است؛ پس معلوم می ‏شود كه جهل ما به اسباب بعضى از بيماريها مانع از تقليل وفيات و طولانى شدن عمر است و هركس در اين نظر با من مباحثه كند (و كثرت ميزان وفيات و عمرها را در حدّى ثابت بداند) از او می ‏پرسم:كدام دوره از دوره‏ هاى عمر ثابت است؟

دوره عمر در هند يا در نيوزيلند يا آمريكا يا در منطقه قنال؟

و كدام پيشه و شغل است كه دوره عمر در آن ثابت است؟

آيا پيشه و شغل است كه دوره عمر در آن ثابت است؟

آيا پيشه فلكى و ستاره‏ شناس كه وفيات آن 15 تا 20 درصد زير حدّ متوسط است؟ يا وكالت دادگسترى كه وفيات آن 5 تا 15 درصد فوق متوسط است؟ يا تنظيف شبكات كه وفيات آن 40 تا 60 درصد فوق متوسط است؟

اينها مثال هائى از تفاوت بسيار در متوسط وفيات به حسب مشاغل و پيشه ‏ها است. بعلاوه ما ادله بسيار ديگر نيز داريم كه دلالت دارد بر تغييرات مهم در دوران حيات به وسائل صناعى سپس آزمايشهائى را كه روى بعضى حيوانات شده و همه ناجح و موفقيّت ‏آميز بوده شرح داده است‏[8]

طول عمر از نظر اديان‏

اديان همه به اتفاق از عمر بسيار طولانى جمعى از افراد بشر خبر داده ‏اند.

تورات كتابى كه با همين وضع تحريف شده مورد اعتماد يهود و نصارى است، در سفر تكوين اصحاح 5، آيه 5 و 8 و 11 و 14 و 17 و 20 و 27 و 31 و در اصحاح 9، آيه 29 و اصحاح 11 آيه 10 تا 17 و در موارد ديگر، افرادى را از پيغمبران و ديگران نام برده و عمرهاى طولانى هريك را كه متجاوز از چهارصد و ششصد و هفتصد و هشتصد و نهصد بوده، به صراحت بيان داشته است‏[9].

علاوه بر اين معتقدند كه «ايليا» براى اينكه الم مرگ را نبيند زنده به آسمان مرفوع شد و «آدام كلارك» مفسر می ‏گويد: شكى نيست در اينكه ايليا زنده به آسمان مرفوع شد[10]

اديان باستانى ديگر (اگرچه صحت بعضى از آنها در اصل معلوم نيست يا معلوم البطلان است) مثل زرتشتى و بودائى نيز از عمرهاى طولانى جمعى از افراد بشر خبر داده ‏اند و همه قائل به طول عمر، بلكه بقاى حيات اشخاصى تا اين زمان هستند.

دين مقدّس اسلام‏

در دين اسلام امكان عمر طولانى يكى از مسائل مورد اتفاق می ‏باشد و قرآن مجيد در نهايت صراحت از عمر طولانى نوح در سوره عنكبوت آيه 14 خبر می ‏دهد:

فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً

كه فقط مدت اشتغال نوح پيغمبر- على نبينا و آله و عليه السلام- به دعوت قوم پيش از طوفان به صريح اين آيه نهصد و پنجاه سال بوده است و اگر سالهاى پيش از دعوت و سالهاى بعد از دعوت را به حساب بياوريم چه مقدار می ‏شود، خدا عالم است.

و عموم مسلمانان اتفاق دارند كه عيسى و بلكه خضر و ادريس و الياس زنده هستند و عيسى در آخر الزمان به زمين خواهد آمد و به حضرت مهدى عليه السّلام در نماز اقتدا خواهد كرد.

از نظر تاريخ نيز عمر طولانى مورد تأييد است و تواريخى كه در دست داريم، اشخاص بسيارى را نشان می ‏دهند كه از عمر طولانى و زندگى بلند برخوردار شده ‏اند.

يكى از كتابهائى كه به خصوص در تاريخ زندگى و شرح احوال معمّرين نگاشته شده و يكى از مآخذ و مصادر و كتب مهم تراجم و رجال به شمار می ‏رود كتابى است كه ابو حاتم سجستانى (متوفى 350) به نام «المعمّرون» تأليف كرده است، اين كتاب كه اخيرا هم با فهرست و اسلوب عالى طبع شده سوابق تاريخى طول عمر را بطور كامل و مبسوط روشن می ‏سازد.

***نتيجه‏

ما از هر نظر كه ملاحظه كنيم حتى تواريخ عهد باستان را هم اگر جلو بياوريم يا علم قديم و فلسفه يونان را مستند قرار دهيم و يا آنكه به علوم جديد اعتماد نمائيم و يا به اخبار انبيا و پيامبران اتكا و استناد نمائيم، همه امكان طول عمر و وقوع آن را تصديق و اثبات می ‏نمايند و آن را خارق عادت و اعجاز يعنى بيرون از قوانين و نواميس طبيعى عالم نمی ‏شمارند.

بله چون افرادى كه عمر طولانى كرده ‏اند نادرند قدرى نامأنوس وجالب توجه است. در صورتى كه از نظر علمى بايد گفت اين عمرهاى كوتاه خلاف سنن خلقت و قواعد اصلى عالم طبيعت است و اگر عوارضى كه گفته شد مانع نبود بايد عمر كوتاه خلاف عادت شده باشد.

اما طول عمر حضرت ولى عصر (أرواح العالمين له الفدا)

ما می ‏گوئيم اصلا طول عمر ايشان اگر چند هزار سال ديگر و بلكه بيشتر نيز بر آن افزوده شود نبايد مورد حرف و محل شبهه باشد؛ زيرا امكان ذاتى و امكان وقوعى طول عمر ثابت و مسلّم است، حال ما چه امكان طبيعى طول عمر و وقوع آن را ثابت كنيم (چنانچه ثابت است) و چه امكان آن را ثابت ندانيم و عمر طولانى را يك امر خارق العاده و معجزه بشماريم، در مورد طول عمر ايشان اگر ايمان به خدا و قدرت و توانائى و صحت نبوات داريم نبايد ترديد كنيم.

مسأله طول عمر آن حضرت مسأله‏ اى است كه صدها حديث بر آن دلالت دارد و مشيّت ازلى الهى بر آن تعلق گرفته است.

هركس خدا را قادر و توانا می ‏شناسد، بايد آن را باور كند و هركس العياذ باللّه خدا را عاجز می ‏شمارد و عجز را نقص و از صفات سلبيه حق نمی ‏داند، هرچه دلش می خواهد بگويد؛ اما می ‏گوئيم عجز، نقص است و ناقص، محتاج است و محتاج واجب الوجود نمی ‏باشد.

حضرت صاحب الامر- عجل اللّه تعالى فرجه- را در اين دوران عمر طولانى مكرّر مردمان بزرگ كه از صفاى باطن و استعداد خاص بهره ‏مند بوده‏ اند، زيارت و مشرف به ملاقات و نعمت ديدارش شده ‏اند.

در اين موضوع سخن از امكان طول عمر و عدم امكان بی ‏مورد است و به نظر ما اصلا از ابتدا بی ‏جهت جواب اين سؤال را در مباحث راجع به طول عمر آن حضرت وارد كرده ‏اند.

آنكه فرضا می ‏گويد طول عمر محال عقلى است و عقلا امكان ناپذير است، يا می ‏گويد محال طبيعى است، بايد برهان و دليل بياورد، مع ذلك ما ثابت كرديم كه عمر بسيار طولانى نه محال عقلى و ذاتى است و نه استحاله وقوعى در آن فرض می ‏شود و نه محال طبيعى است.

باز می گوئيم: ما آنچه را از گفتار دانشمندان و نتايج كاوش ها و آزمايش هاى علمى علماى غرب نقل كرديم براى روشن شدن ذهن بعضى از صاحبان افكار سطحى و افراد كم اطلاع بود كه بدانند امكان طبيعى طول عمر مورد قبول علماى بزرگ شرق و غرب است.

اما در مورد طول عمر امام زمان- أرواحنا فداه- فرضا هم امكان طبيعى طول عمر ثابت نباشد، تكيه ما بر قدرت خدا و اراده بارى تعالى است و از اينكه طول عمر آن حضرت خارق العاده هم باشد، هيچ شبه ه‏اى را وارد نمی ‏دانيم. زيرا مسأله خارق عادات و ايمان به معجزه اساس قبول و پذيرش نبوات است.

تمام معجزات پيغمبران امور خارق العاده است و اين كسانى كه در اين موضوع استبعاد می ‏كنند، در مورد معجزات حرفى ندارند و تسليم هستند. چه فرق می ‏كند، احياء موتى و زنده كردن مردگان و تبديل عصا به ثعبان و پيدايش ناقه از سنگ و نزول مائده از آسمان و سخن گفتن كودك در گهواره و ولادت عيسى بدون پدر با عمر بسيار طولانى.

اگر امكان طبيعى طول عمر را علم تصديق می ‏كند، امكان طبيعى‏ بعضى از معجزات را تصديق نكرده است پس چگونه در آن شك می ‏كنيم با اينكه اين را قبول داريم.

ما می گوئيم به هر حساب كه باشد، ايراد يا استبعاد طول عمر حضرت قائم آل محمد- عجل اللّه تعالى فرجه- بی ‏وجه است و اگر تمام عقلا جمع شوند و بخواهند در ايراد به طول عمر آن حضرت يك سخن خردپسند و دليل معقولى درست كنند ممكن نيست.

خدا فرموده و پيغمبر خبر داده و ائمه طاهرين هم مژده داده‏ اند كه حضرت حجت عصر، فرزند حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام همان كسى كه در بامداد روز نيمه شعبان سال 255 عالم را به نور جمال خود منوّر ساخت، بعد از غيبت بسيار طولانى كه مردم در امر آن حضرت در حيرت و سرگردانى واقع می ‏شوند و اكثرا به شك و ترديد می ‏افتند و عالم پر از ظلم و جور و فشار و ناراحتى و فساد و انواع نگرانيها می ‏شود ظهور می ‏فرمايد و جهان را پر از عدل و داد می ‏كند و در دنيا يك حكومت جهانى تشكيل می ‏دهد و قانون واحد اسلام را همه جا اجرا می ‏سازد و در سراسر عالم عدالت اجتماع و براساس تعاليم قرآن برقرار می ‏نمايد.

با اينكه اين بشارتها قطعى و مسلّم و متواتر است، خداوند هم بر هر كار قادر و توانا است ديگر جاى شبهه و شك و ترديد نيست.

اين استبعادات طول عمر و سرّ غيبت همه از وساوس شيطان است و چنانچه توضيح داده شد به هر نحو كه در طول عمر نظر بدهيم، استبعاد طول عمر حضرت صاحب الزمان- عجل اللّه تعالى فرجه- صحيح نيست. علم و عقل و نقل و قرآن و احاديث و كتابهاى دينى ملل‏ ديگر و آراء و نظر دانشمندان قديم و جديد و تجربه، همه پشتيبان و مؤيد عقيده ما می ‏باشند.

تفاوت و اختلاف مخلوقات در عمر و طول عمر بشر و قياس آن به استثنائات‏

بايد در نظر داشت كه در عالم آفرينش از مجرّدات و مادّيات و انواع و افراد آنها مخلوقات استثنائى‏[11]و منفردى وجود دارد كه بين آنها و موجوداتى كه با آنها در يك رشته و تحت يك نوع يا فصل می ‏باشند فاصله و تفاوت بسيار ديده می ‏شود و چون انس ما با همان موجودات يك نواخت و كم تفاوت است، در نظر ما وجود اين افراد آن هم در صورتى كه فاصله و تفاوت زياد باشد استثناء و شگفت ‏انگيز است.

خواه اين فاصله و استثناء از جهت طول يا عرض يا حجم يا وزن يا خصوصيات معنوى و روحى و جهات ديگر باشد و خواه بر ما علّت آن استثناء معلوم باشد و آن را تحت يك قانون از قوانين ظاهرى يا خفى بشناسيم يا علّت آن بر ما معلوم نباشد.

از كرات آسمان و ستارگان گرفته تا ذرّه و اتم، هر كجا برويم يك عده استثنائاتى می ‏بينيم، يعنى موجوداتى را می ‏بينيم كه نسبت به موجودات ديگر از نوع خود واجد يك خصوصيّت استثنائى و جالب می ‏باشند.

استثناء در كرات‏

شما از ستاره ‏شناسان و علماى هيئت كه از احوال ميلونها ستاره و منظومه و كهكشان و فواصل ستارگان و ابعاد و حجم و قطر آنها كم و بيش اطلاعاتى دارند بپرسيد كه آيا در اين قوانينى كه شما كرات و كواكب و نجوم را تحت سيطره آنها شناخته‏ ايد موارد استثنائى كه شما هنوز به كشف قانونى كه بر آن حاكم است نايل نشده باشيد هست يا نه؟

بپرسيد تا جواب مثبت بشنويد.

آيا تفاوت هائى كه در بين اين مخلوقات عظيم از جهت حجم و قطر و وزن وجود دارد حد و حصر معينى دارد يا نه؟

يقينا جواب می ‏دهند حدّ و حصر معين ندارد.

مثلا تفاوتى كه زمين ما با «سديم المرأة المسلسله» دارد از جهت حجم و قطر و وزن با حساب هيچ محاسبى (غير از خدا) معلوم نمی ‏شود و براى اينكه تا حدى اين تفاوت نزديك به ذهن شود، تفاوت بين آفتاب و «سديم المرأة المسلسله» را بايد در نظر بگيريم. حجم آفتاب را علماى هيئت نسبت به حجم سديم المرأة المسلسله مثل حجم يك ذره از ذرات نور آفتاب كه از پنجره‏ اى به داخل اطاقى بتابد نسبت به خود آفتاب برآورد كرده ‏اند يعنى آن ذره چقدر از آفتاب‏ كوچكتر است، آفتاب با آن عظمت به همين قدر از سديم مرأه مسلسله كوچك‏تر است آن وقت زمين ما كه حجمش يك ميليون و سيصد هزار بار كمتر از آفتاب است در جنب سديم چه خواهد بود؟! و اگر كسى بخواهد حجم سديم مرأه مسلسله را نسبت به آفتاب بفهمند، طول قطر آفتاب را كه يك ميليون و 390 هزار كيلومتر است با طول قطر سديم كه سی ‏هزار ميليون سال نورى است مقايسه نمايد.

آيا اين تفاوت بين زمين ما و سديم‏ها و از آنها بزرگ‏تر از كجا است؟

و آيا كسى می ‏تواند بگويد ما نمی ‏توانيم اين همه تفاوت و فاصله و اختلاف را در اين دو كره قبول كنيم؟

آيا چطور است كه بطور استثناء در ميان سيارات منظومه شمسى فقط اين زمين ما و به احتمالى هم مريخ صالح از براى پيدايش حيات شد در حالی ‏كه سيارات ديگر اين صلاحيّت را ندارند و شايد ميليونها ستاره ديگر نيز فاقد اين صلاحيّت باشند؟

استثناء و اختلاف عمر در دنياى اتم‏

می ‏گويند: در جهان اتم مزون هائى يافت می ‏شوند كه يكى پس از رهائى از مركز، عمرش يك هزارم ثانيه است و مزونى ديگر به نام هايرون عمرش ده ميليارديم ثانيه است، يعنى بی ‏نهايت كمتر و كوتاه‏تر آيا اين اختلاف را اگر ديروز كه بشر به دنياى اتم آشنا نبود، به شما می ‏گفتند باور می ‏كرديد؟ يقينا نه. ولى امروز آن را يك موضوع مسلّم فيزيكى می ‏دانند[12]

استثناء و اختلاف در عالم گياه و درخت‏

در عالم نبات نيز استثنائات عجيب و حيرت‏افزا، فراوان به چشم می ‏خورد در ميان اشجار و درختان، درختانى ديده شده ‏اند كه از جهت طول يا تنومندى و قطر يا طول عمر فوق العاده اسباب تعجب گرديده‏ اند مثل درخت «ارز» لبنان و مثل درختى كه در آمريكا است و به عربى آن را «ام الاجمه» می ‏نامند، يعنى مادر جنگل. اين درخت از بزرگ‏ترين درخت هاى آمريكا است، درازى آن را بيشتر از سيصد قدم ذكر كرده ‏اند سياحان تازه حالا چهارصد قدم می ‏گويند، قطر ساق آن نزديك به زمين سيصد قدم و كلفتى پوستش به عرض هجده انگشت.

در اسكاتلند «اكس» انگليس در عمر بعضى از درختها تأمل كرده ديده ‏اند از سيصد سال بيشتر است. يكى از فضلاء، محيط يكى از اشجار را اندازه گرفته تقريبا نود قدم بوده و از روى نسبت آن به كوچك‏ترين درخت از همين نوع عمر آن را پنج هزار سال معين كرد.

در كاليفرنيا درخت كاجى است به طول سيصد قدم كه محيط آن سى قدم می ‏باشد و عمرش شش هزار سال است.

غريب‏تر از اينها درخت «عندمى» است در شهر اورتاوا در جزيره تنزيف كه يكى از جزاير كانارى می ‏باشد در درياى اتلانتيك (جزاير مزبور به جزاير خالدات معروف است)[13]اين درخت محيطش‏ بقدرى است كه اگر ده نفر دور آن دست هاى خود را باز كنند به طورى كه سرانگشت هاى آنها به هم برسد باز به تمام ساق آن احاطه نمی ‏نمايد و صاحب «الآيات البينات» می ‏گويد: حال كه سال 1882 م است (سال تأليف كتاب الآيات البينات) 482 سال می ‏باشد كه جزيره مزبور كشف شده و آن درخت عظيم در وقت كشف جزيره به همين حال بوده كه حالا هست و هيچ تفاوت و تغييرى در منظر آن پيدا نشده و چون نموّ اينگونه درختها بطيى‏ء و كند است كه از نمو درخت هاى كوچك از همين نوع معلوم می ‏شود، در اين صورت خدا می ‏داند چقدر قرون و دهور گذشته تا درخت عندم اورتاوا، به اين عظمت و قطر رسيده و يكى از علماى نبات‏شناس در تعيين عمر اين درخت اظهار عجز كرده می ‏گويد: فهم و ادراك بشر از كشف اين سرّ قاصر است و نمی ‏تواند به تقريب هم بفهمد كه عندم اورتاوا چند سال عمر كرده همين قدر معلوم و مسلّم است كه اين نهال كهنسال قرنها پيش از خلقت انسان در كار نشو و نما بوده و زندگانى درازى نموده تا به اين قد و قواره رسيده است. مؤلف «الآيات البينات» می گويد: عجيب‏تر و غريب‏تر از اين جمله آن است كه عندم را علماى علم نبات و گياه ‏شناسى از صنف درخت نمی ‏دانند بلكه از جنس گياه می ‏شمارند و از نوع رستنيهاى ذنبقى يعنى به قول معروف آنها كه پياز دارد مثل سنبل و نرگس می ‏دانند. در اين صورت بايد در عندم اورتاوا ديد و از اين ذنبق، اقلا شميم قدرت آفريننده داناى توانا را شنيد كه دل هر روئيده و درون هر پياز زنبق، خزائه اسرار حكمت هاى محقق او است‏[14].

آيا می ‏دانيد درختهائى كه گوشت‏خوارند وجود دارند، و طيور و حيوانات بلكه انسان را شكار می ‏كنند؟

باز هم در عالم نبات، می ‏دانيد كه در درياها ذرات ژلاتينى هستند كه با جذب كلروفيل جزء عالم گياهان محسوب می ‏شوند و عمرشان از ثانيه هم كمتر است و درختانى در مناطق استوائى وجود دارند كه می ‏گويند اگر رطوبت پاى آنها نخشكد الى الابد جوانه و شاخه به اطراف می ‏فرستند و براى هميشه زنده ‏اند[15]

در «لامبارديا» درختى است كه ارتفاع آن صد و بيست قدم و محيط آن 23 قدم و عمرش متجاوز از دو هزار سال است و در «برابورن كنت» درختى است كه در حدود سه هزار سال عمر آن را تخمين زده ‏اند، همچنين درختى هست از نوع «تكسوديوم» و «سيتشيوم» كه در حدود شش هزار سال عمر دارد[16].

بازده يك دانه گندم را تا بيشتر از هفتصد دانه نشنيده بوديم ولى همه در روزنامه ‏ها خوانديم كه در مزرعه «كره‏بند» بوشهر از يك دانه بيش از چهار هزار دانه به دست آمد و مورد تعجب تمام مهندسان كشاورزى گرديد با اينكه حدّ متوسط بازده يك دانه گندم در حدود چهل دانه است.

تفاوت و اختلاف در عالم حيوانات‏

اما اختلاف حيوانات به حسب نوع در مقدار متوسط عمر كه امروز در آمارهائى كه از طرف علماى حيوان‏شناس داده شده معلوم و فاصله‏ ميان كمتر و بيشتر آنها عجيب است، همچنين اختلاف و استثناء در افراد هر نوع از انواع حيوان بسيار ديده و گهگاهى هم در جرايد، اين استثنائات و تفصيلات آن را می ‏خواهيم كه اگر كسى آنها را جمع ‏آورى كند يك كتاب جالب می ‏شود.

دانشمندان شوروى در جمهورى «ياكوتسك» نزديك قطب شمال يك نوع حلزون پيدا كرده ‏اند كه از چندين هزار سال پيش يعنى قبل از تاريخ تا حال زنده مانده است‏[17]

ماهي هائى در اقيانوس اطلس شمال اروپا ديده شده كه عمر سه ميليون ساله برايشان برآورد كرده ‏اند و مارهائى كه عمر چند هزار ساله دارند وجود دارند در حالی ‏كه جنبندگانى نيز هستند كه عمرشان چند لحظه بيش نيست‏[18]. آيا می ‏دانيد كه عمر ملكه زنبوران عسل چهارصد برابر عمر زنبوران ديگر است؟

استثناء در جهان انسانها

بطور كلى ناموس تفاوت و تميّز در بين انسانها نيز حاكم است و اگر اين ناموس نبود شناختن افراد، غير ممكن می ‏شد و قرآن مجيد اين ناموس را از آيات خدا شمرده می ‏فرمايد:

وَ مِنْ آياتِهِ‏...اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ‏[19]

«و از نشانه‏ هاى خداوند ... اختلاف زبانها و رنگهاى شما است».

آن قدر افراد باهم امتياز دارند كه بايد گفت بيشتر امتيازات و تفاوتها از نظر اكثر افراد مخفى است، آنچه براى عموم ميسّر است شناختن افراد به وسيله شكل و قيافه ظاهر است ولى امروز با وسايلى كه در دسترس بشر قرار گرفته افراد را از اختلاف خون و استخوان و حتى از خطوط سرانگشتان می ‏شناسند.

تفاوت در عمر، قد، رنگ، ساختمان بدن، قواى مغزى و فكرى و احساسات، در همه اين تفاوتها اشخاص نادر الوجود و استثنائى ديده شده ‏اند، مثلا يك نفر قلبش در طرف راست واقع شده، يك نفر در طول قامت يا وزن ميان سه ميليارد افراد بشر منحصر به فرد می ‏شود. در خصائص و صفات روحى يكى در سخاوت حاتم می شود و ديگرى در بخل ضر المثل می ‏گردد. در قواى فكرى و دماغى يك نفر نابغه می ‏شود و يكى چنان باهوش است كه حلّ مشكل‏ ترين مسائل فلسفى و رياضى براى او مثل يك عمل عادى ديگران آسان، و ديگرى چنان ساده و كم هوش می ‏گردد كه فهم يك مسأله بديهى يا ضرب يك عدد كوچك در همان عدد كوچك برايش دشوار است. مردان بزرگ و نوابغ و قهرمانان تاريخ همه شخصيت هائى هستند كه ما فوق افراد عادى قرار دارند.

پس اين ناموس استثناء در عالم آفرينش هست، منتهى گاهى سبب آن بر ما معلوم است و گاهى مجهول و گاهى بطور ابداع واقع می ‏شود.

حال به آن كسى كه طول عمر امام زمان عليه السّلام را بعيد می ‏شمارد و يا انكار می ‏كند می ‏گوئيم:

چرا انكار می ‏كنيد، مگر اين همه استثنائات را در مخلوقات عالم نمی ‏نگريد؟ چرا اين طول عمر هم يكى از آنها نباشد؟

و چگونه شد كه در عالم كرات و عالم اتم و نبات و حيوان طول عمر استثنائى و اقسام استثنائات ديگر را قبول داريم اما در مورد امام زمان كه ولىّ خدا است، باور نمی ‏كنيد؟

فرضا شخصى مؤمن و خداشناس نباشد، از روى همين وضعى كه در عالم طبيعت می ‏بيند، حق ندارد طول عمر يك فرد را انكار كند و آن را نپذيرد.

و اگر خداشناس هستيد و به قدرت او و به اخبار پيامبران ايمان داريد، چطور می توانيد طول عمر آن حضرت را نپذيريد؟

آيا از قدرت خدا به دور می ‏دانيد؟

آيا خدا نمی ‏تواند يك نفر بشر را چند هزار سال عمر بدهد؟

شما كه استثنائات عجيب‏تر از طول عمر را باور داريد مثل تبديل عصا به اژدها و تولد عيسى بدون پدر چرا طول عمر پسر پيغمبر را قبول نمی ‏كنيد؟

مگر خداى كرات و اتم و درخت و گياه و حيوانات و خدائى كه عيسى عليه السّلام را بدون پدر آفريد، غير از خداى حضرت صاحب الزمان عليه السّلام است؟ يقينا، نه شما و نه هيچ كس ديگر نمی ‏توانيد به اين پرسش‏ها پاسخ منفى بدهيد و قدرت خدا را در اين مورد محدود سازيد.

عمر جاودان‏

امكان عمر جاودان مسأله ‏اى است كه همواره مورد توجه بشر بوده و فحص و كنجكاوى و مطالعه در اطراف آن جريان داشته است.

در امكان عقلى عمر جاودان هيچ شبهه و شكى نيست و گمان نمی ‏رود كسى تا حال امكان عقلى آن را ردّ كرده باشد، يعنى عمر جاويد را براى بشر محال دانسته باشد.

آنچه همواره تحت مطالعه قرار داشته مسأله امكان علمى آن می ‏باشد، يعنى علماى زيست‏ شناس و دانشمندان ديگر با آزمايشها و تحقيقات خود خواسته ‏اند بدانند: آيا می ‏توان عمر جاودان در دسترس بشر قرار داد و كارى كرد كه هركس بخواهد بتواند از آن برخوردار شود؟

آيا آزمايش هائى كه تاكنون براى رسيدن به اين مقصود شده موفقيّت آميز بوده است؟

آيا تلاش هاى علماء در اين موضوع آنان را بيشتر اميدوار ساخته يا نااميد؟

و آيا بايد فحص و مطالعه را در اطراف اين موضوع دنبال كرد؟

و آيا همانطور كه بشر توانست ميكروب آبله و مالاريا و ميكروب سل و بيماري هاى ديگر را كشف كند و با آنها مبارزه نمايد می ‏تواند از بريده شدن طناب عمر هم جلوگيرى نمايد؟

و بالأخره جواب اين پرسشها از نظر علم مثبت است يا منفى؟

اين مسأله‏ اى است كه هركس فوق العاده به آن علاقه ‏مند است و شايد مسأله ‏اى مهمتر از آن در مسائل زندگى مادّى او نباشد و مسائل ديگر مانند مبارزه با بيماري ها و كوشش در كشف داروى سرطان و مرض هاى خطرناك ديگر همه از جزئيات و فروع اين مسأله است، يعنى عشق و علاقه به ادامه حيات و عمر زندگى بيشتر.

تا آنجا كه اطلاع داريم در پاسخ اين پرسش‏ها آنچه علماى زيست شناس و پزشكان و دانشمندان متخصص در رشته‏ هاى مربوط به اين موضوع اظهار نظر مثبت كرده ‏اند و آزمايش‏هاى آنها اميدواركننده از آب درآمده است. لذا تحقيقات و كوشش هاى خود را در اين موضوع در عالم علم تعقيب و دنبال می ‏كنند و اگرچه پاره ‏اى از آنها با احتياط اظهار نظر می ‏نمايند و پاى خود را از امكان طولانى كردن عمر فراتر نمی گذارند و از عمر جاودان سخن نمی ‏گويند، ولى تصديق دارند كه مسأله طولانى ساختن عمر، گام نخست به سوى جاودانى ساختن آن است و اصولا دانش پزشكى با تمام شعب و رشته ‏هاى متعدد كه دارد آنچه در درمان بيماري ها پيشرفت نمايد راه بشر را به اين هدف نزديك می ‏سازد، زيرا غير از اين نيست كه اين بيماري ها قاطع رشته عمر و زندگى و مانع از جاودان زيستن هستند و وقتى راه مبارزه با اين بيماري ها يكى پس از ديگرى كشف شد، به تدريج عمر جاودان نيز تأمين خواهد شد.

پس اگرچه دانشمندان در دانشگاهها و آزمايشگاهها هركدام در رشته‏اى مخصوص و كشف راه مبارزه با يك نوع بيمارى مشغول تحقيق و تجسّس می ‏باشند. اما ما می ‏دانيم كه هرچه اين تجسّسات، موفقيّت ‏آميز باشد و هر روز با كشف تازه ‏اى در مبارزه با يك نوع بيمارى پيروز شوند، تا خطر قطع طناب عمر در ميان است اين تجسّسات پايان نخواهد يافت؛ پس اگر بگوئيم زحمات و كوشش هاى بشر همه به سوى اين هدف و براى اين نتيجه است و با وسائلى كه براى مبارزه با بيماريهاى بسيار كشف كرده همواره موفقيّت ‏آميز بوده و به سوى هدف پيشرفته، اغراق نگفته ‏ايم.

اما در خصوص اين موضوع يعنى امكان عمر جاودان ظاهرا مطالعات و آزمايشها از دو راه انجام می ‏شود.

يكى از راه مطالعه حالات و وضع زندگى جسمى و روحى و اخلاقى و دينى و اقتصادى معمّرين.

و ديگر از راه تحقيق و تجربه ‏هاى علمى و فنى كه روى بعضى از حيوانات و جنين و نسوج و سلول و قطعات اعضاء انجام می ‏دهند.

اين مطالعات در هر دو مرحله نتيجه ‏بخش شده و ثابت می ‏كند كه:

بريده شدن طناب عمر لازم طبيعت يك موجود زنده نيست بلكه به علت عوارض و حوادث پيش می ‏آيد.

آنچه از طريق مطالعه احوال معمّرين به دست می ‏آيد اين است كه براى عمر، حد مخصوصى نيست و نمی ‏توان بهره بشر را از نعمت حيات و زندگى به اين حدى كه به آن مأنوس شده‏ ايم محدود كرد و اگر شرايط و احوال اتفاقا براى كسى مساعد باشد بشر خيلى خيلى بيشتر از اينها هم می ‏تواند زيست كند.

و اما در خصوص نتايج تحقيق و مطالعات علمى‏

دكتر «هنرى الحيس» می ‏گويد: زندگى جاودانى ممكن است و اين كار با پرورش توليد مصنوعى انساج بدن و پيوند آن مقدور خواهد گرديد[20]

يكى از دانشمندان می ‏گويد: مرگ از بيمارى پيدا می ‏شود نه از پيرى،و بيماري ها از اسباب بسيار كه بعضى از آن اسباب در تحت اختيار انسان نيست مثل جهل و نادانى والدين به قواعد بهداشت و رعايت نكردن آنها از آداب و قواعد صحى و بهداشتى هنگام انتخاب همسر و زناشوئى و اعمال غريزه جنسى و دوران حمل و رضاع و همچنين سوء تربيت آنها و فساد محيط و چيزهاى ديگر و بعضى از اسباب امراض، تحت اختيار بشر است و می ‏تواند آن علل را برطرف سازد، مانند پرخورى و بی ‏ترتيبى در خوردن و آشاميدن و بی ‏نظمى در شغل و كارهاى روزانه و اعمال قوا و غرائز و اخلاق رذيله و عقايد باطل كه سبب اضطرابات و ناراحتي هاى روحى و ابتلاء به يأس و ترديد و فقدان آرامش و سكون می ‏گردد.

پس اگر انسان بتواند اين علل را برطرف سازد و در خوراك و پوشاك و مسكن و شغل و كار و امور ديگر به اعتدال رفتار نمايد، براى عمر و حيات او حدّى نيست و برحسب قواعد علمى زندگى جاويد براى او محال نيست.

بله به وسيله اخبار انبياء و آيات قرآن ثابت شده كه هركس بايد مرگ را بچشد،

(كلّ شي‏ء فان)

وأَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ‏

وليكن اين اخبار نيز عمر هزارها سال و بيشتر را براى بشر نفى نمی ‏كند[21]بلكه بر ممنوع بودن همه از عمر جاودان تا پايان اين جهان نيز دلالت ندارد.

مجله «المقتطف» كه يكى از معروف‏ترين مجلّات علمى عربى است مقاله ‏اى تحت عنوان «هل يخلد الانسان في الدنيا» «آيا انسان جاودان در دنيا خواهد ماند»، در شماره 3، سال 59 منتشر كرده است، در آن مقاله می ‏گويد: حيات چيست؟ مرگ چيست؟ و آيا مرگ براى هر زنده مقدر شده؟

سپس از روى تحقيق علمى شرحى نگاشته و از آن استنتاج می ‏كند كه جراثيم و سلول هاى زنده ‏اى كه نسل از آن به جاى می ‏ماند و نوع انسان و حيوان از حشرات و ماهی ‏ها، پرندگان و درندگان، اسب و استر، گاو و گوسفند و كليه جانداران و جنبندگان، و بلكه كليه نباتات و درختان از آن جراثم و سلولها محفوظ و باقى است، از چند هزار سال پيش بلكه از صدها هزار سال پيش حيات داشته ‏اند.

تا اينكه می ‏گويد: علمائى كه وثوق و اعتماد به دانش آنها است می ‏گويند: تمام انساج رئيسى جسم حيوان بطور نامحدود قابليّت بقاء دارند و ممكن است انسان نيز هزارها سال زندگى كند در صورتى كه حوادث سبب قطع ريسمان حيات او نشود. و اين اظهار نظر آنان يك اظهار نظر حدسى و ظنى نيست بلكه نتيجه عملياتى است كه با آزمايش تأييد شده است.

دكتر «الكسيس كارل» عضو آزمايشگاه روكفلر در نيويورك توانست جزئى از بدن حيوان را سالها بيش از آنچه خود آن حيوان به حسب عادت زيست دارد، زنده نگاه دارد، يعنى زندگى اين جزء مقطوع با غذائى كه براى آن آماده شده بود مرتبط بود كه امكان بقاى آن تا ابد در صورت رسيدن غذاى لازم به آن، به اين وسيله معلوم شد.

و همين آزمايش را در مورد قطعه ‏اى از جنين مرغ خانگى انجام داد و بيش از هشت سال زنده ماند و همچنين او و ديگرى روى قطعاتى از بدن انسان و عضلات و قلب و پوست و كليه، آزمايش كردند معلوم شد مادامى كه غذاى لازم به آنها برسد زنده می ‏مانند و به نموّ خود ادامه می ‏دهند.

حتى اينكه استاد «ديمند وبرل» از اساتيد دانشگاه «جونس هبكنس» می ‏گويد: زيست جاودان تمام اجزاى سلولى رئيسى جسم انسان، بالقوه يا امرى است كه به امتحان ثابت شده يا آنكه احتمال زيست جاودان آن كاملا ارجح است.

و ظاهرا اوّل كسى كه اين آزمايش را روى بعضى از اجزاى حيوان با موفقيّت انجام داد دكتر «جاك لوب» عضو آزمايشگاه «روكفلر»، بود، پس از او دكتر «ورن لويس» و همسرش ثابت كردند كه ممكن است بعضى از سلولهاى جنين مرغ را در يك مايع نمكى زنده نگهداشت و اگر به آن بعضى مواد آلى افزوده شود اين سلولها نموّ می ‏كند و زياد می ‏شود.

بعد از اين، آزمايش‏ها دنبال شد تا ظاهر شد كه سلول هاى بدن هر حيوانى ممكن است زنده بماند و نموّ كند در مايعى كه در آن غذاى لازم براى آنها باشد و ليكن از اين آزمايش ها ثابت نگرديد كه اين اجزاء وقتى پير شدند نمی ‏ميرند تا آنكه با آزمايش هائى كه «دكتر كارل» انجام داد، ثابت شد كه اين سلولها موجب پيرى حيوان نيستند، بلكه بيش از حدّ عادى زيست می ‏كنند، سپس اين دانشمند آزمايشهاى خود را تعقيب كرد و خود و هم‏كارانش زحمات بسيار متحمل شدند تا براى او ثابت گرديد كه:

اوّلا؛ اجزاى سلولى جسم زنده می ‏مانند مگر آنكه كمى غذا يا دخول بعضى از ميكروبها سبب مرگ آنها بشود.

ثانيا؛ اين اجزاء علاوه بر آنكه زنده می ‏مانند، نموّ نيز می ‏كنند و زياد می ‏شوند همانطورى كه در حال اتصال به جسم حيوان نموّ دارند و زياد می ‏شوند.

ثالثا؛ نموّ و توليدمثل آنها با غذاى آنها ارتباط دارد.

رابعا؛ مرور زمان هيچ تأثيرى در پيرى و ضعف آنها ندارد و كوچك ترين اثر پيرى در آنها ظاهر نمی ‏شود بلكه نموّ و توليد مثل آنها در هر سال مثل سالهاى پيش است و ظواهر كار نشان می ‏داد كه همچنان زنده خواهند ماند مادامى كه تحت مراقبت آزمايش‏ كنندگان، غذاى كافى به آنها برسد، پس پيرى سبب نيست بلكه نتيجه است.

سپس اين سؤال را پيش می ‏آورد: اگر اين‏چنين است چرا انسان می ‏ميرد؟ و چرا عمرش محدود است؟ و چرا به ‏ندرت سن انسان از صد تجاوز می ‏كند؟

پاسخ اين است كه: اعضاى جسم حيوان بسيار و مختلف هستند و در عين حال با يكديگر در نهايت ارتباط می ‏باشند، تا جائى كه زندگى عضوى به زندگى عضو ديگر ارتباط و توقف دارد، پس وقتى يكى از آنها ضعيف شد و به سببى از اسباب مرد، اعضاى ديگر نيز به مرگ او می ‏ميرند چنانچه در بيماريهاى ميكروبى مشاهده می ‏شود و از اين جهت است كه متوسط عمر از هفتاد و هشتاد كمتر است.

و آنچه از آزمايش هاى ذكر شده به دست آمده و ثابت است اين است كه انسان نمی ‏ميرد براى آنكه شصت يا هفتاد يا هشتاد يا صد يا بيشترعمر كرده؛ بلكه می ‏ميرد براى آنكه در اثر عوارضى بعضى از اجزاى او تلف می ‏شود و به علّت ارتباطى كه اعضاى ديگر با اين عضو دارند آنها نيز می ‏ميرند. پس زمانى كه علم اين عوارض را ريشه‏ كن سازد يا مانع از تأثير آنها بشود هيچ مانعى از استمرار حيات تا صدها سال باقى نخواهد ماند چنانچه بعضى از درختها (هزار سال و دو هزار سال و بيشتر) زندگى می ‏كنند[22]

چندى پيش مقاله ‏اى از يكى از مطبوعات خارجى در روزنامه اطلاعات ترجمه شده بود كه در آن نظر چند تن از پزشكان مشهور جهان در مورد نتائج چندين سال تلاش عليه بيمارى پيرى و عمر جاودانى منعكس گرديده بود.

در اين مقاله توضيح داده است كه اگر نسجى از بدن يك فرد محتضر جدا كنيم و آن را در محيط مناسبى پرورش دهيم اين نسج به زندگى خود ادامه خواهد داد، بنابراين ايجاد محيط مناسب، راز زندگى جاودانى است‏[23]

هم اكنون شركت هائى در آمريكا تأسيس شده كه مردگان را منجمد می كنند تا سال هاى بعد مجددا آنها را زنده سازند اين شركتها اعلام می ‏كنند كه عمر جاودانى هم اكنون در دسترس شما است. اين شركتها و كسانى كه از روش و هدف آنها طرفدارى می ‏نمايند، می ‏گويند: از نظر پزشكى عمر جاودانى ديگر تصورّ باطلى نيست، البته عمر ابدى هم بى‏ نتها نيست بلكه حد اكثر آن از صد هزار سال تجاوز نمی ‏كند، در ضمن براى دست‏يابى به عمر جاودانى بايد موانع روانى هم از ميان برداشته شود. ما اكنون آنقدر به مرگ عادت كرده‏ ايم كه نمی ‏توانيم عمر جاودانى را قبول كنيم و بايد اين طرز فكر از بين برده شود[24]

ما اگر بخواهيم آراء و سخنان دانشمندان را در اطراف طول عمر و عمر جاودان استقصاء نمائيم، مقالات بسيار طولانى ديگر هم اگر بنويسيم تمام نخواهد شد. اجمالا هركس با مجلات علمى دنيا و جرائدى كه آخرين نظرات دانشمندان و نتايج تحقيقات آنان و تحولات و پيشرفت هاى روزافزون علم و صنعت را منتشر می ‏سازند، سروكار داشته باشد خيلى بيش از اينها به آراء علمى و نتايج آزمايشها و شرح حال معمّرين اطلاع پيدا می كند و يكى از چيزهائى كه امكان علمى طول عمر و عمر جاودان را اخيرا ثابت ساخت پيوند عضوى است كه همين امسال دكتر «بارنارد» انجام داد و اين همه سر و صدا در دنيا بر پا كرد.

اين كار كه پيوند اعضاى فردى از انسان به فرد ديگر و در حقيقت تبديل عضو فاسد و از كار افتاده به عضو ديگر، اگر تكميل شود، امكان می ‏دهد كه با تعويضات مكرر از مرگ ‏ومير جلوگيرى شود و ممكن است در آينده طرق و وسايل آسان‏ ترى براى نيل به اين هدف در اختيار بشر قرار بگيرد.

بعد از اين توضيحات علمى می گوئيم: می ‏بينيد عقيده شيعه در مورد طول عمر و امتداد دوران غيبت حضرت ولى عصر- أرواحنا فداه‏ - عقيده ‏اى است كه از نظر ايمان و عقل و علم و سوابق راهى براى انكار و ردّ آن نيست و با سنن خلقت و نواميس آفرينش موافق است.

جائى كه عمر جاودان در امكان بشر باشد، آيا بعيد است كه خداوند ولىّ خودش را از عمر بسيار طولانى بهره ‏مند سازد؟

آيا كارى كه براى بشر مقدور شمرده می ‏شود براى آفريننده بشر مقدور نيست؟

آيا نمی شود كه شرايط عمر طولانى براى آن حضرت فراهم باشد؟

نيروى جوانى پايدار

يكى از خصوصيات و اوصاف امام عصر عليه السّلام اين است كه به مرور روزگار، پيرى و كهولت در آن حضرت ظاهر نشود و بايد هم اينطور باشد. زيرا با سن زياد اگر كهولت ‏آور و پيرى‏ زا باشد آن حضرت نخواهد توانست مصدر آن‏همه اصلاحات و اقدامات و فعاليت هاى بزرگ اصلاحى گردد.

پس همانطور كه آن حضرت به امر خدا از يك عمر بسيار بلند برخودار است، جوانى و نشاط و نيرومندى آن رهبر جهانيان نيز به امر خدا محفوظ خواهد ماند و چنانچه در مقالات طول عمر بطور تفصيل و مكرّر توضيح داديم اينگونه موضوعات:

اولا، در دائره قدرت خداوند متعال قرار دارد، و آن كسى كه ايمان و قبول دارد كه خدا ماده را آفريده و مواد را به هم پيوست و از آن اين عالم با اين نظام استوار را پديدار ساخت؛ و خدائى كه اين همه عالم‏ها را آفريده، البته قادر است كه جوانى و نشاط و نيروى يك فرد را نگاه‏ دارد.

ثانيا؛ امكان حفظ جوانى نيز مسأله‏ اى است كه در ضمن مسأله امكان طولانى ساختن عمر حلّ شده و آزمايش‏ هاى علمى آن را تأييد نموده و دانشمندانى كه در اين موضوع تحقيقات و مطالعه دارند رفع پيرى و خستگى و حفظ و اعاده جوانى و ديررس كردن پيرى را ممكن بلكه عملى شناخته ‏اند.

مبارزه با پيرى و بازگشت دادن نشاط و تجديد قواى جوانى اگرچه از عهد باستان مورد توجه بوده و يقينا بسيارى از معمّرينى كه اديان و تاريخ معرفى كرده ‏اند از نيروى جوانى برخوردار بوده ‏اند، ولى بحث در آن از نظر علوم جديد از قرن هجده و نوزده شروع و مطالعات و بررسی ‏هاى دانشمندان در اطراف آن همچنان ادامه دارد.

«براون اسكار» نخستين دانشمندى است كه هنگام پيرى در صدد تجديد جوانى خود با عصاره غدد تناسلى برآمد (1869 م) و دانشمندان ديگر من جمله «ورونوف» با استفاده از تجارب او آزمايش هائى كردند (1918) و از لحاظ تجربى آزمايشهاى «استيناش» حائز اهميّت شد كه توانست در روى بعضى جانوران به توسط اعمال جراحى بر روى مجارى تناسلى، آثار جوانى را باز گرداند ولى اينگونه آزمايشها و روش هاى جراحى و هورمونى ناقص و اغلب بی ‏خطر نبود[25]

بعضى از دانشمندان در انديشه پيدا كردن وسيله مبارزه با علت اصلى پيرى كه (به عقيده آنها) ضعف و فرسودگى سلولى است افتادند.

يكى از مشاهير پزشكان كه راجع به امكان طولانى كردن عمر و تازه‏ كردن جوانى در روى حيوانات آزمايش هائى كرده دكتر «فورد نوف» است. اين شخص می گويد: ششصد آزمايش موفقيّت‏ آميز انجام داده ‏ام و اطمينان می ‏دهد كه در آينده نزديك تجديد قواى پيران و برطرف ساختن گرد و غبار سالخوردگى و خميدگى قامت آنها عملى خواهد شد چنانچه ديررس ساختن پيرى و طولانى كردن عمر با حفظ صحت قلب و دماغ تا آخر عمر بلكه تغيير صفات و شخصيّات و عادات ممكن خواهد شد[26]

در عصر حاضر نيز كوشش و تلاش پزشكان در اطراف اكتشاف سبب پيرى ادامه دارد.

روزنامه «الثّوره» به مناسبت اطلاعيه سازمان ملل راجع به آمار جمعيّت دنيا و اختلافات آنها در سن، مقاله‏ اى به استناد اقوال پزشكان مشهور منتشر كرد كه قسمت عمده آن راجع به اسباب پيرى و تلاش هائى است كه در دانشگاه هاى بزرگ براى كشف علّت اصلى آن دنبال می ‏شود.

در اين مقاله بطور قطع اظهار نظر شده كه پيرى ارتباط به سن زياد ندارد. از نظر روانشناسان پيرى احساس به از كار افتادن و بی ‏اهميّت شدن است با صرف نظر از سن زياد. و از نظر دانش پزشكى پيرى عبارت است از اصابت انسجه حياتى جسم به قصور از اداء وظيفه در حدود نشاط متعارف و معتاد و به معنى ديگر پيرى مفقود شدن قدرت تجديد سلولهاى حياتى است. و به ‏هرحال اين احساس يا اين پديده جسمى تحت تأثير پيش رفتن سن نيست. گاهى عارض اشخاص چهل‏ ساله می ‏شود و گاهى در شخص صد ساله هم اثرى از آن ديده نمی ‏شود و گاهى پيرى به واسطه بعضى امراض عارض يك قسمت بدن می ‏شود در حالی ‏كه ساير اعضاء جوانى و نشاط خود را دارا هستند.

در اين مقاله اظهار نظر شده كه پيرى برحسب طب جديد معلول سه عامل است:

نخست، بيماری هاى مزمنه مانند بيماری ‏هاى معدى، بيماری ‏هاى سوء تغذيه و بيماری ‏هاى ديگر.

دوّم، حالات روانى و انفعالات نفسانى كه عامل پيرى و مؤثر در فقدان نشاط و استهلاك سلول هاى حياتى است.

عامل سوّم: عوامل خارجى است مانند محيط زندگى و آب و هوا و سردى و گرمى و رطوبت‏[27]

«بوكومولتس» كه در تاريخ مبارزه با پيرى زياد به اسم او برمی ‏خوريم معتقد بود كه بايد به وسيله سرم مخصوص به انساج نرمش اوليه را باز گرداند.

اين سرم از اسبى كه قبلا سرم ويژه ‏اى به او تزريق شده بود گرفته می ‏شد و سالها در غرب بازار سياه داشت.

در غرب نيز نظير «بوكومولتس» روسى وجود دارد اين شخص دكتر «پنهانس» است كه در سوئيس زندگى می ‏كند و چند نفر از افراد سرشناس دنيا مشترى او بودند.

شيوه «پنهانس» عبارت از اين است كه در انساج پير شده، انساج‏ جوان كه از حيوانات يا انسان گرفته شده داخل كنند ولى بايد ميان داخل كردن اين نسج تازه در بدن شخص و گرفتن آن از موجود ديگر بيش از 60 دقيقه فاصله نباشد.

«پنهانس» می ‏گويد كه از 20000 آزمايشى كه او در اين زمينه انجام داده هيچ كدام مواجه با شكست نشده است.

چندى قبل دكتر «اصلان» در رومانى ماده جديدى براى مبارزه با پيرى پيدا كرده و آن را (هاش- 3) ناميد اين ماده را امروز تقريبا در سرتاسر جهان به كار می ‏برند و پزشك مشهور دكتر «شرمن» از آن استفاده می ‏كند و می ‏گويد: اين ماده به پوست نرمش مخصوصى می ‏دهد و خستگى بدن را كاهش می ‏دهد و حافظه را قوى می ‏كند و خواب را منظم می ‏سازد.

اين پزشك می ‏گويد: نتيجه ‏اى كه گرفته ‏ام به اين ترتيب است؛ 40 در صد موفقيّت كامل، 35 درصد نتيجه مناسب و فقط 25 درصد شكست‏[28]

زيست‏شناس معروف فرانسوى «بلوفر» در جريان مطالعات مشهور خود درباره زنبور عسل به مساله ‏اى حيرت ‏انگيز يعنى زندگى دراز و توأم با نيرومندى و جوانى ملكه زنبوران برخورد و در خصوص علت آن به تجسّس خستگی ‏ناپذيرى پرداخت.

وى در ضمن مطالعه دريافت كه ملكه زنبوران از خوراكى مخصوصى كه توسط كارگران فراهم می ‏آيد در تمام عمر تغذيه می ‏نمايد در صورتى كه ديگر زنبوران فقط در سه روز نخستين زندگى‏ از اين مائده اسرارآميز برخوردارند. اين غذاى حيرت ‏انگيز چيست و آيا رمز جوانى و زيبائى و عمر دراز ملكه (ملكه چهار صد برابر ديگر زنبوران زندگى می ‏كند) در اين ماده غذائى نهفته است؟

زيست‏شناس فرانسوى از سال 1938 به بعد با مطالعات شبانه روزى در پى حل اين مشكل برآمده و به موفقيّت هاى بزرگى نائل گشت.

تركيب اين مائده يعنى شهد شاهانه اسرارآميز بوده و فقط معلوم گشته است كه حاوى كاربن، هيدروژن، آزوت، ارگوسترول ويتامين‏هاى (ب) و مخصوصا به مقدار معتنابهى آسيد بانتوتنيك می ‏باشد.

«بلوفر» در تجارب 14 ساله خود ثابت كرد كه تحول و رشد اشكال جنينى زنبوران و عمر دراز و جوانى پايدار زنبور ملكه به واسطه تأثير شگفت ‏انگيز شهد شاهانه می ‏باشد و هم‏چنين توانست با استحصال اين ماده كه به نام «آپى سرم» معروف است و تجويز آن در اشخاص فرسوده و پيران، نتايج حيرت ‏آورى به دست آورد. «بلوفر» با اتكاء بر صدها تجربه اعلام داشته است كه تأثير شهد شاهانه در انسان گو اينكه از پيرى جلوگيرى نمی ‏كند ولى دوران جوانى را طولانى و توأم با تندرستى و نيرومندى می ‏سازد، و در حقيقت (آپى سرم) داروى به خصوص نبوده بلكه مائده معجزآسا و حيات‏بخش می ‏باشد[29]

اطلاعات مقاله مفصلى از سرويس مخصوص خبرگزارى فرانسه تحت عنوان «بشر تا آخر عمر جوانى و شادابى خود را حفظ خواهد كرد» انتشار داد. در اين مقاله می ‏نويسد: با توجه به مذاكراتى كه در آخرين كنفرانس بين المللى پزشكى كه در «كبك» صورت گرفت، مى‏توان گفت كه جواب اين سؤال «امكان مبارزه با پيرى، حفظ شادابى، موازنه جوانى تا دم مرگ» مثبت است. (و هم نوشته است:) دكتر «هوآرد كورتيس» دانشمند آمريكائى وابسته به آزمايشگاه ملّى بروكلين معتقد است پيرى و فرسودگى سلولها معلول خرابى و فساد اسيد «دزوكس ريبونو كلئيك»، «آ. د. ن» سلولهاى بدن است. مى‏دانيم كه «آ. د. ن» كار و توليد سلولها كاسته مى‏شود و تنها راه جلوگيرى از پيرى به وسيله يك عمل داروئى در سطح مولكولهاى «آ. د. ن» سلولهاى تمام اعضاء بدن امكان‏پذير است. (و هم مى‏نويسد:) در ميان مراكز تجسساتى جهان كه پيشرفتهاى قابل توجهى در زمينه جلوگيرى از پيرى به دست آورده‏اند مراكز پژوهشى بخارست، پاريس و بالتيمور در درجه اوّل اهميّت قرار دارند. در بالتيمور هم اكنون نتايج مطالعات و آزمايشهاى پزشكى روى ششصد نفر از 18 تا 99 ساله مورد بررسى است.

(در پايان مقاله نوشته است:)

پزشكان در حال حاضر می ‏كوشند به وسائل داروئى از فساد «آ. د. ن» سلولها جلوگيرى كنند و در اين راه پيشرفت هاى قابل توجهى نيز به دست آورده ‏اند به اين ترتيب می ‏توان گفت: طولى نخواهد كشيد كه (بيمارى پيرى) از بين خواهد رفت‏[30]

بقاء نيروى جوانى معمّرين‏

كسانى كه با طول عمر از نيروى جوانى پايدار برخوردار شده‏ اند بسيارند. از جمله مردى است 167 ساله از اهالى كلمبيا به نام «پی ‏يرارا» كه شرح حالش در اطلاعات شماره 9121 و 9236 بطور مفصل درج شده است. اين مرد در اين سن و سال نيروى جوانيش باقى مانده و استخوان ها و مفاصلش به قدرى خوب است كه اكثر جوانان بايد آرزو كنند استخوان هائى به اين خوبى داشته باشند. رگهاى او پس از آزمايشهاى متعدد نشان داده است كه كوچكترين اثر كلسيم كه معمولا در 90 درصد اشخاص مسن ديده می ‏شود در آن وجود ندارد.

در كنيا مردى 158 ساله زندگى می ‏كند كه اخيرا آپانديس او را عمل كردند. اين مرد از جوان‏ترين جوانان نيز جوان‏تر است‏[31]

چند سال قبل در شوروى شخصى به نام «عيوض اف» نوشتند كه تا سن 147 سالگى فعاليّت خود را حفظ كرده و گردش او با اسب تعطيل نشد و شخصا از مزرعه انگور خود سركشى می ‏كرد[32]

فردى چينى دويست و پنجاه و سه ساله كه 23 زن در خانه او عمر خود را به پايان رسانيده ‏اند به نام «دلى چينگ» در اين سن مويش سياه و قوى و نيروى جوانيش باقى بود[33]

يكى مرد اتريشى كه صد و چهلمين سال زندگى خود را جشن گرفت هنوز هم در مزرعه خود كار می ‏كند و اظهار داشت كه تا به حال ياد ندارم حتى يك بار هم بيمار شده باشم‏[34]

بانوئى به نام «گوموگا» ساكنه دهكده «گالون» واقع در شمال قفقاز، صد و چهل و هفتمين سال تولد خود را جشن گرفت. در حاليكه هنوز نشاط خود را از دست نداده و در حسن شنوائى و بينائى او هيچ گونه ضعفى حاصل نشده است‏[35]

از آنچه بيان شد معلوم می ‏گردد كه مسأله امكان حفظ نيرو و نشاط جوانى با اينكه مشاهده شده، بسيارى از معمّرين اين نيرو را تا آخرين قدم زندگى نگاه داشته ‏اند، ثابت و غير قابل انكار است. فقط كوشش دانشمندان براى اكتشاف علّت پيرى و علّت بقاء نيروى جوانى در نزد جمعى از معمّرين و كشف وسيله مبارزه با پيرى و سالخوردگى است.

و چنانچه بعضى از دانشمندان اظهار نظر می ‏كنند در آينده، بشر به موفقيت هاى بزرگ در اين زمين نايل خواهد شد چنانكه يكى از وسايل مبارزه آن را همين پيوند عضوى بايد شمرد.

و به ‏هرحال مقصود ما از نقل اين نظرات اثبات امكان مطلق طول عمر بدون كهولت و پيرى است تا كسانى كه در ايمان كم مايه ‏اند، آن را بعيد و غريب ندانند و اگرنه، ما در طول عمر امام و بقاء نيروى جوانى آن حضرت به قدرت و توانائى خدا و اخبار پيغمبر و اوصياء او عليهم السّلام اعتماد و اتكاء داريم و آن را محكم ‏ترين دليل می ‏دانيم و به اين دليل خردپسند كه مقبول عقل مستقيم است مؤمن هستيم. هرچند امام زمان عليه السّلام يگانه معمّر تاريخ بشر و يگانه كسى باشد كه با طول عمر جوانيش حفظ شده باشد، هرچند آزمايش هاى دانشمندان در اين خصوص به جائى نرسيده باشد و آنها دست علم بشر را از طولانى‏ كردن عمر و مبارزه با پيرى كوتاه بدانند زيرا مسأله طول عمر و بقاء جوانى آن حضرت مسأله ‏اى نيست كه از نظر عقل احتياج به اين مؤيدات داشته باشد. مسأله، مسأله عموم قدرت خدا و اعجاز و خرق عادت و نفوذ مشيّت الهى است و در اينگونه امور، وجود اين مؤيدات و عدم آن تأثيرى ندارد.

امّا اخبار

صدوق در «كمال الدين» و على بن محمد خزاز رازى در «كفاية الاثر» از حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام در ضمن حديثى روايت كرده ‏اند كه فرمود: فرزند نهم از فرزندان برادرم حسين عليه السّلام را خدا عمرش را در غيبتش طولانى نمايد، سپس به قدرت خود او را آشكار سازد، در صورت جوانى كه كمتر از چهل سال داشته باشد:

«و ذلك ليعلم أنّ اللّه على كلّ شي‏ء قدير»[36]

و نيز صدوق از حضرت رضا عليه السّلام در ضمن حديثى چنين روايت كرده است:

«القائم هو الّذى اذا خرج كل فى سنّ الشّيوخ و منظر الشّبّان قوى فى بدنه»[37]

«قائم آن كسى است كه وقتى ظاهر شود در سن پيران و منظر و سيماى جوانان و با قوت بدن باشد».

و از ابى الصلت هروى منقول است كه گفتم به حضرت رضا عليه السّلام:

علامت قائم چيست وقتى ظاهر شود؟

فرمود: علامتش اين است كه در سن پيران و منظر و قيافه جوانان است. بطورى كه كسى كه او را ببيند چهل ساله يا كمتر گمان می ‏كند. و از علامات او اين است كه به گذشت شب و روز پير نمی شود تا آنكه از اين دنيا رحلت كند[38].

سخنى با برادران اهل سنّت‏

چنانچه می ‏دانيم جمعى از مشاهير علماء اهل سنّت به وصايّت و ولايت ائمه اثنى عشر عليهم السّلام ايمان دارند و به مهدويّت حضرت ولى عصر عليه السّلام قائل و معترفند و بعضى از ايشان مدعى زيارت و ديدار آن حضرت شده و معجزات او را نقل كرده ‏اند.

و بسيارى از آنها هم در تعيين مهدى موعود با شيعه موافقت ندارند اما در آن تعصب و لجاج نمی ‏ورزند و آن را يك ماده اختلاف جوهرى بين شيعه و سنّى نمی ‏دانند بلكه يك اختلاف صغروى و مصداقى می شمارند و به اين اختلاف هرگز به نظر اهميّت نگاه نمی ‏كنند.

چون هر دو فرقه اصل ظهور مهدى را در آخر الزمان مسلّم و حتمى می ‏دانند.

و می ‏گويند در هنگام ظهور با آن علائم و نشاني هاى آشكار مانند نداى آسمانى به همه معرفى می ‏شود و آنگاه اين خلاف موضوعى هم مرتفع خواهد شد.

پس اين عقيده شيعه با آنچه بين فريقين در موضوع مهدى مسلّم و مقطوع است و روايات متواتر بر آن دلالت دارد، هيچگونه مغايرت و منافاتى ندارد و اكنون اهل سنّت با شيعه چه معارضه ‏اى در اين مورد داشته باشد؟

و چرا آن را ماده اختلاف و بحث و جدال قرار دهند؟

و چرا در مقام ردّ شيعه برآيند با اينكه در اين موضوع بر خلاف اجماع و اتفاق مسلمين سخن نگفته ‏اند.

يكى از دانشمندان معاصر اهل سنّت به نام استاد محمد زكى ابراهيم رائد «عشيره محمديه» در مقاله ‏اى كه به مناسبت نيمه شعبان و مهدى منتظر در مجله «المسلم» و مجله «العشيرة المحمدية» طبع مصر، در شماره اول سال هجدهم، شعبان 1387 نگاشته در فصلى تحت عنوان «موعود آخر الزمان فى مختلف المذاهب و الاديان» می ‏گويد: مهدى موعود در نزد برادران شيعى ما شرحى دارد كه ما در وقت ديگر بيان می ‏كنيم ولى آنچه برادران شيعه ما بر آن رفته ‏اند با جمهور اهل سنّت در اصول و مبادى اساسى به هم می ‏رسند و خلاصه آن اصول اين است كه بطور حتم مهدى اهل بيت كه آمال مسلمانان را تحقق می دهد و احوال بشر به او مستقيم می ‏گردد ظاهر خواهد شد.

چنانچه ملاحظه می ‏شود اين دانشمند عقيده شيعه را در مهدويّت با اصول و مبانى اساسى آن‏كه بين سنى و شيعه مورد اتفاق است موافق شمرده و در نهايت ادب بدون اينكه عواطف شيعه را تهييج نمايد و قلم را به دشنام و سخنان ناسزا آلوده كند اظهار نظر نموده است.

امّا متأسفانه عده‏اى هم هستند كه همواره مانع از اتحاد مسلمانان ورفع سوء تفاهمات فى ما بين بوده و می ‏خواهند به آتش اختلاف دامن زده و اين دو فرقه بزرگ اسلامى را كه می ‏توانند در كنار هم با همكاري هاى صميمانه زندگى كرده و در برابر دشمنان اسلام همگام و هم صدا باشند از هم جدا نمايند.

اين افراد مغرض كه شايد در عصر ما مزدوران استعمار و صهيونيسم بين المللى باشند، از آن‏همه قدر مشترك ها و پيوندهاى ناگسستنى و مواد مورد اتفاق شيعه و سنّى كه آنها را به هم مربوط و متصل ساخته و صاحب منافع مشترك قرار داده چشم ‏پوشى نموده و يك سلسله مسائلى را كه مانع از هم فكرى مسلمين و اتحاد و اتفاق آنها مخصوصا در اين زمان نيست پيش كشيده و كاهى را كوهى نشان می ‏دهند و عمدا آنچه را می ‏گويند و می ‏نويسند (براى اين است كه كاملا به ايجاد تفرقه ‏اى كه خدا در قرآن از آن نهى كرده نايل شوند) قلم را به فحش و دشنام و نسبت‏ هاى ناسزا و افترا و بهتان به شيعه آلوده می ‏سازند تا بلكه شيعه را تحريك و عصبانى كنند، آنها نيز معارضه به مثل نمايند و در اين ميان بيگانگان و استعمارگران كه همه از مقاصد شوم و خوابهاى خطرناك آنها براى اسلام و مسلمين بيش و كم با خبريم به مقاصد خود برسند و شوكت و آبروى هر دو فرقه را در معرض زوال قرار دهند و با جنگ داخلى ميان مسلمانان و سوء تفاهم كفار را بر آنها مسلط سازند.

ما در اينجا در مقام توضيح زيان هاى اين قلم هاى مسموم و سياست هائى كه مخصوصا در عصر ما به عناوين متعدد از راه مذهب و مليّت و وطن و نژاد و زبان عامل تفرقه مسلمانان شده نيستيم.

 

شرح اين هجران و اين خون جگر

 

اين زمان بگذار تا وقت دگر

     
 

 

بارى يكى از موضوعاتى كه بيهوده و فقط براى زياد كردن فاصله بين سنّى و شيعه در گذشته و حال از طرف بعضى از كسانى كه خود را به نام اهل سنّت معرفى كرده‏اند مانند «ابن حجر» و «محب الدين خطيب» دستاويز حمله به شيعه و استهزاء و فحش و دشنام نسبت آنها به جهل و نادانى شده، مسأله طول عمر حضرت ولى عصر- أرواحنا فداه- است.

اين افراد براى تجريح عواطف شيعه و منحرف ساختن افكار، شيعيان را در اين ايمان و عقيده به باد دشنام گرفته و مثل اينكه يك سخن نامعقول و بی ‏سابقه‏ اى را پذيرفته باشند به آنها اعتراض می كنند.

ما به اين آقايان می‏گوئيم! شما كه مسلمان و مؤمن به قدرت خداى تعالى هستيد، چرا اين اعتراض را به ما می ‏نمائيد؟

شما چرا كسانى كه خدا را قادر و توانا می ‏دانند بر اينكه عمر يكى از بندگان خاص خود را هرچه مصلحت اقتضا كند طولانى نمايد، مسخره می ‏نمائيد؟ مگر شما خدا را قادر مطلق نمی ‏دانيد؟

مگر قرآن نخوانده ‏ايد كه در شرح احوال نوح می ‏فرمايد:

فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً[39].

مگر به صريح اين آيه درنگ نوح در ميان قومش نهصد و پنجاه سال نبوده است؟

به چه جهت شما شيعه را در مسأله ايمان به طول عمر اين همه سرزنش می ‏نمائيد و به جهل نسبت می ‏دهيد؟ اين اعتراض ودشنام‏ هاى شما به شيعه لوازمى دارد كه شما برحسب عقايد خودتان نمی ‏توانيد آن لوازم را بپذيريد؟

مگر در قرآن نخوانده ‏ايد كه خدا ابليس را تا وقت معلوم مهلت داده است؟

مگر در «صحيح» مسلم خودتان در قسم دوّم از جزء دوم در باب ابن صياد، در «سنن» ترمذى در جزء دوم، در «سنن» ابى داوود در باب خبر ابن صائد از كتاب «ملاحم» آن روايات متعدد را راجع به ابن صياد و ابن صائد نديده ‏ايد كه پيغمبر احتمال داد، او همان دجال باشد كه در آخر الزمان ظاهر می ‏شود؟

مگر حديث «تميم دارى» را كه مسلم در باب خروج دجال و ابن ماجه در جزء دوّم در ابواب «فتن» و ابو داوود در جزء دوّم «سنن» روايت كرده ‏اند نخوانده ‏ايد كه صريح است بر اينكه دجال در زمان پيغمبر زنده بوده و در آخر الزمان ظاهر می ‏شود چگونه شد درباره دشمنان خدا اين عمر طولانى را باور كرديد و روايت ‏كنندگان اين احاديث را كه همه از بزرگان و رجال خود شما هستند به جهل نسبت نداديد. اما موضوع ولىّ خدا و فرزند پيغمبر اين سر و صداها را راه انداخته ‏ايد و باور نمی ‏داريد؟

چگونه شد كه عمر بسيار طولانى را براى خضر و ادريس و عيسى جايز می ‏شماريد اما براى حضرت مهدى موعود با اين همه شواهد و ادلّه و معجزات و كرماتى كه در عصر غيبت صغرى و كبرى از او ظاهر شده و با اينكه افرادى كه در راستى و صدق گفتارشان شكى نيست او را مكرّر ملاقات كرده‏ اند جايز نمی ‏شماريد؟

 

چرا خودتان و همه مسلمين را در ايمان به بقاء عيسى عليه السّلام مسخره نمی ‏نمائيد؟

اگر بنا به استهزا باشد، شما در اصول دين بعضى عقائد داريد كه با عقل مستقيم و نزاهت اسلام كه دين توحيد است به هيچ وجه سازگار نيست.

شما نسبت به كسانى كه آنها را به اصطلاح از اقطاب و اولياء می ‏شناسيد، كارهائى نسبت می ‏دهيد كه هركس از گفتارتان بخنده می ‏افتد.

ولى چنانچه گفته شد معارضه به مثل صحيح نيست و ما راضى نيستيم سخنى بگوئيم يا كلامى بنويسيم كه شما را در انظار بيگانگان خفيف و سبك سازد. ما می ‏گوئيم كه وضع روزگار و فشارهائى كه از طرف استعمارگران بر مسلمانها وارد شده و می ‏شود به ما فرصت و اجازه نمی ‏دهد كه در اينگونه خلافات، زبان به عيب‏جوئى يكديگر باز كنيم. در حالی ‏كه دشمنان اسلام با اساس اسلام و قرآن و احكام قرآن، دشمنى می ‏كنند. در حالى كه احكام اسلام و اصول و شعائر مسلّم بين سنّى و شيعه در كشورهاى اسلامى دستخوش سخت‏ترين تعرضات و آسيب شده و مسيحی ها و يهوديها و كفار ديگر براى از رسميّت انداختن احكام اسلام هر روز نقشه‏ هائى طرح و توسط مسلمان نماهائى از شيعه و سنّى اجرا می ‏نمايند؟

خوب است در افكار و آراء خود قدرى مطالعه كنيد و هم‏چنين از روى بی ‏طرفى و با نظر خالى از تعصب به عقايد پاك و مقدس شيعه در اصول و فروع كه از مصادر محكم عقلى و قرآن و سنّت گرفته شده‏ است بنگريد و بيهوده به القاء شبهات واهى و تهمت و افتراء عواطف شيعه را جريحه ‏دار نساخته و برادران سنّى ما را گرفتار سوء تفاهم و بدبينى و بی ‏خبرى از عقائد و آراء اسلامى ما نسازيد.

سرگذشت معمرّين در تاريخ‏

اگرچه راجع به امكان عمر بسيار طولانى در ضمن مطالب گذشته، توضيحات كافى داده شد ليكن براى آنكه خوانندگان ارجمند بدانند اين موضوع از نظر تاريخ هم همواره مورد قبول بشر بوده، خوانندگان را به كتاب هاى معتبر تاريخ و تراجم و اعلام ارجاع می ‏دهيم و يادآور می ‏شويم كه علاوه بر اينكه در ضمن اين كتب شرح احوال بسيارى از معمّرين درج شده كتاب هائى نيز به خصوص در ترجمه معمّرين تأليف شده مانند «المعمّرون» ابى حاتم سجستانى متوفاى 248 يا 250 كه نخست به ضميمه ترجمه انگليسى آن در 1899 م در لندن طبع و اخيرا نيز طبع آن تجديد شده و در كتابهائى نيز مانند كمال الدين و غيبت شيخ و امالى شريف مرتضى، يك باب يا فصل به اين موضوع اختصاص داده شده است.

هركس به اين كتابها مراجعه نمايد می ‏فهمد كه (بيهوده سخن به اين درازى نبود) و برايش يقين حاصل می ‏شود كه اين همه نقل هاى تاريخى بی ‏مأخذ و مجهول نمی ‏باشد و براى عمر بشر حد و مرز معينى نيست و تاريخ طولانى و پر از عجائب زندگى بشر معمّرين بی ‏شمار ديده و در روى اين زمين خيلى افرادى بيش از حضرت ولى عصر- أرواحنا فداه- عمر كرده ‏اند.

و بديهى است آنچه ما از تاريخ معمّرين می دانيم و در كتب تراجمى كه در دسترس ما است، ضبط شده تاريخ يك قسمت كوچك از اين دنياى بزرگ است و اگر تواريخ ملل ديگر در دست ما بود و اگر از آغاز به حفظ سرگذشت معمّرين به اندازه سرگذشت پادشاهان اهميّت داده شده بود، اكنون تواريخ سرگذشت معمّرين از تواريخ ديگر مفصل ‏تر بود.

مع ذلك ما می ‏خواستيم جدولى از اسامى معمّرين از روى كتب و مآخذى كه در دسترس داريم به خوانندگان تقديم نمائيم ولى چون ملاحظه شد آمارگيرى از عموم معمّرين در تاريخ، در گذشته و حال حتى در حدود همين تواريخ و مصادرى كه در دسترس است، وقت و فرصت زياد لازم دارد، فقط به ذكر نام عده ‏اى از آنها به عنوان نمونه و به حكم مثل معروف «حكم الأمثال فيما يجوز و فيما لا يجوز سواء» اكتفا كرديم.

اسامى برخى از معمرّين‏

1- آدم، 930 سال.

2- شيث، 912 سال.

3- انوش، 905 سال.

4- قينان، 910 سال.

5- مهلائيل، 895 سال.

6- يارد، 962 سال.

7- اخنوخ، 365 سال.

8- متوشالح، 969 سال.

9- لامك، 777 سال.

10- نوح، 950 سال. (و بنابر تواريخ و كتب حديث مجموع مدت عمر او پيش از بعثت و بعد از طوفان 2500 سال شد).

11- سام، 600 سال.

12- ارفكشاد، 438 سال.

13- شالح، 433 سال.

14- عابر، 464 سال.

15- ابراهيم، 175 سال.

16- اسمعيل، 137 سال.

(مدت اعمار اين افراد همه طبق تورات نوشته شد كه علاوه بر اين جمعى ديگر را نيز مانند فالح و رعو و سروج و ناحور و غيره ذكر كرده، مراجعه شود به ترجمه عربى تورات، ط بيروت، 1870 م و منتخب الاثر نگارنده، ص 276 و 277 و ظاهرا اخنوخ همان ايليا است كه يهود و نصارى معتقدند سه هزار و سيصد و هشتاد و دو سال پيش از ميلاد زنده به آسمان برده شد و الم مرگ نچشيد، رجوع شود به كتاب اظهار الحق، ج 2، ص 124).

17- ربيعة بن ضبيع فزارى، 380 سال، (كمال الدين، ج 2، ص 233 تا 235).

18- اوس بن حارثه، 220 سال، (المعمّرين، ص 36).

19- عبيد بن شريد جرهمى، 350 سال، (كمال الدين، ج 2، ص 232).

20- برد، 962 سال، (كنز الفوائد، ص 245).

21- ايوب بن حداد عبدى، 200 سال، (كمال الدين، ج 2، ص 142).

22- ثعلبة بن كعب، 300 سال، (المعمّرين، ص 64).

23- تيم اللّه بن ثعلبه، 500 سال، (تذكرة الخواص، ص 205 و المعمّرين، ص 31).

24- ثوب بن تلده اسدى، 220 سال، (المعمّرين، ص 59).

25- جعفر بن قرط عامرى، 300 سال، (المعمّرين، ص 43).

26- جلهمة بن ادد بن زيد، 500 سال، (غيبت شيخ، ص 86).

27- يحابر بن مالك بن ادد، 500 سال، (غيبت شيخ، ص 86).

28- زهير بن عتاب كلبى، 300 سال، (كمال الدين، ص 246).

29- جليلة بن كعب، 190 سال، (المعمّرين، ص 65).

30- حادثة بن صحر، 180 سال، (المعمّرين، ص 49).

31- حادثة بن عبيد كلبى، 500 سال، (المعمّرين، ص 67).

32- حامل بن حادثه، 230 سال، (المعمّرين، ص 69).

33- حبابه و البيه كه از عصر خلافت على عليه السّلام تا زمان امامت حضرت رضا عليه السّلام عمر كرد، (كتاب هاى معتبر حديث).

34- حارث بن مضاض جرهمى، 400 سال، (غيبت شيخ، ص 81.المعمرين، ص 42).

35- ذوالاصبع العدوانى، 300 سال، (المعمرين، ص 82).

36- حنظلة بن شرقى، 200 سال، (المعمرين، ص 49).

37- دريد بن زيد، 450 سال، (المعمرين، ص 20).

38- ذوجدن حميرى، 300 سال، (المعمرين، ص 33).

39- دريد بن صمت، 200 سال، (المعمرين، ص 22).

40- ذو القرنين، 3000 سال، (تذكرة الخواص، ص 377، نقل از تورات).

41- ربيعه بجلى، 190 سال، (المعمرين، ص 68).

42- رداد بن كعب نخعى، 300 سال، (كمال الدين، ج 2، ص 242).

43- زهير بن خباب، 420 سال، (المعمرين، ص 25).

44- سطيح كاهن، 30 قرن، (المعمرين، ص 5).

45- سيف بن وهب، 300 سال، (المعمرين، ص 41).

46- شرية بن عبد اللّه جعفى، 300 سال، (المعمرين، ص 39).

47- شق كاهن، 300 سال، (كمال الدين، ج 2، ص 235).

48- صيفى بن رياح، 270 سال، (غيبت شيخ، ص 80).

49- ضبيرة بن سعيد، 220 سال، (المعمرين، ص 20).

50- عباد بن سعيد، 300 سال، (المعمرين، ص 70).

51- عوف بن كنانه كلبى، 300 سال، (كمال الدين، ج 2، ص 255).

52- عبد المسيح بن عمرو غسانى، 350 سال، (المعمرين، ص 38).

53- اوس بن ربيعة اسلمى، 214 سال، (المعمرين، ص 66).

54- عبيد بن شريد جرهمى، 350 سال، (كمال الدين، ج 2، ص 232).

55- عمرو بن حمة الدوسى، 400 سال، (غيبت شيخ، ص 81).

56- عمرو بن لحى، 345 سال، (غيبت شيخ، ص 86).

57- قس بن ساعده، 600 سال، (كنز الفوائد، ص 254).

58- كعب بن حمة الدوسى، 390 سال، (تذكرة الخواص، ص 205-المعمرين، ص 22).

59- كعب بن رادة نخعى، 300 سال، (المعمرين، ص 66).

60- محصن بن عتبان زبيدى، 256 سال، (كمال الدين، ج 2، ص 255 المعمرين، ص 21).

61- مرداس بن صبيح، 230 سال، (المعمرين، ص 35).

62- مستوغر بن ربيعة بن كعب، 330 سال، (المعمرين، ص 9. و سيره ابن هشام، ج 1، ص 93).

63- هبل بن عبد اللّه كلبى جد زهير بن خباب، 700 سال، (المعمرين، ص 29).

64- نفيل بن عبد اللّه، 700 سال، (تذكرة الخواص ص 205).

مخفى نماند كه يادداشت كردن نام معمّرينى كه شرح حالاتشان در كتاب المعمّرين و غيبت شيخ و كمال الدين و كنز الفوائد و كتاب هاى تاريخ حفظ شده، سبب اطالع مقاله می ‏گردد؛ لذا به همين قدر قناعت كرديم و بر آن اسامى معمّرين ديگر را از كتاب هائى كه اخيرا تأليف شده اضافه می ‏نمائيم و همچنين بعضى از معمّرين معاصر را كه اتفاقا و بدون اينكه در مقام فحص باشيم در روزنامه ‏ها به شرح احوال آنها برخورديم.

65- هنرى جنكس، 169 سال، اين مرد در سن 112 سالگى در جنگ فلورفيد شركت داشت.

66- جون بافن بولندى، 175 سال داشت و سه نفر از اولاد خود را كه متجاوز از صد سال داشتند ديد.

67- يوحنا سورتنغتون نروژى (متوفاى 1797)، 160 سال.

68- طوز مابار، 152 سال.

69- كورتوال، 144- سال.

70- يك فرد زنگبارى، 200 سال.

نام اين چند نفر در تفسير الجواهر، ج 17، ص 226، ذكر شده است.

71- ماتوسالم، 969 سال.

72- ملك جزيره «لوكمبانز» 802 سال.

73- چند نفر پنجابى، 200 سال.

74- ماركوس ابونيوس، بيش از 150 سال.

75- اهالى جبل آتوس هريك، 130 سال.

76- دودون، 500 سال.

77- سنجرين پادشاه قبرس، 160 سال.

78- قديس سيمون، 107 سال.

79- قديس تاكريس، 165 سال.

80- قديس انطوان، 105 سال.

81- البومامطران حبشه، 150 سال.

82- توماس بار، 152 سال.

83- معمّر ديگرى كه در هنگام مرگ فرزندش 140 سال داشت.

84- برنوكرتريم، 150 سال.

85- يك نفر معمّر اهل سربيا، 135 سال.

86- يك نفر ديگر از اهل سربيا، 125 سال.

87- معمّر ديگر از اهل سربيا، 290 سال.

88- يك نفر معمّر از اهل ليفونيا، 168 سال.

89- معمّر ديگر كه در لوسرون مرد، 186 سال.

90- يك نفر كشاورز ايقاسى، 185 سال.

91- معمّر مصرى، 154 سال.

92- زار و معمّر تركى، 156 سال.

نام اين افراد در مقاله ‏اى كه در روزنامه الاهرام، شماره 3، دسامبر 1930 تحت عنوان الخلود و طول العمر حوادث مدهشة عن طول الاعمار ضبط شده است (تفسير الجواهر، ج 24، ص 86 تا 88).

93- شيخ محمد سمحان، 170 سال، (مجله صبا، شماره 29، سال 3، از مجله الاثنين قاهره).

94- سيد ميرزا كاشانى، 154 سال، (پرچم اسلام شماره 3، سال 2).

95- جمعه، 140 سال، (كيهان شماره 7253).

96- محمود باقر عيوض اف- جشن صد و پنجاه سالگى خود را گرفت و وزارت پست و تلگراف شوروى تمبر يادبودى كه عكس عيوض اف بر روى آن نقش شده چاپ نمود، (اطلاعات، شماره 9603).

97- دهقان صربستانى از اهل يوگسلاوى به نام اوچكوويچ متولد 1798 م كه تا سال 1335 شمسى زندگى داشت، (اطلاعات، شماره 9215).

98- شير على مسلم اف 164 ساله، در سال 1346 شمسى 162 سالگى‏ خود را جشن گرفت، اين مرد در اين سن سرزنده و شاداب است و لب به مشروب و الكل در عمرش نزده است، بارها جرايد جهان از طول عمرش سخن گفته و شرح حالش را انتشار داده ‏اند، (كيهان، شماره 7151 و شماره 7746. اطلاعات، شماره 11744، 11750، 11871، 11904، 11965، 12882، 12893).

99- حاجى محمد بدوئى ابو الشامات، 125 سال، (اطلاعات، شماره 9072).

100- شيخ على بن عبد اللّه، حكمران سابق قطر، 150 سال، (اطلاعات، شماره 9303).

101- سيد محمد الفجال، 136 سال در حفر كانال سوئز شركت داشت، (اطلاعات، شماره 9093).

102- نوذر باباتا مصطفى يف اهل آذربايجان شوروى چندى پيش صد و چهلمين سال خود را جشن گرفت، (اطلاعات، شماره 11622).

103- محمد انباتوف، 149 سال، پيرترين كانديداى انتخابات آذربايجان شوروى كه بالغ بر صد نفر اولاد و نوه و نتيجه و نبيره دارد، (اطلاعات، شماره 9431).

104- كدخدا قنبر على رستم آبادى، 156 سال. (اطلاعات، شماره 9763 و 9873).

105- يك زن اهل تركيه به نام هاجر، 169 سال كه يك برادر 113 ساله هم داشت، (اطلاعات، شماره 11347).

106- حسين پير سلامى فارسى، 146 سال، (اطلاعات، شماره 9746 و 9748).

107- مردى كه در زمان ناپلئون به دنيا آمده و در سال 1342 شمسى، 163 سال داشت و داراى 150 نوه و يك پسر 110 ساله است و تا به حال لب به مشروب و سيگار نزده است، نام اين مرد هادى محمد است و اكنون در كازابلانكا زندگى می ‏كند (كيهان، شماره 5991).

108- سيد حسين قرانى، 135 سال، (اطلاعات، شماره 11924).

109- محمد ولى مسلمى مراغه‏اى، 140 سال (اطلاعات، شماره 10000).

110- ناوارز زن آرژانتينى، 148 سال، (اطلاعات، شماره 8731).

111- پير مرد اتريشى به نام فرانزواينر، يكصد و چهلمين سال ولادت خود را جشن گرفت و گفت! تاكنون به ياد ندارم حتى يك بار بيمار شده باشم و هنوز هم در مزرعه اجدادى خود كار می ‏كنم، (اطلاعات، شماره 8739).

112- مردى به نام اشانكر اهل گرجستان، 147 سال، (اطلاعات، شماره 11187).

113- عايشه دختر حاج اسمعيل تونسى، 130 سال، (اطلاعات، شماره 8646).

114- بانو گوموكا ساكن دهكده گالون قفقاز، صد و چهل و هفتمين سال تولد خود را جشن گرفت و هنوز نشاط خود را از دست نداده و در حس شنوائى و بينائى او هيچ گونه ضعفى حاصل نشده است، (اطلاعات، شماره 8972).

115- ديويد فرباندز آمريكائى، 133 سال، (اطلاعات، شماره 8972).

116- پير مرد صد و هشتاد و پنج ساله كه وقت ولادت ناصر الدين شاه‏ 50 ساله و زمان آغا محمد خان قاجار دوازده ساله بوده است، (كيهان، شماره 6063).

117- كرديف قفقازى، 147 سال، (اطلاعات، شماره 9023).

118- يك فرد چينى، 155 سال، (اطلاعات، شماره 11، آبان‏ماه 1333).

119- يك نفر از اهالى آلبانى به نام «خوده» صد و هفتاد سال، (مجله دانشمند، شماره 61).

120- خديجه ننه اهل تركيه، 168 سال كه پزشكان هم اين سن و سال او را تصديق كرده‏اند، اين زن در دوران ناپلئون و فتحعلى شاه حيات داشته و پس از مرگ روبسپير (1794) به دنيا آمده، (اطلاعات، شماره 11105).

121- شخصى به نام «راسيارام» اهل پنجاب هند، 140 سال، (اطلاعات، شماره 8928).

122- بانو «كومرو بميرنين» اهل تركيه 173 سال، (اطلاعات، شماره 8745).

123- سيد حبيب بن معاطى مراكشى، 147 سال، وى در اين سن و سال به تمام مشاغل خود اشتغال داشت و سن پسرش سالها است كه از صد تجاوز كرده است (الامالى المنتخبه، ج اول، ط نجف، ص 79، نقل از روزنامه الاخاء بغداد، شماره 757، سال 4).

124- يك فرد چينى موسوم به دلى چينك، 253 سال (الامالى المنتخبه مظفرى، ج 1، ط نجف، ص 79، نقل از سالنامه پارس).

125- احمد آداموف، 161 سال، وى با همسرش صدمين سال ازدواج خود را جشن گرفت، (اطلاعات، شماره 8963).

126- محمود باقر اوغلو، صد و هشتاد و چهارمين سال ولادت خود را جشن گرفت، (اطلاعات، شماره 8963).

127- پى ريرارا ياجاوير پيريراپير، 167 ساله از سرخ پوستان آمريكاى جنوبى كه شرح احوالش بطور مفصل در شماره 9236 و بطور مختصر در شماره 9121 و 9574 و 9575 اطلاعات درج است.

128- سيد ابو طالب موسوى فارسى معروف به ذى القرنين 191 ساله كه رياست يك ايل چند صد نفرى را كه همه فرزندان و نوه و نتيجه وى هستند دارد و آخرين همسرش 105 ساله است و مدعى است كه پيش از ناصر الدين شاه زن گرفته و دو مرتبه دندان درآورده است، (اطلاعات، شماره 11179 و 11180).

129- شير سوار، مرد 140 ساله فومنى، (اطلاعات، شماره 9741 و 9742).

130- كربلائى آقا باطنى كرمانشاهى، 140 سال، (اطلاعات، شماره 9780).

131- سيد على فريدنى 185 سال و دو فرزند او كه بيش از صد سال عمر كرده و سى سال قبل يعنى در سن صد و پنجاه و پنج سالگى دندان درآورده و هيئت پزشكى رسمى دولتى او را معاينه كرده و شرح حالش و گزارش هيئت پزشكى و نامه وزير بهدارى ايران در اطلاعات درج شد، (شماره‏هاى 9741 و 9744 و 9765 و شماره 26 مهر 1337).

132- ايكور كرويف 157 ساله كه در جنگهاى ناپلئون اوّل، عليه ژنرال‏ الكسى مير مولف روسى، آشپز اين ژنرال بود، «ايكور» از استعمال مشروبات الكى و دخانيات سخت احتراز داشت، (اطلاعات، شماره 9337).

133- مردى كه در صد و پنجاه و هشت سالگى آپانديس او را در يكى از بيمارستان هاى «نايروبى» پايتخت كنيا عمل كردند، اين پير مرد كه در معنى از جوان‏ترين جوانان جوانتر است، بين 120- 130 سالگى صاحب 5 فرزند از زن جوانش شد و بزرگترين فرزند وى هم‏اكنون 125 سال دارد و پير و خموده است در حالی ‏كه خود پدر «پيل افكن» است و به مانند پهلوانان اساطيرى ستبر و نيرومند، پير مرد، فرزند ارشد رئيس قبيله‏ اى است كه به هنگام حيات 39 زن گرفت و صاحب 173 فرزند شد و آگاهى به احوال اين خانواده طويل العمر و كثير الاولاد ضرب المثل شيرين خودمان را يادآور است كه «دود از كنده برخيزد» (مطبوعات جهان، اطلاعات، شماره 12672).

134- به موجب يك آمار رسمى در گرجستان بيش از دو هزار و يكصد نفر متجاوز از يكصد سال سن دارند، (اطلاعات، شماره 11178).

135- طبق يك آمار در شوروى حدود دويست نفر زن و مرد كه سن آنها از صد و ده تا صد و پنجاه است زندگى دارند و پس از رسيدگى معلوم شد اغلب آنها به تربيت زنبور عسل اشتغال داشته و قسمت مهمى از غذايشان عسل بوده و بدين جهت نتيجه گرفته شد كه عسل در طول عمر اثر بسزائى دارد. (اطلاعات، شماره 8904).

136- تعداد اشخاصى كه در آمريكا عمرشان متجاوز از صد سال است به سه هزار و پانصد نفر تخمين زده شده است، (اطلاعات، شماره 9437).

137- در چين، 3384 نفر بيش از صد سال عمر دارند كه افراد متجاوز از صد و پنجاه سال هم در بين آنها هست، (اطلاعات، شماره 11، آبان 1333).

138- در اتحاد شوروى، تعداد افرادى كه دوّمين قرن زندگى خود را می ‏گذرانند تقريبا سى هزار نفرند، (مجله دانشمند، شماره 61).

139- يك نفر دهقان مجارى در سال 1724 در سن 185 سالگى درگذشت، نامبرده تا روزهاى آخر عمرش مانند جوانان كار می ‏كرد، (دانشمند، شماره 61).

140- شخص ديگرى به نام جان راول، به هنگام مرگ 170 سال داشت و همسرش در آن هنگام 164 ساله بود، آنها صد و سى سال باهم زندگى كرده بودند، (دانشمند، شماره 61).

141- زنى به نام آشرااوماروا 159 ساله، (اطلاعات، شماره 12882، ص 21).

142- چند سال پيش روزنامه‏ها خبر دادند: يك مرد 207 ساله در آمريكاى جنوبى فوت شده است، (دانشمند، شماره 61).

در اينجا اين مقاله را پايان می ‏دهيم و متذكر مى‏شويم كه اگر كسى تواريخ ملل و جرايد و مجلات تمام كشورهاى دنيا را در اختيار داشته باشد، به آمارهاى جالب و اطلاعات مهمى دست خواهد يافت.

و از همين مختصر كه نگارش يافت معلوم می ‏شود از نظر تاريخ و بررسى احوال معمّرين قدماء و معاصرين، براى عمر بشر حد و اندازه‏اى كه از آن تجاوز ننمايد معلوم نيست و همانطور كه سيد بن طاووس قدّس سرّه در كشف المحجه، فصل 79 در ضمن آن مثال معروف توضيح داده، نبايد از عمر بسيار طولانى تعجب كرد و آن را بعيد شمرد زيرا با تكرار و كثرت وقوع آن وجهى براى تعجب باقى نمی ‏ماند.

در پايان اين مقالات يك بار ديگر نيز يادآور می ‏شويم كه آنچه ما پيرامون موضوع طول عمر و نواحى مختلف آن شرح داديم براى اين است كه معلوم شود استبعاد عمر بسيار طولانى ناشى از قلّت اطلاع از تاريخ و احوال معمّرين و جهل به علوم طبيعى و ضعف ايمان به خدا و يا عناد و لجاج و سرپيچى از پذيرفتن حق است.

و اگر اين شواهد و دلائل هم در بين نبود و مسأله عمر طولانى بى سابقه بود و علوم طبيعى هم امكان طبيعى طول عمر را تأييد نمی ‏كرد، طول عمر حضرت ولى عصر- عجل اللّه تعالى فرجه- يك موضوع خردپسند و باور كردنى و ثابت بود زيرا با اين همه اخبار و بشارات پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و اله و ائمه طاهرين عليهم السّلام و با آن‏همه معجزات و خوارق عاداتى كه از آن حضرت در عصر حيات پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام و در غيبت صغرى و غيبت كبرى صادر شده و با اينكه جمعى بسيار از بزرگان كه در صداقت و تقوا و ورع آنها هيچ شبهه ‏اى نيست از شرفيابى خود به حضور ولى عصر عليه السّلام خبر داده ‏اند و گروه هائى كه بيش از حد تواتر است به سعادت ديدار ايشان نايل شده ‏اند، طول عمر و زندگى آن رهبر عدالت‏ گستر جهان ثابت و محرزاست، همانطور كه معجزات انبياء با اينكه خارق عادات است با اتكاء به تواتر خبر دهندگان و قدرت مطلق الهى ثابت و مسلّم است.

«اللّهمّ انّا نرغب اليك فى دولة كريمة تعزّبها الاسلام و أهله و تذلّ بها النّفاق و أهله، و تجعلنا فيها من الدّعاة الى طاعتك و القادة الى سبيلك، و ترزقنا بها كرامة الدّنيا و الآخرة».

 


 

[1]- اطلاعات شماره 11805.

[2]- اطلاعات شماره 11805.

[3]- مجله دانشمند، شماره مسلسل 61.

[4]- مجله دانشمند، شماره مسلسل 61.

[5]- اطلاعات، شماره 11805.

[6]- الهلال، شماره 5، سال 38، ص 607 و منتخب الاثر، ص 278.

[7]- البته بر طبق آيات صريح قرآن مجيد، مرگ از سنن عالم و قواعد حتمى است و اين اظهارنظر پزشكان مبالغه و اغراق است.

[8]- الهلال، شماره 5، سال 38، مارس 1930 و منتخب الاثر، ص 277 و 278.

[9]- رجوع شود به ترجمه تورات از لغت عبرانى و كلدانى و يونانى به لغت عربى، طبع بيروت، سال 1870/ م.

[10]- رجوع شود به كتاب اظهار الحق، ج 2، ص 124.

[11]- البته غرض از تعبير استثنائى و منفرد در اينجا اين نيست كه استثناء براساس قاعده و قانونى نيست و مثل استثنائات عرف ما تبعيض بی ‏جهت و بی مصلحت باشد، بلكه اين استثنائات نيز طبق نواميس خاصه و سنن الهى ظاهر می ‏شود و اطلاق استثناء بر اينگونه پديده ‏ها از جهت اين است كه به حسب معتاد و سابقه و اطلاعات ما به ‏ندرت ديده می ‏شوند. از نظر ما ظهور فلان ستاره يا حادثه جوّى يك امر استثنائى و بی ‏سابقه است اما از نظر كسى كه به اوضاع و احوال و حركات ستارگان و منظومه‏ ها عالم است يك امر باسابقه است كه مكرّر در دوران صدها هزار سال جهان روى داده است.

[12]- نور دانش، شماره 6، دوره جديد، سال پنجم.

[13]- درخت عندم را درخت« دم الاخوين» و« دم الثعبان» نيز گويند و فارسى« دم الاخوين» و« دم الثعبان»« خون سياوش» و« خون سياوشان» است و ظاهرا عندم، بضم باشد.

[14]- پيك ايران، شماره 1152.

[15]- نور دانش، شماره 6، دوره جديد، سال 5.

[16]- اللّه و العلم الحديث، ص 96.

[17]- اطلاعات، شماره 977.

[18]- نور دانش، شماره 6، دوره جديد، سال 5.

[19]- سوره روم، آيه 22.

[20]- اطلاعات، شماره 11805.

[21]- منتخب الاثر، ص 280.

[22]- نقل به معنى از مجله« المقتطف»، شماره 3، سال 59، اصل مقاله را در« منتخب الاثر» صفحه 280 تا 283 نقل كرده ‏ام.

[23]- اطلاعات، شماره 11805.

[24]- اطلاعات، شماره 12143، سال 41. و مجله دانشمند، شماره 64 و 65.

[25]- اطلاعات، شماره 8930.

[26]- مجله كل شى‏ء. و تفسير طنطاوى، ج 17، ص 224.

[27]- روزنامه( الثوره) چاپ بغداد، شماره 94، سال اوّل.

[28]- اطلاعات شماره 11805.

[29]- اطلاعات شماره 8930.

[30]- اطلاعات شماره 12672.

[31]- اطلاعات شماره 12672.

[32]- اطلاعات شماره 11805.

[33]- الامالى المنتخبه شيخ عبد الواحد مظفرى، ص 79، ط نجف، نقل از سالنامه پارس.

[34]- اطلاعات 8739.

[35]- اطلاعات 9198.

[36]- منتخب الاثر، ص 206، ف 2، ب 10، ح 6.

[37]- منتخب الاثر، باب 17، ف 2، ح 2، ص 221.

[38]- منتخب الاثر، الباب الحادى و الثلاثون فى« انه شاب لا يهرم بمرور الايام»، ب 31، ح 2، فصل 2.

[39]- سوره عنكبوت، آيه 14.

 

برگرفته از کتاب نوید امن و امان ؛ پیرامون شخصیت ، زندگانی ، غیبت و ظهور حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صفحه 183 الی 248) از تألیفات مرجع گرانقدر حضرت آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی

Developed by JoomVision.com

حضرت آیت الله سید روح الله الموسوی الخمینی (ره)

پایگاه اینترنتی احادیث

حضرت آیت الله سید روح الله الموسوی الخمینی (ره) حضرت آیت الله سید روح الله الموسوی الخمینی (ره)

حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (مدظلّه العالی)

پایگاه اینترنتی احادیث

حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (مدظلّه العالی) حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (مدظلّه العالی)

حضرت آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب (ره)

پایگاه اینترنتی احادیث

حضرت آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب (ره) حضرت آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب (ره)

شهید حاج شیخ احمد کافی (ره)

پایگاه اینترنتی احادیث

شهید حاج شیخ احمد کافی (ره) شهید حاج شیخ احمد کافی (ره)

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

 عضویت در کانال ارسال حدیث در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/ahadithshia

@ahadithshia

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 845 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ بن موسى الرّضا- عليهما السّلام-
یکشنبه, 28 بهمن -2
    باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ... ادامه مطلب...
نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام)
یکشنبه, 28 بهمن -2
  نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام) شیخ صدوق... ادامه مطلب...
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام)
سه شنبه, 24 اسفند 1395
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام) حضرت فاطمه علیها السلام خدمتگذاری... ادامه مطلب...
شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ العسکری (علیهِما السلام)
چهارشنبه, 17 آذر 1395
    شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ... ادامه مطلب...
مناقبت و شهادتنامه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
یکشنبه, 28 بهمن -2
  ماجراي تنبّه اسحق ‌بن‌ يعقوب كندي اسحق‌بن‌يعقوب‌كندي،... ادامه مطلب...
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 06 آذر 1395
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)   ... ادامه مطلب...
حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)
جمعه, 09 مهر 1395
ويژگىِ عاقل نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل... ادامه مطلب...
فضلیت زیارت ، گوشه ای از احوالات و ... ( حضرت امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام)
یکشنبه, 24 مرداد 1395
مؤلف ( حاج شیخ عباس قمی) گويد كه در اينجا چند مطلب است كه شايسته و مناسب است... ادامه مطلب...
شرفیاب شدن دعبل خزایی خدمت امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام) و خواندن اشعار در مدح آنحضرت
شنبه, 23 مرداد 1395
 شیخ صدوق رحمه الله در کتاب «عیون اخبار الرضا علیه السلام» از... ادامه مطلب...
سه روز مهمّ در پيش ‌روي هر انساني ( حدیث از امام رضا (علیه السلام) )
یکشنبه, 28 بهمن -2
سه روز مهمّ در پيش ‌روي هر انساني از حضرت امام رضا(علیه السلام) منقول... ادامه مطلب...
هفت چيز است كه اگر هفت چيز همراهش نباشد استهزاء حساب مي ‌شود(حدیث از امام رضا علیه السلام)
یکشنبه, 28 بهمن -2
اين روايت از حضرت امام رضا (علیه السلام)†منقول است كه فرمود: سَبْعَةُ... ادامه مطلب...
پاسخ به شبهات در خصوص قبول ولایتعهدی مأمون توسط امام علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)
سه شنبه, 12 مرداد 1395
  أعوذ بالله من الشّيطان الرّجيم[1] *  و من هرگز خود را تبرئه نمي‌كنم كه... ادامه مطلب...
اشعار منقول از امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
سه شنبه, 12 مرداد 1395
  اين چند بيت از حضرت امام ابوالحسن‌الرّضا†(علیه السلام) منقول است: يعيب... ادامه مطلب...
توجّه ويژه‌ي امام رضا (علیه السلام) به نماز اوّل وقت
چهارشنبه, 20 مرداد 1395
  توجّه ويژه‌ي امام رضا (علیه السلام) به نماز اوّل وقت     اينجا... ادامه مطلب...
حفظ نعمت و افزایش آن با انفاق و شکرگزاری
یکشنبه, 10 مرداد 1395
حفظ نعمت و افزایش آن با انفاق و شکرگزاری مرحوم علاّمه‌ي مجلسي (رض) نقل مي... ادامه مطلب...
زيارت امام حسین عليه السلام در روز اربعين ، به روايت صفوان جمّال
دوشنبه, 08 آبان 1396
  زِيارَةُ الأَربَعينَ بِرِوايَةِ صَفوانَ الجَمّالِ 3273.تهذيب الأحكام عن... ادامه مطلب...
زيارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز بیستم ماه صفر (اربعین) توسط جابر بن عبد اللّه انصارى {بانضمام متن زیارت}
جمعه, 05 آبان 1396
  زِيارَةُ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِيِّ 3275.مصباح الزائر عن عطا :... ادامه مطلب...
متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم
یکشنبه, 28 بهمن -2
  متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم بسم الله... ادامه مطلب...
در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)
یکشنبه, 28 بهمن -2
پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را... ادامه مطلب...
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
سه شنبه, 23 خرداد 1396
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی... ادامه مطلب...
حَبْلِ اللَّهِ کیانند ؟؟!!
سه شنبه, 07 دی 1395
  آیه 103 سوره آل عمران وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا... ادامه مطلب...
نشانه‌ های مؤمن راستین
یکشنبه, 28 بهمن -2
نشانه‌ های مؤمن راستین نمازهای شبانه‌ روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.... ادامه مطلب...
زیارت اربعین از نشانه های مومن است
یکشنبه, 28 بهمن -2
در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : وَ رُوِیَ... ادامه مطلب...
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام)
یکشنبه, 28 بهمن -2
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) وَ... ادامه مطلب...
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات
شنبه, 25 اردیبهشت 1395
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات  ... ادامه مطلب...
طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات
چهارشنبه, 22 اردیبهشت 1395
  طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات بدان شبهۀ... ادامه مطلب...
حُزن امام صادق(علیه السلام) برای غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
یکشنبه, 28 بهمن -2
    حزن امام صادق(علیه السلام) شيخ صدوق در كمال الدين (كمال الدين و تمام... ادامه مطلب...
نهى از دروغ شمردن سخنى كه دروغ بودنش معلوم نيست
پنجشنبه, 26 فروردین 1395
نهى از دروغ شمردن سخنى كه دروغ بودنش معلوم نيست قرآن (بَلْ كَذَّبُوا بِما... ادامه مطلب...
برحذر داشتن از دروغ بستن بر پيامبر صلى الله عليه و آله
سه شنبه, 24 فروردین 1395
  برحذر داشتن از دروغ بستن بر پيامبر صلى الله عليه و آله     رسولُ... ادامه مطلب...