gototopgototop
ورود به سایت



خانه

احوالات حضرت جواد عليه السّلام

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

(تولد و مدت زندگى امام جواد عليه السّلام)

حضرت جواد عليه السّلام در هفدهم ماه رمضان سال يك صد و نود و پنج متولد شد، و بعضى هم گفته ‏اند در شب جمعه نيمه اين ماه واقع شده است، ابن عياش گويد ولادت حضرت جواد در روز جمعه نيمه ماه رجب بوده است، و در ذى القعده سال دويست و بيست در بغداد از دنيا رفت، مدت امامت وى هفده سال بود و زمان او مصادف بود با مأمون و معتصم، و در اوائل خلافت معتصم از دنيا رفت.
مادرش كنيزى بود كه وى را سبيكه و يا دره ميگفتند، حضرت رضا عليه السّلام او را خيزران نام گذاشتند و اين بانو از اهالى نوبه بود، حضرت جواد، ملقب بودند به جواد، مرتضى، تقى، منتجب، و به آن جناب ابو جعفر ثانى هم ميگويند، و امام جواد را در مقابر قريش نزد جدش دفن كردند.  اعلام الوری با علام الهدی صفحه 459

 (ادله امامت حضرت جواد عليه السّلام)

صفوان بن يحيى گويد: به حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم: ما قبل از اينكه ابوجعفر متولد شود راجع به امام بعد از خودتان از شما سؤال ميكرديم، ميفرموديد:
به همين زودى خداوند پسرى به من عنايت خواهد كرد، اكنون كه خداوند وى را به شما عنايت كرده چشم ما را روشن كنيد، و بفرمائيد پس از شما به كه رجوع كنيم؟ حضرت رضا به طرف ابو جعفر اشاره كردند، گفتم: قربانت گردم اين كه سه ساله است؟ فرمود: مگر چه می ‏شود عيسى در كمتر از سه سال با مردم احتجاج كرد.  اعلام الوری با علام الهدی صفحه 460

 معمر بن خلاد گويد : از حضرت رضا عليه السّلام شنيدم ميفرمود: چه احتياجى داريد و اكنون من ابو جعفر را در جاى خود نشانيده ‏ام، ما اهل بيتى هستيم كه كوچك‏ها از بزرگها ارث ميبرند و با يك ديگر هيچ تفاوتى ندارند.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه 460

 ابو نصر بزنطى گويد: ابن النجاشى به من گفت: امام بعد از صاحبت كيست؟
و اين سؤال در هنگامى بود كه هنوز ابوجعفر جواد متولد نشده بود، من خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيدم و سؤال ابن النجاشى را از آن جناب نمودم، فرمود: امام بعد از من پسرم خواهد بود، پس از اين فرمود: كسى جرأت ميكند بگويد: پسرم امام است و براى او پسرى نباشد.  اعلام الوری با علام الهدی صفحه  460

 ابن قياما نامه ‏اى خدمت حضرت رضا عليه السّلام نوشت و عرض كرد: شما چگونه امامى هستى كه فرزندى ندارى، حضرت رضا در جواب او نوشت چگونه فهميدى كه من فرزندى نخواهم داشت، به همين زودى خداوند فرزندى به من خواهد داد كه حق و باطل را از هم جدا خواهد كرد.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه  460

 خيران از پدرش روايت كرده كه او گفت: من خدمت حضرت رضا عليه السّلام‏ در خراسان نشسته بودم مردى خدمت آن جناب عرض كرد: اگر شما از دنيا بروى امام كيست؟ فرمود: پسرم ابو جعفر، مثل اينكه سائل از سن ابوجعفر تعجب كرد، حضرت رضا فرمود : خداوند عيسى بن مريم را به رسالت و نبوت مبعوث كرد و او را صاحب شريعت نمود در حالى كه كوچكتر از ابو جعفر بود.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه  460

ابو يحيى صنعانى گويد: در خدمت حضرت رضا عليه السّلام بودم كه فرزندش ابو جعفر جواد را در حالى كه كودك بود آوردند، فرمود: مانند اين مولود پر بركت براى شيعيان ما متولد نشده است.  اعلام الوری با علام الهدی صفحه  461

از زکریا بن آدم روایت شده که من نزد حضرت رضا (ع) بودم و جوادالائمه (ع) را که سنش از چهارسال کمتر بود آوردند او دست خویش بر زمین زد و سر به سوی آسمان برداشت و مدتی طولانی فکر کرد ، حضرت رضا (ع) فرمود جانم قربانت چرا فکر کردن تو به طول انجامید ( و در چه موضوعی فکر میکنی ؟! ) گفت فکر میکنم در ستمهائی که به مادرم فاطمه علیها سلام شد ولی سوگند به خدا که آن دو تن را از قبر بیرون میکشم و جسدشان را می سوزانم و خاکسترشانرا بر باد داده و به دریا پراکنده میکنم ، حضرت رضا (ع) او را نزدیک خود بُرد و میان دیدگانش را بوسید و فرمود پدر و مادرم فدای تو باد ، تو شایسته این مقام یعنی امامت هستی.  انوار البهیه صفحه 282

 يحيى بن حبيب گويد : كسى كه (همراه رفقايش) خدمت امام رضا عليه السلام نشسته بود، بمن خبر داد كه چون همه از مجلس برخاستند حضرت بآنها فرمود: ابا جعفر (امام محمد تقى) را ملاقات كنيد و به او سلام دهيد و با او تجديد عهد كنيد، چون آنها برخاستند، بمن متوجه شد و فرمود: خدا رحمت كند مفضل را كه به كمتر از اين هم قناعت ميكرد.
اصول كافى ج‏لد 2 صفحه 103
شرح‏ - از جمله‏ اى كه حضرت در آخر روايت فرمود، ممكن است مقصود اين باشد كه مفضل در باره شناختن امام و تسليم به او به عبارت و دستورى كمتر از اين هم قناعت مينمود، يعنى مقصود را ميفهميد و اطاعت ميكرد و اين جمله تعريض و ملامت است نسبت به بعضى از حضار آن مجلس كه مقصود آن حضرت را نفهميدند و هنوز مردد بودند.

 ابن قياماى واسطى، گويد: خدمت على بن موسى عليه السلام رسيدم و عرضكردم: ممكن است (در يكزمان) دو امام وجود داشته باشد؟ فرمود: نه، مگر اينكه يكى از آنها ساكت باشد (مانند امام حسين عليه السلام كه در زمان حيات امام حسن عليه السلام ساكت نشسته بود) عرض كردم: اينك شما امام ساكتى همراه نداريد (تا جانشين و امام بعد از شما باشد)- و در آن زمان هنوز ابو جعفر عليه السلام براى او متولد نشده بود- حضرت به من فرمود: بخدا سوگند كه خدا از من فرزندى بوجود می ‏آورد كه به وسيله او حق و اهل حق را ثابت كند و باطل و اهل باطل را از ميان ببرد، پس بعد از يك سال ابو جعفر عليه السلام متولد شد و ابن قياما (راوى اين حديث) واقفى؟؟ مذهب بوده است. اصول كافى ج‏لد 2 صفحه 105

صفوان بن يحيى گويد: به امام رضا عليه السلام عرضكردم: پيش از آنكه خدا ابى جعفر عليه السلام را بشما به بخشد (در باره جانشينتان) از شما ميپرسيديم، و شما ميفرموديد: خدا بمن پسرى عنايت ميكند اكنون او را بشما عنايت كرد و چشم ما را روشن كرد، اگر خداى ناخواسته براى شما پيش آمدى كند، به كه بگرويم؟ حضرت با دست اشاره به ابى جعفر عليه السلام فرمود كه در برابرش ايستاده بود، عرضكردم: قربانت اين پسرى سه ساله است!! فرمود: چه مانعى دارد؟ عيسى عليه السلام سه ساله بود [سه سال كمتر داشت‏] كه به حجت قيام كرد.
شرح‏
- ظاهر اين روايت اينست كه: عيسى عليه السلام در سه سالگى به رسالت مبعوث شده است، چنانچه سخن گفتن او پس از ولادت و زمانى كه در گهواره بوده صريح آيه قرآن كريمست و در روايتى كه بعد از اين بيان می ‏شود، نبوت او را در هفت سالگى بيان ميكند. و ممكن است مقصود اين باشد كه در هفت سالگى قيام بدعوت نموده ولى آثار و علائم نبوت قبلا در او ظاهر شده است.   اصول كافى ج‏لد 2 صفحه 106

شیخ کلینی از محمد بن ابوالعلاء نقل میکند که یحیی بن اکثم قاضی سامرا میگفت پس از آنکه من در پرسش مسائل مشکل از حضرت جواد (ع) کوشش کردم و با او مناظره و محاوره نمودم و میان من و او نامه هائی رد و بدل شد و از علوم آل محمد از او سوال کردم ، روزی داخل مسجد رسولخدا (ص) به طواف و زیارت قبر آن حضرت مشغول بودم و دیدم محمد بن علی (ع) هم طواف میکند ، من درباره مسائلی که در نظر داشتم با او مناظره کردم ، همه را جواب گفتم ، گفتم به خدا قسم میخواهم یک مسئله از شما بپرسم ولی از پرسش آن حیا میکنم ، فرمود من پیش از آنکه بپرسی به تو می گویم ، میخواهی به پرسی که امام کیست ؟ گفتم به خدا سوگند سئوال من همین است ، فرمود من امام هستم ، گفتم علامت و نشانه آن چیست ؟! در دست او عصائی بود به سخن درآمد و گفت مولای من امام این زمان و او حجت خدا است. انوارالبهیه صفحه 283

شیخ کلینی در کتاب درالنظیم می نویسد : ابراهیم بن سعید گفت حضرت جواد (ع) را دیدم دست بر برگهای درخت زیتون میزد و آن برگها در دست او قطعه های نقره میشد ، من مقدار زیادی از آنها را گرفتم و در بازار خرج کردم و هیچ گونه تغییری در او مشاهده نشد. انوارالبهیه صفحه 283

محمد بن یحیی گفت : حضرت جواد (ع) را دیدم کنار دجله بود و دو طرف دجله به هم نزدیک شد و آنحضرت از آن عبور کرد و در سرزمین انبار نیز دیدم که برای عبور از فرات همانطور رفتار کرد. انوارالبهیه صفحه 283

  (معجزات حضرت جواد عليه السّلام)

علي بن خالد گويد : من در ميان لشكر بودم كه به من اطلاع دادند در آن جا مرد محبوسى هست كه وى را دست بسته از طرف شام آورده ‏اند، و علت حبس و زنجير او از اين جهت است كه وى ادعاى نبوت كرده است، راوى گويد: من به در زندان رفتم و با دربانان گرم گرفتم آنان هم به من اجازه دادند و من وارد زندان گرديده و خود را به اين مرد كه ميگفتند مدعى نبوت است رسانيدم.
هنگامى كه با وى به گفتگو پرداختم معلوم شد كه اين مرد باهوش و زرنگى است‏
گفتم : داستانت از چه قرار است ، گفت: من در شام بودم و در محلى كه ميگويند سر حسين بن علي نصب شده به عبادت اوقات ميگذراندم، در يكي از شبها كه در محراب مشغول عبادت بودم ناگهان شخصى را ديدم كه در مقابلم ايستاده هنگامى كه بر وى نظر افكندم گفت: برخيزيد، من از جاى خود حركت كردم، و مقدارى با وى راه كه رفتم ناگهان خود را در مسجد كوفه يافتم.
اين مرد از من پرسيد ميداني اينجا كجا است؟ گفتم: اين جا مسجد كوفه است، در اين هنگام وى به نماز مشغول شد و من هم به نماز پرداختم، پس از مدتى از مسجد كوفه بيرون شديم و چون مقدارى راه رفتيم ناگهان خود را در مسجد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله ديدم، وى بر پيغمبر سلام كرد و به نماز مشغول شد و من هم به نماز مشغول شدم، و پس از اين از اين جا هم بيرون شديم و بعد از اندكى به مكه رسيديم، و در آن جا به طواف پرداختيم.  بعد از طواف از مكه بيرون شديم، و بار ديگر در محل اول خود رسيديم، ناگهان آن مرد از نظرم ناپديد شد، و من تا يك سال از اين قضيه در تحير بودم، يك سال كه از اين قضيه گذشت بار ديگر وى را مشاهده كردم و از ديدنش خوشوقت گرديدم، او مرا به طرفش دعوت كرد و بلافاصله خدمت او رسيدم، و بار ديگر همان جريان سال گذشته تكرار شد.
هنگامى كه خواست در شام از من مفارقت كند گفتم: به حق خداوندى كه اين نيرو و قدرت را در اختيار تو گذاشته بايد خودت را معرفى كنى، فرمود: من محمّد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمّد بن علي بن الحسين بن علي بن ابى طالب عليهم السّلام هستم، و من اين موضوع را با يكى از افرادى كه بين من و او رابطه بود و خبرهاى مرا براى وى ميبرد در جريان گذاشتم، و اين مطلب بعد از اين فاش شد و بگوش محمّد بن عبد الملك زيات رسيد و او هم دستور داد مرا از شام دست و پا بسته آوردند و در اين جا زندانى كردند.
گفتم من مجاز هستم عين قضيه و داستانت را با محمد بن عبد الملك در ميان گذارم گفت: مانعى ندارد، من جريان او را نوشتم و به محمّد بن عبد الملك اطلاع دادم، وى در پشت نامه نوشت آن كس كه تو را از شام به كوفه برد و از آن جا به مدينه و از مدينه به‏ مكه و بار ديگر به شام برگردانيد، قادر است تو را از زندان آزاد كند.
علي بن خالد گويد: من از اين جريان بسيار محزون شدم و با حالت اندوهگين به طرف وى برگشتم، و تصميم گرفتم صبح زود نزد او بروم و از جريان كار وى را مطلع كنم، صبح زود به طرف زندان حركت كردم تا او را به صبر و شكيبائى دعوت كنم، ناگهان مشاهده كردم لشكريان و پاسبانان و گروهى از مردمان در پيرامون زندان اجتماع كرده ‏اند و همگان در حال اضطراب بسر ميبرند، من از جريان قضيه پرسيدم، گفتند: مرديكه ادعاى پيغمبرى ميكرد و در اين زندان در بند و زنجير بود از ديشب گم شده، اينك معلوم نيست كه بر زمين فرورفته و يا پرندگان وى را ربوده ‏اند، علي بن خالد زيدى مذهب بود، هنگامى كه اين داستان را مشاهده كرد از مذهب خود دست كشيد و به امامت حضرت جواد معتقد شد.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه  461

 داود بن قاسم جعفرى گويد: بر حضرت جواد عليه السّلام وارد شدم، و با من سه نامه بود كه نويسنده آنها را فراموش كرده بودم، و از اين جهت بسيار محزون شدم، حضرت يكى از آن نامه ‏ها را از من گرفت و فرمود: اين مربوط به ريان بن شبيب است، و ديگرى را برداشتند و فرمودند: اين از محمّد بن حمزه است، و سومى را برداشتند و فرمودند: اين هم از فلان كس است، من از اين جهت مبهوت شدم، حضرت نگاهى به من كردند و تبسم فرمودند.  اعلام الوری با علام الهدی صفحه  463

 ابوهاشم جعفرى گويد: حضرت ابو جعفر عليه السّلام سيصد دينار به من دادند و فرمودند: اين‏ها را به بعضى از بنى اعمام ما بدهيد، و ليكن وى به شما خواهد گفت:
مرا به كسى معرفى كن كه با اين دينارها از وى مقدارى اثاثيه بخرم، شما هم او را راهنمائى كنيد، راوى گويد: من هنگامى كه دينارها را به وى دادم عين آن پيشنهاد را به من كرد و من هم گفتار او را اجابت كردم.    اعلام الوری با علام الهدی صفحه  463

 ابو هاشم گويد: شتربانى به من گفت: با حضرت جواد عليه السّلام در باره من گفتگو كنيد تا كارى به من واگذار كند، من هنگامى كه خدمت آن جناب رسيدم وى‏
با گروهى به غذا خوردن مشغول بودند، و براى اين جهت فرصت نشد كه پيغام شتربان را برسانم، فرمودند: يا ابا هاشم غذا بخوريد و با دست خود غذاء جلو من گذاشت، و بلافاصله بدون اينكه من سخنى بگويم به يكى از غلامان خود فرمود: شتربانى كه اكنون در خانه است دعوت كن و او را در نزد خود نگهدار.  اعلام الوری با علام الهدی صفحه  463

 ابو هاشم گويد: روزى به اتفاق آن حضرت وارد باغى شديم، عرض كردم:
قربانت گردم من به خوردن انجير خيلى حريص هستم، اينك دعا كنيد تا خداوند مرا از كثرت اكل ( خوردن ) انجير آسوده سازد، پس از چند روز فرمود: يا ابا هاشم خداوند محبت اكل ( خوردن ) انجير را از دلت بيرون كرد، و بعد از اين از انجير بسيار بدم می ‏آمد.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه  464

معلى بن محمد گويد: پس از چند روز كه از وفات حضرت رضا عليه السّلام گذشته بود پسرش ابو جعفر از منزل بيرون شد، من به قد و قامت وى نگاه ميكردم تا او را براى اصحاب خودمان معرفى كنم، در اين هنگام حضرت جواد عليه السّلام نشستند و فرمودند:
اى معلى خداوند به امامت هم مانند نبوت احتجاج كرده و گفته: { سوره مریم آیه 12 }  وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا.   اعلام الوری با علام الهدی صفحه  464

 مطرفى گويد: حضرت رضا هنگامى كه از دنيا رفتند من چهار هزار درهم از وى طلب داشتم، و جز خودم كسى از آن اطلاع نداشت، يكى از روزها ابو جعفر دنبال من فرستادند و مرا احضار كردند، هنگامى كه خدمتشان رسيدم فرمود: پدرم از دنيا رفت و چهار هزار درهم به شما بدهكار بود، گفتم آرى چنين است، حضرت دست به زير مصلاى خود بردند و مقدارى دينار به من دادند كه قيمت آنها در آن وقت چهار هزار درهم بود.     اعلام الوری با علام الهدی صفحه  464

 يكى از فرزندان موسى بن جعفر گويد: من در مدينه بودم و در اين هنگام كه حضرت ابوالحسن در خراسان بودند، نزد ابو جعفر جواد زياد تردد می ‏كردم، خويشاوندان و اعمام وى هم با او تردد ميكردند، يكى از روزها جاريه ‏اى را احضار كردند و گفتند: به اعمام و خويشاوندان من بگوئيد براى عزادارى خود را مهيا كنند.
هنگامى كه همگان متفرق شدند گفتم از وى بپرسم ماتم و عزاى آنها براى چيست؟،
روز بعد كه بار ديگر خدمت او رسيديم باز حرف گذشته را تكرار كردند، از آن حضرت پرسيدند اين ماتم براى كيست؟ فرمود: اين ماتم بهترين مردم در روى زمين است، پس از چند روز خبر وفات حضرت رضا عليه السّلام به مدينه رسيد و معلوم شد كه در همان روز امام رضا از دنيا رفته بوده است‏.  اعلام الوری با علام الهدی صفحه  464

 محمد بن فرج گويد: حضرت جواد براى من نوشتند، حسن را بطرفم بياوريد و من جز در اين سال او را نزد خود نخواهم داشت، و حضرت در اين سال وفات كردند. اعلام الوری با علام الهدی صفحه  465

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

 عضویت در کانال ارسال حدیث در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/ahadithshia

@ahadithshia

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 198 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
علت دفن شبانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
  علل الشرائع عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْأَسَدِيِّ... ادامه مطلب...
نامگذاری حضرت محسن (علیه السلام) توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي الْعِدَّةُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ... ادامه مطلب...
فرمایشات امیرالمومنین (علیه السلام) بعد از خاکسپاری حضرت زهرا (سلام الله علیها)
سه شنبه, 23 دی 1399
 الكافي أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ... ادامه مطلب...
دو رکن از دست رفته مولا امیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 23 دی 1399
 أمالي الصدوق ابْنُ الْمُتَوَكِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ... ادامه مطلب...
حضرت زهرا (سلام الله علیها)اولین کسی که در میان اهل بیت(علیهم السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)ملحق شد
سه شنبه, 23 دی 1399
  الأمالي للشيخ الطوسي الْمُفِيدُ عَنِ الصَّدُوقِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ... ادامه مطلب...
اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) موجب {نظم شریعت و ملّت} و {امامت اهل بیت (علیهم السلام} جلوگیر از تفرقه
چهارشنبه, 16 بهمن 1398
  وَإطَاعَتَنَا (در نسخه ی دیگر : وطَاعَتَنَا ) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ... ادامه مطلب...
اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد
یکشنبه, 27 اسفند 1396
  اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد 1-خديجه رضى اللّه... ادامه مطلب...
باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ بن موسى الرّضا- عليهما السّلام-
شنبه, 28 بهمن -2
    باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ... ادامه مطلب...
نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام) شیخ صدوق... ادامه مطلب...
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام)
دوشنبه, 14 اسفند 1396
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام) حضرت فاطمه علیها السلام خدمتگذاری... ادامه مطلب...
شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ العسکری (علیهِما السلام)
چهارشنبه, 17 آذر 1395
    شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ... ادامه مطلب...
مناقبت و شهادتنامه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  ماجراي تنبّه اسحق ‌بن‌ يعقوب كندي اسحق‌بن‌يعقوب‌كندي،... ادامه مطلب...
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 06 آذر 1395
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)   ... ادامه مطلب...
حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)
جمعه, 09 مهر 1395
ويژگىِ عاقل نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل... ادامه مطلب...
سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام)
جمعه, 24 بهمن 1399
  سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام) خلیل بن احمد از... ادامه مطلب...
ردّالشمس یکی از فضائل مولاامیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 28 خرداد 1398
پانزدهم شوال سالروز به وقوع پیوستن رد الشمس برای مولا امیرالمومنین (علیه... ادامه مطلب...
برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك حضرت مهدی (علیه السلام)
پنجشنبه, 27 اردیبهشت 1397
  [تعظيم شنيدن اسم مبارك] 6 نجمة ايضا ششمين تكليف عباد،برخاستن براى تعظيم... ادامه مطلب...
زيارت امام حسین عليه السلام در روز اربعين ، به روايت صفوان جمّال
دوشنبه, 08 آبان 1396
  زِيارَةُ الأَربَعينَ بِرِوايَةِ صَفوانَ الجَمّالِ 3273.تهذيب الأحكام عن... ادامه مطلب...
زيارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز بیستم ماه صفر (اربعین) توسط جابر بن عبد اللّه انصارى {بانضمام متن زیارت}
جمعه, 05 آبان 1396
  زِيارَةُ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِيِّ 3275.مصباح الزائر عن عطا :... ادامه مطلب...
متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم
شنبه, 28 بهمن -2
  متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم بسم الله... ادامه مطلب...
در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را... ادامه مطلب...
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
سه شنبه, 23 خرداد 1396
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی... ادامه مطلب...
حَبْلِ اللَّهِ کیانند ؟؟!!
دوشنبه, 12 آبان 1399
  آیه 103 سوره آل عمران وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا... ادامه مطلب...
نشانه‌ های مؤمن راستین
شنبه, 28 بهمن -2
نشانه‌ های مؤمن راستین نمازهای شبانه‌ روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.... ادامه مطلب...
زیارت اربعین از نشانه های مومن است
شنبه, 28 بهمن -2
در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : وَ رُوِیَ... ادامه مطلب...
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام)
چهارشنبه, 16 مهر 1399
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) وَ... ادامه مطلب...
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات
شنبه, 25 اردیبهشت 1395
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات  ... ادامه مطلب...
طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات
چهارشنبه, 22 اردیبهشت 1395
  طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات بدان شبهۀ... ادامه مطلب...