gototopgototop
ورود به سایت



خانه

سخنان كوتاهى كه از امام باقر عليه السّلام‏ در اين زمينه ‏ها (اخلاق و حكمت و ...) روايت شده است

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

1- با منافق به زبانت سازگارى نما و با مؤمن خالصانه دوستى كن و اگر يك يهودى همنشينت شد، به نيكى رفتار كن.

 2- آميختگى هيچ چيزى به چيز ديگر نيكوتر از آميختگى حلم با علم نيست.

 3- تمامى كمال دانش اندوزى در دين و بردبارى بر ناگوارى و اندازه‏ دارى  مخارج زندگى است.

 4- به خداى قسم كه متکبر با رداى [عظمت‏] خدا به جنگ برخاسته است.
 5- روزى امام باقر عليه السّلام به آنان كه در محضرش بودند فرمود: مردانگى چيست؟
آنان هر يك اظهار نظرى كردند؛ آنگاه امام عليه السّلام فرمود: مردانگى آن است كه زياده نخواهى كه خوار گردى و اظهار فقر ننمايى كه تهيدست گردى و بخل نورزى كه دشنام شنوى و نابخردى نكنى كه دشمن يابى ؛ پس آنگاه از امام عليه السّلام پرسيده شد كه چه كسى بر اين كار تواناست؟ پس آن حضرت عليه السّلام فرمود: آن كس كه دوست دارد چون مردمك در چشم و همانند مشك در عطرها و بسان خليفه روزگار شما باشد.

 6- روزى مردى در محضر امام باقر عليه السّلام عرض كرد: «خدايا! ما را از همه مردم بی ‏نياز كن». آنگاه ابو جعفر عليه السّلام فرمود: اين گونه مگوى ولى بگو: «خدايا ما را از مردم بد  بی ‏نياز كن» چرا كه به راستى مؤمن از برادرش بی ‏نياز نمی ‏گردد.

 7- و فرمود قیام به حق کن و از آنچه تو را ثمرى نبخشد دورى گزين و از دشمنت اجتناب كن و از دوستت از هر گروهى كه باشد بر حذر باش مگر از دوست امينى كه از خدا بيم دارد. با بزهكار معاشرت منما و او را بر راز خود، آگاه مساز و در كارت از کسانیکه خدا ترسند، مشورت بخواه.

  8- دوستى بيست ساله [نوعى‏] خويشاوندى است.

  9- اگر بتوانی با هرکه برخورد کردی تو به او لطف و بخشش داشته باشی { و او را مورد احسان خویش قرار دهی } این کار را بکن.

 10- سه كردار هم در دنيا و هم در آخرت، ارزشمند است: از آن كس كه بر تو ستم ورزيده درگذرى و با آن كس كه با تو قطع رابطه كرده، رابطه برقرار كنى و بر آن كه بر تو جهل ورزيده بردبارى نمايى.


 12- هيچ بنده ‏اى از يارى رسانى به برادر مسلمانش و تلاش در برآوردن حاجتش، برآورده شود يا نشود، سرباز نمی ‏زند مگر آن كه گرفتار تلاش براى نياز كسى می ‏شود كه باعث گناه بر او شده و پاداشى هم ندارد و هيچ بنده‏ اى در صرف هزينه در آنچه خشنودى خداست بخل نمی ‏ورزد، مگر آن كه به چندين برابر آن خرج كه موجب خشم خداست گرفتار می ‏آيد.

  13- در هر قضاء الهى، خير و نكويى براى مؤمن باشد.

  14- به راستى كه خداوند پافشارى مردم در خواهش از ديگران را خوش نمی ‏دارد ولى اين پافشارى را در خواهش از او دوست می ‏دارد به درستى كه خداى كه يادش بزرگ است دوست دارد كه از او [چيزى‏] خواسته شود و از آنچه در نزد اوست درخواست گردد.

 15- هرکس در خود واعظ و پند دهنده ای قرار ندهد پند و اندرز مردم او را سودی نبخشد.

 16- هر كس كه ظاهرش از باطنش نيكوتر است، ترازوى [اعمالش‏] سبك می ‏گردد.

 19- دانشمندى كه از دانش او سود برند بهتر از هفتاد هزار عابد است.

  20 -  شخص عالم نیست مگر وقتی که حسد به مافوق خود نورزد و پائین تر از خود را تحقیر ننماید.


 22- مثل نيازمند شدن به كسى كه تازه به دوران رسيده است همانند سكّه نقره ‏اى در دهان افعى است كه تو بدان [سكه نقره‏] نياز دارى و از آن [افعى‏] در خطرى.

  23- سه صفت است كه صاحب آن صفات هرگز نمی ‏ميرد تا اينكه عذاب و گرفتارى آن صفات را ببيند: ستم، قطع رابطه خويشاوندى و سوگند دروغين كه ستيز با خداست. و بی ‏گمان طاعتى كه پاداشش زودتر از ديگر طاعات می ‏رسد، ارتباط خويشاوندى است و به راستى [اگر چه‏] قومى طغيانگر و گنهكارند ولى صله رحم می ‏كنند پس دارايى ايشان زياد می ‏گردد و توانگر می ‏شوند و همانا سوگند دروغين و قطع ارتباط خويشاوندى شهرها را خالى از سكنه [بی ‏نشاط] می ‏سازد.

 24- هيچ كردارى جز با شناخت و آگاهى، پذيرفته نگردد و هيچ شناختى جز با كردار به دست نيايد و هر آن كه آگاه گرديد، آگاهی ‏اش او را به كردار رهنمون سازد و كسى كه آگاهى ندارد كردارى هم ندارد.

 25- همانا خداوند براى احسان و نكويى، گروهى از بندگانش را برگزيده است، آنان را دوستدار احسان و دوستدار نيكوكارى قرار داده و جويندگان احسان را به سوى آنان راهى نموده و برآوردن نياز ايشان را بر نيكوكاران آسان ساخته همان گونه كه زنده كردن زمين باير و جان دادن بر اهلش را براى باران آسان نموده است و به راستى كه خداوند براى نكويى، دشمنانى از بندگانش قرار داده كه احسان و نيكوكارى را بر ايشان ناپسند و مبغوض ساخته و جويندگان احسان را از رو نمودن به آنان منع كرده و دشمنان احسان را نيز از نيكوكارى منع نموده است همان گونه كه باران را از زمين باير و خشك دور ساخته تا آن زمين و اهلش را نابود كند و آنچه خداوند می ‏بخشد بيشتر است.

 26- مهر قلبى برادرت [نسبت به تو را] با ارزيابى مهر قلبى تو به برادرت بشناس.

  27- ايمان، دوستى و دشمنى است. [دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا].

 28- شيعيان ما نيستند جز آنان كه پرهيزگارى از خداى را در پيش گيرند و فرمانش برند و آنان شناخته نمی ‏شوند جز به فروتنى و خشوع و بازپس دادن امانت و ياد كردن بسيار خداوند و روزه ‏دارى و نمازگزارى و نيكى به پدر و مادر و رسيدگى در كار همسايگان تهيدست و بيچارگان و بدهكاران و يتيمان و راست گفتارى و تلاوت نمودن قرآن و سخن نگفتن با مردم جز به نيكى؛ و شيعيان ما در هر چيزى امين خويشاوندانشان هستند.

 29- چهار چيز نيكو گنجى هستند: مخفى داشتن نياز و پنهان دادن صدقه و نهان نمودن درد و پنهان ساختن گرفتارى.

 30- كسى كه راست گفتار است، پاك كردار شود و كسى كه نيك نيت است روزی ‏اش زیاد گردد و آن كس كه با خانواده ‏اش خوشرفتار است عمرش زیاد شود.

  31- از تنبلى و بی ‏قرارى [بی ‏حوصلگى‏] بپرهيز چرا كه اين دو، كليد هر بدى هستند. كسى كه تنبلى كند حقى را به انجام نرساند و آن كس كه بی ‏قرارى كند بر حق نتواند شكيبايى كند.

 32- هر كه در راه خدا و براى ايمان به خدا، دوستى يابد و براى خشنودى خداوند در دوستى با او پايدارى كند، بی ‏ترديد پرتويى از نور خدا و پناهى از عذاب خدا و دليلى كه در روز رستاخيز كاميابش سازد و بزرگى پايدار و آوازه ‏اى بلند به دست آورد. چرا كه مؤمن از خداوند نه جداست و نه پيوسته. پرسيده شد كه معنى «نه جداست و نه پيوسته» چيست؟ امام عليه السّلام فرمود: كه نه پيوسته به خداست كه خود خدا باشد و نه جداى از اوست كه جز او باشد.

 33- مرد را در گول زدن خويش، همين كافى است كه عيب ديگران را ببيند و عيب خويش را نبيند يا اينكه ديگران را بر چيزى خرده گيرد كه خود توان رهايى از آن عيب را ندارد و يا اينكه همنشين خويش را با سخن گزافه و بی ‏ثمر آزار رساند.

 34- فروتنى آن است كه به نشستن در جايى پايين‏تر از شأنت خشنود باشى و به هر كه رسيد سلام كنى و هر چند كه بر حقّ هستى، ستيزه و جدال را رها سازى.
 35- مؤمن برادر مؤمن است. به او دشنام نمی ‏دهد، از او [چيزى را] مضايقه نمی ‏كند و به او گمان بد نمی ‏برد.

 36- امام باقر عليه السّلام به فرزندش فرمود: خويشتن را براى حقّ شكيبا دار. زيرا هر كه در [پرداخت‏] حقّ، چيزى را مضايقه كند، دو برابر آن را در باطل و نادرست بدهد.

 37- بدخويى نصيب هر كه شد، ايمان از او پوشيده ماند [دور شد].

  38- به راستى خداوند دشنام دهنده بی ‏حيا را دشمن دارد.

  39- همانا خداوند را كيفرهايى در دل و تن است: تنگدستى در زندگى و سست انگارى در عبادت؛ و هيچ بنده ‏اى به كيفرى سخت‏ تر از سنگدلى گرفتار نيامده است.

 40- چون روز رستاخيز شود ندا دهنده‏ اى فرياد برآورد: كجايند بردباران؟ پس گروهى از مردم بايستند پس آنگاه ندا دهنده ‏اى ندا دهد: كجايند تحمل ‏كنندگان؟ پس گروهى از مردم به پا خيزند. عرض كردم [راوى‏]: فدايت گردم بردباران و تحمل‏ كنندگان چه كسانى هستند؟ پس امام عليه السّلام فرمود: بردباران بر انجام واجبات و تحمل‏ كنندگان بر دورى از گناهان.

 41- خداوند می ‏فرمايد: اى فرزند آدم! از آنچه بر تو حرام كردم دورى گزين تا از پارساترين مردم باشى.

 42- برترين عبادت پاكدارى { عفت } شكم و عورت است.

 43- چهره شاداب و خوشرويى مهر آور و نزديك ‏كننده به خداست و چهره گرفته و بدرويى دشمنی ‏آور و دوركننده از خداست.

 44- دستاويز و وسيله ‏اى براى من كه نزديكتر به او باشد به سوى آنچه او دوست می ‏دارد، از پيشينه دست احسان نيست كه دست ديگرش دنبال آن آيد تا آن را نگه دارد و پرورش دهد؛ زيرا دريغ كردن دستهاى آينده مايه قطع سپاسگزارى دستهاى نخستين است ولى دلم به من اجازه ردّ نيازمنديهاى نخستين را به من نمی‏دهد.


46- به راستى كه اين دنيا را نيكوكار و بزهكار به دست آورند ولى همانا خداوند اين دين را جز به بندگان ويژه ‏اش ندهد.

 48- هر كه بابى از هدايت را [به ديگران‏] بياموزد همانند پاداش عمل‏كننده بدان كردار، پاداش برد و از پاداش آنان چيزى كم نمی ‏گردد [هم آموزنده و هم عمل‏ كننده پاداش كامل می ‏گيرند] و هر كه بابى از گمراهى را [به ديگران‏] بياموزد بار گران گناه را همچون گناهكار بر دوش كشد و از بار گناهشان چيزى كم نمی ‏گردد.

 50- دانشمند را سزاست كه چون چيزى از او پرسيده شود و او جوابش را نداند، بگويد خدا داناتر است و گفتن چنين سخنى بر غير دانشمند سزا نيست و در روايتى ديگر آمده كه بگويد: نمی ‏دانم تا اينكه در دل پرسنده ترديدى نيندازد.


 52- آيا شما را از چيزى با خبر نكنم كه چون بدان عمل كنيد. سلطان و شيطان از شما دور شوند؟ پس ابو حمزه عرض كرد: بله! آن را بفرماييد تا بدان عمل كنيم. پس امام عليه السّلام فرمود: بر شماست كه روز را با صدقه آغاز نماييد؛ چرا كه صدقه شيطان را رو سياه كند و در آن روز، خشم‏گيرى سلطان ستم پيشه را بر شما بی ‏اثر می ‏كند و بر شماست دوستى در راه خدا و مهرجويى و هميارى در انجام كردار نيك؛ زيرا اين كار سلطان و شيطان را ريشه كن نمايد و در آمرزش خواهى پافشارى كنيد، چرا كه اين كار گناهان را پاك كند.

 53- به درستى اين زبان كليد هر نيك و بد است؛ پس مؤمن را سزاست كه همان طور كه بر سيم و زرش قفل می ‏زند بر زبانش نيز قفل زند؛ زيرا پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود:
رحمت خداى بر مؤمنى باد كه زبانش را از هر ناپسندى باز دارد چرا كه اين نگه داشتن زبان { از معصیت } ، صدقه مؤمن بر خويشتن است. آنگاه امام باقر عليه السّلام فرمود: هر كه زبانش را فرو نبندد از گناهان به دور نباشد.

 55- به راستى افسوس خورنده ‏ترين مردم در قیامت، بنده‏ اى است كه عدالت را توصيف كند و آنگاه خود در حقّ ديگرى بر خلاف عدالت عمل نمايد.

 56- بر شماست به پرهيزگارى و تلاش و راست گفتارى و بازپس دادن امانت به آن كس كه به شما اعتماد نموده خواه آن كس نيكوكار باشد يا بزهكار. چنانچه قاتل على بن ابى طالب امانتى به من سپارد. بی ‏گمان آن را بازپس خواهم داد.


 57- ارتباط خويشاوندى، كردارها را پاكيزه دارد و دارايى را فزون كند و گرفتارى را دور سازد و حساب [روز جزا] را آسان نمايد و مرگ را عقب اندازد.

 58- اى مردم! به راستى شما در اين دنيا در تيررس تيرهاى مرگ هستيد.
هيچ كس از شما روزى از زندگی ‏اش را پشت سر ننهد. جز آن كه روزى ديگر از عمرش سپرى گردد. پس كدامين لقمه گلوگير نيست يا كدام آشاميدنى راه گلو را نگيرد. از اين منزلگه كوچ، سراى پيش روى خود را آباد كنيد؛ چرا كه امروز غنيمت است و فردا را ندانى از آن كيست؟ اهل دنيا مسافرانى هستند كه بار و بنديل خود را در سرايى دگر [آخرت‏] باز كنند. ريشه‏ ها [پيشينيان‏] نابود شدند و ما شاخه‏ هاى آنهاييم. چون ريشه رود، شاخه چسان بماند؟ { چگونه شاخه بدون ریشه دوام خواهد داشت } كجايند آنان كه از شما بيشتر زيستند و بلند آرزوتر بودند؟ اى فرزند آدم! آنچه را كه توان دور ساختنش را ندارى تو را پيش آمد و آنچه كه بازنگردد از دستت رفت؛ پس زندگى زودگذر را زندگى نخوان، چه چيزى عايد تو شود جز خوشى ‏اى كه به مرگت كشاند و اجلت را نزديك سازد؟! پس گويى تو دوستى از دست رفته و سايه ‏اى از بين رفته گشته ‏اى. پس می ‏بايست خويش را دريابى و جز آن را وانهى و از خداى ياری ‏جويى تا ياريت نمايد.

 59- هر كه آن گونه نيكى كند كه با او كرده‏ اند تنها جبران نموده و آن كه دو چندان جبران كند سپاسمندى نموده و آن كس كه سپاس دارد، بزرگوار است و آن كه بداند هر چه كرده بر خودش كرده انتظار سپاس مردم را نكشد و فزون شدن مهر مردم را نخواهد. پس از ديگرى نخواه كه در آنچه براى خود كرده ‏اى و آبرويت را بدان حفظ نموده ‏اى، تو را سپاس گزارد و آگاه باش كه نيازمند با خواهش كردن از تو، آبرويش را نگه نمی ‏دارد پس تو آبرويت را با نيكى نمودن به او نگهدار.

  60- به راستى خداوند به بنده مؤمن با بلا و سختى، لطف نمايد همان طور كه مسافر خانواده ‏اش را با سوغاتى مورد لطف قرار دهد.و خدا بنده مؤمن را از دنيا پرهيز دهد همان طور كه طبيب بيمار را پرهيز دهد.

 61- همانا خداوند دنيا را به دوست و دشمن بدهد ولى دينش را جز به دوستدارش ندهد.

 62- به راستى شيعيان على عليه السّلام آنهايند كه در راه ولايت ما نسبت به يك ديگر فداكارى می ‏كنند و در دوستى ما به يك ديگر مهر می ‏ورزند و براى برپادارى امر ما به ديدار هم می ‏روند؛ آنان كه چون خشم گيرند ستم نورزند و چون خشنود گردند زياده روى ننمايند؛ بركت همسايگان و آسودگى همنشينانند.

 63- تنبلى به دين و دنيا آسيب زند.

 64- اگر گدا می ‏دانست كه در گدايى چه [ذلّتى‏] نهفته است هرگز كسى از ديگرى گدايى نمی ‏كرد و اگر آن كسى كه از او چيزى خواسته شده می ‏دانست كه در برآورده نكردن خواهش چه [بدی ‏اى‏] وجود دارد هرگز كسى از { کمک } به ديگرى مضايقه نمی ‏كرد.

 65- همانا خداوند را بندگانى باشد كه با خوشبختى و توانگرى زندگى می ‏كنند و مردمان در سايه ايشان [به نيكى‏] زندگى می ‏كنند و آنان در ميان بندگان چون بارانند و خداوند را بندگانى باشد نفرين شده و بی ‏خير كه نه خودشان زندگى می ‏كنند و نه مردم در سايه آنان [به نيكى‏] زندگى می ‏كنند و آنان در ميان بندگان چون ملخى هستند كه بر چيزى نمی ‏افتند مگر آن كه تار و مارش می ‏كنند.

 66- با مردم به نيكوترين سخنى كه دوست داريد آنان به شما بگويند، سخن گوييد. زيرا خداوند از نفرين‏ كننده دشنام پيشه طعنه زننده بر مؤمنين و دشنام گوى بی ‏آبرو و گداى سمج نفرت دارد و با حياى صبر پيشه پاكدامن پرهيزگار را دوست دارد.

 67- به راستى خداوند افشای سلام را دوست میدارد.

تحف العقول صفحه 518 الی 537

 

  خصال صدوق - هشام بن معاذ گفت من همنشين عمر بن عبد العزيز بودم وقتى داخل مدينه شد. منادى او فرياد زد هر كس طلبى دارد يا به او ستم شده بيايد به در خانه ما. امام باقر (ع) آمد. غلام عمر بن عبد العزيز بنام مزاحم اطلاع داد كه محمد بن على (حضرت باقر) بر درب خانه است. گفت بگو بيايد ... امام باقر (ع) وارد شد عمر بن عبد العزيز چشمان خود را از اشك پاك ميكرد.
حضرت باقر فرمود براى چه گريه ميكنى عمر؟ هشام در پاسخ گفت فلان و فلان مطلب موجب گريه ‏اش شده يا ابن رسول اللَّه، حضرت باقر فرمود: عمر، دنيا بازارى است از بازارها بعضى خارج شدند از اين بازار با نفع و سود و بعضى با زيان و ضرر بسا از اشخاصى كه زيان بردند از همين كارها كه ما در آن هستيم تا بسوى مرگ شتافتند زندگى را بپايان بردند. از دنيا رفتند با سرزنش زيرا وسيله براى آينده آخرت خود در بهشت برنداشتند و مدافعى از ناراحتيهاى جهنم با خود نبردند.
آنچه جمع كرده بودند كسانى بين خود تقسيم كردند كه پاسش را هم نداشتند و رفتند به پيشگاه پروردگارى كه عذر و بهانه از آنها نمی ‏پذيرد. ما بايد توجه به اين اعمال كه موجب رشك و غبطه ما بود بنمائيم و در آن اعمال با آنها موافقت كنيم و از اعمالى كه ميترسيم چه بر سر آنها آورد بپرهيزيم.
در دل خود دو چيز قرار ده. دقت كن هر چه مايلى با تو باشد وقتى به حضور خدا رفتى اكنون جلوتر بفرست و هر چه مايل نيستى به همراهت باشد در پيشگاه پروردگار چيز ديگرى بجاى آن بگير. به دنبال متاعى كه كساد شده و خريدار نداشته نسبت به گذشتگان و تو مايلى از تو بگذرد مرو- عمر، درها را باز بگذار و حاجب و دربانان را سخت‏گير قرار مده بداد مظلوم برس و حق مردم را بده.
سپس فرمود سه چيز است كه در هر شخصى باشد ايمان بخدا را كامل نموده، عمر بن عبد العزيز از شنيدن اين سخن روى دو زانوى خود نشست و گفت آنها چه هستند اى خاندان پيامبر. امام عليه السلام فرمود بسيار خوب عمر: 1- كسى كه وقتى خشنود است اين خشنودى او را داخل كار باطل نكند. 2- وقتى خشم گرفت خشمش او را از حق خارج ننمايد. 3- و كسى كه وقتى قدرت يافت بيشتر از حق خود برندارد. عمر بن عبد العزيز دوات و كاغذى خواست و نوشت : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اين سند رد عمر بن عبد العزيز است حق محمد بن على را بنام فدك.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 162

 

  امالى - جابر گفت خدمت حضرت باقر (ع) با چند نفر پس از انجام مراسم حج رسيديم خواستيم از آقا وداع كنيم. عرضكرديم ما را سفارشى بفرما يا ابن رسول الله فرمود بايد قوى شما به ضعيف كمك كند و غنى و ثروتمند شما به مستمند رحم نمايد. بايد شخص خيرخواه برادرش باشد همان طورى كه خيرخواه خويش است اسرار ما را پنهان بداريد. مردم را بر شانه ما سوار نكنيد. دستورات ما كه به شما ميرسد ملاحظه كنيد اگر موافق قرآن بود آن را بكار بنديد ؛ اگر موافق نبود رد كنيد. اگر بر شما مشتبه شد توقف نمائيد در مورد آن و برگردانيد به ما تا براى شما توضيح بدهيم مطالبى را كه براى ما توضيح داده شد. وقتى اين سفارش ما را بكار بنديد نياز بشخص ديگرى نداريد هر مرده ‏اى كه از شما بميرد قبل از قيام قائم ما شهيد است و اگر قائم ما را درك كند و در خدمت او كشته شود پاداش دو شهيد دارد و هر كه در مقابل او با دشمنان ما پيكار كند پاداش بيست شهيد را دارد.    بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 163

 امالى - جابر بن يزيد جعفى گفت هجده سال به خدمتكارى امام و مولايم حضرت باقر اشتغال داشتم وقتى خواستم از خدمت آن جناب خارج شوم وداع كرده گفتم مرا بهره ‏اى برسان ؛ مولايم فرمود جابر پس از هجده سال (باز هم برايت چيزى بگويم) گفتم آرى شما درياى خشك ناشدنى و ژرف و بی ‏پايان هستيد فرمود: جابر سلام مرا به شيعيانم برسان به آنها بگو بين ما و خدا خويشاوندى نيست و نميتوان‏ مقرب درگاه او شد مگر به اطاعت جابر هر كه مطيع خدا باشد و دوستدار ما ولى ما است و هر كه معصيت خدا را كند دوستى ما به او نفعى نمی ‏بخشد.
جابر چه كسى از خدا چيزى خواسته و به او نداده يا بر او توكل نموده و خدا رهايش كرده يا به او اطمينان نموده و خدا نجاتش نداده؟
جابر دنيا را در نظر خود مانند منزلى قرار ده كه ميخواهى از آنجا كوچ كنى مگر دنيا مانند مركبى نيست كه در خواب سوار آن شده ‏اى و يك مرتبه بيدار ميشوى می ‏بينى در رختخواب خود هستى بی ‏آنكه سوار چيزى باشى و هيچ كس به آن اهميتى نمي دهد. يا چون جامه ‏اى كه پوشيده ‏اى يا همچون زنى كه با او همبستر شده ‏اى (لذت زودگذر دارد).
جابر دنيا در نظر خردمندان مانند حركت سايه است كلمه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ موجب عزت معتقدين است و نماز خانه اخلاص و پاك شدن از كبر است و زكات موجب افزايش روزى و روزه و حج، دلها را تسكين ميدهد قصاص و حدود موجب حفظ خون مردم می ‏شود. حسب ما خانواده نظام دين است خداوند ما و شما را از كسانى قرار دهد كه در پنهانى از خدا ميترسند و از روز قيامت هراس دارند.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 163

 معانى الاخبار- سعد اسكاف از حضرت باقر (ع) نقل كرد كه فرمود سه چيز موجب افزايش درجه است و سه چيز كفاره گناهان است و سه چيز موجب هلاكت و سه چيز نجات ‏بخش است اما آنها كه موجب افزايش درجات می ‏شود افشاى سلام و اطعام طعام و نماز خواندن در شب كه مردم خوابند ؛ اما آنها كه كفاره است شاداب وضو گرفتن در سحرگاه هاى سرد. رفتن به جماعت در شب و روز و توجه به نمازها اما آن سه چيز كه هلاك‏ كننده است حرصى كه بآن پاسخ مثبت دهى «شح مطاع را صدوق علیه الرحمه از حضرت صادق (ع) روایت میکند یعنی بدگمانی به خدا » و هواى نفس كه پيروش باشى و خودپسندى. اما نجات ‏بخش‏ها ترس از خدا در پنهان و آشكار و ميانه ‏روى در ثروت و فقر. و سخن عدل و درست در هنگام خشنودى و خشم.    بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 164  

  محاسن- حضرت باقر (ع) فرمود شگفتى واقعا از كسى است كه شك در قدرت خدا دارد با اينكه مشاهده ميكند خلق خدا را و شگفتى واقعا از كسى است كه آينده قيامت را تكذيب ميكند با اينكه به وجود آمدن اول را می ‏بيند. تعجب از كسى است كه قيامت و آخرت را قبول دارد اما عمل براى دنياى فريبنده ميكند و تعجب واقعا از كسى است كه در راه رفتن كبر و فخر دارد با اينكه از نطفه خلق شده و مردار خواهد شد و او در بين دو حالت است و نميداند چه معامله با او خواهد شد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 164  

  ابو النعمان عجلى گفت حضرت باقر (ع) فرمود يا ابا النعمان، مبادا بر ما دروغى را اثبات كنى كه از دين حنيف خارج خواهى شد. ابا النعمان مبادا به وسيله ما از مردم وابكشى كه خداوند باين كار جز افزايش فقر بتو نميدهد.
ابا النعمان رياست‏ طلب مباش كه عقب م‏يافتى. يا ابا النعمان ترا نگه ميدارند و بازخواست خواهى شد، بی ‏چون و چرا اگر راست بگوئى ما ترا تصديق ميكنيم اگر دروغ بگوئى تكذيبت ميكنيم يا ابا النعمان مبادا مردم ترا در مورد خودت فريب دهند كه كارها مربوط بتو است نه آنها، مبادا روزت را بفلان و فلان بگذرانى كه بهمراه تو كسانى هستند اعمالت را حفظ مينمايند. نيكى كن نديدم چيزى زودتر بانسان برسد و بيشتر در جستجو باشد از نيكى در مقابل خطاى قديم و گذشته.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

  كشف الغمه : حجاج بن ارطاة گفت حضرت باقر (ع) فرمود: پسر ارطاة چگونه است مؤاسات شما با يك ديگر. گفتم خوب است فرمود يكى از شما دست خود را در جيب برادرش ميكند و بقدر حاجت خود برميدارد وقتى محتاج باشد؟ گفتم اما اين طور نه. فرمود اگر اين كار را بكنيد نيازمند نخواهيد شد.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

 حضرت محمد بن على (ع) فرمود سلاح مردمان پست حرف زشت است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

  در كتاب حلية الاولياء از حضرت باقر (ع) نقل ميكند كه فرمود ايمان در دل ثابت است و يقين در گذر است. يقين به قلب وارد می ‏شود و همچون قطعه ‏اى آهن ميگردد و از آن خارج می ‏شود مانند يك تكه پارچه كهنه می ‏شود. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

 از امام باقر (ع) نقل شده كه فرمود در قلب هر كس مقدارى تکبر داخل شد به همان نسبت از عقلش كاسته می ‏شود چه زياد باشد يا كم.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

  منصور گفت از حضرت باقر (ع) شنيدم ميفرمود ثروت و عزت در قلب مؤمن در حركت است وقتى رسيدند به مكانى كه در آن توكل بود آنجا را وطن ميگيرند.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

    حضرت باقر (ع) در مورد آيه: أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا « فرقان: آيه 76.» فرمود : منظور از غرفه بهشت است به بهشت ميرسند بواسطه صبرى كه بر فتنه ‏هاى دنيا ميكنند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 165   

  حضرت باقر (ع) در مورد آيه: وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً « الدهر: آيه 13.» پاداش خداوند به آنها در مقابل صبرشان بهشت و حرير است فرمود بواسطه صبرى كه بر فقر و گرفتاريهاى دنيا كردند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

  حضرت باقر فرمود: شيعيان ما كسانى هستند كه اطاعت خدا را كنند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

  حضرت باقر (ع) فرمود: از دشمنى و خصومت بپرهيزيد زيرا خصومت دل را فاسد ميكند و موجب نفاق می ‏شود. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

  محمد بن على بن الحسين (ع) فرمود هر كس به او اخلاق خوش و مدارا داده شود خير و آسايش داده شده و حالش در دنيا و آخرت خوب می ‏شود و هر كس محروم از اخلاق و مدارا باشد اين راهى است به هر شر و بلا جز اينكه خدا نگهدارد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

  حضرت باقر (ع) فرمود شيعيان ما سه دسته هستند يك دسته مردم را می ‏مكند بوسيله ما و يك دسته همچون آينه هر چه در او نقش می ‏بندد نشان ميدهند (يعنى حفظ اسرار نميكند) يك دسته نيز همچون طلا سرخ اند كه هر چه در آتش بيافتند ارزش بيشتر يافته و مرغوب‏تر ميشوند.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

   حضرت باقر (ع) فرمود شديدترين اعمال سه عمل است: ذكر خدا در هر حال. 2- انصاف دادن به مردم از جانب خود. 3- مواسات با برادران.بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

  در كتاب نثر الدرر امام باقر به فرزند خود حضرت صادق (ع) فرموده :
خداوند سه چيز را در سه چيز پنهان نموده: 1- رضاى خود را در اطاعت خويش پنهان كرده پس هيچ طاعتى را کوچک مشمار شايد رضاى خدا در همان باشد. 2- خشم خود را در معصيت مخفى كرده. پس هيچ معصيتى را كوچك مشمار شايد خشم خدا در همان باشد. 3- و دوستان خود را در ميان مردم پنهان كرده. پس هيچ كس را حقير مشمار شايد همان كس ولى خدا باشد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 166    

 گروهى از بنى هاشم و ديگران خدمت امام باقر (ع) اجتماع كردند فرمود بپرهيزيد از شيعيان آل محمد و فرش وسط باشيد. كه زياده ‏رو و غالى بشما برگردد و عقب مانده نيز بشما برسد.عرض كردند غالى كيست ؟ فرمود كسى كه در باره ما مقامى را معتقد است كه ما خود آن مقام را براى خويش قائل نيستيم، گفتند عقب مانده و تالى كيست. فرمود كسى است كه بدنبال خير و نيكى است اين پی ‏گيرى او موجب افزايش خير برايش می ‏شود. قسم بخدا بين ما و خداوند قرابتى نيست و نه ما بر خدا حجتى داريم و نميتوان بخدا نزديك شد مگر باطاعت. هر كس از شما مطيع خدا باشد و عمل به دستور او بنمايد ولايت ما برايش سودمند است. و هر كه معصيت خدا را نمايد ولايت ما او را سودى نخواهد بخشيد. فرمود واى بر شما مبادا مغرور شويد اين سخن را سه بار تكرار كرد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167     

 حضرت باقر (ع) فرمود : گروهى خدا را می ‏پرستند به عنوان سپاس و شكر اين عبادت آزاد مردان است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167     

 حضرت باقر (ع)  بفرزند خود فرمود وقتى خدا به تو نعمتى ارزانى داشت بگو الحمد لله و هر گاه چيزى تو را محزون نمود بگو لا حول و لا قوة الا بالله و هر گاه گرفتار تنگدستى شدى بگو: استغفر الله. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167     

  امام باقر (ع) فرمود خوددارى از بزمين خوردن بهتر از درخواست بر گرداندن بحالت اول است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167     

  به امام باقر (ع) عرضكردند چه كس ارزش او از همه مردم بيشتر است فرمود هر كس براى دنيا نسبت بخود ارزش قائل نباشد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167    

    امام باقر (ع) فرمود: پيروزى در كار خير فضيلت است و بر كار شر زشت است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167    

امام باقر (ع) فرمود: آنچه مظلوم از دين ظالم ميگيرد بيشتر است از آنچه ظالم از دنياى مظلوم ميگيرد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167    

   اعلام الدين حضرت باقر (ع) فرمود به چيزى كه اميدوار نيستى بيشتر اميدوار باش از چيزى كه به آن اميد دارى ؛ حضرت موسى (ع) خارج شد تا آتش‏ گيره تهيه كند برگشت با مقام پيامبرى. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 167    

 امام باقر (ع) به يكى از شيعيان خود فرمود ما نميتوانيم شما را از جانب خدا بی ‏نياز كنيم مگر با ورع و ولايت ما درك نميشود مگر با عمل و افسرده ‏ترين مردم در روز قيامت كسى است كه عدل و دادگرى را تعريف كند و خود ستمگرى پيش بگيرد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168     

  امام باقر (ع) فرمود هر گاه خداوند تعالى حُسن نيت را در كسى ببيند او را در پناه عصمت قرار ميدهد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168     

  امام باقر (ع) فرمود توقف در موقع شبهه بهتر از وارد شدن در هلاكت است و ترك نمودن حديثى كه روايت نكرده‏ اى بهتر است از روايت حديثى كه وارد به آن نيستى هر حقى داراى نورى است آنچه مخالف كتاب خدا است واگذاريد، سريعترين خير از نظر ثواب نيكوكارى است و سريعترين كار بد از نظر كيفر ستم است. كفايت ميكند در عيب شخص همين كه توجه به عيب ديگران داشته باشد كه آن عيب را در خود نمی ‏بيند و مردم را سرزنش ميكند بچيزى كه از خود برطرف نمی ‏كند يا سخن در باره چيزى ميگويد كه مربوط به او نيست.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168

 امام باقر (ع) فرمود : هر كس عمل كند بآنچه ميداند خدا می ‏آموزدش آنچه نميداند. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168

  امام باقر (ع) به يكى از شيعيان خود كه قصد سفر داشت و گفت مرا سفارشى بفرمائيد فرمود: سفرى را از پيش مگير كه بيمناكى، از مركب سوارى خود شب پياده مشو مگر اينكه كفش بپا داشته باشى و در سوراخهاى زمين ادرار مكن و هيچ نوع روئيدنى را مخور و بو نكش مگر وقتى كه بدانى چيست و از مَشك آب كسى نياشام مگر اينكه بدانى چه در آن است. به سفر نرو مگر با كسى كه او را ميشناسى و از كسى كه نمی ‏شناسى بپرهيز.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168

 به امام باقر (ع) عرضكردند چه كس از همه مردم ارزش بيشتر دارد؟ فرمود كسى كه باكى ندارد دنيا در دست چه كس باشد.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168

امام باقر (ع) فرمود دانش بياموزيد كه دانش ‏آموزى حسنه است و جستن دانش عبادت است و مذاكره علمى تسبيح خدا است و بحث از دانش جهاد است. و ياد دادن دانش صدقه است. و بخشيدن دانش به اهل آن نزديكى بخدا است. علم ميوه‏ بهشت و ُانس در وحشت و مصاحب در غربت و رفيق در خلوت و راهنما در هنگام خوشى و كمك در گرفتارى و زينت در مقابل دوستان و سلاح در مقابل دشمنان است خداوند بوسيله علم گروهى را رفعت می ‏بخشد و آنها را در كارهاى خير بزرگوار ميكند و براى مردم پيشوا قرار ميدهد كه از كردارشان تقليد ميكنند. و آثار آنها را پيروى مينمايند و بر آنها درود ميفرستد هر تر و خشك ماهي هاى دريا و جنبنده‏ هاى آن و درنده‏ هاى بيابان و چهارپايان صحرا.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 168

کرامات و مناقب حضرت باقر (ع)

 ابو بصير گويد: خدمت حضرت باقر عليه السّلام رسيدم و عرض كردم: شما ورثه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هستيد؟ فرمود: آرى، عرض كردم: رسول خدا وارث همه پيغمبران است و تمام علوم آنها را هم داشت؟ فرمود: آرى، عرض كردم: پس اينك شما قادر هستيد مردگان را زنده كنيد و امراض سخت را شفا دهيد؟.
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: آرى به اذن خداوند همه اين كارها را انجام ميدهيم پس از اين فرمود: نزديك من بيا، دست خود را بر صورتم كشيد در اين هنگام آفتاب و آسمان و زمين و خانه‏ ها را ديدم، فرمود: اگر ميل دارى همين گونه باش و مانند مردم در ثواب و عقاب شركت كن، و اگر هم ميل دارى مانند كور زندگى كنيد و روز قيامت بهشت برويد.ابو بصير گويد: عرض كردم: دوست دارم مانند اول باشم، وى گويد: حضرت بار ديگر دست بر چهره ‏ام كشيد مانند اول نابينا شدم، راوى گويد: من اين حديث را خدمت ابن ابى عمير نقل كردم فرمود: من گواهى ميدهم اين حديث راست است‏ همان گونه كه جهنم و بهشت واقعيت دارند.  اعلام الوری صفحه 370

از محمد بن مسلم نقل شده که هرگز مطلبی به ذهنم نرسید مگر اینکه از حضرت باقر (ع) پرسش کردم و سوالات من از آن حضرت بالغ بر سی هزار حدیث شد و از حضرت صادق (ع) شانزده هزار مسئله پرسیدم.  انوارالبهیه صفحه 132

از حضرت باقر (ع) روایت شده که اگر برای علم خود مردمی شایسته و لایق می یافتم ، همانا توحید و اسلام و دین و شرایع را از کلمه صمد آشکار می ساختم ؛ ولی چگونه من چنین اشخاصی را بیابم با اینکه جدم امیرالمومنین (ع) کسی را نیافت که متحمل علم او گردد ، باری حضرت باقر (ع) بسیاری از گنجهای پنهانی از معارف و حقایق احکام الهی و حکمتها و لطائف را هویدا ساخت که بر هیچکس پوشیده نیست مگر آنکه دیده بصیرتش نابینا و قلبش فاسد و ناپاک باشد و همانا به واسطه اظهار علوم بود که آنحضرت شکافنده علم و آشکار کننده دانش نامیده شد.  انوارالبهیه صفحه 133

شیخ مفید گوید : آنقدری که علم دین و آثار مذهب و شریعت و علم قرآن و طریقه دیانت از ابی جعفر باقر (ع) به ظهور رسید ، از هیچ یک از فرزندان حضرت حسن و حسین علیها سلام آشکار نشد و علوم دیانت را باقیماندگان از صحابه و بزرگان تابعین و سران دانشمندان مسلمین از آنحضرت فرا گرفته و روایت نمودند و به دانستن علوم دین در میان اهل فضل مشهور و معروف بود که ضرب المثل گردیده و در وصف او آثار و اشعار ساخته شد و قرطی درباره آنحضرت می گوید :

 یا باقر العلم لاهل التقی     و خیر من لبی علی الاجبل

{ ابن حجر با اینکه ناصبی و دشمن سر سخت اهل بیت است در کتاب صواعق خود درباره امام محمد باقر (ع) می گوید : او است شکافنده علم و جامع آن و آشکار کننده علم و برافرازنده آن ، دلش روشن و علم و عملش درخشنده و تابناک و روحش پاک و خلقش شریف بود ، اوقات خود را به اطاعت خداوند گذرانید و در مقامات عارفین به جائی رسید که زبان توصیف کنندگان از وصفش ناتوان است و او را کلمات بسیاری است در سلوک و معارف که این مختصر را گنجایش نقل آن نیست (( پایان کلام ابن حجر )) " مولف " }  انوار البهیه صفحه 133

مردی نصرانی به حضرت باقر (ع) گفت تو بقر ( گاو ) هستی ؛ فرمود : نه ، من باقرم ؛ گفت تو پسر زن آشپز هستی ؛ فرمود آشپزی حرفه و پیشه او است ( و ننگ و عاری نیست ) گفت تو پسر کنیز سیاه زنگی بذیه بد زبان هستی ؛ فرمود : اگر راست گفتی خداوند او را بیامُرزد و اگر دروغ گفتی خدا تو را بیامُرزد ؛ مرد نصرانی    ( از مشاهده این اخلاق کریمه ) به شرف اسلام مشرف و مسلمان شد.   انوارالبهیه صفحه 141  ،  منتهی الآمال جلد 2 صفحه 678

حضرت باقر عليه السّلام در ميان مردم به علم و زهد و شرافت و بزرگوارى مشهور و معروف است، در ميان اولاد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله كسى به پايه او نرسيد، و در علوم قرآن و سنت و احكام و علوم و آداب اخبار و آثار فراوانى از آن بزرگوار رسيده است، بزرگان از صحابه و تابعين خدمت او ميرسيدند و از خرمن فضائل او خوشه‏ چينى ميكردند، حضرت رسول وى را به عنوان «باقر العلوم» { یعنی شکافنده علوم } معرفى كرده بودند.  اعلام الوری صفحه 371

 جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد: حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به من فرمودند: شما مردى از فرزندان حسين را ملاقات خواهى كرد كه نامش محمّد است، وى علم را از هم خواهد شكافت، هر گاه وى را ملاقات كردى سلام مرا به او برسان.   اعلام الوری صفحه 371

 حضرت صادق عليه السّلام فرمود: جابر بن عبد اللَّه در مسجد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله مينشست و عمامه سياهى را بر سر و صورتش می ‏بست، و ميگفت: اى باقرِعلم ، مردمان مدينه ميگفتند: جابر هذيان ميگويد، وى اظهار ميداشت نه بخداوند سوگند من هذيان نمي گويم، بلكه از رسول خدا (ص) شنيدم ميفرمود: شما بزودى يكى از فرزندان مرا خواهى ديد كه علم را از هم خواهد شكافت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله ميفرمود: رخسار او مانند رخسار من است، و نام او هم با من يكى است، من در اثر اين حرف پيغمبر اين مطلب را اظهار ميكنم، امام صادق عليه السّلام فرمود : جابر روزها خدمت امام باقر عليه السّلام ميرفت، اهل مدينه ميگفتند: تعجب از جابر است كه با اين كودك رفت و آمد ميكند، و حال اينكه وى از اصحاب پيغمبر است ؛ حضرت باقر عليه السّلام فرمود: روزى به منزل جابر بن عبد اللَّه رفتم و بر وى سلام‏ كردم، جابر جواب سلام مرا داد و سپس گفت : شما كه هستى؟ اين در موقعى بود كه چشمانش از ديدن محروم گرديده بوده ، گفتم: من محمّد بن علي بن الحسين هستم، گفت:اى پسر نزديك من بيا، من نزديك او رفتم جابر ابتداء دست مرا بوسيد و بعد خواست از پايم ببوسد من جلوگيرى كردم، پس از اين، گفت: اى پسر جدت رسول خدا تو را سلام رسانيد.در اين هنگام حضرت باقر عليه السّلام فرمود: سلام و رحمت بر حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله باد، اكنون بگوئيد: مطلب از چه قرار است؟ فرمود: روزى در خدمت حضرت رسول بودم گفتند: يا جابر شما خواهى ماند تا آنگاه كه مردى از خاندانم را بنام محمّد ملاقات كنى، خداوند به او نور و حكمت عطا خواهد كرد، هنگامى كه او را ديدى سلام مرا به او برسان‏.   اعلام الوری صفحه 371

عبد اللَّه بن عطاء مكى گويد: من علماء را در خدمت حضرت باقر عليه السّلام خيلى حقير و ناچيز مي ديدم يكى از روزها حكم بن عتيبه را با آن جلالت و بزرگوارى را كه در ميان خويشاوندانش داشت، در خدمت امام باقر عليه السّلام ديدم مانند كودكى كه در نزد معلم بنشيند مشاهده كردم.   اعلام الوری صفحه 372

جابر بن يزيد جعفي هر گاه از حضرت باقر حديثى نقل ميكرد ميگفت: من اين روايت را از وصى اوصياء و وارث انبياء محمّد بن علي بن الحسين عليهم السّلام نقل ميكنم‏.     اعلام الوری صفحه 372

عبد الرحمن بن حجاج از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه محمّد بن منكدر ميگفت: من گمان نمي كردم علي بن الحسين عليهما السّلام با آن جلالت و فضلى كه داشت فرزندى مانند خودش را به جاى گذارد، تا يكى از روزها فرزندش محمّد را ديدم ، خواستم وى را موعظه كنم، ناگهان او مرا موعظه كرد.
ياران ابن منكدر پرسيدند وى چگونه تو را موعظه كرد؟ گفت: در هواى بسيار گرمى به اطراف مدينه بيرون شدم، در اين هنگام با محمّد بن علي برخورد كردم، وى مرد سمينى بود و بر دو غلامش تكيه داشت، با خود گفتم: يكى از بزرگان قريش در اين وقت روز با اين گرمى در طلب دنيا كوشش ميكند، اينك ميروم و او را پند ميدهم.
نزديك او رفتم و بر وى سلام كردم و جواب شنيدم و از شدت گرما عرق ميريخت گفتم: خداوند تو را عافيت دهد، تو يكى از شيوخ قريش هستى در اين وقت گرما و با اين مزاج باز هم در طلب دنيا كوشش ميكنى؟!، اگر اينك مرگ تو را فرا رسد در اين حال چه كار ميكنى؟
محمّد بن منكدر گويد: وى در اين هنگام دستش را از غلامان رها كرد و بر زمين نشست و فرمود: اگر اكنون مرگ من در رسد مرا در حال طاعت پروردگار خواهد ديد، من با اين زحمت خود زندگى براى اهل بيتم فراهم ميكنم، و دست درازى به طرف تو و امثالت نميكنم، و من ميترسيدم مرگ من در رسد و مرا در حال نافرمانى مشاهده كند، گفتم: خداوند تو را رحمت كند من آمدم تو را موعظه كنم و ليكن در عوض شما مرا موعظه كردى ؛ حضرت فرمود: مردم از اين جهت از ما اكراه دارند كه ميدانند ما خاندان رحمت و شجره نبوت هستيم، منزل ما محل فرود آمدن فرشتگان است، و ما معدن حكمت و جاى نزول وحى ميباشيم.  فرمودند: ما در باره مردم مبتلا هستيم، اگر آنان را به طرف خود دعوت كنيم ما را اجابت نميكنند، و اگر آنان را به حال خود واگذاريم بدون توجه ما هدايت نخواهند شد ؛  فرمود: ما گنجينه علم پروردگاريم و امر پروردگار دست ما قرار دارد، بوسيله ما اسلام آغاز شد و به ما انجام خواهد گرفت و مردم احكام اسلام را از ما آموختند، به خداوندى كه دانه را شكافت و آدميان را آفريد علم خداوند جز نزد ما در جاى ديگرى نيست، و مردم نخواهند علم خدا را درك كنند مگر بوسيله ما.  اعلام الوری صفحه 372  

در جلد یازدهم بحارالانوار نقل میکند روزی گرمی هوای تابستان به کمال شدت خود رسیده بود آفتاب سراسر مدینه و باغات و مزارع را فرا گرفته و شرر بار بر آنها می تابید.در این حال مردی به نام (( محمد بن منکدر )) که خود را از زُهاد و عُباد و تارک دنیا میدانست تصادفا به نواحی بیرون مدینه آمد ، ناگهان چشمش افتاد به مرد فربه و درشت اندامی که معلوم بود در این وقت برای سرکشی و رسیدگی به مزارع خود بیرون آمده و به وسیله فربهی و خستگی به کمک چند نفر که اطرافش هستند و معلوم است کس و کارهای خود او هستند راه می رود. با خود اندیشید این مرد کیست که در این هوای گرم خود را به دنیا مشغول ساخته است ؟! نزدیک تر شد عجب ! این مرد محمد بن علی بن الحسین { امام باقر } (ع) است ؟ ! این مرد شریف دیگر چرا دنیا را پی جویی میکند ؟! حتما لازم شد نصیحتی بکنم و او را از این روش بازدارم. نزدیک آمد و سلام کرد امام نفس زنان و عرق ریزان جواب سلام داد ، آنگاه رهگذر چنین گفت : آیا سزاوار است مرد شریفی مثل شما در طلب دنیا بیرون بیاید آن هم در چنین وقتی و در چنین گرمایی خصوصا با این اندام فربه که حتما باید متحمل رنج فراوان بشوید ؟! چه کسی از مرگ خبر دارد ؟ شاید همین الان مرگ شما رسید اگر در همچو حالی مرگ شما فرا رسید چه وضعی برای شما پدید خواهد آمد آیا این عمل شایسته شماست خیر خیر ، هرگز شایسته شما نیست.امام باقر (ع) دست ها را از دوش کسان خود برداشت و به دیوار تکیه کرد و گفت اگر مرگ من در همین حال برسد و من بمیرم در حال عبادت و اطاعت و انجام وظیفه از دنیا رفته ام زیرا این کار من عین طاعت و بندگی خداست تو خیال کرده ای که عبادت منحصر به ذکر و نماز و دعاست ؛ من زندگی و خرج دارم اگر کاری نکنم و زحمت نکشم باید دست حاجت به سوی تو و امثال تو دراز کنم من در طلب رزق می روم که احتیاج خود را از هرکس و ناکس سلب کنم ؛ ترس از مرگ وقتی است که من در حال معصیت باشم نه در چنین حالی که در حال فرمانبرداری هستم. زاهد : عجب اشتباهی کرده بودم خودم احتیاج کاملی به نصیحت داشته ام.  داستان راستان جلد 1 صفحه 73 ، بحارالانوار ، چاپ کمپانی ، جلد 11 ، حالات امام باقر (ع) صفحه 82

 فضيل از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن جناب فرمود: اگر ما از نزد خود مطلبى اظهار كنيم گمراه خواهيم شد، همان گونه كه گذشتگان گمراه شدند، و ليكن ما از روى براهين و ادله‏ اى كه خداوند براى پيغمبرش فرستاد حديث ميكنيم ؛ از حضرت باقر عليه السّلام پرسيدند چرا در هنگام القاء حديث سند روايت را ذكر نمی ‏كنيد، فرمود: هر گاه حديثى نقل كنم و سندش را متذكر نشوم، او را از پدرم زين العابدين از حسين بن علي، از على بن ابى طالب، از رسول خدا، از جبرئيل عليهم السّلام از خداوند روايت ميكنم‏.اعلام الوری صفحه 373

 معروف ابن خربوذ گويد: از حضرت باقر عليه السّلام شنيدم ميفرمود: حديث بسيار مشكل و عميق است، جز فرشتگان مقرب و پيغمبران مرسل و بندگان ويژه پروردگار كه در طُرق ايمان آزمايش شده باشند معانى روايات ما را درك نميكنند.     اعلام الوری صفحه 374

 سدير صيرفى گويد: حضرت باقر عليه السّلام ميفرمود: خداوند بندگان خود را مكلف كرده است تا ائمه عليهم السّلام را بشناسند و امور خود را به آنان واگذارند، و در مسائل مختلف به آنان رجوع كنند.   اعلام الوری صفحه 374

 سورة بن كليب اسدى گويد: حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ما گنجور پروردگار در آسمان و زمين هستيم، البته نه خازن نقره و طلا بلكه ما خازن علم خداوند مى باشيم.  اعلام الوری صفحه 374  

شیخ صدوق (ره) روایت کرده از عمر بن شمر گفت سئوال کردم از جابر بن یزید جعفی که برای چه امام محمد باقر (ع) را باقر نامیدند ؟ گفت : به علت آنکه شکافت علم را شکافتنی و آشکار و ظاهر ساخت آنرا ظاهر کردنی.  منتهی الآمال جلد 2 صفحه 672

روایت شده که حضرت باقر (ع) در هر جمعه یک دینار صدقه میداد و می فرمود صدقه در روز جمعه مضاعف میشود.  منتهی الآمال جلد 2 صفحه 675

نقل شده که هرگز از سرای حضرت باقر (ع) در جواب سائل شنیده نمی شد که بگویند یا سائل یعنی از روی خفت و حقارت نام سائل را نمی بردند ؛ و آنحضرت فرموده بود سائلین را به بهترین اسامی ایشان نام ببرید.  منتهی الآمال جلد 2 صفحه 676

در جنات الخلود در ذکر اخلاق حمیده  حضرت باقر (ع) گفته که : اکثر اوقات از خوف الهی گریستی و صدا به گریه بلند کردی و متواضع ترین خلایق بودی و مزارع و املاک و مواشی و مراعی و غلامان بسیار داشتی و خود بر سر املاک خود رفته کار کردی و روزهای گرم غلامانش زیر بغلشان را گرفته و می بردند و آن چه به هم رسانیدی { منظور درآمدها است} را صرف خدا نمودی و سخی ترین مردم بودی و هرکس نزد امام باقر (ع) می آمد ؛ علمش در نزد علم آنحضرت (ع) چون قطره بود در مقابل دریا و چون جد خود امیرالمومنین (ع) چشمه های حکمت از اطرافش جوشیده بود و در نزد جلالت آنحضرت (ع) هر جلیلی صغیر بود.   منتهی الآمال جلد 2 صفحه 676

شیخ مفید از حسن بن کثیر روایت کرده که گفت شکایت کردم به حضرت امام باقر (ع) از حاجت خویشتن و ظلم برادران ؛ آنحضرت فرمود : نکوهیده برادریست آن برادر که در زمان توانگری و ثروت  با تو دوستی و معاشرت داشته باشد و در حالت فقر و فاقه قطع رشته مودت و دوستی و آشنایی کند ؛ آنگاه غلام خویش را فرمان کرد تا کیسه ای که هفتصد درهم داشت بیاورد ؛ {{ فقال (ع) استنفق هذه فاذانفدت فاعلمنی }} و بروایتی (( استعن بهذه علی القوت فاذا فرغت فاعلمنی )) ، یعنی این جمله ( هفتصد دِرهم ) را در مخارج خویش به کار بر و چون به مصرف رسانیدی مرا آگاه کن.   منتهی الآمال جلد 2 صفحه 680

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

 عضویت در کانال ارسال حدیث در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/ahadithshia

@ahadithshia

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 99 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
علت دفن شبانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
  علل الشرائع عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَسَدِيِّ... ادامه مطلب...
نامگذاری حضرت محسن (علیه السلام) توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي الْعِدَّةُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ... ادامه مطلب...
فرمایشات امیرالمومنین (علیه السلام) بعد از خاکسپاری حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ... ادامه مطلب...
دو رکن از دست رفته مولا امیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 23 دی 1399
 أمالي الصدوق ابْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ... ادامه مطلب...
حضرت زهرا (سلام الله علیها)اولین کسی که در میان اهل بیت(علیهم السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)ملحق شد
سه شنبه, 23 دی 1399
  الأمالي للشيخ الطوسي الْمُفِيدُ عَنِ الصَّدُوقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ... ادامه مطلب...
اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) موجب {نظم شریعت و ملّت} و {امامت اهل بیت (علیهم السلام} جلوگیر از تفرقه
چهارشنبه, 16 بهمن 1398
  وَإطَاعَتَنَا (در نسخه ی دیگر : وطَاعَتَنَا ) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ... ادامه مطلب...
اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد
یکشنبه, 27 اسفند 1396
  اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد 1-خديجه رضى اللّه... ادامه مطلب...
باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ بن موسى الرّضا- عليهما السّلام-
شنبه, 28 بهمن -2
    باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ... ادامه مطلب...
نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام) شیخ صدوق... ادامه مطلب...
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام)
دوشنبه, 14 اسفند 1396
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام) حضرت فاطمه علیها السلام خدمتگذاری... ادامه مطلب...
شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ العسکری (علیهِما السلام)
چهارشنبه, 17 آذر 1395
    شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ... ادامه مطلب...
مناقبت و شهادتنامه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  ماجراي تنبّه اسحق ‌بن‌ يعقوب كندي اسحق‌بن‌يعقوب‌كندي،... ادامه مطلب...
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 06 آذر 1395
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)   ... ادامه مطلب...
حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)
جمعه, 09 مهر 1395
ويژگىِ عاقل نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل... ادامه مطلب...
سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام)
جمعه, 24 بهمن 1399
  سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام) خلیل بن احمد از... ادامه مطلب...
ردّالشمس یکی از فضائل مولاامیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 28 خرداد 1398
پانزدهم شوال سالروز به وقوع پیوستن رد الشمس برای مولا امیرالمومنین (علیه... ادامه مطلب...
برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك حضرت مهدی (علیه السلام)
پنجشنبه, 27 اردیبهشت 1397
  [تعظيم شنيدن اسم مبارك] 6 نجمة ايضا ششمين تكليف عباد،برخاستن براى تعظيم... ادامه مطلب...
زيارت امام حسین عليه السلام در روز اربعين ، به روايت صفوان جمّال
دوشنبه, 08 آبان 1396
  زِيارَةُ الأَربَعينَ بِرِوايَةِ صَفوانَ الجَمّالِ 3273.تهذيب الأحكام عن... ادامه مطلب...
زيارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز بیستم ماه صفر (اربعین) توسط جابر بن عبد اللّه انصارى {بانضمام متن زیارت}
جمعه, 05 آبان 1396
  زِيارَةُ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِيِّ 3275.مصباح الزائر عن عطا :... ادامه مطلب...
متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم
شنبه, 28 بهمن -2
  متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم بسم الله... ادامه مطلب...
در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را... ادامه مطلب...
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
سه شنبه, 23 خرداد 1396
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی... ادامه مطلب...
حَبْلِ اللَّهِ کیانند ؟؟!!
دوشنبه, 12 آبان 1399
  آیه 103 سوره آل عمران وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا... ادامه مطلب...
نشانه‌ های مؤمن راستین
شنبه, 28 بهمن -2
نشانه‌ های مؤمن راستین نمازهای شبانه‌ روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.... ادامه مطلب...
زیارت اربعین از نشانه های مومن است
شنبه, 28 بهمن -2
در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : وَ رُوِیَ... ادامه مطلب...
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام)
چهارشنبه, 16 مهر 1399
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) وَ... ادامه مطلب...
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات
شنبه, 25 اردیبهشت 1395
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات  ... ادامه مطلب...
طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات
چهارشنبه, 22 اردیبهشت 1395
  طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات بدان شبهۀ... ادامه مطلب...