gototopgototop

هشتم شوال سالروز تخریب حرم بقیع بر دلدادگان حریم ولایت تسلیت باد

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

بارگاه ملکوتی ائمه اطهار (علیهم السلام) در جنت البقیع سال 1308 هجری قمری برابر با 1270 هجری شمسی ؛ این بارگاه ملکوتی در هشتم ماه شوال 1344 هجری قمری برابر با 1305 هجری شمسی توسط فرقه ضاله وهابیت تخریب گردید.


جنت البقیع بعد از تخریب توسط فرقه ضاله وهابیت

هجوم وهابیان به عراق!

«عراق» در خلال سال‌هاي۱۲۱۶ تا۱۲۲۵ چندين بار مورد هَجمه‌ي «وهّابيّين» قرار گرفته و ويراني‌ها به خود ديده است.[1]

از جمله در سال۱۲۱۶ هجري سعودبن عبدالعزيزبن محمّدبن سعود وهّابي، با لشكري عظيم از اعراب «نَجد» به عزم سركوبي اهل عراق آمد و ابتدا نجف را مورد حمله قرار داد، ولي بر اثر مقاومت اهل نجف نتوانست داخل حصار شود و لذا رو به «كربلا» رفت.

صبح روز «عيد غدير» بود كه اعراب وحشي نجد همچون سباع ضاريه و درّندگان خونخوار به شهر كربلاي معلّي يورش بردند و مسلمانان بي‌گناه و زوّار بي‌دفاع حرم امام «سيّدالشّهداء (علیه السلام) » پنج هزار از مرد و زن و كودك را كشتند و با اعمال شنيعه‌ي خويش از قتل و غارت و انحاء جنايات،تاريخ عاشورا و فاجعه‌ي حَرّه[2] را مجدّداً به‌وجود آوردند و به‌منظور هتك حريم مقدّس امام (علیه السلام) با اسب‌ها و مركب‌هاي خود وارد صحن مطهّر شدند و سپس به داخل حرم شريف ريخته و ضريح مبارك را از جا كنده و صندوق روي قبر منوّر را شكستند و همانجا(نستجير بالله)هاون نهاده و قهوه كوبيدند و دم كرده و نوشيدند و تمام آنچه را كه در ميان حرم بود از اشياي نفيسه و قنديل‌هاي طلا و نقره و انواع ديگر جواهرات و لئالي جمع‌آوري كردند؛ تا آنجا كه خشت‌هاي طلاي ايوان را كندند و همه‌ي آن اموال غارت شده را بار شتران نموده و بردند.[3]

در «روضات» آمده است كه فرقه‌ي «وهّابيّه» پس از ورود به كربلا و قتل و غارت و تخريب به عزم كشتن عالم جليل القدر شيعي سيّدعلي "صاحب رياض"[4] ـ رحمه الله ـ به سوي خانه‌ي وي حركت كردند. سيّد كه از جريان آگاه شد، تمام افراد خانواده‌ي خود را به محلّ ديگري كه «مأمن» بود فرستاد و خودش ماند با يك كودك شيرخوار و چون مفرّي براي خود نديد، طفل را در بغل گرفت و در ميان يكي از اطاقك‌ها كه هيزم‌خانه بود، در زير سبدي پنهان شد و بچّه را به سينه چسبانيد؛توكّلاً علي الله.

آن دژخيمان پست و پليد تمام خانه را گشتند و سرانجام براي پيدا كردن سيّد بزرگوار به هيزم‌خانه آمدند و به تمام زواياي آن اطاقك سر كشيدن و تمام هيزم‌ها را يك به يك برداشته و روي همان سبدي كه سيّد در زير آن پنهان بود گذاشتند و كسي را نديدند. از لطف خدا نه آنان به سيّد توجّهي كردند و نه از طفلك شيرخوار،آه و ناله‌اي برآمد و لذا پس از اين كه مطمئن شدند كه كسي در خانه نيست از خانه بيرون رفتند و سيّد و كودكش جان سالم به در بردند.[5]

هجوم وهابیان به طائف!

در ماه ذيقعده سال۱۲۱۷حمله به «طائف» برده و آن شهر اسلامي را قتل عام كردند؛ تا آنجا كه كودك شيرخوار را روي سينه‌ي مادرش سر بريدند.

به مساجد يورش برده و نمازگزاران را در حال نماز كشتند؛ داخل خانه‌ها ريخته و هر كه را كه ديدند به قتل رسانيدند.

جمعي از مردان سلحشور «طائف» به مقاومت ايستادند؛ تا سه روز جنگ و درگيري ميانشان برقرار بود و سرانجام اهل طائف دست از جنگ كشيدند و امان خواستند.

آن تبهكاران نيز عهد و پيماني با آنها بسته و با شرط خَلع سلاح آنها را از كشته شدن «امان» دادند. امّا تمام اموالشان را به غارت برده و حتّي لباس از تنشان ربودند و آن بينوايان را برهنه و عريان و مكشوف‌العوره از مرد و زن به اجبار و اكراه از خانه‌ها به وسط بيابان كشيدند؛ تا آن كه پس از چندي قسمتي از جامه‌هاي كهنه در ميانشان پرتاپ كردند كه خود را بپوشانند و پس از سيزده روز كه به اين وضع گذشت از آنها پيمان گرفتند كه به مسلك «وهّابيّت» تن در دهند.

اموال غارت شده‌ي از شهر طائف كه در ميان بيابان به صورت كوه‌ها درآمده بود، پس از آن كه يك پنجم آن به امير و فرمانده‌ي لشگر اختصاص داده شد بقيّه در ميان اعراب نجد و يغماگران تقسيم گرديد و سپس به فكر اين كه گنجينه‌هايي در خانه‌ها مدفون است، بار ديگر به كندن منازل و خانه‌ها و حتّي مستراح‌ها پرداختند و شهر طائف را زير و زبر كردند.

قرآن‌ها و كتاب‌هاي حديث و علوم از هر قبيل، در معابر و كوچه‌ها و زير پاي اسب‌ها و انسان‌ها ريخته و نابود ساختند.[۶]

تسلّط وهّابيّين بر "مكّه" و "مدينه"!

در سال۱۲۱۸ هجري به‌منظور تصرّف مكّه و هَدْم قبور بزرگان اسلام رو به مكّه آوردند و چون اهل مكّه از وضع طائف و رفتار ددمنشانه‌ي آنان با اهل طائف باخبر شده بودند، توانايي ايستادگي در مقابل آنها را در خود نديده و بي‌مقاومت تسليم شدند.

آنان نيز با كمال گستاخي وارد حريم خدا گشته و دست به ويران نمودن آثار و شعائر اسلامي زدند. تمام قبّه‌ها كه در حول و حوش كعبه و بالاي قبور بزرگان ديني بود از بين بردند و از مردم مكّه خواستند كه پس از اين بايد دستورالعمل‌هاي محمّدبن عبدالوهّاب را به عنوان دستورات اصيل ديني در ميانشان مورد بحث و عمل قرار دهند[۷]

و سپس در سال۱۲۲۱ هجري دست به تخريب آثار اسلامي در مدينه و غارت اموال روضه‌ي مقدّسه‌ي رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)زدند و آنچه كه بود از جواهرات و اشياي نفيسه و قيمتي همه را بردند و قبّه‌هاي قبور ائمّه‌ي بقيع (علیهم السلام)و ساير بزرگان اسلامي را ويران نمودند و مردم را از
زيارت قبر مقدّس پيغمبراكرم (صلی الله علیه و آله) منع كردند.

ولي جرأت تخريب قبه‌ي مطهّر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) را به خود ندادند[۸]

و بر اثر ناامني كه فرقه‌ي وهّابيّه در حجاز به‌وجود آورده بود تا سال‌هاي متمادي راه «حجّ» به روي مسلمانان بسته بود.[۹]

در ساير بلاد اسلامي نيز از اين قبيل هجمه‌ها و قتل و غارت‌ها داشته‌اند و ما براي رعايت جانب اختصار از نقل آنها خودداري مي‌كنيم و طالبان اطّلاع بيشتر را به مقدّمه‌ي اوّل كتاب «كشف‌‌الارتياب» تأليف علاّمه‌ي جليل و مجاهد مرحوم سيّدمحسن عاملي ـ اعلي الله مقامه الشّريف ـ ارجاع مي‌نماييم.

...............................

[1]ـ كشف الارتياب،صفحات۱۳ و ۱۴.
[2]ـ "حرّه" نام موضعي است در جانب شرقي مدينهْْ الرّسول (صلی الله علیه و آله) كه در سال۶۲ هجري در آنجا بين اهل مدينه كه عليه يزيدبن معاويه ـ لعنهْْ الله عليهما ـ شوريده بودند و لشكر خونخوار يزيد كه به سركردگي مسلم بن عقبه جبّار براي سركوبي آنان آمده بودند، درگيري شديد به‌وجود آمد و سرانجام مسلم كه پس از آن به نام مُسرف ناميده شد، بر مدينه مسلّط گرديد و دستور قتل عام و غارت اموال و هتك نواميس صادر كرد و تا سه روز همه چيز اهل مدينه را بر لشكر كفر و الحاد اموي مباح گردانيد و با اين عمل لكّه‌ي ننگين و سياهي بر چهره‌ي تاريخ درخشان اسلام بر جاي نهاد. لعنهّّ الله عليهم و علي اتّباعهم.
[3]ـ منتخب التّواريخ،صفحه‌ي۵۷۸ و كشف الارتياب،صفحه‌ي۱۳، با اندكي تفاوت در نقل.
[4]ـ كتاب رياض المسائل از كتب نفيسه‌ي "فقه" شيعه است كه در شرح المختصر النّافع تأليف محقّق حلّي صاحب شرايع نوشته شده و معروف به شرح كبير است؛ در قبال "شرح صغير" كه از همين مؤلّف در شرح همان تأليف است و از اينرو مرحوم سيّدعلي در ميان فقهاء عظام به عنوان صاحب رياض شناخته شده است.
[5]ـ منتخب التّواريخ،صفحه‌ي۵۷۸.

[۶]ـ كشف الارتياب،صفحه‌ي۱۸
[۷]ـ كشف الارتياب،صفحات۲۲و۲۳
[۸]ـ همان،صفحات۳۴و۳۵
[۹]ـ همان،صفحه‌ي۳۵

برگرفته از کتاب (توسل) از تالیفات مرحوم آیت الله سید محمد ضیاءآبادی(ره) صفحه ۲۵۴ الی
۲۵۷


تعمير قبور اهل بيت (علیهم السلام) از منظر پيامبراكرم… (صلی الله علیه و آله و سلم)

شيخ طوسي ـ رحمه الله ـ به سند خود از ابي عامر واعظ اهل حجاز نقل مي كند:
عَنِ الصّادِقِ عَنْ اَبيهِ عَنْ جَدِّهِ قالَ: قالَ رَسُولُ الله… لِعَليٍّ: يا اَبَاالْحَسَن اِنَّ اللهَ جَعَلَ قَبْرَكَ وَ قَبْرَ وُلْدِكَ بِقاعاً مِنْ بِقاعِ الْجَنَّةِ وَ عَرَصاتٍ مِنْ عَرَصاتِها؛
وَ اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ قُلُوبَ نُجَباء مِنْ خَلْقِهِ وَ صَفْوَةٍ مِنْ عِبادِهِ نَحْنُ اِلَيْكُمْ وَ تَحْتَمِلُ الْمَذَلَّةَ وَ الاَذي فيكُمْ فَيَعْمُرُونَ قُبُورَكُمْ وَ يُكْثِرُونَ زِيارَتَها تَقَرُّباً مِنْهُمْ اِلَي اللهِ وَ مَوَدَّةً مِنْهُمْ لِرَسُولِهِ… اُولئِكَ يا عَلِيُّ الْمَخْصُوصُونَ بِشَفاعَتِي وَ الْوارِدُونَ حَوضي وَ جيراني غَداً فِي الْجَنَّةِ؛
يا عَلِيُّ مَنْ عَمَرَ قُبُورَهُمْ وَ تَعاهَدَها فَكَانَّما اَعانَ سُلَيمانَ بْنَ داوُدَ عَلي بِنا بَيْتِ الْمُقَدَّسِ وَ مَنْ زارَ قُبُورَهُمْ عَدَلَ ذلِكَ ثَوابَ سَبْعينَ حَجَّةً بَعْدَ حَجَّةِ الاِسْلامِ وَ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ حَتّي يَرْجِعَ مِنْ زِيارَتِكُمْ كَيَومٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ؛
فَاَبْشِرْ يا عَلِيُّ وَ بَشِّرْ اُوليائِكَ وَ محبّيكَ مِنَ النَّعيمِ بِما لاعَيْنٌ رَأَتْ وَ لا اُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لا خَطَرَ عَلَي قَلْبِ بَشَرٍ وَلكِنَّ حُثالَةً مِنَ النّاسِ يُعَيِّروُنَ زُوّارَ قُبُورِكُمْ كَما تُعَيِّرُ الزّانِيَةُ بِزِناها اُولئِكَ شِرارُ اُمَّتِي لا تَنالُهُمْ شَفاعَتِي وَ لا يَرِدُونَ حَوضي؛[1]

 


امام صادق (علیه السلام) به نقل از پدر و جدّ بزرگوارش (علیهِم السلام) مي فرمايد: رسول خدا… (صلی الله علیه و آله و سلم) به علي (علیه السلام) فرمود : اي اباالحسن، خدا قبر تو و قبرهاي فرزندان تو را بقعه ‌هايي از بقاع بهشت و عرصه‌هايي از عرصات جنّت قرار داده و دل‌هاي نجباء از خلق و پاك سرشتان از بندگان خود را چنان كرده كه گرايش به سوي شما دارند و در راه شما و تعمير قبور شما تحمّل ناملايمات مي ‌نمايند و رنج‌ها مي ‌برند.
 قبرهاي شما را تعمير كرده و آباد نگه مي ‌دارند و با اشتياق فراوان و مداوم به زيارت قبرهاي شما مي ‌آيند و بدينوسيله تقرّب به خدا جسته و عرض مودّت به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)… مي ‌نمايند. اينانند يا علي كه مخصوص به شفاعت من مي ‌باشند و وارد حوض من مي ‌گردند و همينانند كه فردا زائران و همسايگان من در بهشت خواهند بود.
 يا علي، هر كس قبرهاي آنان[امامان] را تعمير كرده و در محافظتش بكوشد، مثل آن است كه در ساختن بيت‌المقدّس به سليمان بن داود(علیهِما السلام) ‡اعانت و ياري نموده باشد و ثواب زيارت قبرشان برابر با ثواب هفتاد حجّ پس از حجّة الاسلام [حجّ واجب]مي ‌باشد و زائر به هنگام بازگشت از زيارت شما چنان از[آلودگي] گناهان بيرون مي‌ رود كه مانند روز ولادت از مادر از لوث معاصي پاك مي ‌گردد.[2]
 پس دلشاد باش اي علي و هم دوستداران خود را به نعمتي بشارت ده كه نه چشمي ديده و نه گوشي شنيده و نه بر قلب انساني خطور نموده است وليكن[با اين همه از شرف و فضيلت كه بيان شد]فرومايگاني از مردم هستند كه به زوّار قبر شما چنان با ديده‌ي تحقير و توهين مي ‌نگرند كه نسبت به يك زن زانيه با آن نظر مي‌ نگرند و او را به سبب كار زشت شرم‌آورش توبيخ كرده و سرزنشش مي ‌نمايند. اين نابخردان اشرار امّت من هستند كه شفاعت من به آنان نمي ‌رسد و وارد حوض من نمي ‌گردند.

 

برگرفته از کتاب توسل از تألیفات حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی

----------------------------------------------------


[1]ـ وافي، طبع اسلاميّه، جلد2،ابواب الزيارات، صفحه‌ي196 و بحارالانوار، جلد100، صفحه‌ي120،حديث22، با اندكي تفاوت.


[2]ـ البتّه بايد توجّه داشت كه اين سنخ از بيانات در مقام بيان جنبه‌ي اقتضايي اين نوع از قربات است و مشروط به عدم برخورد با موانعي عظيم از كبائر موبقه و گناهان بزرگ مي‌باشد و به‌ ويژه گناهاني كه حقّي از حقوق مالي يا عرضي مردم را به تباهي كشيده باشد كه در اين صورت آن حسنه‌ي بزرگ يعني زيارت امام (علیه السلام)تأثير اقتضايي خود را از دست خواهد داد و وسيله‌ي ارتقاء روحي انسان نخواهد بود و حقيقت آن كه زيارت به معناي واقعي كلمه‌اش عبارت از اوج گرفتن روح زائر است و منقطع گشتن وي از تعلّقات عالم حيواني و مجذوب شدن او به ساحت قدس و طهارت امام (علیه السلام) كه طبعاً با چنين شرايط و احوال آن چنان بايد در روح وي حال توبه و انقلابي عميق حاصل گردد كه تمام آلودگي ‌ها و فسادهاي گذشته را با شرايط ويژه‌ي توبه‌ي نصوح اصلاح نمايد و هم بر اساس ريشه كن ساختن موجبات فساد از زمين جانش در آينده‌ي عمرش نيز از دست يازيدن به گناه و عصيان خودداري ورزد و در اين صورت است كه همچون روز ولادت از مادر، پاك و مطهّر مي گردد وگرنه بديهي است كه زائر آلوده‌ي غير تائب، با شنيدن اين نوع از ثواب و فضل «زيارت» نتيجه‌اي جز حال تجرّي و گستاخي در امر گناه از زيارت خود نخواهد گرفت. عصمنا الله من الزّلل و وفقنا للعلم و العمل.
 

 

دانلود کتاب توسل (پاسخ جامع به شبهات وارد شده از سوی فرقه ضاله وهابیّت در باب توسل،شفاعت،زیارت‌..... ) { با فرمت pdf } آیت الله سید محمد ضیاء آبادی «مدظله العالی»

 نویسنده محترم در این کتاب ابتدا با ذکر مقّدمه ای در خصوص وظیفه مندی شیعیان در ابطال وسوسه های شیطانی در باب توّسل مطالب مبسوطی را بیان نموده اند،سپس پاسخ به شبهاتی داده می شود که در باب شرک -استعانت از میت و بدعت وارد است آنگاه مسئله شفاعت مطرح شده و در پایان به ریشه و اساس مسلک وهابیّت اشاره شده است.

دانلود مجموعه کتب در خصوص نقد و پاسخ به شبهات و تشکیکات فرقه ص ضاله وهابیت

ضمناً برای آگاهی بیشتر در مورد تاریخ فرقه ضاله وهابیت و مفاسد و جنایات و خرابکاریها  و مرام و مسلک آنها و .... به کتاب ( کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبد الوهاب ) که توسط مرحوم حضرت آیت الله سید محسن امین جبل عاملی (رضوان الله تعالی علیه) تالیف شده است ، مراجعه بفرمایید ، ضمناً این کتاب ارزشمند توسط حجت الاسلام سید ابراهیم سید علوی ترجمه و توسط انتشارات امیر کبیر منتشر شده است.

حضرت آیت الله سید محسن امین جبل عاملی (رضوان الله تعالی علیه)