gototopgototop

هیجدهم ذی الحجه عید ولایت و امامت ؛ عید غدیر

میانگین امتیار کاربران: / 4
ضعیفعالی 

 

هیجدهم ذيحجّه سالروز فرخنده و شكوهمند انتصاب مولاي متّقيان امير مؤمنان حضرت علي عليه السلام  به امامت اهل ايمان از سوي خداوند سبحان به دست مبارك رسول مكرّم اسلام صلي الله عليه و آله  بر حضرت مهدي صاحب الزّمان(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف) و همه‌ي حق دوستان و حق باوران در سراسر جهان خجسته و مبارك باد.

 

  رسول خدا (ص) فرمود : اين علي بن ابيطالب (ع) است ؛ گوشتش از گوشت من و خونش از خون من است. [منزلت] او به من همانند منزلت هارون به موسي است، جز آن كه پس از من پيامبري نيست. و فرمود: اي ام سلمه، گواه باش و گوش فرادار! اين علي است ، اين اميرالمؤمنين و سرور مسلمانان است ، او جايگاه دانش من و در [علم] من است كه از آن بر من وارد مي‌شوند . او برادرم در دنيا و صاحب سرّ من در آخرت است كه در درجات والاي بهشت با من خواهد بود. كشف اليقين في فضائل اميرالمؤمنين (ع) صفحه 280

( دانلود ویژه نامه عید غدیر ) امامت روح شریعت  { با فرمت pdf } آیت الله سید محمد ضیاء آبادی

دانلود ترجمه کتاب شریف الغدیر ( تالیف علامه شیخ عبدالحسین امینی نجفی (ره)  22 جلد    ( قابل دانلود با فرمت های جاوا ، آندروید ، pdf  پی دی اف و... )

ایوان نجف عجب صفائی دارد             حیدر بنگر چه بارگاهی دارد

       توحید که لا اله الا الله است                اسلام ، محمد رسول الله است

از این دو سخن کسی به جایی نرسد         گر بی خبر از علی ولی الله است

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم‏ : سَأَلَ سَائلُ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ(1) لِّلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ(2){سوره معارج آیات 1و2 }

عَنْ حُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ‏ سَأَلْتُ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ {سَأَلَ سائِلٌ‏} فِيمَنْ نَزَلَتْ؟ فَقَالَ يَا ابْنَ أَخِي لَقَدْ سَأَلْتَنِي عَنْ شَيْ‏ءٍ مَا سَأَلَنِي عَنْهُ أَحَدٌ قَبْلَكَ لَقَدْ سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیه السلام عَنْ مِثْلِ الَّذِي قُلْتَ فَقَالَ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ أَبِيهِ ، قَالَ : لَمَّا كَانَ يَوْمُ غَدِيرِ خُمٍّ قَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم خَطِيباً فَأَوْجَزَ فِي خُطْبَتِهِ ثُمَّ دَعَا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام فَأَخَذَ بِضَبْعَيْهِ ثُمَّ رَفَعَ بِيَدَيْهِ حَتَّى رُئِيَ بَيَاضُ إِبْطَيْهِ وَ قَالَ لِلنَّاسِ أَ لَمْ أُبَلِّغْكُمْ الرِّسَالَةَ؟ أَ لَمْ أَنْصَحْ لَكُمْ ؟قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ ، قَالَ : فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ قَالَ فَفَشَتْ هَذِهِ فِي النَّاسِ فَبَلَغَ ذَلِكَ الْحَارِثَ بْنَ نُعْمَانَ الْفِهْرِيَّ فَرَحَلَ رَاحِلَتَهُ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَيْهَا وَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم إِذْ ذَاكَ بِالْأَبْطَحِ فَأَنَاخَ نَاقَتَهُ ثُمَّ عَقَلَهَا ثُمَّ أَتَى النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله و سلم فَسَلَّمَ ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ اللَّهِ إِنَّكَ دَعْوَتَنَا إِلَى أَنْ نَقُولَ (لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهِ) فَفَعَلْنَا ثُمَّ دَعْوَتَنَا إِلَى أَنْ نَقُولَ إِنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ فَفَعَلْنَا وَ فِي الْقَلْبِ مَا فِيهِ ثُمَّ قُلْتَ لَنَا صَلُّوا فَصَلَّيْنَا ثُمَّ قُلْتَ لَنَا صُومُوا فَصُمْنَا ثُمَّ قُلْتَ لَنَا حُجُّوا فَحَجَجْنَا ثُمَّ قُلْتَ لَنَا مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ فَهَذَا عَنْكَ أَمْ عَنِ اللَّهِ؟ فَقَالَ لَهُ : بَلْ عَنِ اللَّهِ فَقَالَهَا ثَلَاثاً فَنَهَضَ وَ إِنَّهُ لَمُغْضَبٌ وَ إِنَّهُ لَيَقُولُ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مَا يَقُولُ مُحَمَّدٌ حَقّاً فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ نَقِمَةً فِي أَوَّلِنَا وَ آيَةً فِي آخِرِنَا وَ إِنْ كَانَ مَا يَقُولُ مُحَمَّدٌ كَذِباً فَأَنْزِلْ بِهِ نَقِمَتَكَ ثُمَّ أَثَارَ نَاقَتَهُ وَ اسْتَوَى عَلَيْهَا فَرَمَاهُ اللَّهُ‏  بِحَجَرٍ عَلَى رَأْسُهُ فَسَقَطَ مَيِّتاً فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ : {سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِج‏}  

 


به نام خداوند بخشاینده مهربان    درخواست کننده ای عذابی را که واقع شدنی است درخواست کرد . که برای کافران از آن هیچ بازدارنده ای نیست.{سوره معارج آیات 1و2 }

حسین بن محمد گفت : از سفیان بن عیینه از آیه ی { سَأَلَ سَائلُ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ..... } سوال کردم که {این آیه} درباره ی چه کسی نازل شده است ؟ گفت : ای پسر برادرم ، از من درباره چیزی پرسش نمودی که هیچ کس پیش از تو آنرا از من نپرسیده بود. من نیز از جعفر بن محمد (علیه السلام) مثل آنچه را که گفتی پرسیدم ؟ و ایشان فرمودند : پدرم از جدش به نقل از پدرش مرا با خبر کرد که او گفت : در روز غدیر خم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای سخنرانی به پا خاست و البته خطبه کوتاهی ایراد کرد .سپس علی بن ابیطالب را فرا خواند و بازوان او را گرفت و دستانش را بالا برد . به گونه ای که سپیدی زیر بغلش نمایان شد. و به مردم گفت : آیا رسالتم را به شما ابلاغ ننمودم ؟ آیا شما را نصیحت نکردم ؟ و مردم گفتند : سوگند به خداوند که چرا { چنین کردی } ! رسول خدا فرمودند : پس { بدانید } هرکه من مولای اویم پس علی مولای اوست . خداوندا ، دوست بدار هرکس را که او را دوست بدارد و دشمن دار هرکس را که او را دشمن می دارد . این { سخن } میان مردم پخش شد و به { گوش } حارث نعمان فهری رسید. وی مرکبش را آماده کرد و بر آن سوار شد . در آن زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در { منطقه } ابطح { که زمین همواری است } بود پس { حارث } ناقه ی خود را خواباند و آن را بست . و به نزد رسول خدا آمد و پس از سلام چنین گفت : ای بنده خدا ، تو ما را فرا خواندی که بگوییم : خدایی جز خدای یکتا نمی باشد ؛ پس ما نیز چنین کردیم. پس از آن ما را دعوت نمودی که بگوییم : تو فرستاده و رسول خدا هستی ؛ پس ما به آن اعتراف کردیم در حالی که در قلب { ما } شک و تردید به رسالت شما همچنان وجود داشت. سپس به ما گفتی : نماز بگزارید و ما نماز گزاردیم . پس از آن فرمودی : روزه بگیرید ، و ما روزه گرفتیم. سپس گفتی : حج به جا آورید ، و ما نیز حج به جا آوردیم. پس از آن گفتی : هرکه من مولای اویم ، پس علی مولای اوست. خداوندا ، دوست بدار هر آنکس را که او دوست بدارد و دشمن بدار هر آنکس را که او دشمن می دارد . { حال بگو } آیا این سخن از طرف خودت می باشد و یا از طرف خداوند است ؟ و { رسول خدا } به او گفت : بلکه از جانب خداوند است ؛ و این جمله را سه مرتبه تکرار کرد . { حارث } درحالی که غضبناک بود به پا خاست و چنین گفت: بارالها ، اگر آنچه که محمد می گوید حق است ، پس بارانی از سنگ از آسمان بر ما بباران تا بلا و عذابی باشد برای ما که نخستین بار این سخن را از پیامبرت می شنویم و نیز علامت و نشانه ای باشد برای آیندگان و آنان که بعدها و پس از ما خواهند آمد ! و اما اگر آنچه که محمد می گوید دروغ است ، عذاب خود را بر او فرو بفرست ! آنگاه شترش را به راه انداخت و خود بر آن سوار شد. پس خداوند { از آسمان } سنگی بر سرش انداخت و او بی جان بر زمین افتاد ! و خداوند پس از آن این آیات را نازل کرد : ( درخواست کننده ای عذابی را که واقع شدنی است درخواست کرد. که برای کافران از آن هیچ بازدارنده ای نیست. از خداوند صاحب درجات.)

 

تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة صفحه 877 الی 879 ، البرهان فی تفسیر القرآن جلد 15 صفحه 126 الی 127

 


سوره قلم آیات 51 و 52 : وَ إِنْ يَكادُ الَّذينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ (51) وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمينَ (52)

الشَّيْخُ فِي (التَّهْذِيبِ): بِإِسْنَادِهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنِ الْحَجَّالِ، عَنْ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ، عَنْ حَسَّانَ الْجَمَّالِ، قَالَ: حَمَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى مَكَّةَ، قَالَ: فَلَمَّا انْتَهَيْنَا إِلَى مَسْجِدِ الْغَدِيرِ نَظَرَ فِي مَيْسَرَةِ الْجَبَل‏ ، فَقَالَ: «ذَاكَ مَوْضِعُ قَدَمِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، حَيْثُ قَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ».ثُمَّ نَظَرَ فِي الْجَانِبِ الْآخَرِ، قَالَ: «ذَاكَ مَوْضِعُ فُسْطَاطِ أَبِي فُلَانٍ وَ فُلَانٍ وَ سَالِمٍ مَوْلَى أَبِي حُذَيْفَةَ وَ أَبِي عُبَيْدَةَ ابْنِ الْجَرَّاحِ، فَلَمَّا رَأَوْهُ رَافِعاً يَدَهُ، قَالَ بَعْضُهُمُ: انْظُرُوا إِلَى عَيْنَيْهِ تَدُورَانِ كَأَنَّهُمَا عَيْنَا مَجْنُونٍ، فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) بِهَذِهِ الْآيَةِ: وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ* وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ‏» ثُمَّ قَالَ: «يَا حَسَّانُ، لَوْ لَا أَنَّكَ جَمَّالِي مَا حَدَّثْتُكَ بِهَذَا الْحَدِيثِ».

 در تهذیب ذیل آیه فوق از حسان شتر دار روایت کرده که گفت : حضرت صادق (علیه السلام) را از مدینه به مکه می بردم وقتی به مسجد غدیر خم رسیدیم آن حضرت نظری به طرف چپ کوه انداخت و فرمود : ( اینجا محل قدمِ مبارک پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) است که امیرالمومنین (علیه السلام) را بر رویِ دست بلند نمود و فرمود : ( هرکس که من مولای او هستم علی نیز مولای او است ، پروردگارا دوست بدار کسی که علی را دوست می دارد و دشمن بدار آنکه علی را دشمن می دارد) بعد از آن نظری نمود به طرف دیگر و فرمود : (( اینجا محل خیمه ابوفلان و فلان و سالم مولا ابی حذیفه و ابی عبیده جراح می باشد. وقتی مشاهده کردند پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را که امیرالمومنین (علیه السلام) را بر روی دست مبارک بلند نمود به یکدیگر گفتند نظر کنید به چشمان محمد (صلی الله علیه و آله ) که چگونه دور می زند گویا مانند چشم شخص دیوانه است و خواستند حضرتش را چشم بزنند. جبرئیل نازل شد و این آیه را نازل فرمود : { نزدیک است کافران هنگامی که آیات قرآن را می شنوند با چشم زخم خود تو را از بین ببرند ، و می گویند : (( او دیوانه است !)) * در حالی که این (قرآن) جز مایه ی بیداری برای جهانیان نیست ! } سپس فرمود : (( ای حسان ! اگر نبودی شتربانِ ما این حدیث را برای تو ذکر نمی کردم)).

تهذیب الاحکام جلد3صفحه 290 کتاب الصّلاة حدیث 746 الناشر: دارالکتب الاسلامیة ؛ صحَّحه و علَّق علی اکبر الغَفاری ؛ فروع الکافی أبواب الزیارات ، باب مسجد غدیر خم حدیث الثانی ؛ من لایحضره الفقیه ، کتاب الحجّ ، الصلاة فی مسجد غدیر خم ، حدیث 3144 ، تفاسیر البرهان ، نورالثقلین ، صافی ذیل آیه 51 و 52 سوره قلم

 


  امام باقر (ع) درباره كلام خداي تعالي « امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم سوره مائده آیه 3» فرمود : كامل شدن دين به ولايت علي بن ابیطالب (ع) تحقق يافت. تفسير فرات الكوفي صفحه 119

 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ
( سپاس خدا را که ما را از کسانی قرار داد که به ولایت امیرالمومنین علی (ع) و ائمه اطهار (ع) تمسک می جویند )

سخنان حضرت امام علی (ع)

احادیث درباره فضایل اسدالله الغالب امیرالمومنین مولا علی (ع)

احادیث درباره عید غدیر

اعمال شب و روز عید غدیر

 

 

حدیث تاریخی غدیر

پیامبر گرامی (ص) ، در سال دهم هجرت به مکه عزیمت فرمودند تا فریضه ی حج بگذارند.این حج ، در آخرین سال عمر پیامبرعزیز ، انجام شد و به همین جهت در تاریخ ، آنرا حجة الوداع می گویند ، یعنی حج بدرود ، حج خداحافظی.

همراهان پیامبر را که به شوق همسفری با آنحضرت و دیدن و فرا گرفتن حجی درست ، به رکابش شتافته بودند ؛ تا 120 هزار نفر نوشته اند . . . .

گروهی نیز در شهر مکه به او پیوستند ، پس از گزاردن حج و به هنگام بازگشت به مدینه روز هیجدهم ماه ذیحجه در (( غدیر خم )) { غدیر خم نام جایی است بین مکه و مدینه } این آیه نازل شد : يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس . . .  سوره مائده آیه 67 (( ای پیامبر ، برسان آنچه از پروردگارت بر تو فرود آمده است و اگر نرسانی ، رسالت خدای را به جا نیاورده ای و خداوند تو را از - گزند - مردمان در امان می دارد .... ))) بدین ترتیب فرمانی بزرگ از سوی خدا به پیامبر در میرسد.

لبهای کاروانیان به آهستگی نجوا می کند :

- خدا فرمانی داده است....

و همه منتظر فرمان می مانند...

در همین هنگام پیامبر (ص) ، دستور می دهد که همه از حرکت باز گردند و بازماندگان در رسند.

چنین می کنند.. و راهگذرانی بسیار ، به فرمان رسول خدا (ص) ، اینک برای شنودن یک خبر ایستاده اند....و صحرا چنانکه می دانیم و گفتیم : پهنه ی بی آب و تفته ی غدیر خم است.

نمیروز است و هرم آفتاب سوزنده ؛

خبر چیست که پیامبر در این هنگام و هنگامه ، مردم را بر سرپا نگاهداشته است ؟

در این هنگام ؛ بانگ اذان به گوش می رسد ؛ پیامبر (ص) با مردم نماز می گذارد و از باربند شتران ، مکانی برتر ( بلندتر) ساخته می شود.پیامبر (ص) برفراز آن می ایستد.سینه ها نفس ها را دزدیده اند و مردم چون ریگزار صحرا ، خاموش خاموشند و منتظر شنودن خبر.

پیامبر (ص) شروع می کند ، سخنانش چون تراوش ذرات آب که از آبشار در هوا بپراکند ، نرم و نوازشگر است و هرم گرما را می شکند و مردمان تشنه ، زیر آفتاب ، با گوش جان آنرا می نوشند و می نیوشند ؛ پیامبر (ص) پس از ستایش خداوند ، چنین ادامه می دهد :

- من و شما ، هر دوان مسئولیم { مسئولیت پیامبر (ص) ابلاغ رسالت و مسئولیت دیگران ، عمل به دین و ابلاغ به دیگران است } چه می گویید ؟

- گواهیم که ما را تبلیغ کردی و در این راه چه بسیار کوشیدی ، خدا تو را بهترین پاداش دهد !

- آیا به یگانگی خداوند و پیامبری بنده اش محمد (ص) ، گواهی نمی دهید ؟

و به راستینی بهشت و دوزخ و مرگ و رستاخیز و زندگی پس از در گذشتن ؟

- گواهی می دهیم.

- خدایا گواه باش ! و آنگاه روی سوی مردم باز می گوید :

- مردم ! ، من و شما کنار کوثر یکدیگر را خواهیم دید ؛ هوشیار باشید که پس از من با دو {{ گوهر گرانبها }} چگونه خواهید بود ؟

- ای پیامبر خدا ، آن دو گوهر گرانبها ، چیست ؟

کتاب خدا و اهل بیت من. خدا به من خبر داده است که این دو از هم جدا نشوند تا کنار کوثر به من رسند... از آنان پیشی نجویید که هلاک خواهید شد و هم باز پس نمانید که باز موجب هلاکت است.

در این هنگام دست امیرمومنان حضرت علی (ع) را برمی افرازد تا مردم ، همه ، او را ببینند و باز شناسند ، پس آنگاه در همان حال منشور آسمانی جانشینی خود را میخواند :

اَیُّهَا النّاسُ مَن اَولَی النّاسِ بِالمُومِنینَ مِن اَنفُسِهِم.

مردم ! ، چه کسی به مومنان از ایشان سزاوارتر است و بر آنان ولایت و سرپرستی دارد ؟

- خدا و پیامبرش داناترند.

- خدا بر من ولایت دارد و من بر مومنان و من بر گرویدگان از خود ایشان سزاوارترم پس :

مَن کُنتُ مَولاهُ ، فَهذا عَلِیٌّ مَولاهُ { طبق روایت احمد بن حنبل - یکی از چهار پیشوای بزرگ اهل تسنن ، پیامبر (ص) این جمله ها را چهار بار تکرار فرمود }

هرکس من ولی و سرپرست اویم ، علی سرپرست و ولی اوست.

خدای من ! دوستانش را دوست بدار و با دشمنانش دشمن باش ! و یاری کن هرکه او را یاری کند و کیفر ده آنرا که با وی بستیزد . . .

هان ! هر حاضری باید به غایبان ابلاغ کند.

هنوز مردم نپراکنده اند که این آیه نازل می شود :

امروز دینتان را کامل و نعمت را بر شما تمام کردم و خرسند شدم که اسلام دین شما باشد ! { سوره مائده آیه 3 : الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا }

پس آنگاه پیامبر (ص) ، فریاد برآورد :

الله اکبر !

دین خدا کامل شد و پروردگار به رسالت من و امامت علی پس از من خشنود گشت.

پس از این مراسم ، مردم به امیر مومنان حضرت علی (ع) شادباش گفتند ؛ از کسانی که پیشاپیش اصحاب ، به امیرمومنان حضرت علی (ع) تهنیت گفتند ، ابوبکر و عمر بودند که گفتند : بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یا عَلیُّ ، اَصبَحتَ مَولایَ وَ مَولی کُلِّ مُومِنٍ وَ مُومِنَةٍ  ، ای خوشا تو یا علی ، که مولای من و هر مرد و زن با ایمان شده ای.  الغدیر جلد 1 صفحه 9 الی 11

 

سند حدیث غدیر

این حدیث از جهت سلسله ی راویان ، چندان محکم است که شاید کمتر مانند داشته باشد.

یکصدو ده نفر { الغدیر جلد 1 صفحه 14-61 } از اصحاب پیامبر (ص) که در غدیر حاضر بوده اند ، این حدیث را بی هیچ واسطه ، از پیامبر (ص) نقل کرده اند و هم هشتادو چند نفر از تابعین. { الغدیر جلد 1 صفحه 72 - 62 - تابعین آنانند که خود پیامبر (ص) را ندیده اند اما یک یا چند تن از اصحاب آن حضرت را دیده اند } دانشمندان آگاه و بی غرض ، چه تاریخ نویسان و چه مفسران و دیگرها ، از اهل تسنن ، مساله غدیر را با مدارک زیاد در کتابهای خود آورده اند ، که نام سیصدو پنجاه نفر از آنها در کتاب (( الغدیر )) آمده است.

چه بسیار از دانشمندان بزرگ اسلامی ، در این باره مستقلا کتابی نوشته اند که نام بیست و شش نفر از آنان با ویژگیهای کتابهایشان در (( کتاب الغدیر )) فراهم آمده است.

فرهنگ نویسان چون به واژه غدیر یا مولی ، رسیده اند ، داستان غدیر را باز گفته اند. . .

و باری ، کوچکترین تردید و کمترین سایه ی انکار در سند حدیث غدیر وجود ندارد مگر برای آن دسته از مردمان که در نور خورشید می ایستند و گرمی آن را بر پوست خود حس می کنند اما باز می گویند نوری و گرمایی نیست.

بررسی کوتاهی در معنای حدیث غدیر

حدیث غدیر ، با نشانه هایی که در خود آن و خارج از آن وجود دارد ؛ چنان چشمگیر است که هر انسان با انصافی را متوجه خود می سازد و از آن به روشنی بر می آید که امیر مومنان حضرت علی (ع) نخستین جانشین پیامبر اسلام بوده است.

اینک به توضیح و گشودن برخی از آن نشانه ها و شواهد می پردازیم :

1- کلمه ی مولا که در این حدیث به چشم می خورد ، از روشنترین کلماتی است که در این زمینه به کار گرفته شده است.

(( مولا )) در این حدیث یعنی کسی که دارای مقام ولایت و امامت و رای و فرمان است و خواسته اش بر همه خواسته ها مقدم ؛ به این دلیل که پیامبر پیش از جمله ی    {{ مَن کُنتُ مَولاهُ }} فرمود : {{ اَیُّهَا النّاسُ مَن اَولَی النّاسِ بِالمُومِنینَ مِن اَنفُسِهِم ؟ مردم چه کسی به مومنان از ایشان سزاوارتر است ؟ }}

معنای اولویت پیامبر (ص) آن است که خواسته ی او بر خواسته ی مردم پیشی جوید و هرچه بگوید و انجام دهد ، برای مردم حجت باشد و مردم پیروی کنند و در حقیقت بر مردم ولایت و سرپرستی داشته باشد.حال می گوییم : همان - طور که در جمله ی پیشین ، صحبت از اولویت و ولایت پیامبر (ص) است ؛ در جمله ی بعد هم باید صحبت از ولایت و اولویت به همان معنی باشد تا ارتباط معنوی دو جمله ی پیشین و پسین ، محفوظ بماند.

بدین ترتیب معنای درست و کاملی که از این چند جمله به دست می آید ، این است که پیامبر (ص) فرمود :

آیا من نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نیستم ؛ همه گفتند هستی ؛ آنگاه پیامبر اسلام (ص) فرمود : همین سزاواری و اولویت و ولایت که من نسبت به شما دارم علی نیز دارد و پس از من ، او مولای همه ی مسلمانان و جانشین من خواهد بود.

پس ، در این حدیث ، هیچ یک از معانی دیگر (( مولا )) جز همان اولویت و ولایت و امامت ، منظور نیست و معانی دیگر در این مقام ، کاملا بی تناسب است ، توجه به این نکته نیز که : پیامبر اسلام در آن هوای گرم انبوه مردم را سرپا نگه داشت ؛ این حقیقت تاریخی را بیشتر آشکار می کند که موضوع ، اهمیتی ویژه داشته است و گرنه هیچ عاقلی باور نمی کند که پیامبر (ص) مردم را در آن شرائط نگه دارد و منظورش فقط این باشد که یک موضوع جزئی ( مثلا علی دوست من است ) را به مردم یادآوری کند.

2- دلیل دیگر اینکه : پیامبر اسلام (ص) در جمله بعد فرمود : (( خدایا یاری کن آن را که علی را یاری کند و از رحمت خود دور بدار آن را که از یاری علی ، خودداری کند.))

پیامبر (ص) می دانست که پس از او ، حضرت علی (ع) باید از نظر ظاهر ، نیرو و ارتش داشته باشد و مردم او را یاری کنند تا اسلام ریشه گیرد ؛ چرا که حکومت اسلام نیاز به فرماندهان عادل و مطاع دارد و لازم است همه ی مردم از جانشین پیامبر فرمانبرداری کنند ؛ از این رو ، یاوران حضرت علی (ع) را دعا کرد و مخالفان او را نفرین ، تا از این راه نیز به مردم بفهماند مخالفت با حضرت علی (ع) ، موجب غضب خداوند و نفرین پیامبر (ص) است.

3- پیامبر (ص) در پیشانی خطبه فرمود :

آیا به یگانگی خدا و رسالت بنده اش محمد ، گواهی نمی دهید ؟ گفتند می دهیم آنگاه فرمود : ولی و مولای شما کیست و سپس گفت : هرکس من مولای او هستم علی نیز مولای او خواهد بود.

بدیهی است که منظور از ولایت حضرت علی (ع) ، پس از شهادت به یگانگی خدا و رسالت و ولایت پیامبر ، همان امامت است زیرا جز بدینمعنی ، ارتباط جمله ها حفظ نمی شود و می دانیم که پیامبر (ص) از بلیغ ترین و فصیح ترین مردمان بود در گفتار.

4- مردم پس از انجام مراسم ، به امیر مومنان حضرت علی (ع) تهنیت ها گفتند ، آشکار است که این شادباش در صورتی صحیح به نظر می رسد که در آن روز حضرت علی (ع) از سوی خدا و پیامبر (ص) ، به مقامی بلند رسیده باشد ، جز در این صورت ، تهنیت معنا نداشت.

5- آیه ی : يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس . . .  سوره مائده آیه 67 (( ای پیامبر ، برسان آنچه از پروردگارت بر تو فرود آمده است و اگر نرسانی ، رسالت خدای را به جا نیاورده ای و خداوند تو را از - گزند - مردمان در امان میدارد  ))

به گواهی دانشمندان اهل تسنن ، روز غدیر ، درباره ی مساله جانشینی حضرت علی - که درود خدا بر او - فرود آمده است ( علامه امینی در {{ الغدیر }} سی نفر از مشاهیر اهل تسنن را نام می برد که همه اعتراف کرده اند این آیه درباره علی (ع) نازل شده است )

برای نمونه ، گفتار مفسر و مورخ بزرگ تسنن : حافظ ابوجعفر محمد بن جریر طبری را می آوریم :

(( . . . بعد از این آیه که در غدیر خم نازل شد ، پیامبر (ص) فرمود : جبرئیل از طرف خدا دستور آورد که در این جایگاه بایستم و به هر سفید و سیاه اعلام کنم که علی فرزند ابوطالب ، برادر من ، وصی من ، جانشین من و امام پس از من است .... الغدیر جلد 1 صفحه 214 به نقل از کتاب الولایة طبری ))

6- اشعار و چکامه های شکوهمند و بلندی که شاعران و ادیبان اعصار از آن روز تا امروز درباره غدیر و جانشینی امیرمومنان حضرت علی (ع) سروده اند ؛ گذشته از اهمیت جنبه ی ادبی ، دلیل محکمی در مساله ی مورد بحث ماست زیرا همه ی آنها خطبه ی غدیر خم را مربوط به ولایت و امامت دانسته اند و شرح داده اند.

شعر و نام این شاعران همه ضبط شده است و آنان که با ادبیات عرب آشنایی دارند می توانند ، کتاب ارجمند {{ الغدیر }} را ببینند.

در این کتاب بلند ، اشعار و نام بسیاری از شعرایی که در موضوع غدیر شعر سروده اند ، از قرن اول هجری تا قرنهای بعد ، به ترتیب فراهم آمده و حتی نقد و بررسی شده است.

7- پیامبر بزرگ ما (ص) و امامان گرامی (ع) ، روز هیجدهم ذیحجه را ، یکی از عیدهای رسمی مسلمانان اعلام فرموده اند تا مساله غدیر ، هرساله بازگو شود و به دست فراموشی سپرده نگردد.

چنانکه ابوریحان بیرونی دانشمند مشهور ایرانی در قرن پنجم ، در کتاب {{ آثار الباقیه }} و نیز ابن طلحه ی شافعی در کتاب (( مطالب السوول )) روز غدیر را یکی از عیدهای اسلامی نام برده اند.

ابومنصور ثعالبی ، ادیب و دانشمند مشهور هم در کتاب (( ثمار القلوب )) شب غدیر را از شبهای بزرگ اسلامی دانسته است.

8- احتجاج ها : امیر مومنان حضرت علی (ع) و امامان دیگر ، هرگاه به حدیث غدیر احتجاج و در برابر مخالفان بدان استدلال کرده اند ، هیچ کس در معنای آن و اینکه مربوط به امامت و جانشینی امیرمومنان حضرت علی (ع) است ؛ اشکالی نکرده و مجاب شده اند { الغدیر جلد 1 صفحه 159 به بعد }

امیرالمومنین (ع) ، یک روز در کوفه خطبه می خواند ، ضمن آن فرمود : به خدایتان سوگند می دهم ، هرکس در غدیر حاضر بود و به گوش خود شنید که پیامبر مرا به جانشینی گزید ، بایستد ، تنها آنانکه به گوش خود از پیامبر شنیده اند ؛ برخیزند نه آنانکه از دیگران شنیده اند و خود در غدیر نبوده اند ، جمعی برخواستند.

احمد حنبل پیشوای بزرگ مذهب حنبلی می گوید : آنان سی نفر بودند که آن روز برخاستند و به شنیدن حدیث غدیر گواهی دادند.

باید دانست که در آن تاریخ بیست و پنج سال از واقعه غدیر گذشته بود و هم برخی از اصحاب پیامبر (ص) در آن روز ، در کوفه نبودند و یا پیش از آن تاریخ درگذشته بودند و نیز برخی به بعضی غرض ها بودند و گواهی ندادند.

راهبر آزادگان حضرت امام حسین (ع) نیز به هنگام سخنرانی در اجتماع اسلامی مکه ، بین هفتصد نفر از پارسایان اصحاب و تابعان پیامبر (ص) { 200 نفر از ایشان از اصحاب بودند } فرمود : (( . . . به خداوندتان سوگند باد ، آیا می دانید که پیامبر در غدیر ، علی (ع) را به خلافت و ولایت برگزید و فرمود ؛ حاضران به غایبان برسانند ؟ )) آن جمع همه گفتند : خدا گواهست که چنین بود . .. { در کتاب ارجمند (( الغدیر )) جلد 1 صفحه - 213 - 159 - 22 - احتجاج در این زمینه آمده است }

در پایان این مقاله با تقریظی که شیخ محمد دحدوح امام جمعه و پیشوای روحانی اهل تسنن شهر حلب بر کتاب الغدیر نوشته است ؛ سخن را کوتاه می کنیم :

(( . . . کتاب الغدیر ، حقایقی را استوار کرد و در برابر ، خرافه هایی را ریشه کن ساخت ، برخی از چیزها را به ثبوت رسانید که ما نمی دانستیم و گفته هایی را باطل کرد که ما بر اثر بی خبری ، قرنها بدانها دل سپرده بودیم.

آری ، از حوادث گذشته به گونه یی برای ما سخن رفته بود که ما می گفتیم ، منشاء آنها را نمی دانیم و در اسرار آنها نیز نمی اندیشیدیم ؛ با آنکه لازم بود از پیشامدها درس می گرفتیم و بنای بلند بررسی قضایای تاریخی را بر پایه ی تحقیق بالا می بردیم . . . ))

چنانکه دیدیم ، تا پیش از کتاب الغدیر این مقدار ، دانش عمومی اهل تسنن می بود از واقعه غدیر ؛ اما هم اکنون و از آن پس که فصل ها و بخش های {{ الغدیر }} منتشر شد ، در برابر ، دریایی جوشان می بینند سرشار از دلیل رسا ، برهان روشن و دانش فروزان ؛ آنچه در {{ الغدیر }} می بینیم یک زبان می گوید : فروغ مهتاب پوشیدنی نیست.    برگرفته از کتاب درسهایی از اصول دین صفحات 386 الی 401

    

 

 { یادی از علامه شیخ عبدالحسین امینی نجفی ( رضوان الله علیه ) مولف ارجمند کتاب الغدیر }

زندگینامه کوتاهی از مولف کتاب الغدیر : مولف عالیقدر این کتاب ، محقق بزرگوار علامه شیخ عبدالحسین امینی به سال 1320 هجری قمری ( 1281 شمسی ) در تبریز چشم به جهان گشود ، تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش به پایان رساند آنگاه از آن سامان رخت بربست و راهی نجف شد . در آنجا نزد استادانی بزرگ چون : سید محمد فیروز آبادی و سید ابوتراب خوانساری به ادامه تحصیل نشست ؛ با درگذشت این دو در محضر اساتید درجه اول وقت مرحله ی نهایی دانشهای اسلامی را پیمود و هنوز در دوران جوانی بود که از مراجع بزرگی چون : آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و آیت الله میرزا محمد حسین نائینی و آیت الله شیخ عبدالکریم حائری و آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی اجازه اجتهاد دریافت کرد. از آن پس به تبریز بازگشت و پس از گذشت و مدتی اقامت ، دیگر بار به نجف مراجعت فرمود و کوشش پی گیر خود را درباره بزرگترین کتاب عصر (( الغدیر )) را آغاز کرد و با کوششی پی گیر و مسافرت به اکثر کشورهای اسلامی و احیاناً غیر اسلامی و بررسی متون و مدارک علمی و تاریخی اسلام در طول نزدیک به چهل سال بزرگترین اثر ارزنده خود الغدیر را در دسترس اهل تحقیق قرار داد. این مرد بزرگ علاوه بر این اثر تالیفات و تحقیقات دیگری که در حدود 20 کتاب میشود از خود باقی گذاشت.و بالاخره پس از هفتاد سال کار و کوشش مداوم در راه بزرگداشت صاحب غدیر ، در روز جمعه دوازدهم تیرماه 1349 { 28 ربیع الثانی 1390 } نزدیک اذان صبح ، از جهان دیده فرو بست. { رضوان الله علیه }

دانلود ترجمه کتاب شریف الغدیر ( تالیف علامه شیخ عبدالحسین امینی نجفی (ره)  22 جلد    ( قابل دانلود با فرمت های جاوا ، آندروید ، pdf  پی دی اف و... )

دانلود ترجمه فارسی و نسخه عربی کتاب شریف الغدیر مخصوص تلفن همراه   java - Android

گالری تصاویر حضرت آیت الله علامه شیخ عبدالحسین امینی (رضوان الله تعالی علیه )

سخنان حضرت علامه شیخ عبدالحسین امینی نجفی (ره) مولف کتاب ارجمند الغدیر :  [مقدمه مؤلف‏]بسم اللّه الرّحمن الرّحيم‏ حمد و ستايش مخصوص خداوند است كه مالك حقيقى و سزاوار آنست، و درود بر پيغمبر او و پيشوايان از اولاد او، و سرپرستان امّت.هذا كتابنا ينطق عليكم بالحق‏ { اقتباس از قرآن كريم ترجمه: اين كتاب ما است كه بر شما سخن براستى و درستى ميگويد.}داستان بزرگ و مهمّ (واقعه غدير خم) داستان دعوت خدائى است. داستان ولايت كبرى است. داستان آراستن و كامل ساختن دين. و تمام نمودن نعمت. و خشنودى پروردگار است. بر طبق آياتى كه كتاب صريح خداوند بدان نازل گشته و اخبار متواتره رسيده از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تصريح بدان نموده و رشته مدارك و اسناد آن مانند حلقه ‏هاى به هم پيوسته يك زنجير، از دوران صحابه (ياران پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله) و تابعين تا اين زمان امتداد يافته.اين كتاب متضمن مطالبى است كه در پيرامون حديث غدير رسيده، از حقايق روشن و آشكار مربوط به متن حديث مزبور و سند آن. در اين كتاب آنچه با درستى و صراحت و در آشكارترين مظاهر داير باين امر مهمّ ثبت و ضبط گشته از ميان انبوهى از مطالب درهم آميخته و آهنگهاى ناموزون و به هم ريخته استخراج شده تا حقيقت حال بر خواننده آن آشكار و جلوه ‏گر شود.سپس. نام شعرائى را كه داستان غدير خم را بنظم در آورده‏ اند با شرح حال آنها و قصايد و اشعارشانرا از قرن (صده) اول تا قرن حاضر به ترتيب گذشت زمان در اين كتاب آورده ‏ايم. و مقصود مهم ما از اين كار اينست كه شهرت و تواتر اين موضوع را بدينوسيله ثابت نمائيم تا دانسته شود كه داستان غدير خم بطورى شهرت‏ داشته كه در هر قرن و زمان زبان زد اُدبا و شعراى بنام بوده و خصوصيات اين امر را نظما و نثرا بيان داشته‏ اند:اين كتاب با خصوصياتى كه بيان شد مجموعا در شانزده مجلّد تدوين گرديده‏ {  بعدا دامنه بحث بطورى امتداد يافته كه مؤلف جليل القدر احساس فرموده است كه ضمن شانزده مجلد حق مطلب اداء نميشود و اعلام فرمودند كه مجلدات« الغدير» به بيست مجلد افزايش يافته است. مترجم‏ }
و بنام خدمت بدين و اعلاء كلمه حق و تجديد بهترين و مهمترين خاطره تاريخ اسلام و بوجود آوردن يك زندگى نوين و با فروغ براى ملل مسلمان و همچنين به منظور ابراز خلوص وارادت بساحت مقدس صاحب ولايت مطلقه در اختيار ارباب دانش و بينش گذارده ميشود و از خداوند سبحان استمداد و استعانت ميجويم كه مرا در انجام اين وظيفه مهم و هدف مقدس يارى فرمايد و اين آرزوى مرا به تحقق رساند. و آغاز و سرانجام اين خدمت حمد و ستايش حق است. { امینی }