gototopgototop

برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك حضرت مهدی (علیه السلام)

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

 

[تعظيم شنيدن اسم مبارك]
6 نجمة

ايضا ششمين تكليف عباد،برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك آن حضرت است،خصوصا اگر به اسم مبارك قائم-عجل اللّه تعالى فرجه-باشد؛چنان ‌كه سيرۀ تمام اصناف اماميّه-كثرهم اللّه تعالى-در جميع بلاد از عرب،عجم،ترك،هند و ديلم بر آن مستقر شده و اين خود از وجود مأخذ و اصلى براى اين عمل كاشف باشد؛اگرچه تاكنون به نظر نرسيده،لكن از چندنفر از علما و اهل اطّلاع مسموع شد كه ايشان خبرى در اين باب ديدند.

بعضى از علما نقل كردند كه اين مطلب را از عالم متبحّر جليل،سيّد عبد اللّه،سبط محدّث جزايرى سؤال كردند و آن مرحوم در بعضى از تصانيف خود جواب دادند خبرى ديدند كه مضمون آن،اين است :


روزى در مجلس حضرت صادق عليه السّلام اسم مبارك آن جناب برده شد.حضرت به جهت تعظيم و احترام آن برخاست و در اهل سنّت اين عادت براى اسم مبارك حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مرسوم است.

سيّد احمد مفتى شافعى مكّى معاصر در سيرۀ خود گفته:عادت بر اين جارى شده كه مردم چون ذكر وصف آن جناب صلّى اللّه عليه و آله را مى‌شنوند،به‌جهت تعظيم آن حضرت برمى‌خيزند و اين برخاستن مستحسن است،چون در آن برخاستن،تعظيم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است و بسيارى از علماى امّت اين كار را به جاى آورده‌اند كه بايد به ايشان اقتدا نمود.

حلبى از علماى اهل سنّت در سيره گفته:بعضى حكايت كرده‌اند امام سبكى بسيارى از علماى عصر نزد او جمع شد،پس قصيده ‌خوانى،كلامى را در مدح آن جناب صلّى اللّه عليه و آله خواند:

قليل لمدح المصطفى الخطّ بالذهب    على ورق من خطّ احسن من كتب
و ان تنهض الأشراف عند سماعه       قياما صفوفا أو حيّا على الرّكب

پس در اين‌حال امام سبكى و جميع كسانى كه در مجلس بودند،برخاست و وجد عظيمى در آن مجلس شد،انتهى.
 

العبقري الحسان في احوال مولانا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)  جلد 7 ، ( صفحه 114 الی 115 )


 

فائده دوم

در بپا شدن در وقت ذکر لقب قائم (علیه السلام)

از کتاب تنزیه الخاطر نقل شده که حضرت صادق (علیه السلام) از سبب قیام در وقت ذکر لفظ قائم از لقبهای حضرت حجّت پرسیده شد ؟ حضرت فرمود : زیرا برای او غیبت طولانی است و از شدت رأفت و مهربانی که بر دوستانش دارد نگاه میکند به هر کسی که او را با این لقب ذکر می نماید ، لقبی که به دولت و حکومت وی اشعار داشته و حسرت داشتن به غریبی او را میرساند ، و از تعظیم و احترام او این است وقتی که آقای بزرگوار با چشم شریفش بسوی بنده خود نگاه می کند بنده ی متواضع و فروتن بپاخیزد پس بپاخواسته و از خدای عزوجل تعجیل فرج او را بخواهد.

و باز از حضرت رضا (علیه السلام) روایت شده که او وقتی که در خراسان در مجلس نشسته بود نزد ذکر لفظ قائم بپاخواست و دست خود را به سر شریفش گذاشته و گفت : پروردگارا فرج او را تعجیل فرما و مکان بیرون آمدن او را آسان گردان و از امتیازات حکومت و دولت حقه ی او بیان فرموده و ذکر نمود.

محدث نوری (طاب ثراه) در کتاب خود ( النجم الثاقب ) چیزیرا ذکر نموده که ترجمه او با فارسی چنین است : این بپاخواستن و تعظیم خصوصا در وقت ذکر این لقب مخصوص (قائم) سیره ی همه ی فرزندان شیعه در همه ی شهرها از عرب و عجم و ترک و هندی و دیلمی و غیر آنها است ، بلکه نزد فرزندان اهل سنت و جماعت هم سیره همان است.

و از عالم متبحر و بزرگوار سید عبدالله نوه مرحوم علامه جزائری در بعضی از تصنیف هایش نقل شده که بتحقیق او این روایت را که به امام صادق (علیه السلام) نسبت داده شده دیده است : و نزد اهل سنت هم این سنت جاری است و روایت شده که نزد امام سبکی جماعتی از دانشمندان زمانش جمع شده بودند وقتی که یکی از شاعران این دو شعر را خواند که مضمونش بفارسی چنین است :

( برای مدح و تعریف مصطفی کم است نوشتن با طلا بر ورقی که بهتر از نوشتن با خط باشد و اگرچه بزرگان وقت شنیدن آن نام باصفها بپاخواسته و یا بر مرکبها روی انگشتانشان می ایستند ) همه آنان بجهت تعظیم و احترام بپا خواستند.

و در کتاب (علل الشرایع) است که از امام باقر(علیه السلام) پرسیده شد ای فرزند رسولخدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آیا همه شما قائم به حق نیستید ؟ فرمود : چرا گفته شد : چرا قائم ؛ قائم نامیده شد؟ فرمود : زمانیکه جدم حضرت حسین (علیه السلام) بقتل رسید فرشته ها بسوی خدای عزوجل با گریه و فریاد ناله کردند و گفتند : پروردگار ما و سرور ما آیا غافل می شوی از کسی که برگزیده تو و پسر برگزیده تو از میان خلقت را کشته است ؟

خدای عزوجل بسوی آنان وحی کرد برقرار باشید ای فرشتگان من بعزت و جلال خودم سوگند هر آینه از آنها انتقام می گیرم اگرچه بعد از حسین باشد سپس خدای عزوجل از امامان از فرزندان حسین (علیه السلام) به فرشته ها پرده برداشته تا اینکه فرشته ها شاد و مسرور شدند ناگهان دیدند یکی از آنها بپا ایستاده نماز می خواند خدای عزوجل فرمود : با این قائم از آنها انتقام می گیرم.

ترجمه کتاب الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب ؛ مترجم سید جواد مرعشی نجفی جلد 2 صفحه 225 الی 226