gototopgototop
ورود به سایت



خانه آرشیو احادیث هفته آرشیو احادیث هفته سال 1387

آرشیو احادیث هفته سال 1387

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

 

 

 

حدیث هفته) 1/1/1387)

امام صادق (ع ) يا امام باقر عليهما السلام فرمود : كسي كه صبر را براى مصيبتهاى روزگار آماده نكند ، ناتوان گردد.   اصول كافى جلد 3 صفحه 148

امام صادق (ع ) فرمود : ما بردباريم و شيعيان ما از ما بردبارتر. راوى گويد : عرضكردم : چگونه شيعيان شما از شما بردبارترند ؟ فرمود : زيرا ما بر آنچه ميدانيم صبر ميكنيم و شيعيان ما بر آنچه نميدانند صبر ميكنند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 148

يعنى ما هر بلا و مصيبتى را پيش از آمدنش ميدانيم ، ولى بر سر شيعه ناگهان و ندانسته وارد مى شود، از اينرو تحملش براى آنها دشوارتر است و يا اينكه ما ثوابى را كه خدا بصابران ميدهد و حكمت مصيبت ديدن مردم و رفعت درجه و مقام را بسبب صبر بخوبى ميدانيم . بدينجهت صبر كردن بر ما گواراترست تا بر شيعيان ما كه اين مطالب را چون ما نميدانند.

رسولخدا (ص) فرمود : خورنده سپاسگزار  اجرش  مانند  روزه  دار  خدا جوست ، و تندرست  شكر گزار اجرش مانند اجر گرفتار صابر است و عطا كننده سپاسگزار اجرش مانند اجر محروم قانع است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 148

امام صادق (ع ) فرمود: در تورات نوشته است : كسيكه بتو نعمت داد سپاس گزار و بكسيكه از تو سپاسگزارى كرد نعمتش ده ، زيرا با سپاسگزارى نعتها نابود نگردد ، و با ناسپاسى پايدار نماند ، سپاسگزارى مايه افزايش نعمت است و ايمنى از دگرگونى .   اصول كافى جلد 3 صفحه 149

شنيدم امام صادق (ع ) ميفرمود : سه چيز است كه هيچ چيز با وجود آنها زيان نرساند : دعاء هنگام گرفتارى و آمرزش ‍ خواهى هنگام گناه و سپاسگزارى هنگام نعمت .  اصول كافى جلد 3 صفحه 150

امام صادق (ع ) فرمود : بكسيكه سپاسگزارى دادند ، افزايش دادند خداى عزوجل فرمايد : (اگر شكر كنيد ، افزايشتان دهيم ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 150

امام صادق  (ع )  فرمود : هر كه خدا باو نعمتى دهد و او آن را از دل بفهمد ، شكرش را ادا كرده است . اصول كافى جلد 3 صفحه 152

حدیث هفته) 8/1/1387)

امام صادق (ع ) فرمود : مرسوم رسولخدا صلى الله عليه و آله اين بود كه هرگاه امرى شادمانش ميساخت ، ميفرمود، خدا را شكر بر اين نعمت و چون پيش آمدى ميكرد كه اندوهگين مينمود ميفرمود، خدا را شكر در هر حال .   اصول كافى جلد 3 صفحه 153

امام باقر (ع ) فرمود: چون شخصى گرفتار و دردمندى را ديدى ، بنحوى كه او نشنود (و دل شكسته نگردد) سه بار بگو: حمد خدائى را كه مرا از آنچه ترا مبتلى ساخته معاف داشت و اگر ميخواست ميكرد، و سپس فرمود: هر كه اين را بگويد آن بلا باو نرسد.    اصول كافى جلد 3 صفحه153

رسولخدا (ص ) فرمود : چون گرفتارانرا ديديد ، خدا را شكر كنيد ( از این جهت که شما به آن گرفتاری مبتلا نشده اید ) و بآنها نشنوانيد (آهسته بگوئيد) زيرا اندوهگينشان ميسازد.   اصول كافى جلد  3 صفحه 154

امام صادق (ع ) فرمود: در ضمن آنچه خداى عزوجل بموسى عليه السلام وحى فرمود اين بود:
اى موسى : مرا چنانكه سزاوار است شكر گزار، عرضكرد: پروردگارا! ترا چگونه چنانكه سزاوار است شكر گزارم ، در صورتيكه هر شكرى كه ترا نمايم ، آن هم نعمتى است كه تو بمن عطا فرموده ئى ؟ فرمود: اين موسى ! اكنون كه دانستى آن شكر گزاريت هم از من است ، مرا شكر كردى (چنانكه سزاوار من است .)   اصول كافى جلد 3 صفحه 155

رسولخدا (ص ) فرمود: هر كه با خدا راست باشد (يعنى دل و زبان و ظاهرش و باطنش موافق باشد) نجات يابد (چنانكه جانب نوح (ع ) دعائيرا كه بزبان ميگفت ، دلش هم باور داشت ، از اينرو نجات يافت ، با آنكه در ميان گروهى منكر و بى دين گرفتار بود).  اصول كافى جلد 3 صفحه 156

امام باقر (ع ) فرمود كاملترين مردم از لحاظ ايمان خوشخلق ترين آنهاست(البته اخلاق خوشی که ضد خدا نباشد ، اخلاق خوش این نیست که هر خلافی را که دیگران کردند تایید کنیم و خنده ای بکنیم ) . اصول كافى جلد 3 صفحه 156

حضرت ابی عبدالله (ع) : چهار چيز در هر كه باشد ايمانش كاملست ، واگر سر تا پايش گناه باشد، نقصى باو نرساند، و آنها راستگوئى ورد امانت و حیا و حسن خلق است.  اصول كافى جلد 3 صفحه 157

رسولخدا (ص ) فرمود : بيشتر چيزى كه امتم را ببهشت ميبرد ، تقواى خدا ( اجتناب از گناه ) و حسن خلق است . اصول كافى جلد 3 صفحه157

امام صادق (ع ) فرمود : نيكوكارى و حسن خلق خانه ها را آباد كند و بر عمرها بيفزايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 157

رسولخدا (ص ) فرمود : خوشروئى كينه دل را ميبرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 162

حدیث هفته) 15/1/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: سه چيز است كه هر كه يكى از آنها را نزد خدا برد، خدابهشت را براى او واجب كند: انفاق در حال تنگدستى و خوشروئى براى همه مردم و انصاف دادن از خود (يعنى حق را بگويد اگرچه بر زيان او باشد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 161

امام صادق (ع ) فرمود: بروزه و نماز مردم گول نخوريد ، زيرا بسا انسان بنماز و روزه شيفته ميشود تا آنجا كه اگر ترك كند بهراس افتد، ولى آنها را براستگوئى واداء امانت بيازمائيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 162

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه زبانش راست باشد كردارش پاك است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 163

ربيع بن سعد گويد : امام باقر عليه السلام به من فرمود : اى ربيع ، همانا مرد راست ميگويد، تا اينكه خدا او را صدّيق (بسيار راستگو) مينويسد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 164

امام صادق (ع ) ميفرمود: بنده راست ميگويد، تا آنجا كه نزد خدا از راستگويان نوشته ميشود و دروغ ، ميگويد تا آنجا كه نزد خدا از دروغگويان نوشته مى شود، پس چون (بنده اول ) راست گويد، خداى عزوجل فرمايد: راست گفت و خوب كرد و چون (بنده دوم ) دروغ گويد، خداى عزوجل فرمايد دروغ گفت و بدكارى كرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 164

امام صادق (ع ) فرمود: مردم را بغير زبان (بلكه با كردار) خود به خير و نيكو كارى دعوت كنيد، مردم بايد كوشش در عبادت و راستگوئى و پرهيزكارى شما را ببينند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 164

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه زبانش راست شد، عملش پاك گشت ، پس هر كه حسن نيت داشته باشد روزيش زياد شود و هر كه با خانواده اش خوشرفتارى كند، عمرش دراز شود.  اصول كافى جلد  3 صفحه 165

امام صادق (ع ) فرمود: بطول دادن ركوع و سجود مرد ننگريد، زيرا بآن عادت گرفته و اگر ترك كند، وحشتش گيرد، ولى براستى گفتار و اداء امانتش بنگريد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 165

حدیث هفته) 22/1/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: حيا از ايمان و ايمان در بهشت است (پس شخصى با حيا در بهشت است ). اصول كافى جلد 3 صفحه 165

امام صادق (ع ) فرمود: هر كس كم رو باشد، كم دانش است ( زيرا از پرسيدن شرم ميكند و مشكلات علميش حل نميشود ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 165

امام صادق (ع ) فرمود: ايمان ندارد كسيكه حيا ندارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 166

رسولخدا (ص ) فرمود: هرك چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را بحسنات تبديل كند: راستگوئى و حيا و خوشخلقى و سپاسگزارى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 166

رسولخدا (ص ) فرمود: شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت رهبرى نكنم ؟ پيوستن به كسى كه از تو بريده و بخشيدن بكسى كه محرومت ساخته و گذشتن از كسى كه بتو ستم كرده است .  اصول كافى جلد  3 صفحه 167

على بن الحسين (ع ) فرمود : چون روز قيامت شود ، خداى تبارك و تعالى پيشينيان و پسينيان را در يك سرزمين گرد آورد، سپس يك منادى فرياد كشيد: اهل فضل كجايند؟ جماعتى از مردم برخيزند فرشتگان ايشانرا استقبال كنند و گويند: فضل شما چه بوده ؟ گويند: ما به كسيكه از ما ميبريد ميپيوستيم و به آنكه ما را محروم ميكرد عطا ميكرديم و از كسيكه بما ستم مينمود، در ميگذشتيم ، سپس به آنها گويند راست گفتيد داخل بهشت شويد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 167

رسولخدا (ص ) فرمود: بر شما باد بگذشت ، زيرا گذشت جز عزت بنده را نيفزايد، از يكديگر بگذريد تا خدا شما را عزيز كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 167

حضرت ابوالحسن (ع ) فرمود: هر دو گروهى كه برابر شوند (بجنگ يكديگر برخيزند) آنكه گذشتش بيشتر است نصرت يابد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 169

حدیث هفته) 29/1/1387)

سه چيز است كه خدا بوسيله آن جز عزت مرد مسلمان را نيفزايد : گذشت از كسيكه به او ستم كرده و بخشيدن به آنكه محرومش ساخته و پيوست ، با آنكه از او بريده است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 169

امام صادق (ع ) فرمود: نيكو جرعه ايست خشم براى كسى كه بر آن صبر كند، زيرا پاداش بزرگ در برابر بلاى بزرگست ، و خدا مردمى را كه دوست دارد ، گرفتارشان سازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 169

امام صادق (ع ) فرمود: فرو خوردن خشم از دشمن در زمان دولت و اقتدار آنها، تقيه و احتياطى است براى كسيكه دور انديشى كند، و بمعرض بلاى دنيا در نيايد، و مخاصمه نمودن و دشنام دادن دشمنان در زمان اقتدار آنها بدون مراعات تقيه ، ترك دستور خداست ، پس با مردم مدارا كنيد تا عمل شما نزد آنها بزرگ و فربه شود (از شما به نيكى ياد كنيد) و با آنها دشمنى مكنيد كه بر گردن خود سوارشان كنيد و خوار و زبون گرديد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 170

امام صادق (ع ) فرمود: هيچ بنده اى خشمى فرو نخورد، جز آنكه خداى عزوجل عزت او را در دنيا و آخرت بيفزايد، و همانا خداى عزوجل فرمايد: (و آنها كه خشم خود فرو خورنند واز مردم بگذرند، و خدا نيكوكارانرا دوست داد، 128 سوره 3 ) و خدا او را بجاى فرور خوردن خشمش اين پاداش دهد (يعنى او را دوست دارد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 170

امام صادق (ع ) مى فرمود: هر كه خشمى را فرو خورد كه بتواند آن را اعمال كند (و از طرف خود انتقام بگيرد ( ولی به خاطر رضای خدا خشم خود را فرو برد و انتقام نگیرد )، خدا روز قيامت دلش را از رضاى خود پر كند.    اصول كافى جلد 3 صفحه 170

رسولخدا (ص ) فرمود: خدا هيچگاه كسى را به سبب جهل عزيز نساخته و به سبب بردبارى ذليل نداشته است .   اصول كافى جلد 3 صفحه 173

 امام صادق عليه السّلام فرمود : چون ميان دو نفر نزاعى در گيرد، دو فرشته فرود آيند و به آن كه سفيه و بي خرد است گويند : هر چه خواستى گفتى ، خودت لايق آنچه گفتى هستى ، و كيفر گفتار تو را خواهى ديد. و به بردبار گويند: صبر كردى و حلم نمودى، اگر حلمت را به پايان رسانى، خدا ترا می ‏آمرزد، سپس فرمود: ولى اگر شخص بردبار جواب او را پس دهد ، آن دو فرشته بالا روند.   اصول كافی جلد 3  صفحه 174

ابو على جوانى گويد : امام صادق (ع ) را ديدم انگشت بالاى لبهاى شريفش گذاشته و به غلامش سالم ميفرمايد: اى سالم زبانت را نگه دار تا سالم بمانى و مردم را بر دوش ما سوار مكن ( يعنى از فضائل و مناقب ما آنچه خلاف تقيه است به مردم مگو تا بر ما نشورند ).   اصول كافى جلد 3 صفحه 175

مردى بحضرت ابوالحسن (ع ) عرضكرد: مرا سفارشى نما، فرمود: زبانت را نگهدار تا عزيز باشى و افسار خود را بدست مردم مده كه خوار و زبون شوى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 175

حدیث هفته) 5/2/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: لقمان به پسرش گفت : پسر جان اگر خيال كنى سخن ( گفتن ) از نقره است ، بدانكه خاموش بودن ( سخن نگفتن ) از طلا است. اصول كافى جلد 3 صفحه 175 ( البته موقعی نباید سخن بگوییم که معصیتی بدنبال آن سخن باشد ولی وقتی که با سخن گفتن درست در موقع مناسب می توانیم کسی را امر به معروف و نهی از منکر کنیم ، اگر سخن نگوییم ، خیانت کرده ایم ) 

رسولخدا فرمود: زبانت را نگهدار، زيرا نگهدارى زبان صدقه ايست كه بخود ميدهى (چون خاموشى تو را از بلا نگهدارد ) سپس فرمود: هيچ بنده اى حقيقت ايمان را نشناسد، تا برخى از ايشان را نگهدارد (و تنها آنچه را به سود دنيا يا آخرتش باشد رها كند و بگويد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل : (مگر كسانى را كه به آنها گفته شد دستهاى خود را نگهداريد، نديدى ، 77 سوره 4 ) فرمود: يعنى زبان خود را نگهداريد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود، نجات مؤ من درنگهداشتن زبانش باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

ابوبصير گويد: شنيدم امام باقر (ع ) فرمود: ابوذر رحمة الله مى گفت اى دانشجو همانا اين زبان كليد خير و كليد شر است ، پس همچنانكه بر طلا و نقره ات مهر مى زنى ، بر زبانت هم مهر بزن.   اصول كافى جلد 3 صفحه 176

امام صادق (ع ) فرمود: حضرت عيسى عليه السلام مى فرمود: بجز ذكر خدا سخن بسيار نگوئيد، زيرا كسانيكه بجز ذكر خدا سخن بيهوده گويند، دلهاشان سخت است و نمى دانند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

امام صادق (ع ) فرمود: روزى نيست جز آنكه هر عضوى از اعضاى تن در برابر زبان فروتنى كنند و بگويند: ترا بخدا مبادا بسبب تو عذاب بينيم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 176

مردى خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: يا رسول الله ! مرا سفارشى كن ، فرمود: زبانت را نگهدار. گفت : يا رسول الله ! مرا سفارشى كن فرمود: زبانت را نگهدار، گفت يا رسول الله ! مرا سفارشى كن فرمود : زبانت را نگهدار واى بر تو! آيا مردم را جز درو شده هاى زبانشان ( نتیجه گفتارهای ناشایستشان  )  برو در آتش اندازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 177

رسولخدا (ص ) فرمود: خدا زبان را عذابى كند كه هيچ يك از اعضاء را آن عذاب نكرده باشد، زبان گويد: پروردگارا مرا عذابى نمودى كه چيز ديگر را چنان عذاب ننمودى ؟ باو گفته شود تو يك جمله گفتى كه بمشارق و مغارب زمين رسيد و بوسيله آن خون محترم ريخته شد و مال محترم غارت شد و فرج محترم دريده شد، به عزت و جلالم سوگند تو را عذابى كنم كه هيچيك از اعضاء ديگر را آنگونه عذاب نكرده باشم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 177

حدیث هفته) 12/2/1387)

امام رضا عليه السلام ميفرمود: هرگاه مردى از بنى اسرائيل ميخواست عبادت كند، ده سال پيش از آن خاموشى ميگزيد. (يعنى سخن بيهوده نميگفت و فكر خود را متوجه علوم و معارف دينى مينمود و سپس بتعليم و هدايت ميپرداخت ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 178

رسول خدا (ص ) فرمود : هر كه محل سخنش را از كردارش بيند (يعنى سخنش را از كردارش شمارد و آنرا بيشتر از هر كارش داند) سخن گفتنش كم شود، مگر درباره آنچه برايش سودمند باشد. اصول كافى جلد 3 صفحه 178

امام صادق (ع ) فرمود : در حكمت آل داود (كتاب زبور) است كه : بر عاقل لازمست كه بوضع زمان خود آشنا باشد، سر گرم كار خود بوده ، زبانش را حفظ كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 178

امام صادق (ع ) فرمود : بنده مؤ من تا زمانيكه خاموش باشد. نيكوكار نوشته ميشود و چون سخن گويد: نيكوكار يا بدكردار نوشته شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 178

امام صادق (ع ) فرمود رسولخدا (ص ) فرمود : سازگارى با مردم نصف ايمانست و نرمى با آنها نصف زندگى است .
سپس امام صادق (ع ) فرمود : با نيكان در پنهان آميزش كنيد و با بدكاران در آشكار و بر آنها حمله نكنيد كه بر شما ستم كنند، زيرا فرمانى براى شما پيش آيد كه از دينداران نجات نيابد، جز آنكه را مردم ابلهش دانند و خود او هم آماده باشد و تحمل كند كه باو گويند ابله و بيعقل است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 180

امام باقر عليه السلام فرمود : براى هر چيزى قفلى است (كه آنرا بدو نگهدارند) و قفل ايمان نرمى ملاطفت است . (چه آنكه هر كس نرمى را از دست دهد و خشم و قهر و خشونت پيش گيرد، ناچار باعمالى دست زند كه ايمانش از دست برود).  اصول كافى جلد 3 صفحه 180

رسولخدا (ص ) فرمود : هيچ دو نفرى با هم رفاقت و همدمى نكنند، جز آنكه نرميش با رفيقش بيشتر است ، نزد خداى عزوجل پاداشش بزرگتر و محبوبيتش بيشتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 184

امام صادق (ع ) مى فرمود : همانا دو فرشته در آسمان بر بندگان گماشته شده اند، كه هر كس براى خدا تواضع كند، او را بالا برند و هر كه تكبر كند پستش كنند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 185

امام صادق (ع ) فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله يك شب پنجشنبه براى افطار در مسجد قبا بود، و فرمود: آيا آشاميدنى هست ؟ اوس بن خولى انصارى قدحى از شير مسكه برگرفته با عسل آميخته خدمتش آورد، چون بدهان گذاشت و چشيد، كنارش زد و فرمود: دو نوشابه ايست كه با يكى از آنها از ديگرى بى نيازى حاصل مى شود، من اينرا نمى آشامم و تحريم نمى كنم ، ولى براى خدا تواضع مى كنم زيرا هر كه براى خدا تواضع كند، خدايش بلند گرداند و هر كه تكبر كند، خدايش پست كند، و هر كه در زندگى اقتصاد ورزد، خدا روزيش بخشد، و هر كه ولخرجى كند، خدا محرومش سازد، و هر كه بسيار بياد مرگ باشد خدا او را دوست دارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 185

داود حمار نيز همينگونه از امام صادق (ع ) نقل كرده و چنين فرموده : هر كه از خدا بسيار ياد كند، خدا او را در بهشتش ‍ زير سايه خود گيرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 186

حدیث هفته) 19/2/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: از تواضع است كه در نشستن به پائين مجلس راضى باشى و به هركه برخورى سلام كنى و مجادله را ترك كنى ، اگر چه حق با تو باشد ، و دوست نداشته باشى كه ترا بتقوى بستايند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 186

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزوجل به موسى (ع ) وحى فرمود كه : اى موسى ! آيا مى دانى چرا از ميان همه مخلوقم ترا براى سخن گفتن با خود برگزيدم ؟ عرضكرد: پروردگارا براى چه بود؟ خداى تبارك و تعالى باو وحى كرد كه : اى موسى من بندگانم را زير و رو كردم (بررسى كامل نمودم ) در ميان آنها كسى را از تو فروتن تر نديدم . اى موسى ! تو چون نماز مى گزارى چهره خويش روى خاك يا گفت روى زمين مينهى .    اصول كافى جلد 3 صفحه 187

امام صادق (ع ) فرمود: على بن الحسين صلوات الله عليهما گذرش بر جذاميان افتاد، حضرت سوار الاغش بود و آنها صبحانه مى خوردند. امام را به صبحانه دعوت كردند، فرمود: اگر روزه نمى داشتم مى پذيرفتم ، و چون بمنزلش رفت ، دستور فرمود غذايى لذيذ و خوب بسازند، سپس براى صبحانه از آنها دعوت كرد و خود هم با آنها صبحانه خورد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 187

امام صادق (ع ) فرمود: از تواضع است كه مرد در جائى نشيند كه پائين تر از مقام و شرف او باشد. اصول كافى جلد 3 صفحه 187

امام صادق (ع ) فرمود: در آنچه خداى عزوجل بداود وحى فرمود، اين بود: اى داود چنانكه نزديكترين مردم بخدا متواضعانند، دورترين مردم از خدا هم متكبرانند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 188

امام رضا عليه السلام فرمود: تواضع اينستكه بمردم دهى آنچه را مى خواهى بتو دهند (با آنها چنان رفتار كنى كه مى خواهى با تو رفتار كنند).
و در حديث ديگر گويد: بحضرت عرضكردم : حد تواضع كه چون بنده آنرا بجا آورد متواضع است چيست ؟ تواضع را درجاتى است : برخى از آنها اينستكه انسان قدر خود را بشناسد و با دلى سالم خود را بجايگاه خويش نشاند، و دوست نداشته باشد كه بسوى كسى رود، مگر چنانچه بسويش آيند (با مردم چنانكه با او رفتار كنند، رفتار كند) اگر بدى بيند آنرا با نيكى بپوشاند، فرو خورنده خشم است ، و از مردم مى گذرد، خدا هم نيكوكاران را دوست دارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 189

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه براى خدا دوست دارد و براى خدا دشمن دارد و براى خدا عطا كند، از كسانيكه ايمانش ‍ كامل است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 189

امام صادق (ع): از محكمترين دست آويزهاى ايمان اينستكه : براى خدا دوست بدارى و براى خدا دشمن بدارى و براى خدا عطا كنى و براى خدا دريغ دارى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 189

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: دوستى مؤ من با مؤ من براى خدا از بزرگترين شعبه هاى ايمانست ، همانا هر كه براى خدا دوستى كند و براى خدا دشمنى كند و براى خدا عطا و براى خدا دريغ كند از برگزيدگان خداست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 189

امام صادق (ع ) فرمود: كسانيكه براى خدا با يكديگر دوستى مى كنند، روز قيامت بر منبرهاى نور مى باشند، نور چهره و نور تن و نور منبرهايشان همه چيز را روشن كند، بدرجه ايكه بآن معرفى شوند، و گفته شود: اينان دوستى كنان براى خدايند.    اصول كافى جلد 3 صفحه 190

فضيل بن يسار گويد: از امام صادق (ع ) پرسيدم : آيا حب و بغض از ايمان است ؟ فرمود: مگر ايمان چيزى غير از حب و بغض است ؟ سپس اين آيه را تلاوت فرمود: (خدا ايمان را محبوب شما كرد و آنرا در دل شما بياراست و كفر و نافرمانى و عصيان را ناپسند شما كرد. آنانند هدايت يافتگان ، 7 سوره 49).  اصول كافى جلد 3 صفحه 190

حدیث هفته) 26/2/1387)

رسول خدا صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود: كداميك از دستاويزهاى ايمان محكمتر است ؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند، و بعضى از آنها گفتند : نماز و برخى گفتند : زكاة و بعضى گفتند: روزه و برخى گفتند: حج و عمره و بعضى گفتند : جهاد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر يك از اينها را كه گفته فضيلتى است ، ولى جوابش ‍ پرسش من نيست . محكمترين دستاويزهاى ايمان دوستى براى خدا و دشمنى براى خدا و پيروى اولياء خدا و بيزارى از دشمنان خداست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 190

على بن الحسين عليهما السلام فرمود: چون خداى عزوجل همه مردم را گرد آورد (در روز قيامت ) يك جارچى برخيزد و بآوازيكه مردم بشنوند گويد: دوستى كنان براى خدا كجائيد؟ جماعتى از مردم برخيزند، بآنها گفته شود بدون حساب بسوى بهشت رويد.
فرشتگان به آنها برخورند و گويند: كجا؟ گويند: بسوى بهشت بدون حساب ، گويند شما چه صنفى از مردميد؟ گويند: ما دوستى كنان براى خدائيم ، گويند: اعمال شما چه بوده ؟ گويند: براى خدا دوستى مى كرديم و براى خدا دشمنى مى ورزيديم گويند: چه خوبست پاداش اهل عمل !.  اصول كافى جلد 3 صفحه 191

امام صادق (ع ) فرمود: سه چيز از علامات مؤ من است : شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا.  اصول كافى جلد 3 صفحه 192

امام باقر (ع ) فرمود: هر گاه خواهى بدانى در تو خيرى هست ، بدلت نگاه كن ، اگر اهل طاعت خدا را دوست و اهل معصيت خدا را دشمن دارد، در تو خير است و خدا هم ترا دوست دارد، و اگر اهل طاعت خدا را دشمن و اهل معصيت خدا را دوست دارد و در تو خير نيست و خدا دشمنت دارد، و هر كسى همراه دوست خود است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 192

امام صادق (ع ) فرمود: گاهى دوستى براى خدا و رسولش باشد و گاهى براى دنيا، پس آنچه براى خدا و رسولش ‍ باشد، ثوابش بر خداست و آنچه براى دنيا باشد هيچ نيست (ثوابى ندارد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 193

امام صادق (ع) : دو مؤ من هرگز با هم برخورد نكنند، جز آنكه برادرش را بيشتر دوست دارد، بهتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 193

امام صادق (ع ) فرمود: كسيكه بدنيا زاهد و بى رغبت باشد، خدا حكمت را در قلبش بر جا دارد و زبانشرا بآن گويا سازد، و او را به عيبهاى دنيا و درد و دوايش بينا گرداند، و او را از دنيا سالم بيرون كند و ببهشت دارالسلام درآورد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 193

امام صادق (ع ) فرمود: همه خير در خانه ئى نهاده شده و كليدش را زهد و بى رغبتى بدنيا قرار داده اند.
سپس فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: مرد شيرينى ايمانرا در قلبش نمى يابد، تا آنكه باكش نباشد كه چه كسى دنيا را در خورد.
آنگاه امام صادق (ع ) فرمود: شناختن شيرينى ايمان بر دلهاى شما حرامست ، تا بدنيا بى رغبت شود. اصول كافى جلد 3 صفحه 194

مردى از على بن الحسين عليهما السلام درباره زهد پرسيد، فرمود زهد ده چيز است ، (و درجاتى دارد) بالاترين درجه زهد پست ترين درجه ورع و بالاترين درجه ورع پست ترين درجه يقين و بالاترين درجه يقين پست ترين درجه رضاست ، همانا تمام زهد در يك آيه از كتاب خداى عزوجل است : (تا بر آنچه از دست شما رفته افسوس نخوريد و بآنچه بشما رسيده شادى نكنيد، 23 سوره 57) اصول كافى جلد 3 صفحه 194

روزى پيغمبر صلى الله عليه و آله اندوهگين بيرون رفت ، فرشته ايكه كليدهاى خزانه هاى زمين دستش بود، نزد او آمد و گفت : اى محمد: اينها كليدهاى خزانه هاى زمين است . پروردگارت بتو مى گويد: باز كن و هر چه خواهى از زمين برگير، بدون آنكه چيزى از مقامت نزد من كاسته شود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: دنیا خانه كسى است كه خانه ندارد، و آنكه عقل ندارد براى دنيا جمع مى كند، فرشته گفت : سوگند بآنكه ترا بحق مبعوث ساخته ، من اين سخن را از فرشته ئى در آسمان چهارم شنيدم ، زمانيكه ، كليدها را بمن دادند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 195

حدیث هفته) 2/3/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: چون خدا خير بنده ئى را خواهد، او را نسبت بدنيا بى رغبت و نسبت بدين دانشمند كند، و بعيوب دنيا بينايش سازد، و بهر كه اين خصلتها داده شود، خير دنيا و آخرت داده شده ، و فرمود: هيچ كس حق را در راهى بهتر از زهد دنيا نجسته است و آن ضد مطلوب دشمنان حق است. راوى گويد: عرضكردم : قربانت ، آنها از چه راه ميجويند؟ فرمود: از رغبت بدنيا. و فرمود آيا شخص پر صبر كريمى نيست ؟ همانا دنيا چند روز اندكست ، همانا حرامست بر شما كه مزه ايمان چشيد جز آنكه نسبت بدنيا بى رغبت شويد.
و شنيدم امام صادق (ع ) مى فرمود: چون مؤمن از دنيا كنار كشد، رفعت پيدا كند و شيرينى محبت خدا را دريابد، و نزد اهل دنيا ديوانه نمايد، در صورتيكه شيرينى محبت خدا بآنها آميخته شده كه بچيز ديگر مشغول نشوند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 196

ابوعبيده خزاء گويد: بامام باقر (ع ) عرضكردم : حديثى بمن بفرما كه از آن سود برم فرمود: اى ابا عبيده ، بسيار ياد مرگ كن ، زيرا شخصى از مرگ بسيار ياد نكند، جز آنكه بدنيا بى رغبت شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 198

امام باقر (ع ) فرمود: فرشته ئى هر روز فرياد مى كشد: آدمى زاد براى مردن بزاى و براى نابودى گردآور و براى خراب شدن بساز.  اصول كافى جلد 3 صفحه198

از على بن الحسين پرسيدند، كدام عمل نزد خداى عزوجل بهتر است ؟ فرمود: هيچ عملى بعد از معرفت خداى عزوجل و رسولش بهتر از بغض دنيا نيست ، و براى آن شعبه هاى بسياريست و براى گناهان (نافرمانيهاى خدا) شعبه هاى بسياريست :
نخستين نافرمانى كه خدا را نمودند تكبر بود و آن نافرمانى شيطان بود، زمانيكه سرپيچى و گردن فرازى كرد و از كافران گشت .
و ديگر حرص است كه نافرمانى آدم و حوا بود، زمانيكه خداى عزوجل بآنها فرمود: (از هر چه خواهيد بخوريد ولى باين درخت نزديك مى شود كه از ستمكاران باشيد، 25 سوره 2) پس آدم و حوا چيزى را گرفتند كه بدان احتياج نداشتند، و اين خصلت تا روز قيامت در ذريه آنها رخنه كرد، از اينرو بيشتر آنچه را آدميزاد مى طلبيد بدان احتياج ندارد.
و ديگر حسد است كه نافرمانى پسر آدم (قابيل ) بود، زمانيكه به برادرش (هابيل ) حسد برد و او را كشت ، و از اين نافرمانيها دوستى زنان و دوستى دنيا و دوستى رياست و دوستى استراحت و دوستى سخن گفتن و دوستى سرورى و ثروت منشعب گشت ، و اينها هفت خصلت است كه همگى در دوستى دنيا گرد آمده اند، از اينرو پيغمبران و دانشمندان بعد از شناختن اين مطلب گفتند: دوستى دنيا سر هر خطا و گناهست و دنيا دو گونه است : دنياى رساننده و دنياى ملعون (يعنى دنيايكه انسانرا بطاعت و قرب خدا مى رساند بقدر كفاف است كه آن ممدوح و پسنديده است و دنيايكه بيش از مقدار كفاف و زيادتر از احتياجست كه آن مايه لعنت و دورى از رحمت خداست ). اصول كافى جلد 3 صفحه 197

امام صادق (ع ) فرمود: ابوذر رضى الله عنه در سخنرانى خود مى گفت : اى دانش جو! گويا هيچ چيز دنيا چيزى نبوده ، جز آنچه خوبش بمردم سود بخشند و شرش زيان ، مگر آنكه را خدا ترحم كند (و او را بيامرزد) اى دانشجو! مبادا اهل بيت و مال دنيا ترا از خودت باز دارند، كه تو روزيكه از آنها جدا شوى مانند ميهمانى باشى كه شب را با آنها خوابيده و صبح نزد ديگران رفته ئى و دنيا و آخرت مانند منزلى است كه از يكى بديگرى منتقل شوى و ميان مردن و از گور برخاستن جز مانند خوابيدن و بيدار شدن نيست ، اى دانشجو! براى ايستادن در برابر خداى عزوجل طاعتى پيش ‍ فرست ، زيرا بعملت پاداش بينى و چنانكه كنى ، جزا يابى ، اى دانشجو!.  اصول كافى جلد 3 صفحه 201

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: مرا با دنيا چكار؟ حكايت من و دنيا حكايت سواريست كه در روز گرمى درختى برايش بپا شده و او در زير آندرخت خواب قيلوله (كوتاهى ) نموده ، سپس كوچ كرده و درخت را واگذاشته است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 202

امام باقر (ع ) فرمود: حكايت شخص حريص بدنيا، حكايت كرم ابريشم است كه هر چه بيشتر بر خود تند، راه بيرون آمدنش دورتر شود تا آنكه از غصه بميرد.
و امام صادق (ع ) فرمود: در آنچه لقمان پسرش را موعظه كرد اين بود كه : پسر جان ! مردم پيش از تو براى فرزندان خود اموالى گرد آوردند، ولى نه آن اموال گرد آمده باقى ماند و نه اولادى كه براى آنها گرد آوردند. و همانا تو بنده مزدورى باشى كه بكار دستورات داده اند و اجرتى برايش وعده داده اند پس كارت را تمام كن و اجرتت را تمام بگير. و در اين دنيا مانند گوسفندى مباش كه در ميان زراعت سبزى افتاده و بخورد تا فربه شود و مرگش هنگام فربهيش باشد، بلكه دنيا را مانند پل روى نهرى دان كه بر آن مى گذرى و آنرا واميگذارى و تا پايان روزگار بسويش بر نمى گردى ، خرابش كن و آبادش مساز كه ماءمور بساختنش نيستى .
و بدانكه چون فرداى قيامت در برابر خداى عزوجل بايستى ، از چهار چيز پرسش شوى : 1 جوانيت را در چه راه پير كردى ؟ 2 عمرت را در چه راهى بسر بردى ؟ 3 مالت را از چه راه بدست آوردى ؟ 4 و در چه راه خرج كردى ؟ پس ‍ آماده اين مقام باش و پاسخش را تهيه كن ، و بر آنچه از دنيا از دستت رفت افسوس مخور، زيرا اندك دنيا را دوام و بقايى نيست و بسيارش از بلا ايمن نباشد، پس آماده و بر حذر باش و در كار خود كوشش كن و پرده (غفلت ) از چهره (دل ) بردار، و متوجه احسان پروردگارت (بسبب اعمال صالح ) باش ، و در دلت توبه را تازه دار، و در زمان فراغت بشتاب ، پيش از آنكه آهنگ تو شود و مرگت فرا رسد و ميان تو و خواسته هايت پرده افتد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 202

حدیث هفته) 9/3/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: از مناجاتهاى خداى عزوجل با موسى عليه السلام اين بود كه اى موسى بدنيا تكيه مكن ، مانند تكيه كردن كسى كه آنرا پدر و مادر خود دانسته ، اى موسى : اگر ترا بخودت واگذارم كه بآن بنگرى ، محبت و رونق دنيا بر تو چيره شود، اى موسى در كار خير با اهلش مسابقه گذار و بر آنها پيشى گير، زيرا كار خير مانند اسمش (نيكو و پسنديده ) است ، و آنچه از دنيا را كه بدان احتياج ندارى رها كن . و بفريب خورندگان بدنيا و بخود واگذشتگان منگر، و بدانكه آغاز هر فتنه ئى محبت دنياست ، و بمال زياد هيچكس غبطه مبر، زيرا مال بسيار مايه گناه بسيار است ، نظر بحقوق واجبه ، و بحال كسيكه مردم از او خشنودند غبطه مبر، تا بدانى خدا هم از او خوشنود است و نيز بحال مخلوقى كه مردم از او اطاعت كنند غبطه مبر، زيرا اطعت و پيروى ناحق مردم از او باعث هلاكت او و پيروانش باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 203

امام صادق (ع ) فرمود در كتاب على صلوات الله عليه است كه : حكايت دنيا حكايت مار است ، كه چه اندازه اى سودنش نرم است و زهر كشنده در درون دارد، مرد عاقل از آن بپرهيزيد، و كودك نادان بسويش گرايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 204

امام صادق (ع ) فرمود: دنيا مانند آب درياست كه هر چه شخص تشنه از آن بيشتر آشامد، تشنگيش بيشتر شود تا او را بكشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 205

امام باقر (ع ) فرمود: همانا خداى عزوجل ميفرمايد: بعزت و جلال و عظمت و علو و بلندى مقامم سوگند كه ، هيچ بنده اى خواست مرا بر خواست خود اختيار نكند، جز آنكه زندگيش را روبراه كنم (از تباهى نگهش دارم ) و آسمانها و زمين را ضامن روزيش سازم و خودم پشت سر تجارت هر تاجرى براى او باشم (يعنى دل تجار را متوجه او كنم تا با او داد و ستد كنند و سود برد يا آنكه خودم بجاى تجارت هر تاجرى باو سود رسانم ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 205

عمر و بن هلال گويد : امام باقر (ع ) فرمود: مبادا به بالا دست خود چشم بدوزى كه در اين باره آنچه خداى عزوجل به پيغمرش (ص) فرمود بس است : (از مالها و فرزندانشان خوشت نيايد و در شگفت نشوى ، 56 سوره 9 و فرمود: (ديدگان خويش را بآنچيزها كه رونق زندگى دنياست و بگروهى از ايشان بهره داده ايم نگران مساز، 131 سوره 20) و اگر درباره اين موضوع شك و ترددى يافتى ، زندگى رسولخدا (ص ) را بياد آور كه خوراكش جو و حلوايش خرما و آتش گيره اش شاخ درخت خرما بود اگر پيدا ميكرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 206

امام صادق (ع ) فرمود: اميرالمؤ منين (ص) ميفرمود آدميزاد! اگر از دنيا بقدر كفايت خواهى اندك و سبكتر چيز دنيا ، كفايتت كند، (چنانكه پيغمبر (ص ) زندگى ميكرد)، و اگر بقدر كفايت نخواهى (و راضى نباشى ) هر چه در دنياست ، كافيت نباشد. (زيرا، هر كه بامش بيش برفش بيشتر، و هر كه مالش بيش حرصش بيشتر).  اصول كافى جلد 3 صفحه  207

امام صادق (ع ) فرمود: مردى از اصحاب پيغمبر (ص ) حال زندگيش سخت شد همسرش گفت : كاش خدمت پيغمبر (ص ) ميرفتى و از او چيزى ميخواستى ، مرد خدمت پيغمبر (ص ) و چون حضرت او را ديد فرمود: هر كه از ما سؤال كند باو عطا كنيم و هر كه بى نيازى جويد خدايش بى نيازش كند، مرد با خود گفت : مقصودش جز من نيست ، پس بسوى همسرش آمد و باو خبر داد.
زن گفت رسولخدا (ص ) هم بشر است (و از حال تو خبر ندارد) او را آگاه ساز، مرد خدمتش آمد و چون حضرت او را ديد فرمود: هر كه از ما سؤال كند باو عطا كنيم و هر كه بى نيازى جويد خدايش بى نيازش كند، و تا سه بار آنمرد چنين كرد.
سپس برفت و كلنگى عاريه كرد و بجانب كوهستان شده بالاى كوه رفت و قدرى هيزم بريد و بياورد و به نيم چارك آرد فروخت و آنرا بخانه برد و بخورد، فردا هم رفت و هيزم بيشترى آورد و فروخت و همواره كار ميكرد و اندوخته مينمود تا خودش كلنگى خريد، باز هم اندوخته كرد تا دو شتر و غلامى خريد و ثروتمندى و بى نياز گشت .
آنگاه خدمت پيغمبر (ص ) آمد و گزارش داد كه چگونه براى سؤال آمد و چه از پيغمبر (ص ) شنيد: پيغمبر (ص ) فرمود، من كه بتو گفتم : هر كه از ما سؤ ال كند باو عطا كنيم و هر كه بى نيازى جويد خدايش بى نياز كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 208

حدیث هفته) 16/3/1387)

امام باقر يا امام صادق (ع ) هر كه به آنچه خدا روزيش كند قانع باشد، بى نيازترين مردم است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 209

مردى به امام صادق (ع ) شكايت كرد كه طلب روزى ميكند و بدست ميآورد ولى قانع نميشود و نفسش با او براى کسب روزی بيشتر نزاع ميكند. عرضكرد : بمن چيزى بياموز كه از آن منتفع شوم ، امام فرمود: اگر روزی به اندازه كفايت بى نيازت كند، هر چه در دنيا هست بى نيازت نكند (چنانكه تشبيه دنيا به كرم ابريشم و آب دريا در سابق بيان شد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 209

اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: هر كه از دنيا بمقدارى كه بسش باشد ، راضى شود ، كمترين چيز دنيا كفايتش كند و هر كه باندازه ايكه بسش باشد راضى نشود، چيزى از دنيا كفايتش نكند.  اصول كافى جلد  3 صفحه  209

رسولخدا (ص ) فرمود خوشا به حال آنكه مسلمان باشد و زندگيش بقدر كفاف ، و فرمود : بار خدايا به محمد و آل محمد و دوستان آنها پاكدامنى و بمقدار كفاف  روزى كن و به دشمنان محمد و آل محمد، مال و فرزند روزى كن .  اصول كافى جلد 3 صفحه 210

رسولخدا (ص ) به شُتر چرانى گذر كرد و كسى را فرستاد تا از او شير بخواهد شتربان گفت : آنچه در پستان شترانست صبحانه قبيله است و آنچه در ظرفهاست شام ايشانست ، رسولخدا (ص ) فرمود: خدايا مال و فرزندانش را زياد كن .
سپس به گوسفند چرانى گذر كرد و كسی را  فرستاد تا از او شير بگيرد، چوپان گوسفندها را دوشيد و هر چه در ظرف داشت ، در ظرف پيغمبر (ص ) ريخت و گوسفندى هم براى حضرت فرستاد و عرضكرد همين اندازه نزد ما بود، اگر بيشتر هم بخواهيد به شما ميدهيم .
رسولخدا (ص) فرمود: خدايا او را بقدر كفاف روزى ده ، يكى از اصحاب عرضكرد: يا رسول الله ! براى كسيكه ردت كرد، دعائى فرمودى كه همه آنرا دوست داريم و براى كسيكه حاجتت را روا كرد دعائى فرمودى كه همه ما ناخوش ‍ شديم .
رسولخدا (ص ) فرمود: آنچه كم باشد و كفايت كند، بهتر است از زياديكه دل را مشغول دارد ( یعنی پیغمبر (ص) با دعایی که در حق اولین کس کرد ، بیشتر شبیه نفرین بود ، زیرا کسی که روزی زیاد داشته باشد و خدا را فراموش کند ، سرگرم مال دنیا و شهوت رانی و خوش گذرانیهای باطل میشود و خدا و قیامت را فراموش میکند و با دستانی خالی از این دنیا میرود به آخرت ، ولی دعایی که در حق دومین کس کرد ، واقعا خیر و صَلاحش بود ، زیرا کسی که به قدر کفاف ثروت داشته باشد زندگی اش را با آبرو میگذراند و از یاد خدا هم به وسیله ثروت غافل نمیشود )  بار خدايا بمحمد و آل محمد بقدر كفاف روزى كن .  اصول كافى جلد 3 صفحه 210

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزوجل ميفرمايد: اگر بر بنده مؤمنم تنگ گيرم ، غمگين شود در صورتيكه اين تنگى او را بمن نزديكتر سازد و اگر بر بنده مؤ منم وسعت دهم شادمان گردد، در صورتيكه آن وسعت او را از من دورتر كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 211

رسولخدا (ص ) فرمود: خداى عزوجل فرمايد: رشك آورترين دوستانم نزد من بنده مؤ منى است كه بهره اى از شايستگى دارد، عبادت پروردگارش را نيكو انجام داده ، و خدا را در نهان عبادت كرده ، و در ميان مردم گمنام است و با انگشت باو اشاره نميشود، (مشهور و معروف نيست )
روزيش بقدر كفاف است و بر آن صبر ميكند، مرگش زود رسيده ، ميراثش كم و گريه كنندگانش كم اند.    اصول كافى جلد 3 صفحه 211

امام صادق (ع ) فرمود: روز خود را به كار خير آغاز كنيد، و در اول و آخر روز برفرشتگان گماشته خود نيكى املا كنيد (تا در اول و آخر روزنامه عمل شما نيكى نوشته شود) و در آن ميان براى شما آمرزش باشد انشاء الله .  اصول كافى جلد 3 صفحه 212

امام صادق (ع ) فرمود: پدرم ميفرمود: چون اراده كار خيرى كردى بشتاب ، زيرا نميدانى چه پيش ميآيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 212

امام صادق (ع ) فرمود: چون اراده كار خيرى كردى تاءخيرش مينداز، زيرا بنده بقصد ثواب خدا در روز گرمى روزه ميگيرد، و همان سبب ميشود كه خدا او را از آتش دوزخ ميرهاند، و چيزى را كه مايه تقرب بخداى عزوجل است كوچك مشمار، اگر چه پاره اى خرمائى باشد (كه آنرا در راه خدا دهى ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 212

حدیث هفته) 23/3/1387)

امام باقر (ع ) فرمود: كسيكه قصد كار خيرى كند، بايد بشتابد، زيرا هر چه در آن تاءخير رود، شيطان را نسبت بآن مهلتى پيدا شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 213

امام صادق (ع ) فرمود: كيست كه برايم چهار چيز را در برابر چهار خانه در بهشت عهده دار شود: انفاق كن و از فقر مترس ، و سلام را در جهان منتشر كن و بحث و جدل را رها كن ! اگر چه حق با تو باشد، و خودت بمردم انصاف مده (تا محتاج داور ديگرى نباش ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 214

امام صادق (ع ) ميفرمود: سرور اعمال سه چيز است : انصاف دادن بمردم از خود، تا آنجا كه هر چه خشنودت كند مثلش را براى مردم بخواهى ، و مواسات نمودن با برادران در مال و ياد و خدا در هر حال و آن گفتن سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر فقط نيست ، بلكه هرگاه امر خدا عزوجل بتو رو آورد عمل كنى و چون نهى و باز داريش بتو رسد، ترك كنى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 214

امام صادق (ع ) فرمود: سه كس روز قيامت از همه مخلوق بخداى عزوجل نزديكترند تا از حساب مردم فارغ شود: مرديكه قدرتش او را وادار نكند كه در خشم بر زير دستش ستم كند، و مرديكه ميان دو كس ميانجى شود، و باندازه جوى از يكى عليه ديگرى طرفدارى نكند، و مرديكه حق را گويد چه بسود يا زيانش باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 215

امام صادق (ع ) فرمود: مؤ من گرفتار نشده بچيزيكه بر او سخت تر باشد از سه خصلتى كه از آنها محروم شود (محروميت از اين سه خصلت براى مؤ من از هر چيزى سخت تر است ) عرض شد: آنها چه هستند؟ فرمود: 1 مواسات نسبت بدارائيش (با برادران دينيش ). 2 انصاف دادن از خود (يعنى حق را بگويد اگر چه بزيان او باشد). 3 بسيار ذكر خدا كردن .
آگاه باش ، من نميگويم : سبحان اللله و الحمد لله (و لا له الا الله ) است (يعنى ذكر خدا تنها گفتن اين كلمات نيست ) بلكه ياد كردن خداست هنگام حلال و حرام او (يعنى هنگام مواجهه با حلال و حرام . خدا را بياد آورد و حلال را كسب كند و حرام را ترك گويد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 216

عربى خدمت پيغمبر (ص ) آمد و حضرت بسوى جنگى ميرفت ، عرب ركاب شترش را گرفت و گفت : يا رسول الله ! بمن عملى آموز كه موجب رفتن بهشتم شود، فرمود هرگونه دوست دارى مردم با تو رفتار كنند، تو با آنها رفتار كن ، و هر چه را ناخوش دارى مردم را با تو كنند، با آنها مكن .  اصول كافى جلد 3 صفحه 216

امام صادق (ع ) فرمود: عدالت شيرين تر از آبى ست كه به لب تشنه رسد، عدالت چه گشايشى دارد زمانيكه در امرى عدالت شود، اگرچه كم باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 216

امام صادق (ع ) فرمود: از خدا پروا كنيد و عدالت ورزيد، زيرا خود شما از مردميكه عدالت نميورزند عيب ميگيريد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 217

امام صادق (ع) فرمود: عدالت شيرينتر از عسل و نرمتر از كره و خوشبوتر از مشك است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 217

رسولخدا (ص ) فرمود: كسيكه در مالش با فقير مواسات كند و بمردم از خود انصاف دهد، او مؤ من حقيقى است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 218

حدیث هفته) 30/3/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: عدالت شيرين تر از آبى است كه به جگر سوخته رسد، چه گشايشى است در عدالت ، زمانيكه در امرى عدالت شود اگر چه كم باشد.    اصول كافى جلد 3 صفحه 218

امام صادق (ع ) فرمود: شرافت مؤمن به شب زنده دارى و عزتش به بى نيازيش از مردمست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 218

على بن الحسين صلوات الله عليهما فرمود: تمام خير و نيكى را ديدم كه در بريدن طمع از دست مردم است ، و هر كه هيچ اميدى بمردم نداشته باشد و امرش را در هر كارى بخداى عزوجل واگذارد، خداى عزوجل در هر چيزى او را اجابت كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 219

امام صادق (ع) : چون يكى از شما خواهد هر چه از پروردگارش سؤ ال كند، باو عطا كند، بايد از مردم ماءيوس شود، و اميدى جز بخدا نداشته باشد، چون خداى عزوجل اين را از دلش داند، هر چه از خدا خواهى باو عطا كند.    اصول كافى جلد 3 صفحه 219

امام صادق (ع ) ميفرمود: حاجت خواستن از مردم موجب سلب عزت و رفتن حيا گردد، نوميدى از آنچه دست مردمست ، موجب عزت مؤ من است در دينش ، و طمع فقريست حاضر و آماده .  اصول كافى جلد 3 صفحه 219

امام رضا (ع ) فرمود: مرديكه سه سال از عمرش باقى مانده صله رحم ميكند، خدا عمرش را 30 سال قرار ميدهد و خدا هرچه خواهد ميكند ( البته صله رحمی و رفت و آمدی که در آن معصیت خدا نباشد ) .  اصول كافى جلد 3 صفحه 221

امام صادق (ع ) فرمود: صله اءرحام خلق را نيكو و دست را با سخاوت و نفس را پاكيزه و روزى را زياد كند و اجل را تاءخير اندازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 221

امام باقر (ع ) فرمود: صله رحم خلق را نيكو و دست را باز و نفس را پاكيزه و روزى را زياد كند و مرگ را پس ‍ اندازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 223

امام صادق (ع ) فرمود: صله رحم و خوشرفتارى با همسايه ، شهرها را آباد و عمرها را زياد كنند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 223

رسول خدا (ص ) فرمود: چيزى كه ثوابش از همه چيز زودتر رسد، صله رحم است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 223

اميرالمؤ منين صلوات الله عليه فرمود: با ارحام خود بپيونديد اگر چه با سلام كردن باشد، كه خداى تبارك و تعالى فرمايد: از خدائيكه به نام وى درخواست كنيد و نيز از بريدن خويشاوندى ها پروا كنيد كه خدا مراقب شماست ، 2 سوره 4. ( البته اگر خویشاوندان دین درستی ندارند باید از آنها برید )  اصول كافى جلد 3 صفحه 226

امام صادق (ع ) ميفرمود: صله رحم و احسان را آسان كنند و از گناهان نگهدار شوند، پس صله رحم كنيد و ببرادران خود احسان نمائيد، اگر چه بوسيله سلام كردن خوب و جواب سلام دادن باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 229

امام صادق (ع) : صله رحم اعمال را پاك و اموال را بسيار و حساب را آسان كند و بلا را بِزُدايد و روزى را زياد كند. ( البته صله رحمی و رفت و آمدی که در آن معصیت خدا نباشد )  اصول كافى جلد 3 صفحه 229

حدیث هفته) 6/4/1387)

ابو ولاد حناط گويد: از امام صادق (ع ) پرسيدم خداى عزوجل كه فرمايد: (و بپدر و مادر احسان كنيد، 23 سوره 17) اين احسان چيست ؟ فرمود: احسان اينستكه : با آنها نيكو معاشرت كنى و آنها را مجبور نكنى كه چيزيرا كه احتياج دارند از تو بخواهند، اگر چه بى نياز باشند (بلكه بايد اظهار نكرده وظيفه خود را انجام دهى ) مگر خداى عزوجل نميفرمايد: (هرگز به نيكى نرسيد، مگر از آنچه دوست داريد انفاق كنيد، 92 سوره 3).
سپس امام صادق (ع ) فرمود: و اما قول خداى عزوجل : (اگر يكى از ايشان يا هر دو آنها نزد تو به پيرى رسيدند، بآنها اف مگو و تنديشان مكن ، 23 سوره 17) يعنى اگر دلتنگت كردند بآنها اف مگو و اگر ترا زدند با آنها تندى مكن ، و فرمود: (و بآنها سخنى شريف و بزرگوار بگو) يعنى اگر ترا زدند بگو: خدا شما را بيامرزد اينست سخن شريف تو و فرمود: (و از روى مهربانى براى آنها جنبه افتادگى پيش آور) يعنى ديدگانت را به آنها خيره مكن ، بلكه با مهربانى و دلسوزى به آنها بنگر، و صدايت را از صداى آنها بلندتر مكن و دستت را بالاى دست آنها مگير و بر آنها پيشى مگير.  اصول كافى جلد 3 صفحه 230

امام صادق (ع ) مى فرمود: مردى نزد پيغمبر (ص ) و عرض كرد: يا رسول الله مرا سفارشى كن ، فرمود: چيزيرا بخدا شريك مساز اگرچه به آتش سوخته شوى و شكنجه بينى ، همواره دلت بايمان محكم باشد، و پدر و مادرت را فرمان بر و با آنها نيكى كن ( البته اطاعت از پدر و مادر در معصیت خدا جایز نیست و نباید در معصیت خدا از پدر و مادر اطاعت کرد )   ، زنده باشند يا مرده و اگر دستور دادند خاندان و مالت را كنار گذار، اين كار را بكن كه از ايمانست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 230

منصور بن حازم گويد: به امام صادق (ع ) عرض كردم : چه اعمالى بهتر است ؟ نماز در وقت و نيكى با پدر و مادر و جهاد در راه خداى عزوجل .  اصول كافى جلد 3 صفحه 231

موسى بن جعفر (ع ) فرمود: مردى از رسولخدا (ص ) پرسيد: حق پدر بر فرزندش چيست ؟ فرمود: او را بنامش نخواند و جلوش راه نرود و پيش از او ننشيند و باعث دشنام او نشود (كارى نكند كه مردم پدرش را دشنام دهند).  اصول كافى جلد 3 صفحه 231

امام صادق (ع ) فرمود: مردى از شما را چه مانع مى شود كه بپدر و مادرش نيكى كند، زنده باشند يا مرده ، كه از جانب آنها نماز بخواند و صدقه دهد و حج گذارد و روزه بگيرد، تا آنچه كرده ثوابش از آنها باشد و مانند آن هم براى خود او و تا خداى عزوجل بوسيله احسان و صله او خير و فراوانى برايش زياد كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 232

معمر بن خلاد گويد: بامام رضا عليه السلام عرضكردم : هر گاه پدر و مادرم مذهب حق را نشناسند دعاشان كنم ؟ فرمود: براى آنها دعا كن و از جانب آنها صدقه بده ، و اگر زنده باشند و مذهب حق را نشناسند با آنها مدارا كن ، زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خدا مرا برحمت فرستاده نه به بى مهرى و نافرمانى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 232

مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرضكرد: يا رسول الله ؟ من بجهاد علاقه دارم و نسبت بآن با نشاطم ، پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: پس در راه خدا جهاد كن كه اگر كشته شوى نزد خدا زنده خواهى بود و روزى داده شوى و اگر بميرى پاداشت بعهده خدا باشد، و اگر (از ميدان جنگ ) باز گردى ، از گناهان پاك شوى مانند روزيكه متولد شده اى .
عرضكرد: يا رسول الله ! من پدر و مار پيرى دارم كه بگمان خود بمن انس گرفته اند و از رفتنم بجهاد كراهت دارند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: در اينصورت ملازم پدر و مادرت باش . سوگند بآنكه جانم در دست اوست : ماءنوس بودن يكشبانه روز آنها با تو از جهاد يكسال بهتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 233

حدیث هفته) 13/4/1387)

ابراهيم بن شعيب گويد : به امام صادق (ع ) عرضكردم : پدرم بحدى پير و ناتوان شده كه او را براى قضاى حاجت به توالت مى بريم ، فرمود: اگر توانى خودت در اين كاراو را کمک كنى بكن و خودت برايش لقمه كن تا سپر آتش فردايت باشد (تا فردا تو را ببهشت ببرد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 236

مردى به امام صادق (ع ) عرضكرد: پدر و مادر من مخالف مذهب شيعه مى باشند، حضرت فرمود با آنها خوشرفتارى كن ، چنانكه با مسلمانهاى دوست ما خوشرفتارى مى كنى .  اصول كافى جلد 3 صفحه  236

امام باقر (ع ) فرمود: سه چيز است كه خداى عزوجل نسبت به مخالفت با آنها رخصت نفرموده : برگرداندن امانت به نيكوكار و بدكردار و وفاء به پيمان و عهد  نسبت به نيكوكار و بدكردار و خوشرفتارى با پدر و مادر، نيكوكار باشند يا بدكردار.  اصول كافى جلد 3 صفحه 236

امام صادق (ع ) فرمود: مردى خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد و از حضرت راجع به خوش رفتارى با پدر و مادر پرسيد. حضرت فرمود: با مادرت خوشرفتارى كن ، با مادرت خوشرفتارى كن ، با مادرت خوشرفتارى كن . با پدرت خوشرفتارى كن ، با پدرت خوشرفتارى كن ، با پدرت خوشرفتارى كن ، و مادر را پيش از پدر ذكر فرموده .  اصول كافى جلد 3 صفحه 236

جابر گويد: مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرضكرد: من جوانى با نشاطم و جهاد را دوست دارم ولى مادرى دارم كه نمى خواهد به جهاد روم . پيغمبر صلى الله عليه و آله باو فرمود: باز گرد و همراه مادرت باش ، سوگند بآنكه مرا بحق نبوت مبعوث فرموده ، كه انس گرفتن يك شب او با تو از جهاد يكسالت در راه خدا بهتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 237

امام باقر (ع ) فرمود: همانا بنده ئى نسبت بپدر و مادر خويش در زمان حياتشان نيكوكار است ، سپس آنها مى ميرند و او بدهى آنها را نمى پردازد و براى آنها آمرزش نمى خواهد، لذا خدا او را عاق و نافرمان مى نويسد، و بنده ديگر در زمان حيات پدر و مادر خود عاق آنها است و نسبت بآنها نيكى نمى كند، ولى چون مردند بدهى آنها را مى پردازد و براى آنها آمرزش مى خواهد و خداى عزوجل او را نيكوكار مى نويسد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 238

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه صبح كند و بامور مسلمين همت نگمارد مسلمان نيست . اصول كافى جلد 3 صفحه 238

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: عابدترين مردم كسى است كه نسبت به همه مسلمين خير خواه تر و پاكدلتر باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 238

پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه صبح كند و به امور مسلمين همت نگمارد از آنها نيست ، و هر كه بشنود مردى فرياد مى زند (مسلمانها بدادم برسيد) و جوابش نگويد مسلمان نيست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 239

از رسول خدا صلى الله عليه و آله سؤ ال شد محبوبترين مردم نزد خدا كيست ؟ فرمود: كسيكه سودش بمردم بيشتر باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 239

حدیث هفته) 20/4/1387)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هركس تجاوز آب يا آتشى را از گروهى از مسلمين بگرداند، بهشت برايش ‍واجب گردد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 239

امام صادق (ع ) درباره قول خداى عزوجل (بمردم سخن نيك گوييد و جز خير نگوييد 83 سوره 2) فرمود: بمردم سخن نيك گوييد و جز خير نگوييد تا بدانيد حقيقت چيست (پس اگر يقين پيدا كرديد كه شخصى سزاوار خير نيست نگوييد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 239

امام صادق (ع) فرمود : بهترين سخنيكه دوست داريد مردم درباره شما گويند، درباره مردم بگوييد.    اصول كافى جلد 3 صفحه 240

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: احترام گذاشتن به مسلمان مو سفيد از جمله تجليل خداست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 240

امام صادق (ع ) فرمود: از ما نيست كسيكه بزرگ سال ما را احترام نكند و به خوردسال ما ترحم ننمايد.  اصول كافى جلد  3 صفحه 240

امام صادق (ع ) فرمود: سالمندان خود را بزرگ داريد و با ارحام خود صله كنيد، وصله رحمى بهتر از آزار نرساندن بآنها نيست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 241

امام صادق (ع ) فرمود: اهل ايمان برادر يكديگرند و فرزندان يك پدر و مادر باشند و چون از مردى رگى زده شود برايش بيدار خوابى كشند. (چنانچه گاهى مؤمنى را شب خواب نبرد و سپس معلوم شود كه بيكى از برادران ايمانيش ‍ بلائى رسيده است ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 241

امام صادق (ع) فرمود: مؤمن برادر مؤمن است ، چشم و راهنماى اوست ، نسبت به او خيانت و ستم و غش روا ندارد و با او خلف وعده نكند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 242

امام صادق (ع) فرمود : مؤمن برادر مؤمن است ، مانند يك پيكريكه هرگاه عضوى از آن دردمند شود، اعضاء ديگر هم احساس درد كنند و روحهاى آنها نيز از يكروحست ، و همانا روح مؤمن پيوستگيش بروح خدا از پيوستگى پرتو خورشيد بخورشيد بيشتر است.اصول كافى جلد 3 صفحه 242

امام صادق (ع) فرمود: مسلمان برادر مسلمان است ، چشم و آينه و راهنماى اوست ، نسبت به او خيانت و نيرنگ و ستم نكند و او را تكذيب ننمايد و از او غيبت نكند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 242

امام صادق (ع) مى فرمود : مؤمنين خدمتگزار يكديگرند. راوى گويد: عرضكردم : چگونه خدمتگزار يكديگرند؟ فرمود: به يكديگر فايده رسانند... تا آخر حديث .  اصول كافى جلد 3 صفحه 243

امام باقر (ع) فرمود : از حق مؤمن بر برادر مؤمنش اينستكه گرسنگى او را سير كند و عورتش را بپوشاند و از گرفتاريش ‍ نجات بخشد و بدهيش را بپردازد و چون بميرد نسبت بخانواده و فرزندانش از او جانشينى كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 245

امام صادق (ع ) فرمود: برخى از حقوق مسلمان بر برادرش اينستكه چون او را ديد سلامش كند و چون بيمار شود عيادتش نمايد و چون غائب شود خير خواهيش كند و چون عطسه كند دعايش كند (یر حمك الله گويد) و چون بميرد تشييعش كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 248

امام باقر صلوات الله عليه فرمود: اصحاب خود را بزرگ داريد و احترام كنيد و بيكديگر رو ترش نكنيد. زيان نزنيد و رشك نبريد و از بخل بپرهيزيد تا از بندگان مخلص خدا باشيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 252

حدیث هفته) 27/4/1387)

معلى بن خنيس گويد: از امام صادق (ع ) درباره حق مؤ من پرسيدم فرمود: هفتاد حق است كه جز هفت حق را بتو نميگويم ، زيرا بتو مهربانم و ميترسم تحمل نكنى ، عرضكردم : چرا انشاء الله ، فرمود: تو سير نباشى و او گرسنه ، و پوشيده نباشى و او برهنه و راهنماى او باشى و پيراهنيكه ميپوشد و زبان گوياى او باشى و براى او بخواهى آنچه را براى خود خواهى و اگر كنيزى دارى او را بفرستى تا فرش و بسترش را مرتب كند و در شب و روز، در حوائج او كوشا باشد پس چون چنين كردى ولايت خود را بولايت ما رسانيده اى و ولايت ما را بولايت خداى عزوجل .  اصول كافى جلد 3 صفحه 252

امام صادق (ع ) فرمود: مسلمان برادر مسلمانست ، باو ستم نكند و او را وانگذارد و نسبت باو خيانت نكند، و بر مسلمانان سزاوار است در پيوستگى با يكديگر كوشش كنند و در كمك كردن بر مهربانى دو جانبه و مواسات با نيازمندان و عطوفت با يكديگر تا چنان باشيد كه خداى عزوجل بشما دستور فرموده كه : رحماء بينهم (با يكديگر مهر ورزند 29 سوره 48) با يكديگر مهربانند و نسبت بامريكه مربوط بآنهاست و فوت شده اندوهگين باشند، برهمان روشى كه گروه انصار در زمان رسولخدا صلى الله عليه و آله بودند.   اصول كافى جلد 3 صفحه 253

امام صادق (ع ) باصحابش ميفرمود: از خدا پروا كنيد و برادرانى خوش رفتار باشيد، در راه خدا باهم دوستى كنيد و پيوستگى داشته باشيد و مهر ورزيد بديدار و ملاقات يكديگر رويد و امر (ولايت ) ما را مذاكره كنيد و آنرا زنده داريد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 253

خيثمه گويد: خدمت امام باقر (ع ) رسيدم تا با او وداع كنم . فرمود: اى خيثمه هر كس از دوستان ما را ميبينى سلام برسان و آنها را بتقواى خداى بزرگ سفارش كن و اينكه توانگرشان بر فقيرشان توجه كند و قويشان بر ضعيف و زنده آنها بر جنازه ميتشان حاضر شوند و در منازل بملاقات يكديگر روند، زيرا ملاقات آنها با يكديگر موجب زنده ساختن امر ماست ، خدا رحمت كند بنده اى را كه امر ما را زنده دارد. اى خيثمه بدوستان ما پيغام ده كه ما از طرف خدا آنها را جز بعملشان بى نيازى ندهيم و چاره سازى نكنيم ، جز باورع بدوستى ما نرسند و پرحسرت ترين مردم روز قيامت كسى است كه عدالتى را بستايد و سپس بخلاف آن گرايد (مانند كسيكه بولايت ائمه عليهم السلام تظاهر كند و از آنها پيروى ننمايد يا عمل صالحى را بستايد و بآن عمل نكند).  اصول كافى جلد 3 صفحه 254

رسولخدا (ص ) فرمود: جبرئيل (ع ) بمن خبر داد كه خداى عزوجل فرشته اى را بزمين فرستاد، فرشته راه ميرفت تا به در خانه اى رسيد كه مردى از صاحبخانه اجازه ورود مى گرفت فرشته گفت : با صحاب اين خانه چه كار دارى ؟ گفت او برادر مسلمان من است كه بخاطر خداى تبارك و تعالى ديدارش ميكنم فرشته گفت : جز بدين منظور نيامده اى ؟ گفت : جز بدين منظور نيامده ام . فرشته گفت : من فرستاده خداى بسوى تو هستم ، او سلامت ميرساند و ميفرمايد: بهشت برايت واجب شد، سپس گفت : خداى عزوجل ميفرمايد: هر مسلمانى كه از مسلمانى ديدار كند، او را ديدار نكرده بلكه مرا ديدار كرده و بهشت بعنوان ثواب او بر عهده من است .   اصول كافى جلد 3 صفحه 255

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه براى خدا از برادرش ديدن كند، خداى عزوجل فرمايد: مرا ديدن كردى و ثوابت بر من است و بثوابى جز بهشت برايت خرسند نيستم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 255

امام صادق (ع ) ميفرمود: هر كس برادرش را در ناحيه شهر (از راه دور) براى رضاى خدا ديدن كند، او زائر خداست و بر خدا سزاوار است كه زائر خود را گرامى دارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 256

حدیث هفته) 3/5/1387)

امام صادق (ع ) ميفرمود: هر كس براى خدا در حال بيمارى يا تندرستى از برادرش ديدن كند كه براى نيرنگ و دريافت عوضى نباشد ، خدا هفتاد هزار فرشته بر او گمارد كه از پشت سرش فرياد زنند : پاك شدى و بهشت برايت خوش باد، شما زوار خدا و واردين حضرت رحمانيد تا بمنزلش رسد يسير گفت : بحضرت عرضكردم : قربانت اگرچه راه دور باشد ؟ فرمود : آرى اى يسير! اگر چه يكسال راه باشد زيرا خدا جواد است و فرشتگان بسيار، از او بدرقه كنند تا بمنزلش ‍ مراجعت كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه  256

امام صادق (ع ) فرمود: هيچ مسلمانى از برادر مسلمانش در راه خدا و براى خدا ديدن نكند جز آنكه خداى عزوجل فريادش زند: اى زائر خوش باش و بهشت برايت خوش باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 257

امام باقر (ع ) فرمود: خداى عزوجل را بهشتى است كه جز سه كس واردش نشوند: مرديكه بر زيان خود بحق حكم كند، و مرديكه برادر مؤمنش را براى خدا زيارت كند ، و مرديكه براى خدا برادر    مؤمنش را برخود ترجيح دهد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 257

اميرالمؤمنين (ع ) فرمود: ديدار برادران غنيمت بزرگى است اگر چه اندك باشند (يعنى اگر چه اينگونه برادران كميابند).  اصول كافى جلد 3 صفحه 259

ابوعبيده گويد: من همكجاوه امام باقر (ع ) بودم و اول من سوار ميشدم و سپس آنحضرت ، چون قرار ميگرفتيم حضرت بمن سلام ميكرد و مانند مرديكه رفيقش را بتازگى نديده احوال پرسى و مصاحفه ميفرمود و هنگام پياده شدن او پيش ‍ از من پياده ميشد، چون بر زمين قرار ميگرفتيم سلام ميكرد و مانند كسيكه رفيقش را بتازگى نديه احوال پرسى مينمود.
من گفتم يا بن رسول الله شما كارى ميكنى كه هيچكس از مردم نزد ما نميكند و اگر يكبار هم بكند زياد است ؟ فرمود: مگر ثواب مصافحه ( دست دادن ) را نميدانى ؟ دو مؤ من بهم بر ميخورند و يكى بديگرى دست ميدهد، پس همواره گناهان آندو ميريزد، چنانكه برگ از درخت ميريزد، و خدا بآنها توجه ميفرمايد تا از يكديگر جدا شوند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 259

هشام بن سالم گويد: از امام صادق (ع ) حد مصافحه ( دست دادن ) را پرسيدم ، فرمود: گردش دور درخت خرماست (يعنى اگر چه بمقدار گردش دور درخت خرما از يكديگر جدا شوند مستحب است با يكديگر مصاحفه كنند) ( دست بدهند ) .  اصول كافى جلد 3 صفحه 261

رسولخدا (ص ) فرمود: چون بيكديگر برخورديد با سلام كردن و مصاحفه برخورديد، و چون از يكديگر جدا شويد با آمرزش خواهى جدا شويد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 262

امام صادق عليه السلام فرمود: رسولخدا صلى الله عليه و آله هرگز با مردى مصاحفه نمى كرد، جز آنكه دست خود رااز دست او نمى كشيد، تا وقتى كه او دست خود را از دست حضرت مى كشيد.  اصول كافى جلد  3 صفحه 263

امام صادق (ع ) فرمود: با يكديگر مصافحه كنيد، زيرا مصاحفه كينه را ميبرد.  اصول كافى جلد3 صفحه 264

حدیث هفته) 10/5/1387)

رفاعه گويد: شنيدم امام (ع ) مى فرمود: مصافحه كردن مؤ من از مصافحه ملائكه بهتر است (كنايه از اينكه مقام مؤمن از مقام فرشته برتر است )  اصول كافى جلد 3 صفحه 265

يونس بن ظبيان گويد: امام صادق (ع ) فرمود: شما (شيعيان ) را نوريستكه بوسيله آن در دنيا شناخته شويد، تا آنجا كه هر گاه يكى از شما برادرش را ملاقات كند، محل نور را در پيشانى او بوسد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 266 ( شرح : شناختن شيعيانرا بوسيله نور پيشانى مختص بائمه و فرشتگان و خواص اهل ايمانست و آيه شريفه سيماهم وجوههم من اثر السجود مؤ يد اين معناست و از اينرو محل نور در اين روايت محل سجده معين شده است . )

امام صادق (ع ) فرمود : به زيارت يكديگر رويد زيرا زيارت شما از يكديگر زنده گردانيدن دلهاى شما و ياد نمودن احاديث ماست ، و احاديث ما شما را به هم متوجه مى سازد،پس اگر به آنها عمل كنيد، هدايت و نجات يابيد ، و اگر آنها را ترك كنيد گمراه و هلاك شويد، پس به آنها عمل كنيد و من ضامن نجات شمايم. اصول كافى جلد 3 صفحه 268

امام صادق (ع ) فرمود: برخى از فرشتگان آسمان به يك و دو و سه تن (از ساكنان زمين ) كه فضل آل محمد را ذكر مى كنند سركشى مى كنند و مى گويند: نمى بينيد اينها را كه با وجود كمى خود و بسيارى دشمنشان ، فضل آل محمد صلى الله عليه و آله را مى ستايند، سپس دسته ديگر از فرشتگان گويند: اين فضل خداست كه بهر كه خواهد مى دهد و خدا صاحب فضل بزرگست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 269

عباد بن كثير گويد: به امام صادق (ع ) عرضكردم : داستان سرائى ديدم كه داستان مى سرود و مى گفت : اين است آن مجلسى كه هر كه در آن نشيند شقى نگردد، امام صادق (ع ) فرمود: هيهات هيهات ، بخطا رفتى استاههم الحفرة ( در لغت عربى اين جمله در موردى گفته مى شود كه سخن ياوه و نامربوطى از دهن شخصى در آيد. ) همانا براى خدا جز كرام كائنين ( فرشتگان بزرگواريكه كار آنها نوشتن است ) فرشتگانى است سياح كه چون بمردمى برخورند كه از محمد و آل محمد ياد كنند، گويند: بايستيد كه بحاجت خود رسيديد، سپس مى نشينند و با آنها دانش آموزند، و چون برخيزند از بيمارانشان عيادت كنند و بر سر مرده هايشان حاضر شوند و از غايبانشان خبرگيرى كنند. اينست مجلسى كه هر كه در آن نِشيند شقى نگردد.    اصول كافى جلد 3 صفحه 268

ميسر گويد: امام باقر (ع ) بمن فرمود: آيا شما خلوت مى كنيد و گفتگو مى نماييد و هر چه خواهيد مى گوييد؟ عرضكردم : آرى بخدا كه ما خلوت مى كنيم (در مجلسى خالى از مخالف و بيگانه انجمن مى كنيم ) و گفتگو نموده هر چه خواهيم (از مختصات شيعه ) مى گوييم ، فرمود: همانا بخدا من دوست دارم كه در بعضى از آن مجالس با شما باشم ، همانا بخدا كه من بوى شما و نسيم شما (عقايد و اقوال شما) را دوست دارم ، و شمائيد كه دين خدا و دين ملائكه او را داريد، پس (مرا بشفاعت و كفالت خود با) پرهيز از حرام و كوشش در طاعت كمك كنيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 269

امام صادق (ع ) فرمود: هرگاه سه تن يا بيشتر از مؤ منين انجمن كنند، به همان شماره از فرشتگان حاضر شوند، تا اگر آنها دعاى خيرى كنند فرشتگان آمين گويند و اگر از شرى پناه جويند، فرشتگان دعا كنند تا خدا آن شر را از آنها بگرداند و اگر حاجتى سؤ ال كنند، نزد خدا شفاعت كنند و قضاى آنرا از خدا بخواهند.و هرگاه سه تن از منكرين (ولايت آل محمد صلى الله عليه و آله ) يا بيشتر انجمن كنند ده برابر آنها از شياطين حاضر شوند تا اگر سخنى گويند شياطين هم مانند سخن آنها گويند و چون بخندند، شياطين هم بخندند، و هرگاه از اولياء خدا بدگوئى كنند، شياطين هم بدگوئى كنند. پس هر كس از مؤ منين كه گرفتار آنها شود، چون در اين مطالب وارد شدند بايد برخيزد و شريك و همنشين شيطان نشود، زيرا در برابر غضب خداى عزوجل چيزى ياراى مقاومت ندارد و لعنت خدا را چيزى باز نگرداند، سپس آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود: و اگر نتواند بايد بدل انكار كند و برخيزد هر چند بقدر دوشيدن گوسفند و يا شترى باشد.    اصول كافى جلد 3 صفحه 269  ( مقصود از جمله اخير اينستكه هرگاه نتواند از اول مجلس برخيزد بايد تا زمانى كه باكراه در آنمجلس ‍ نشسته انكار قلبى خود را اظهار دارد و هرگاه برخاستن ممكن شد بلافاصله برخيزد اگر چه چند لحظه اى از آخر مجلس ‍ باشد تا مخالفت عملى خود را هم اظهار داشته درزمره آنها محسوب نشود. )

حدیث هفته) 17/5/1387)

ابى المغرا گويد : شنيدم حضرت ابوالحسن عليه السلام مى فرمود: براى شيطان و سپاهيانش چيزى مجروح كننده تر از ديد و بازديد برادران ، يكديگر براى خدا نيست ، فرمود : براستى كه دو مؤ من يكديگر را ملاقات مى نمايند و گفتگوى خدا مى كنند سپس گفتگوى برترى ما اهل بيت (ع) را مى نمايند پس باقى نمى ماند بر صورت ابليس گوشتى مگر اينكه فرو ريخته مى شود تا آنكه روحش استغاثه مى كند از شدت آنچه از درد مى يابد، پس ملائكه آسمان و دربانان بهشت آنرا مى فهمند و وى را لعنت مى كنند تا آنكه باقى نمى ماند فرشته مقربى مگر آنكه او را لعنت مى كند پس مى افتد رانده شده و رنج ديده و دور گشته .  اصول كافى جلد 3 صفحه 270

امام باقر (ع ) فرمود: لبخند شخص در روى برادر مؤ منش حسنه باشد، و برداشتن خاشاكى از روى وى نيز حسنه باشد، و خدا بچيزى كه محبوب تر باشد نزد او از مسرور ساختن مؤ من پرستش نشده. اصول كافى جلد 3 صفحه 271

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: محبوبترين اعمال نزد خدا سرورى است كه بمؤ منى رسانى : گرسنگى او را بزدائى يا گرفتارى او را بردارى .  اصول كافى جلد 3 صفحه 275

فضل گويد : امام صادق (ع ) بمن فرمود: اى مفضل ! آنچه بتو مى گويم بشنو و بدانكه حق است و انجام ده و به برادران بزرگوارت خبر ده ، عرضكردم : برادر بزرگوارم كيانند؟ فرمود: كسانيكه در روا ساختن حوائج برادران خود رغبت دارند، سپس فرمود : هركس يك حاجت برادر مؤ من خود را روا كند، خداى عزوجل روز قيامت صدهزار حاجت او را روا كند، كه نخستين آن بهشت باشد و ديگرش اينكه خويشان و آشنايان و برادرانش را اگر ناصبى نباشند ببهشت برد، و رسم مفضل اين بود كه چون يكى از برادرانش درخواست حاجتى مى كرد ، باو مى گفت : آيا نمى خواهى كه از برادران بزرگوار باشى ؟  اصول كافى جلد 3 صفحه 276

امام صادق (ع ) فرمود: روا ساختن حاجت مؤ من از آزاد كردن هزار بنده و بار كردن هزار اسب در راه خدا (فرستادن بجهاد) بهتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 277

و با حضرت صادق (ع) فرمود : بر آوردن حاجت يكمرد مؤ من نزد خدا از بيست حجيكه ، در هر يك از آنها صد هزار (دينار يا درهم ) خرج شود بهتر است . اصول كافى جلد 3 صفحه 277

امام صادق (ع ) فرمود : هر مسلمانى كه حاجت مسلمانى را روا كند، خداى تبارك و تعالى به او خطاب كند كه : ثواب تو به عهده من است و به غير بهشت برايش راضى نباشم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 279

اسحاق بن عمار گويد: امام صادق (ع ) فرمود: هر كس گرد اين خانه (كعبه ) يك طواف كند خداى عزوجل برايش شش ‍ هزار حسنه نويسد و شش هزار گناه از او بزدايد و شش هزار درجه برايش بالا برد، و چون نزد ملتز( قسمتى از ديوار پشت خانه كعبه ) رسد. خدا هفت در از درهاى بهشت برايش گشايد، عرضكردم : قربانت ، اين همه فضيلت براى طوافست ؟ فرمود: آرى : اكنون تو را به بهتر از طواف خبر مى دهم ، روا ساختن حاجت مسلمان بهتر است از طوافى و طوافى و طوافى تا به ده طواف رسد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 279

امام صادق (ع ) مى فرمود: هركس در راه حاجت برادر مؤ منش گام بردارد تا آنرا روا كند و مقصودش ثواب خدا باشد. خداى عزوجل برايش مانند پاداش يك حج عمره پذيرفته و روزه دو ماه حرام با اعتكاف آنها در مسجد الحرام بنويسد. و هر كس به نيت روا ساختن کار برادر دینی اش گام بردارد، ولى برآورده نگردد، خدا برايش مانند يك حج پذيرفته نويسد، پس ‍ در كار خير رغبت كنيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 279

حدیث هفته) 24/5/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: در نيكى رساندن به برادران خود با يكديگر مسابقه گذاريد و اهل نيكى باشيد، زيرا بهشت را دريست به نام معروف (نيكى و احسان ) كه جز كسيكه در زندگى دنيا نيكى كرده ، داخل آن نشود، همانا بنده در راه برآوردن حاجت برادر مؤمن خود گام بردارد و خداى عزوجل دو فرشته بر او گمارد، يكى در طرف راست و ديگرى از جانب چپ او كه برايش از پروردگار آمرزش خواهند و براى روا شدن حاجت او دعا كنند. سپس فرمود: بخدا كه چون مؤمن به حاجتش رسد پيغمبر صلى الله عليه و آله از خود او مسرورتر است .   اصول كافى جلد 3 صفحه 280

امام باقر (ع ) فرمود : به خدا سوگند كه گذراندن يك حج نزد من از اينكه يك بنده آزاد كنم تا برسد به ده بنده و هفتاد بنده محبوبتر است ، و اگر يك خانواده از مسلمين را كفالت كنم كه آنها را از گرسنگى برهانم و پيكرشانرا بپوشانم تا آبروى آنها را نزد مردم حفظ كنم ، نزد من از گزاردن حجى و حجى تا برسد به ده حج و هفتاد حج محبوبتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 280

امام باقر (ع ) فرمود: خداى عزوجل به موسى عليه السلام وحى فرمود: همانا از جمله بندگانم كسى است كه بوسيله حسنه بمن تقرب جويد و من او را در بهشت حاكم سازم (بهشت را در اختيار او گذارم ) موسى عرضكرد: پروردگارا آن حسنه چيست ؟ فرمود: اينكه همراه برادر مؤ منش در راه برآوردن حاجت او گام بردارد، چه آنكه برآورده شود يا نشود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 281

امام باقر (ع ) فرمود: همانا مؤ من حاجتى از برادرش به او مراجعه مى شود كه نمى تواند انجام دهد، ولى بدان همت مى گمارد و دل مى بندد، خداى تبارك و تعالى او را بسبب همتش به بهشت وارد مى كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 281

حضرت ابوالحسن عليه السلام فرمود: همانا از براى خدا در زمين بندگانى است كه براى حوائج مردم كوشش مى كنند، اينها روز قيامت در امانند، و هر كه به مؤ منى شادى رساند، خدا روز قيامت دلش را شاد سازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 282

امام باقر (ع ) فرمود: هركس در راه حاجت برادر مسلمانش گام بردارد، خدا او را در زير سايه 75 هزار فرشته قرار مى دهد و هر گامى بردارد، خدا برايش حسنه نويسد و گناهى از او بزدايد و درجه ئى بالا برد، و چون او از برآوردن حاجت برادرش فارغ شود، خداى عزوجل بدان جهت برايش پاداش حج و عمره گزار نويسد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 282

امام صادق (ع ) فرمود: گام برداشتنم براى بر آوردن حاجت برادر مسلمانم ، نزد من محبوبتر است از اينكه هزار بنده آزاد كنم و هزار اسب زين و لجام كرده در راه خدا بفرستم (يعنى بجهاد بفرستم ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 283

امام صادق (ع ) فرمود: مؤ منى نيست كه در راه حاجت برادر مؤ منش گام بردارد، جز آنكه خداى عزوجل برايش در هر قدمى حسنه ئى نويسد و گناهى فرو ريزد و درجه ئى بالا برد و سپس ده حسنه بيفزايد و در ده حاجت او را شفيع گرداند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 283

صفوان جمال گويد: خدمت امام صادق (ع ) نشسته بودم كه مردى از اهل مكه بنام ميمون آمد و از نداشتن كرايه شكايت كرد، حضرت بمن فرمود: برخيز و برادرت را يارى كن ، من برخاستم و همراه او شدم تا خدا كرايه او ار فراهم ساخت ، سپس به مكان خود برگشتم .
امام صادق (ع ) فرمود: براى حاجت برادرت چه كردى ؟ عرضكردم : پدر و مادرم بقربانت ، خدا آنرا روا كرد، حضرت ابتدا فرمود: همانا اگر برادر مسلمانت را يارى كنى ، نزد من از طواف يك هفته (هفت شوط) بهتر است ، سپس فرمود: مردى نزد حسن بن على عليهما السلام آمد و عرضكرد: پدر و مادرم بقربانت ، مرا بقضاء حاجتى يارى كن ، حضرت نعلين پوشيد و همراه او شد، در بين راه حسين صلوات الله عليه را ديد كه به نماز ايستاده است ، امام حسن عليه السلام به آنمرد فرمود: چرا از ابى عبدالله (حسين بن على عليه السلام ) براى قضاء حاجتت كمك نخواستى ؟ عرضكرد: پدر و مادرم بقربانت اين كار را كردم ، اعتكافش را يادآور شد، امام حسن عليه السلام فرمود: همانا اگر او ترا يارى مى كرد از اعتكاف يكماهش بهتر بود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 284

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزوجل فرمايد: مخلوق عيال منند (زيرا ضامن روزى ايشانم ) و محبوبترينشان نزد من كسى است كه نسبت به آنها مهربانتر و در راه حوائجشان كوشاتر باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 285

حدیث هفته) 31/5/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه از برادر مؤ من گرفتار تشنه كام خود هنگام بى تابيش فرياد رسى كند و او را از گرفتارى نجات دهد و براى رسيدن به حاجتش او را يارى كند، خداى عزوجل به سبب آن عمل 72 رحمت از جانب خود برايش ‍ نويسد، كه يكى از آنها بزودى (در دنيا) به او دهد و به سبب آن امر زندگيش را اصلاح كند و 71 رحمت ديگر را براى هراس و ترسهاى روز قيامتش ذخيره كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه  285

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسيكه مؤ منى را يارى كند خداى عزوجل 73 گرفتارى از او بردارد كه يكى در دنيا باشد و هفتاد و دوى ديگر هنگام گرفتاريهاى بزرگ . و فرمود: هنگاميكه مردم بخود مشغولند (يعنى روز قيامت كه هركس گرفتار اعمال خود است ).  اصول كافى جلد 3 صفحه  286

امام صادق (ع ) مى فرمود: كسيكه مؤ منى را از گرفتارى نجات دهد، خدا او را از گرفتاريهاى آخرت نجات بخشد، و از گورش با دل خنك شده و مسرور درآيد، و هر كه مؤ من گرسنه ئى را سير كند، خدا او را از ميوه هاى بهشت خوراند و هر كه شربتى به او آشاماند، خدايش از شربت بهشتى مهر شده آشاماند.  اصول كافى جلد 3 صفحه  286

امام صادق (ع ) مى فرمود: هركس گرفتارى مؤ منى را كه در سختى افتاده رفع كند خدا حوائج دنيا و آخرتش را آسان كند، و هر كه عيب مؤ منى را كه از آن مى ترسد بپوشاند، خدا 70 عيب دنيوى و اُخروى او را بپوشاند، آنگاه فرمود: تا زمانيكه مؤ من در راه كمك برادرش باشد، خدا در راه كمك به اوست . از موعظه سود بريد و در كار خير رغبت كنيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه  286

ابو بصير گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: يك مسلمان را خوراك دهم ، از خوراك دادن افقى از مردم نزد من بهتر است ، عرضكردم : افق چقدر است ؟ فرمود صدهزار كس يا بيشتر. ( مُراد به مردم مخالفین مستضعف یا مومنین مستضعف است ( مجلسی ره ). اصول كافى جلد 3 صفحه 287

امام صادق (ع ) فرمود: مردى نيست كه دو تن از مؤ منين را به خانه خود برد و بقدر سيرى به آنها بخوراند: جز آنكه اين عملش بهتر از آزاد كردن يك بنده باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 287

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه مؤ منى را اطعام كند تا سير شود، هيچ يك از مخلوق خدا اجر اُخروى او را نداند، نه فرشته مقرب و نه پيغمبر مرسل جز خداوند پروردگار جهانيان ، سپس فرمود: از اسباب آمرزش اطعام كردن مسلمان گرسنه است ، آنگاه قول خداى عزوجل را تلاوت فرمود: (يا اطعام كردن يتيم خويشاوند يا مستمند خاكنشين در روز قطحى و گرسنگى ، 16 سوره 90).  اصول كافى جلد 3 صفحه 288

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه شربت آبى در جائيكه بدان توانائى دارد به مؤ منى آشاماند، خدا در برابر هر شربتى 70 هزار حسنه به او دهد، و اگر در جائيكه به آب توانائى ندارد (يعنى بسختى آب فراهم مى شود) به او آشاماند، مثل اينستكه ده بنده از فرزندان اسماعيل را آزاد كرده است .  اصول كافى جلد 3 صفحه  288

حدیث هفته) 7/6/1387)

ابو محمد وابشى گويد: خدمت امام صادق (ع ) از اصحاب ما (شيعيان ) ياد شد، من گفتم : من صبحانه و شامى نخورم مگر با دو تن و سه تن و كمتر و بيشتر از آنها، امام صادق (ع ) فرمود: فضيلت آنها بر تو بيش از فضيلت تو بر آنهاست . عرضكردم : قربانت ، چگونه چنين است ، در صورتيكه من خوراك خودم را بآنها خورانم و از مالم بآنها انفاق كنم و عيالم را خدمتگزارشان سازم ! فرمود: آنها چون وارد شوند همراه روزى بسيارى از جانب خداى عزوجل وارد شوند و چون خارج گردند، آمرزش را براى تو بجا گذارند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 289

رابعى گويد امام صادق (ع ) فرمود: هر كه برادرش را براى خدا اطعام كند، پاداشش مانند كسى است كه فئامى از مردم را اطعام كند، عرضكردم : فئام چقدر است ؟ فرمود: صدهزار از مردم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 289

سدير صيرفى گويد: امام صادق (ع ) بمن فرمود: چه مانعى دارى كه در هر روز بنده ئى آزاد نمى كنى ؟ گفتم : دارائيم به اين مقدار نمى رسد، فرمود: در هر روز مسلمانى را اطعام كن ، عرضكردم : ثروتمند باشد يا فقير؟ ثروتمند هم گاهى اشتهاى طعام دارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 290

امام صادق (ع ) فرمود: چيزى را نمى بينم كه برابر زيارت كردن از مومن باشد، جز اطعام او، و بر خدا سزاوار است كه هر كه مؤ منى را اطعام كند، او را از اطعام بهشت خوراند.  اصول كافى جلد 3 صفحه  291

نصر بن قاموس گويد: امام صادق (ع ) فرمود: اطعام دادن بيك مؤ من نزد من محبوبتر است از آزاد كردن ده بنده و گزاردن ده حج ، عرضكردم : ده بنده و ده حج ؟! فرمود: اى نصر اگر شما طعامش ندهيد مى ميرد يا زبونش مى سازيد، زيرا او (از فشار گرسنگى ) نزد ناصبى مى رود و از او سؤ ال مى كند، و مردن برايش از سؤ ال كردن از ناصبى بهتر است ، اى نصر هر كه مؤ منى را زنده كند، چنان است كه همه مردم را زنده كرده ، و اگر باو اطعام نكنيد، او را كشته ايد و اگر اطعامش كنيد او را زنده كرده ايد.  اصول كافى جلد 3 صفحه291

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه لباسى زمستانى يا تابستانى به برادرش بپوشاند، سزاوار است بر خدا كه او را از جامه هاى بهشتى بپوشاند، و سختى هاى مردن را بر او آسان كند و در قبرش بر او گشايش دهد، و چون از قبر درآيد فرشتگان با مژدگانى از او ملاقات كنند، اين است قول خداى عزوجل در كتابش : (و فرشتگان به پيشواز آنها روند كه امروز است آن روزى كه بشما وعده داده شده ، 103 سوره 21).  اصول كافى جلد 3 صفحه 292

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه خاشاكى از چهره برادر مؤ منش برگيرد، خداى عزوجل برايش ده حسنه نويسد، و هر كه به چهره برادرش تبسم كند يك حسنه براى او است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 293

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كه به برادر مسلمانش سخن محبت آميزى گويد و گرفتاريش را گشايش دهد، تا زمانيكه در اين كار باشد، زير سايه رحمت واسع و فراخ خدا باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 294

امام باقر (ع ) فرمود: بر مؤ من واجبست كه هفتاد گناه كبيره را بر مؤ من بپوشاند (ولى اگر از هفتاد گذشت ، او خود پرده خويشتن دريده و احترامى براى خود باقى نگذاشته و ممكن است كلمه هفتاد را حمل بر كثرت نمود پس دريدن پرده مؤ من هيچگاه جايز نيست ).  اصول كافى جلد 3 صفحه  295

اسحاق بن عمار گويد: امام صادق (ع ) بمن فرمود: اى اسحاق تا توانى بدوستانم نيكى كن ، زيرا هر مؤ منى نسبت بمؤ من ديگر احسان كند و او را يارى نمايد، چهره ابليس را خراشيده و دلش را زخم كرده است .  اصول كافى جلد 3 صفحه  295

امام صادق عليه السلام فرمود: بر مؤ من واجب است كه ناصح و خير خواه مؤ من باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 296

و امام صادق (ع) فرمود: بر مؤ من واجب است كه در حضور و غياب خير خواه مؤ من باشد. اصول كافى جلد 3 صفحه 296 

امام باقر عليه السلام فرمود: نصيحت مؤ من بر مؤ من واجب است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 296

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: بزرگترين مردم از لحاظ مرتبه نزد خدا در روز قيامت كسى است كه براى نصيحت خلق در زمين بيشتر دوندگى كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 296

حضرت ابوالحسن (ع ) فرمود: اگر در اين دستت چيزى باشد و بتوانى به آن دستت نفهمانى بكن (يعنى رازت را از خواص اصحاب پوشيده دار) راوى گويد: مردى نزد آنحضرت بود و از فاش ساختن راز سخن به ميان آمد، حضرت فرمود: زبانت را نگهدار تا عزيز شوى ، و مردم را به افسار گردنت مسلط مساز كه ذليل گردى .  اصول كافى جلد 3 صفحه  320

سفيان بن عيينه گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مى فرمود: بر شما باد به نصيحت كردن مخلوق براى رضاى خدا، كه خدا را به عملى بهتر از آن ملاقات نكنى .  اصول كافى جلد 3 صفحه  297

حدیث هفته) 14/6/1387)

امام صادق (ع ) فرمود: در ضمن سفارش اميرالمؤ منين عليه السلام به اصحابش اينست : بدانيد كه قرآن هدايت شب و روز است (يعنى در همه احوال و اوقات ) و نور شب تاريكست ، براى هر سختى و نيازى (راه نجات را در گرفتارى و بلا نشان دهد) پس چون بلائى فرا رسد، اموال خود را سپر جانتان سازيد، و چون حادثه اى پيش آمد (كه مربوط به امر دينست و جز با دادن جان مرتفع نشود) جان خود را فداى دينتان كنيد، و بدانيد كه هلاك شده كسى است كه دينش ‍ تباه شود و غارت زده كسى است كه دينش را بِرُبايند، همانا پس از رسيدن به بهشت نيازى نيست و بعد از دوزخ بى نيازى نيست (هر كه در دنيا عمل صالح كند و مستوجب بهشت گردد، فقير و نيازمند نيست ، هر چند دستنگ و گرفتار باشد و كسيكه خود را مستوجب دوزخ سازد، بى نيازى ندارد، هر چند ثروتمند و مرفه باشد) اسير دوزخ آزاد نگردد و نابينايش بهبودى نيابد.  اصول كافى جلد 3 صفحه  306

ابن ابيعفور گويد: امام صادق (ع ) فرمود: به خاطر حفظ دينتان تقيه كنيد، و آنرا با تقيه زير پرده داريد، زيرا هر كه تقيه ندارد ايمان ندارد، همانا شما در ميان مردم مانند زنبور عسل در ميان پرندگانيد، اگر پرندگان بدانند، در درون زنبور عسل چيست ؟ همه آنها را بخورند، و اگر مردم بدانند آنچه در دل شماست كه ما اهل بيت را دوست داريد، شما را بازبانشان بخورند و در نهان و آشكار ناسزا گويند، (از شما سعايت و سخن چينى كنند و بشما تهمت زنند تا گرفتار زندان و شكنجه و اعدام شويد) خدا بيامرزد آن بنده اى را از شما كه ولايت ما را داشته باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه  308

عبدالله بن عطا گويد: به امام باقر (ع )عرض كردم : دو مرد از اهل كوفه را دستگير كرده بآنها گفتند: از اميرالمؤ منين بيزارى جوئيد، يكى از آنها بيزارى جست و ديگرى سرپيچى كرد، آنرا كه بيزارى جست رها كردند و ديگرى را كشتند، امام فرمود: آنكه بيزارى جسته مرديست دانشمند در دين خود و اما آنكه بيزارى نجست ، مرديست كه بسوى بهشت شتافته است .  اصول كافى جلد 3 صفحه  313

امام باقر (ع ) ميفرمود: بخدا كه محبوبترين اصحابم نزد من پرهيزگارتر و فقيه تر و حديث را نهان دارتر آنها است و بدترين و مبغوضترين اصحابم نزد من ، كسى است كه هرگاه حديثى را شنود كه بما نسبت دهند و از ما روايت كنند، آنرا نپذيرد و بدش آيد و انكار ورزد و هر كه را بآن معتقد باشد تكفير كند در صورتيكه او نميداند، شايد آن حديث از ما صادر شده و بما منسوب باشد، و او نسبت انكارش از ولايت ما خارج شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه  317

امام صادق (ع ) ميفرمود: نفس كشيدن كسيكه براى ما اندوهگين است و براى ستميكه بما شده غمگين است ، تسبيح ( ذکر است ) ميباشد، و همت گماشتنش براى ( زنده نگه داشتن )امرولایت  ما عبادتست و پنهان داشتنش راز ما ، را جهاد در راه خداست ، راوى گويد: محمد بن سعيد بمن گفت : اين روايت را با آب طلا بنويس كه من چيزى بهتر از اين ننوشته ام .  اصول كافى جلد 3 صفحه 320

امام صادق (ع) فرمود: مرديكه نامش همام و خداپرست و عابد و رياضتكش بود، در برابراميرالمؤ منين (ع)كه سخنرانى ميفرمود برخاست و گفت : يا اميرالمؤ منين ! اوصاف مؤ من را براى ما آنطور بيان كن كه گويا در برابر چشم ماست و به او مينگريم ، فرمود : اى همام مؤ من همان انسان زيرك و با هوشى است كه شاديش بر چهره و اندوهش در دلش باشد، فراخ دلتر از همه چيز و متواضع تر از همه كس است ، از هر نابودى گريزان و بسوى هر خوبى شتابانست كينه و حسد ندارد، بمردم نمي پرد و دشنام نميدهد، عيبجو نيست و غيبت نميكند، گردن فرازى را نميخواهد و شهرت را ناپسند شمارد، اندوهش دراز و همتش بلند و خاموشيش بسيار است،با وقار است و متذكر، صابر است و شاكر از فكر خود غمناكست و از فقير خويش شادان ، خوش خلق و نرم خو است ، با وفا و كم آزار است ، دروغگو و پرده در نيست .اگربخندد دهن ندرد، و اگر خشم كند سبكسرى نورزد، خنده اش بر لبها است و پرسشش براى دانستن و دوباره پرسيدنش براى فهميدن ، دانشش بسيار و بردباريش بزرگ و مهربانيش زياد است ، بخل نورزد و شتاب نكند، دلتنگى نكند و مستى ننمايد، در قضاوت خلاف حق نگويد و در عملش بيراه نرود از سنگ خارا محكمتر است ، و در كسب و كار از عسل شيرين تر، نه حريص است و نه بيتاب و نه خشن و نه پر مدعى و نه متكلف و نه پر كنجكاو(در امر دنيا)نزاع كردنش نيكو و مراجعه كردنش شرافتمندانه است ، عادلست اگر خشم ورزد، ملايمست اگر چيزى خواهد، بى باك و پرده در و زور گو نيست ، دوستيش صميمانه و پيمانش محكم و در قرار داد با وفاست . مهربان و چسبان و بردبار و گمنام و كم زوائد است ، از خداى عزوجل راضى و مخالف هواى نفس خويش است ، بزير دستش درشتى نكند و در آنچه به او مربوط نيست وارد نشود، ياور دين و حامى مؤ منين و پناه مسلمين است ، ستايش مردم از او كوشش را ندرد(فريفته اش نسازد)و طمع دلش را نخراشد، بازيهاى كودكانه حكمتش را نگرداند و مرد نادان بدانشش ‍ پى نبرد.ميگويد و بكار مى بندد، دانشمند است ودور انديش ، ناسزا نگويد و سبكى نكند. صلح رحم كند و بر آنها گرانبار نشود، بخشش كند بدون اسراف ، نيرنگباز و حيله گرنيست ، پيگير عيب كسى نباشد، و بر هيچكس ستم نكند، با مردم ملايمت دارد و (براى قضاء حوائج آنها) در روى زمين شرح ميكند ياور ناتوانست و داد رس بيچاره ، پرده اى را ندرد و رازى را آشكار نسازد، گرفتاريش زياد و شكايتش اندكست اگر خوبى بيند بياد آورد، و اگر بدى بيند نهان كند، عيب را بپوشد و غيب نگهدار باشد (آبروى مردمرا در نبود نشان نگهدارد) از خطا در گذرد واز لغزش چشم پوشى كند، بنصيحتى آگاه نشود كه آنرا رها كند و هيچ كجرويرا اصلاح نکرده،نگذارد، امين است و با وفا پرهيزكار و پاكدامن و بى عيب و پسنديده نسبت بمردم عذر پذيراست و از آنها به نيكى ياد ميكند و حسن ظن دارد، و در نهان خود را(و خود را به عيب ) متهم ميكند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 321

حدیث هفته) 21/6/1387)

على بن الحسين عليهما السلام فرمود: مؤ من سكوت ميكند تا سالم ماند، و سخن ميگويد تا سود برد، سپرده و راز خود را به دوستانش نميگويد (تا چه رسد بدشمنان ) و گواهى بحق را از بيگانگان دريغ ندارد (تا چه رسد بآشنايان ) هيچ كار خيرى را از روى ريا نكند و از روى شرم و حيا ترك ننمايد      ( کار خیر را )  اگر او را بستايند از گفته آنها هراس كند (كه مبادا نزد خدا چنان نباشد) و از آنچه ستايندگان ندانند (از عيبهاى نهانش ) از خدا آمرزش خواهد، سخن كسيكه او را نشناخته (ميستايد) فريبش ندهد و از شمردن گناهى كه مرتكب شده (و نزد خدا محفوظست ) بترسد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 326

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه از نيكى خود شادمان و از بدى خويش بد حال گردد   ، او مؤ من است .  اصول كافى جلد 3 صفحه  329

امام صادق (ع ) فرمود: شيعيان ما اهل هدايت و اهل تقوى و اهل خير و اهل ايمان و اهل فتح و ظفر مى باشند (درهاى رحمت خدا بروى آنها گشوده و به كمال سعادت خود رسيده اند).  اصول كافى جلد 3 صفحه  329

امام صادق (ع ) فرمود: از مردم پست دورى كن ، همانا شيعه على كسى است كه عفت شكم و فرج داشته باشد (آنها را از حرام و مشتبه نگهدارد) و سخت بكوشد و جهاد كند، و براى خالقش عمل كند، و بثواب او اميدوار باشد، و از عقابش بترسد، اگر اين گونه مردم را ديدى ، آنها شيعه جعفرند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 329

امام صادق (ع ) فرمود: همانا مؤ من كسى است كه چون خشم كند، از حق نگذرد و چون راضى و خشنود گردد، در باطل قدم ننهد و چون قدرت يابد، بيشتر از حق خود نگيرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 330

سليمان بن خالد گويد: امام صادق (ع ) فرمود: اى سليمان مى دانى مسلمان كيست ؟ عرض كردم قربانت شما بهتر مى دانى ، فرمود: مسلمان كسى است كه مسلمانان از زبان و دست او سالم باشند، سپس فرمود: مى دانى مؤ من كيست ؟ عرض كردم : شما داناتريد، فرمود مؤ من كسى است كه مسلمانان او را بر مال و جان خود امين سازند، و بر مسلمان حرامست كه نسبت به مسلمان ديگر ستم كند يا او را واگذارد يا او را براند (در پرداخت طلبش چندان مسامحه كند) كه او را به رنج اندازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 330

امام صادق (ع ) فرمود: سه چيز از علائم مؤمن است : علم به خدا و هر كه را خدا دوست دارد و هر كه را دوست ندارد.  شرح :مقصود از علم خدا شناختن خدا و صفات كمال اوست و مراد به شناختن دوستان خدا، شناختن پيغمبر و ائمه و پيروان ايشان است و دسته ديگر كفار و منافقينند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 331 

امام صادق عليه السلام فرمود: مؤ من بردبارى است كه نادانى نورزد و اگر نسبت به او نادانى ورزند بردبارى كند، و ستم نكند و اگر به او ستم كنند ببخشد، و بخل نورزد و اگر نسبت به او بخل ورزند صبر كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه  331

امام صادق (ع ) فرمود: مؤ من كسى است كه كسبش حلال و اخلاقش نيكو و باطنش سالم باشد، و زيادى مالش را انفاق كند و زيادى سخنش را نگهدارد و مردم از شرش محفوظ باشند و از خود به آنها انصاف دهد (حق را بگويد اگر چه به زيان خود وبه  نفع مردم باشد).        اصول كافى جلد 3 صفحه 331

حدیث هفته) 28/6/1387)

مفضل مى گويد : امام صادق (ع ) فرمود: اگر خواهى اصحاب مرا بشناسى بنگر به كسى كه پرهيزكاريش بسيار باشد ( از معصیت بپرهیزد ) و از خالق خود بترسد و به ثواب او اميدوار باشد هرگاه اين مردم را ديدى ، اينها اصحاب منند.  اصول كافى جلد 3 صفحه  333

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: شيعيان ما كسانى باشند كه براى ولايت ما به يكديگر بخشش كنند و در راه دوستى ما با يكديگر دوستى نمايند و براى زنده كردن امر ما به ديدار يكديگر روند، اگر خشم كنند ستم نكنند و اگر راضى باشند اسراف نورزند. بركت همسايگانند و با معاشرين خود سلم و صفا دارند. اصول كافى جلد 3 صفحه 333

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هركه خدا را شناخت و بزرگ داشت زبانش را از سخن بيهوده نگهدارد و شكمش را از خوراك زائد بر احتیاج باز دارد و نفس خود را با روزه و نماز رياضت دهد، اصحاب گفتند يا رسول الله پدران و مادران ما بفدايت اينها اولياى خدايند؟ فرمود: اولياى خدا خاموشى گزينند و خاموشى آنها ذكر بود و نگريستند و نگاهشان عبرت بود و سخن گفتند و سخنانشان حكمت بود، در ميان مردم راه رفتند و راه رفتنشان بركت بود، اگر نبود كه اجل مرگشان (در روز معينى ) نوشته شده بود، از ترس عذاب و شوق ثواب ، و روح آنها در پيكرشان قرار نمى گرفت .  اصول كافى جلد 3 صفحه 333

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: من شهر علمم و على دَر اوست ، دروغ گويد هر كه گمان كند از غير دَر به شهر در آمده ، و نيز دروغ گويد هركه گمان كند مرا دوست داشته و على صلوات الله عليه را دشمن دارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 335

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: سه خصلت است كه هر كه داشته باشد، به تمام خصال ايمان رسيده است : 1 چون راضى و خوشحال باشد، رضايتش او را به باطل در نياورد ( در هنگام شادمانی به گناه نیفتد ) 2 چون خشم كند، خشمش او را از حق خارج نسازد ( در هنگام خشم خود را کنترل میکند و به گناه و فتنه وارد نمیشود ) 3 چون قدرت يابد به آنچه از آن او نيست دست دراز نكند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 336

امام باقر عليه السلام فرمود: از پيغمبر (ص ) پرسيدند: بهترين بندگان كيانند؟ فرمود كسانيكه چون نيكى كنند، شاد گردند و چون بدى كنند آمرزش خواهند، و چون به آنها عطا شود ( نعمتی داده شود ) شكر كنند، و چون گرفتار شوند صبر كنند، و چون خشم گيرند، چشم پوشى نمايند.  اصول كافى جلد 3 صفحه  337

على بن الحسين عليهماالسلام مى فرمود: همانا شناسائى به كمال دين مسلمان(يعنى علامت كمال دينش)  ترك كردن سخنى است كه به او مربوط نيست ، و كمى مجادله ، و خويشتن دارى و صبر و حُسن خلق .  اصول كافى جلد 3 صفحه 338

پيغمبر (ص ) فرمود: شبيه ترين شما را بمن بشما خبر ندهم ؟ گفتند چرا را يا رسول الله فرمود: نيكو خلق ترين شما، و نرم جانب ترين شما (يعنى كسيكه مردم از ناحيه او آزار نبينند) و نيكو كارترين شما نسبت بخويشانش ، دوستدارترين شما برادران دينيش را و صابرترين شما برحق ، و خشم فرو برنده ترين شما، و خوش گذشت ترين شما و انصاف دهنده ترين شما از خود در حال رضا و خشم .  اصول كافى جلد3 صفحه 338

امام باقر عليه السلام فرمود: مؤ من از كوه محكمتراست ، زيرا از كوه چيزى برگرفته شود ( از کوه میتوان سنگ و خاک جدا کرد ) ، ولى از دين مؤمن چيزى برگرفته نشود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 338

امام صادق (ع ) فرمود: مؤ من يارى كردنش نيكو و خرجش سبك است ، زندگيش را خوب اداره ميكند، از يك سوراخ دو بار گزيده نمى شود (يعنى از يك راه دوبار گول نمى خورد، بلكه در همان بار اول عبرت ميگيرد).  اصول كافى جلد 3 صفحه  339

حدیث هفته) 4/7/1387)

امام رضا عليه السلام ميفرمود :  انسان مؤمن ، مؤمن حقيقى نباشد ، مگر زمانيكه سه خصلت و روش در او باشد : روشى از پروردگارش و روشى از پيغمبرش و روشى از ولى و امامش ، اما روش پروردگارش نگهدارى راز خود است ، خداى عزوجل فرمايد: (خداى عالم به غيب است و كسى را برغيب خود آگاه نكند جز رسولى را كه بپسندد، 26 سوره 72) و اما روش پيغمبر خوشرفتارى با مردم است زيرا خداى عزوجل پيغمبرش صلى الله عليه و آله را به خوشرفتارى با مردم دستور داده و فرموده است ( گذشت را پيشه گير و به نيكى دستور ده ، 199 سوره  7) و اما روش امامش صبر كردن در زمانهاى تنگدستى و پريشان حالى است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 339

كامل تمار گويد : شنيدم امام باقر عليه السلام مى فرمود: مردم همگى به مانند چهار پايانند. اين جمله را سه بار تكرار ميكرد، سپس مى فرمود : جز اندكى از مؤمنين ( که با فهم دینی خود را از چهارپایان جدا کرده اند ) ، و مؤمن غريب است و اين جمله را هم سه بار تکرار فرمود.   اصول كافى جلد 3 صفحه 340

حمران بن اعين گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم : قربانت ، چه اندازه ما شيعه ها كم هستيم ، اگر در خوردن گوسفندى شركت كنيم آنرا تمام نكنيم ، فرمود: خبرى شگفت تر از اين به تو نگويم ؟ مهاجرين و انصار (پس از پيغمبر از حقيقت ايمان ) بيرون رفتند مگر با انگشت اشاره كرد سه تن ، (سلمان و مقداد و ابوذر) حمران گويد: عرض كردم : قربانت . عمار چگونه بود؟ فرمود: خدا رحمت كند : ابا اليقظان عمار را كه بيعت كرد و شهيد كشته شد. من با خود گفتم : چيزى بهتر از شهادت نيست (پس چرا عمار هم مثل آن سه تن نباشد؟) حضرت به من نگريست و فرمود: مثل اينكه تو فكر ميكنى عمار هم مانند آن سه تن است ، هيهات ، هيهات (كه او مثل آنها باشد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 342

عبد الواحد بن مختار گويد : امام باقر (ع) فرمود: اى عبدالواحد! مردى كه داراى اين عقيده (مذهب تشيع ) باشد، هر چه مردم درباره او گويند، زيانى به او نرسانند اگر چه بگويند ديوانه است ( یعنی ای گروه شیعه آل محمد (ص) بر اذیت مخالفین خود صبر کند و آن ها نمی توانند زیانی به شما وارد سازند ) ، و اگر بر سركوهى هم باشد، خدا را عبادت كند تا مرگش برسد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 342

رسولخدا (ص) فرمود: خداى تبارك و تعالى فرمايد : اگر در روى زمين جز يك مؤمن نباشد، به او از همه مخلوقم بى نيازى جويم و از ايمانش همدمى براى او سازم كه به هيچ كسى محتاج نباشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 343

فضيل بن يسار گويد : خدمت امام صادق (ع) رسيدم در مرضى كه (او را لاغر و نحيف كرده بود و) جز سرش باقى نمانده بود ( اين جمله در لغت عرب در مورد لاغرى زياد گفته ميشود ) ، فرمود:
اى فضيل ! من بسيار ميگويم : كسى را كه خدا به اين امر (تشيع ) آشنا كرد، اگر بر سر كوهى باشد تا مرگش برسد زيانى نيست .اى فضيل بن يسار! مردم راه راست و چپ پيش گرفتند و ما و شيعيان ما به صراط مستقيم هدايت شديم ،اى فضيل بن يسار! اگر ميان مشرق و مغرب (تمام دنيا) از آن مؤمن باشد خير اوست و اگر اعضائش را تكه تكه كنند خير اواست .اى فضيل بن يسار! خدا نسبت به مؤ من جز خير انجام ندهد.اى فضيل بن يسار! اگر دنيا نزد خداى عزوجل به اندازه بال مگسى ارزش ميداشت ، شربت آبى از آن به دشمنش ‍ نمى آشامید.اى فضيل بن يسار! كسي كه هدف و همتش يك چيز (رضاى خدا) باشد، خدا هدفش را كارگزارى كند، و كسي كه همتش ‍ به همه سو متوجه باشد      ( جز به خدا و آخرت )، خدا باك ندارد كه او در چه دره اى هلاك شود (يعنى خدا هدايت و توفيق را از او برگيرد و او را به خود و هواى نفسش وا گذارد تا در راه يكى از اديان باطل جان سپارد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 343

حدیث هفته) 11/7/1387)

امام باقر (ع ) ميفرمود : همانا خدا به واسطه يك مؤمن نابودى را از يك قريه ( یا شهر ) بر ميدارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه  345

امام باقر عليه السلام فرمود: مردى در بصره برابر اميرالمؤمنين عليه السلام برخاست و گفت : يا اميرالمؤ منين ! حال برادران دينى را بما خبرده ، حضرت فرمود: برادران دو دسته اند: برادران مورد اعتماد و برادران خنده آور.
اما برادران مورد اعتماد، دست و بال و اهل و مالند (كه انسانرا يارى كنند و زيان و آزار را از او بگردانند) پس هرگاه ببرادرت اعتماد پيدا كردى ، مال و بدنت را به او ببخش ، و با دوستان با صفايش صاف باش و با دشمنانش دشمنى كن ، و راز و عيبش را بپوشان و نيكيش را آشكار كن و بدان اى پرسنده كه اينها از كبريت احمر كمترند.
و اما برادران خنده آور، تو از جانب آنها بلذت خود ميرسى ، (و آن لذت معاشرت و مصاحبت با آنهاست ) پس اين را از آنها مبر، و بيش از اين هم از دل آنها مخواه (توقع صفا و يكدلى از آنها نداشته باش ) و از خوشروئى و شيرين زبانى خود آنها را برخوردار كن تا آنجا كه آنها ترا برخوردار كنند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 347

رسولخدا (ص ) فرمود: خدا از مؤمن براى چهار بلا پيمان گرفته كه آسانترين (سخت ترين ) آنها بر مؤ من اينستكه : مؤ منى هم عقيده او باشد و بر او حسد ورزد يا منافقى كه از او دنبال گيرى كند (تا نقطه ضعفى بدست آورد) يا شيطانى (از جن يا انس ) كه او را گمراه كند يا كافرى كه جنگ با او راخواهد، پس با اين گرفتاريها مؤ من چه اندازه عمر كند (از ايمانش ‍ باقى ماند)؟ اصول كافى جلد 3 صفحه 348

امام صادق (ع ) ميفرمود: مؤ من از چهار چيز يا يكى از آنها بر كنار نيست : 1 مؤ منى كه بر او حسد برد، و اين از همه براى او سخت تر است . 2 منافقى كه از او دنبال گيرى كند. 3 دشمنى كه بجنگ او برخيزد. 4 شيطانيكه گمراهش ‍ كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 349

محمد بن عجلان گويد: خدمت امام صادق (ع ) بودم كه مردى از نيازمندى  ( فقر ) به او شكايت كرد، حضرت به او فرمود: صبر كن كه خدا بزودى برايت گشايشى دهد، آنگاه ساعتى سكوت نمود و سپس رو به آن مرد كرد و فرمود: به من بگو زندان كوفه چگونه است ؟ عرض كرد: تنگ و متعفن است و زندانيان در بدترين حالند، حضرت فرمود: تو هم در زندانى و باز ميخواهى گشايش داشته باشى ؟! مگر ندانى دنيا زندان مؤمن است ؟.  اصول كافى جلد 3 صفحه 349

امام صادق (ع ) مى فرمود: دنيا زندان مؤ من است و از چه زندانى خير و خواشى آيد؟  اصول كافى جلد 3 صفحه 349

امام صادق (ع ) فرمود: نبوده و نخواهد بود و نباشد مؤ منى جز آنكه او را همسايه اى باشد كه آزارش رساند، و اگر مؤ منى در يكى از جزيره هاى دريا باشد، خدا كسى را براى او برانگيزد كه آزارش دهد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 350

عبدالرحمن بن حجاج گويد: خدمت امام صادق (ع ) سخن از بلا و آنچه خداى عزوجل مؤمن را به آن مخصوص ميدارد به ميان آمد، حضرت فرمود: از رسولخدا (ص ) پرسيدند: در دنيا بلاى كدام كس سخت تر است ؟ فرمود: پيغمبران ، سپس هر كه به آنها شبيه تر است بترتيب و بعد از آن مؤمن به اندازه ايمان و نيكى كردارش ، گرفتار شود، پس هر كه ايمانش ‍ درست و كردارش نيكو باشد گرفتاريش سخت است و هر كه ايمانش سست و عملش ضعيف باشد گرفتاريش ‍ اندكست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 351

حسين بن علوان گويد: سدير خدمت امام صادق (ع ) بود كه فرمود: چون خدا بنده اى را دوست دارد، او را در بلا غوطه ور سازد، اى سدير ما و شما، صبح و شام با آن دمسازيم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 352

حدیث هفته) 18/7/1387)

رسولخدا (ص) فرمود : بلاى بزرگ به اجر بزرگ پاداش داده شود، و هر گاه خدا بنده اى را دوست دارد، به بلاى بزرگ گرفتارش سازد، پس هر كه راضى شود، نزد خدا براى او رضا باشد، و هر كه ناراضى باشد، نزد خدا برايش رضايت نيست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 352

امام صادق (ع ) مى فرمود : بر مؤمن چهل شب نگذرد، جز آنكه پيش آمدى برايش شود كه غمگينش سازد تا موجب تذكرش گردد. (شرح : يعنى متذكر شود كه آن پيش آمد بسبب گناهى است كه از او سرزده و توبه كند، چنانكه خدايتعالى فرمايد : (ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم ) و نيز متذكر شود كه خدا قادر است آن بلا را از او بگرداند، پس ‍ دعا و تضرع كند، و نيز متذكر پستى و خوارى دنيا شود كه چگونه بكدورات و مصائب مشوبست و در آخرت رغبت كند كه مكان قدس و تنزه است)     اصول كافى جلد 3 صفحه 353

عبد الله بن ابى يعفور كه هميشه بيماربود گويد: از دردهائيكه به من ميرسد به امام امام صادق (ع ) شكايت كردم ، حضرت بمن فرمود: اى عبدالله اگر مؤ من پاداشى را كه براى مصيبتها دارد بداند، آرزو ميكند كه او را با مقراضها ( قیچی ها ) تكه تكه كنند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 354

امام صادق (ع ) مى فرمود: اهل حق هميشه در سختى بوده اند، بدان كه سختى مدت كوتاهى دارد و عاقبتش با آسايش ‍ طولانى است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 354

امام باقر عليه السلام فرمود: همانا خداى عزوجل مؤ من را با بلا دلجوئى ميكند، چنانكه مرد با هديه ايكه از سفر براى خانواده اش ميبرد از آنها دلجوئى ميكند، و خدا مؤ من را از دنيا پرهيز ميدهد چنانكه پزشك بيمار را پرهيز ميدهد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 354

محمد بن بهلول عبدى گويد: شنيدم امام صادق (ع ) مى فرمود: خدا مؤ من را از بلايا تكان دهنده دنيا ايمن نساخته ، ولى او را از كور دلى دنيا (كه حق را تشخيص ندهد) و شقاوت آخرت ايمن ساخته است .  اصول كافى جلد 3 صفحه  355

امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزوجل مؤمن را به هر بلائى مبتلا كند و به هر مرگى بميراند. ولى برفتن عقلش مبتلا نكند، مگر ايوب را نمى بينى كه خدا چگونه شيطانرا بر مال و فرزند و همسر او و هر چه داشت مسلط كرد، ولى بر عقلش ‍ مسلط نكرد، تا با آن خدا را به يگانگى بپرستد. اصول كافى جلد 3 صفحه 356

رسولخدا (ص ) فرمود: حكايت مؤ من حكايت ساقه گياهى است كه باد او را به اين سو و آن سو كج ميكند، مؤ من را هم دردها و بيماريها كج ميكند و حكايت منافق ، حكايت عصاى آهنين راستى است كه آسيبى به آن نرسد تا مرگش فرا رسد و او را بشكند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 356

حدیث هفته) 25/7/1387)

امام صادق عليه السلام فرمود: اگر مؤ منين براى طلب روزى نزد خدا اصرار نمى ورزيدند، خدا آنها را از آن حال به تنگدستى بيشترى منتقل مى نمود ، و فرمود : چیزی از دنیا به بنده ای عطا نشد ، مگر برای عبرت گرفتن ، و چیزی از او گرفته نشد ، مگر برای آزمودن.  اصول كافى جلد 3 صفحه 360

امام صادق عليه السلام فرمود: مرد ثروتمندی با لباس پاكيزه خدمت رسول خدا صلى عليه و آله آمد و نزديك حضرت نشست ، سپس مرد تنگدستى با لباسی چركين وارد شد و کنار مرد ثروتمند نشست ، مرد ثروتمند لباسش را از زير پاى او كشيد. رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود: ترسيدى چيزى از فقر او به تو برسد؟ گفت : نه ، فرمود: ترسيدى از دارائى تو چيزى به او برسد؟ گفت : نه ، فرمود: ترسيدى لباست چرك شود؟ گفت : نه ، فرمود: پس چه تو را به اين كار واداشت ؟ گفت : يا رسول الله ! من همدمى ( شيطانى ) دارم كه هر كار زشتى را در نظرم زينت مى دهد، و هر كار خوبى را زشت نمايش مى دهد، من نصف ثروتم را به او مى دهم ، پيغمبر صلى الله عليه و آله به آن مرد فقیر فرمود: تو مى پذيرى ؟ گفت : نه : مرد ثروتمند گفت : چرا؟ گفت : زيرا مى ترسم در دل من در آيد آنچه در دل تو در آمده (می ترسم من هم مثل تو متکبر و توهین کننده به فقرا شوم).  اصول كافى جلد 3 صفحه 361

پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى گروه مستمندان ، خوشدل باشيد، رضايت قلبى خود را به درگاه خدا تقديم داريد تا خداى عزوجل شما را براى فقرتان ثواب دهد، و اگر نكنيد ثوابى نداريد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 363

امام صادق (ع ) فرمود: چون روز قيامت شود، گروهى از مردم برخيزند و تا در بهشت آيند و در زنند، به آنها گويند: شما كيستيد؟ گويند ما فقرا هستيم گويند: آيا پيش از حساب (مى خواهيد به بهشت در آئيد) گويند: به ما چيزى نداديد كه حسابش را بكشيد، خداى عزوجل فرمايد: راست گويند، به بهشت در آئيد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 364

شخصى خدمت امام صادق (ع) آمد و عرضكرد: اصلحک الله من مردى هستم كه دوستى خود را تنها به شما متوجه ساخته و از ديگران بريده ام ، و اكنون احتياج سختى برايم پيش آمده كه به واسطه آن به فاميل وقومم نزديك شدم (كه شايد گرفتاريم را بر طرف كنند) ولى جز دورى از آنها برايم نيفزود (به من پاسخ رد دادند كه مجبور شدم از آنها كناره گيرم ) امام فرمود: آنچه خدا به تو داده (كه ولايت اهلبيت عليهم السلام باشد) از آنچه از تو گرفته (كه مال دنيا باشد) بهتر است ، عرضكرد: قربانت گردم ، از خدا به خواه كه مرا از خلقش بى نياز كند، فرمود: خدا روزى هر كه را خواسته به دست كسى كه خواسته قرار داده و تقسيم نموده (پس مردم به يكديگر محتاجند) ليكن از خدابخواه كه ترا بى نياز كند از احتياجيكه به مخلوق پست ولئيمش ناچار شوى ( از خدا بخواه که تو را به مخلوق لئیم و پستش محتاج نسازد ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 366

امام صادق فرمود: فقر مرگ سرخ است ، راوى گويد: به امام عليه السلام عرضكردم : مقصود نداشتن دينار و درهم ( ثروت ) است ؟ فرمود: نه ، فقر و نداشتن دين است . شرح : مقصود از مرگ سرخ ، مرگ سخت و خونین است ، و مقصود از فقر دینی ، نداشتن احکام و معارف دینی و نشناختن صفات حمیده و رذیله میباشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 366

امام صادق (ع ) فرمود: هيچ رگى نزد و پائى بسنگ نخورد و درد سر و مرضى پيش نيايد مگر به جهت گناهى (كه انسان مرتكب شده است ) و همين است كه خداى عزوجل در كتابش فرمايد (هر مصيبتى بشما رسد، براى كاريست كه به دست خود كرده ايد و خدا از بسيارى هم گذشت ميكند، 30 سوره 42) سپس امام عليه السلام فرمود: آنچه خدا از آن ميگذرد از آنچه از آن مؤ اخذه ميكند بيشتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 370

حدیث هفته) 2/8/1387)

امام باقر عليه السلام فرمود: هيچ نكبتى به بنده نرسد (پايش بسنگى نخورد) مگر بسبب گناهى و آنچه خدا از آن ميگذرد بيشتر است . اصول كافى جلد 3 صفحه 370

امير المؤ منين (ع) ميفرمود: تو كه اعمال رسوا كننده مرتكب شده اى خنده دندان نما مكن ، و كسيكه گناهانى كرده ، از بلاى شبگير و پيش آمد ناگهانى نبايد ايمن باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 371

رسولخدا (ص) فرمود: ملعونست ملعون كسيكه پرستش دينار و درهم كند (پول پرست باشد) ملعونست ملعون كسيكه نابينائى را كور كند (كسى را كه دينى را براى خود انتخاب نكرده و سرگردانست ، را به كفر و ضلالت كشاند) ملعونست ، كسيكه با حیوانی نزديكى كند. اصول كافى جلد 3 صفحه 371

امام باقر عليه السلام فرمود: همانا بنده مرتكب گناه ميشود و روزى از او بر كنار ميگردد. (شرح : مقصود گناهانى است كه تنگى روزى ميآورد و آن هم نسبت به اشخاصي كه خدايتعالى بخواهد آنها را در دنيا بدينوسيله كيفر دهد، و گرنه بسيارى از گنهكاران با توسعه رزق و زندگى مرفه در دنيا ديده ميشوند) اصول كافى جلد 3 صفحه 371

حدیث هفته) 9/8/1387)

امام باقر (ع) فرمود: همه گناهان سخت است (از نظر نافرمانى خدا و كيفر و عقوبت آنها) ولى سخت ترين آنها گناهى است كه بر آن گوشت و خون برويد (مانند خوردن مال حرام يا اصرار بر گناه اگر چه حلال خورد) زيرا آن گنهكار يا بخشوده و يا معذب گردد، و جز شخص پاك به بهشت وارد نشود (پس چنين گنهكارى بايد در برزخ و يا محشر عذاب كشد تا آن گوشت و خونش بريزد و تصفيه گردد، و سپس داخل بهشت شود).  اصول كافى جلد 3 صفحه 371

 امام باقر (ع) فرمود: از گناهانيكه ناچيزش انگاريد بپرهيزيد ( گناهان را کوچک نشمارید زیرا شخص به خاطر بزرگی گناه طرف آن نمیرود ، ولی گناهان کوچک را انجام میدهد و کم کم جرات گناه بزرگ را هم میکند ) زيرا آنها هم بازخواست كننده اى دارد، شخصى از شما ميگويد : گناه ميكنم و آمرزش ميخواهم ، و خداى عزوجل ميفرمايد: (آنچه را پيش ‍ فرستاده و آثارشانرا خواهيم نوشت ، و همه چيز را در امام مبين (لوح محفوظ يا نامه اعمال ) آمار كنيم 12 سوره 36) و باز فرمايد: (براستى كه اگر آنها (كردار و و گفتار بندگان ) به وزن دانه خردلى بوده و در ميان سنگ سخت يا در آسمانها و يا در زمين باشد، خدا آنها را بياورد، همانا خدا باريك بين و آگاهست ، 16 سوره 31)  اصول كافى جلد 3 صفحه 372

امام صادق (ع ) ميفرمود: هرگاه مرد گناهى كند، در دلش نقطه سياهى بر آيد، پس اگر توبه كند، محو شود، و اگر بر گناه بيفزايد، آن سياهى افزايش يابد تا بر دلش غالب شود، سپس هرگز رستگار نشود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 373

حدیث هفته) 16/8/1387)

امام امام باقر (ع) فرمود : همانا بنده از خدا حاجتی میخواهد که اقتضا دارد ، زود یا دیر بر آورده شود ( زیرا حاجت مشروعست و شرایط دعا موجود ) سپس آن بنده گناهی مرتکب میشود ، و خدای تبارک و تعالی به فرشته میفرماید : حاجتش را روا مکن و او را از آن محروم دار ، زیرا در معرض خشم من در آمد و سزاوار محرومیت من گشت.  اصول کافی جلد 3 صفحه 373

ابوحمزه گويد : شنيدم امام باقر عليه السلام فرمود: هيچ سالى كم باران تر از سال ديگر نيست ، ولى خدا باران را بجائى كه خواهد ميفرستد، چون مردمى مرتكب گناهان شوند، خداى عزوجل بارانى را كه در آنسال براى آنها مقدر فرموده ، از آنها بگرداند و بسوى بيابانها و درياها و كوهها فرستد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 373

امام صادق (ع ) فرمود: همانا شخص گناهى مرتكب ميشود و بر اثر آن از نماز شب محروم ميشود و تاءثير كار بد در صاحبش از تاءثير كارد در گوشت زودتر است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 374

رسول خدا (ص ) فرمود: همانا بنده گاهى براى يكى از گناهانش صد سال (در قيامت ) حبس شود، و همسران خود را بيند كه در نعمت بهشت ميخرامند (يعنى صد سال ديرتر از همسرانش ببهشت رود).  اصول كافى جلد 3 صفحه 374

حدیث هفته) 23/8/1387)

امام باقر (ع) فرمود : هر بنده اى در دلش نقطه اى سفيديست كه چون گناهى كند. خال سياهى در آن پيدا شود، سپس ‍ اگر توبه كند آن سياهى برود، و اگر از گناه دنبال گيرى كند، آن سياهى بيفزايد تا روى سفيدى را بپوشاند، و چون سفيدى پوشيده شد، ديگر صاحب آن دل هرگز به خير نگرايد و همين است ، گفتار خداى عزوجل : (نه چنين است ، بلكه آنچه مرتكب شدند بر دلشان زنگارى بست ، 14 سوره 83)  اصول كافى جلد 3 صفحه 375

امام صادق (ع) فرمود : پدرم على (ع) ميفرمود : خدا حكم قاطع و حتمى فرموده كه نعمتى را كه به بنده اى مرحمت فرموده از او باز نگيرد، مگر زمانى كه بنده گناهى مرتكب شود كه به سبب آن مستحق كيفر و عذاب گردد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 375

سماعه گويد : شنيدم امام صادق (ع) مى فرمود : خدا نعمتى به بنده اى نداده كه از او بگيرد جز آنكه گناهى كند كه به خاطر آن سزاوار سلب نعمت شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 376

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود : دردى دردناكتر از گناه براى دل نيست ، و ترسى سخت تر از مرگ نيست ، و گذشته براى انديشيدن (و عبرت گرفتن ) بس است و مرگ براى اندرز دادن كافى است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 377

حدیث هفته) 30/8/1387)

امام رضا عليه السلام مى فرمود : هر چند بندگان گناهان تازه اى را كه سابقه نداشته ايجاد كنند خدای متعال نیز براى آنها بلاها و گرفتاریهایی را كه سابقه نداشته ايجاد كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 377

امام صادق عليه السلام فرمود : خداى عزوجل فرمايد: هرگاه كسيكه مرا شناخته نافرمانيم  كند ، كسيرا كه مرا نشناخته بر او مسلط كنم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 378 

عبدالله بن سنان گويد شنيدم ، امام صادق (ع) مى فرمود: از جمله گناهان كبيره نافرمانى پدر و مادر است و نوميدى از رحمت و ايمنى از مكر خدا (يعنى عذاب و مهلت دادن خدا) و روايت شده كه بزرگترين گناهان كبيره شرك بخداست .  اصول كافى جلد  3 صفحه 379

نعمان رازى گويد : شنيدم امام صادق (ع) مى فرمود : هر كه زنا كند از ايمان خارج شود و هر كه شراب بنوشد از ايمان خارج شود، و هر كه يكروز از ماه رمضان را عمدا افطار كند (دانسته و بدون عذر روزه اش را بخورد) از ايمان خارج شود (يعنى در حاليكه مؤ من مرتكب اين گناهان است ، ايمان از او صلب ميشود و پس از پايان گناه برميگردد). اصول كافى جلد 3 صفحه 380

حدیث هفته) 7/9/1387)

امير المؤ منين صلوات الله عليه فرمود : خداوند متعال برای هر بنده اى چهل پرده كشيده شده قرار داده تا وقتى چهل گناه كبيره مرتكب شود، چون مرتكب چهل كبيره شد، پرده ها از او برداشته شود ، آنگاه خدا به آن (فرشته) ها وحى فرمايد: كه بنده ام را با پر و بالهاى خود بپوشاند، فرشتگان او را با بالهاى خود بپوشانند.سپس آن بنده كار زشتى را نگذارد جز آنكه مرتكب شود تا آنجا كه با ارتكاب زشتكارى ميان مردم ببالد آنگاه فرشتگان گويند: پروردگارا اين بنده تو هم عملى را مرتكب ميشود و ما از كردار او خجالت ميكشم ، خداى عزوجل به آنها وحى فرمايد: بالهاى خود را از او برداريد، و چون كارش بدينجا كشد آغاز دشمنى با ما خانواده گذارد، و آنگاه است كه پرده او در آسمان و نيز پرده او در زمين دريده شود، سپس فرشتگان گويند: پروردگارا اين بنده تو پرده دريده مانده است ، خداى عزوجل بآنها وحى فرمايد اگر خداى به او  توجهى ميداشت به شما دستور نمي داد بالهاى خود را از او برداريد. اصول كافى جلد 3 صفحه 381

مرحوم مجلسى در بيان پرده هاى چهلگانه شش قول نقل ميكند كه گويا بهترش اينست كه آنها كنايه از الطاف خداوند سبحان نسبت به بنده خويش است كه سبب ترك معصيت مى شود، و ارتكاب هر گناه كبيره اى عاصى را مستحق منع يكى از آن الطاف مينمايد، ولى بازهم او رارسوا نكند و بفرشتگان دستور پرده پوشى و آبرو و نگهدارى او دهد تا به آنجا رسد كه شاعر گويد: 

لطف حق با تو مدارا كند                چونكه از حد بگذرد رسوا كند

حدیث هفته) 14/9/1387)

امام صادق (ع) مى فرمود : گناهان كبيره ، نوميدى از رحمت خداست (در دنيا) و ياءس از مرحمت او (در آخرت ) و ايمنى از مكر خدا (يعنى از عذاب او) و قتل نفسيكه خدا حرام كرده و نافرمانى پدر و مادر و خوردن مال يتيم بنا حق و خوردن ربا بعد از دانستن و تعرب بعد از هجرت و متهم ساختن زن پاكدامن و فرار از جهاد.به امام عليه السلام عرض شد: بفرمائيد كسيكه مرتكب كبيره شده و بى توبه بميرد از ايمان خارجست ؟ و عذاب او مانند عذاب مشركين باشد (كه مخلد و جاودانست ) يا پايان ميپذيرد؟ فرمود: اگر معتقد شود كه آن گناه حلالست از اسلام بيرون رود، و به عذاب سخت معذب شود، ولى اگر اعتراف كند كه گناه كبيره كرده و به او حرامست و در ارتكابش ‍ عذاب ميشود و حلال نيست ، عذاب ميشود، ولى عذابش از اولى سبكتر است و آنگاه از ايمان بيرونش ميبرد، ولى از اسلام خارجش نميكند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 382

امام صادق (ع ) راجع به ( آيه شريفه 269 سوره 2 ) ( به هر كه حكمت داده شد خير بسيار داده شد ) فرمود: مقصود ( از حكمت ) معرفت امام و دورى از گناهان كبيره ايستكه خدا براى آنها دوزخ را واجب فرموده است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 388

حدیث هفته) 21/9/1387)

امام صادق (ع) فرمود : از گناهان محقر بپرهيزيد كه آمرزيده نشوند، عرض كردم : گناهان محقر چيست ؟ فرمود: اين است كه مردى گناه كند و بگويد، خوشا حال من اگر غير از اين گناه نداشته باشم .  اصول كافى جلد 3 صفحه  394 شرح : گناه هر چند كوچك باشد، نافرمانى پروردگار بزرگست و از اين نظر نبايد آنرا كوچك دانست ، حتى اگر كسى خيال كند مرتكب هيچ گناهى نشده و تنها يك نگاه به نامحرم مثلا كرده است ، نبايد بگويد: (خوشا حال من اگر غير از اين گناه نداشته باشم ).

سماعه گويد: از حضرت ابوالحسن عليه السلام شنيدم كه ميفرمود: خير بسيار (مانند طاعت و بخشش زياد) را بسيار نشماريد و گناه اندك را كم نشماريد، زيرا گناه اندك انباشته ميشود و زياد ميگردد، و در نهان ( در خلوت از خدا بترسید و گناه نکنید ) از خدا بترسيد تا از خود انصاف دهيد (به حق قضاوت كنيد اگر چه به زيانتان باشد، و چنين نكند جز كسيكه در نهان از خدا بترسد).  اصول كافى جلد 3 صفحه 394

امام باقر عليه السلام راجع به فرموده خداوند ( و بر آنچه كرده اند اصرار نورزند و بدانند ( كه بد كرده اند ) 135 سوره  3) فرمود: اصرار بر گناه ) اين است كه : كسى گناهى كند و از خدا آمرزش نخواهد، و در فكر توبه نباشد، اينست اصرار بر گناه .اصول كافى جلد 3 صفحه  395 شرح : كسيكه به فكر توبه نيست ، ظاهرا قصد تكرار گناه دارد و چنانكه شهيد فرمود: اين هم بمنزله اصرار است .

حدیث هفته) 28/9/1387)

امام صادق (ع ) مى فرمود : نه به خدا سوگند كه خدا هيچ طاعتى را با اصرار بر هر گناهى كه باشد نپذيرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 395

امام صادق (ع) فرمود : ريشه هاى كفر سه چيز است : حرص و تكبر و حسد.
اما حرص در داستان آدم (ع) است زمانيكه از خوردن آن میوه درخت نهى شد و حرص او را برانگيخت كه از آن بخورد.و اما تكبر در داستان شيطانست كه چون ماءمور به سجده حضرت آدم شد سرپيچى كرد.و اما حسد در داستان دو پسر حضرت آدم (هابيل و قابيل ) است زمانيكه يكى ديگرى را ( بر اثر حسادت ورزدین ) كشت . شرح : مرحوم مجلسى (ره)  گويد : گويا مراد به ريشه هاى كفر گناهانى است كه گاهى موجب كفر شود نه هميشه ، و كفر نيز معانى بسيارى دارد، مانند انكار خداوند سبحان و عناد و لجاج نسبت به صفاتش و مانند انكار پيغمبران و حجج او و انكار تعليمات آنها و مانند نافرمانى خدا و رسولش و چون ناسپاسى نعمتهاى خدا تا برسد به ترك اولى ، پس حرص ‍ گاهى سبب ترك اولى و گاهى موجب گناه صغيره يا كبيره اى مى شود، تا به شرك و انكار خدا ميرسد، وحرص آدم عليه السلام موجب ترك اولاى او شده ولى در فرزندانش تكامل پيدا كرد تا بكفر و انكار خدا رسيد، از اينرو حرص را ريشه كفر ناميدند. و همچنين نسبت به تكبر و حسد و صفات ديگر ، و اما راجع به شيطان برخى حسد را موجب سجده نكردنش دانسته اند، ولى از آيه شريفه (خلقنى من نار و خلقنه من طين ) كه خودش بدان تمسك كرده و نيز از اين روايت پيداست كه همان استكبار (خود پسندى و منيت و بزرگى طلبى ) او باعث گناهانش شد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 396

حدیث هفته) 5/10/1387)

رسولخدا (ص) فرمود : سه صفت است كه هر كه داشته باشد منافق است ، اگر چه اهل نماز و روزه باشد و خود را مسلمان پندارد: 1. كسيكه چون امانت به او سپارند خيانت كند 2. چون سخن یا خبری دهد ، دروغ گويد 3. هرگاه به کسی وعده ای میدهد ، خُلف وعده میكند ، خداى عزوجل در كتابش فرموده است : (خدا خيانتكارانرا دوست ندارد، 58 سوره 8) و فرموده : (لعنت خدا بر او اگر از دروغگويان باشد 7 سوره 24) و فرموده : (اسماعيل را در كتاب ياد كن ، همانا او درست وعده و رسول و پيغمبر بود. 54 سوره 19).اصول كافى جلد 3 صفحه 398 

رسول خدا (ص ) فرمود : كسى را كه از همه شما به من دورتر است به شما خبر ندهم ؟ گفتند: چرا يا رسول الله ! فرمود : كسيكه از فحش گفتن و فحش شنيدن پروا ندارد (فحش دهد و بسيار فحش دهد) و بد زبانست و بخيل و متكبر و كينه توز و حسود و سخت دل و از هر خيرى كه بدان اميد مي رود دور است و از هر شرى كه از آن پرهيز ميشود ، از او ايمنى نيست . اصول كافى جلد 3 صفحه 399

رسول خدا (ص) فرمود : پنج كس را من و هر پيغمبر مستجاب الدعوه اى لعنت كرده ايم : .1. كسيكه چيزى در كتاب خدا زياد كند 2. آنكه سنت مرا ترك كند 3. هر كه قدر خدا را تكذيب كند (مانند مفوضه كه توضيح عقيده آنها در اصول کافی جلد 1 صفحه ‍ 215 گذشت ) 4. كسيكه آنچه را خدا نسبت به عترت من محترم دانسته روا شمرد (آنها را بكشد يا اهانت و انكار كند) 5. غنيمت جنگى را (كه ديگران هم در آن شركت دارند) به خود اختصاص دهد و حلال داند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 400

حدیث هفته) 12/10/1387)

امام صادق (ع) به عباد بن كثير بصرى در مسجد فرمود : واى بر تو اى عباد ،  از ريا  بپرهيز كه هر كه براى غير خدا كار كند ، خدا او را به كسى كه برايش كار كرده وا گذارد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 400

امام صادق (ع) فرمود : اين امر ( تشيع و مذهب دارى ) خود را براى خدا قرار دهيد نه براى مردم ، زيرا هر کاری که برای خدا باشد ، (او ميپذيرد و پاداش ميدهد) و هر کاری را که برای مردم ( و ریا کردن ) انجام می دهی ، بسوى خدا بالا نرود (خدا نپذيرد و پاداش ندهد). اصول كافى جلد 3 صفحه 401

امام صادق (ع) فرمود : هرگونه ريائى شرك است ، هر كه براى مردم كار كند، پاداشش به عهده مردم است و هر كه براى خدا كار كند، ثوابش بر خداست .  اصول كافى جلد 3 صفحه 401

محمد بن عرفه گويد : امام رضا عليه السلام فرمود : واى بر تو اى  عرفه ، كار كنيد ، نه به منظور ريا و به گوش مردم رسيدن ، زيرا هر كه براى غير خدا كار كند ، خدا او را به كارش واگذارد واى بر تو، كسى عملى نكند جز آنكه خدا عبائى بر او پوشاند (از جنس همان عملش ) اگر عملش خوب باشد عباى خوب و اگر بد باشد عباى بد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 402

حدیث هفته) 19/10/1387)

عمر بن يزيد گويد : همراه امام صادق (ع) شام مى خوردم كه ناگاه اين آيه را تلاوت فرمود : (بلكه انسان به خود بيناست ، اگر چه عذرها براى خود تراشد 14 سوره 75) اى ابا حفص ! انسان چه مى كند (چرا چنين ميكند و چه ثمرى براى او دارد) كه بسوى خداى عزوجل تقرب جويد بخلاف آنچه خدايتعالى از باطن او ميداند (مانند كسيكه نماز بخواند و مقصودش نمايش به مردم باشد) رسولخدا (ص) مى فرمود : هر كه نيتى در دل داشته باشد، خدا لباسى مناسب آن بر او پوشد، اگر خوب باشد خوب و اگر بد باشد بد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 402

پيغمبر (ص) فرمود : فرشته عمل بنده اى را بالا مى برد و از آن مسرور است ، ولى چون آن عمل را كه بصورت حسنات است بالا برد، خداى عزوجل فرمايد: آن اعمالرا در سجين (ديوان اعمال گنهكاران ) گذاريد ، زيرا آن بنده اين اعمالرا براى من بجا نياورده است .  اصول كافى جلد 3 صفحه402 

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود : رياكار سه نشانه دارد 1.چون مردم را بيند (در عبادت ) به نشاط آيد2. هر گاه تنها باشد كسل شود ( و کار خیر نکند ) 3. دوست دارد كه در هر كارى مردم او را بستايند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 402

امام صادق (ع) فرمود : خداى عزوجل فرمايد : من بهترين شريكم ، ( پس اى بنده ديگرى را در عبادت شريك من مساز زيرا ) هر كس در عملى كه انجام ميدهد، ديگرى را شريك من سازد از او نپذيرم ، جز عمليكه خالص براى من باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 403

حدیث هفته) 26/10/1387)

امام صادق (ع) فرمود : چه مى كند آنكه از شما خوبى را ظاهر بدى را در باطن ميدارد مگر بباطن خود مراجعه نميكند تا بداند موضوع چنان نيست ، در صورتيكه خداى عزوجل ميفرمايد: (بلكه انسان بخود بيناست ، اگر چه عذرها براى خود تراشد 14 سوره 75) باطن هرگاه درست شد ظاهر هم نيرومند مى شود (اعضاء و جوارحش به عبادت توانا و محكم ميشود بر خلاف رياكار كه در عبادت براى خدا ،سُست و كسل است ).  اصول كافى جلد 3 صفحه 403

امام صادق (ع) فرمود: بنده اى نيست كه در نهان كار خيرى كند، جز آنكه روزگارى نگذشته ، خدا براى او خيرى ظاهر كند، و بنده اى نيست كه در نهان كار شرى كند، جز اينكه روزگارى نگذشته ، خدا برايش شرى ظاهر كند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 403

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه با عمل اندكش ، خداى عزوجل را قصد كند، خدا هم بيشتر از آنچه قصد كرده برايش ‍ نمايان سازد، و هر كه با عمل بسيار و رنج تن و شب بیداری اش ، مردم را قصد كند، خداى عزوجل حتما عملش را در نظر شنوندگان كم جلوه دهد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 404

زراره گويد: از امام باقر (ع ) پرسيدم راجع به مرديكه كارى خيرى ميكند و شخصى او را مى بيند و او خوشش ميآيد ، فرمود: عيب ندارد، هر كس دوست دارد و خوبيش ميان مردم نمايان شود بشرط آنكه عمل را بآن قصد انجام ندهد.اصول كافى جلد 3 صفحه 405

حدیث هفته) 3/11/1387)

معمر بن خلاد نزد حضرت ابوالحسن عليه السلام نام مردى را برد و گفت : او رياست را دوست دارد، حضرت فرمود: بودن دو گرگ درنده در ميان گله گوسفنديكه چوپانش حاضر نباشد، زيانبخش تر از رياست نسبت بدين مسلمان نيست (رياست طلبى از دو گرگ بدين مسلمان بيشتر زيان رساند).  اصول كافى جلد 3 صفحه 405

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه رياست طلبد هلاك شود.  اصول كافى جلد 3 صفحه  405

امام صادق (ع ) مى فرمود: بپرهيزيد از اين رؤ سائيكه رياست را بخود ميبندد، زيرا بخدا سوگند كه كفشها دنبال سر مردى صدا نكند، جز آنكه هلاك شود و هلاك كند (مقصود از اين رؤ سا حسن بصرى و سفيان ثورى و ابوحنيفه و امثال آنهاست ).  اصول كافى جلد 3 صفحه  406

امام صادق (ع ) فرمود: ملعونست كسيكه رياست را بخود بندد، ملعونست كسيكه بآن همت گمارد، ملعونست كسيكه بفكر آن باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه406

حدیث هفته) 10/11/1387)

ابا ربيع شامى گويد: امام باقر عليه السلام فرمود، و اى بر تو، اى ابا ربيع ، رياست مجو و گرگ مباش كه بنام ما مردم را بخورى كه خدا محتاجت كند، و دوباره ما آنچه خود نگفته ايم مگو (درباره ما اهلبیت غلو مكن ) زيرا ناچار تو (در قيامت ) بازداشت و باز خواست شوى ، پس اگر راست گو باشى تصديقت كنيم ، و اگر دروغگو باشى تكذيب كنيم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 406

امام صادق (ع ) فرمود: پر حسرت ترين مردم روز قيامت كسى است كه عدالتى را ستوده و عمل خودش بر خلاف آن باشد (زيرا در قيامت مى بيند شنوندگان سخن او سعادتمند گشته ولى خودش بدبخت و گرفتار است ).  اصول كافى جلد3 صفحه 408

ابو بصير گويد: امام صادق (ع ) راجع بقول خداى عزوجل فرمود: (آنها و گمراهان برو در دوزخ افتند 94 سوره 26 ) فرمود: اى ابابصير اينها مردمى هستند كه با زبان خود عدالتى را ستوده و در مقام عمل بخلافش ‍ گرائيده اند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 409

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: از مجادله و ستيزه بپرهيزيد كه دلهاى دوستان و برادران را بيمار كنند و نفاق رويانند (زيرا سلامتى دل بصفا و صميمت است و بيماريش به كينه و اندوه و پريشانى خاطر كه از مجادله و ستيره برخيزد و دوستان را با يكديگر دو رو كند).  اصول كافى جلد 3 صفحه 409

حدیث هفته) 17/11/1387)

پيغمبر (ص) فرمود: سه خصلت است كه هر كس خداى عزوجل را با آنها ملاقات كند (با اين سه خصلت بميرد) از هر دريكه خواهد داخل بهشت شود: كسي كه خلقش نيكو باشد و در حضور و غیاب مردم از خدا بترسد و مجادله نكند اگرچه حق با او باشد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 409

رسولخدا (ص) فرمود: نبود زمانيكه جبرئيل نزد من آيد، جز آنكه غالبا ميگفت : اى محمد از بغض و دشمنى مردم بپرهيز.  اصول كافى جلد 3 صفحه 410

امام صادق (ع) فرمود: از دشمنى با يكديگر بپرهيزيد، زيرا دشمنى دل را مشغول كند و موجب نفاق شود و كينه ها پديد آرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 411

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: غضب ايمان را فاسد كند چنانكه سركه عسل را.  اصول كافى جلد3 صفحه 412

امام صادق (ع) فرمود: غضب كليد هر شرى است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 412

امام صادق (ع) ميفرمود: هر كه غضب خود را نگه دارد، خدا عيب او را بپوشاند.  اصول كافى جلد 3 صفحه 413

حدیث هفته) 24/11/1387)

ميسر گويد: خدمت امام باقر (ع ) از غضب سخن به ميان آمد. حضرت فرمود: همانان مرد غضب ميكند و تا داخل دوزخ نشود، هرگز راضى نگردد (تا مرتكب گناهى نشود خشمش تسكين نيابد) پس هر كس بر مردمى خشمگين شد، و ايستاده بود، بايد فورى بنشيند، تا پليدى شيطان از او دور شود، و هر كس بر خويشاوندانش غضب كند بايد نزديك او رود و تنش را مس كند (مثلا دست به دست او سايد) زيرا خويشاوند هرگاه مس شود آرامش يابد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 412  شرح : علماء اخلاق براى چاره و علاج غضب دو راه علمى و عملى ذكر كرده اند. راه علميش آنستكه بنده خدا تفكر كند در آيات و اخباريكه در مذمت غضب و خشم و ستايش عفو و حلم و كظم غيظ ( فرو بردن خشم ) وارد شده است و راه عمليش آنستكه : چون خشمگين شود، اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بگويد و با آب سرد وضو بگيرد یا غسل كند و اگر ايستاده است بنشيند و اگر نشسته دراز كشد و اگر بر فاميل و خويشاوندش غضب كرده نزديك او رود و دست به بدن او گذارد.

عبدالاعلى گويد: به امام صادق (ع ) عرض كردم : مرا اندرزى ده كه از آن پند گيرم ، فرمود: مردى خدمت رسولخدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: يا رسول الله : اندرزى به من بياموز كه از آن پند گيرم ، حضرت به او فرمود برو و غضب مكن ، سپس تكرار كرد و باز حضرت فرمود: برو و غضب مكن تا سه بار.  اصول كافى جلد 3 صفحه 413

حدیث هفته) 1/12/1387)

امام صادق (ع) فرمود : شنيدم پدرم ميفرمود: مردى بيابانى خدمت رسولخدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: من صحرا نشينم (و چون نميتوانم هميشه از خدمت شما استفاده كنم ) كلمات جامعى به من بياموز، فرمود: دستورت ميدهم كه غضب مكن ، مرد عرب در خواست خود را سه بار تكرار كرد (و همان جواب شنيد) تا آنمرد به خود آمد و گفت : ديگر سؤالى نمي كنم ، رسولخدا صلى الله عليه و آله جز به خير مرا دستور نفرمود (زيرا همان غضب نكردن مرا از دشنام و تهمت و آزار مسلمان و چاقوكشى و آدم كشى و گناهان ديگر باز ميدارد) سپس فرمود: پدرم ميفرمود: سخت تر از غضب چه چيز است ؟ همانا مرد غضب ميكند و در اثر آن مرتكب قتل نفس كه خدا حرام كرده ميشود و زن پاكدامن را متهم مى سازد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 412 

امام باقر (ع) فرمود: در كتاب تورات در ضمن مناجات خداى عزوجل با موسى عليه السلام است : كه : اى موسى خشم خود را از كسيكه تو را بر او مسلط ساخته ام بازگير تا خشم خود را از تو باز گيرم .  اصول كافى جلد 3 صفحه 413

امام صادق (ع) فرمود: غضب دل شخص حكيم را نابود كند (از اينرو بجاى حكمت از او سفاهت بينند) و فرمود: هر كس مالك غضب خود نباشد، مالك عقل خود نخواهد بود.  اصول كافى جلد 3 صفحه 415 

حدیث هفته) 8/12/1387)

امام صادق (ع) فرمود: مردى به پيغمبر صلى الله عليه و آله عرض كرد: يا رسول الله ! مرا تعليم ده ، فرمود: برو و غضب مكن ، آنمرد گفت : همين مرا بس است و به جانب قبيله خود رفت ، ناگاه در ميان قومش جنگى بپا شد، و اسلحه پوشيده در برابر يكديگر صف كشيدند، آنمرد هم چون چنان ديد، اسلحه پوشيد و به صف ايستاد، آنگاه سخن پيغمبر صلى الله عليه و آله را به یاد آورد كه به او فرمود: (غضب مكن ) سپس اسلحه را كنار گذاشت ، و نزد مردميكه دشمن قومش ‍ بودند آمد و گفت : اين مردم هر جراحت و قتل و زدن بى نشانه اى كه در افراد شما باشد بعهده من و من خونبهاى آنرا بشما ميپردازم (اما زخم نشانه دار را از زننده اش بگيريد) آن مردم گفتند، هر چه چنين باشد بنفع شما و ما از شما بپرداخت اين جريمه سزاوارتريم ، سپس با يكديگر صلح كردند و آن كينه از ميان برفت .  اصول كافى جلد 3 صفحه 414  

رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسيكه خود را از ريختن آبروى مردم نگهدارد، خدا در قيامت از (عيب ) او در گذرد، و هر كه خشم خود را از مردم باز گيرد، خداى تبارك و تعالى عذاب روز قيامت را از او باز گيرد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 415

امام صادق (ع ) فرمود: حسد ايمان را مى خورد چنانكه آتش هيزم را مى خورد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 416

حدیث هفته) 15/12/1387)

داود رقى گويد: شنيدم امام صادق (ع) ميفرمود: از خداوند پروا كنيد و بريكديگر حسد مبريد همانا از جمله مقررات دينى عيسى بن مريم گردش در شهرها بود، در يكى از گردشها مردى كوتاه قد كه غالبا همراه عيسى (ع) و از اصحاب آنحضرت بود همراهش شد، چون عيسى به دريا رسيد، با يقين درست فرمود: بسم الله و بر روى آب راه رفت ، چون مرد كوتاه قد عيسى عليه السلام را ديد كه بر روى آب راه میرود او هم با يقين درست گفت بسم الله و بر روى آب راه افتاد تا به عيسى عليه السلام رسيد، آنگاه خود بينى او را گرفت و با خود گفت : اين عيسى روح الله ( پیغمبر خدا ) است كه بر روى آب راه ميرود و من هم روى آب راه ميروم پس او را بر من چه فضيلتى باشد؟آنگاه در آب فرو رفت و از عيسى فرياد رسى خواست ، عيسى دستش را گرفت و از آب بيرون آورد و به او گفت : اى كوتاه قد؛ چه گفتى ؟ (كه در آب فرو رفتى ) گفت : من گفتم : اين عیسی روح الله است كه روى آب راه مى رود و من هم روى آب راه مى روم و مرا خود بينى فرا گرفت ، عيسى به او فرمود: خود را در جائى گذاشتى كه خدايت در آنجا نگذاشته ، پس خدا بسبب اين گفتار ترا مبغوض داشت ، از آنچه گفتى بسوى خداى عزوجل توبه كن .امام عليه السلام فرمود: آنمرد توبه كرد و به رتبه ايكه خدا برايش قرار داده بود برگشت ، پس از خداپروا كنيد و بر يكديگر حسد نبريد. اصول كافى جلد 3 صفحه 416

امام صادق (ع) فرمود: آفت دين حسد و خود بينى و به خود باليدن است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 418

حدیث هفته) 21/12/1387)

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداى عزوجل به موسى بن عمران عليه السلام فرمود: اى پس عمران ؛ بر آنچه از فضل خود به مردم داده ام حسد مبر و چشمت را دنبال آن دراز مكن و دلت را پى آن مبر، زيرا حسد برنده از نعمت من ناراحت است و از تقسيمى كه ميان بندگانم كرده ام جلوگير است ، و كسيكه چنين باشد، من از او نيستم و او از من نيست (ميان من و او ارتباط و آشنائى نباشد)  اصول كافى جلد 3 صفحه 418

امام صادق (ع ) فرمود: مؤمن غبطه برد و حسد نبرد، ولى منافق حسد برد و غبطه نبرد.اصول كافى جلد 3 صفحه 418  شرح : حسد آنست كه نعمتى را كه خدا به برادر دينى تو داده ، براى او نخواهى و از آن رنج برى و آرزوى زوال آنرا داشته باشى چه آنكه بخودت رسد يا نرسد ولى غبطه آنست كه با نعمت او كارى نداشته باشى و آرزو كنى كه خودت هم مثل آن نعمت را داشته باشى .حسد از نظر عقل و شرع مذموم و ناپسندع است ، زيرا حسد بيمارى دل است و بدخواهى برادر مسلمان و ناراحتى از لطف و نعمت خدا و اعتراض بر عدالت خدايتعالى و نظام احسن او و اين ناراحتى بسا موجب لاغرى تن و اختلال حواس ‍ و دق كردن حسود مى شود، پس حسود دشمن جان خود است ، ولى غبطه و رقابت ممدوح و مستحسن است و در آيات شريفه و اخبار و احاديث گاهى از آن به تنافس تعبير شده و گاهى به مسابقه و تسابق . مانند:(1) و فى ذلك فليتنافس المتنافسون .(2) سابقوا الى مغفرة من ربكم .(3) فعليكم بهذه الخلائق فالرموها و تنافسوا فيها.(4) فسابقوا رحمكم الله الى منازلكم التى امرتم ان تعمروها و التى رغبتم فيها و دعيتم اليها.

حدیث هفته) 29/12/1387)

امام صادق (ع) فرمود : كسى كه تعصب برد يا برايش تعصب برند (در صورتيكه به آن تعصب راضى باشد) رشته ايمانرا از گردن خويش باز كرده است .  اصول كافى جلد 3 صفحه 419 

رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر كه در دلش به اندازه دانه خردلى عصبيت باشد خدا او را روز قيامت با اعراب جاهليت مبعوث كند.  اصول كافى جلد3 صفحه 419 

امام صادق (ع) فرمود : هر كه تعصب كند خدا دستمال و سربندى از آتش به سر او بندد.  اصول كافى جلد 3 صفحه 420

امام صادق (ع) فرمود : ملائكه مى پنداشتند شيطان از آنها است ولى در علم خدا از آنها نبود تا بسبب حميت و تعصب باطن خود را اظهار كرد و گفت : (مرا از آتش (روشن ) آفريده اى و او را از خاك (تيره ) خلق كرده اى ).( ملائكه مى پنداشتند شيطان هم مانند آنها مقدس و مطيع خداست و هرگز گناه و نافرمانى نميكند ولى تنها حميت و خود خواهى او موجب شد كه نهان پليد خود را آشكار كرد و به آدم عليه السلام سجده نكرد پس از حميت و تعصب بپرهيزيد)  اصول كافى جلد 3 صفحه 420

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

 عضویت در کانال ارسال حدیث در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/ahadithshia

@ahadithshia

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 97 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) موجب {نظم شریعت و ملّت} و {امامت اهل بیت (علیهم السلام} جلوگیر از تفرقه
چهارشنبه, 16 بهمن 1398
  وَإطَاعَتَنَا (در نسخه ی دیگر : وطَاعَتَنَا ) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ... ادامه مطلب...
اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد
یکشنبه, 27 اسفند 1396
  اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد 1-خديجه رضى اللّه... ادامه مطلب...
باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ بن موسى الرّضا- عليهما السّلام-
شنبه, 28 بهمن -2
    باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ... ادامه مطلب...
نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام) شیخ صدوق... ادامه مطلب...
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام)
دوشنبه, 14 اسفند 1396
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام) حضرت فاطمه علیها السلام خدمتگذاری... ادامه مطلب...
شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ العسکری (علیهِما السلام)
چهارشنبه, 17 آذر 1395
    شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ... ادامه مطلب...
مناقبت و شهادتنامه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  ماجراي تنبّه اسحق ‌بن‌ يعقوب كندي اسحق‌بن‌يعقوب‌كندي،... ادامه مطلب...
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 06 آذر 1395
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)   ... ادامه مطلب...
حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)
جمعه, 09 مهر 1395
ويژگىِ عاقل نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل... ادامه مطلب...
فضلیت زیارت ، گوشه ای از احوالات و ... ( حضرت امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام)
دوشنبه, 01 مرداد 1397
مؤلف ( حاج شیخ عباس قمی) گويد كه در اينجا چند مطلب است كه شايسته و مناسب است... ادامه مطلب...
شرفیاب شدن دعبل خزایی خدمت امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام) و خواندن اشعار در مدح آنحضرت
شنبه, 23 مرداد 1395
 شیخ صدوق رحمه الله در کتاب «عیون اخبار الرضا علیه السلام» از... ادامه مطلب...
سه روز مهمّ در پيش ‌روي هر انساني ( حدیث از امام رضا (علیه السلام) )
شنبه, 28 بهمن -2
سه روز مهمّ در پيش ‌روي هر انساني از حضرت امام رضا(علیه السلام) منقول... ادامه مطلب...
هفت چيز است كه اگر هفت چيز همراهش نباشد استهزاء حساب مي ‌شود(حدیث از امام رضا علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
اين روايت از حضرت امام رضا (علیه السلام)†منقول است كه فرمود: سَبْعَةُ... ادامه مطلب...
پاسخ به شبهات در خصوص قبول ولایتعهدی مأمون توسط امام علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)
سه شنبه, 12 مرداد 1395
  أعوذ بالله من الشّيطان الرّجيم[1] *  و من هرگز خود را تبرئه نمي‌كنم كه... ادامه مطلب...
سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام) خلیل بن احمد از... ادامه مطلب...
ردّالشمس یکی از فضائل مولاامیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 28 خرداد 1398
پانزدهم شوال سالروز به وقوع پیوستن رد الشمس برای مولا امیرالمومنین (علیه... ادامه مطلب...
برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك حضرت مهدی (علیه السلام)
پنجشنبه, 27 اردیبهشت 1397
  [تعظيم شنيدن اسم مبارك] 6 نجمة ايضا ششمين تكليف عباد،برخاستن براى تعظيم... ادامه مطلب...
زيارت امام حسین عليه السلام در روز اربعين ، به روايت صفوان جمّال
دوشنبه, 08 آبان 1396
  زِيارَةُ الأَربَعينَ بِرِوايَةِ صَفوانَ الجَمّالِ 3273.تهذيب الأحكام عن... ادامه مطلب...
زيارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز بیستم ماه صفر (اربعین) توسط جابر بن عبد اللّه انصارى {بانضمام متن زیارت}
جمعه, 05 آبان 1396
  زِيارَةُ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِيِّ 3275.مصباح الزائر عن عطا :... ادامه مطلب...
متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم
شنبه, 28 بهمن -2
  متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم بسم الله... ادامه مطلب...
در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را... ادامه مطلب...
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
سه شنبه, 23 خرداد 1396
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی... ادامه مطلب...
حَبْلِ اللَّهِ کیانند ؟؟!!
دوشنبه, 12 آبان 1399
  آیه 103 سوره آل عمران وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا... ادامه مطلب...
نشانه‌ های مؤمن راستین
شنبه, 28 بهمن -2
نشانه‌ های مؤمن راستین نمازهای شبانه‌ روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.... ادامه مطلب...
زیارت اربعین از نشانه های مومن است
شنبه, 28 بهمن -2
در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : وَ رُوِیَ... ادامه مطلب...
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام)
چهارشنبه, 16 مهر 1399
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) وَ... ادامه مطلب...
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات
شنبه, 25 اردیبهشت 1395
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات  ... ادامه مطلب...
طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات
چهارشنبه, 22 اردیبهشت 1395
  طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات بدان شبهۀ... ادامه مطلب...