gototopgototop
ورود به سایت



خانه آرشیو احادیث هفته آرشیو احادیث هفته سال 1390

آرشیو احادیث هفته سال 1390

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

حدیث هفته) 4/1/1390

حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود: امير المؤمنين عليه السّلام اصحاب خود را بدين نحو سفارش ميكرد كه مي فرمود :
شما را به ترس از خدا و پرهيزگارى سفارش ميكنم زيرا پرهيزكارى است كه مورد رشك جوينده اميدوار و مورد اعتماد گريزان پناه‏جو است، و پرهيزگارى را جامه درونى و باطنى خود قرار دهيد و از روى اخلاص ياد خدا كنيد تا بوسيله آن بهترين زندگى را دريابيد و بدان راه نجات را به پيمائيد بنگريد بدنيا نگريستن پارسائى كه از آن جدا گردد، زيرا دنيا جای‏گزين خود را از جاى بركند و خوشگذران آسوده دل را داغدار كند، آنچه كه از دنيا رفته است اميدى به بازگشت آن نيست، و آينده آن نيز روشن نيست كه انتظارش را برند، به آسايش آن بلا و گرفتارى و به بقايش فنا و نيستى بسته است، خوشيش آميخته به اندوه و بقاى در آن مخلوط بناتوانى و سستى است، دنيا چون بستانى است كه چراگاهش خرم و سرسبز است و نظر بيننده را بخود جلب كند، نوشيدنيش گوارا و خاكش خوشبو است، از ريشه ‏هايش آب چكد و شاخه ‏هايش نمناك باشد تا چون اين گياه زمانش فرا رسد (و بثمر رسد) و بندهاى آن محكم گردد بادى بوزد كه برگها را بركند و بندها را از هم بگسلد پس چنان گردد كه خدا فرموده: «خشك گردد و بادها پراكنده‏ اش سازد، و خدا بر هر چيز تواناست» (سوره كهف آيه 45) بنگريد در دنيا كه چيزهاى جالب براى شما بسيار دارد ولى كمتر چيزى از آن بشما سود دهد.  روضة الکافی جلد 1 صفحه 24

 


 حدیث هفته) 11/1/1390

على بن عيسى در حديث مرفوعى (كه سند را به معصوم رسانده) روايت كند كه موسى عليه السّلام با خدا مناجات كرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود:
اى موسى آرزويت در دنيا دراز نشود كه به خاطر آن دلت سخت گردد، و شخص سخت دل از من دور است.
اى موسى آن طور باش كه من در تو خوشحالم (كه چنان باشى) چون كه خوشحالى من آن است كه فرمانبردارى شوم و نافرمانى نشوم، پس دلت را با ترس بكش، كهنه جامه باش و زنده دل، در زمين گمنام باش و در آسمان معروف، خانه ‏نشين باش و چراغ در شب، در پيشگاه من فرمانبردار و فروتن باش چون فرمانبردارى شكيبايان، از بسيارى گناه به درگاه من فرياد كن چون فرياد گنهكار گريزان از دشمن،در دفع دشمن از من يارى بجوى كه براستى من ياور و مددكار خوبى هستم.
اى موسى همانا من خدايم كه بر فراز بندگانم و بندگان زير دست منند و همگى در برابرم كوچك و درمانده ‏اند، و از خودت نيز بر خويشتن نگران باش (چون بسيار شود كه انسانى از خود گول خورد) و فرزند خود را نيز بر موضوع دينت امين مدان مگر اينكه فرزند تو نيز مانند خودت خوبان را دوست بدارد.
اى موسى تن خود را بشوى و غسل ده و به بندگان شايسته‏ ام نزديك شو.
اى موسى در نماز مردم پيشواشان باش و در دعوا و نزاعشان رهبر باش و بدان چه من بتو نازل كرده‏ ام در ميانشان داورى كن كه من حكمى روشن و دليلى تابان و نورى بر تو فرو فرستادم كه گويا باشد بدان چه در اولين و آخرين بوده و خواهد بود.  روضة الکافی جلد 1 صفحه 60


 حدیث هفته) 18/1/1390

على بن عيسى در حديث مرفوعى (كه سند را به معصوم رسانده) روايت كند كه موسى عليه السّلام با خدا مناجات كرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود:اى موسى من به تو سفارش ميكنم مانند سفارش دوستى مهربان به فرزند بتول عيسى بن مريم صاحب الاغ و برنس (كلاه يا شنل مخصوص عابدان) و زيت (روغن زيتون، يا روغنى كه در بنى اسرائيل نشانه نبوت بوده) و زيتون (كه اين هر دو خوراك عيسى عليه السّلام بوده است) و صاحب محراب، و بعد از او (تو را سفارش كنم) بصاحب شتر سرخ مو، آن پاك و پاكيزه و پاك ‏سرشت، و صفت او در كتاب تو اين است كه او مؤمن است و بر همه كتابهاى آسمانى گواه و نگهبان است، راكع و ساجد است، و شائق و ترسان است، برادرانش مستمندان هستند، و يارانش مردم ديگرند (انصار مدينه) در زمان بعثت او مردم به فشار زندگى و بلاها و كشتار و بی ‏پولى گرفتارند، نامش احمد، محمد امين، از باقيماندگان! از گروه پيشينيان گذشته (پيمبران بزرگوار گذشته) به همه كتابهاى آسمانى ايمان دارد و همه رسولان را تصديق كند، و از روى اخلاص به تمام پيمبران گواهى دهد، امت او مورد رحمت و بركتند تا زمانى كه بر حقائق دين‏ پابرجا مانند، ساعتهاى معينى دارند كه در آن ساعتها نماز خود را بخوانند چنانچه بنده وظيفه خود را نسبت به آقايش انجام دهد، پس او را تصديق كن، و از طريقه ‏اش پيروى كن كه او برادر تو است.اى موسى او امّى است (يعنى منسوب به مكة است) و او بنده درستى (يا راستگوئى) است كه بر هر چه دست گذارد بركت پيدا كند و بر خود او نيز بركت داده شود، در علم من اين چنين بوده و اين گونه او را آفريدم، بوسيله او قيامت را بگشايم (يعنى نخستين كسى كه از قبر برآيد او است) و به امت او كليدهاى دنيا را مهر زنم (و جهان را درهم پيچم يعنى امت او آخرين امتند كه پس از آنها روزگار را پايان دهم) به ستمكاران بنى اسرائيل دستور بده كه نامش را محو نكنند و از ياريش دست برندارند و اگر چه اين كار را خواهند كرد، دوست داشتنش در نزد من حسنه محسوب شود، من با او هستم و من از حزب اويم (كه او را يارى دهم) و او از حزب من است و حزب آنان پيروز است، مقدرات و حجت هاى من بدو تمام شود، بطور مسلم دينش را بر همه اديان پيروز گردانم و در همه جا مرا پرستش كنند، و بر او قرآنى فرو فرستم كه جداكننده (حق و باطل) و درمان سينه ‏ها باشد از وسوسه‏ هاى شيطانى، پس اى پسر عمران بر او درود فرست كه من و فرشتگانم نيز بر او درود فرستيم. روضة الکافی جلد 1 صفحه 61 


 حدیث هفته) 25/1/1390

على بن عيسى در حديث مرفوعى (كه سند را به معصوم رسانده) روايت كند كه موسى عليه السّلام با خدا مناجات كرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود: اى موسى تو بنده منى و من هم معبود تو، شخص حقير و بينوا را خوار مشمار و به چيز اندكى كه شخص توانگر دارد بر او غبطه مخور، و در هنگام ياد كردن من فروتن باش و در وقت خواندن نامم به رحمت من آرزومند، و نواى دلرباى توراة را به آوازى خاشع و حزين به سمع من برسان، در وقت ياد كردن آسوده خاطر باش، و يادآورى كن كسى را كه بمن آرامش خاطر يابد، مرا پرستش كن و چيزى را با من شريك مساز، خوشحالى مرا بجوى كه براستى منم آقاى بزرگ، من تو را از نطفه آبى بي مقدار
آفريدم،  و از كمى خاك كه آن را از زمينى پست و درهم بيرون آوردم و صورت انسانى بخود گرفت، من او را آفريده ‏اى ساختم، پس بزرگ است ذات من، و پاكيزه است كارم، چيزى مانندم نيست، و منم زنده جاويدانى كه نيست نشوم.
اى موسى هر گاه مرا بخوانى ترسان و هراسان و بيمناك باش، براى من صورت بر خاك نه و با گرامى ترين اعضاء تنت برايم سجده كن، و براى فرمانبرداريم در پيش رويم به ايست، و هنگامى كه با من رازگوئى هراسان و با دلى لرزان باش، و در دوران زندگى بوسيله تورات من زنده باش، و اوصاف نيك مرا به نادانان ياد ده، و نعمتهاى مرا بيادشان آر، و بدانها بگو: در آن گمراهى كه فرو رفته ‏اند ادامه ندهند، كه براستى گرفتن من (يا مؤاخذه ‏ام) دردناك و سخت است.
اى موسى اگر رشته پيوند تو از من بريد برشته ديگرى پيوند نشود، مرا بپرست و پيش رويم همانند ايستادن بنده بي مقدار و ندار، نفس خود را نكوهش كن كه آن به نكوهش سزاوارتر است، و بوسيله كتاب من (تورات) بر بنى اسرائيل گردن فرازى مكن، و اين كتاب كافى است كه پند دهنده و روشن‏ كننده دلت باشد و آن سخن پروردگار جهانيان جل و تعالى است.روضة الکافی جلد 1 صفحه 62  


 حدیث هفته) 1/2/1390

على بن عيسى در حديث مرفوعى (كه سند را به معصوم رسانده) روايت كند كه موسى عليه السّلام با خدا مناجات كرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود:اى موسى هر زمان مرا بخوانى و به من اميدوار باشى من تو را به هر وصفى كه داشته ‏اى می ‏آمرزم، آسمان از ترسم مرا تسبيح گويد، و فرشتگان از بيمم هراس دارند، و زمين از روى طمع تسبيحم كند، و همه آفريدگان از روى كوچكى و خوارى تسبيحم گويند، پس از آن بر تو باد به نماز، نماز، زيرا كه او را در نزد من مقامى است، و در پيش من پيمان محكمى دارد، و به دنبال آن بياور آنچه را از نماز است يعنی ‏زكاة- كه موجب تقرب است- از مال و خوراك حلال و پاك،  زيرا من نپذيرم جز پاكى را كه بخاطر من پردازند، و صله رحم را نيز بدان مقرون و همراه كن كه براستى منم خداى بخشاينده مهربان، و پيوند خويشاوندى را من برحمت خود قرار دادم تا بندگان بدان وسيله به همديگر مهربانى كنند و او را در پيشگاه من در روز معاد آخرت قدرت و سلطنتى است (كه شفاعتش را بپذيرم) و ببرم از هر كه رحم خود را ببرد، و پيوند كنم با هر كه رحم خود را پيوند كند، و چنين كنم با هر كه دستور مرا ضايع كند.
اى موسى هر گاه سائل ب
ه نزد تو آمد او را گرامى دار به اينكه به نيكى (و خوشروئى) او را بازگردانى يا بخشش اندك (يا گشايشمند چنانچه فيض (ره) احتمال داده) به او بدهى، زيرا ممكن است بنزد تو آيد سائلى كه نه از انس باشد و نه از جن، فرشتگان خداى رحمان باشند كه آمده ‏اند تا تو را بيازمايند كه در مورد نعمتى كه من بتو ارزانى داشته‏ ام چگونه هستى و در آنچه بتو داده‏ ام چگونه (با بيچارگان) همدردى و مواسات كنى، به زارى بدرگاهم فروتنى كن، و با آواز گريان كتاب (تورات) مرا بخوان، و بدان كه من ترا مي خوانم چنانچه آقائى برده خود را بخواند تا او را بجايگاهى شريف برساند، و اين فضلى است از جانب من بر تو و بر پدران پيشين تو.روضة الکافی جلد 1 صفحه 63   


 حدیث هفته) 8/2/1390

على بن عيسى در حديث مرفوعى (كه سند را به معصوم رسانده) روايت كند كه موسى عليه السّلام با خدا مناجات كرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود:اى موسى در هر حالى (كه هستى) مرا فراموش مكن، و به ثروت بسيار خورسند مباش، زيرا كه فراموش كردن من دلها را سخت كند، و ثروت بسيار گناه بسيار همراه دارد، زمين فرمانبردار (من) است و آسمان فرمانبردار، و دريا فرمانبردار است، و نافرمانى من بدبختى مخصوص جن و انس است و منم بخشاينده مهربان بخشاينده هر زمان، منم كه دشوارى آرم پس از فراوانى، و فراوانى آرم پس از دشوارى، و پادشاهانى آرم پس از پادشاهانى، و پادشاهى من هميشگى و پابرجا است كه نيستى ندارد، و چيزى نه در زمين و نه درآسمان بر من پوشيده نيست، و چگونه پوشيده ماند بر من چيزى كه آغازش از من بوده، و چگونه اندوه تو در آنچه نزد من است نباشد در صورتى كه بناچار بسوى من باز خواهى گشت.
اى موسى مرا پناهگاه خود گير، و گنج خود را- كه كارهاى خوب تو است- در نزد من بنه، و از من بترس و از جز من مترس، و بازگشت بسوى من است.
اى موسى رحم كن بر كسى كه در خلقت از تو پائين ‏تر است، و رشك مبر بر آن كس كه بالاتر از تو است كه براستى صفت حسد و رشك كارهاى نيك و حسنات را ميخورد چونان كه آتش هيزم را ميخورد.روضة الکافی جلد 1 صفحه 64    


 حدیث هفته) 15/2/1390

على بن عيسى در حديث مرفوعى (كه سند را به معصوم رسانده) روايت كند كه موسى عليه السّلام با خدا مناجات كرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود:اى موسى همانا دو فرزند آدم (هابيل و قابيل) در موردى و مقامى فروتنى كردند تا بدان وسيله بفضل و رحمتى از من برسند، و بدين منظور قربانى كردند و من نپذيرم جز از پرهيزكاران، و سرگذشت آنها چنان شد كه ميدانى و با صدور چنين كارى از برادر نسبت به برادر خود، تو چگونه اعتماد به رفيق و وزير بيگانه دارى؟
(اين معنائى است كه مجلسى (ره) از اين جمله كرده و ظاهر نيز همين معنا است كه جمله (و الوزير) عطف به «الصاحب» باشد، ولى فيض (ره) جمله «بعد الاخ و الوزير» را به معناى استدراك گرفته و گفته است چون ظاهر اين جمله (كيف تثق) برادرش هارون را نيز شامل ميشد و معنايش اين بود كه به هارون نيز كه برادر و وزير تو است اعتماد نكن از اين رو خداوند استدراك فرمود كه هارون كه برادر و وزير تو است شايسته اعتماد تو هست چون او پيامبرى است مرسل ...» اى موسى تكبر را واگذار و فخر مكن، و ياد آر كه تو در گور مسكن خواهى داشت و همين بايد تو را از پيروى شهوات باز دارد.
اى موسى در توبه شتاب كن و گناه را واگذار و در هنگام توقف در پيشگاه من براى نماز به آهستگى و آرامى آن را انجام ده (و شتاب مكن) و به غير من اميدوار مباش، و مرا سپرى در برابر دشواريها و قلعه محكمى در پيش آمدهاى ناگوارت قرار ده.روضة الکافی جلد 1 صفحه 65     


 حدیث هفته) 22/2/1390

على بن عيسى در حديث مرفوعى (كه سند را به معصوم رسانده) روايت كند كه موسى عليه السّلام با خدا مناجات كرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود: اى موسى چگونه فروتن گردد در برابر من مخلوقى كه زياده بخشى مرا در خويش نشناسد، چگونه بشناسد زياده بخشى مرا هر كسى كه در آن ننگرد و انديشه نكند، و چگونه در آن بنگرد كسى كه بدان ايمان ندارد، و چگونه ايمان بدان داشته باشد كسى كه اميد پاداش ندارد، و چگونه اميد پاداش داشته باشد كسى كه به دنيا قناعت كرده و آن را خانه نشيمن گرفته و چون ستمكاران بدان دل بسته.
اى موسى در كار نيك با اهل آن (انجام دهندگان كار نيك) رقابت كن چون كار نيك مانند اسمش نيك است، و كار بد را واگذار براى هر كه شيفته آن گشته.
اى موسى زبانت را در پشت دلت بنه تا سالم بمانى (يعنى هر سخنى را كه ميخواهى بگوئى ابتداء فكر
سود و زيانش را در قلب خود بكن سپس بزبان آر) و در شب و روز بسيار ياد من كن تا بهره ‏مند شوى، و به دنبال خطاكارى مرو كه پشيمان شوى زيرا كه خطاكارى سرانجامش دوزخ است.
اى موسى سخنت را با آنان كه ترك گناه كنند خوش كن و همنشين
شان شو و براى غياب خود آنان را برادر گير (تا حفظ غيبت تو را بكنند) و در كار آنان كوشا باش تا با تو در كارت كوشا باشند.
اى موسى بناچار مرگ سراغ تو خواهد آمد پس توشه گير توشه كسى كه ميهمان توشه خود گردد.
روضة الکافی جلد 1 صفحه 66      


 حدیث هفته) 29/2/1390

على بن عيسى در حديث مرفوعى (كه سند را به معصوم رسانده) روايت كند كه موسى عليه السّلام با خدا مناجات كرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود:اى موسى آنچه كه بخاطر من انجام شود زيادش كم است، و آنچه بخاطر غير من انجام شود كمش زياد است، و شايسته ‏ترين روزهاى تو روزى است كه در پيش دارى پس بنگر كه چه روزى است، و براى آن روز پاسخ آماده كن كه همانا تو بازداشت و پرسش شوى، پند خود را از روزگار و مردم روزگار بستان زيرا كه روزگار درازش نيز هرچه (هم دراز باشد) كوتاه است، و كوتاهش نيز (براى تحصيل توشه آخرت) دراز است، و هر چيزى فانى است، پس چنان كار كن كه گويا پاداش نيك كار خود را ببينى تا در نتيجه از روى ناچارى بهتر در كار آخرت طمع ‏ورزى كنى، زيرا آنچه از دنيا بجا ماند مانند آن است كه گذشته و رفته است، و هر كه (در اين جهان) كار كند روى بينائى و نقشه ‏اى كار كند پس تو براى خويش در جستجو باش، اى پسر عمران شايد فرداى قيامت در روز بازپرسى كامياب (و سرفراز) شوى زيرا در آن روز بيهوده‏ كاران زيان بينند.
اى موسى دو كف دستت را بصورت خوارى در پيش روى من بدار همانند بنده ‏اى كه به پيشگاه آقايش شيون كند كه چون چنين كردى مورد ترحم و مهر قرار گيرى و من بخشنده ‏ترين قدرتمندان هستم.
اى موسى از فضل و رحمت من بخواه كه آن هر دو بدست من است و هيچ كس جز من اختيار آن دو را ندارد، و هنگامى كه از من درخواست كنى ببين شوق تو نسبت ب
ه آنچه من دارم چگونه است، براى هر كارگرى پاداشى است و گاهى شخصى ناسپاس نيز بكوششى كه كرده پاداش بيند.روضة الکافی جلد 1 صفحه 66     


 حدیث هفته) 5/3/1390

على بن عيسى در حديث مرفوعى (كه سند را به معصوم رسانده) روايت كند كه موسى عليه السّلام با خدا مناجات كرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود:اى موسى دلت را از دنيا پاك كن و از آن بر كنار باش كه از آن تو نيست و تو از آن او نيستى. تو را به خانه ستمكاران چه كار؟ مگر براى كسى كه كار خيرى در آن انجام دهد كه براى او خوب خانه ‏ايست.
اى موسى هر چه را به تو فرمان دهم بشنو، و هر زمان مصلحت تو ديدم (و گوشزدت كردم) انجام ده (يا هر زمان تو را ديدم انجام ده يعنى چنان عمل كن كه بدانى در ديدگاه من هستى و ممكن است مقصود دستور به ادامه كار و هميشگى انجام دادن آن باشد زيرا هميشه بنده خدا در ديدگاه خدا است، و اين دو احتمالى است كه فيض (ره) فرموده) حقائق تورات را در سينه گير، و در ساعتهاى شب و روز بدان حقائق بيدار باش، و فرزندان دنيا (و اهل دنيا) را بر سينه (و دل) خود مسلط مكن كه آن را آشيانه خود گيرند.چون آشيانه پرندگان.

اى موسى فرزندان دنيا و اهل دنيا سبب فتنه (شيفتگى، فريبندگى، گمراهى) همديگرند، و هر كه در هر چه هست همان برايش آرايش و زينت شده، و مؤمن كسى است كه آخرت در نظر او آرايش و زينت دارد، و از اين رو يكسره بدون فتور و سستى بدان بنگرد، و عشق او به آخرت ميان او و لذت زندگى دنيا حائل گشته، و همان عشق است كه او را در سحرگاهان به راه‏پيمائى در شب ميكشاند همانند رفتار سواره‏اى كه مركب را بسوى مقصد ميراند، روزش به اندوه (رسيدن بمقصد) و شبش نيز به غم (رسيدن بسر منزل حقيقت) بگذرد، خوشا بر احوالش، كه چون پرده (زندگى و حيات اين جهان) از برابر ديده ‏اش به يكسو رود چه شادى و سرورى را به چشم خود خواهد ديد.اى موسى دنيا اندك آبى بيش نيست و اين آب اندك نتواند پاداش مرد باايمان قرار گيرد و نه كيفر شخص بدكار، پس حسرت طولانى از آن كسى است كه فروخته است پاداش (بی ‏حساب) آخرت خود را بيك ليسيدن ناپايدار، و بيك دندان زدن (و گاز زدن) بی ‏دوام، و اين چنين باش كه بتو دستور دادم كه همه دستورات من درست و بهدايت مقرون است.روضة الکافی جلد 1 صفحه 67      


 حدیث هفته) 12/3/1390

على بن عيسى در حديث مرفوعى (كه سند را به معصوم رسانده) روايت كند كه موسى عليه السّلام با خدا مناجات كرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود: اى موسى هر گاه ديدى ثروت به تو روى آورد بگو: گناهى است كه در كيفرش شتاب شده، و اگر ديدى ندارى و فقر روى آورد بگو: خوش آمدى اى شعار خوبان، و زورگو و ستمگر مباش و با ستمگران همراه و قرين مشو.

اى موسى آن عمرى كه پايانش نكوهش بار باشد عمر نيست اگر چه دراز باشد، و زيان نزند تو را آنچه از طومار زندگيت پيچيده شده در صورتى كه پايانش ستوده باشد.

اى موسى دستور بده كه بندگانم براى هر كارى كه باشد (چه كوچك و چه بزرگ) مرا بخوانند پس از آنكه اعتراف دارند كه من مهربانترين مهربانانم، و اجابت‏ كننده درماندگانم، و بدى را (از بندگانم) برطرف كنم، و زمان را تغيير دهم، و گشايش و فراخى آورم، و از اندك قدردانى كنم و بسيار پاداش دهم، و فقير را بی ‏نياز كنم، و منم جاويدان نيرومند توانا، پس اگر يكى از خطاكاران به تو پناه آورد و به تو رو آورد به او خوش بگو (و با روى باز او را بپذير) كه تو در آستان وسيعى (از آمرزش من) هستى (يا به او بگو كه: تو در فضاى وسيعى از آمرزش حق هستى يعنى) آستان پروردگار جهانيان و براى ايشان آمرزش بخواه (كه من آمرزنده ‏ام) و در ميان آنها چون يكى از آنها باش و بخاطر آن فضيلتى كه من بتو داده‏ ام بر آنها گردن فرازى مكن، و بآنان بگو تا از فضل و رحمت من بخواهند كه كسى جز من داراى آن نيست، و منم صاحب فضل بزرگ.  روضة الکافی جلد 1 صفحه 68


 حدیث هفته) 19/3/1390

على بن عيسى در حديث مرفوعى (كه سند را به معصوم رسانده) روايت كند كه موسى عليه السّلام با خدا مناجات كرد، و خداوند در آن مناجات به او فرمود:خوشا بر احوالت اى موسى كه پناهگاه خطاكاران، و هم‏نشين درماندگان، و آمرزش‏ خواه گنهكارانى، براستى جايگاه تو در پيش من جايگاه پسنديده و رضايت بخشى است، پس مرا بخوان با دل پاك و زبان راستگو، و چنان باش كه به تو دستور دادم، فرمانم را ببر، و بر آنها گردن فرازى مكن بخاطر داشتن چيزى كه از تو نيست، و بمن نزديك شو كه من بتو نزديكم، زيرا من از تو چيزى كه سنگينى و تحملش تو را بيازارد نخواستم، فقط از تو خواسته‏ ام كه مرا بخوانى تا اجابتت كنم، و از من بخواهى تا بتو عطا كنم، و بمن نزديكى جوئى بدان چه تو از من تأويل آن را دريافت كردى و بر من است كه تنزيل آن را كامل كنم.

اى موسى به زمين نظر كن كه بزودى گور تو خواهد شد، و ديدگانت را بسوى آسمان بلند كن‏ كه در آن سلطنت (يا فرمانرواى) بزرگى است،  و تا هنگامى كه در اين دنيا هستى بر خويشتن گريه كن، و از مهلكه‏ هاى دنيا و نابودى بترس، و نقش و نگار دنيا و خرميش تو را فريب ندهد، و به ستم راضى مشو، و ستمكار مباش كه من مراقب ستمكارم تا ستمديده ‏اش را بر او چيره سازم (و انتقامش را از او بستانم).

اى موسى همانا كار نيك (پاداش آن) ده برابر است و از يك گناه هلاكت به بار آيد، به من شرك مورز، روا نيست براى تو كه بمن شرك آورى، در كارها ميانه ‏رو و محكم باش، و دعا كن بسوى من دعاى طمع كار شوقمند بدان چه در پيش من است، و دعاى شخصى كه از كرده ‏اش پشيمان است، كه روشنى روز، سياهى شب را براندازد، هم چنين كار نيك كار بد را از بين ميبرد و تاريكى شب بر روشنى روز چيره گردد و هم چنين كار بد بر كار نيك پر ارج چيره گردد و آن را تيره و تار سازد.روضة الکافی جلد 1 صفحه 6


 حدیث هفته) 26/3/1390

مردى از رفقاى احمد بن حسن ميثمى گويد: من پاسخى را كه امام صادق عليه السّلام به نامه مردى از اصحاب خود نوشته بود خواندم كه متن آن اين بود : «اما بعد من تو را به ترس از خدا سفارش مي كنم زيرا كه براستى خداوند ضمانت كرده براى كسى كه از او ترس داشته باشد كه وضع او را از آنچه خوش ندارد بدان چه دوست دارد تغيير دهد، و از جايى كه گمان ندارد روزيش دهد، مبادا از كسانى باشى كه بر بندگان خدا از كيفر گناهانشان ميترسد، ولى از كيفر گناه خويش خاطرى آسوده دارد زيرا كه خداى عز و جل در مورد بهشتش گول نمي خورد (كه كسى بتواند با نيرنگ به بهشت رود) و كسى جز بوسيله فرمانبرداريش به ثوابى كه نزد او است نرسد ان شاء اللَّه‏ روضة الکافی جلد 1 صفحه 70

 امام صادق عليه السّلام فرمود: روزى پيغمبر (ص) با خوشحالی به نزد اصحاب آمد و از شادى مي خنديد مردم عرض كردند: خدايت بخنداند و بر شاديت بيفزايد؟ (و با اين سخن به كنايه سبب شادى او را جويا شدند) رسول خدا (ص) فرمود: هيچ روز و شبى نيست جز آنكه تحفه ‏اى از جانب خدا به من رسد، و همانا پروردگار من امروز تحفه ‏اى به من داد كه مانند آن را تاكنون به من نداده بود: جبرئيل به نزدم آمد و از جانب پروردگارم به من سلام رساند و گفت: اى محمد خداى عز و جل از ميان قبيله بنى هاشم هفت نفر را برگزيد كه نه مانند آنها را در گذشتگان آفريد و نه در آيندگان مانندشان را خواهد آفريد:
تو اى رسول خدا كه آقاى پيمبرانى، و على بن أبى طالب وصى تو كه آقاى اوصياء است، و حسن و حسين دو سبط تو كه آقاى سبط
هايند، و حمزه عمويت كه آقاى شهيدان است، و جعفر عموزاده ‏ات كه پرواز كند در بهشت با فرشتگان به هرجا كه خواهد، و از شما خاندان است حضرت قائم كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز گزارد در آن هنگام كه خداوند عيسى را به زمين فرود آورد، و او از نژاد على و فاطمة و از فرزندان حسين عليه السّلام ميباشد.   روضة الکافی جلد 1 صفحه 71 


 حدیث هفته) 2/4/1390

أبو بصير گويد : پرسيدم از امام صادق عليه السّلام در باره گفتار خداى عزوجل كه فرمايد : « سوگند بخورشيد و تابشش» (سوره و الشمس) فرمود: مقصود از خورشيد رسول خدا (ص) است كه خداى عزوجل بوسيله او دين را براى مردم روشن كرد، عرض كردم: «و سوگند به ماه وقتى كه از پى آن درآيد» (معنايش چيست)؟ فرمود: مقصود اميرالمؤمنين عليه السّلام است كه از پى رسول خدا (ص) آمد، و آن حضرت دانش را به طور كامل در او دميد (چنانچه ماه از خورشيد كسب نور ميكند على عليه السّلام از رسول خدا (ص) كسب دانش كرد) گويد: عرض كردم: «و سوگند به شب وقتى كه زمين را فرا گيرد» (تفسيرش چيست؟) فرمود: آنها پيشوايان ناحق هستند كه از روى خودسرى در برابر خاندان رسول خدا (ص) كار خلافت را بدست گرفتند و به مسندى نشستند كه خاندان رسول بدان مسند سزاوارتر از ايشان بودند، پرده تاريكى را با ستم و انحراف خود بر دين خدا پوشاندند و خداوند كار آنان را باين بيان حكايت كرده كه فرمود: «و سوگند به شب وقتى كه زمين را فرا گيرد» گويد: عرض كردم: «سوگند به روز هنگامى كه زمين را روشن كند» (معنايش چيست؟) فرمود: او امام از نژاد فاطمة عليها السّلام است كه از دين رسول خدا (ص) از او پرسش شود و او آن را براى پرسش‏ كننده روشن و آشكار سازد و خداى عزوجل اين جريان را بدين گفتار حكايت كرده كه فرمود: «سوگند به روز هنگامى كه آن را روشن كند»  روضة الکافی جلد 1 صفحه 71

 ابو بصير گويد : به امام صادق عرض كردم : (معناى) گفتار خداى تعالى (چيست كه فرمايد): «به خدا قسم خورند قسم هاى مؤكد كه هر كه بميرد خداوند زنده ‏اش نمي كند (چنين نيست) بلكه وعده‏ اى كرده كه حق است (و حتما انجام دهد) ولى بيشتر مردم نمي دانند» (سوره نحل آيه 38) فرمود: اى ابا بصير تو در اين آيه چه ميگوئى (و از مردم چه شنيده ‏اى)؟ عرض كردم: مشركان چنين می ‏پنداشتند و براى رسول خدا (ص) نيز سوگند مي خوردند كه خدا مردگان را زنده نمي كند؟ فرمود: نابود باد هر كه چنين گويد از اينها بپرس كه مشركان بخدا قسم مي خوردند يا بلات و عزى؟ (و در اين آيه خدا مي فرمايد بخدا قسم مي خوردند پس معلوم شود مقصود مشركان قريش نيستند) گويد: عرض كردم: قربانت پس شما معناى آن را به من ياد ده، فرمود: اى ابا بصير هنگامى كه قائم ما قيام كند خداوند گروهى از شيعيان ما را كه دسته‏ هاى شمشيرشان را روى دوششان گذارده ‏اند زنده كند، اين خبر به گوش جمعى از شيعيان ما كه هنوز نمرده ‏اند برسد آنها به هم گويند: فلانى و فلانى و فلانى از گورها زنده شده ‏اند و همراه حضرت قائم هستند، ولى چون به گوش دشمنان ما برسد گويند: اى گروه شيعه چقدر دروغ گوئيد اكنون هم كه دولت دست شما است باز هم دروغ گوئيد نه بخدا اين افراد (كه مي گوئيد) زنده نشده ‏اند و تا روز قيامت هم زنده نخواهند شد، پس خداى تعالى گفتار ايشان را در اين آيه حكايت فرموده است. روضة الکافی جلد 1 صفحه 73   


 حدیث هفته) 8/4/1390

ابو بصير گويد : روزى رسول خدا (ص) نشسته بود كه امير مؤمنان عليه السّلام از راه رسيد رسول خدا (ص) به او فرمود : همانا در تو نمونه‏ ها و شباهت هائى از عيسى بن مريم موجود است، و اگر ترس اين نبود كه طوائفى از امت من در باره تو بگويند آنچه را نصارى در باره عيسى بن مريم گفتند (كه او را خدا دانستند) همانا سخنى در فضيلت تو مي گفتم كه به هيچ دسته‏ اى از مردم برنخورى (و بر آنها نگذرى) جز آنكه خاك زير پايت را براى بركت بردارند، (از اين سخن رسول خدا (ص) آن دو مرد عرب و هم چنين مغيرة بن شعبة و چند تن از قريش به خشم آمده گفتند : براى عموزاده ‏اش مانندى پيدا نكرد كه بدان‏ مثل زند جز عيسى بن مريم.  خداى تعالى اين آيه را بر پيغمبرش (ص) نازل فرمود: «و چون به فرزند مريم مثل زده شود اينان در دم (از شنيدن آن) از حق روى بگردانند و گويند آيا خدايان ما بهتر است يا او اين مثل را براى تو جز از روى جدل نزنند بلكه آنان قومى پرخاش گرند، عيسى نبود مگر بنده‏ اى كه موهبت نبوت را به او داديم و او را مقتداى پسران اسرائيل قرارش داديم، و اگر بخواهيم هر آينه از شماها (يعنى از بنى هاشم) فرشته‏ گانى قرار دهيم كه در روى زمين به جاى آنها باشند» (سوره زخرف آيه 57- 60).
حارث بن عمرو فهرى (كه در آن انجمن حاضر بود) خشم كرده گفت: «خدايا اگر براستى اين مطلب بحق از جانب تو است (كه بايد بنى هاشم زمامدارى امت را مانند پادشاهان روم يكى پس از ديگرى ب
ه ارث ببرند) پس سنگى از آسمان بر سر ما فرو بار يا عذابى دردناك بر ما بفرست» (سوره انفال آيه 32).
پس خداوند گفتار حارث بن عمرو را ب
ه اطلاع آن حضرت رسانيد و آيه ذيل نيز (كه دنباله همان آيه فوق است) نازل گشت:
«و چنان نيست كه خدا عذابشان كند مادامى كه تو در ميان ايشان هستى، و خدا عذاب
‏كننده ايشان نيست تا وقتى كه اينان آمرزشخواهى ما كنند».
سپس رسول خدا (ص) ب
ه او فرمود: اى پسر عمرو يا توبه كن يا از اينجا كوچ كن؟ گفت: اى محمد آخر چيزى هم از آن قدرتى كه در دست دارى براى ساير قريش قرار ده كه بنى هاشم تمام منصبها و ارجمندى عرب و عجم را برده ‏اند! پيغمبر (ص) به او فرمود: اين كارى نيست كه در اختيار من‏ باشد  بلكه بدست خداى تبارك و تعالى است، گفت: اى محمد دلم به توبه راضى نمی ‏شود ولى (شقّ دوم سخن تو را اختيار ميكنم و) از پيش تو كوچ ميكنم، پس مركب خويش را طلبيد و سوار شده براه افتاد و همين كه به پشت شهر مدينه رسيد سنگى به سر او آمد و سرش را درهم خرد كرد و پس از آن به پيغمبر (ص) وحى رسيد: «خواهنده ‏اى عذابى را درخواست كرد كه رسيدنى است، براى كافران (بولايت على) كه جلوگير ندارد، از جانب خداى صاحب عروجها» (سوره معارج) راوى گويد: به امام عرض كردم: قربانت ما اين آيه را اين گونه نميخوانيم؟ فرمود: بخدا اين گونه جبرئيل آن را بر محمد (ص) نازل فرمود، و بخدا به همين نحو در مصحف فاطمه عليها السّلام ثبت است، رسول خدا (ص) به منافقانى كه در گردش بودند فرمود به نزد رفيقتان برويد كه آنچه را خود خواسته بود بنزدش آمد، و خداى عزوجل فرمود: «و خود (اين چنين) درخواست انجام كار را خواستند و نوميد است هر زورگوى ستيزه ‏جوى» (سوره ابراهيم آيه 15).   روضة الکافی جلد 1 صفحه 81    

 


 حدیث هفته) 16/4/1390

محمد بن مسلم از امام باقر عليه السّلام روايت كند كه در معناى گفتار خداى تعالى :
«بواسطه اعمال و كردار مردم فساد و تباهى در خشكى و دريا نمودار شد» (سوره روم آيه 41) فرمود : بخدا سوگند اين در وقتى شد كه انصار مدينه (در پاسخ مهاجرينى كه در مدينه براى غصب خلافت على عليه السّلام جمع شده بودند) گفتند: از ما اميرى باشد و از شما نيز اميرى (و هر كدام براى خود اميرى انتخاب مي كنيم، يعنى با اين شعار غلط و ناحق شالوده خودسرى و مخالفت با دستورات خدا و رسول او (ص) آشكار شد و در نتيجه فساد و تباهى در مردم نمودار گشت).   روضة الکافی جلد 1 صفحه 83

 امير مؤمنان عليه السّلام‏ : آگاه باشيد كه آنچه بيشتر از آن بر شما بيمناكم دو خصلت است: پيروى از هواى نفس و آرزوى دراز، اما پيروى از هواى نفس شخص را از حق باز دارد، و اما آرزوى دراز آخرت را به دست فراموشى سپارد، آگاه باشيد كه همانا دنيا پشت‏ كنان كوچ كرده، و آخرت روى كنان (به سوى شما) روى نموده، و براى هر يك از اين دو فرزندان (و علاقه ‏مندانى) است، شما از فرزندان (و علاقه ‏مندان) آخرت باشيد و از فرزندان دنيا نباشيد، زيرا كه امروزه روز عمل است و حسابى در كار نيست، و فرداى قيامت روز حساب است و عملى در كار نيست، و جز اين نيست كه آغاز وقوع فتنه ‏ها و آشوبها از هواهاى نفسانى پيروى شده و احكامى است كه بدعت گزارى شده و در آنها با حكم خدا مخالفت شود و مردانى در آنها به جاى مردان ديگر سرپرستى آن احكام را به عهده گيرند.
آگاه باشيد كه اگر حق خالص و پاك (از باطل در ميان مردم) بود هيچ اختلافى در كار نبود، و اگر باطل خالص (از حق) نيز مي بود بر هيچ خردمندى پوشيده نمی ‏ماند، ولى از هر كدام آنها مشتى‏ برگرفته شده و آنها را با هم آميخته‏ اند،  و در اينجاست كه شيطان بر دوستان خود استيلا يابد و آنان كه از جانب خدا برايشان سرانجام نيك پيش بينى شده نجات يابند، من خود شنيدم از رسول خدا (ص) كه مي فرمود چگونه ‏ايد در آن وقتى كه شما را در بر گيرد فتنه (و گمراهى) آن چنانى كه كودك خردسال در آن پرورش يابد و مرد بزرگسال در آن پير شود، مردم بدان طريقه كج بروند و آن را براى خود روش و سنّتى قرار دهند كه چون چيزى از آن روش كج بروش حق تبديل يابد بگويند: سنت تغيير يافته و كار زشتى بنظر مردم بيايد، سپس بلا و گرفتارى سخت شود و ذريّه و نژاد (مسلمانان) به اسارت افتند. و فتنه و آشوب آنان را درهم بكوبد چنانچه آتش هيزم را بكوبد و آسيا دانه گندم را.آنان براى غير خدا مسأله آموزند، و براى غير عمل دانش جويند، و با كارهاى آخرت دنيا طلبند. روضة الکافی جلد 1 صفحه 84      

 

 


 حدیث هفته) 23/4/1390

 ابو حمزه ثمالى گويد : حضرت على بن الحسين عليه السّلام مي فرمود: براستى محبوب ترين شما در نزد خداى عزوجل آن كسى است كه كردارش بهتر باشد، و همانا بزرگترين شما در پيشگاه خدا از نظر كردار آن كسى است كه رغبت و اشتياقش بدان چه نزد خدا است بزرگتر باشد (مجلسى (ره) گويد: يعنى نشانه زيادى شوق بحق زيادى عمل و كردار است) و آن كسى بهتر از عذاب خدا نجات يابد كه ترسش از خدا بيشتر و بهتر باشد، و همانا نزديك ترين شما به خدا كسى است كه خلقش نيكوتر باشد، و پسنديده ترين افراد شما در نزد خدا كسى است كه بر عيال (و نانخوران) خود فراختر گيرد، (و بهتر به زندگى آنها توسعه دهد) و گرامی ‏ترين شما در پيشگاه خدا پرهيزگارترين شما از خدا است.  روضة الکافی جلد 1 صفحه 98

امام صادق عليه السّلام فرموده كه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود: همانا روزگارى بر مردم بيايد كه شخص گنه ‏پيشه و بدكار را ظريف و زيرك شمارند، و شخص پررو و بی شرم را به خود نزديك كرده و مقرب نزد اشخاص واقع گردد، و شخص با انصاف را ناتوان شمرند! بدان حضرت گفتند: اى امير مؤمنان در چه زمان اين جريان پيش آيد ؟ فرمود : هر گاه امانت را غنيمتى دانند (و به صاحبش نپردازند) و زكات را غرامت (تاوان و زيان) دانند، و عبادت را وسيله ‏اى براى گردن فرازى و برترى بر مردم گيرند، و صله رحم‏ (يا دستگيرى از مستمندان) را وسيله براى منت‏ گذارى قرار دهند (و به اين كار بر مردم يا بر خويشان و مستمندان منت گذارند)؟ عرض كردند: اى امير مؤمنان اين جريان چه وقت خواهد بود؟ فرمود: آن وقتى كه زنان (بر مردان) تسلط يابند، و كنيزكان را (بر كارها) تسلط دهند، و كودكان را فرمانروائى دهند.        روضة الکافی جلد 1 صفحه 98


 حدیث هفته) 30/4/1390

محمد بن جعفر عقبى در حديثى مرفوع روايت كرده كه امير مؤمنان عليه السّلام خطبه ‏اى ايراد فرمود و در آن خداى را ستايش و ثناء كرد سپس فرمود :
اى گروه مردم آدم (ابو البشر) فرزند بنده و يا كنيزى بجاى ننهاده و مردم همگى آزاد (خلق شده) اند، ولى خداوند برخى از شما را زير دست ديگرى قرار داده پس هر كه آزمايش و بلاء (و سابقه ‏اى از نظر جهاد اسلام) داشته و در كار خير شكيبائى ورزيده نبايد بر خداى عزوجل منتى داشته باشد آگاه باشيد كه اينك چيزى (از اموال) براى ما فراهم شده و ما در مورد (تقسيم) آن برابر تقسيم ميكنيم و فرقى ميان سياه پوست و سرخ پوست نگذاريم. مروان رو به طلحه و زبير كرده گفت: از اين سخن مقصودى جز شما دو نفر ندارد، پس امير مؤمنان (دست بكار تقسيم شد) و به هر يك نفر سه دينار داد، (تا رسيد) به مردى از انصار (به او) نيز سه دينار داد، و پس از او غلام سياهى آمد حضرت به او نيز سه دينار داد، مرد انصارى گفت:اى امير مؤمنان اين غلامى است كه من ديروز او را آزاد كردم به من و او برابر مي دهى؟ فرمود: من در كتاب خدا نگريستم و نديدم كه فرزندان اسماعيل بر فرزندان اسحاق برترى و فضيلتى داشته باشند.
(مجلسى (ره) گويد: شايد غلام مزبور از بنى اسرائيل بوده چنانچه اغلب اين طور بوده).     روضة الکافی جلد 1 صفحه 99

رسول خدا (ص) :  خدا لعنت كند هركس را که براى خود مدعى نسبى گردد كه آن را نشناسد (و به دروغ خود را بفاميلى يا شخصى منتسب سازد). و آن مردانى كه خود را به زنان شبيه سازند و زنانى كه خود را به مردان شبيه سازند، و هر كه در اسلام چيز تازه آورد (و بدعتى گزارد) و هر كه بدعت‏ گذارى را پناه دهد، و هر كه جز قاتل خود ديگرى را (به عنوان قصاص) بكشد، يا بزند ضارب خود را، و هر كه پدر و مادرش را لعنت كند. مردى عرض كرد: اى رسول خدا مگر كسى پيدا می ‏شود كه پدر و مادر خود را لعنت كند؟! فرمود:
آرى پدر و مادر مردم را لعنت مي كند و آنها نيز پدر و مادر او را لعنت ميكنند.   روضة الکافی جلد 1 صفحه 101


 حدیث هفته) 6/5/1390

 سعيد بن مسيب گويد : رسم على بن الحسين عليهماالسّلام در هر روز جمعه اين بود كه در مسجد رسول خدا (ص) مردم را با سخنان زير پند مي داد و نسبت به دنيا بی ‏رغبتشان مي نمود، و نسبت به كارهاى آخرت ترغيب مي فرمود، و سخنان مزبور را چنانچه يادداشت كرده و نوشته‏ اند اين است كه مي فرمود :
اى مردم از خدا بترسيد و بدانيد كه بسوى او بازگرديد، و هر شخصى آنچه را در اين دنيا از كار نيك انجام داده حاضر در پيش خود می ‏بيند، و آنچه كار بد انجام داده دوست دارد كه ميان او و آن كار بد ، فاصله دورى باشد ، و خداوند شما را از خويش مي ترساند، واى بر تو اى پسر آدم كه تو غافلى ولى از تو غفلت نشود.
اى پسر آدم مرگ تو از هر چيز به تو شتابنده ‏تر است، شتابان بسوى تو روى آورده و تو را مي جويد.

و چيزى نمانده كه تو را دريابد، و تو فكر كن كه اكنون أجلت به سر رسيده و ملك الموت جانت را گرفته و به خانه گور تك و تنها وارد گشته، و روح تو را به بدنت باز گردانده‏ اند، و «دو فرشته (سؤال) بنام ناكر و نكير براى بازپرسى و آزمايش سخت تو بی ‏اجازه به گورت درآمده‏ اند، آگاه باش كه نخستين چيزى را كه از تو مي پرسند پروردگار تو است كه او را پرستش مي كردى، و از پيامبر تو است كه به سوى تو فرستاده شده، و از دين تو است كه بدان متدين گشته‏ اى و از كتابى است كه ميخوانده ‏اى و از امام تو است كه ولايتش را پذيرفته ‏اى، و سپس از عمرت مي پرسند كه در چه راهى آن را فانى كردى، و از مال و دارائيت پرسند كه از كجا بدست آوردى و در چه راهى خرج كردى، پس احتياط خود را بگير و به خويشتن بنگر و پيش از رسيدن زمان امتحان و پرسش و آزمايش پاسخت را آماده كن، پس اگر مؤمن باشى و دين خود را بشناسى و پيرو راستگويان (پيشوايان راستگو) باشى، و دوست دار دوستان خدا باشى، (در اين صورت) خداوند دليل و برهان قاطع خود را به دهانت گذارد و زبانت را به سخن صواب و درست گويا سازد و به خوبى پاسخ دهى، و مژده رضوان و بهشت از خداى عزوجل بگيرى و فرشتگان با روح و ريحان به استقبالت آيند.و اگر اين چنين نباشى زبانت به لكنت افتد و دليل و برهانت باطل و نادرست شود، و از پاسخ درمانى، و به دوزخ مژده ‏گيرى و فرشتگان عذاب براى ورود جهنم و پذيرائى با آب جوشان به استقبالت آيند.

  روضة الکافی جلد 1 صفحه 103


 حدیث هفته) 13/5/1390

سعيد بن مسيب گويد : رسم على بن الحسين عليهماالسّلام در هر روز جمعه اين بود كه در مسجد رسول خدا (ص) مردم را با سخنان زير پند مي داد و نسبت به دنيا بی ‏رغبتشان مي نمود، و نسبت به كارهاى آخرت ترغيب مي فرمود، و سخنان مزبور را چنانچه يادداشت كرده و نوشته‏ اند اين است كه مي فرمود :  و بدان اى فرزند آدم كه از پس اين دنيا در روز قيامت وضعى بزرگتر و جانگدازتر و دل خراش‏تر است، آن روزى است كه همه مردم در آن گرد آيند، و روز حضور همه است، گرد آورد خداوند در آن اولين و آخرين را، روزى كه در صور دميده شود، و برون آيد هر كه در گور است، روز نزديك، وقتى كه دلها با فرو بردن خشم بگلوگاه رسند، و آن روزى است كه لغزش در آن بخشوده نگردد، و از هيچ كس‏ فداء گرفته نشود (كه با پرداخت مبلغى يا چيزى شخصى را معاف كنند) و از هيچ كس پوزش خواهى پذيرفته نگردد، و توبه در آنجا براى كسى مورد قبول واقع نشود، نيست جز پاداش به اعمال نيك و كيفر به كارهاى ناپسند و زشت، پس هر كدام از مؤمنان كه در دنيا مثقال ذره ‏اى كار نيك كرده بيابد و هر يك از مؤمنان نيز كه مثقال ذره ‏اى كار بد كرده باشد آن را دريابد.
پس اى مردم از گناهان و نافرمانيها حذر كنيد آنهائى كه خداوند در كتاب صادق و بيان گويايش شما را از آنها بر حذر داشته و قدغن كرده، و از مكر خدا و ترساندن و تهديدش آسوده خاطر نباشيد در آن هنگام كه شيطان رانده (درگاه حق) شما را به چيزى از شهوات و لذات زودگذر اين دنيا بخواند زيرا خداى عز و جل فرمايد: آنان كه پرهيزگارند چون پندى از شيطان به آنها رسد خدا را ياد كنند و در دم بصيرت و بينائى يابند» (سوره اعراف آيه 201).
دلهاى خود را با ترس از خدا ملازم و قرين كنيد، و ياد آريد آن پاداش نيكى را كه خداوند در بازگشتتان به شما وعده داده چنانچه از شكنجه سختش شما را بيم داده زيرا هر كه از چيزى بترسد آن را واگذارد، و از زمره بيخبران مايل بخرمى دنيا نباشد آنان كه براى انجام كارهاى بد نيرنگ كنند (يا نيرنگ بد زنند) زيرا خداوند در قرآن محكم خود فرمود: «آيا كسانى كه نيرنگ براى كردار بد كرده ‏اند ايمن گشته ‏اند از اينكه خدايشان بزمينى فرو برد يا از آنجا كه احساس نمي كنند عذاب بر ايشان رسد، يا در حال آمد و رفت گريبانشان بگيرد كه فرار كردن نتوانند، يا در حال ترس و بيم آنها را بگيرد» (يا دچار كمبودشان كند) (سوره نحل آيه 44- 46) پس حذر كنيد از آنچه خداوند شما را از آن برحذر داشته در قرآن خود از رفتارى كه با ستمكاران كرده، و ايمن نباشيد از اينكه بر شما فرود آورد آنچه را در قرآن‏ به مردم ستمكار وعده داده است.

  روضة الکافی جلد 1 صفحه 104


 حدیث هفته) 20/5/1390

 سعيد بن مسيب گويد : رسم على بن الحسين عليهماالسّلام در هر روز جمعه اين بود كه در مسجد رسول خدا (ص) مردم را با سخنان زير پند مي داد و نسبت به دنيا بی ‏رغبتشان مي نمود، و نسبت به كارهاى آخرت ترغيب مي فرمود، و سخنان مزبور را چنانچه يادداشت كرده و نوشته‏ اند اين است كه مي فرمود : بخدا سوگند خداوند شما را در كتاب خود به بيان سرگذشت ديگران پند داده، و براستى خوشبخت آن كسى است كه از سرنوشت ديگران پند گيرد، و براستى خداوند رفتارى را كه با مردم ستمكار پيش از شما كرده است بگوش شما رسانده آنجا كه فرمايد: «و چه بسيار دهكده ‏ها را كه ستمگر بودند درهم شكستيم» و مقصود خداوند از دهكده در اينجا اهل آن است كه فرمايد: «و از پس آنها گروهى ديگر پديد آورديم» و دنبال آن فرمايد: «پس چون عذاب ما را احساس كردند به ناگاه دويدند (يعنى فرار كردند و گريختند، خدا فرمايد:) نگريزيد و بسوى خوش گذرانيها و مسكن هاى خويش باز گرديد كه شايد بازپرسى شويد، (و چون عذاب به سراغشان آمد) گفتند اى واى بر ما كه ستمگر بوديم، و پيوسته ادعايشان اين بود تا درو شده و بيجانشان كرديم» (سوره انبياء آيه 11- 15). و بخدا سوگند كه اين خود پند و تهديدى است براى شما اگر پند گيريد و بترسيد، سپس گفتار خدا در قرآن به مردم نافرمان و گنهكار برگشته و خداى عزوجل فرمايد: «و اگر دمى از عذاب پروردگارت به ايشان رسد گويند اى واى بر ما كه ما ستمكار بوده‏ ايم» (سوره انبياء آيه 66) پس اى مردم اگر بگوئيد خداى عزوجل از اين آيه مشركان را قصد نموده (گويم:) چگونه چنين باشد با اينكه (دنبالش مي فرمايد:) «ما ترازوى عدالت را در روز رستاخيز بنهيم و كسى به هيچ وجه ستم نه بيند و اگر كردارش هم وزن خردلى باشد آن را بياوريم و همين بس است كه ما حسابگريم» (آيه 47).
بدانيد اى بندگان خدا كه براى اهل شرك ميزانى نصب نشود و نامه ‏اى براى آنها گشوده نگردد  بلكه آنها يك جا به دوزخ روند، و تنها نصب ميزان‏ها و گشودن نامه‏ ها مخصوص مسلمانان است.
پس از خدا بترسيد اى بندگان خدا و بدانيد كه همانا خداى عزوجل رونق زندگى دنيا و زودگذر آن را براى هيچ يك از دوستان خود دوست ندارد، و آنان را در مورد دنيا و رونق زودگذر و خرمی ‏هاى آن ترغيب و تشويقشان نكرده، و تنها دنيا و مردم آن را آفريده تا آزمايششان كند كه كدام يك بهتر براى آخرت خويش كار كنند، و به خدا سوگند در باره آن براى شما مثلها زده و آياتى را بيان داشته براى كسانى كه خرد ورزى مي كنند، و نيروئى نيست جز بخدا.
پس زهد ورزيد در آنچه خداى عز و جل شما را بزهد در آن واداشته از اين زندگى دنياى زودگذر كه همانا خداى عز و جل فرموده و گفته ‏اش حق و مسلم است: «جز اين نيست كه حكايت زندگى اين دنيا همانند آبى است كه از آسمان فرستيم و بوسيله آن گياهان زمين از آنچه مردمان خورند و از آنچه حيوانات خورند بهم درآميزد تا آنگاه كه زمين رونق خويش بگيرد و آراسته شود و صاحبان زمين گمان برند كه گياهان را در تحت نيرو و قدرت خويش دارند بناگاه فرمان ما شب يا روز در رسد و آن را از ريشه درآريم (بدانسان) كه گويا ديروز اصلا (سبزه و گياهى) نبوده بدين گونه آيات (خود را) براى مردمى كه انديشه ميكنند شرح دهيم» (سوره يونس آيه 24).

پس اى بندگان خدا از آن مردمى باشيد كه انديشه مي كنند و بدنيا دل نبنديد كه همانا خداى عز و جل به محمد (ص) مي فرمايد: «دل به مردم ستم كار نبنديد كه آتش شما را فراگيرد» (سوره هود آيه 113) و دل مبنديد به رونق دنيا و آنچه در آن است دل بستن كسى كه آن را خانه نشيمن ماندنى و جايگاه هميشگى براى خويش گرفته، زيرا دنيا سراى موقت و جاى كوچ كردن، و خانه عمل و كار است، پس توشه گيريد در آن كارهاى شايسته را  پيش از پراكنده شدن روزهاى آن و پيش از رسيدن اجازه ويرانى آن از جانب خداوند زيرا چنانست كه همان كسى كه او را از ابتداى كار و در آغازش آباد كرده ويرانش سازد و او است سرپرست ميراث زمين، پس از خدا خواهم كمكى براى خود و شما بر توشه‏ گيرى تقوى و پارسائى در اين دنيا، و خدا ما و شما را از زاهدان در رونق زودگذر دنيا و از آنان كه مشتاق پاداش زودرس آخرتند قرارمان دهد، كه براستى ما براى آن آفريده شده و بخاطر آن مكلف گشته ‏ايم، و درود خدا و سلام بر محمد پيامبر خدا و آلش، و السّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.

  روضة الکافی جلد 1 صفحه 106


 حدیث هفته) 27/5/1390

حكم بن عتيبة گويد : روزى در محضر امام باقر عليه السّلام نشسته بوديم و اطاق نيز مملو از جمعيت بود كه به ناگاه پيرمردى كه تكيه بر عصاى بلندى كرده بود وارد شد و دم در ايستاد و گفت : سلام و رحمت خدا و بركاتش بر تو باد اى فرزند رسول خدا، و پس از آن ساكت شد، امام باقر جواب سلام او را داده فرمود: و عليك السّلام و رحمة اللَّه و بركاته.

 پيرمرد رو به حاضرين اطاق كرده و به آنها نيز سلام كرد و هم چنان ايستاد تا همگى جواب سلامش را دادند، آنگاه روى خود را به امام باقر عليه السّلام كرده گفت: اى فرزند رسول خدا مرا نزديك خود بنشان كه به خدا سوگند من شما را دوست دارم و دوست دار شما را نيز دوست دارم، و به خدا سوگند دوستيم به شما و دوست داشتن دوستدارانتان نه به خاطر طمع‏ دنيائى است،  و به خدا من دشمن دارم دشمن شما را و از او بيزارم و بخدا اين دشمنى داشتن و بيزارى من از او نه به خاطر (پدر كشتگى و) خونى است كه ميان من او برقرار باشد، بخدا سوگند من حلال شما را حلال دانم و حرامتان را حرام شمارم و چشم به فرمان شما دارم قربانت گردم آيا (با اين ترتيب) در باره من اميد (سعادت و نجات) دارى؟ امام باقر فرمود: پيش بيا، پيش بيا، تا او را پهلوى خود نشانيد و سپس به او فرمود:
اى پيرمرد همانا مردى به نزد پدرم على بن الحسين عليهما السّلام شرفياب شد و اين پرسشى كه تو از من كردى او از پدرم كرد، و پدرم به او فرمود: اگر (با اين حال) بميرى به رسول خدا (ص) و على و حسن و حسين و على بن الحسين وارد شوى و دلت خنك شود و قلبت آرام گيرد و ديده ‏ات روشن گردد و با فرشتگان نويسنده گرامى با روح و ريحان از تو استقبال شود، و اين در وقتى است كه جان به اينجاى تو رسد- و با دست به گلويش اشاره فرمود- و اگر زنده بمانى آنچه را موجب چشم روشنيت هست ببينى و در بالاترين درجات بهشت با ما خواهى بود.
پيرمرد گفت: چه فرمودى اى ابا جعفر؟
امام عليه السّلام همان سخنان را براى او تكرار كرد.
پيرمرد گفت: اللَّه اكبر! اى ابا جعفر اگر بميرم به رسول خدا (ص) و على و حسن و حسين و على ابن الحسين عليهم السّلام درآيم و ديده ‏ام روشن گردد، و دلم خنك شود، و قلبم آرام گيرد، و با فرشتگان نويسنده گرامى بروح و ريحان استقبال شوم، هنگامى كه جانم به اينجا رسد! و اگر زنده بمانم ببينم آنچه را ديده ‏ام بدان روشن گردد، و با شما باشم در بالاترين درجات بهشت؟
اين جملات را گفت و صداى گريه ‏اش بلند و هاى، هاى، شروع كرد به گريه كردن تا اينكه روى زمين افتاد، و حاضران در اطاق نيز كه آن حال را از پيرمرد ديدند شروع كردند به گريه و زارى امام باقر عليه السّلام (كه چنان ديد) با انگشت خود شروع كرد به پاك كردن قطرات اشگ از گوشه‏ هاى چشم آن پيرمرد.
پيرمرد سر بلند كرد و به حضرت عرض كرد: دستت را به من بده قربانت گردم، حضرت دستش را به پيرمرد داد، و او دست آن حضرت را مي بوسيد و بر ديده و رخ خود ميگذارد سپس شكم و سينه خود را گشود و دست بر شكم و سينه ‏اش گذارده برخاست، و خداحافظى كرده براه افتاد، امام باقر عليه السّلام نگاهى به پشت سر آن پيرمرد كرد، و رو به حاضرين كرده فرمود: هر كه مي خواهد مردى از اهل بهشت را ببيند به اين مرد بنگرد.
حكم بن عتيبة گويد: من مجلس ماتم و عزائى مثل آن روز نديدم. 

  روضة الکافی جلد 1 صفحه 108


 حدیث هفته) 3/6/1390

  معاوية بن عمار گويد : شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه مي فرمود: در وصيتى كه پيغمبر (ص) به على عليه السّلام فرمود اين بود كه فرمود: من تو را درباره خويش به چند چيز سفارش كنم كه آنها را از من ياد داشت كن، و دنبال اين سخن نيز فرمود: خدايا (در حفظ آن) ياريش كن :
اول- راستگوئى، مبادا هرگز دروغى از دهانت بيرون آيد.

دوم- ورع و پارسائى، مبادا بر خيانتى دلير گردى (و خيانتى از تو سر زند).
سوم- ترس از خداى عزوجل بدانسان كه گويا او را ببينى.
چهارم- بسيار از ترس خدا گريستن كه به هر اشگ ريختنى هزار خانه در بهشت برايت ساخته شود.
پنجم- نثار كردن مال و جان خود را براى دين و مذهبت.
ششم- پيروى از سنت و روش من در نماز و روزه و صدقه، اما نماز پنجاه ركعت (شايد دو ركعت و تيره را كه پس از نماز عشا نشسته بايد خواند از باب اينكه بجاى نماز شبست براى كسى كه موفق بدان نشود به حساب نياورده باشد)  و اما روزه در هر ماه سه روز: پنجشنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه، و اما صدقه تا بتوانى بايد بپردازى تا حدى كه به تو گويند: اسراف و زياده ‏روى كردى با اينكه اسراف نمی ‏كنى (يعنى به هر مقدار صدقه بدهى بجا است و اسرافى در آن نيست) و بر تو باد به نماز شب (مترجم گويد: در چند نسخه موجود جمله‏ «و عليك بصلاة الليل» يك بار ذكر شده ولى در وسائل كه حديث را از كافى نقل كرده سه بار ذكر شده) و بر تو باد به نماز زوال (ظهر) و بر تو باد به نماز زوال و بر تو باد به نماز زوال، (مجلسى و ديگران گويند: ظاهر اين است كه مقصود نافله ظهر است) و بر تو باد به خواندن قرآن در هر حالى، و بر تو باد به اينكه دستهاى خود را در نمازت بلند كنى و بگردانى (يعنى در حال تكبير گفتن و برگرداندن آن) و بر تو باد به مسواك كردن با هر وضو، و بر تو باد به اخلاق خوب كه با مردم به اخلاق خوب رفتار كنى و از اخلاق بد دورى جوئى و اگر نكردى جز خويشتن را نبايد ملامت و سرزنش كنى.   روضة الکافی جلد 1 صفحه 112

 جعفر بن ابراهيم از امام صادق عليه السّلام و او از پدر بزرگوارش روايت فرموده كه گفت رسول خدا (ص) فرمود: حسب (شرف خانوادگى) مرد دين او است، و مردانگيش خرد و عقل او است، و شرفش زيبائى او است، (يعنى زيبائى به شرف است) و بزرگواريش پرهيزكارى و تقواى او است.روضة الکافی جلد 1 صفحه 113 


 حدیث هفته) 10/6/1390

 بريد بن معاويه گويد: در منى خدمت امام باقر عليه السّلام بودم در چادرى كه براى آن حضرت‏ برپا كرده بودند پس آن حضرت به زياد بن اسود (كه يكى از اصحاب او بود) نگريست و ديد پايش بريده و مجروح شده امام عليه السّلام از وضع رقت‏ بار او متأثر شده و به او فرمود: چرا پاهايت اين طور شده؟ عرض كرد:
شتر جوان و لاغرى داشتم و به خاطر آن بيشتر راه را پياده آمدم، حضرت متأثر شد، زياد عرض كرد: من گاهى آلوده به گناهان شوم تا بدان جا كه گمان كنم به هلاكت و نابودى افتاده ‏ام در آن حال به ياد دوستى شما افتم و همان اميد نجاتى براى من آورد و اندوهم را برطرف كند!

 امام باقر عليه السّلام فرمود: مگر دين چيزى جز محبت و دوستى است؟ خداى تعالى فرموده: «... ولى خدا ايمان را محبوب شما كرد و آن را در دلهاى شما بياراست» (سوره حجرات آيه 7) و نيز فرموده: «بگو اگر خدا را دوست مي داريد. مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد» (سوره آل عمران آيه 31) و نيز (در باره انصار مدينه) فرموده: «...دوست دارند آنان كه بسوى ايشان هجرت كرده‏ اند» (سوره حشر آيه 9).همانا مردى خدمت پيغمبر (ص) آمده عرض كرد: اى رسول خدا من نمازگزاران را دوست دارم و خود نماز نمي خوانم و روزه ‏داران را دوست دارم و خودم روزه نمي گيرم (بعيد نيست مقصودش نمازهاى نافله و روزه ‏هاى مستحبى بوده) رسول خدا (ص) به او فرمود: تو با آن كسانى هستى كه دوستشان دارى و براى تو است آنچه بدست آورده ‏اى.(پس از آن فرمود): چه مي جوئيد و چه مي خواهيد آگاه باشيد كه براستى اگر يك هراس آسمانى بيايد (همگى مشرف به هلاكت شوند) هر گروهى به پناهگاه خود روند و ما نيز به پيغمبرمان پناه مي بريم و شما نيز بما پناه آريد.روضة الکافی جلد 1 صفحه 113 


 حدیث هفته) 17/6/1390

 ابى الصباح گويد : من شنيدم (مردم) سخنى را از رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين عليه السّلام و ابن مسعود نقل مي كنند، پس به نزد امام صادق عليه السّلام رفتم و آن را بر آن حضرت عرضه كردم، فرمود: (آرى) اين سخن رسول خدا (ص) است و آن را می ‏شناسم، (و آن اين بود كه) فرمود: رسول خدا (ص) فرموده :
شخص بدبخت در شكم مادرش بدبخت است، و سعادتمند كسى است كه بديگران پند گيرد، و زيرك ‏ترين اشخاص مرد با تقوى و پرهيزكار است، و احمق ‏ترين احمقان شخص بزهكار و فاجر است. و بدترين نقلها نقل كردن دروغ است، و بدترين كارها بدعتها است، و كورترين كوريها كورى دل است، و بدترين پشيمانيها پشيمانى روز قيامت است، و بزرگترين خطاها در پيشگاه خدا زبان دروغگو است، و بدترين كسبها كسب ربوى (و بدست آوردن مال از ربا) است و بدترين خوراكها خوردن مال يتيم است، و بهترين زيورها زيور مرد است به رفتن راه درست با داشتن ايمان، و (نيز به راه درست رفتن) بهترين چيزى است كه در اختيار او است (كه او را از بردگى شهوت بيرون آرد) و موجب قوام و صلاح سرانجام كارهاى او است (اين معنى روى آن است كه «واو» در جمله‏«و قوام خواتيمه»جزء روايت باشد، و محتمل است- چنانچه مجلسى (ره) گفته:- «واو» را نساخ افزوده باشند) و هر كه (در كار خود) پيرو شهوت‏ طلبى باشد خداوند دروغش را بشنواند (مجلسى (ره) در معناى اين جمله چند وجه گفته كه از آن جمله است: هر كه عمل صالحى را در پنهانى انجام دهد و سپس آن را براى خودنمائى و اطلاع يافتن مردم آشكار كند خداوند غرض او را بگوش مردم برساند و براى مردم آشكار سازد كه غرض اين شخص از اين كار خود نمائى بوده و عملش خالص براى حق نبوده است).
و هر كه به كار دنيا سرگرم شود بدان درماند (و مطلوب خود را از آن دريافت نكند) و هر كه بلا (و فوائد و منافع و پاداش آن را) بداند بر آن شكيبائى ورزد، و هر كه آن را (و منافع و پاداشش را) نداند از آن بترسد و تن بدان ندهد، شك و ترديد (در اصول دين) كفر است، و هر كه گردن فرازى و تكبر كند خدايش پست كند، و هر كه فرمانبردارى شيطان كند نافرمانى خدا را كرده و هر كه نافرمانى‏ خدا كند خدايش او را عذاب كند، و هر كه سپاس گزارى كند خدا بر او بيفزايد، و هر كه بر بلاى سخت شكيبا باشد خدايش كمك كند، و هر كه بر خدا توكل كند خدايش او را بس باشد. خداى را به خاطر خوشنودى و رضايت يكى از خلقش به خشم نياوريد، و به هيچ يك از خلق خدا (به وسيله نافرمانى خدا) تقرب نجوئيد كه از خدا دور شويد، زيرا ميان خداى عزوجل و هيچ يك از خلق او خصوصيتى وجود ندارد كه بدان وسيله خيرى بدو رساند و يا شرى را از او دفع كند جز بوسيله اطاعت كردن او و پيروى از آنچه موجب خوشنودى او است، و براستى كه اطاعت خدا وسيله رسيدن و كامياب شدن به هر خيرى است كه جستجو شود، و سبب نجات و رهائى از هر شرى است كه از آن پرهيز گردد، و براستى كه خداى عز و جل نگاه دارد هر كه را كه از او فرمانبردارى كند، و نگاهدارى نكند از كسى كه نافرمانيش كند، و كسى كه از خداى عز و جل بگريزد گريزگاهى ندارد، و همانا فرمان خدا نازل شود و گر چه آفريدگانش خوش نداشته باشند، و هر آنچه آمدنى است نزديك است (مانند مرگ و برزخ و قيامت). آنچه خدا خواهد باشد و آنچه را نخواهد نباشد پس كمك كنيد به نيكى و پرهيزكارى و به بدكارى و تجاوز كمك ندهيد و از خدا بترسيد كه خداوند سخت كيفر است.  روضة الکافی جلد 1 صفحه 117

 


 حدیث هفته) 24/6/1390

 معاوية بن عمار گويد: شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه مي فرمود: (ممكن است) مردى از شما در يك محله باشد و خداوند روز قيامت بوسيله او به همسايگانش احتجاج كند و بدانها گفته شود: مگر فلانى ميان شما نبود؟ آيا سخنش را نشنيديد؟ آيا صداى گريه شبش را نشنيديد؟ و همان يك نفر حجت خداوند بر آنها ميگردد.روضة الکافی جلد 1 صفحه 121

 ابو الجارود از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: رسول خدا (ص) فرموده:
هر كه تفحص كند نيابد (ابن اثير گويد: يعنى هر كه تفحص كند- براى پيدا كردن دوست صميمى- آنچه خواهد نيابد زيرا خير در مردم به ندرت يافت شود) و هر كه صبر و شكيبائى براى پيش‏ آمدهاى ناگوار روزگار آماده نكرده باشد درماند، و هر كه به مردم بد گويد به او بد گويند، و هر كه ايشان را واگذارد آنها او را وانگذارند، كسى عرض كرد: اى رسول خدا پس من چه بكنم؟ فرمود: از آبروى خود به آنها قرض بده براى روز نيازت.
(ابن اثير گويد: يعنى اگر كسى به تو بد گفت تو در مقابل به او بد مگو و صبر كن و آن را قرضى در ذمه او قرار ده تا در روز نيازمنديت يعنى روز قيامت آن را از او بازستانى).  روضة الکافی جلد 1 صفحه 123

حماد بن عثمان گويد: هنگامى موسى بن عيسى (از متنفذين دستگاه بنى عباس) در خانه خويش كه مشرف بر محل سعى صفا و مروه بود نشسته بود كه ناگاه حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام را ديد كه سوار بر استرى است و از طرف مروه می ‏آيد، موسى بن عيسى فورا به مردى از قبيله همدان كه بنام ابن هياج و از نزديكانش بود دستور داد كه برود و دهنه استر را بگيرد و ادعاى استر را بكند (و بگويد كه اين استر از من است) آن مرد (پست) نزديك آمد و دهنه استر آن حضرت را گرفت و مدعى استر شد  حضرت موسى بن جعفر (ع) كه چنان ديد پاى خود را از ركاب درآورد و از استر به زير آمد و به غلامان خود فرمود: زينش را برداريد و استر را به اين مرد بدهيد، آن مرد (پست) گفت: زين هم از من است؟ حضرت فرمود: دروغ مي گوئى ما گواه و حجت شرعى داريم كه اين زين مال محمد بن على (حضرت باقر عليه السّلام) است و اما استر را نيز ما به همين نزديكي ها خريده‏ ايم و تو بهتر مي دانى بدان چه مي گوئى (بهتر مي دانى كه منظورت از اين ادعا چيست، و بدين ترتيب امام هفتم عليه السّلام شر آن مرد پست فطرت و احيانا نقشه را كه موسى بن عيسى براى اتهام آن حضرت كشيده بود از سر خود دور كرد).   روضة الکافی جلد 1 صفحه 123


 حدیث هفته) 31/6/1390

 مرازم گويد : هنگامى كه امام صادق (ع) در حيرة از نزد ابوجعفر منصور بيرون آمد و آزاد شد همان ساعت از حيرة حركت كرد و هنوز سر شب بود كه بقراولان مسلح شب گرد برخورديم (مجلسى (ره) گويد: صواب آن است كه «سالحين» در هر دو جا نام موضعى است نه نام شب گردان مسلح) مردى گمركچى كه در ميان قراولان مزبور بود جلوى آن حضرت را گرفت و گفت: من نمي گذارم تو اكنون از اينجا بگذرى، حضرت اصرار كرد كه رخصت عبور دهد ولى او به سختى جلوگيرى كرد و مانع از عبور شد، و من و مصادف (يكى از اصحاب حضرت) در خدمتش بوديم، مصادف گفت: قربانت اين مرد سگى است كه تو را می ‏آزارد و من ترس آن را دارم كه تو را بازگرداند و نمی ‏دانيم در آن وقت وضع شما با ابى جعفر منصور چگونه خواهد بود (و دوباره با شما چه رفتارى خواهد كرد) و من و مرازم در اينجا همراه شما هستيم اجازه بده تا ما گردن اين مرد را بزنيم و كشته ‏اش را در نهر آب بيندازيم؟ حضرت فرمود:
اى مصادف خوددارى كن و آرام باش، حضرت هم چنان از آن مرد مي خواست كه آنها را براى رفتن آزاد بگذارد و پياپى از او درخواست مي كرد تا بيشتر شب كه گذشت آن وقت اجازه داد و گذشتيم، (چون از آنجا گذشتيم) حضرت فرمود: اى مرازم اين بهتر بود يا آنچه شما گفتيد؟ عرض كردم: قربانت اين! فرمود: گاهى است كه مرد از خوارى و ذلت كوچكى بيرون آيد و همان او را به خوارى بزرگترى درآورد. روضة الکافی جلد 1 صفحه 124

  حفص بن ابى عايشه گويد: امام صادق عليه السّلام يكى از غلامان خود را به دنبال كارى فرستاد و او دير كرد (و نيامد) امام عليه السّلام كه ديد غلام دير كرد به دنبال او بيرون رفت ديد خوابيده است، پس بالاى سرش نشست و شروع كرد او را باد زدن تا از خواب بيدار شد، همين كه بيدار شد امام صادق عليه السّلام به او فرمود: اى فلانى به خدا تو حق ندارى هم شب به خوابى هم روز، شب مال تو و روزت مال ما.  روضة الکافی جلد 1 صفحه 125

 ابو على گويد: شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه مي فرمود: باطن ما را در پيش مردم بر خلاف آنچه ظاهر ما است ذكر نكنيد و نه ظاهرمان را بر خلاف آنچه باطن ما است (مجلسى (ره) در اين كلام دو احتمال داده يكى اينكه مقصود آن است كه آنچه را ما از روى تقيه از مردم پنهان مي كنيم شما به مردم نگوئيد، ديگر آنكه ما را بر خلاف آنچه هستيم به مردم معرفى نكنيد) همين شما را كافى است كه بگوئيد هر چه را ما مي گوئيم و دهان ببنديد از آنچه ما از آن دهان ببنديم، شما به خوبى ديده ‏ايد كه خداى عزوجل براى هيچ كس در مخالفت با ما خيرى قرار نداد، همانا خداى عزوجل فرمايد: «بايد بترسند كسانى كه خلاف فرمان او كنند از اينكه به بليه ‏اى دچار شوند يا عذابى دردناك به ايشان رسد» (سوره نور آيه 63).  روضة الکافی جلد 1 صفحه 125

جهت دریافت حدیث هفته برروی اشتراک خبرنامه کلیک کنید.


نام و نام خانوادگی:

پست الکترونیکی:

 عضویت در کانال ارسال حدیث در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/ahadithshia

@ahadithshia

ورود اعضاء

لو گوی ما

لینک به وب سایت احادیث

حاضرین سایت

ما 97 مهمان آنلاین داریم
Joomla Templates and Joomla Extensions by JoomlaVision.Com
اطاعت از اهلبیت (علیهم السلام) موجب {نظم شریعت و ملّت} و {امامت اهل بیت (علیهم السلام} جلوگیر از تفرقه
چهارشنبه, 16 بهمن 1398
  وَإطَاعَتَنَا (در نسخه ی دیگر : وطَاعَتَنَا ) نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَ... ادامه مطلب...
اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد
یکشنبه, 27 اسفند 1396
  اُنس حضرت فاطمه علیها السلام با مادر ، پیش از تولّد 1-خديجه رضى اللّه... ادامه مطلب...
باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ بن موسى الرّضا- عليهما السّلام-
شنبه, 28 بهمن -2
    باب 66 (کتاب شریف عيون أخبار الرضا عليه السلام ) ثواب زيارت امام علىّ... ادامه مطلب...
نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  نامه امام رضا (علیه السلام) به فرزندش امام جواد (علیه السلام) شیخ صدوق... ادامه مطلب...
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام)
دوشنبه, 14 اسفند 1396
فضّه ؛ خدمتگذار حضرت فاطمه (علیها السلام) حضرت فاطمه علیها السلام خدمتگذاری... ادامه مطلب...
شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ العسکری (علیهِما السلام)
چهارشنبه, 17 آذر 1395
    شمّه ای از اخلاق ، صفات و کرامات امام یازدهم ابو محمّد بن علیّ... ادامه مطلب...
مناقبت و شهادتنامه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  ماجراي تنبّه اسحق ‌بن‌ يعقوب كندي اسحق‌بن‌يعقوب‌كندي،... ادامه مطلب...
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)
شنبه, 06 آذر 1395
صلوات بر حجج طاهره عليهم السلام (از زبان امام حسن عسکری (علیه السلام)   ... ادامه مطلب...
حکمت نامه امام حسین (علیه السلام)
جمعه, 09 مهر 1395
ويژگىِ عاقل نزهة الناظرـ از امام حسين عليه السلام ـ : چون پيشامد سختى بر عاقل... ادامه مطلب...
فضلیت زیارت ، گوشه ای از احوالات و ... ( حضرت امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام)
دوشنبه, 01 مرداد 1397
مؤلف ( حاج شیخ عباس قمی) گويد كه در اينجا چند مطلب است كه شايسته و مناسب است... ادامه مطلب...
شرفیاب شدن دعبل خزایی خدمت امام ابوالحسن الرضا (علیه السلام) و خواندن اشعار در مدح آنحضرت
شنبه, 23 مرداد 1395
 شیخ صدوق رحمه الله در کتاب «عیون اخبار الرضا علیه السلام» از... ادامه مطلب...
سه روز مهمّ در پيش ‌روي هر انساني ( حدیث از امام رضا (علیه السلام) )
شنبه, 28 بهمن -2
سه روز مهمّ در پيش ‌روي هر انساني از حضرت امام رضا(علیه السلام) منقول... ادامه مطلب...
هفت چيز است كه اگر هفت چيز همراهش نباشد استهزاء حساب مي ‌شود(حدیث از امام رضا علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
اين روايت از حضرت امام رضا (علیه السلام)†منقول است كه فرمود: سَبْعَةُ... ادامه مطلب...
پاسخ به شبهات در خصوص قبول ولایتعهدی مأمون توسط امام علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)
سه شنبه, 12 مرداد 1395
  أعوذ بالله من الشّيطان الرّجيم[1] *  و من هرگز خود را تبرئه نمي‌كنم كه... ادامه مطلب...
سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
  سبب بی مهری برخی از اصحاب پیامبر با علی (علیه السلام) خلیل بن احمد از... ادامه مطلب...
ردّالشمس یکی از فضائل مولاامیرالمومنین (علیه السلام)
سه شنبه, 28 خرداد 1398
پانزدهم شوال سالروز به وقوع پیوستن رد الشمس برای مولا امیرالمومنین (علیه... ادامه مطلب...
برخاستن براى تعظيم شنيدن اسم مبارك حضرت مهدی (علیه السلام)
پنجشنبه, 27 اردیبهشت 1397
  [تعظيم شنيدن اسم مبارك] 6 نجمة ايضا ششمين تكليف عباد،برخاستن براى تعظيم... ادامه مطلب...
زيارت امام حسین عليه السلام در روز اربعين ، به روايت صفوان جمّال
دوشنبه, 08 آبان 1396
  زِيارَةُ الأَربَعينَ بِرِوايَةِ صَفوانَ الجَمّالِ 3273.تهذيب الأحكام عن... ادامه مطلب...
زيارت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در روز بیستم ماه صفر (اربعین) توسط جابر بن عبد اللّه انصارى {بانضمام متن زیارت}
جمعه, 05 آبان 1396
  زِيارَةُ جابِرِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الأَنصارِيِّ 3275.مصباح الزائر عن عطا :... ادامه مطلب...
متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم
شنبه, 28 بهمن -2
  متن كامل خطبه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدير خم بسم الله... ادامه مطلب...
در سوگ امیر مومنان حضرت علی (علیه السلام)
شنبه, 28 بهمن -2
پس از شهادت امام (علیه السلام)، حسن بن علی (علیه السلام) به خطبه ایستاد وخدا را... ادامه مطلب...
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
سه شنبه, 23 خرداد 1396
خطبه امام حسن مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امام امیرالمومنین حضرت علی... ادامه مطلب...
حَبْلِ اللَّهِ کیانند ؟؟!!
دوشنبه, 12 آبان 1399
  آیه 103 سوره آل عمران وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا... ادامه مطلب...
نشانه‌ های مؤمن راستین
شنبه, 28 بهمن -2
نشانه‌ های مؤمن راستین نمازهای شبانه‌ روزی ما دو قسم است: فرائض و نوافل.... ادامه مطلب...
زیارت اربعین از نشانه های مومن است
شنبه, 28 بهمن -2
در التهذیب از ابا محمد العسکری (علیه السلام) روایت شده که فرمود : وَ رُوِیَ... ادامه مطلب...
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام)
چهارشنبه, 16 مهر 1399
دعای حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) برای زائران امام حسین (علیه السلام) وَ... ادامه مطلب...
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات
شنبه, 25 اردیبهشت 1395
جوانى حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور و پاسخ به شبهات  ... ادامه مطلب...
طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات
چهارشنبه, 22 اردیبهشت 1395
  طول عمر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پاسخ به شبهات بدان شبهۀ... ادامه مطلب...